رابطه کیفیت حسابرسی و نقد شوندگی سهام

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری- دانشگاه الزهرا

2 دانشجوی دکتری حسابداری دانشگاه الزهرا

چکیده

بر اساس سوابق موجود انتظار بر این است که افزایش کیفیت حسابرسی منجر به افزایش کیفیت افشا، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش نقد شوندگی سهام شرکت ها در بازار بورس گردد. لذا در این پژوهش رابطه برخی معیارهای کیفیت حسابرسی(حق­الزحمه حسابرسی، چرخش حسابرسان و اندازه حسابرس) با نقد شوندگی سهام( شکاف قیمت نسبی، شکاف قیمت مؤثر و عمق بازار ) به عنوان متغیر وابسته، مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی در یک نمونه از 64 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و با استفاده از روش تحلیل داده های ترکیبی(پنل) انجام شد.نتایج نشان داد رابطه معناداری بین حق­الزحمه حسابرسی مستقل و معیارهای نقد شوندگی شکاف قیمت مؤثر و عمق بازار وجود ندارد اما رابطه آن با شکاف قیمت نسبی(نقد شوندگی)، مثبت (منفی) و معنادار می باشد.  لذا در مجموع در خصوص رابطه حق­الزحمه حسابرسی مستقل با نقد شوندگی سهام نتیجه قطعی حاصل نگردید هر چند، شواهد به سمت عدم وجود رابطه معنادار قوی تر است.همچنین نتایج نشان داد شرکت­هایی که به­وسیله مؤسسات حسابرسی بزرگ حسابرسی می شوند، سهام نقد شونده تری دارند. بعلاوه یافته­های این مقاله حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین چرخش حسابرسان و نقد شوندگی سهام بود.
 
Abstract
  According to the literature, It is expected that increase in Audit Quality results in higher disclosure quality and lower information asymmetry which this in turn leads to increase in stock market liquidity of firms. In this paper, we investigated the relationship between some measures of audit quality (Independent Audit Fee, Auditors’ Tenure & Size) and stock market liquidity (Quoted Spread, Effective Spread & Market Depth).This study has been done using a sample of 64 listed companies in Tehran Stock Exchange and panel data analysis. The results suggest that there is not a meaningful relationship between independent audit fee and market depth & effective spread but it’s relation with quoted spread (liquidity) is positive (negative) and meaningful. So, altogether evidences are mixed but stronger toward no significant relation between liquidity and audit fee.
Moreover, findings confirmed a positive and significant relationship between stock liquidity and audit institute size but not meaningful relationship between liquidity and auditors’ tenure.

کلیدواژه‌ها


رابطه کیفیت حسابرسی و نقد شوندگی سهام

 

 

سید حسین علوی طبری

تاریخ دریافت: 14/4/1394              تاریخ پذیرش: 18/6/1394

[1]

حدیثه حاجی مرادخانی[2]

 

 

چکیده

بر اساس سوابق موجود انتظار بر این است که افزایش کیفیت حسابرسی منجر به افزایش کیفیت افشا، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش نقد شوندگی سهام شرکت ها در بازار بورس گردد. لذا در این پژوهش رابطه برخی معیارهای کیفیت حسابرسی(حق­الزحمه حسابرسی، چرخش حسابرسان و اندازه حسابرس) با نقد شوندگی سهام( شکاف قیمت نسبی، شکاف قیمت مؤثر و عمق بازار ) به عنوان متغیر وابسته، مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی در یک نمونه از 64 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و با استفاده از روش تحلیل داده های ترکیبی(پنل) انجام شد.نتایج نشان داد رابطه معناداری بین حق­الزحمه حسابرسی مستقل و معیارهای نقد شوندگی شکاف قیمت مؤثر و عمق بازار وجود ندارد اما رابطه آن با شکاف قیمت نسبی(نقد شوندگی)، مثبت (منفی) و معنادار می باشد.  لذا در مجموع در خصوص رابطه حق­الزحمه حسابرسی مستقل با نقد شوندگی سهام نتیجه قطعی حاصل نگردید هر چند، شواهد به سمت عدم وجود رابطه معنادار قوی تر است.همچنین نتایج نشان داد شرکت­هایی که به­وسیله مؤسسات حسابرسی بزرگ حسابرسی می شوند، سهام نقد شونده تری دارند. بعلاوه یافته­های این مقاله حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین چرخش حسابرسان و نقد شوندگی سهام بود.

 

واژه‌های کلیدی:شکاف قیمت نسبی، شکاف قیمت مؤثر، عمق بازار ریالی، حق­الزحمه حسابرسی مستقل، اندازه و چرخش حسابرس.

 

 

1- مقدمه

حسابرسی به عنوان اعتباردهنده به گزارشگری مالی، نقشی با اهمیت در افزایش کیفیت افشای حسابداری دارد (دی آنجلو[i]،1981 و هیلی و پالپو[ii] ،2001). همچنان­که پنمن[iii] (2003) نیز در مقاله خود کیفیت حسابرسی را به عنوان یکی از عوامل مؤثر بر کیفیت افشای اطلاعات اثبات نموده است. کیفیت حسابرسی به معنی عاری بودن صورت‌های مالی حسابرسی شده از تحریفات با اهمیت است. در ایران نیز، تحقیقات نشان داده اند که اندازه حسابرس و نوع گزارش وی، اثر مثبت بر کیفیت افشا دارد (ستایش و کاظم نژاد،1391 ؛ بنی مهد و شریف،1389)

کیفیت افشا در واقع یکی از ساز و کارهای حاکمیت شرکتی قلمداد می­شود. به لحاظ تئوریکی، افشای با کیفیت با کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه و در نتیجه افزایش حجم معاملات و ارزش بازار سهام همراه است که این امر به نوبه خود منجر به افزایش نقد شوندگی سهام می­گردد    (آمیهود و مندلسون[iv]،1988). منظور از نقد شوندگی، سهولت خرید و فروش سهام بدون تغییر در قیمت آن می­باشد(آمیهود، 2002). در ایران نیز رابطه مثبت بین کیفیت افشاء و نقد شوندگی سهام اثبات شده است( فخاری و محمدی، 1388؛ ثقفی و مرفوع،1390). بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که افزایش کیفیت حسابرسی منجر به بهبود کیفیت افشای اطلاعات و این امر به نوبه خود باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش نقد شوندگی سهام می­شود.

