تاثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ارزش شرکت

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

2 کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

چکیده

هدف این پژوهش بررسی تاثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه­ی آماری پژوهش شامل150 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردیده است. روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوا از نوع توصیفی- هم­بستگی است. در پژوهش حاضر ابتدا هم­بستگی بین متغیرهای پژوهش مورد آزمون قرار­گرفته سپس در صورت وجود هم­بستگی بین متغیرهای پژوهش اقدام به برآورد مدل رگرسیونی شده است. نتایج حاصل از تحقیق بیان می­دارد که بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت رابطه­ی معنادار و منفی وجود دارد. بین بازده نقدی سهام و اندازه­ی هیئت مدیره با ارزش شرکت رابطه­ی معناداری وجود ندارد و بین اهرم مالی با ارزش شرکت رابطه­ی معنادار منفی و بین بازده داراییها با ارزش شرکت رابطه معنادر مثبتی وجود دارد

کلیدواژه‌ها


 

تاثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ارزش شرکت

 

 

 

 

تاریخ دریافت: 09/08/1394            تاریخ پذیرش: 30/09/1394

رویا دارابی[1]

محمود داوودخانی[2]

 

 

چکیده

هدف این پژوهش بررسی تاثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه­ی آماری پژوهش شامل150 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردیده است. روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوا از نوع توصیفی- هم­بستگی است. در پژوهش حاضر ابتدا هم­بستگی بین متغیرهای پژوهش مورد آزمون قرار­گرفته سپس در صورت وجود هم­بستگی بین متغیرهای پژوهش اقدام به برآورد مدل رگرسیونی شده است. نتایج حاصل از تحقیق بیان می­دارد که بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت رابطه­ی معنادار و منفی وجود دارد. بین بازده نقدی سهام و اندازه­ی هیئت مدیره با ارزش شرکت رابطه­ی معناداری وجود ندارد و بین اهرم مالی با ارزش شرکت رابطه­ی معنادار منفی و بین بازده داراییها با ارزش شرکت رابطه معنادر مثبتی وجود دارد.

 

واژه‌های کلیدی: معامله با اشخاص وابسته، ارزش شرکت، کیوتوبین، تضاد منافع، افشا، هیئت مدیره.

 

 

 

1- مقدمه

معاملات با اشخاص ­وابسته ممکن است موجب استغنای سهام­داران ، مدیران و سایر کنترل­کنندگان واحد انتفاعی و­ ایجاد هزینه برای طرف­های غیروابسته در این معامـلات گردد. ایـن مهم می­تواند از طریق خرید و فروش دارایی­ها، کالاها، خدمـات، دریافت وام­هایی با شرایط­ مطلوب و با استفاده از دارایی­های شرکت به عنوان تضمین تسهیلات شخصی انجام گیرد که خود باعث انتقال ثروت خواهد بود. معاملاتی که عمـدتاً به صورت مستقیم توسط سهام­داران عمده، مدیران و اعضـای هیئت­ مدیره انجام می­گیرد تأثیر منفی بر ارزش شرکت و نقش قابل توجهی در رسوایی­هایی دارد که منجر به شکست شرکت­ها و گروه­های بزرگی از شرکت­ها می­شود. هر اندازه معاملات اشخاص وابسته در شرکت بیش­تر باشد امنیت برای سهام­داران جزء پایین­تر بوده و در نتیجه­ این امر بـاعث کـاهش ارزش سهام شرکت خواهد ­شد­ (نخیلی، مویز[i]، 2011).

رسوایی­های اخیر در ارتباط با معاملات اشخاص وابسته یکی از نگرانی­های عمده­ی شرکت­های سهامی است که اغلب ناشی از معاملات تجاری پیچیده­ی ناهمگون بین شرکت، سرپرستان، مدیران و یا صاحبان اصلی شرکت می­باشد. ذی­نفعان و استفاده­کنندگان در بازار سرمایه و سایر سهام­داران شرکت عموماً تضادهای منفعتی بالقوه­ی این معاملات را بررسی می­کنند (گوردن، هنری­، پالیا[ii]، 2004).

تـا زمانی­که احتمال منحرف نمودن منابع شرکت بـه واسطه­ی معاملات با اشخاص وابسته توسط سهام­دارانی که سرمایه­ی شرکت را کنترل می­کنند وجود دارد، سهام­داران عمده نیز در مقابل با کاهش ارزش سهام، ارزش شرکت را به­طور قابل ملاحظه­ای می­توانند کاهش دهند (چئونگ و همکاران[iii]، 2006).

در رسوایی­های مالی اخیر، معاملات با اشخاص وابسته به عنوان یکی از کانون­های نگرانی بوده است، به گونه­ای که استفاده هدف­مند از این معاملات و عدم افشای آن­ها یا کافی نبودن افشا، از عوامل سقوط شرکت­ها می­باشد. تصاحب منابع شرکت از طریق معاملات با اشخاص وابسته، در کشورهای توسعه­یافته مرسوم است، اما در اقتصادهای نوظهور به دلیل نقص بازارهای خارجی و ضعف راهبری شرکتی بیش­تر مشاهده می­شود. در بسیاری از موارد، معاملات با اشخاص وابسته، اجتناب ناپذیر و سودمند است و در چرخه­ی عملیات شرکت تکرار می­گردد، ولی در شرایط خاص به سهام­داران عمده یا مدیران شرکت­ها اجازه می­دهد به هزینه­ی سهام­داران خرد منافع شخصی خود را تأمین کنند (­شعری، حمیدی، 1391).

در شرکت­هایی که معاملات با اشخاص وابسته وجود دارد معمولاً ارزش سهام آن­ها کاهش می­یابد. هم­چنین شواهد نشان می­دهد در شرکت­هایی که مناصب کلیدی مدیریتی به اعضای خانواده رسیده است، از ارزش کم­تـری نسبت به شرکت­هایی که مدیران مستقل دارند برخوردار می­باشد. مدیران و کارمندان شرکت­ها از منافع شرکت برای افزایش سرمایه خود استفاده می­کنند (­شون، رینگرت[iv]،  2007).

قانون­گذاران و تدوین­کنندگان استانداردها با تأکید بر افشای اطلاعات و روابط اشخاص وابسته، موضعی در مورد مضر یا مفید بودن معاملات اشخاص وابسته برای شرکت و سهام­داران اتخاذ نکرده­اند. نظریه­ی نمایندگی و مفهوم انتقال ثروت بیان می­کند که مدیران ممکن است از معاملات اشخاص وابسته به عنوان ابزاری برای انتقال ثروت یا سود از شرکت به نفع خود استفاده کنند و این موضوع باعث تضییع حقوق سهام­داران اقلیت می­شود. اکثر مطالعات انجام شده در بازارهای مختلف نشان داده است که معاملات اشخاص وابسته ابزاری برای تضییع حقوق سهام­داران اقلیت است هم­چنین پژوهش­های در حوزه­ی واکنش بازار نشان می­دهـد که شرکت­های بـا ارزش بـازار کـم­تر، معامـلات اشخاص وابسته­ی بیش­تری داشته­اند (­اعتمادی، صالحی راد، 1390).

سازوکـارهای نظارت شرکت، معاملات اشخاص وابسته را از "تضاد منافع" به "معاملات کارآمد" انتقال می­دهد. مؤسسات حسابرسی معتبر یا هیئت­های ناظر و ناظران می­توانند نقش میانه­رو در معاملات اشخاص وابسته را ایفا کنند. (چین­، سی ­اس هسو[v] ، 2010)

زمانی­که انواع مختلفی از معامله­های اشخاص وابسته اعلام می­شود، واکنش بازار توسط شرکت­های سهامی عام بررسی می­­شود. این مطالعات نشان می­دهد سهام­داران شرکت­های سهامی عام که به تجربه­ی تونل­زدن آگاه هستند، نسبت به این امر واکنش نشان داده و باعث کاهش ارزش سهام شرکت می­شوند. آن­ها فرض می­کنند سرمایه­گذارن قـادرند به درستی میزان ارزش شرکت را در معاملات بـا اشخاص وابسته پیش­بینی نمایند. به هر حال مشخص نیست کاهش در ارزش سهام شرکت تماماً به دلیل معامله با اشخاص وابسته است یا خیر.(چئونگ و همکاران[vi] ، 2008) . برای درک مطلوب صورت­های ­مالی معمولاً افشای ­معاملات واقع شده بین واحد گزارش­گری و اشخاص­ وابسته ضرورت خواهد یافت ( فرقاندوست حقیقی، یوحنا، 1372).

در ایران، استاندارد حسابداری شماره­ی 12 "افشا اطلاعات اشخاص وابسته" و استاندارد حسابرسی شماره­ی 550 " اشخاص وابسته" هم­چنین ماده­ی 129 قانون تجارت مصوب 1347 بر این گونه معاملات تاکید و بر نحوه­ی عملکرد حسابداران و حسابرسان چارچوبی را تعیین نموده است. مضاف بر آنکه، دستورالعمل الزامات افشای اطلاعات و تصویب معاملات اشخاص وابستهدر سال 1390توسط هیئت مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار در راستای حمایت از حقوق سرمایه­گذاران، پیش­گیری از وقوع تخلفات و نیز ساماندهی و توسعه بازار شفاف و منصفانه­ی اوراق بهادار طبق بند 8، 11 و 18 ماده­­ی 7 قانون بازار اوراق بهادار جمهوری اسلامی ایران (مجلس شورای اسلامی،مصوب آذر 1384) در 13 ماده و 5 تبصره به تصویب رسید و از ابتدای سال 1391 برای کلیه­ی  شرکت­های یاد شده لازم الاجرا شده است ( استانداردهای حسابداری، 1388، استانداردهای حسابرسی، 1389، مجلس شورای اسلامی، 1384)( منصور، 1393).

