تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 - دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی، مشهد

2 استادیار گروه حسابداری دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران،

3 استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

چکیده

هدف این مقاله بررسی تاثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود و بررسی تفاوت مدیریت سود در شرکت‌های دارای مدیرعامل با دانش مالی و سایر شرکتها است. جهت انجام این پژوهش مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود واقعی به صورت جداگانه در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (130 شرکت) پرداخته شد. نوع مدرک تحصیلی بعنوان معیاری جهت اندازه گیری دانش مالی مدیرعامل در نظر گرفته شده است. جهت تحلیل داده­های پژوهش، از مدل­های رگرسیونی چند متغیره ترکیبی/ تلفیقی و همچنین آزمون برابری میانگین استفاده شد.
یافته­های پژوهش نشان می‌دهد که دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود شرکت براساس رویدادهای واقعی و اقلام تعهدی اختیاری تاثیر ندارد. از طرف دیگر تفاوت معنی داری بین مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی اختیاری و مبتنی بر رویدادهای واقعی در شرکتهای با مدیرعامل دارای دانش مالی و سایر شرکتها وجود ندارد.
The aim of this study is to investigat the impact of CEO’s financial knowledge on earnings management and whether CEO’s with financial knowledge engage in more or less earning management than others.In doing so in 130 companies listed in Thehran Stock Exchange we distinguish between accrual-based earnings management, and real earnings management.Multi-variables pooled/panel regression models and equality of means test are applied.
Findings indicate that CEO’s financial knowledge does not affect earnings management. In addition, we find no diference between earning management in companies with CEO’s financial knowledge than those without such experience.
 
Keywords: CEO’s Financial Knowledge, Accrual-based Earnings Management, Real Earnings Management.

کلیدواژه‌ها


تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود

 

 

 

تاریخ دریافت: 21/01/1395            تاریخ پذیرش: 24/03/1395

محمد ملازاده[1]

محمود لاری دشت بیاض[2]

محمدجواد ساعی[3]

 

 

 

چکیده

هدف این مقاله بررسی تاثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود و بررسی تفاوت مدیریت سود در شرکت‌های دارای مدیرعامل با دانش مالی و سایر شرکتها است. جهت انجام این پژوهش مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری و مدیریت سود واقعی به صورت جداگانه در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (130 شرکت) پرداخته شد. نوع مدرک تحصیلی بعنوان معیاری جهت اندازه گیری دانش مالی مدیرعامل در نظر گرفته شده است. جهت تحلیل داده­های پژوهش، از مدل­های رگرسیونی چند متغیره ترکیبی/ تلفیقی و همچنین آزمون برابری میانگین استفاده شد.

یافته­های پژوهش نشان می‌دهد که دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود شرکت براساس رویدادهای واقعی و اقلام تعهدی اختیاری تاثیر ندارد. از طرف دیگر تفاوت معنی داری بین مدیریت سود مبتنی براقلام تعهدی اختیاری و مبتنی بر رویدادهای واقعی در شرکتهای با مدیرعامل دارای دانش مالی و سایر شرکتها وجود ندارد.

 

واژه‌های کلیدی: دانش مالی مدیرعامل، مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی، مدیریت سود واقعی.

 

 

1- مقدمه

شناسایی مدیریت سود برای استفاده‌کنندگان از صورت‌های مالی جهت ارزیابی عملکرد دوره جاری، پیش‌بینی سودآوری آتی و همچنین تعیین ارزش شرکت از اهمیت به سزایی برخوردار است. با این وجود، اغلب شناسایی و تشخیص مدیریت سود به ویژه در مواردی که این مقوله با انگیزه‌ی آشکاری انجام نشده است، مشکل و زمان‌بر است و تحقیقات دانشگاهی معیارهای مختلفی را جهت شناسایی مدیریت سود استفاده کرده‌اند (جانسن، رامنات و یون، 2012).

زهرا و همکاران (2005) معتقدند که اعمال اختیاری مدیران از طریق مدیریت سود می‌تواند زمینه را برای پنهان کردن ارزش واقعی دارایی‌ها و وضعیت مالی شرکت فراهم نموده و عواقب منفی برای ذینفعان به خصوص سهامداران، کارکنان، جامعه، شهرت مدیران و امنیت شغلی آنان به همراه داشته باشد.