در این مقاله، به این پرسش پاسخ داده می­شود که آیا بین کیفیت حسابرسی( ویژگی­های حسابرسی) و نقد شوندگی سهام در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد. آنچه این تحقیق به سوابق موجود اضافه می­کند بررسی تبعات اقتصادی رابطه حسابرس و صاحبکار در بازار مالی ایران است که در گذشته کمتر به طور مستقیم و از جنبه نقد شوندگی به آن پرداخته شده است. فرض بر این است که ویژگی­های حسابرسی، سیگنال­هایی را به بازار سهام مخابره می­کند. این سیگنال­ها می تواند بر انتظارات بازار یا انتظارات سرمایه گذاران تأثیر بگذارد که اولی از طریق تغییر در بازده و دومی از طریق تغییر در نقد شوندگی سهام اندازه گیری می­شود(گال و لی[v]، 2010). این مقاله بر تغییری که در انتظارات سرما یه گذاران ایجاد می­شود، تمرکز دارد.

از دیگر نوآوری­های این پژوهش طراحی نرم افزارEx-miner به­وسیله مولف است که با استفاده از آن، برای اولین بار در ایران معیارهای عدم نقد شوندگی شکاف قیمت مؤثر و نقد شوندگی عمق بازار حجمی سهام محاسبه می­گردد. این نرم افزار برای محاسبه معیارهای نقد شوندگی از تمام قیمت­های پیشنهادی خرید و فروش سهام طی تمام روزهای معاملاتی استفاده می­کند و نیاز به نمونه گیری را مرتفع می سازد لذا محاسبات از دقت بیشتری بر خوردار هستند.

 

 

 

2-مبانی نظری

نقش حسابرسان در بازار سهام مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. حسابرسان دو نقش با اهمیت اطلاعاتی و اطمینان بخشی در بازار سهام دارند، آن­ها با گزارش خود به قابلیت اتکای اطلاعات می­افزایند و هزینه سرمایه شرکت را کاهش می­دهند. از سوی دیگر کیفیت حسابرسی بر عدم تقارن اطلاعاتی بین معامله گران و در نتیجه بر نقدشوندگی سهام اثر می­گذارد. نقد شوندگی مفهومی چند بعدی است و برای سنجش آن از متغیرهای مختلفی استفاده می­شود. بعلاوه اندازه‌گیری کیفیت واقعی حسابرسی به سادگی میسر نیست، زیرا موضوعی غیر قابل مشاهده و قضاوتی است و فقط می‌توان آن را پس از اجرای حسابرسی ارزیابی کرد(حکیم و عمری[vi]، 2010). در این مقاله از سه متغیر رایج مورد استفاده در تحقیقات، برای ارزیابی کیفیت حسابرسی استفاده می­شود: حق­الزحمه حسابرسی مستقل، اندازه مؤسسه حسابرسی و چرخش[vii] حسابرس. در واقع در انتخاب این متغیرها بر ورودی فرآیند حسابرسی یعنی حسابرس تأکید شده است.

حق­الزحمه حسابرسی متغیری است که برخی مطالعات از آن به عنوان معیار کیفیت حسابرسی استفاده کرده‌اند. در این خصوص دیدگاه­های متفاوتی وجود دارد. در یک سو این نظر وجود دارد که وقتی حسابرسان حق‌الزحمه‌های بالایی از صاحبکاران خود دریافت می­کنند، تمایل بیشتری دارند که قرارداد خود را با همان صاحبکار تمدید کنند. این موضوع می‌تواند استقلال حسابرسان را خدشه دار کرده و منجر به کاهش کیفیت حسابرسی شود. همچنان­که نوروش و رمضانی(1389) نشان دادند وابستگی اقتصادی حسابرس به صاحبکار عامل مؤثری بر استقلال حسابرسان در ایران است. رانی و همکاران(2007) نیز وجود همبستگی منفی بین حق­الزحمه و کیفیت حسابرسی را در آمریکا اثبات کرده اند.

در سوی دیگر این دیدگاه وجود دارد که با فرض ثابت بودن سایر شرایط، حق­الزحمه بیشتر به معنای کیفیت حسابرسی بالاتر است زیرا مؤسسات حسابرسی بزرگ و با کیفیت، حق­الزحمه­های بیشتری طلب می­کنند(پالمروس[viii]، 1988؛ حکیم و عمری،2010). وجود رابطه مثبت و معنادار بین حق­الزحمه حسابرسی و اندازه حسابرس در ایران نیز اثبات شده است(علوی و همکاران،1390؛ داروغه حضرتی و پهلوان،1391). همچنین کافی نبودنحق‌الزحمه، انگیزه‌ای است برای کاهش بهای تمام شده حسابرسی و درنتیجهکاهش زمان حسابرسی، میزان آزمون‌ها، اجرا نکردن روش‌های حسابرسی مناسب و کافی، توجه بیشتر به شکل کار (پرونده‌سازی) به جای محتوا ودر نهایت کاهش کیفیت حسابرسی(آزاد و هوشمند، 1392).

معیار دیگر کیفیت حسابرسی، اندازه حسابرس است. اولین بار دی آنجلو (1981) بیان کرد که مؤسسه‌های حسابرسی بزرگ، انگیزه قوی‌تری برای ارائه حسابرسی با کیفیت تر دارند، زیرا آن­ها بر اساس فرضیه "جیب­های گشاد"[ix]حاضر به از دست دادن شهرت خود به هر قیمتی نیستند و از آنجا که تعداد مشتریان آن­ها زیاد است، نگرانی بابت از دست دادن مشتری نیز ندارند. این مؤسسات به دلیل دسترسی به منابع و امکانات بیشتر برای آموزش حسابرسان و انجام آزمون‌های مختلف، خدمات حسابرسی با کیفیت تری ارائه می­کنند. همچنین شهرت، انگیزه‌ای برای حفظ استقلال حسابرسان است.

این فرضیه توسط محققین بسیاری در سراسر جهان آزمون شده و نتایج متضادی به دست آمده است. به عنوان مثال در ایران حساس یگانه و آذرین فر(1389) به این نتیجه رسیدند که اندازه مؤسسه حسابرسی رابطه معنادار و معکوس با کیفیت حسابرسی دارد. این در حالی است که هشی و مظاهری فرد(1392) با استفاده از معیارهای مختلفی برای اندازه، اتفاقا به این نتیجه رسیدند که رابطه مثبت و معناداری بین اندازه حسابرس و کیفیت حسابرسی وجود دارد. اما در خصوص رابطه این متغیر با کیفیت افشای حسابداری، بنی مهد و شریف (1389) ثابت کردند اندازه مؤسسه حسابرسی تأثیری بر رتبه افشای شرکت­ها ندارد. سجادی و همکاران (1388) نیز به رابطه معناداری بین اندازه مؤسسه حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی دست پیدا نکردند. این در حالی است که ستایش و کاظم نژاد (1391)  بر خلاف این محققین به رابطه مثبت و معنادار ی بین اندازه حسابرس و کیفیت افشاء اشاره می کنند. نتایج متضاد این تحقیقات، تأثیر اندازه حسابرس بر نقد شوندگی سهام شرکت را در هاله­ای از ابهام قرار می­دهد.