در مطالعه­ی حاضر تلاش خواهد شد ضمن بررسی رابطه­ی بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، چگونگی تأثیرپذیری ارزش شرکت نسبت به بازده نقدی، اندازه هیئت مدیره، اهرم مالی و بازده داراییها تعیین شود. هم­چنین به سبب برخی نظرات متفاوت پژوهش­گران در باب موضوع مورد پژوهش، از این منظر نیز جای ضرورت و اهمیت بوده و امید است نتایج بدست آمده باعث رفع ابهام­ها و تناقض های پیشین گردد.

هدف اصلی این پژوهش مطالعه­ی اثرات معاملات با اشخاص وابسته بر ارزش شرکت و ثروت سهام­داران عمده و جزء در بورس اوراق بهادار تهران می­باشد. ابتدا رابطه­ی بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت در بخش ادبیات نظری مورد توجه قرار گرفته و سپس فرضیه­ها و روش پژوهش مطرح و نوع و چگونگی تأثیرپذیری ارزش شرکت با استفاده از مدل­ نخیلی و مویز (2011) آزمون و در نهایت پیشنهادهایی بر اساس نتایج پژوهش بیان خواهد شد.

 

2- چارچوب نظری و پیشینه­ی پژوهش

معاملات با اشخاص وابسته در قلمرو اطلاعاتی است که استفاده­کنندگان از صورت­های مالی مایل به دانستن آن و شناخت دقیق ماهیت و محتوای آن می­باشند بنابراین برای درک و تحلیل بهتر و اتخاذ تصمیمات منطقی توسط استفاده­کنندگان ، افشای اطلاعات مربوط به این نوع معاملات، ماهیت و آثار آن­ها بر صورت­های مالی ضروری است ( فرقاندوست حقیقی، یوحنا، 1374 ).

عملکرد کارا و اثربخش بازار سرمایه مستلزم اعتماد سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان به فرآیند گزارش­گری مالی است. گزارش­گری مالی متقلبانه، تهدیدی جدی برای این اعتماد است . پس از کشف رسوایی­های مالی انرون توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار امریکا و اعلام ورشکستگی این شرکت در سال 2001 و در پی آن کشف نقاط ضعف موجود در روش­های گزارش­گری مالی این کشور، قانون ساربنز آکسلی با هدف حمایت از سرمایه­گذاران به طور خاص و منافع عموم به طور عام تدوین و در سال 2002 توسط کنگره تصویب شد که به موجب این قانون، هیئت نظارت بر حسابداری شرکت­های سهامی عام آمریکا (PCAOB) تشکیل گردید (چین­،  هس، 2010).

سال­های آغازین هزاره­ی سوم در حالی سپری شد که جهان در عرصه اقتصادی شاهد ورشکستگی شرکت­های عظیم نظیر انرون، ورلدکام، زیراکس و ... بود، چنین ورشکستگی­هایی باعث نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی حسابداری و گزارش­گری مالی شده بود. از جمله پس لرزه­های این رسوایی می­توان به فروپاشی یکی از پنج موسسه­ی حسابرسی بزرگ جهان یعنی موسسه­ی حسابرسی آرتور و اندرسون ( حسابرس شرکت انرون ) اشاره نمود. بررسی وقایع مربوط به ورشکستگی این شرکت­ها نشان داد که منشا اصلی این وقایع، دست­کاری سود و گزارش سودهای واهی و بی کیفیت بوده است. و همین امر موجب بدبینی نسبت به حرفه­ی حسابداری و حسابرسی شد. اغلب مدیران این شرکت­ها با توسل به روش­های متقلبانه نظیر طراحی و انجام معاملات صوری و ساختگی با اشخاص وابسته ، کیفیت گزارش­گری مالی و کیفیت سود را تا حد ممکن به پایین­ترین سطح تنزل داده بودند ( بولو، 1385 ).

در رابطه با چگونگی تأثیر تصمیم­های اشخاص وابسته در هیئت مدیره شرکت­ها و خارج نمودن سود از دسترس سهام­داران اقلیت، میراسکندری با حضور در مجمع عمومی عادی یک شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1370 اظهار می­دارد که سه تن از پنج تن عضو هیئت مدیره آن شرکت که  57 درصد سهام را در اختیار داشتند حدود 90 درصد محصول اصلی شرکت را به قیمت­هایی کمتر از نرخ بازار خریده و 30 درصد از باقیمانده­ی سود شرکت را نیز به بهانه معافیت مالیاتی به نفع خود برداشت کردند و نهایتا 2 درصد از فروش شرکت را هم به عنوان حق سرپرستی محاسبه نمودندکه در مجموع مبلغی حدود 15 میلیارد ریال یعنی سه برابر سرمایه شرکت شد. چنانچه این مبلغ به شرکت برگشت داده می­شد سود قابل تقسیم هر سهام­دار از 800 ریال به 3000 ریال افزایش می­یافت ( میراسکندری، 1372 ).

گوردون و همکاران (2004)، چئونگ و همکاران (2006)، چئونگ و همکاران (2008) معتقدند در خصوص معامـلات با اشخاص وابسته دو دیدگاه وجـود دارد که هر کـدام جنبه­های متفاوتی از ایـن­گونـه معاملات را بیان می­­­دارند. دیدگاه اول با مسئله­ی نمایندگی سازگار است و بیان می­دارد که این گونه معاملات به جهت کسب منافع شخصی برای مدیران به کار گرفته می­شود و موجب متضرر شدن شرکت و سهـام­داران می­گردد. از طرفی مـدیران جهت پوشاندن اثرات سوء ایـن معامـلات اقـدام بـه تحریف صورت­های مـالی می­نمایند. دیدگاه دوم این گونه معامـلات را بخشی از تقاضای واحد تجاری قلم­داد می­کند و آن را تضمین­کننده­ی کار مـدیران در شرکت می­داند. استین[vii]  (1997)، چانگ و هونگ[viii] (2000) ، خانا و پالپو[ix] (2000) ، ژیان و وونگ[x] (2010) دیدگـاه اثربخشی معامـلات با اشخاص وابسته و مفهوم هزینه­های معاملات ارائه شده توسط کواس [xi] (1937) و ویلیامسون[xii] (1975) را دنبال می­کنند. این دیدگاه معاملات با اشخاص وابسته را مضر نمی­داند و حتی ممکن است برای سهام­داران سودمند نیز باشد. (خلعتبری­لیماکی، آراد، ابراهیمیان، 1391).

تعداد زیادی از مدیران، اداره­کنندگان و سهام­داران عمده مورد اتهام قرارگرفته­اند که نقش قابل توجهی در رسوایی­ها و شکست­های شرکت­ها و گروه­های بزرگی از شرکت­ها دارند. آن­ها به خاطر انجام معاملات مشکوک با شرکت مورد سرزنش قرار گرفته­اند و هدف­شان مصادره­ی سهام­داران اقلیت و از بین بردن علائق آن­ها است­. بر اساس نمونه­ای از هشتاد و پنج شرکت که در لیست بورس پاریس در طی سال­های 2005 تا2000 قرار داشتند نشان داده شد معاملاتی که مستقیماً توسط سهام­داران عمده انجام می­گیرد و معاملاتی که به صورت غیرمستقیم از طریق شرکت­های وابسته انجام می­شود ارزش شرکت را مستهلک می­کنند. این معاملات به زیان سهام­داران کوچک می­باشد و عمدتاً توسط حق­رأیی که سهام­داران اصلی دارند تعیین می­گردد. معاملاتی که عمدتاً بـه صورت مستقیم توسط سهام­داران عمـده و امـضای اعضای هیئت مـدیره انجام می­گیرد تأثیر منفی بر ارزش شرکت می­گذارد (نخیلی، مویز، 2011).

ونکزیا و همکاران  [xiii] (2010) در بررسی ارتباط بین ارزش شرکت و معاملات با اشخاص وابسته طی سال­های 2001 تا 2003 در مورد شرکت­های چینی صورت پذیرفت، به این باور رسیدند که بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت­ها رابطه­ی معکوسی وجود دارد و این قبیل معاملات باعث کاهش در ارزش سهام شرکت می­گردد.

کولبک و همکاران [xiv]­ (2010) به بررسی رابطه­ی بین افشای معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت برای بیش از هزار و پانصد شرکت در ایالات متحده آمریکا پرداختند. نتایج بررسی نشان داد شرکت­هایی که به معاملات با اشخاص وابسته روی می­آورند نسبت به شرکت­هایی که از این قبیل معاملات کم­تر استفاده می­کنند دارای ارزش کم­تری می­باشند. هم­چنین نتایج بررسی آن­ها نشان داد که افشای این گونه معاملات با وجود منافعی که برای استفاده­کنندگان دارد، در نهایت منجر به کاهش ارزش سهام شرکت می­گردد. هم­چنین دریافتند که بین وقوع این گونه معاملات و دریافت تسهیلات مالی رابطه­ی معکوسی وجود دارد.