مدیریت سود به عنوان فرآیند برداشتن گام‌های آگاهانه در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری برای رساندن سود گزارش شده به سطح سود مورد نظر تعریف شده است، عمل نزدیک کردن سود گزارش شده به سطح سود هدف از طریق دست کاری حسابداری انجام می گیرد (ملانظری و کریمی زند، 1386). صورت‌های مالی از نظر قرار گرفتن در چارچوب استانداردهای حسابداری مشکلی نداشته و حسابرسان از این منظر نمی-توانند بر صورت‌های مالی اشکال بگیرند ولی با توجه به این که سود یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری‌هاست، لذا، آگاهی استفاده-کنندگان از قابلیت اتکای رقم سود می‌تواند آنها را در انتخاب تصمیمات بهتر یاری کند (استولوی وبرتون، 2004).

به نظر می‌رسد که مدیرعامل‌های دارای دانش مالی، توانایی بیشتری برای دستکاری و مدیریت سود داشته باشند ولی ممکن است انگیزه لازم برای انجام این کار را نداشته باشند. پس بررسی تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر مقوله مدیریت سود می‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برای استفاده-کنندگان از اطلاعات مالی شرکت‌ها جهت اتخاذ تصمیمات منطقی به منظور سرمایه‌گذاری برخوردار باشد.

در واقع این پژوهش، به دنبال بررسی این سؤال اساسی است که آیا دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود شرکت (قابل سنجش از طریق 1. اقلام تعهدی اختیاری و 2. رویدادهای واقعی) تأثیر دارد یا خیر؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، نوع تأثیر چگونه است؟ نظر به این که تاکنون در ایران پژوهشی در مورد رابطه بین دانش مالی مدیرعامل و مدیریت سود شرکت انجام نشده است، این پژوهش می‌تواند راهگشای این موضوع مهم مالی و حسابداری گردد و مدارک تجربی مربوطه‌ای را در این زمینه نیز ارائه نماید.

 

2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش

مطالعات زیادی به بررسی تأثیر عوامل مختلف بر روی مدیریت سود اعم از رویدادهای واقعی و اقلام تعهدی اختیاری پرداخته‌اند (جیانگ، ژو و هوانگ،2013). مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری (دستکاری سود در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری) ساده‌تر به نظر می‌رسد و با بهبود استانداردهای حسابداری قابل کنترل می‌باشد. دستکاری رویدادهای واقعی به عنوان مثال (تولید، فروش، سرمایه‌گذاری و جریان نقد عملیاتی) سخت‌تر است (رویچوداری، 2006 و کوهن، 2008). برای مثال سود گزارش شده می‌تواند به طور موقت از طریق تولید اضافی، حذف هزینه‌های اختیاری و یا به تأخیر انداختن آنها و نیز کاهش قیمت‌ها در پایان سال جهت انتقال فروش سال مالی آتی به سال جاری افزایش یابد (کیم و سان، 2008). اگر چه از مدیریت ارشد به خصوص مدیرعامل انتظار می‌رود وظایف خود را بی‌طرفانه انجام دهد. اما میزان تجربه و نوع دانشی که دارند می‌تواند بر استراتژی شرکت تأثیرپذیر باشد (همبریک و ماسون،1984). مطالعات مختلفی در زمینه تأثیر دانش و تجربه مدیرعامل در نحوی اداره شرکت انجام شده است به عنوان مثال (بارکر و مویلر،2002) دریافتند که مدیرعامل‌های دارای تجربه کار در واحد تحقیق و توسعه مقدار بیشتری منابع به بخش تحقیق و توسعه اختصاص می‌دهند. در مهر و موم‌های اخیر شرکت‌های زیادی در دنیا سعی در استخدام مدیرعامل با سطح دانش مالی نموده‌اند (دورفی، 2005 و کولینان و راش، 2011).

با توجه به اینکه تجربه و دانش قبلی مدیران تصمیمات شرکت را تحت تأثیر قرار می‌دهد و از آنجایی که مدیران با سطح دانش مالی با استانداردها و تصمیم گیریهای مالی و تکنیک‌های مختلف مدیریت سود و همچنین کیفیت افشا بیشتر آشنا هستند، لذا توانایی بیشتری برای دستکاری و مدیریت سود دارند. بدین منظور این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود شرکت (قابل سنجش از طریق 1. اقلام تعهدی اختیاری و 2. رویدادهای واقعی) در کنار سایر عوامل مؤثر بر مدیریت سود شرکت از جمله اندازه شرکت، اهرم مالی و رشد شرکت (بر اساس معیار کیوتوبین)، انحراف معیار جریان نقد عملیاتی، انحراف معیار درآمد، انحراف معیار رشد درآمد، کیفیت حسابرسی و نوع گزارش حسابرس است.