پس از رسوایی­های پیش آمده در خصوص شرکت­های انرون و ورلدکام[x]، با تصویب قانون ساربینز آکسلی[xi]، چرخش مؤسسات حسابرسی برای حل مسئله استقلال حسابرسان و افزایش کیفیت خدمات حسابرسی مورد توجه قرار گرفت. در ایران نیز تبصره 2 ماده 10 دستورالعمل مؤسسات حسابرسی سازمان بورس و اوراق بهادار مصوب 8/5/1386 و اصلاحیه مورخ 17/11/1390 شورای عالی بورس و اوراق بهادار الزام می‌کند: «مؤسسات حسابرسی و شرکای مسوول کار حسابرسی هر یک از اشخاص حقوقی مجاز نیستند بعد از گذشت 4 سال متوالی، بار دیگر سمت حسابرس مستقل و بازرس قانونی شرکت صاحبکار را بپذیرند. پذیرش مجدد حسابرسی اشخاص یادشده پس از سپری شدن حداقل 2 سال از پایان دوره 4 ساله مزبور مجاز است (دیلمی پور، 1391).

واقعیت این است که چرخش مؤسسات حسابرسی مانند یک شمشیر دولبه است و نتایج متضاد تحقیقات مختلف در سراسر دنیا نیز این امر را ثابت کرده. از یک دیدگاه چرخش حسابرسان موجب افزایش کیفیت حسابرسی می­شود زیرا بر اساس مفهوم "شبه رانت"[xii]حسابرس مستقل در سال­های اولیه حسابرسی صاحبکار متحمل هزینه­های اولیه می شود لذا به منظور جبران آن­ها تمایل به حفظ صاحبکار خود دارد و همین امر ممکن است استقلال وی را به خطر اندازد. همچنین درصورت تغییر اجباری، حسابرسان در موقعیتی قرار می­گیرند که بتوانند در مقابل فشارها و خواسته­های مدیران مقاومت کرده و قضاوت بی­طرفانه تری به­کار گیرند. چرخش همچنین این اطمینان را ایجاد می­کند که حسابرسان فعلی به صورت فرصت طلبانه ای خلاف منافع سهامداران عمل نمی­کنند(رحیمیان و شکری،1392).

از دیدگاه دیگر چرخش حسابرس موجب کاهش کیفیت حسابرسی می­شود زیرا در دوره ارتباط طولانی تر حسابرس شناخت بیشتری از صاحبکار کسب کرده و هوشیاری وی از کار بیشتر می­شود بنابراین با چرخش و قطع ارتباط، ریسک حسابرسی افزایش می­یابد. چرخش همچنین هزینه­های حسابرسی را افزایش می­دهد و این هزینه به هر دو طرف تحمیل خواهد شد(رحیمیان و شکری،1392). یادآور می­شود حساس یگانه و جعفری (1389) نشان داده اند که چرخش مؤسسات حسابرسی در ایران منجر به افزایش کیفیت حسابرسی نمی­شود. نتایج کرمی و همکاران (1390) نیز حاکی از آن است که با افزایش دوره تصدی حسابرس (چرخش کمتر)، انعطاف پذیری مدیریت در استفاده از اقلام تعهدی اختیاری یا به عبارتی مدیریت سود افزایش می­یابد.

 

3-پیشینه تحقیق

از جمله تحقیقات داخلی و خارجی که به بررسی رابطه متغیرهای مرتبط با حسابرسی و نقد شوندگی سهام پرداخته اند، می توان به موارد زیر اشاره کرد.

ملکیان کله بستی و همکاران(1390) رابطه اندازه مؤسسه حسابرسی و سال­های متوالی حسابرسی[xiii] را با اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام آزمون کردند. روش مورد استفاده آن­ها رگرسیون ترکیبی، دوره مورد بررسی آن­ها 1384 تا 1387 و نمونه ایشان متشکل از 108 شرکت     می­باشد. نتایج آن­ها حاکی از عدم وجود ارتباط معنادار بین مؤسسات حسابرسی بزرگ و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و وجود رابطه منفی و معنادار بین تعداد سال­های متوالی حسابرسی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام است. در پژوهش حاضر، کار ملکیان کله بستی و همکاران را به­صورت افقی و عمودی بسط و دو معیار مازاد و جدید نقد شوندگی و نیز دو معیار دیگر از کیفیت حسابرسی را مورد توجه قرار می­دهیم. علاوه بر­این چون در این پژوهش برای محاسبه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام، نرم افزاری طراحی شد که تمام قیمت­های پیشنهادی خرید و فروش سهام را در نظر می گیرد، کار متفاوت است.

آسیوکلو[xiv] و همکاران(2004) با استفاده از رگرسیون­های مقطعی برای 1224 شرکت عضو S&P1500 در سال 2000، تنها به شواهد ضعیفی دست یافتند مبنی بر این که افزایش حق­الزحمه حسابرسی، کیفیت افشاء و نقد شوندگی سهام را کاهش می­دهد. از جمله معیارهای نقد شوندگی مورد استفاده آن­ها، شکاف قیمت نسبی و مؤثر می­باشد.

الموتیری[xv]و همکاران(2009) رابطه تخصص صنعتی حسابرس و سال­های متوالی حسابرسی را با شکاف قیمت نسبی برای یک نمونه از 31689 سال- شرکت طی دوره 1992 الی2001، در بورس آمریکا بررسی کردند. نتایج حاصل از تحلیل پنل نشان داد رابطه منفی (مثبت) بین تخصص حسابرس و شکاف قیمت نسبی(نقد شوندگی سهام) وجود دارد. یافته­های آن­ها همچنین ثابت کرد بین طول مدت ارتباط حسابرس با شرکت و شکاف قیمت نسبی یک رابطه U شکل وجود دارد. در سال­های اولیه ارتباط شکاف قیمت (نقد شوندگی سهام) افزایش(کاهش)، سپس کاهش(افزایش) و با طولانی شدن دوره ارتباط مجددا افزایش (کاهش) می­یابد.

حکیم و عمری(2010) رابطه شکاف قیمت نسبی را با اندازه حسابرس، تخصص صنعتی حسابرس و سال­های متوالی حسابرسی در بین 42 شرکت پذیرفته شده در بازار سهام تونس، طی دوره 2000 الی 2006 بررسی کردند. نتایج حاصل از تحلیل پنل نشان داد بین اندازه حسابرس و تخصص صنعتی وی با شکاف قیمت نسبی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. یعنی استفاده از مؤسسات حسابرسی چهار بزرگ و دارای تخصص، نقد شوندگی سهام را افزایش می­دهد. همچنین رابطه مثبت و معناداری بین سال­های متوالی حسابرسی و شکاف قیمت نسبی سهام وجود داشت یعنی عدم تغییر حسابرس در تونس منجر به کاهش نقد شوندگی سهام می­شد.