گوردن و همکاران[xv]­ (2004) به بررسی  تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ارزش شرکت پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت رابطه­ی معکوسی وجود دارد.

شون و رینگرت(2007) به بررسی تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر توانایی مالی شرکت­ها پرداختند و متوجه شدند که هر چه وقـوع این معاملات بیش­تر باشد توان مالی واحد تجاری کاهش می­یابد و بر ارزش شرکت نیز تأثیرات نامطلوبی بر جای می­گذارد.

طارق و تایلور و مورِلی و هاک[xvi] (2012) معاملات اشخاص وابسته­ی تبعیض آمیز را بررسی نمودند و به این نتیجه رسیدند که در شرکت­ها معاملات با اشخاص وابسته هم با ارزش واقعی بازار و هم با نرخ متفاوت بازار وجود دارد. در نوع  اول معاملات با اشخاص وابسته خطای اندازه­گیری وجود ندارد ولی در نوع دوم خطای اندازه­گیری بسیار بالاست. اندازه­گیری و کنترل معاملات با اشخاص وابسته در گزارش­های مـالـی بـه سهـام­داران و استفـاده کننـدگـان اطمینـان بیش­تـری جهت تصمیم­گیـری در سرمایه­گذاری­هایشان می­دهد.

آنتونی و رامش[xvii] (1992) به بررسی رابطه­ی معیارهای ارزیابی عمل­کرد با قیمت بازار سهام در مراحل مختلف چرخه­ی عمر شرکت­ها پرداختند. نتایج آن­ها حاکی از وجود ارتباط معنا­دار بین معیارهای ارزیابی عمل­کرد و قیمت بازار سهام در مراحل مختلف چرخه­ی عمر شرکت­ها می­باشد. به­طوری­ که میزان مربوط بودن معیارهای رشد فروش و مخارج سرمایه­ای از مرحله­ی شروع تا افول روند نزولی دارد.

بلک[xviii] (1998) رابطه­ی سود و جریان­های نقدی را با ارزش شرکت در مراحل مختلف چرخه­ی عمر مورد بررسی قرار داد.­ نتایج او نشان داد که در مراحل شروع و افول؛ جریان­های نقدی مربوط­تر از سود بوده و در مرحله­ی بلوغ عکس این موضوع صادق است.

ونگ  و همکاران[xix] ( 2015 ) به بررسی کاهش یا افزایش ارزش فروش در معاملات با اشخاص وابسته بین گروه­های تجاری مشابه پرداختند. آن­ها دریافتند که این­گونه معاملات باعث افزایش ارزش شرکت­ها می­گردد به استثنای شرکت­هایی که دارای مالکیت دولتی، تعداد زیادی مدیران عالی رتبه  یا انگیره­های فرار مالیاتی  هستند. هم­چنین آن­ها پی­بردند افرادی با استفاده از رانت­های اطلاعاتی در جهت محدود نمودن ارزش سهام سهام­داران اقلیت می­باشند و هم چنین آنان بیان کردند، بین ساختار مالکیت و فرارهای مالیاتی  با معاملات اشخاص وابسته رابطه متقابل وجود دارد.

چن و همکاران [xx] ( 2015 ) در رابطه با ساختار دولتی و ضمانت تسهیلات مالی اشخاص وابسته به پژوهش پرداخته و دریافتند ضمانت وام­های اشخاص وابسته به واسطه­ی کمک­های دولتی و منسوبان به دولت در هرم­های شغلی خانوادگی کنترل و از این طریق با سلب مالکیت، به کنترل سهام­داران اقلیت می­پردازند. آ آن­ها با استفاده از 1785 شرکت چینی وابسته به گروه­های تجاری کسب و کار خانوادگی به چگونگی تأثیر ساختار حاکمیتی خانواده بر استفاده از ضمانت وامهای اشخاص وابسته پرداخته و به این نتیجه رسیدند که عضویت و منسوب بودن به مدیران اجرایی منجر به صدور حجم بالایی ضمانت­های تسهیلاتی برای اشخاص وابسته خواهد بود.

افضل خانی (1382) در پایان نامه­ی کارشناسی ارشد خود به راهنمایی دکتر فرقاندوست حقیقی با عنوان "نحوه­ی افشای معاملات با اشخاص وابسته در شرکت­های تجاری ایران و تأثیر آن بر اقتصاد کشور" حدود 400 فقره از صورت­های مالی و گزارش­های حسابرسی مربوط به سنوات 1370 تا 1379 را مورد برسی قرار داده و پس از مقایسه­ی آن­ها با استانداردهای حسابداری و حسابرسی به این نتیجه دست یافتند که جامعه­ی حسابداران و حسابرسان در ایران از موضوع به طور کامل مطلع نبوده و نحوه­ی برخورد آن­ها در برخی موارد مغایر با استانداردهای ارایه شده در این زمینه بوده است.

مهربانی (1386) نیز در پایان نامه­ی کارشناسی ارشد خود به راهنمایی دکتر فرقاندوست حقیقی با عنوان "بررسی ارایه­ی مطلوب معاملات با اشخاص وابسته از دیدگاه استفاده­کنندگان صورت­های مالی" به این نتیجه رسیدند که بین افشای اطلاعات و تصمیم­گیری استفاده­کنندگان صورت­های مالی رابطه­ی معناداری وجود دارد و تهیه کنندگان صورت­های مالی باید در افشای معاملات با اشخاص وابسته کلیه­ی الزامات افشای اطلاعات را طبق قوانین و مقررات استانداردهای حسابداری و حسابرسی کاملا رعایت نمایند.

خلعتبری لیماکی ، آراد و ابراهیمیان (1391) به بررسی اثر معاملات با اشخاص وابسته بر عملکرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهاراد تهران پرداخته و نتایج به­دست آمده نشان می­دهد که بین معاملات با اشخاص وابسته و عملکرد مدیریت بر اساس شاخص کیو­توبین رابطه­ی معکوس وجود دارد. هم­چنین میان معاملات با اشخاص وابسته و عملکرد شرکت بر اساس ارزش­افزوده اقتصادی هیچ رابطه­ی معناداری وجود ندارد.

رحیمیان و همکاران (1391) در بررسی رابطه­ی ساختار مالکیت و کیفیت سود با تاکید بر نقش معاملات با اشخاص وابسته نشان دادند که سهام­داران عمده در معامله با شرکت دو نوع منافع خصوصی و مشترک را دنبال می­کنند که این منافع تأثیر متفاوتی بر کیفیت سود شرکت دارد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که کیفیت سود شرکت و معاملات با اشخاص وابسته هر دو تحت تأثیر مستقیم درصد مالکیت سهام­داران عمده قرار دارد. هم­چنین معاملات با اشخاص وابسته بر رابطه­ی بین درصد مالکیت سهام­داران عمده و کیفیت سود تأثیر دارد. به این معنی که وقتی درصد مالکیت پایین است (کم­تر از 50 درصد)، سهام­داران عمده منافع خصوصی را دنبال می­کنند و سبب تخریب کیفیت سود می­شوند ولی وقتی درصد مالکیت بالا است (بیش­تر از 50 درصد)، سهام­داران عمده منافع مشترک را دنبال کرده و موجب بهبود کیفیت سود می­شوند. به­طورکلی نتایج پژوهش نشان می­دهد که معاملات اشخاص وابسته تأثیر معناداری بر رابطه­ی بین درصد مالکیت سهام­داران عمده و کیفیت سود دارد.

رحیمیان و همکاران (1391) در پژوهش دیگری تأثیر معاملات اشخاص وابسته بر عمل­کرد شرکت را با تأکید بر نقش ساز و کارهای راهبردی از دو دیدگاه مقابل هم ( دیدگاه تضاد منافع و دیدگاه معاملات کارا) در مورد معاملات اشخاص وابسته مطرح می­نمایند. آن­ها نشان دادند که رابطه­ی بین ساختار مالکیت و کیفیت سود با تأکید بر نقش معاملات با اشخاص وابسته­ی سهام­داران عمده در معاملات با شرکت دو نوع منافع خصوصی و مشترک را دنبال می­کنند. کـه این منافع تأثیر متفاوتی بر کیفیت سود شرکت دارد و نتایج پژوهش نشان می­دهد که معاملات اشخاص وابسته تأثیر معناداری بر رابطه­ی بین درصد مالکیت سهام­داران عمده و کیفیت سود دارد.

سرلک و همکاران ( 1392 ) به بررسی رابطه­ی بین معاملات با اشخاص وابسته و مدیریت سود در شرکت­های پذیرفته‎ شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته­اند. بر اساس مسئله­ی نمایندگی، به‎دلیل جدایی مالکیت از کنترل و وجود تضاد منافع بین این دو، معاملات با اشخاص وابسته می­تواند موجب از دست‎رفتن ثروت سهام‎داران شود و مدیر برای سرپوش گذاشتن روی این انتقال ثروت، ممکن است به مدیریت سود اقدام کند. یافته‎های پژوهش نشان داد که بین معاملات با اشخاص وابسته و مدیریت سود رابطۀ مثبت معناداری وجود دارد.

