رابطه بین عناصر فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارشگری مالی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه آموزشی حسابداری دانشگاه آزاد ارومیه

2 مربی گروه حسابداری دانشگاه آزاد واحد دهلران

3 مربی گروه حسابداری واحد علوم تحقیقات آذر بایجان غربی

چکیده

هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین عوامل فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارشگری مالی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد. در این تحقیق برای اندازه­گیری فرهنگ از پرسش­نامه استاندارد هوفستد و برای بررسی عدم تقارن اطلاعاتی از شاخص شکاف قیمتی سهام استفاده شده است. در این تحقیق حدود 50 شرکت از شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است و از متغیرهای فردگرایی، مردگرایی، فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان به عنوان متغیرهای مستقل و از متغیر عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر وابسته استفاده شده است. جهت آزمون فرضیه­های تحقیق و بررسی تحلیل نتایج مدل از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که بین فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان و فردگرایی با عدم­تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
 
Abstract
 The purpose of this study is to investigate the relationship between cultural dimensions and information asymmetry in financial reporting of  firms one listed in Tehran Stock Exchange (TSE). In this study, Hofestd standard questionnaires to measure culture and information asymmetry by using the bid-ask spread. The population of this study consists of 50 firms accepted in TSE. Cultural elements of the research model that includes individual, masculinity, power distance and uncertainty avoidance as the independent variable and information asymmetry is used as the dependent variable. In order to test the research hypotheses and evaluate the results, regression model applying SPSS software is used. Results indicate that there is a positive and significant relationship between power distance and uncertainty avoidance and includes individual with information asymmetry.

کلیدواژه‌ها


 

رابطه بین عناصر فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارشگری مالی

 

 

سعید جبارزاده

تاریخ دریافت: 25/4/1394              تاریخ پذیرش: 27/6/1394

[1]

هاجر روشنی[2]

سبیله خدایاری[3]

 

 

چکیده

هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین عوامل فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارشگری مالی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد. در این تحقیق برای اندازه­گیری فرهنگ از پرسش­نامه استاندارد هوفستد و برای بررسی عدم تقارن اطلاعاتی از شاخص شکاف قیمتی سهام استفاده شده است. در این تحقیق حدود 50 شرکت از شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است و از متغیرهای فردگرایی، مردگرایی، فاصله قدرت و اجتناب از عدم اطمینان به عنوان متغیرهای مستقل و از متغیر عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر وابسته استفاده شده است. جهت آزمون فرضیه­های تحقیق و بررسی تحلیل نتایج مدل از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که بین فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان و فردگرایی با عدم­تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

 

واژه‌های کلیدی: فرهنگ، مردگرایی، فاصله قدرت، پرهیز از عدم اجتناب و عدم تقارن اطلاعاتی.

 

 

 

1- مقدمه

فرهنگ هر کشوری یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بر ارزش حسابداری در سطح ملی و بین­المللی می­باشد که بایستی در پژوهش­های حسابداری مورد توجه زیادی قرار گیرد. در سال­های اخیر گرایش زیادی به استفاده از تئوری­های رفتاری در پژوهش­های حسابداری وجود داشته که همگی موید تعامل حسابداری و محیط بر یکدیگر می­باشد. در سیستم اقتصادی امروز دنیا سرمایه­گذاری از نیازهای اولیه جهت، گذر از یک اقتصاد توسعه­نیافته[i] به توسعه­یافته می­باشد. بدون شک برای هدایت سرمایه­های افراد علاقه­مند به سرمایه­گذاری، نیاز به جلب اعتماد آنان، انتقال و گزارش اطلاعات صحیح مالی به مراکز تصمیم­گیری، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. برای این منظور، سرمایه­گذاران خواهان اطلاعاتی هستند که به آنها در جهت انجام یک سرمایه­گذاری موفق یاری رساند(نوروش و ابراهیمی کردلر، 1384). لازمه سلامت بازارهای سرمایه و کارایی آن­ها، جهت ارزش­گذاری مناسب اوراق بهادار مبادله شده در آن­ها، وجود این اطلاعات و اطمینان از تداوم ارائه این اطلاعات بصورت منصفانه و به شکلی غیرمتعصبانه می­باشد، از آنجا که این اطلاعات به صورت یکسان در اختیار استفاده کنندگان قرار نمی­گیرد، بین مدیران و سرمایه­گذاران عدم تقارن اطلاعاتی ایجاد می­شود. در نتیجه توزیع نامتقارن اطلاعات باعث می­شود که افراد درون سازمانی از افراد برون سازمانی در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشند و بتوانند به واسطه این مزیت اطلاعاتی در جهت کسب منافع بیشتر اقدام نمایند. از طرف دیگر بنا به گفته گری[ii] چون ارزش­های حسابداری زیر مجموعه­ای از ارزش­های اجتماعی و فرهنگی است، می­توان ارزش­های حسابداری را از ارزش­های فرهنگی استخراج نمود. در این تحقیق به بررسی ارتباط بین عوامل فرهنگی با عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری­مالی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است.

 

2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش

هرچند به نظر می­رسد که همه برداشت یکسانی از معنی فرهنگ داشته و درباره­ی فرهنگ مفاهیمی، نظیر عقاید، ارزش­ها و باورها به ذهن خطور می­کند اما در این زمینه توسط پژوهش­گران نیز تعاریف متعددی از فرهنگ صورت گرفته است ازجمله آن اسمیرسیچ[iii]، فرهنگ را سیستمی از نمادها و مفاهیم مشترک می­داند او هم­چنین در تعریف دیگری فرهنگ را به مثابه مکانیسم توافق کنترل کننده­ای که هر یک از افراد جامعه را به ساختارهای اجتماعی پیوند می­دهد، می­داند. ترایس و بیر[iv](1993) فرهنگ را سیستمی از عقاید مشترک تعریف کرده­اند بنابراین سیستم­های ارزشی مشترک در یک جامعه باعث شکل­گیری فرهنگ در آن جامعه می­شوند(مدرس، دیانتی، 1383). هوفستد[v] نیز در سال 1991 تعریف زیر را از فرهنگ ارائه کرد، فرهنگ، برنامه­ریزی جمعی است که اعضای یک گروه را از سایر گروه­ها متمایز می­نماید، ایشان معتقدند که محتوای گزارش­ها عموما بستگی به تاریخ ، آداب،  رسوم و فرهنگ منطقه دارد و بدین دلیل است که در بعضی از کشورها گزارش­های مالی به نفع سرمایه­گذار و در بعضی مناطق به نفع طلب­کاران یا اداره کنندگان دولتی و ... تهیه می­شوند. گری( 1988 )نیز به بسط مدل او پرداخت بنا به گفته گری[vi] چون ارزش­های حسابداری زیر مجموعه­ای از ارزش­های اجتماعی و فرهنگی است، می­توان ارزش­های حسابداری را از ارزش­های فرهنگی استخراج نمود. و ارزش­ها و عملکردهای حسابداری را به عنوان یک زیر مجموعه به ارزش­های اجتماعی و پیامدهای نهادی اضافه نمود. ابعاد ارزش­های فرهنگی از دیدگاه هوفستد به شرح زیر می باشد.