گال و لی(2010) با استفاده از رگرسیون­های تلفیقی در یک نمونه از 9241 شرکت عضو بورس اوراق بهادار کره طی دوره 1995 الی 2005 نشان دادند که نقد شوندگی سهام با کیفیت حسابرس مرتبط است. آن­ها ثابت کردند شرکت­هایی که حسابرس خود را از یک مؤسسه با کیفیت (چهار بزرگ) به یک مؤسسه حسابرسی با کیفیت پائین تر تغییر می­دهند، کاهش با اهمیتی را در نقد شوندگی سهام خود تجربه می­کنند. از جمله معیارهای نقد شوندگی مورد استفاده آن­ها، نسبت بازده صفر و شاخص رال می­باشد.

فرینو[xvi]و همکاران(2013) رابطه حق­الزحمه حسابرسی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را در یک نمونه از 108 شرکت پذیرفته شده در بورس ایتالیا طی دوره 2008 الی 2011 بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که رابطه مثبت (منفی) و معناداری بین حق­الزحمه حسابرسی و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام(نقد شوندگی) وجود دارد.

بر مبنای تحقیقات مذکور، در این پژوهش رابطه بین کیفیت حسابرسی و نقد شوندگی سهام در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

4-فرضیه­های تحقیق

در راستای دست یابی به هدف پژوهش و به استناد بخش­های گذشته، فرضیه­های زیر تدوین شده است. به دلیل وجود نظرات متضاد در خصوص متغیرهای مستقل(معیارهای کیفیت حسابرسی) که در بخش مبانی نظری مفصلا به آن پرداخته شد، در این فرضیه­ها جهتی برای روابط تعیین نشده است.

1)    بین حق­الزحمه حسابرسی مستقل و نقد شوندگی سهام رابطه معناداری وجود دارد.

2)    بین اندازه مؤسسه حسابرسی و نقد شوندگی سهام رابطه معناداری وجود دارد.

3)    بین چرخش حسابرس و نقد شوندگی سهام رابطه معناداری وجود دارد.

 

5-روش شناسی تحقیق

5-1- انتخاب نمونه و نوع تحقیق

جامعه آماری این تحقیق شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره پنج ساله 1387 الی 1391 می باشد. نمونه مورد مطالعه از بین شرکت­های فعال در شش صنعت سیمان، مواد دارویی، شیمیایی، خودرو، فلزات اساسی و غذایی که بیشترین تعداد شرکت­ها را در بر دارند،  با شرایط زیر انتخاب شده است. لذا نهایتا یک نمونه از 64 شرکت(320  سال- شرکت)  مورد تحلیل قرار گرفت.

1)    سال مالی آن­ها منتهی به پایان اسفند ماه باشد.

2)    طی سال­های مذکور، سهام آن­ها در بورس معامله شده باشد.

3)    تعداد روزهای معاملاتی آن­ها طی دوره تحقیق از 660 روز{2/(5سال*12ماه*22روز)} کمتر نبوده و در هیچ سالی کمتر از 50 روز معاملاتی یکنواخت نداشته باشند.

4)    شرکت از نوع هلدینگ­ها، سرمایه گذاری­ها و شرکت­های قبل از بهره برداری نباشد.

5)    حق­الزحمه حسابرسی مستقل آن­ها در دسترس باشد.

لازم به ذکر است این تحقیق از نظر هدف، کاربردی، از نظر روش جمع آوری داده، توصیفی و از نظر روش تحلیل، رگرسیونی است.

 

5-2-تعریف متغیرها و نحوه جمع آوری داده­ها

5-2-1-متغیرهای وابسته:  معیارهای نقد شوندگی سهام                            

سه معیار نقد شوندگی به عنوان متغیر وابسته در این تحقیق مورد استفاده قرار می­گیرند: شکاف قیمت نسبی[xvii] ، شکاف قیمت مؤثر[xviii] و عمق بازار[xix]. دو معیار اول معیار عدم نقد شوندگی هستند و علایم آن­ها برخلاف معیار سوم یعنی عمق بازار به صورت عکس مورد تفسیر قرار می­گیرد. این دو معیار به عنوان نسبتی از قیمت متوسط[xx]تعریف می­شوند. یعنی اگر Askو Bidبه ترتیب بهترین پیشنهادهای فروش و خرید سهام باشند، M یا همان قیمت متوسط به­صورت   (Ask + Bid)/2 محاسبه می­شود و خواهیم داشت:

1- شکاف قیمت نسبی(QS): اختلاف پائین ترین قیمت پیشنهادی فروش و بالاترین قیمت پیشنهادی خرید سهم تقسیم بر قیمت متوسط. این شاخص به صورت روزانه برای هر شرکت محاسبه و سپس برای هر سال از میانگین مقادیر روزانه به­دست می­آید( کیل و لون[xxi]، 2011 و آسیوکلو و همکاران، 2004).          

(1)

 

2- شکاف قیمت مؤثر (Es): دو برابر قدرمطلق اختلاف آخرین قیمت معامله روز و قیمت متوسط تقسیم بر قیمت متوسط. این شاخص به صورت روزانه برای هر شرکت محاسبه و سپس برای هر سال از میانگین شاخص روزانه به­دست می­آید( کیل و لون ، 2011 و آسیوکلو و همکاران، 2004). 

 

(2)

 

3- عمق بازار(MD): این شاخص به اشکال مختلفی محاسبه می­شود. در اینجا از شکل لگاریتمی عمق حجمی یا مقداری بازار استفاده می­شود. این شاخص به صورت روزانه محاسبه شده و سپس برای یکسال از میانگین مقادیر روزانه به­دست می­آید. و به ترتیب مجموع حجم تقاضای خرید و فروش سهام مربوط به بهترین پیشنهاد­های قیمتی می­باشند (باتلر[xxii]و همکاران ، 2002).

(3)

داده­های مربوط به قیمت و حجم پیشنهادی خرید و فروش روزانه سهام از نرم افزار موجود در کتابخانه سازمان بورس استخراج گردیده و منبع آن شرکت مدیریت فناوری است. این داده­ها سپس با برنامه نویسی در محیط سی شارپ پردازش شده اند.

 

5-2-2- متغیرهای مستقل :  معیارهای کیفیت حسابرسی

1)    اندازه مؤسسه حسابرسی(Audit Size): در صورتی که حسابرس، سازمان حسابرسی یا مؤسسه مفید راهبر باشد عدد یک و در غیر این­صورت عدد صفر به خود می­گیرد.

2)    چرخش حسابرس(Rotation): در صورتی که حسابرس نسبت به سال قبل تعویض شده باشد عدد یک و در غیر این­صورت عدد صفر به خود     می­گیرد.

3)    حق­الزحمه حسابرسی مستقل(Audit FeeLN): لگاریتم طبیعی مجموع حق­الزحمه پرداخت شده به حسابرس مستقل بابت خدمات حسابرسی مالی و مالیاتی است.