کامیابی و همکاران ( 1393 ) معاملات با اشخاص وابسته را یکی از عواملی می­دانند که موجب کاهش ارزش بازار سرمایه می‏شود. آن­ها معتقدند که اگر چه تمام معاملات با اشخاص وابسته فرصت طلبانه نیستند، اما نگرش غالب این است که از عوامل تأثیرگذار بر ریسک می‏باشند و سرمایه­گذاران، پیش از انجام سرمایه­گذاری برای آن اهمیت زیادی قائل می‏شوند. در واقع، عدم اطلاع سهام­داران و سرمایه­گذاران از ماهیت معاملات با اشخاص وابسته باعث بوجود آمدن نوعی عدم تقارن اطلاعاتی می‏شود. به این جهت به بررسی رابطه‏ی معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود  و هم­چنین  اثر نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره بر رابطه­ی بین معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود اقدام نمودند. نتایج پژوهش نشان داد بین معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود رابطه‏ی مثبت و معناداری وجود دارد. هم­چنین مشخص گردید نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره بر ارتباط بین معاملات با اشخاص وابسته و خطای پیش بینی سود اثر تعدیل کننده دارد.

 

3- فرضیه­های پژوهش

با توجه به اهداف پژوهش، ادبیات نظری و پیشینه پژوهش فرضیه های زیر تدوین شد:

فرضیه­ی اول: بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد.

 فرضیه­ی دوم: بین بازده نقدی و ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد.

 فرضیه­ی سوم: بین اندازه­ی هیئت مدیره و ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد.

 فرضیه­ی چهارم: بین اهرم مالی و ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد.

 فرضیه­ی پنجم: بین نرخ بازده دارایی­ها و ارزش شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد.

 

4- روش شناسی  پژوهش

     این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از منظر جمع آوری داده ها از نوع توصیفی-همبستگی است و در این پژوهش به منظور انجام آزمون فرضیه ها از روش تحلیل رگرسیون و داده های پانل استفاده شد.

جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد که از ابتدای سال 1388 تا 1392 در بورس فعال بوده اند. برای انتخاب نمونه آماری از روش حذفی استفاده و برای این منظور معیارهای زیر در نظر گرفته شد

  • شرکت­هایی که در کل دوره­ی زمانی پژوهش در بورس اوراق بهادار تهران حضور داشته باشند.
  •  شرکت­هایی که سال مالی آن­ها در طی دوره­­ی مورد بررسی تغییر نکرده باشد.
  •  شرکت­هایی که سهام آن­ها در طول دوره­­ی مورد بررسی در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده باشد و طی دوره­ی پژوهش دارای معاملات با اشخاص وابسته باشند.
  •  شرکت­هایی که اطلاعات مالی آن­ها در طول دوره­ی مورد بررسی به طور کامل در دسترس باشد.
  • شرکت­هایی که جزء شرکت‌های سرمایه‌گذاری و واسطه‌گری مالی نباشند.

پس از لحاظ نمودن معیارهای ذکر شده تعداد 150شرکت باقی ماندند که تمامی آنها به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. بنابراین مشاهدات ما به 750 سال- شرکت رسید.

 

 1-4- متغیرهای پژوهش

 در این پژوهش برای آزمون فرضیه­ها از مدل­ نخیلی و شریف استفاده شده است که به صورت رابطه شماره 1 بیان می شود (مدل­ نخیلی و شریف، 2011).

رابطه (1)

QTi,t = β0 + β1RPTi,t + β­2 BOARD SIZE i,t +­β­3 LEV i,t  + β­4 ROA i,t­+ β­5 DIV i,t + β­6 SIZE i,t + ɛ i,t  

 

ارزش شرکت[xxi]

هیچ بازاری صد در صد کارا نیست. بررسی کارا بودن بازار، مبحث پیچیده و مشکلی است که انجام آن در این مقاله نمی­گنجد. قیمتی که درحال حاضر در بازار ایران مورد معامله قرار می­گیرد کاذب، ساختگی یا حبابی نیست بلکه تابعی از عرضه و تقاضا است و بر اساس معاملات واقعی صورت می­پذیرد که منطقی و عقلایی است؛ به این سبب نسبت استفاده شده می­تواند بیانگر ارزش شرکت باشد. از این روی به عنوان پیش­فرض می­پذیریم که بازار مورد بررسی مقاله، کاراست.

برای محاسبه­ی ارزش شرکت از شاخص کیو­توبین ( نسبت ارزش دفتری بدهی­ها و ارزش بازار حقوق صاحبان سهام به ارزش دفتری دارایی­ها ) استفاده شده است.

علت انتخاب Q توبین به عنوان معیار ارزش، افزایش قابلیت مقایسه نتایج تحقیق حاضر با تحقیقات مشابه انجام شده توسط تیم­های تحقیقاتی قبلی(مورک[xxii]،1998؛ مک کانل و سروز[xxiii]،1990؛ هرمالین و ویزباخ[xxiv] 1988؛ هیملبرگ[xxv]،1999؛ کینگ و سانتور[xxvi]، 2008 و محمدی و همکاران، 1388) بوده است (خلعتبری لیماکی، 1391).

معاملات با اشخاص وابسته[xxvii]

با توجه به این­که اطلاعات مربوط به تعداد معاملات با اشخاص وابسته توسط شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران افشا نمی­شود، در این پژوهش از ارزش ریالی معاملات انجام شده با اشخاص وابسته به عنوان معیاری جهت ارزیابی معاملات با اشخاص وابسته استفاده شده است.

اندازه­ی هیئت مدیره[xxviii]

جهت محاسبه­ی اندازه­ی هیئت مدیره از تعداد اعضای هیئت مدیره­ی شرکت­های نمونه­­ی آماری استفاده شده است.

اهرم مالی[xxix]

جهت محاسبه­ی اهرم مالی از نسبت مجموع بدهی­ها به مجموع دارایی­ها برای محاسبه­ی اهرم مالی استفاده شده است.

نرخ بازده دارایی­ها[xxx]

جهت محاسبه­ی نرخ بازده دارایی­ها از نسبت سود قبل از کسر بهره و مالیات بر مجموع دارایی­ها استفاده شده است.

بازده نقدی سهام[xxxi]

جهت محاسبه­ی بازده نقدی سهام از نسبت سود سهام نقدی بر قیمت سهام در پایان دوره استفاده شده.

اندازه­ی شرکت[xxxii]

جهت محاسبه­ی اندازه­ی شرکت از لگاریتم ارزش بازار سهام شرکت استفاده شده است.

داده های مورد نیاز پژوهش از طریق مراجعه به صورت­های مالی حسابرسی شده شرکت­های پذیرفته شده در بورس اورراق بهادار تهران ( موجود در کتابخانه سازمان بورس اوراق بهادار تهران ) به­دست آمده است. جهت گردآوری منابع نظری، ادبیات موضوع و مباحث تئوریک پژوهش از منابع کتاب­خانه­ای، پایان­نامه­ها، نشریات معتبر بین­المللی که به­صورت برخط در پایگاه­های اینترنتی موجود بوده و سایر پایگاه­های علمی معتبر استفاده شده است. اطلاعات و داده­های خام مورد نیاز شرکت­ها به منظور بررسی متغیر­های اصلی و کنترلی فرضیات پژوهش، از طریق نرم افزارهای ره­آورد ­نـوین و تدبیر­پرداز و در مواقع لزوم از طریق مراجعه­ی مستقیم به صورت­های مالی شرکت­ها که در وب سایت متعلق به سازمان بورس و اوراق بهادار تهران (مدیریت پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی) در دسترس است، جمع­آوری شده است. هم­چنین جهت تجزیه و تحلیل داده­های پژوهش نیز از نرم افزارهای اکسل و ایویوز استفاده شده است.

 

5- نتایج یافته­های پژوهش

1-5- روش تجزیه و تحلیل آزمون فرضیه­ها

برای تحلیل منسجم و مناسب داده­ها، در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی اقدام به تحلیل شد. جهت بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها از جارکو- براو جهت بررسی هم­خطی بین متغیرهای مدل از آزمون ضرایب هم­بستگی پیرسون استفاده گردید.

برای بررسی فرضیات پژوهش از مدل رگرسیون ترکیبی بهره گرفته شد. داده­های مورد نیاز برای بررسی این فرضیه از نوع داده­های ترکیبی می­باشند که در حقیقت ترکیبی از داده­های مربوط به شرکت­های مختلف در سال­های مختلف است و  به صورت مشاهده­های شرکت- سال در نظر گرفته شده­اند. جهت انتخاب الگوی مناسب بـرای بـرازش مدل­های رگرسیونی فرضیات پژوهش حسب مورد از آزمون­ چاو برای انتخاب مدل ترکیبی دارای اثرات در مقابل مدل تلفیقی بدون اثرات و از آزمون هاسمن برای انتخاب مدل با اثرات ثابتدر مقابل مدل با اثرات تصادفیاستفاده شد. پس از برازش مدل­های رگرسیونی، برای بررسی معناداری کلی مدل از آماره­ی فیشر، بـرای بـررسی معنـاداری ضرایب متغیرهـای تـوضیحی مـدل از آماره­ی تی­استیودنت، برای بررسی خودهم­بستگی سریالی پس­ماند­های مدل از آماره­ی دوربین-واتسون و برای بررسی توان توضیح مدل از آماره­ی ضریب تعیین تعدیل شده بهره گرفته شد. در خصوص آماره­های مختلف مطرح شده، تصمیم­گیری بر اساس مقایسه­ی آماره­های به­دست آمده با مقادیر بحرانی و هم­چنین از طریق مقایسه­ی احتمال بدست آمده از آماره­ی مورد نظر با سطح خطای 5 درصد (سطح اطمینان 95 درصد) انجام گردید.