 

2-1- اجتناب از عدم اطمینان[vii]

اجتناب از عدم اطمینان به معنای میزان اضطراب و نگرانی افراد یک جامعه می­باشد. وجود تحریم­های اقتصادی و محدودیت­های تجاری کشور و نیز عدم وجود برنامه­ها و اهداف بلند مدت همگی بر روی امید به آینده افراد و عدم اطمینان آن­ها نسبت به آینده تاثیر­گذار است، یا به عبارت دیگر، میزان برتری موقعیت­های ساختار یافته بر موقعیت­های بدون ساختار از سوی افراد یک جامعه را اجتناب از عدم اطمینان نسبت به آینده گویند(دی مویج و هوفستد[viii]، 2010، 90).

 

2-2- مردگرایی در مقابل زن­گرایی[ix]

مردگرا به جوامع یا سازمان نهادی اطلاق می­گردد که در آن­ها نقش اجتماعی افراد بر حسب جنسیت به روشنی تفکیک شده است و نقش­های جسورانه و خشن و تاکید برموفقیت­های مالی برای مردان و نقش­های عاطفی هم راه با تاکید بر کیفیت زندگی برای زنان در نظر گرفته می­شود. از سوی دیگر زن­گرا به جوامع و سازمان­هایی قابل اطلاق است که در آن­ها نقش اجتماعی افراد از نظر جنسیت  هم پوششی دارد و هم مردان و هم زنان باعاطفه بوده و به کیفیت زندگی علاقه نشان می­دهند، لذا رفتار عاطفی و جسورانه هم در مردان و هم در زنان می­تواند وجود داشته باشد( فرهنگی و همکاران، 1386، 5).

 

2-3- فردگرایی در مقابل جمع­گرایی[x]

در جوامع فردگرا، افراد تنها مراقبت از خود و خانواده درجه یک­شان را وظیفه خود می­دانند. به عبارتی دیگر هرکس به فکر منافع خود و یا خانواده خویش می­باشد. در حالی که در جمع­گرایی، بیشتر منافع گروهی مطرح بوده و افراد حمایت و مراقبت از گروه و جمع را وظیفه خود می­دانند(دی مویج و هوفستد، 2010، 89).

 

2-4- فاصله قدرت[xi]

فاصله قدرت، دامنه مشارکت افراد یک جامعه در تصمیم­گیری­ها و سیاست­گذاری­ها می­باشد. در جوامعی که فاصله قدرت زیاد است، افراد فرودست تمایلی به ایجاد رابطه نزدیک با افراد فرادست را ندارند. در حالی که در جوامعی که فاصله قدرت پایین است، مدیران پاسخ­گوتر بوده و احساس مسئولیت بیشتری نسبت به جامعه و عموم مردم دارند و افراد فرودست و فرادست رابطه نزدیک و صمیمانه­ای با هم دارند (اعتمادی[xii] و همکاران، 2009). یا به بیان دیگر درجه نابرابری بین افراد یک جامعه با فرض نرمال بودن آن جامعه را فاصله قدرت می­نامند( هوفستد و همکاران، 2010، 89).

جدایی مالکیت و کنترل باعث ایجاد تضاد منافع بین مدیران و سهامداران می­شود. ذی نفعان تمایل دارند ارزش شرکت را افزایش دهند اما مدیران می­خواهند بر منافع شخصی و شهرت خود بیفزایند. بر اساس تئوری مباشرت، منافع مدیران بایستی در راستای منافع سهامداران و ذی نفعان باشد، بنابراین وجود مالکیت مدیران به علت همسو قرارگرفتن منافع مالکان و مدیران باعث بهتر شدن عملکرد شرکت می­شود. البته مالکیت مدیران همیشه باعث افزایش عملکرد نمی­شود زیرا مالکیت خیلی زیاد مدیران باعث افزایش قدرت مدیران و کاهش نظارت آنها بر عملکرد شرکت می­شود( جنسن و مک لینگ[xiii]، 1976). افزایش مالکیت مدیران همچنین می­تواند باعث افزایش عدم تقارن اطلاعاتی شود، چون مدیران به اطلاعاتی دسترسی دارند که سایر سهامداران دسترسی به آنها ندارند.

عدم تقارن اطلاعاتی به وضعیتی اطلاق می­گردد که آگاهی مدیران اجرایی از فعالیت­های شرکت نسبت به سرمایه­گذاران بالفعل و بالقوه و نیز سایر ذی نفعان بسیار بیشتر باشد. چنین عدم تقارنی موجب بروز مشکلاتی نظیر مخاطرات اخلاقی و انتخاب غلط می­گردد( حساس یگانه، 1385). انتخاب نادرست[xiv] نوعی از عدم تقارن است که به موجب آن یکی یا بیش از یکی از طرف­های معاملات تجاری یا سایر معاملات بالقوه نسبت به سایر بخش­ها دارای مزیت اطلاعاتی است حتی اگر قیمت بازار اوراق بهادار کاملا منعکس کننده اطلاعات باشد باز هم این احتمال وجود دارد که افراد درون سازمانی بیش از افراد برون سازمانی در مورد وضعیت کیفی شرکت اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشند و بتوانند به واسطه این مزیت اطلاعاتی در جهت کسب منافع بیشتری اقدام نمایند. مخاطره اخلاقی[xv] نوعی از عدم تقارن اطلاعاتی است که به موجب آن یک یا بیش از یکی از طرفین معاملات تجاری یا سایر معاملات بالقوه می­توانند فعالیت­هایشان را در انجام معاملات مشاهده کنند اما سایر بخش­های قادر به این نیستند( قائمی و وطن پرست، 1384، 87).

 

3- پیشینه و سوابق تحقیق

3-1- تحقیقات خارجی

جیانگ و همکاران[xvi](2011) در تحقیقی راجع به ارتباط تمرکز مالکیت، افشای اختیاری و عدم­تقارن اطلاعاتی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بر اساس فرضیه کژگزینی مدل اطلاعات نامتقارن، یک ارتباط مثبت بین تمرکز مالکیت و شکاف قیمتی انتظار می­رود. در مدت معین بین نسبت تمرکز مالکیت با افزایش افشا رابطه مثبتی وجود دارد و افشای قابل توجه، ریسک عدم­تقارن اطلاعات مرتبط با نسبت تمرکز مالکیت را کاهش می­دهند.