اطلاعات این سه متغیر از صورت­های مالی حسابرسی شده، گزارش­­های هیات مدیره موجود در شبکه کدال و تماس تلفنی با شرکت­ها گردآوری شده است.

 

5-2-3-متغیرهای کنترلی

متغیرهای کنترلی این تحقیق به شرح زیر، متغیرها یی هستند که در گذشته در تحقیقات داخلی حوزه نقد شوندگی سهام مورد استفاده قرار گرفته و عمدتا معنادار بوده اند. اطلاعات روزانه مربوط به روزهای معاملاتی، ارزش بازار سهام، بازده و قیمت سهام از نرم افزار رهاورد نوین استخراج شده است.

1)    اندازه شرکت (FirmSize): معیار عدم تقارن اطلاعاتی است و از دیدگاه تئوریکی رابطه مثبتی بین اندازه و نقد شوندگی در ادبیات وجود دارد. در این مقاله این متغیر با لگاریتم طبیعی ارزش بازار سهام شرکت در پایان سال نشان داده می شود.

2)    اهرم (LEV): عبارتست از کل بدهی شرکت تقسیم بر ارزش بازار سرمایه بعلاوه ارزش دفتری کل بدهی. اهرم بیشتر، درجه ریسکی بودن شرکت را افزایش و سرمایه گذاران ریسک گریز را از معامله باز می دارد لذا نقد شوندگی سهام را کاهش می دهد.

3)    تغییرپذیری بازده سهام (LVR): لگاریتم طبیعی انحراف معیار بازده­های روزانه سهام است. هرچه نوسانات بازده سهام شرکت بیشتر باشد، ریسک شرکت بیشتر و نقد شوندگی سهام آن کمتر خواهد بود.

4)    تعداد روزهای معاملاتی(TD): بعنوان نماینده  فعالیت­های معاملاتی، عامل مهمی در تبیین نقد شوندگی سهام قلمداد می شود.

5)    قیمت سهام (LNPrice):  لگاریتم طبیعی قیمت سهام شرکت در پایان سال است.

 

5-3- تبیین مدل و روش تجزیه و تحلیل داده­ها

با توجه به متغیرهای تعریف شده در بالا، مدل زیر برای آزمون فرضیه­های پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد. متغیرهای مربوطه در بخش قبل توضیح داده شده اند و از تکرار مجدد در این قسمت خودداری می گردد.

 

 

باتوجه به اینکه سه متغیر وابسته به عنوان شاخص­های نقد شوندگی تعریف شد، مجموعا سه رگرسیون چند متغیره با استفاده از روش تحلیل داده­های ترکیبی(پنل) و نرم افزارهای7Eviews  و Stata12 برازش و تحلیل می­گردد.

(4)

 

 

 (5)

 

 

(6)

 

 

6-یافته­های آماری پژوهش

6-1- برازش مدل­ها و آزمون فرضیه­ها

همان­طور که پیش­تر بیان شد، در این مقاله از سه معیار مختلف نقد شوندگی استفاده و در مجموع سه رگرسیون برازش گردید. با توجه به اینکه شکاف قیمت نسبی(QS) و شکاف قیمت مؤثر(ES) معیار عدم نقد شوندگی هستند، علامت آن­ها به صورت معکوس تفسیر می­شود. بر اساس نتایج به دست آمده در جدول 1، داده­ها دچار مشکل همخطی نیستند(VIF<10). بر اساس نتایج گزارش شده در جدول 2 می توان گفت:

1)    آماره کای– دو(مربوط به آزمون والد تعدیل شده) حاکی از آن بود که داده­ها دچار ناهمسانی واریانس هستند که این مشکل با استفاده از روش GLS رفع گردید.

2)    آماره دوربین واتسون نشان دهنده عدم وجود خود همبستگی در اجزای اخلال الگوها است.

3)    نتایج آماره­های F لیمر نشان از مناسب بودن روش تحلیل پنل در مقابل پول دارد.

4)    آماره F در هر سه رگرسیون برازش شده حاکی از معناداری کلی مدل می باشد.

5)    با توجه به آماره­های F لیمر و H هاسمن، روش مناسب برای هر رگرسیون انتخاب و گزارش گردیده است.

 

جدول 1- آزمون همخطی

متغیر

VIF

1/VIF

حق­الزحمه حسابرسی

LN Audit Fee

2.63

0.38

اندازه حسابرس

Audit Size

1.56

0.63

چرخش حسابرس

Rotation

1.06

0.94

اندازه شرکت

Firm Size

2.43

0.41

اهرم

LEV

3.22

0.31

تغییرپذیری بازده سهام

LVR

1.08

0.92

روزهای معاملاتی

TD

1.39

0.71

قیمت سهام

LN Price

2.45

0.4

عامل تورم واریانس

((Mean VIF

1.98

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

آزمون فرضیه اول پژوهش

نتایج حاصل از رگرسیون­های ترکیبی در جدول 2 نشان می­دهد رابطه معناداری بین شکاف قیمت مؤثر(ES) و عمق بازار(MD) با حق­الزحمه حسابرسی مستقل (LN Audit Fee) وجود ندارد و با استفاده از این دو متغیر وابسته به عنوان معیار نقد شوندگی، فرضیه اول پژوهش رد  می­شود. این در حالی است که بین شکاف قیمت نسبی (نقد شوندگی سهام) و حق­الزحمه حسابرسی رابطه مثبت(منفی) و معناداری مشاهده می­شود و با استفاده از این متغیر وابسته (QS) به عنوان معیار نقد شوندگی سهام، فرضیه اول پژوهش تائید می­شود. لذا در مجموع می توان گفت نتایج در خصوص رابطه نقد شوندگی سهام و حق­الزحمه حسابرسی مستقل در ایران درهم است لکن با توجه به معنادار نبودن این رابطه در دو رگرسیون از سه رگرسیون برازش شده، نتیجه به نفع رد فرضیه اول پژوهش می­باشد.

 

آزمون فرضیه دوم پژوهش

بر اساس آماره­های T وprob مربوط به متغیر Audit Size در جدول 2، می­توان نتیجه گرفت رابطه اندازه مؤسسه حسابرسی با هر سه معیار نقد شوندگی سهام معنادار است و فرضیه دوم پژوهش تائید می­شود.  این بدین معنا است که هرچه اندازه مؤسسه حسابرسی بزرگ تر باشد، نقد شوندگی سهام در بازار بورس اوراق بهادار بیشتر خواهد بود.

 

آزمون فرضیه سوم پژوهش

بر اساس آماره­های T وprob  مربوط به متغیر Rotation در جدول 2، می توان نتیجه گرفت که در هر سه رگرسیون برازش شده رابطه معناداری بین چرخش حسابرس و نقد شوندگی سهام وجود ندارد و بنابراین فرضیه سوم پژوهش رد می­شود.