پژوهش‌های خارجی و داخلی محدودی در رابطه با بررسی تأثیر دانش مالی مدیران شرکت‌ها بر میزان مدیریت سود انجام شده است. به هر حال نتایج تعدادی از پژوهش‌های خارجی که تا حدودی مرتبط با موضوع پژوهش حاضر است، به شرح ذیل است:

مطالعات مختلفی در خصوص انگیزهای مدیریت سود انجام شده است به عنوان مثال دی (1988) بیان می‌کند که مدیریت سود معمولاً از استفاده مدیران از مزایای عدم تقارن اطلاعاتی ناشی می‌شود و دو مسئله مهم را مطرح نموده است. اولاً، برای افزایش پاداش مدیران که توسط سرمایه‌گذاران تأمین می‌شود، سود دست کاری می‌شود و ثانیاً، سرمایه‌گذاران بالفعل تمایل دارند که بازار برداشت بهتری از ارزش شرکت داشته باشد. بنابراین، انتقال ثروت بالقوه از سرمایه‌گذاران جدید به سرمایه‌گذاران قدیمی که ایجادکننده یک تقاضای داخلی برای مدیریت سود هستند، به وجود می‌آید. کلاگ و کلاگ (1991) تشویق سرمایه‌گذاران برای خرید سهام شرکت و افزایش ارزش بازار شرکت را دو انگیزه اصلی برای مدیریت سود تعریف می‌کنند.

هن و ونگ (1998) اقلام تعهدی اختیاری شرکت‌های نفتی در دوره افزایش قیمت نفت را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و به این نتیجه رسیدند که این شرکت‌ها به منظور اجتناب از هزینه‌های سیاسی و مقررات گذاری دولت از طریق مدیریت اقلام تعهدی اختیاری، اقدام به مدیریت سود کرده و سود خود را کاهش داده‌اند.

یون و میلر (2002) وجوه نقد حاصل از فعالیت‌های عملیاتی را به عنوان شاخص اصلی عملکرد واحدهای تجاری در نظر گرفته و به این نتیجه رسیدند که واحدهای تجاری که با عملکرد ضعیفی روبه رو بوده‌اند، انگیزه قوی‌تری برای افزایش سود گزارش شده خود از طریق فرآیند مدیریت سود داشته‌اند و بالعکس، واحدهای تجاری که از عملکرد خوبی برخوردار بوده‌اند، احتمال اتخاذ شیوه‌های افزایش مصنوعی سود توسط مدیریت، کم‌تر بوده است.

در طول چند دهه گذشته مطالعات تجربی زیادی در خصوص این که مدیران با استفاده از تکنیک‌های متفاوت و در جهت اهداف مختلف، دست به مدیریت سود می‌زنند، به انجام رسیده است که از مهم‌ترین آنها می‌توان به مطالعات آلتامرو و همکاران (2005) در خصوص روش شناسایی زودتر از موعد درآمدها، توماس و همکاران (2004) در مورد مدیریت سود با استفاده از معاملات با اشخاص وابسته، دی فوند و پارک (1997) در مورد مدیریت سود در جهت افزایش امنیت شغلی، اشاره کرد.

چاریتون و لنوز (2007) معتقدند بجز مواردی که ناشی از تعارض منافع بین مدیران و سهامداران است، ممکن است در سایر موارد نیز انگیزه‌ای برای بد جلوه دادن عملکرد شرکت به وسیله مدیریت سود وجود داشته باشد.

ماتسوناگا و یونگ (2008) در پژوهشی با عنوان «شواهدی از تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی کیفیت افشا و گزارش های مالی شرکت» به این نتیجه رسیدند که مدیرعامل‌های دارای دانش مالی، سود دقیق‌تری را ارائه و کیفیت افشای مالی را بهبود می‌بخشند. در واقع؛ کیفیت افشای مالی یک شرکت تابعی از میزان دانش و تجربه مدیرعامل آن است.

جیانگ، ژو و هوانگ (2013) در پژوهشی با عنوان «تاثیردانش مالی مدیرعامل بر مدیریت سود» در کشور چین به این نتیجه رسیدند که مدیرعامل‌های دارای دانش مالی، مدیریت سود بر مبنای ارقام واقعی کمتری انجام می‌دهند. این در حالی است که بین دانش مالی مدیرعامل و مدیریت سود بر مبنای اقلام تعهدی اختیاری رابطه‌ای وجود ندارد. آن ها بر اساس یافته‌های خود، نتیجه گرفتند که مدیرعامل‌های دارای دانش مالی، اطلاعات سود دقیق‌تر و صورت‌های مالی با کیفیت تری را ارائه می کنند.