جاناپی و مارکوس[xvii](2010) در تحقیقی به بررسی فرهنگ، هزینه نمایندگی و تقسیم سود پرداختند که نتیجه به دست آمده حاکی از این بود که نهادهای قانونی و فرهنگ به عنوان نهادهای اجتماعی به طور کامل تحت تاثیر پرداخت­های سود سهام است. به طور کلی فرهنگ پیامدهای مهمی برای طیف گسترده­ای از نمایندگی مبتنی بر پدیده­های اقتصادی و بازار سرمایه است.

هان[xviii]و همکاران(2010) در تحقیقی با عنوان بررسی مقایسه اثرات فرهنگ ملی بر مدیریت سود بین کشورهای مختلف به این نتیجه رسیدند که از بین ارزش­های فرهنگی، اجتناب از عدم اطمینان نسبت به آینده و فردگرایی، قدرت توضیحی بالایی برای توجیه رفتارهای مدیریت سود بین کشورها را دارند، هم چنین در این مطالعه فرهنگ ملی و ساختار سازمانی از عوامل توجیه کننده رفتارهای مدیریت سود می­باشد.

داپنیک[xix](2008) در تحقیقی با عنوان تاثیر فرهنگ بر مدیریت سود به این نتیجه رسیدند که بین ارزش­های فرهنگی،اجتناب از عدم اطمینان نسبت به آینده و فردگرایی به طور معنی­داری با مدیریت سود ارتباط دارند، به عبارت دیگر تفاوت­های فرهنگی تاثیر زیادی بر مدیریت سود به خصوص در مواقع هموارسازی سود دارند.

عسگری و همکاران(2008) در تحقیقی فرهنگ و شیوه­های حسابداری در ترکیه را بررسی کردند و نتایج با توجه به تئوری گری، میان عدم اجتناب و فردگرایی با شیوه­های حسابداری رابطه مثبت و معنی­داری وجود داشت.

تی ساکومیس[xx](2007) در تحقیقی به بررسی نفوذ فرهنگ بر عملکرد حسابداران از لحاظ نقش گزارش­گری مالی پرداخت و نتایج نشان داد که هیچ تفاوت معنی­داری بین حسابداران یونانی و تصمیمات شناسایی حسابداری آمریکایی که شامل هم بدهی و هم دارایی مشروط بود پیدا نشد. تجزیه و تحلیل تکمیلی نشان داد که حسابداران آمریکایی به طور مداوم محافظه­کاری را بیشتر از حسابداران یونانی به نمایش می­گذاشتند.

میشالی و رابرتز[xxi](2006) در تحقیقی به هموارسازی سود، هزینه­های نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی پرداختند و نتایج نشان می­دهد که فردگرایی بالا، فاصله قدرت کم و اجتناب از عدم اطمینان بالا رابطه معنی­داری با سود سهام بالاتر دارد.

 

3-2- تحقیقات داخلی

نیکومرام و همکاران(1388) در تحقیقی به بررسی تاثیر ارزش­های فرهنگی بر محافظه­کاری پرداختند و نتایج همبستگی بسیار ضعیفی بین متغیرهای فرهنگ و محافظه­کاری در گزارش­گری مالی را نشان دادن که منجر به رد فرضیه­های پژوهشی و عدم پذیرش رابطه معناداری بین ارزش­های فرهنگی و محافظه­کاری در گزارش­گری مالی شد.

رحیمیان و همکاران(1388)در تحقیقی به بررسی رابطه­ی میان برخی سازوکارهای حاکمیت شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی میان واحد حسابرسی داخلی و نسبت مدیران غیر موظف هیئت مدیره و معیارهای عدم­تقارن اطلاعاتی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که میان واحد حسابرسی داخلی و نسبت مدیران غیرموظف هیئت مدیره و معیارهای عدم­تقارن اطلاعاتی رابطه­ی معنا­داری وجود ندارد اما میان درصد مالکیت سرمایه­گذاران نهادی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه­ی منفی معناداری وجود دارد.

نوروش و ابراهیمی کردلر(1384) در تحقیقی به بررسی ترکیب سهام­داران و عدم­تقارن اطلاعات با سودمندی معیارهای حسابداری عملکرد به این نتیجه رسیدند که هر اندازه مالکیت نهادی افزایش یابد، ارایه اطلاعات توسط مدیران شرکت به افراد مرتبط در بازار افزایش و به عبارت دیگر عدم­تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد.

مدرس و دیانتی دیلمی(1383) در تحقیقی به بررسی رابطه فرهنک و حسابداری پرداختند و نتایج به دست آمده حاکی از این بود که اختلافات فرهنگی موجود در جوامع را می­توان موجد تفاوت­های در فرهنگ­های سازمانی دانست که خود عامل اصلی تاثیرگذار بر عملکرد تجاری آن سازمان یا شرکت است.

 

4- فرضیه­های تحقیق

فرضیه اصلی تحقیق: بین عناصر فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه وجود دارد.

فرضیه فرعی اول: بین فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتَی رابطه  وجود دارد.

فرضیه فرعی دوم: بین اجتناب از عدم اطمینان و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه  وجود دارد.

فرضیه فرعی سوم: بین فردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه  وجود دارد.

فرضیه فرعی چهارم: بین مردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه  وجود دارد.

 

5- روش گردآوری داده­ها، جامعه و نمونه آماری

روش گردآوری داده­های مربوط به فرهنگ با استفاده از پرسش­نامه استاندارد شده هوفستد می­باشد و برای داده­های مربوط به عدم تقارن اطلاعاتی از صورت­های مالی حسابرسی شده در بورس که نزد کتابخانه سازمان بورس تهران موجود است و سایت اینترنتی سازمان بورس تهران، بوده است. داده­های جمع آوری شده از طریق نرم افزار Excel اصلاح و طبقه­بندی شده و تجزیه و تحلیل نهایی نیز به کمک نرم افزار SPSS انجام می­گیرد.

جامعه آماری تحقیق حاضر شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند. دوره زمانی این پژوهش به سال­های 1389-1382 محدود می‌شود. برای نمونه­گیری از روش حذفی سیستماتیک (شرکت­هایی که حائز شرایط زیر نباشند از نمونه حذف خواهند شد) استفاده خواهد شده است.