 

جدول 1 - آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیر

شاخص­های مرکزی

شاخص­های پراکندگی

شاخص­های شکل توزیع

آزمون جارکو- برا

میانگین

میانه

حداکثر

حداقل

انحراف معیار

چولگی

کشیدگی

آماره

احتمال

شاخص کیو­توبین

43/1

25/1

99/3

00/1

49/0

11/2

23/8

48/924

000/0

معاملات با اشخاص وابسته

1211113

79644

64026778

19

5716147

33/8

41/77

8/150225

000/0

بازده نقدی سهام

20/0

18/0

84/1

00/0

18/0

82/3

26/28

23/21628

000/0

اندازه­ی هیئت مدیره

5

5

8

3

46/0

82/2

49/13

390/4300

000/0

اهرم مالی

70/0

67/0

98/1

11/0

23/0

31/1

51/7

80/844

000/0

بازده دارایی­ها

12/0

11/0

57/0

56/0-

11/0

02/0

99/5

69/279

000/0

اندازه­ی شرکت

22/12

02/12

15/18

05/9

52/1

76/0

96/3

23/102

000/0

* منبع : یافته­های پژوهشگر

جدول 2 - ضرایب هم­بستگی بین متغیرهای توضیحی پژوهش (ارقام به میلیون ریال)

اندازه­ی شرکت

بازده دارایی­ها

اهرم مالی

اندازه­ی هیئت مدیره

بازده نقدی سهام

معاملات با اشخاص وابسته

ارزش شرکت

متغیر

 

 

 

1

-

ارزش شرکت

 

 

 

 

 

 

1

092/0-

معاملات با اشخاص وابسته

 

-

033/0

 

1

027/0-

047/0

338/0

بازده نقدی سهام

 

-

583/0

 

1

-

153/0

402/0

015/0-

749/0

017/0

719/0

اندازه­ی هیئت مدیره

 

1

-

023/0-

641/0

005/0-

918/0

014/0

048/0*

083/0-

247/0

اهرم مالی

 

1

-

354/0-

*000/0*

106/0

033/0*

004/0

928/0

051/0-

010/0*

308/0

*000/0*

بازده دارایی­ها

1

-

461/0

*000/0*

393/0-

*000/0*

030/0-

547/0

054/0

271/0

371/0

142/0

269/0

*000/0*

اندازه­ی شرکت

معنادار در سطح اطمینان 99 درصد **                                              معنادار در سطح اطمینان 95 درصد *

منبع : یافته­های پژوهشگر

 

2-5- برازش مدل پژوهش

جهت تشخیص مدل  ترکیبی با اثرات و یا تلفیقی بدون اثرات از آزمون چاو استفاده گردید. نتایج بررسی آزمون چاو در جدول شماره 3 نشان داد که بر اساس آماره­ی F و احتمال آن (احتمال آماره کم­تر از سطح خطای 5 درصد) استفاده از مدل ترکیبی با اثرات مناسب است.

 

جدول ­3- نتایج آزمون چاو

اثرات

آماره­ی f

درجه­ آزادی

احتمال

مقطعی

131/7

(267/129)

000/0

منبع : یافته­های پژوهشگر

 

از آزمون هاسمن جهت انتخاب اثرات ثابت یا اثرات تصادفی استفاده شد. نتایج بررسی آزمون هاسمن در جدول شماره 4 نشان داد که بر اساس آماره­ی Chi-Sq و احتمال آن (احتمال آماره کم­تر از سطح خطای 5 درصد) استفاده از مدل ترکیبی با اثرات ثابت مناسب است.

جدول 4-  نتایج آزمون هاسمن

خلاصه آزمون

آماره  Chi-Sq

درجه آزادی

احتمال

اثرات تصادفی– مقطعی

59/122

6

000/0

منبع : یافته­های پژوهشگر

 

در این پژوهش برای بررسی هم­سانی واریانس در داده­های ترکیبی، از آزمون وایت استفاده شد. این روش به صورت هم­زمان اثرات خودهم­بستگی و هم­سانی واریانس را که می­توانند در نتیجه­گیری از تخمین­های انجام شده اثرات نامطلوب داشته باشند، در نظر می­گیرد.

جهت بررسی عدم وجود خودهم­بستگی از آزمون دوربین واتسون استفاده گردید. نتایج این آزمون درجدول شماره 5 ارائه شده است.

از آزمون جارکو – برا (JB) نیز برای بررسی نرمال بودن اجزای اخلال رگرسیون استفاده  شده است.

 

جدول­ 5-  نتایج حاصل از برازش مدل پژوهش

متغیرها

ضرایب متغیرها

خطای استاندارد

آماره­یT­

احتمال

نتیجه در مدل

عرض از مبداء

642/4-

718/0

465/6-

000/0

---------

معاملات با اشخاص وابسته

170/1-

180/2

378/5-

000/0

تاثیرگذار است

بازده نقدی سهام

054/0

045/0

195/1

232/0

تاثیرگذار نیست

اندازه­ی هیئت مدیره

051/0

052/0

980/0

328/0

تاثیرگذار نیست

اهرم مالی

974/0-

126/0

705/7-

000/0

تاثیرگذاراست

بازده دارایی ها

375/0

195/0

017/2

048/0

تاثیرگذاراست

اندازه­ی شرکت

445/0

063/0

042/7

000/0

تاثیرگذاراست

ضریب تعیین تعدیل شده

724/0

آماره­ی دوربین واتسون

242/2

سطح معناداری مدل

.000

نتیجه­ی فرضیه

مورد پذیرش قرار گرفت

منبع : یافته­های پژوهشگر

 

در بررسی معنادار بودن کلی مدل، با توجه به این که مقدار احتمال (P-VALUE) آماره­ی F  از 05/0 کوچک­تر می­باشد (000/0) ، با اطمینان 95 درصد معنا­دار بودن کلی مدل تأیید می­شود. با توجه به ضریب تعییـن مدل نیز 4/72 درصد از تغییرات در ارزش شرکت­ها تـوسط متغیرهای وارد شده در مـدل تبییـن می­گردد. هم­چنین بر اساس آزمون دوربین واتسون، از آن­جایی که مقدار آماره­ی این آزمون (242/2) نزدیک به عدد 5/2 می­باشد بنابراین استقلال باقی­مانده‏­های مدل نیز تأیید می­شود.

3- 5- نتایج آزمون فرضیه­ی اول پژوهش

در تفسیر نتایج به­دست آمده، از آن­جایی که مقدار احتمال (P-VALUE) آماره­ی t مربوط به متغیر معاملات با اشخاص وابسته کوچک­تر از 05/0 می­باشد پس می­توان گفت بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت در سطح اطمینان 95 درصد رابطه­ی معناداری وجود دارد. از آن­جایی که علامت ضریب این متغیر منفی است، شواهد حاکی از رابطه­ی معنادار و منفی بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت است. این بدان معنا است که به موازات افزایش (کاهش) معاملات با اشخاص وابسته، ارزش شرکت کاهش (افزایش) پیدا می­کند. بنابراین فرضیه­ی پژوهش مورد پذیرش قرار گرفت. بازنگری پژوهش­های گذشته در مورد فرضیه­ی اول نشان می­دهد، یافته­های پژوهش حاضر با یافته­های پژوهش مشابه صورت گرفته توسط لیماکی و آراد و ابراهیمیان (1391)، شعری و حمیدی (1391) ، گوردن و همکاران (2004)، گوردن و هنری[xxxiii] (2005)، توماس و همکاران[xxxiv] (2007)، چئونگ و همکاران (2008)، جی و همکاران[xxxv] (2010)، کولبک و همکاران (2010) و نخیلی و شریف (2012) سازگاری دارد.

 

4-5- نتایج آزمون فرضیه­ی دوم پژوهش

از آن­جایی که مقدار احتمال (P-VALUE) آماره­ی t مربوط به متغیر بازده نقدی سهام بزرگ­تر از 05/0 می­باشد، می­توان گفت بین بازده نقدی سهام و ارزش شرکت در سطح اطمینان 95 درصد رابطه­ی معناداری وجود ندارد. این بدان معنا است که به موازات افزایش (کاهش) بازده نقدی سهام، ارزش شرکت تغییری پیدا نمی­کند. از نظر تئوریک، این نتیجه برخلاف مبانی نظری ارزش آفرینی است که توسط جی کی لم[xxxvi](2002) در بازار هنگ کنگ و جاناتان لیویلین[xxxvii] (2004) در بورس نیویورک ارایه شده است.

 

5-5- نتایج آزمون فرضیه­ی سوم پژوهش

از آن­جایی که مقدار احتمال (P-VALUE) آماره­ی t مربوط به متغیر اندازه­ی هیئت مدیره بزرگ­تر از 05/0 می­باشد می­توان گفت بین اندازه­ی هیئت مدیره و ارزش شرکت در سطح اطمینان 95 درصد رابطه­ی معناداری وجود ندارد. این بدان معنا است که به موازات افزایش (کاهش) اندازه­ی هیئت مدیره، ارزش شرکت تغییری پیدا نمی­کند. از نظر تئوریک، یافته­های پژوهش حاضر با یافته­های پژوهش مشابه صورت گرفته توسط شعری و حمیدی(1391) سازگاری دارد.