 

جدول 2- نتایج تحلیل آماری

معیارهای نقد شوندگی

ES

QS

MD

متغیرها / توضیحات

آماره

Prob.

آماره

Prob.

آماره

Prob.

حق­الزحمه حسابرسی(LN Audit Fee)

1.061

0.290

2.041

0.042**

-1.638

0.103

اندازه حسابرس(Audit Size)

-2.033

0.043**

-1.844

0.066*

2.50

0.013**

چرخش حسابرس(Rotation)

-1.220

0.224

0.732

0.465

-0.799

0.425

اندازه شرکت(Firm Size)

-5.677

0.000***

-0.191

0.849

6.191

0.000***

(LEV)اهرم

1.475

0.142

-0.017

0.987

-10.363

0.000***

(LVR)تغییر پذیری بازده

8.602

0.000***

2.017

0.045**

-4.942

0.000***

(TD)روزهای معاملاتی

-3.569

0.000***

-4.643

0.000***

11.998

0.000***

(LNPriceقیمت سهام (

3.884

0.000***

-1.955

0.052*

-2.666

0.008***

(C)عرض از مبدا

6.683

0.000***

-0.102

0.919

9.730

0.000***

(R2)ضریب تعیین

0.554

-

0.197

 

0.923

-

ضریب تعیین تعدیل شده

0.423

-

0.176

 

0.901

-

آماره F

4.315

0.000

9.499

0.000

41.560

0.000

آماره دوربین-واتسون

2.284

-

1.816

 

2.303

-

آماره کای دو

11000

0.000

66481

0.000

1806

0.000

Period F

0.370

0.830

1.074

0.369

0.517

0.723

Cross-section F

2.171

0.000

1.753

0.001

7.543

0.000

آماره هاسمن

70.1

0.0013

11.475

0.176

69.599

0.000

روش برگزیده

اثرات ثابت یک طرفه

اثرات تصادفی

اثرات ثابت یک طرفه

سال-شرکت

320

320

320

*, **و *** به ترتیب نشان دهنده معناداری در سطوح10% ، 5% و 1% است.

منبع: یافته های پژوهشگر

6-2- تحلیل معناداری متغیرهای کنترلی

1)    اندازه شرکت (Firm SIZE) : در دو رگرسیون از سه رگرسیون برازش شده، رابطه مثبت و معناداری بین اندازه شرکت و نقد شوندگی سهام به­دست آمده است. نتیجه حاصل با نتایج اکثر تحقیقات داخلی که اندازه را با لگاریتم ارزش بازار شرکت نشان داده اند نظیر ثقفی و مرفوع (1390) و رحمانی و همکاران (1389) منطبق می­باشد.

2)    اهرم (LEV): نتایج حاصل از دو رگرسیون از سه رگرسیون برازش شده (مربوط به شکاف قیمت نسبی و مؤثر) نشان می­دهد رابطه معناداری بین اهرم و نقد شوندگی سهام وجود ندارد این نتیجه خلاف انتظارات تئوریکی و منطبق با نتیجه احمد پور و رسائیان ( 1385) است. اما در یکی از رگرسیون­ها که از عمق بازار به عنوان متغیر وابسته استفاده شده است، رابطه منفی و معناداری بین اهرم و نقد شوندگی سهام مشاهده می­شود که با انتظارات تئوریکی و نیز با نتایج تحقیقات دریایی و همکاران (1390) و یعقوب نژاد و همکاران(1390) همسو است.

3)    تغییرپذیری بازده سهام(LVR): یافته­های ما نشان می­دهد رابطه منفی و معناداری بین تغییرپذیری بازده و نقد شوندگی سهام وجود دارد لذا این نتیجه منطبق با انتظارات تئوریکی است. نتایج تحقیقات داخلی در خصوص این متغیر معنادار اما جهت رابطه در آن­ها درهم است نظیر ثقفی و مرفوع(1390)، ایزدی نیا و رامشه(1390) و یعقوب نژاد و همکاران(1390).

4)    تعداد روزهای معاملاتی(TD): نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین نقد شوندگی سهام و روزهای معاملاتی است. این نتیجه منطبق با انتظارات تئوریکی و تحقیق احمد پور و رسائیان(1385) است.

5)    قیمت سهم (LNPrice): براساس نتایج به دست آمده رابطه معناداری بین قیمت سهم و نقد شوندگی سهام وجود دارد اما جهت رابطه درهم است. این وضعیت در اغلب تحقیقات داخلی که از قیمت سهام استفاده نموده اند نظیر ایزدی نیا و رامشه (1390)،  رحمانی و همکاران(1389) و احمد پور و رسائیان(1385) نیز مشاهده می­شود .

 

7- بحث و نتیجه گیری

این تحقیق رابطه برخی معیارهای کیفیت حسابرسی را با نقد شوندگی سهام بررسی نمود. معیارهای کیفیت به­کار رفته عبارتند از : حق­الزحمه حسابرسی مستقل، اندازه مؤسسه حسابرسی و چرخش حسابرس و معیارهای نقد شوندگی سهام نیز عبارتند از : شکاف قیمت نسبی و شکاف قیمت مؤثر (که در واقع عدم نقد شوندگی سهام را می سنجند) و شاخص عمق بازار ریالی.نتایج حاصل از رگرسیون­های ترکیبی (پنل) حاکی از آن است کهحق­الزحمه حسابرسی مستقل رابطه معناداری با معیارهای شکاف قیمت مؤثر و عمق بازار ندارد اما رابطه آن با اختلاف قیمت نسبی(نقد شوندگی) مثبت (منفی) و معنادار می باشد که این نتیجه دوم با تحقیق فرینو و همکاران (2013) منطبق است.در مجموع در خصوص رابطه حق­الزحمه حسابرسی مستقل با نقد شوندگی سهام نتیجه گیری قطعی نمی توان کرد هر چند شواهد به سمت عدم وجود رابطه معنادار قوی تر می باشد و از این جهت تا حدودی با پژوهش آسیوکلو و همکاران (2004) منطبق است.

یافته­های ما همچنین نشان می دهد که رابطه مثبت و معناداری بین نقد شوندگی سهام و اندازه مؤسسه حسابرسی وجود دارد یعنی هرچه حسابرس یک شرکت بزرگ تر باشد، نقد شوندگی سهام آن شرکت بیشتر خواهد بود. احتمالا به این دلیل کهسرمایه گذاران اعتماد  بیشتری به افشای این شرکت­ها کرده و بیشتر به مبادله سهام آن­ها روی می آورند. این نتیجه با تحقیق ملکان کله بستی و همکاران (1390) مبنی بر عدم وجود رابطه معنادار بین اندازه مؤسسه حسابرسی و شکاف قیمت نسبی نامنطبق اما با تحقیق حکیم و عمری(2010) منطبق است. با توجه به نتیجه هشی و مظاهری فرد (1392) مبنی بر اینکه اندازه حسابرس یک معیار کیفیت حسابرسی در ایران است و نتیجه ستایش و کاظم نژاد(1391) مبنی بر وجود رابطه مثبت و معنادار بین اندازه حسابرس و کیفیت افشاء و متعاقبا نتایج تحقیقات فخاری و محمدی(1388) و ثقفی و مرفوع(1390) مبنی بر وجود رابطه مثبت بین کیفیت افشاء و نقد شوندگی سهام، نتیجه حاصل از این مطالعه  قابل انتظار و منطقی است. لذا شرکت­هایی که تمایل به افزایش نقد شوندگی سهام خود در بازار دارند، می توانند از شرکت­های حسابرسی بزرگ بهره گیرند.