 نمونه مورد بررسی از بین جامعه فوق و با در نظر گرفتن شرایط زیر انتخاب گردیده است:

1)    شرکت­هایی که قبل از سال 81 در بورس پذیرفته شده باشند.

2)    پایان سال مالی آنها 29 اسفند هر سال باشد.

3)    شرکت مورد نظر طی دوره پژوهش فعالیت مستمر داشته و سهام آن مورد معامله قرار گرفته باشد و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در هیچ سالی منفی نباشد.

4)    جزو شرکت­های سرمایه­گذاری که دارای فعالیت­های خاص مانند صندوق­های بازنشستگی، موقوفه­های تجاری، شرکت­های بیمه، بانک­های سرمایه­گذاری نباشند.

جامعه آماری پژوهش حاضر با اعمال شرایط بالا، 50 شرکت از شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد.

 

جدول 1- جامعه آماری تحقیق

جامعه آماری اولیه (شرکت­های که قبل از سال 81 وارد بورس شده اند).

پس از اعمال شرط دوم (پایان سال مالی 29 اسفند هر سال باشد).

جامعه آماری پس از حذف شرکت­های حذف شده از بورس اوراق بهادار.

جامعه آماری پس از اعمال شرط سوم (داشتن فعالیت مستمر).

جامعه آماری نهایی پس از حذف شرکت­های که حقوق صاحبان سهام آن­ها منفی می­باشد.

469

214

159

107

50

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

6- مدل­های تحقیق

6-1- مدل­های آماری اندازه­گیریعدم تقارن اطلاعاتی

شکاف  قیمتی: این مقدار از تفاوت قیمت­های پیشنهادی خرید و فروش به دست می­آید

عدم تقارن اطلاعاتی یک مفهوم کیفی است، برای این­که قادر باشیم آن را در قالب اعداد و ارقام بیان کنیم، به مدلی نیاز داریم تا بتوانیم آن را کمی کنیم. برای این کار از دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام استفاده می­کنیم. این مدل توسط چیانگ و وکینتاش در سال 1986 برای تعیین دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام مورد استفاده قرار گرفت. 

(1)

                          AP – BP

SPREAD it = ----------------------------------- ×١٠٠               

                         (AP + BP)/ ٢

t   = دوره زمانی مورد بررسی

i   = نمونه مورد بررسی

SPREAD   = دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام

 (ASK PRICE) AP = میانگین قیمت پیشنهادی فروش سهام شرکتi در دوره t

= (BID PRICE) BP میانگین قیمت پیشنهادی خرید سهام شرکتi در دوره t

 

6-2- مدل­های آماری اندازه­گیری عناصر فرهنگی

6-2-1- فاصله قدرت

متغیر فاصله قدرت به کمک سوال­های اول و دوم پرسش­نامه که سبک تصمیم­گیری مورد علاقه کارکنان و نیز نگرانی فرد از مسایل شغلی را مطرح می کنند، اندازه­گیری می­شود فرمول محاسبه این شاخص برای هر شرکت به صورت زیر می باشد( جبارزاده کنگرلویی، 1389، 135).

(2)

شاخص فاصله قدرت: میانگین نمرات سوال سوم+درصد مجموع گزینه 1و2 سوال دوم– در صد گزینه3سوال اول

 

طبق یافته­های هوفستد در سازمان­های که کارکنان در بیان موافقت خود با مدیر، ترس نداشته باشند و مدیران خود محور نیستند، کارکنان سبک تصمیم­گیری مشورتی را ترجیح می­دهند، در پرسش­نامه چهار سبک مدیریتی که از خود محور شروع می­شود و به مشورتی ختم می­شود مطرح و توضیح داده شده است.

سوال اول: علاقه دارید مدیر مافوق شما کدامیک از چهار سبک تصمیم­گیری را داشته باشد.

سوال دوم: سبک تصمیم­گیری مدیر مافوق شما به کدام یک از چهار سبک شباهت بیشتری دارد.

سوال سوم: چندین بار پیش آمده که همکاران شما مخالفت خود با تصمیم مدیرشان را به او اظهار نکنند.

 

6-2-2- شاخص اجتناب از عدم اطمینان

شاخص اجتناب از عدم اطمینان  نیز مانند شاخص فاصله قدرت بر اساس مبانی نظری موجود طرح و ارائه شده است. اندازه گیری این شاخص به واسطه طرح سوال­هایی که در مورد اضطراب و عدم تخطی از مقررات شرکت و ساختار فعالیت­ها بود، صورت پذیرفته است. فرمول اندازه­گیری آن به شرح زیر می­باشد( همان منبع).

(3)

شاخص اجتناب از عدم اطمینان: میانگین نمرات سوال چهارم–میانگین نمرات سوال پنجم– درصد گزینه 1و2 سوال ششم

 

بدین ترتیب به کمک مفاهیم نظری و ارتباط بین سوال­ها، شاخص اجتناب از عدم اطمینان اندازه­گیری می­شود. در واقع سوالات مربوط به اضطراب و عدم تخطی از مقررات شرکت و نیاز به تداوم همکاری با شرکت می­تواند سطوح اجتناب از عدم اطمینان را نشان دهد.

برای اندازه­گیری شاخص فردگرایی و مردگرایی از نمرات 14 سوال مربوط به اهداف شغلی استفاده می­شود( روایی این سوالات طی پژوهشی جداگانه­ای توسط هوفستد به اثبات رسیده است). نمرات مربوط به اهمیت هر یک از اهداف شغلی در ابتدا استاندارد سازی شده( نمرات به صورت فاصله از میانگین مشترک خود و بر اساس انحراف از استانداردهای مشترک بیان می­شود) سپس به کمک تحلیل عاملی، دو عامل از آن استخراج می­شود.

تحلیل عاملی تکنیکی است برای شناسایی عواملی که به طور آماری اختلاف مشترک میان اندازه­گیری­ها را توضیح می­دهد، در نتیجه عوامل به صورت مختصر مجموعه­ای از اندازها را ارائه می­کند. از این دیدگاه تحلیل عاملی را می­توان به عنوان یک تکنیک کاهش دهنده داده­ها تلقی نمود زیرا تعداد زیادی از متغیرهای اندازه­گیری شده هم­پوش را به مجموعه کوچک­تری از عوامل کاهش می­دهد. چون در این تحقیق هدف از اجرای تحلیل عاملی جایگزین کردن نمرات عوامل شناسایی شده به جای نمرات متغیرها یا سوالاهای اصلی می­باشد باید از مدل مولفه­های اصلی استفاده شود. و در نهایت دو عامل زیر به دست می آید که باید  به ترتیب برای تحلیل متغیر فردگرایی و مردگرایی مورد استفاده قرار گیرند.