 

6-5- نتایج آزمون فرضیه­ی چهارم پژوهش

از آن­جایی که مقدار احتمال (P-VALUE) آماره­ی t مربوط به متغیر اهرم مالی کوچک­تر از 05/0 می­باشد، بنابراین می­توان گفت بین اهرم مالی و ارزش شرکت در سطح اطمینان 95 درصد رابطه­ی معناداری وجود دارد و از آن­جایی که علامت ضریب این متغیر منفی است، شواهد حاکی از رابطه­ی معنادار و منفی بین اهرم مالی و ارزش شرکت است. این بدان معنا است که به موازات افزایش (کاهش) اهرم مالی، ارزش شرکت کاهش (افزایش) پیدا می­کند. این نتیجه موافق با مبانی نظری اِسلاین و هم­پژوهان [xxxviii] (2003)، جیانگ و هم­پژوهان[xxxix] (2010)، طارق، تایلور، مورِلی، نورال هاک[xl] ( 2012) است.

 

7-5- نتایج آزمون فرضیه­ی پنجم پژوهش

      از آن­جایی که مقدار احتمال(P-VALUE) آماره­ی t مربوط به متغیر بازده دارایی­ها کوچک­تر از 05/0 می­باشد بنابراین می­توان گفت بین بازده دارایی­ها و ارزش شرکت در سطح اطمینان 95 درصد رابطه­ی معناداری وجود دارد و از آن­جایی که علامت ضریب این متغیر مثبت است، شواهد حاکی از رابطه­ی معنادار و مثبت بین بازده دارایی­ها و ارزش شرکت است. این بدان معنا است که به موازات افزایش (کاهش) بازده دارایی­ها، ارزش شرکت نیز افزایش (کاهش) پیدا می­کند. از نظر تئوریک، این نتیجه موافق با مبانی نظری ببچاک و هم­پژوهان[xli] (2000) و چنج[xlii] (2003) است.

 

جدول 6-  چکیده­ی فرضیه­های پژوهش

متغیر وابسته. معاملات با اشخاص وابسته

متغیر توضیحی

تأثیر

جهت

معاملات با اشخاص وابسته

b

-

بازده نقدی سهام

r

+

اندازه­ی هیئت مدیره

r

+

اهرم مالی

b

-

بازده دارایی­ها

b

+

اندازه­ی شرکت

b

+

منبع : یافته های پژوهشگر

 

6- بحث و نتیجه­گیری

نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که فرضیه­ی اول (بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت­های  پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد) تأیید، فرضیه­ی دوم ( بین بازده نقدی و ارزش شرکت­های  پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد) رد، فرضیه­ی سوم (بین اندازه­ی هیئت مدیره و ارزش شرکت­های  پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد) رد،  فرضیه­ی چهارم ( بین اهرم مالی و ارزش شرکت­های  پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد) تأیید و  فرضیه­ی پنجم (بین نرخ بازده دارایی­ها و ارزش شرکت­های  پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه­ی معناداری وجود دارد) تأیید گردید.

خلاصه نتایج این مطالعه بیان می­دارد که :

1-  وجود رابطه­ی مثبت و معنادار بین معاملات با اشخاص وابسته و ارزش شرکت مؤید تئوری تضاد منافع (رفتار فرصت طلبانه) است. در تئوری­های موجود دو نگرش نسبت به معاملات با اشخاص وابسته وجود دارد که عبارتند از نگرش رفتار فرصت طلبانه (تئوری تضاد منافع) و نگرش رفتار کارا (فرضیه معاملات کارا) که وجود یا عدم وجود هر یک از این رفتارها تابعی از راهبری شرکتی، قوانین حفاظت از سرمایه­گذاران و به طور کلی فضای کسب و کار کشورها می­باشد. تئوری تضاد منافع با مسأله­ی نمایندگی سازگار است و بیان می­دارد که این گونه معاملات به جهت کسب منافع شخصی بـرای مـدیـران بـه کـار گرفته می­شود و مـوجب متضرر شدن شرکت و سهام­داران مـی­گردد (آهرونی و هم­پژوهان[xliii]، 2009). در مقابل فرضیه­­ی معاملات کارا، معاملات با اشخاص وابسته را بخشی از تقاضای واحد تجاری قلم­داد می­کند و آن را تضمین کننده­ی کار مدیران در شرکت می­داند. این دیدگاه معاملات با اشخاص وابسته را مضر نمی­داند و حتی ممکن است بـرای سهام­داران سودمند نیـز بـاشد ( چانـگ و هونگ[xliv]،2000 ). به­طور کلی، تصاحب منابع شرکت از طریق معاملات با اشخاص وابسته در کشورهای توسعه یافته مرسوم است. اما در اقتصادهای نوظهور به دلیل نقص بازارهای خارجی و ضعف راهبری شرکتی بیش­تر مشاهده می­شود. در اقتصادهای نوظهور که انتصاب و ابقای مدیران با نفوذ سهام­داران عمده انجام می­گیرد تصاحب منابع شرکت­ها رواج دارد و بین سهام­داران عمده و خرد عدم تقارن اطلاعاتی و تضاد منافع به وجود می­آید. در بازار نوظهور سرمایه­ی ایران نیز به دلیل تمرکز مالکیت بالا و سطوح بالای عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و مالکان، وجود نگرش رفتار فرصت طلبانه چندان دور از انتظار نیست. تجربیات سال­های اخیر نیز گواهی بر این ادعا است که معاملات با اشاص وابسته نه تنها می­تواند باعث اخلال در امر ارزش آفرینی به عنوان اصلی­ترین وظیفه­ی مدیریت شود، بلکه موجبات فروپاشی شرکت­ها را نیز به تدریج فراهم می­کند. براین ­اساس بود که پس از ورشکستگی انرون کنگر­ه­ی آمریکا قانون ساربینز آکسلی را به تصویب رسانید که در بخشی از آن به معاملات با اشخاص وابسته اشاره دارد و برهمین اساس است که سازمان بورس اوراق بهادار آمریکا قوانین سخت­گیرانه­ای را درباره­ی لزوم افشای معاملات با اشخاص وابسته برای شرکت­های پذیرفته شده وضع نموده است. (گردون و هنری[xlv]،2005)

2- یکی از ابزارهای تحلیل صورت­های مالی، استفاده و به­کارگیری اطلاعات سود تقسیمی است که می­تواند برای استفاده­­کنندگان مؤثر باشد. یکی از اولویت­های سرمایه­گذاری در بسیاری از واحدهای تجاری توجه به میزان سود تقسیم شده­ی شرکت­ها  می­باشد. سود تقسیمی شرکت­ها نیز تحت تأثیر عمل­کـرد مـدیریت و یکی از مسائل مـهم در بـازدهی سرمـایه­گذاری برای سرمایه­گذار می­باشد و هم­چنین چگونگی استفاده از منابع واحد تجاری و در نهایت سیاست هیئت مدیره در خصوص میزان نگه­داشت یا توزیع سود است. به­طور کلی در تصمیم­های سرمایه­گذاری، سهام­داران و مدیریت خط­مشی­هایی را ترجیح می­دهند که ارزش بازار سهام یا شرکت را حداکثر کند. ارزش سهام به سود شرکت بستگی دارد، زیرا از آن برای پرداخت سود سهام یا سرمایه­گذاری مجدد در دارایی­های مولدی که موجب تحصیل سود در سال­های آتی خواهد شد، استفاده می­شود. اگر حاصل عملیات شرکت سودآوری داشته باشد، شرکت­ها ممکن است اقدام به تقسیم سود کنند. به­طور کلی سود دریافتی یکی از مسائل مهم در بازدهی سرمایه­گذاری برای سرمایه­گذار می­باشد و هرچه سود تقسیمی بیش­تر باشد، بدیهی است سرمایه­گذار حاضر است بهای بیش­تری پرداخت کند. بر این اساس انتظار می­رود بازده نقدی سهام شرکت­ها بر ارزش سهام شرکت تأثیرگذار بوده و دارای محتوای اطلاعاتی باشد. جی کی لم[xlvi](2002) در بازار هنگ کنگ نشان داد بین نسبت سود تقسیمی به قیمت سهام با ارزش شرکت­ها رابطه­ی مثبت (مستقیم) برقرار است. هم­چنین جاناتان لیویلین[xlvii] (2004) در بورس نیویورک نشان داد نسبت سود تقسیمی به قیمت سهام می­تواند ارزش شرکت را در بلند مدت پیش­بینی نماید.