پورحیدری و همتی (1383) طی پژوهشی اثر قراردادهای بدهی، هزینه‌های سیاسی و طرح های پاداش و مالکیت بر مدیریت سود در شرکت‌های بورسی را مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسیدند که به طور میانگین بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و دست کاری سود ارتباط معنی داری وجود ندارد و با افزایش اندازه شرکت، مدیریت شرکت، انگیزه بیش تری جهت افزایش سود در جهت ارائه تصویری بهتر از عملکرد خود به سهامداران دارد.

مشایخی و همکاران (1384) در پژوهشی زیر عنوان «نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود شرکت‌های تولیدی» به این نتیجه رسیدند که بین اقلام تعهدی اختیاری و وجوه نقد حاصل از عملیات رابطه معنی دار و معکوس وجود دارد. به عبارت دیگر، مدیریت در هنگام کاهش وجوه نقد حاصل از عملیات که بیان گر عملکرد ضعیف واحد تجاری است، به منظور جبران این موضوع، اقدام به افزایش سود از طریق افزایش اقلام تعهدی اختیاری می‌کند.

خواجوی و همکاران (1390) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه بین مدیریت سود و مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران» به این نتیجه رسیدند که بین مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت و مدیریت سود رابطه منفی وجود دارد. همچنین عملکرد مالی شرکت با مدیریت سود رابطه مثبت و با مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت رابطه منفی و معکوس داشته ولی مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت در کنار مدیریت سود، باعث کاهش اثر معکوس مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت بر عملکرد مالی یعنی بهبود عملکرد مالی شرکت شده است. در نهایت، تعهدات سازمانی با مدیریت سود و عملکرد مالی شرکت رابطه منفی دارد.

آقایی و ناظمی ارکانی (1391) در پژوهشی به بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. درپژوهش مذکور برای اندازه گیری کیفیت حسابرسی از شاخص تخصص حسابرس درصنعت وبرای اندازه گیری مدیریت سود ازاقلام تعهدی اختیاری استفاده شد. برای آزمون این رابطه، تعداد 117 شرکت پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران درطی دوره زمانی 1384 الی 1388، بررسی شدند. دراین تحقیق اقلام تعهدی اختیاری درشرکت‌هایی که توسط حسابرسان متخصص صنعت، رسیدگی شده بودند باسایرشرکت ها، برای آزمون مدیریت سود مورد مقایسه قرار گرفتند. همچنین ازرویکرد سهم بازاربه منظورتعیین حسابرس متخصص صنعت بهره گرفته شد. نتایج این بررسی نشان داد شرکت‌هایی که حسابرس آن ها، متخصص صنعت است دارای سطح مدیریت اقلام تعهدی اختیاری پایین تری می باشند.

مرادی و حسینی (1391) معتقدند یکی ازمواقع برانگیختگی انگیزه های مدیریت سود، بازه زمانی تغییرمدیریت ارشد شرکت‌هاست. آن ها درپژوهشی بامطالعه نمونه ای ازشرکت‌های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران دربازه زمانی 1381 تا 1389 به بررسی مدیریت سود در سال آخرحضور مدیرعامل پرداختند. نتایج نشان داد درسال آخرحضور مدیرعامل، مدیریت سود افزاینده وجود ندارد. همچنین با استفاده ازتحلیل رگرسیون، هیچ گونه رابطه مثبت معنی داری بین تغییر مدیرعامل ومدیریت سودیافت نشد؛ واین رابطه با تغییر همزمان مدیرعامل بارئیس هیئت مدیره یاحداقل یکی ازاعضای غیرموظف هیئت مدیره تشدید نمی گردد.

بزرگ اصل و غفارپور (1391) در پژوهشی با عنوان «مقایسه الگوهای پیش بینی اقلام تعهدی برای تشخیص مدیریت سود» با بررسی 110 شرکت پذیرفته شده دربورس اوراق بهادارتهران طی دوره زمانی 1383 الی 1388، پنج الگوی رایج تشخیص مدیریت سود شامل الگوهای دی آنجل (1985)، جونز (1991)، تعدیل شده جونز (1995)، سابرامانیام (1996) و گومز و همکاران (2000) را برآوردومقایسه نمودند. یافته هانشان می‌دهد درشرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران برای شناسایی مدیریت سود، الگوی تعدیل شده جونز (1995) توان بیش تری دارد.

پرتوی و آبشیرینی (1392) در پژوهشی با عنوان «بررسی رابطه ی بین مدیریت واقعی سود و مدیریت حسابداری سود از دیدگاه هموارسازی سود» با بررسی داده های 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله‌ی زمانی 1387-1380 به این نتیجه رسیدند که مدیران از هر دو روش مدیریت واقعی سود و مدیریت حسابداری سود برآورد شده توسط مدل های رویچوداری (2006) و کوتاری و همکاران (2005) برای هموارسازی سود استفاده می کنند و مدیریت واقعی سود و مدیریت حسابداری سود به صورت همزمان انجام می شوند.