 

6-2-3- شاخص فردگرایی در مقابل جمع­گرایی

طبق تحلیل­های به عمل آمده چنانچه اشخاص برای اهداف شغلی 2، 4 و6 امتیاز با اهمیت و برای اهداف شغلی 1،3 و 5 امتیاز کمتری اختصاص دهند چنین شرکتی جمع­گرا تلقی می­شود و برعکس اگر به اهداف شغلی 1، 3 و 5 امتیاز با اهمیت و به اهداف شغلی 2، 4 و 6 امتیاز کم اهمیت­تری اختصاص داده شود چنین شرکت­های فردگرا می­باشد. با توجه این تحلیل­ها و هم­چنین با استفاده از جدول بالا شرکت­های موجود در این جامعه آماری بیشتر فردگرا هستند تا جمع­گرا.

 

جدول2-  اهداف شغلی تشکیل دهنده عامل 1

عامل 1 (Individual    - collectivism)

ضریب

1- تامین محل مطلوب برای زندگی

2- امکان بهره گیری از مهارت­ها و توانایی­های خود

3- فراهم ساختن زمان مناسب و دلخواه برای گذراندن با خانواده

4- زمینه برای پیشرفت­های شغلی

5- وجود ارتباط کاری خوب میان همکاران

6- ایجاد فرصت آموزشی برای بهبود مهارت­ها یا آموختن مهارت­های جدید

7- امنیت شغلی

8- امکان دستیابی به درآمد بیشتر

918/0

153/0

107/0

105/0

054/0

037/0

198/0-

282/0-

*منبع: یافته­های پژوهشگر

 

6-2-4- شاخص مردگرایی در مقابل زن­گرایی

طبق تحلیل­های به عمل آمده مردان بیشتر برای اهداف شغلی کسب درآمد بیشتر(1) و پیشرفت شغلی(2) و زنان بیشتر برای اهداف شغلی وجود رابطه کاری خوب میان همکاران(6) و امنیت شغلی(3) اهمیت قائل هستند. اهمیت دادن به کسب درآمد و پیشرفت شغلی با جهات مردانه، جسارت و رقابتی بودن نقش اجتماعی مطابقت دارد. از طرف دیگر اهمیت دادن بر روابط حسنه با همکاران نیز، با زنانه و اجتماعی- محیطی مدار بودن نقش اجتماعی هماهنگی دارد. و با توجه به جدول بالا در این تحقیق نیز بیش­ترین میزان درصد به اهداف شغلی کسب درآمد بیش­تر و پیشرفت شغلی مربوط می­باشد که این حاکی از مردگرا بودن جامعه آماری دارد.

 

 

جدول 3- اهداف شغلی تشکیل دهنده عامل 2

عامل 2 (Social - ego ) 

ضریب

1- امکان دستیابی به درآمد بیشتر

2- زمینه برای پیشرفت­های شغلی

3- امنیت شغلی

4- ایجاد فرصت آموزشی برای بهبود مهارت­ها یا آموختن مهارت­های جدید

5- تامین محل مطلوب برای زندگی

6- وجود ارتباط کاری خوب میان همکاران

7- امکان بهره گیری از مهارت­ها و توانایی­های خود

8- فراهم ساختن زمان مناسب و دلخواه برای گذراندن با خانواده

359/0

292/0

045/0-

057/0-

085/0-

119/0-

216/0-

826/0-

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

7- نتایج و آزمون فرضیه­های تحقیق

 

جدول 4-  آماره توصیفی داده های پژوهش

انحراف معیار

میانه

میانگین

مینیمم

ماکزیمم

آماره

نام متغیرها

737/0

2

78/1

1

3

شاخص فاصله قدرت

22/1

1

78/0

1-

3

اجتناب از عدم اطمینان

1

402/0-

00/0

24/1-

35/2

شاخص فردگرایی

1

008/0

00/0

49/1-

80/1

شاخص مردگرایی

27/0

78/1

82/1

13/1

33/2

شاخص شکاف قیمتی

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

7-1- آمار توصیفی متغیرهای تحقیق در جدول 4 ارائه شده است.

با توجه به نتایج به دست آمده از جدول 4، بیش­ترین انحراف معیار22/1 متعلق به اجتناب از عدم اطمینان می­باشد، که ضریب تغییرات در آن برابر با 56/1 است و کم­ترین انحراف معیار 27/0 متعلق به شاخص شکاف قیمتی است و ضریب تغییرات در آن برابر 15/0 می­باشد که نشان­دهنده بیش­ترین میزان پراکندگی در اجتناب از عدم  اطمینان و کمترین میزان پراکندگی در شاخص شکاف قیمتی است که نشان می­دهد که متغیرهای شاخص شکاف قیمتی در طول دوره پژوهش از ثبات و پایداری بیشتری نسبت به دیگر متغیرها برخورداراند. شاخص شکاف قیمتی نسبت به دیگر متغیرها با میانه 78/1 و میانگین 82/1 که بسیار به هم نزدیک می­باشد، نشان از توزیع نرمال این متغیر دارد.

7-2- بررسی نرمال بودن متغیر وابسته

از آن­جائی­که نرمال بودن متغیر وابسته منجر به نرمال بودن پسماندهای مدل رگرسیونی می­شود در این پژوهش جهت آزمون نرمال بودن متغیر وابسته از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف استفاده شده است، با استفاده از این آزمون فرض زیر بررسی می­گردد.

H0 : توزیع داده ها نرمال می­باشد.

H1: توزیع داده ها نرمال نمی­باشد.

 

جدول 5- آزمون کلموگروف اسمیرنوف(k-s) برای متغیر وابسته

متغیر وابسته

تعداد مشاهدات

مقدارzآزمون k-s

Sig

نتیجه آزمون

شکاف قیمتی

50

598/0

867/0

H0تایید می شود

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به مقدار معنی­داری این آزمون ( 87/0= Sig) نتیجه می­گیریم که توزیع متغیر مذکور نرمال است.

 

7-3- نتایج مدل رگرسیون

7-3-1- آزمون فرضیه فرعی اول: بین  فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنی­داری وجود دارد.

H0 :  عدم وجود رابطه معنادار بین فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتی.

H1:  وجود رابطه معنادار بین فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتی.