3-  جایگاه هیئت مدیره­ی شرکت به عنوان نهاد هدایت کننده­ای که نقش مراقبت و نظارت بر کار مدیران اجرایی را بـه منظور حفظ منافع مالکیتی سهام­داران بر عهده دارد، دارای اهمیت ویژه­ای است. رمز موفقیت هر شرکت در گرو هدایت مطلوب آن است به گونه­ای که می­توان ادعا کرد راز جاودانگی شرکت­های معروف و خوش­نام در برخورداری آن­ها از هیئت مدیره­ای مؤثر و کارا نهفته است. مسئولیت اصلی هیئت مدیره، ایجاد حاکمیت کارآمد بر امور شرکت، در راستای منافع سهام­داران و تعادل در منافع ذی­نفع­های مختلف آن از جمله مشتریان، کارکنان، سرمایه­گذاران و جوامع محلی می­باشد. در کلیه­ی اقداماتی که هیئت مدیره ­به­عمل می­آورد، از مدیران انتظار می­رود تصمیم­های تجاری خود را به گونه­ای اتخاذ کنند که منطقاً معتقدند بهترین منافع شرکت در آن است. از نظر نمایندگی می­توان استدلال کرد که یک هیئت مدیره­ی بزرگ­تر به احتمال قوی نسبت به مشکلات نمایندگی هوشیار است، زیرا تعداد بیش­تری از افراد کارهای مدیریت را تحت نظر قرار خواهند داد. وقتی هیئت مـدیره­هـا بزرگ­تر می­شوند احتمال دارد کـه اعضای مستقل بیش­تری با تخصص­های ارزش­مند را در بر گیرند و تصمیم­های راهبردی به­هنگام­تری اتخاذ کنند. از این رو انتظار بر این بود با افزایش در تعداد اعضای هیئت مدیره ارزش شرکت­ها نیز افزایش یابد.

4-  شرکت­ها در تصمیم­های تأمین مالی با دو منبع تأمین مالی داخلی و خارجی مواجه هستند. منابع مالی داخلی شامل جریان­های نقد عملیاتی، فروش دارایی­ها و سود انباشته است؛ از سوی دیگر منابع مالی خارجی شامل دریافت تسهیلات مالی و انتشار سهام جدید است. پژوهش­های مختلف نشان داده است که بین روش تأمین مالی و ارزش شرکت رابطه­ی معناداری وجود دارد. در ادبیات مالی در زمینه­ی تأثیر روش­های مختلف تـأمین مالی خـارجی بـر ارزش شرکت، فرضیه­هایی هم­چون فرضیه­ی قیمت­گذاری نادرست اوراق بهادار و فرضیه­ی سرمایه­گذاری بیش از حد مطرح هستند. بر اساس ایـن فرضیه­هـا، روش­های مختلف تأمین مالی خارجی بـر ارزش شرکت تأثیر منفی دارند. هم­چنین بر اساس فرضیه­ی سرمایه­گذاری بیش از حد، این تأثیر منفی زمانی حداکثر می­شود که عواید حاصل از این روش­ها در فعالیت­های عملیاتی، سرمایه­گذاری گردد. علاوه بر این، به دلیل هزینه­های مبادلاتی و عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه­گذاران برون سازمانی شرکت، هزینه­ی منابع مالی خارجی بیش­تر از منابع مالی داخلی است. عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکت­ها و سرمایه­گذاران باعث می­شود که هزینه­ی تأمین مالی داخلی و خارجی متفاوت باشد، بـه­طوری که تأمین مالی خارجی هزینه­­ی بیش­تری برای شرکت بـه هم­راه خواهد داشت. سیدنژاد و آقایی(1381) بیان می­دارند مدیران شرکت­ها به دلیل مزایای تامین مالی از طریق بدهی، تمایل دارند از این طریق نیازهای مالی شرکت را تأمین نمایند اما تأمین مالی از طریق بدهی هزینه­ی­ بهره را در پی دارد و این موضوع باعث خواهد شد شرکت­ها بخشی از درآمدهای خود را درسال­های آینده­ صرف پرداخت هزینه­های تأمین مالی نماید در نتیجه­، ارزش شرکت در آینده کاهش خواهد یافت. از این رو انتظار بر این بود بین اهرم مالی و ارزش شرکت­ها رابطه­ای معکوس وجود داشته باشد.

5-  سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان جهت خرید، فروش، نگه­داری سهام و اعطای اعتبار به شرکت­ها، به اطلاعات نیاز دارند.  مهم­ترین منبع اطلاعاتی جهت تصمیم­گیری سرمایه­گذاران و اعتباردهندگان، صورت­های مالی است. هر تصمیم­گیرنده­ی عقلایی، سرمایه­گذاری را جهت کسب سود و افزایش آن انجام می­دهد. بنابراین سود عنصر اساسی است که تصمیم­های استفاده کنندگان از صورت­های مالی را تحت تأثیر قرار می­دهد. سود نتایج عمل­کرد شرکت را طی دوره­ی مالی مـورد گـزارش ارایـه می­نماید و هم­چنین نسبت سود قبـل از بهره و مالیات به مجموع دارایـی­ها (بازده دارایی­ها)، مبنای بسیاری از تصمیم­گیری­ها، مدل­های ارزشیابی و قیمت­گذاری سهام است. استفاده­کنندگان از صورت­های مـالی با استفاده از این رقم اقدام به تصمیم­گیری می­نمایند. در شرکت­های انتفاعی مهم­ترین هدف عبارت است از به حداکثر رسانیدن ثروت سهام­داران و یا به عبارتی سودآور کردن شرکت­ است. به همین دلیل برای مدیران و سرمایه گذاران، سودآوری شرکت از اهمیت بالایی برخوردار است. در نتیجه انتظار بر این بود بین بازده  دارایی­ها و ارزش شرکت­ها رابطه­ی مستقیمی برقرار باشد.

می توان پیشنهادهایی که برگرفته از یافته­های پژوهش است را به شرح زیر بیان کرد:

فرصت­طلبانه بودن معاملات با اشخاص وابسته یکی از چالش­های راهبری شرکتی به­ویژه در کشورهای آسیایی است. بنابراین نظارت مؤثر بر این معاملات و محدود سازی آن­ها طلایه­دار اصلاحات راهبری شرکتی در آسیا است. از این رو فضای کسب و کار کشورهـایی که از این جهت ضعف دارند نیازمند اصلاحاتی است که محافظت از سرمایه­گذاران را تقویت کند. بر این اساس بـه مقام­های بـورس پیشنهاد می­شود نسبت به تدوین مقررات و الزامات قانونی برای اجرایی کردن اصول راهبری شرکتی در مورد شرکت­های فعال در بورس بپردازند. هم­چنین به سرمایه­گذاران پیشنهاد می­شود به منظور کاهش تأثیرات مخرب هزینه­های نمایندگی در خصوص معاملات با اشخاص وابسته از قراردادهای مدیریتی یا از مکانیزم حسابرسی استفاده نمایند، چرا که در پژوهش­های به­عمل آمده بسیاری از شرکت­ها اظهار داشته­اند کـه هزینه­های نمایندگی را می­توان بـه واسطه­ی حسابرسی یا قراردادهای مؤثر مـالک - مدیر کاهش داد. بـه عنوان مثال، نتایج پژوهش­های اخیر نشان داده است کمیته­های حسابرسی در شرکت­ها، قیمت­های دریافتی یا پرداختی اشخاص وابسته را کنترل می­نمایند، شرکت­هایی که کمیته­ی حسابرسی در هیئت مدیره ایشان وجود دارد و شرکت­هایی با تحلیل­گران بزرگ، معاملات با اشخاص وابسته را در قیمت­های مناسب­تر انجام می­دهند.

بر اساس پژوهش حاضر پیشنهادهایی برای پژوهش­های آتی بیان می شود:

1)    در این پژوهش از رویکرد تلفیقی برای ارزیابی ارزش شرکت استفاده گردید، پیشنهاد می­شود در پژوهش­های بعدی، از سایر رویکردهای اندازه­گیری ارزش نظیر، ارزش افزوده اقتصادیارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده ارزش افزوده بازار و ... نیز استفاده شود تا بدین روش بر روایی نتایج پژوهش نیز افزوده شود.

2)    هم­چنین در پژوهش حاضر جهت ارزیابی معاملات با اشخاص وابسته از ارزش ریالی معاملات با اشخاص وابسته استفاده گردید. پیشنهاد می­شود در پژوهش­های آتی از سایر معیارها که جنبه­های مختلف این گونه معاملات را بیان می­دارند نظیر، معاملات فروش به اشخاص وابسته، معاملات خرید از اشخاص وابسته، مطالبات از اشخاص وابسته، بدهی به اشخاص وابسته، تضمینات ارائه شده به اشخاص وابسته، تضمینات دریافت شده از اشخاص وابسته و... نیز استفاده گردد تا بدین روش اثر معیار نیز در نظر گرفته شود.

 



1- دانشیار، گروه حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران، نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات. roradarabi110@yahoo.com

2- کارشناس ارشد حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران



[i] .Nekhili، Moêz

[ii]. Gordon، Henry، Palia

[iii]. Cheung et,al

[iv]. Shawn، Ryngaert

[v]. Chien ، Hsu

[vi]. Cheung et al.

[vii]. Stein

[viii]. Chang, Hong

[ix]. Khanna, Palepu

[x]. Jian، Wong

[xi]. Coase

[xii]. Williamson

[xiii]. Wenxia et al.

[xiv]. Kohlbeck et al.

[xv]. Gordon et al.      

[xvi]. Tareq , Taylor, Morley, Houqe

[xvii]. Anthany, Ramesh

[xviii]. Black

[xix]. Wong et al.

[xx]. Chen et al.

[xxi]. Company Value

[xxii]. Morck.

[xxiii].  McConnell and Servaes.

[xxiv].  Hermalin & Weisbach.