 

3- فرضیه‌های پژوهش

همان گونه که تشریح شد، پژوهش حاضر درصدد شناسایی تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر روی مدیریت سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. به نظر می‌رسد که مدیرعامل‌های دارای دانش مالی، توانایی بیش‌تری برای دستکاری و مدیریت سود داشته باشند ولی ممکن است انگیزه لازم برای انجام این کار را نداشته باشند و لذا تعیین نوع تأثیر دانش مالی مدیرعامل بر مدیریت سود (مستقیم یا معکوس بودن)، هدف این پژوهش است. با توجه به این مقدمه، این پژوهش دارای چهار فرضیه اصلی به شرح زیر است:

1)    دانش مالی مدیرعامل بر مدیریت سود شرکت بر اساس اقلام تعهدی اختیاری مؤثر است.

2)    دانش مالی مدیرعامل بر مدیریت سود شرکت بر اساس رویدادهای واقعی مؤثر است.

3)    بین مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در شرکت‌های با مدیر عامل دارای دانش مالی و سایر شرکت ها تفاوت معناداری وجود دارد.

4)    بین مدیریت سود مبتنی بر رویدادهای واقعی در شرکت‌های با مدیر عامل دارای دانش مالی و سایر شرکت ها تفاوت معناداری وجود دارد.

 

4- متغیرهای پژوهش

4-1- متغیر مستقل

متغیرمستقل این پژوهش، دانش مالی مدیرعامل است. جیانگ، ژو و هوانگ (2013) مدیران عاملی که مدرک مالی دارند و یا قبلا در سمت های مدیر مالی، رئیس حسابداری و معاون اداری و مالی بوده‌اند را به عنوان مدیران دارای دانش مالی طبقه بندی نموده است. در پژوهش حاضر مدیران عاملی که دارای مدرک تحصیلی حداقل لیسانس در رشته های مالی از قبیل حسابداری، مدیریت و اقتصاد باشند. بعنوان مدیران دارای دانش مالی در نظر گرفته شده است.

دانش مالی مدیرعامل یک متغیر ساختگی (مصنوعی) است؛ به این صورت که اگر مدیرعامل شرکت دارای مدرک حداقل لیسانس در رشته های مالی از قبیل حسابداری، مدیریت و اقتصاد باشد، مقدار این متغیر یک و در غیر این صورت صفر فرض می شود.

 

4-2- متغیر وابسته

متغیر وابسته مورد استفاده در این پژوهش، میزان مدیریت سود است که به منظور سنجش آن از مدل های اقلام تعهدی اختیاری و رویدادهای واقعی به شرح ذیل استفاده می گردد:

1. مدیریت سود شرکت بر اساس اقلام تعهدی اختیاری:

در این پژوهش برای اندازه گیری مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، از مدل تعدیل شده جونز (ارائه شده توسط دچو و همکاران،1995) استفاده خواهد شد. این پژوهشگران (1995) براساس 4 سری آزمون های انجام گرفته، به این نتیجه رسیدند که روش جونزتعدیل شده، آزمون مناسب  و قوی‌تری برای تعیین مدیریت سود براساس اقلام تعهدی اختیاری میباشد. که از رابطه 1 بدست می آید (جیانگ، ژو و هوانگ، 2013، 137):

 

(1)  

 

= جمع اقلام تعهدی (سود عملیاتی منهای جریان­های نقدی عملیاتی) در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= جمع دارایی­ها در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= تغییرات درآمد طی سال  تا  برای شرکت تحت مطالعه

= تغییرات حساب­ها و اسناد دریافتنی طی سال­های  تا  برای شرکت تحت مطالعه

= مبلغ ناخالص اموال، ماشین آلات و تجهیزات در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= مجموع خطای رگرسیون، فرض بر این است که به صورت مقطعی ناهمبسته و دارای توزیع نرمال با میانگین صفر هستند.

سپس این ضرایب برآوردی حاصل از رگرسیون­های شرکت­های تحت مطالعه در هر سال، برای برآورد میزان اقلام تعهدی مدیریت شده (اختیاری) برای هر شرکت نمونه از طریق کسر نمودن اقلام تعهدی مدیریت نشده از جمع اقلام تعهدی از طریق رابطه 2 بدست می­آید.

 

(2)                                                          

=اجزای مدیریت شده اقلام تعهدی شرکت تحت مطالعه  در سال  که معادل جمع اقلام تعهدی اختیاری است و نشانگر میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری است.