 

جدول 6- نتایج بررسی ضرایب رگرسیون خطی فرضیه فرعی اول

آماره

متغیر

ضریب غیر استاندارد

 

ضریب استاندار شده

 

آماره t

 

معنا داری

 

نتیجه آزمون

بتا

انحراف استاندارد

بتا

مقدار ثابت

405/1

079/0

-

683/17

00/0

معنی دار است

فاصله قدرت

235/0

041/0

635/0

699/5

00/0

معنی دار است

391/0

ضریب تعیین تعدیل شده

404/0

ضریب تعیین

635/0

ضریب همبستگی

00/0

معنی داری

478/32

F   آماره

789/1

دوربین واتسون

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به نتایج جدول 6، مقدار دوربین واتسون در محدوده 5/1 تا 5/2 قرار دارد (789/1) که نشان می­دهد بین پسماندهای مدل خود همبستگی وجود ندارد. سطح معنی داری آماره F (00/0=sig) کمتر از سطح خطای قابل قبول (05/0=α) لذا با 99 درصد اطمینان می‌توان ادعا کرد که مدل رگرسیون معنی­دار بوده و فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی تایید می‌شود. ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده برابر با 391/0می­باشد که بیان­کننده این مطلب است که با فرض ثابت بودن سایر عوامل، حدود 40درصد از تغییرات در شکاف قیمتی توسط تغییرات در  فاصله قدرت توضیح داده می­شود. آماره t برای  فاصله قدرت(00/0) است  لذا با 99 % اطمینان فرض H0 رد و فرض H1 تأیید می­شود که نشان­گر این امر است که رابطه مثبت و معنی­داری بین  فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. بنابراین بر اساس نتایج آزمون فرضیه این­گونه می­توان تفسیر نمود در جوامعی که فاصله قدرت زیاد است، افراد فرادست تمایلی به ایجاد رابطه نزدیک با افراد فرودست را ندارند، و افراد فرادست با توجه به موقعیت بالاتر به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند و پاسخ­گوی کمتر و احساس مسئولیت کمتری نسبت به جامعه و عموم مردم دارند، هر چه فاصله قدرت بیشتر باشد منجر به افزایش در عدم تقارن اطلاعاتی می­شود (و بالعکس).  

 

7-3-2- آزمون فرضیه فرعی دوم: بین اجتناب از عدم اطمینان و عدم­تقارن اطلاعاتی رابطه معنی­داری وجود دارد.

H0 :  عدم وجود رابطه معنادار بین اجتناب از عدم اطمینان و عدم تقارن اطلاعاتی.

H1:  وجود رابطه معنادار بین اجتناب از عدم اطمینان و عدم تقارن اطلاعاتی.

 

جدول 7- نتایج بررسی ضرایب رگرسیون خطی فرضیه فرعی دوم

آماره

متغیر

ضریب غیر استاندارد

ضریب استاندارد شده

آماره t

معناداری

نتیجه آزمون

بتا

انحراف استاندارد

بتا

مقدار ثابت

721/1

038/0

-

885/45

00/0

معنی دار است

اجتناب از عدم اطمینان

132/0

026/0

635/0

066/5

00/0

معنی دار است

335/0

ضریب تعیین تعدیل شده

348/0

ضریب تعیین

590/0

ضریب همبستگی

00/0

معنی داری

660/25

F   آماره

861/1

دوربین واتسون

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به نتایج جدول 7، مقدار دوربین واتسون در محدوده 5/1 تا 5/2 قرار دارد (861/1) که نشان می­دهد بین پسماندهای مدل خود همبستگی وجود ندارد. سطح معنی­داری آماره F (00/0=sig) کمتر از سطح خطای قابل قبول (05/0=α) لذا با 99 درصد اطمینان می‌توان ادعا کرد که مدل رگرسیون معنی­دار بوده و فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر اجتناب از عدم اطمینان و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی تایید می‌شود. ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده برابر با 335/0می­باشد که بیان­کننده این مطلب است که با فرض ثابت بودن سایر عوامل، حدود 34 درصد از تغییرات در شکاف قیمتی توسط تغییرات در اجتناب از عدم اطمینان توضیح داده می­شود. آماره t برای اجتناب از عدم اطمینان (00/0) است لذا با 99 % اطمینان فرض H0 رد و فرض H1 تأیید می­شود که نشان­گر این امر است که رابطه مثبت و معنی­داری بین اجتناب از عدم اطمینان و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. بنابراین بر اساس نتایج آزمون فرضیه این­گونه می­توان تفسیر نمود در جوامعی که افراد مثبت نگرتر باشند و به اطلاعات موجود در بازار با دید تردید و پرسش­گرانه نگاه نکنند ممکن است افرادی که  بازارگردانی می­کنند از این موقعیت استفاده کنند و تمام اطلاعات موجود و مورد نیاز استفاده کنندگان از این اطلاعات را به بازار تزریق نکنند و این عمل منجر به عدم تقارن اطلاعاتی گردد(و بالعکس).

  

7-3-3- فرضیه فرعی سوم: بین فردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه  وجود دارد.

H0 :  عدم وجود رابطه معنادار بین فردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی.

H1:  وجود رابطه معنادار بین فردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی.

 

جدول 8- نتایج بررسی ضرایب رگرسیون خطی فرضیه فرعی سوم

آماره

متغیر

ضریب غیر استاندارد

ضریب استاندارد شده

آماره t

معنا داری

نتیجه آزمون

بتا

انحراف استاندارد

بتا

مقدار ثابت

824/1

037/0

-

030/49

00/0

معنی دار است

فردگرایی

082/0

038/0

300/0

178/2

034/0

معنی دار است

071/0

ضریب تعیین تعدیل شده

090/0

ضریب تعیین

300/0

ضریب همبستگی

034/0

معنی داری

745/4

F   آماره

712/1

دوربین واتسون

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به نتایج جدول بالا، مقدار دوربین واتسون در محدوده 5/1 تا 5/2 قرار دارد (712/1) که نشان می­دهد بین پسماندهای مدل خود همبستگی وجود ندارد. سطح معنی داری آماره F (034/0=sig) کمتر از سطح خطای قابل قبول (05/0=α) لذا با 95 درصد اطمینان می‌توان ادعا کرد که مدل رگرسیون معنی­دار بوده و فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر فردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی تایید می‌شود. ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده برابر با 071/0می­باشد که بیان کننده این مطلب است که با فرض ثابت بودن سایر عوامل، حدود 7درصد از تغییرات در شکاف قیمتی توسط تغییرات در  فردگرایی توضیح داده می­شود. آماره t برای فردگرایی(034/0) است  لذا با 95 % اطمینان فرض H0 رد و فرض H1 تأیید می­شود که نشان­گر این امر است که رابطه مثبت و معنی­داری بین فردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. بنابراین بر اساس نتایج آزمون فرضیه این­گونه می­توان تفسیر نمود بنابر فرضیه منافع شخصی سرمایه­گذاران بزرگ از منافع خاصی، هم­چون دسترسی به اطلاعات محرمانه که می­تواند در جهت اهداف معاملاتی مورد استفاده قرار بگیرد، بهره ببرند از طرف دیگر در جوامع فردگرا افراد تنها مراقبت از خود و خانواده درجه یک­شان را وظیفه خود می­دانند. به عبارت دیگر هرکس به فکر منافع خود و یا خانواده خویش می­باشد حال اگر چنین افرادی که موقعیت خود و اطرافیان نزدیک­شان را بر دیگران ترجیح می­دهند از موقعیت برتر و یا ممتازی در بازار سهام برخوردار باشند در چنین صورتی به اطلاعاتی دسترسی پیدا خواهند کرد که فقط منافع خود و خانواده خود را تامین کنند و این اطلاعات را در اختیار سایر افراد جامعه قرار نخواهند داد و این باعث ایجاد عدم تقارن اطلاعاتی در چنین جوامعی می­شود( و بالعکس).