نتایج بررسی رابطه نقد شوندگی سهام و چرخش حسابرس حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین این دو متغیر است. ملکان کله بستی و همکاران (1390) به رابطه مثبت و معنادار بین سال­های متوالی حسابرسی و نقد شوندگی سهام دست یافته بودند بنابراین در صورت انطباق با نتیجه این تحقیق باید رابطه منفی و معنادار بین چرخش حسابرس و نقد شوندگی سهام به دست می آمد که چنین نتیجه ای حاصل نشده است. همچنین این نتیجه با تحقیق حکیم و عمری(2010) نیز منطبق نیست. البته با توجه به نتیجه حساس یگانه و جعفری (1389) که چرخش مؤسسات حسابرسی منجر به افزایش کیفیت حسابرسی در ایران نمی شود، عدم وجود رابطه معنادار بین چرخش حسابرس و نقد شوندگی سهام، منطقی و قابل توجیه است. بر اساس این نتیجه، پیشنهاد می شود جامعه حسابداران رسمی ایران ضرورت بازنگری در قوانین مربوط به چرخش حسابرسان را در جهت کاراتر کردن این قانون و نظارت مؤثر بر نحوه اجرای آن، در دستور کار قرار دهد. برای پژوهش­های آتی پیشنهاد می شودتأثیر نوع اظهار نظر حسابرس بر نقد شوندگی سهامو نیز اثر چرخش از مؤسسات حسابرسی با کیفیت بالا به مؤسسات با کیفیت پائین تر بر نقد شوندگی سهام بررسی و با حالت عکس آن مقایسه گردد.

همان­طور که هیچ کار پژوهشی عاری از محدودیت نیست در این مقاله نیز با محدودیت­های به شرح زیر مواجه بوده­ایم: عدم افشای معیارهای مختلف نقد شوندگی سهام توسط مراجع معتبر، عدم وجود پایگاه­های اطلاعاتی کافی در ایران  به­ویژه در خصوص داده­های حسابرسی که تحقیق در این حوزه را با محدودیت جدی مواجه ساخته است لذا محققین در بسیاری موارد مجبور شدند با شرکت­ها تماس تلفنی برقرار کنند که متاسفانه به­دلیل عدم پاسخگویی، امکان تحقیق بر روی یک نمونه بزرگ تر میسر نگردید. لذا پیشنهاد می شود جامعه حسابداران رسمی ایران اطلاعات حق­الزحمه خدمات حسابرسی و غیر حسابرسی ارایه شده توسط موسسسات عضو، سهم بازار این مؤسسات، تعداد صاحبکاران تحت پوشش، تعداد کارکنان و سیر اطلاعات لازم را در اختیار پژوهش گران قرار دهد.

 



1- دانشیار، گروه حسابداری، دانشگاه الزهراء (س)،نویسنده اصلی.

2- دانشجوی دکتری حسابداری، دانشگاه الزهراء(س)، مسئول مکاتبات.moradkhani2005@yahoo.com



[i].DeAngelo

[ii]. Healy&Palepu

[iii]. Penman

[iv].Amihud&Mendelson

[v].Gul& Lee

[vi]. Hakim &Omri

[vii].Rotation

[viii].Palmrose

[ix].Deep- Pockets Hypotheses

[x]. Enron&WorldCom

[xi]. Sarbanes–Oxley

[xii].Quasi Rent

[xiii].Tenure

[xiv].Ascioglu

[xv].Almutairi

[xvi].Frino

[xvii].Quoted Spread

[xviii].Effective Spread

[xix]. Market Depth

[xx].Midpoint quote

[xxi]. Kale & loon

[xxii]. Butler

فهرست منابع

1)    آزاد، عبدالله؛ رحمت اله هوشمند زعفرانیه.(1392)."گذری بر کیفیت حسابرسی". دنیای اقتصاد، 20 فروردین.

2)    احمدپور، احمد ؛ امیر رسائیان.(1385)."رابطه برخی معیارهای ریسک و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران". بررسی­های حسابداری و حسابرسی ، شماره 46 ، صص 37- 60.

3)    ایزدینیا،ناصر؛ منیژهرامشه.(1390)." نقشویژگی­هایمعاملاتسهامبر نقد شوندگیسهامدر بورساوراقبهادار تهران". مجلهپیشرفت­هایحسابداری، دوره 3،شماره 1،صص 1-27.

4)    بنیمهد،بهمن ؛ محسنمحسنیشریف.(1389)."بررسیعواملمؤثربررتبهبندیشرکت هایبورساوراقبهادارتهرانازلحاظکیفیتافشاءوبهموقعبودن". مجلهحسابداریمدیریت، سال 3، شماره 7، صص 51-63.

5)    ثقفی، علی و محمد مرفوع .(1390). "ریسک نقد شوندگی سهام و کیفیت سود". فصلنامه مطالعات حسابداری ، شماره 29 ، صص1-37.

6)    حساسیگانه، یحییوکاوهآذین فر.(1389). "رابطهبینکیفیتحسابرسیو اندازهمؤسسهحسابرسی". بررسی­هایحسابداریو حسابرسی، دوره17، شماره61، صص85–98.

7)    حساس یگانه، یحیی ؛ ولی اله جعفری.(1389). " بررسی تأثیر چرخش مؤسسات حسابرسی بر کیفیت گزارش حسابرسی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". فصلنامه بورس اوراق بهادار، شماره9، سال3، صص25-42.

8)    داروغه حضرتی، فاطمه؛ زهرا پهلوان.(1391). "رابطه بین کیفیت گزارش حسابرسی و حق­الزحمه حسابرسی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". فصلنامه علمی پژوهشی حسابداری مدیریت ، سال 5، شماره 14، صص 13-24.

9)    دریائی، عباسعلی؛ عبدالله پاکدل و نرگس فلاح محمدی .(1390)." تبیین رابطه بین حاکمیت شرکتی و نقد شوندگی سهام با استفاده از سیستم معادلات همزمان" . تحقیقات حسابداری وحسابرسی، شماره 10 ،ص 132.

10)   دیلمی‌پور، مصطفی.(1391)." چرخش اجباری مؤسسات حسابرسی".دنیای اقتصاد ، 24 تیر.