 

 

 

2. مدیریت سود شرکت بر اساس رویدادهای واقعی[i]:

به منظور سنجش مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، ازمدل رویچوداری (2006) و از رابطه 3 استفاده میشود:

(3)       

 

 

 

 

 

 

 

=جریان نقد ناشی از فعالیت­های عملیاتی در سال  برای شرکت تحت مطالعه

=میزان فروش(درآمد)در سال  برای شرکت تحت مطالعه

 = تغییرات فروش طی سال  تا  برای شرکت تحت مطالعه

= تغییرات فروش طی سال  تا  برای شرکت تحت مطالعه

=بهای تولید (مجموع جبری بهای تمام شده تولید و تغییرات در موجودی کالا)در سال  برای شرکت تحت مطالعه

=هزینه­های عملیاتی در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= جمع دارایی­ها در سال  برای شرکت تحت مطالعه

 = میزان خطای رگرسیونی مدل اول به عنوان میزان جریان نقد عملیاتی غیرعادی (یکی از اجزای مدیریت سود واقعی) در سال  برای شرکت تحت مطالعه

 = میزان خطای رگرسیونی مدل دوم به عنوان میزان بهای تولید غیرعادی (یکی دیگر از اجزای مدیریت سود واقعی) در سال  برای شرکت تحت مطالعه

 = میزان خطای رگرسیونی مدل سوم به عنوان میزان هزینه­های عملیاتی غیرعادی (یکی دیگر از اجزای مدیریت سود واقعی) در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= میزان مدیریت سود واقعی در سال  برای شرکت تحت مطالعه .

 

4-3- متغیرهای کنترلی

متغیرهای کنترلی استفاده شده در این پژوهش به پیروی از جیانگ، ژو و هوانگ (2013) به عنوان سایر عوامل مؤثر بر مدیریت سود عبارتند از:

1)    اندازه شرکت: این متغیر از طریق لگاریتم طبیعی کل دارایی ها در سال برای شرکت تحت مطالعه محاسبه می شود.

2)    اهرم مالی: از طریق تقسیم کل بدهی ها به کل دارایی ها در سال برای شرکت تحت مطالعه محاسبه می شود.

3)    سودآوری: به منظور سنجش سودآوری از بازده دارایی ها (تقسیم سود خالص بر کل دارایی ها) استفاده می گردد.

4)    رشد شرکت: به منظور سنجش رشد شرکت از معیار کیوتوبین استفاده میگردد و جهت محاسبه این متغییر از رابطه 4 استفاده میشود:

 (4)                          

= معیار کیوتوبین در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= میزان کل بدهی­ها در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= ارزش بازار حقوق صاحبان سهام در سال  برای شرکت تحت مطالعه ، این متغیر از طریق حاصل ضرب تعداد سهام در قیمت هر سهم در پایان هر سال بدست می­آید.

= میزان کل دارایی­ها در سال  برای شرکت تحت مطالعه

5)    انحراف معیار جریان نقد عملیاتی: این متغیر از طریق انحراف معیار جریان نقد ناشی از فعالیت های عملیاتی در سال جاری و دو سال قبل از آن بدست می آید. لازم به ذکر است که به منظور استانداردسازی این متغیر، انحراف معیار بدست آمده بر کل دارایی های سال جاری تقسیم می-گردد.

6)    انحراف معیار درآمد: این متغیر هم از طریق انحراف معیار فروش شرکت در سال جاری و دو سال قبل از آن بدست می آید. به منظور استانداردسازی این متغیر هم، انحراف معیار بدست آمده بر کل دارایی های سال جاری تقسیم می گردد.

7)    انحراف معیار رشد درآمد: این متغیر هم از طریق انحراف معیار رشد فروش شرکت در سال جاری و دو سال قبل از آن بدست می آید. لازم به ذکر است که رشد فروش شرکت در هر سال بوسیله رابطه 5 محاسبه می گردد:

(5)                  

=میزان رشد فروش در سال برای شرکت تحت مطالعه

= کل فروش در سال برای شرکت تحت مطالعه

= کل فروش در سال  برای شرکت تحت مطالعه

8)    کیفیت حسابرسی: این متغیر، یک متغیر مجازی (دو وجهی) است که برابر یک فرض می شود اگر حسابرس شرکت، سازمان حسابرسی باشد و در غیر این صورت صفر لحاظ می گردد.

9)    نوع گزارش حسابرس: این متغیر نیز، یک متغیر مجازی (دو وجهی) است که برابر یک فرض می شود اگر گزارش حسابرس شرکت، مقبول باشد و در غیر این صورت صفر لحاظ می گردد.