[xxv].  Himmelberg.

[xxvi].  King & Santor.

[xxvii] . Related Party Transaction

[xxviii]. Board Size

[xxix]. Leverage

[xxx]. ROA

[xxxi]. DIV

[xxxii]. Size

[xxxiii]. Gordon and Henry

[xxxiv]. Thomas, Shawn., Michael Ryngaert

[xxxv]. Ge, Wenxia., Donald H. Drury., Steve Fortin., Feng Liu., and Desmond Tsang

[xxxvi]. Lam.K.S

[xxxvii]. Lewellen.J

[xxxviii]. Silanes et al

[xxxix]. Jiang et al

[xl]. Mohammad Tareq, Professor Dennis Taylor, Professor Clive Morley, Muhammad Nurul Houqe

[xli]. Bebchuk, L.A., Kraakman, R. and Triantis, G.

[xlii]. Chang, S.J.

[xliii]. Aharony & et al

[xliv]. Chang, S. J & Hong

[xlv]. Gordon & Henry

[xlvi]. Lam.K.S

[xlvii]. Lewellen.J

فهرست منابع

1)    استانداردهای حسابداری، (1388)، استاندارد شمار 12 ، افشای اطلاعات اشخاص وابسته.

2)    استانداردهای حسابرسی ، (1389)، استاندارد 550 ، اشخاص وابسته.

3)    اعتمادی، حسین، معصومه صالحی­راد، (1390)، بررسی نقش چرخه­­ی عمر در رابطه­ی بین اشخاص وابسته و عمل­کرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه­ی نظریه­های نوین حسابداری، شماره­ دوم، ص­2-24.

4)    افضل خانی، یوسف، (1382)، نحوه­ی افشای معاملات با اشخاص وابسته در شرکت­های تجاری ایران و تأثیر آن بر اقتصاد کشور، پایان نامه­ی کارشناسی ارشد به راهنمایی دکتر فرقاندوست حقیقی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، ص 55.

5)    بولو، قاسم، (1385) نظام راهبری شرکت و تأثیر آن بر کیفیت سود، پایگاه اطلاع رسانی بازار سرمایه ایران، آدرس اینترنتی، http://old.sena.ir/rendermodule.aspx

6)    خلعتبری لیماکی، عبدالصمد، حامد آراد، محمد­تقی ابراهیمیان، (1391) ، بررسی اثر معـامـلات با اشخاص وابسته بـر عمل­کرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، کنفرانس ملی حسابداری مدیریت مالی و سرمایه­گذاری، دانشگاه جامع علمی- کاربردی استان گلستان.

7)    رحیمیان، نظام­ الدین، حسین کاظمی، حمید محمدی، (1391) ، تأثیر معاملات اشخاص وابسته بـر عمل­کرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با تأکید بر نقش ساز و کارهای راهبردی، دانشکده­ی حسابداری و مدیریت رجاء، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.

8)    رحیمیان، نظام الدین، فرزین رضایی، محمد امین حاجی فتحعلی، (1391)، بررسی رابطه­ی بین ساختار مالکیت و کیفیت سود با تأکید بر نقش معاملات با اشخاص وابسته، پایان­نامه­ی کارشناسی ارشد، دانشکده­ی حسابداری و مدیریت رجاء، پژوهش­گاه علوم و فناوری اطلاعات ایران.

9)    سرلک، نرگس، مینا اکبری، (1392)، بررسی رابطه بین معاملات با شخاص وابسته و مدیریت سود، فصلنامه­ی علمی و پژوهشی بررسی­های حسابداری و حسابرسی، شماره چهار، ص 77-92.

10)   سازمان بورس اوراق بهادار تهران، (1390)، دستورالعمل الزامات افشای اطلاعات و تصویب معاملات اشخاص وابسته ناشران بورسی و فرابورسی.

11)   سیدنژاد فهـیم، رضا. محمد علی آقـایی، (1381)، نقـش اسـتقراض در سـودآوری شـرکت­هـا، مجله ی بورس، شماره 39، ص 49-55.

12)   شعری، صابر، حمیدی، الهام، (1391) ، شناسایی­ انگیزه­های معاملات با اشخاص وابسته، پژوهش­های تجربی حسابداری، سال دوم،  شماره6، ص50-55.

13)   فرقاندوست حقیقی، کامبیز، للی یوحنا، (1372) ، استانداردهای بین المللی حسابداری افشای معاملات اشخاص وابسته، فصلنامه­ی علمی و پژوهشی بررسی­های حسابداری، سال اول، شماره سوم، ص93 -101.

14)   فرقاندوست حقیقی، کامبیز، للی یوحنا، (1374) ، وظایف حسابرسان در زمینه معاملات با اشخاص وابسته، مجله­ی حسابدار، شماره 111، ص 68.

15)   منصور، جهانگیر،  (1393)، قانون تجارت ،، دیدار، چاپ 130، ص 59.

16)   کامیابی، یحیی، احسان بوژمهرانی، فاضل نادری پلنگی، ( 139 (، بررسی خطای پیش بینی سود، معاملات با اشخاص وابسته و نسبت اعضای غیر موظف هیئت مدیره، فصلنامه­ی علمی و پژوهشی بررسی­های حسابداری و حسابرسی، شماره 43، ص 131-151.

17)   مهربانی، عطااله، (1386)، بررسی ارایه مطلوب معاملات با اشخاص وابسته از دیدگاه استفاده کنندگان صورت­های مالی، پایان نامه کارشناسی ارشد به راهنمایی دکتر فرقاندوست حقیقی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، دانشکده اقتصاد و حسابداری، ص 56.

18)    Anthony, J. H., Ramesh, K. (1992). Association Between Accounting Performance Measures and Stock Prices a Test of the Life Cycle Hypothesis, Journal of Accounting and Economics 15, PP: 203-227.

19)    Black, E. (2004). Which is More Value Relevant: Earnings or Cash Flow?, Department of Accounting Univershty of Arkansas.

20)    Chang, S. J., Hong, J. )2000(. Economic Performance of Group-Affiliated Companies in Korea: Intragroup Resource Sharing and Internal Business Transaction. Academy of Management Journal43 (3), PP: 429-448.

21)    Cheung, Y.L., Rau, P.R., Stouraitis, A.)  2006(.Tunnelling, Propping and Expropriation: Evidence from Connected Party Transactions in Hong Kong, Journal of Financial Economics 82, PP: 343-386.

22)    Chen, X., Arnoldi, J., Chaohong، Na. )2015(. Governance Structure and Related Party Loan Guarantees, Yunnan University of Finance and Economics, Shanghai Jiao Tong University (SJTU) - Antai College of Economics and Management.

23)    Chien, C.Y., Hsu, C. S. (2010). The Role of Corporate Governance in Related Party Transactions, National Yunlin University.

24)    Cheung, Y0L., Rau, P.R., Yuehua.,Q. P., Stouraitis, A. (2008). Buy high, sell low: How listed firms Price Asset Transfers in Related Party Transactions, City University of Hong Kong.

25)    Coase, R. H. )1937(. The Firm, the Market and the Law, University of Chicago Press.

26)    Gordon, E., Henry, E., Palia, D., (2004). Related Party Transactions: Associations with Corporate Governance and Firm Value, Rutgers University.

27)    Gordon, E., Henry, E.) 2005(.  Related Party Transactions and Earnings Management, Rutgers University.

28)    Jian, M., Wong, T. J.)2010(. Propping Through related Party Transactions. Review of Accounting Studies Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=1206311

29)    Khanna, T., Palepu, K. )2000(. Is Group Affiliation Profitable in Emerging Markets? An Analysis of Diversified Indian Business Groups, The Journal of Finance 55 (2), PP: 867-892.

30)    Kohlbeck, M., Mayhew, B.W. (2010). Valuation of Firms that Disclose Related Party Transactions, Journal of Accounting Public Policy 29, PP: 115-137.

31)    Lewellen, J. (2004). Predicting returns with financial ratios, Journal of Financial Economics, MIT Sloan School of Management, Cambridge, MA 02142, USA.

32)    Nekhili, M., Moêz, C. (2011). Related parties Transactions and Firm's Market Value: The French, Case University of Jendouba, Jendouba, Tunisia.

33)    Stein, J.C. (1997).  Internal Capital Markets and the Competition for Corporate Resources, The Journal of Finance 52 (1), PP: 111-133.

34)    Shawn, T., Ryngaert, M.  (2007).  Related Party Transactions: Their Origins and Wealth Effects, University of Pittsburgh.

35)    Tareq, M., Taylor, D., Morley, C., Houqe, M. N.  (2012). Discriminatory Related Party Transaction: A New Measure, RMIT University, Victoria University.

36)    Williamson, O. E. )1975(. Markets and Hierarchies: Analysis and Antitrust Implications: A Study in the Economics of Internal Organization. New York, NY: The Free Press.

37)    Wong، R. M. K., Kim، J. B., Lo، A. W. Y. (2015) , Are Related-Party Sales Value- Adding or Value-Destroying? Journal of International Financial Management & Accounting City University of Hong Kong. 26, P 1-38.

38)    Wenxia, G., Fortin، D. H., Feng, S.L., Desmond, T. (2010). Value Relevance of Disclosed Related Party Transactions, Advances in Accounting, Incorporating Advances in International Accounting 26, PP: 134-141

 

یادداش