11)   رحمانی، علی؛ سیدعلی حسینی،و نرگس رضاپور.(1389). "رابطه مالکیت نهادی و نقد شوندگی سهام در ایران". بررسی­های حسابداری و حسابرسی ، دوره 17، شماره 61 ، صص 39-54.

12)   رحیمیان، نظام الدین و مینا شکری.(1392)."نقش چرخش حسابرسان در ارتقای کیفیت مؤسسه­های حسابرسی، مروری بر تحقیق­های انجام شده". حسابرس، سال 15، شماره 64، صص 130-138.

13)   ستایش، محمدحسین ؛ مصطفی کاظم نژاد،.(1391)."شناسایی وتبیین عوامل مؤثر برکیفیت افشای اطلاعات شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". مجله پیشرفت­های حسابداری، دوره 4، شماره 1، صص 49-79.

14)   سجادی ، سیدحسین؛ منصور زراء نژاد و علیرضا جعفری.(1388). "ویژگی­های غیرمالی مؤثر برکیفیت گزارشگری مالی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". بررسی­های حسابداری و حسابرسی، دوره16،شماره57،صص51–68.

15)   علوی طبری، سید حسین؛ روح الله رجبی و منصوره شهبازی.(1390). "رابطه نظام راهبری شرکتی و حق­الزحمه حسابرسی مستقل شرکت­ها". مجله دانش حسابداری، سال2، شماره 5، صص 75-101.

16)   فخاری، حسین و نرگس فلاح محمدی.(1388)."بررسی تأثیر افشای اطلاعات بر نقد شوندگی سهام شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". تحقیقات حسابداری، سال 1، شماره 4، صص 1-16.

17)   کرمی، غلامرضا؛ آمنه بذر افشان و امیر محمدی."بررسی رابطه بین دوره تصدی حسابرس و مدیریت سود". مجله دانش حسابداری، سال2، شماره 4، صص 65-82.

18)   محمد زاده، پرویز؛ سیاب ممی پور و مجید فشاری.(1389)."کاربرد نرم افزار استتا در اقتصادسنجی"، جلد1، چاپ اول. تهران ، ایران، انتشارات نور علم.

19)   ملکان کله بستی، اسفندیار؛ محمود معین الدین و انسیه کلانتری.(1390)." رابطه کیفیت حسابرسی مستقل و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام در بورس اوراق بهادار تهران". بررسی های حسابداری و حسابرسی، شماره 66 ، صص 69- 80.

20)   نوروش، ایرج و مسعود رمضانی.(1389). "بررسی عوامل مؤثر براستقلال حسابرس ازدیدگاه حسابرسان مستقل و استفاده کنندگان خدمات حسابرسی". فصلنامه علمی پژوهشی حسابداری مالی، سال2، شماره7، صفحات 1-22.

21)   هشی، عباس وکمیل مظاهری فرد.(1392). " بررسی رابطه بین اندازه مؤسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی".  تحقیقات حسابداری و حسابرسی ، شماره 17،صص 1-26.

22)   یعقوب نژاد، احمد؛ فریدون رهنمای رودپشتی و علی ذبیحی.(1390)." بررسی تأثیر نظام راهبری شرکتی بر نقد شوندگی سهام شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران". فصلنامه بورس اوراق بهادار، سال 4 ، شماره 13 ، صص 157-173.

23)    Almutairi, A.R., Dunn, K.A. and Skantz, T. ,(2009), “Auditor Tenure, Auditor Specialization and Information Asymmetry”.Manageriel Auditing Journal, Vol. 24 No. 7, PP. 600-623.

24)    Amihud, Y. ,(2002),“ Illiquidity and Stock Returns: Cross-Section and Time-Series Effects". Journal of Financial Markets ,5, PP. 31–56.

25)    Amihud, Y. and H. Mendelson.,(1988), “Liquidity and Asset Prices: Financial Management Implications”.Financial Management, Spring, pp. 5-15.

26)    Ascioglu, Asli., Hegde, Shantaram P., McDermott, John B.,(2004),“ Does Auditor Compensation Lower Market Liquidity? ”.SSRN Electronic journals.

27)    Butler, A. W., Grullon, G. & Weston, J. P. ,(2002),“Stock Market Liquidity and The Cost of Raising Capital”.Working paper series. Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=354720.

28)    DeAngelo, L.E. ,(1981), “Auditor Independence, low Balling, and Disclosure Regulation", Journal of Accounting and Economics, Vol. 3 No. 2, PP. 113-27.

29)    DeAngelo, L.E. ,(1981), “Auditor Size and Audit Quality”, Journal of Accounting and Economics,Vol. 3, pp. 183-99.

30)    Frino, Alex., Palumbo,Riccardo & Pierangelo Rosat,(2013), “Does Information Asymmetry Affect Audit Fees? Evidence From Italian listed Companies".American Accounting Association MA Tingeennual & Conference On Teaching & Learning in Accounting, AUGUST 3–7,  ANAHEIM, CALIFORNIA.

31)    Gul , Ferdinand A., Lee, Woo-Jong,(2010), “The Impact of Mandatory Versus Voluntary Auditor Switch on Stock Liquidity in the Korean Market”. Monash University, Kuala Lumpur seminar, Research seminar series NO.7.

32)    -Hakim Faten , Omri Mohamed Ali,(2010), “Quality of The External, Information Asymmetry, and Bid–Ask Spread: Case of The Listed Tunisian Firms” .International Journal of Accounting and Information Management; 18,PP. 5-18.

33)    -Healy, P. M. and K. G. Palepu ,(2001), “A Review of The Empirical Disclosure Literature”. Journal of Accounting and Economics, Vol. 31, No. 1-3, PP. 405-440.

34)    -Hoitash ,Rani., Markelevich, Ariel & Barragato،Charles A.,(2007),“ Auditor Fees and Audit Quality”. Managerial Auditing Journal, Vol. 22, No. 8, PP. 761-786.

35)    Kale, J.R., loon,Y.C.,(2011), “Product Market Power and Stock Market Liquidity”.Journal of Financial Markets,14 , 376–410.

36)    Palmrose, Z. ,(1988), “An Analysis of Auditor Litigation and Audit Service Quality ”.The Accounting Review. Vol. 64, No.1,PP. 55-73.

37)    Palmrose, Z.-V. ,(1986), “Audit Fees and Auditor Size: Further Evidence”. Journal of Accounting Research. Vol. 24, No. 1,PP.97-110.

38)    Penman Stephen H.,(2003), “Financial statement Analysis and Security Valuation”.MC Graw Hill, PP. 601-605.

39)    Rani, H & M, Ariel and A, Charles,(2007), “Auditors Fees and Audit Quality”. Managerial Auditing Journal.Vol 22, No 8, PP. 761 – 786.

 

 

یادداشت‌ها