 

5- جامعه و نمونه آماری

جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1384 الی 1391 (دوره 8 ساله) است.

نمونه مورد مطالعه این پژوهش از کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1384 الی 1391 (دوره 8 ساله) تشکیل می‌شود که شرایط زیر را داشته باشند:

1)    تا پایان اسفندماه سال 1383 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند.

2)    شرکت ها نبایستی سال مالی خود را در طی دوره‌های مورد نظر تغییر داده باشند.

3)    اطلاعات مالی مورد نیاز برای انجام این پژوهش را در دوره زمانی 1384 الی 1391 به طور کامل ارائه کرده باشد.

4)    جزء شرکت‌های سرمایه گذاری، بانک ها و واسطه گری مالی نباشند.

5)    با توجه به شرایط مذکور 130 شرکت به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شده است.

 

6- روش پژوهش و گردآوری داده‌ها

روش پژوهش در این تحقیق از نوع «علّی» یا «پس رویدادی» است. این نوع روش پژوهش برای انجام پژوهش هایی به‌ کار می‌رود که‌ در صدد بررسی علت یا علل روابط معینی است که‌ در گذشته‌ روی داده‌ و به‌ اتمام رسیده‌ است. این نوع روش پژوهش، از آن جهت که‌ در صدد دست یابی به‌ رابطه‌ علّی و یا علّت و معلولی بین عوامل پژوهش می‌باشد، از اعتبار نسبتاً زیادی برخوردار است. در این نوع پژوهش ها، امکان دست کاری متغیرها توسط پژوهش گر و یا ایجاد شرایط «مصنوعی» و یا آزمایشگاهی توسط وی، بنا به‌ علل متعددی امکان پذیر نمی‌باشد (سید عباس زاده‌، 1380، 171). این پژوهش از لحاظ روش اجرا در زمره پژوهش‌های همبستگی قرار دارد. همچنین بر اساس هدف، پژوهش مذکور کاربردی است. فرضیه های پژوهش بر اساس داده های تلفیقی/ترکیبی آزمون و تحلیل های آماری به کمک نرم افزار EViews 6 انجام شده است.

 

7- روش تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها

در این پژوهش، به منظور آزمون فرضیه اول و دوم پژوهش، ابتدا مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی غیرعادی و طبق مدل تعدیل شده جونز (ارائه شده توسط دچو و همکاران، 1995) و همچنین مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی (ارائه شده توسط رویچوداری، 2006)، تعیین و سپس به منظور آزمون فرضیه ها از تحلیل های رگرسیونی تلفیقی/ترکیبی به صورت زیر استفاده شده است:

 

(6)

 

 

=مدیریت سد در سال  برای شرکت تحت مطالعه ، که برای سنجش آن از دو مدل اقلام تعهدی اختیاری تعدیل شده جونز (1995) و مدل مدیریت سود واقعی رویچوداری (2006) استفاده می­گردد.

= دانش مالی مدیر عامل در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= اندازه در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= اهرم مالی در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= میزان سودآوری در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= میزان رشد در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= انحراف معیار جریان نقد عملیاتی در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= انحراف معیار درآمد در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= انحراف معیار رشد درآمد در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= کیفیت حسابرسی در سال  برای شرکت تحت مطالعه

= نوع گزارش حسابرس در سال  برای شرکت تحت مطالعه

 خطای باقیمانده (پسماند) در سال  برای شرکت تحت مطالعه

 

قبل از تخمین مدل رگرسیونی در حالت ترکیبی و تلفیقی جهت آزمون فرضیه های پژوهش، به انتخاب الگوی مناسب برای مدل رگرسیونی پرداخته شد. ابتدا با استفاده از آزمون F لیمر به انتخاب مدل داده‌های تلفیقی در برابر مدل داده‌های ترکیبی پرداخته می شود. در صورتی که مقدار احتمال آماره F لیمر کم‌تر از سطح معنی داری 5% باشد، استفاده از روش داده‌های تلفیقی منتفی است. در غیر این صورت اگر سطح معنی داری از 5% بیش تر باشد، استفاده از روش داده‌های تلفیقی مناسب است. اگر مدل داده‌های تلفیقی در برابر داده‌های ترکیبی انتخاب نشود، به انجام آزمون هاسمن به منظور انتخاب الگوی اثرات ثابت ترکیبی در برابر الگوی اثرات تصادفی ترکیبی پرداخته می‌شود. در صورتی که احتمال آماره هاسمن کم‌تر از سطح معنی داری 5% باشد؛ دلیل کافی برای رد الگوی اثرات ثابت نداریم و برای آزمون فرضیه پژوهش باید از الگوی اثرات ثابت استفاده کنیم. در غیر این صورت اگر سطح معنی داری از 5% بیش تر باشد، استفاده از الگوی اثرات تصادفی مناسب است.