 

7-3-4- فرضیه فرعی چهارم: بین مردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه  وجود دارد.

H0 :  عدم وجود رابطه معنادار بین مردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی.

H1:  وجود رابطه معنادار بین مردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی.

 

جدول9- نتایج بررسی ضرایب رگرسیون خطی فرضیه فرعی چهارم

آماره

متغیر

ضریب غیر استاندارد

ضریب استاندارد شده

آماره t

معنا داری

نتیجه آزمون

بتا

انحراف استاندارد

بتا

مقدار ثابت

824/1

038/0

-

418/47

00/0

معنی دار است

مردگرایی

045/0-

039/0

164/0-

155/1-

254/0

معنی دار  نیست

007/0

ضریب تعیین تعدیل شده

027/0

ضریب تعیین

164/0

ضریب همبستگی

254/0

معنی داری

333/1

F   آماره

748/1

دوربین واتسون

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به نتایج جدول 9، مقدار دوربین واتسون در محدوده 5/1 تا 5/2 قرار دارد (748/1) که نشان می­دهد بین پسماندهای مدل خود همبستگی وجود ندارد. سطح معنی­داری آماره F (254/0=sig)  بیشتر از سطح خطای قابل قبول (05/0=α) لذا می­توان ادعا کرد که مدل رگرسیون معنی­دار نبوده و فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر مردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی تایید نمی‌شود. آماره t برای مردگرایی(254/0) است لذا فرض H0 تایید و فرض H1 رد می­شود که نشان­گر این امر است که رابطه معنی­داری بین مردگرایی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران وجود ندارد. بنابراین بر اساس نتایج آزمون فرضیه این­گونه می­توان تفسیر نمود که وجود مردان در موقعیت شغلی برتر باعث افزایش عدم تقارن اطلاعاتی نمی­گردد یا به عبارت دیگر جنسیت افراد یعنی زن یا مرد بودن افراد شاغل ارتباطی به وجود یا عدم وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار ندارد.

 

7-3-5-تبیین مدل رگرسیونی

در این قسمت مدل کلی تحقیق برازش می‌گردد. روش کار نیز تحلیل رگرسیونی به روش (Enter) می‌باشد که در ابتدا مدل کلی عنوان و آزمون F محاسبه و پس از معنی­دار بودن مدل اقدام به آزمون معنی­داری ضرایب متغیرهای مدل می­پردازیم.

فرضیه اصلی: بین عناصر فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه  وجود دارد.  

H0:β = 0                                                                      معادله رگرسیون معنی­دار نیست

H1β: ≠ 0                                                                       معادله رگرسیون معنی­دار است                    

 

جدول 10- نتایج بررسی ضرایب رگرسیون خطی فرضیه اصلی

آماره

متغیر

ضریب غیر استاندارد

ضریب استاندارد شده

آماره t

معنا داری

نتیجه آزمون

بتا

انحراف استاندارد

بتا

مقدار ثابت

505/1

081/0

 

650/18

00/0

معنی­دار است

فاصله قدرت

142/0

048/0

384/0

969/2

005/0

معنی­دار است

اجتناب از عدم اطمینان

084/0

028/0

375/0

013/3

004/0

معنی­دار است

فردگرایی

042/0

029/0

154/0

460/1

050/0

معنی­دار است

مردگرایی

027/0-

030/0

100/0-

903/0.-

371/0

معنی­دار نبست

486/0

ضریب تعییین تعدیل شده

528/0

ضریب تعیین

727/0

ضریب همبستگی

00/0

معنی داری

578/12

F   آماره

803/1

دوربین واتسون

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به جدول 10، دوربین واتسون 803/1 می­باشد که نشان می­دهد بین پسماندهای مدل خود همبستگی وجود ندارد. آماره F نشان دهنده این مطلب می‌باشد که سطح معنی­داری (00/0=sig) کمتر از سطح خطای قابل قبول (05/0=α) لذا با 99 درصد اطمینان می‌توان ادعا کرد که مدل رگرسیون معنی­دار بوده و فرض خطی بودن رابطه بین دو متغیر  عناصر فرهنگی و عدم تقارن اطلاعاتی در گزارش­گری مالی تایید می‌شود. ضریب تعیین تعدیل شده  حدودا برابر با 49/0 می­باشد که بیان­کننده این مطلب است که با فرض ثابت بودن سایر عوامل 49 درصد از تغییرات در شکاف قیمتی توسط تغییرات در عناصر فرهنگی توضیح داده می­شود. با توجه به خروجی­های مدل متوجه می­شویم که اثر تمام مولفه­های فرهنگی بر عدم تقارن اطلاعاتی غیر از مردگرایی، معنی­دار می­باشد و بیش­ترین تاثیر را متغیر فاصله قدرت بر عدم تقارن اطلاعاتی دارد.

 

8- بحث و نتیجه­گیری

با توجه به معناداری و مثبت بودن ارتباط بین فاصله قدرت و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت­های موجود در بورس اوراق بهادار تهران می­توان چنین استنباط کرد که مدیران در شرکت­های نمونه مورد بررسی از درجه مشورتی پایینی برخوردار بوده و تمایلی به برقراری ارتباط نزدیک با افراد شرکت در سطح پایین را ندارند، و خود را در تصمیم­گیری یکه تاز میدان می­دانند و فرودستان جرات مخالفت و انتقاد از آن­ها را ندارند. از طرف دیگر متغیرهای اجتناب از عدم اطمینان نسبت به آینده و فردگرایی نیز رابطه مثبت و معناداری با عدم تقارن اطلاعاتی دارند و این نیز حکایت از این دارد که هر چه افراد اطلاعات موجود در بازار را بدون چون و چرا بپذیرند و درباره صحت و سقم آن­ها کنکاش کمتری انجام دهند و در مقابل  افراد دیگری در بازار وجود دارند  که در جایگاه شغلی بهتر، و به اطلاعات بیشتری دسترسی داشته باشند از این موقعیت و از این عدم تقارن اطلاعاتی استفاده کرده و به منافع بیشتری دست می­یابند. زیرا این افراد سود جو و منفعت طلب منافع خود و خانواده خود را در اولویت قرار می­دهند. نتایج به دست آمده از این تحقیق با نتایج به دست آمده در تحقیقات میشالی و رابرتز، هان و داپنیک منطبق است که حاکی از این می­باشد که ارزش­های فرهنگی فاصله قدرت کم، اجتناب از عدم اطمینان به آینده بالاتر و فردگرایی بالاتر رابطه معنی­داری با سود سهام بالاتر و مدیریت سود دارند و به عبارت دیگر تفاوت­های فرهنگی تاثیر زیادی بر مدیریت سود به خصوص در مواقع هموارسازی سود دارند. با توجه به مثبت بودن رابطه بین فاصله قدرت، اجتناب از عدم اطمینان و فردگرایی با عدم تقارن اطلاعاتی، از آن­جای که افراد از این مقوله در جهت دستیابی بر منافع شخصی استفاده می­کنند. به سرمایه­گذارن در بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد می­گردد به مقوله عدم تقارن اطلاعاتی و مولفه­های فرهنگی توجه بیشتری شود.

 

 

 



1- استادیار، گروه آموزشی حسابداری، واحد ارومیه ، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران، ‌نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات.             Jabbarzadeh.s@gmail.com  

2- مربی، گروه حسابداری، واحد دهلران، دانشگاه آزاد اسلامی، دهلران، ایران.

[3]- مربی، گروه حسابداری، واحد علوم و تحقیقات آذربایجان غربی، دانشگاه آزاد اسلامی، آذربایجان غربی، ایران.



[i]. Underdeveloped economy

[ii]. Gray

[iii]. Smircich

[iv]. Trice & Beyer

[v]. Hofsted

[vi]. Gray

[vii]. Uncertainty Avoidance

[viii]. Demooij 

[ix]. Masculinity Versus Feminity

[x]. Individualism Versus collectivism

[xi] . Power Distance

[xii] . Parameswaran

[xiii]. Jensen & Meckling

[xiv]. Adverse selection

[xv]. Moral hazard

[xvi]. Jiang et al

[xvii]. Jana p. Marcus

[xviii]. Han

[xix]. Doupnik

[xx]. Tsakumis

[xxi]. Michaely and Roberts

فهرست منابع

1)    حساس یگانه، یحیی ؛ ولی نادی قمی، ، (1385) نقش شفافیت در اثربخشی حاکمیت شرکتی، حسابدار، شماره 179، صص 32 – 36.

2)    جبارزاده کنگرلوئی، سعید، (1389)، تبیین رابطه اخلاقیات و فرهنگ با محافظه کاری و مدیریت سود در نظام حسابداری ایران، رساله دکتری علوم و تحقیقات تهران.

3)    قائمی، محمد حسین؛  محمدرضا وطن پرست، ، (1384)، بررسی نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران، بررسی­های حسابداری و حسابرسی، سال دوازدهم شماره 41، صص 85-103.

4)    فرهنگی، علی اکبر؛ علی رشید پور و اسماعیل کاووسی، (1386)، فرهنگ و سازمان­ها، برنامه­ریزی ذهن، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، چاپ اول.

5)    رحیمیان، نظام الدین؛ سید حسن صالح نژادو علی سالکی، (1388)، رابطة میان برخی ساز و کارهای حاکمیت شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی درشرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بررسی های حسابداری و حسابرسی، شماره58، صص 71-86.

6)    نوروش، ایرج ؛ علی ابراهیمی کردلر ، (1384). بررسی و تعیین رابطه ترکیب سهامداران با تقارن اطلاعات و سودمندی معیارهای حسابداری عملکرد، بررسی­های حسابداری و حسابرسی سال پانزدهم، شماره42 صص 124-97.

7)    نیکومرام، هاشم؛ سعید جبارزاده کنگرلویی و یحیی حساس­یگانه، (1388)، تاثیر ارزش­های فرهنگی بر محافظه کاری بر گزارش­گری مالی شرکت­های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران، مجله مدیریت فرهنگی سال سوم شماره 6، صص 23 – 37.

8)    مدرس، احمد؛ زهرا دیانتی دیلمی، (1383)، رابطه فرهنگ و حسابداری، حسابرس، شماره 26، صص 34-43.

9)       Askary. Saeed , Yazdifar. Hassan, Askarany. Davood, (2008), International Journal of Accounting, Auditing and Performance Evaluation (IJAAPE), Vol. 5, No. 1.

10)    De Mooij, M. & Hofstede, G, (2010). "The Hofstede Model Applications to Global Branding and Advertising Strategy and Research", International Journal of Advertising, Vol. 29, No. 1,PP. 85–110.

11)    Doupnik, T. S. ,(2008). Influence of Culture on Earning Management: ANote, Abacus, Vol. 44, No. 3,PP 317-340.

12)    Etemadi, H., Dianati Dilami, Z., Bazaz, M. S. & Parameswaran, R. ,(2009). Culture, Management Accounting and Managerial Performance: Focus Iran, Advances in accounting, Vol. 25 , No. 2, PP.216-225.

13)    Jiang, H., Habib, A., Hu, B. (2011), Ownership Concentration, Voluntary Disclosures and Information Asymmetry in New Zealand, The British Accounting Review 43, PP.39–53.

14)    Jensen, Michael and William H., Meckling., (1976), Theory of the firm, Managerial behavior, Agency costs and Ownership Structure, Journal of Financial Economic.

15)    Jana P. Fidrmuc a, Marcus Jacob,(2010), Culture, agency costs, and dividends, Journal of Comparative Economics: 38, 321–339.

16)    Han, S., Kang, T., Salter, S. & Yoo, Y. K., (2010), A Cross-Country Study on the Effects of National Culture on Earnings Management, Journal of International Business Studies, Vol. 41,PP. 123-141.

17)    Michaely, Roni, Roberts, Michael R. ,( 2006), Dividend Smoothing, Agency Costs, and Information Asymmetry: Lessons from the Dividend Policies of Private Firms,PP. 1 -63.

18)    Tsakumis, George T.,(2007), The Influence of Culture on Accountants' Application of Financial Reporting Rules1. Drexel University LeBow College of Business