همچنین جهت آزمون فرضیه سوم و چهارم پژوهش، به ترتیب از آزمون برابری میانگین (آماره t) مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی غیرعادی و مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در شرکت‌های با مدیرعامل‌های دارای دانش مالی و سایر شرکت‌ها استفاده گردید.

در همه تکنیک‌های آماری از نرم افزارهای EXCEL و EViews استفاده شد. جهت تعیین نرمال بودن متغیرهای پژوهش در نرم افزار Eviews از آماره جارک-برا استفاده می شود، به این صورت که اگر احتمال آماره مذکور برای متغیری بیش تر از 5% باشد، توزیع آن متغیر نرمال است.

 

 

8- تحلیل داده های پژوهش

8-1- بررسی پایایی متغیرهای پژوهش

نتایج پایایی متغیرهای پژوهش در جدول 1 ارائه شده است. بر اساس آزمون های ریشه واحد از نوع آزمون لوین، لین و چو چون مقدار P-Value کم‌تر از 5% بوده است، کل متغیرهای وابسته، مستقل و کنترلی پژوهش طی دوره پژوهش در سطح پایا بوده‌اند. پایایی بدین معنی است که میانگین و واریانس متغیرها در طول زمان و کوواریانس متغیرها بین سال های مختلف ثابت بوده است. لازم به ذکر است که انجام آزمون پایایی برای متغیرهای مجازی (دو وجهی) دانش مالی مدیرعامل، کیفیت حسابرسی و نوع گزارش حسابرس نامفهوم است و لذا از ارائه آن خودداری شده است.

 

جدول 1: آزمون پایایی (ایستایی) متغیرها در طی دوره پژوهش

نوع آزمون

متغیرها

مقدار آماره لوین، لین و چو

احتمال آماره لوین، لین و چو

مدیریت سود اختیاری  DAC

17/26-

0000/0

مدیریت سود واقعی REM

21/19-

0000/0

دانش مالی مدیر عامل CEOFE

---

---

اندازه شرکت  SIZE

12/9-

0000/0

اهرم مالی LEV

56/197-

0000/0

سودآوری ROA

89/28-

0000/0

رشد شرکت  TOBINQ

94/40-

0000/0

انحراف معیار جریان نقد عملیاتی STDCASH

37/24-

0000/0

انحراف معیار درآمد  STDSALE

62/73-

0000/0

انحراف معیار رشد درآمد  STDGROWTH

59/13-

0000/0

کیفیت حسابرسی  AQ

---

---

نوع گزارش حسابرس  AO

---

---

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

 

 

8-2- بررسی آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

آمار توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول 2 ارائه شده است.

با مقایسه ضریب تغییرات (حاصل تقسیم انحراف معیار بر میانگین) متغیرهای وابسته (معیارهای مختلف مدیریت سود) طی دوره پژوهش، به این نتیجه می­رسیم که در بین متغیرهای مذکور، مدیریت سود اختیاری در مقایسه با مدیریت سود واقعی دارای ضریب تغییرات و پراکندگی بیش­تر و در نتیجه ثبات و پایداری کم­تری بوده است. این امر نشان می­دهد که شرکت­های مورد بررسی از نظر مدیریت سود واقعی، دارای ثبات نسبیِ بیش­تری در مقایسه با مدیریت سود اختیاری بوده­اند.

با مقایسه ضریب تغییرات متغیرهای وابسته (معیارهای مختلف مدیریت سود) و متغیر مستقل دانش مالی مدیر عامل طی دوره پژوهش، به این نتیجه می رسیم که معیارهای مختلف مدیریت سود در مقایسه با دانش مالی مدیر عامل، دارای ضریب تغییرات و پراکندگی بیش­تر و در نتیجه ثبات و پایداری کمتری طی دوره پژوهش بوده­اند. این موضوع حاکی از آن است که مدیریت سود بر اساس معیارهای مختلف بایستی علاوه بر دانش مالی مدیر عامل، تحت تأثیر عوامل دیگری نیز باشد که در این پژوهش از تعدادی از آن­ها تحت عنوان متغیر کنترلی نام برده شده است.با مقایسه ضریب تغییرات متغیرهای کنترلی طی دوره پژوهش، به این نتیجه می­رسیم که در بین متغیرهای مذکور، متغیر اندازه شرکت دارای کم­ترین ضریب تغییرات و پراکندگی و در نتیجه بیش­ترین ثبات و پایداری و در مقابل، متغیر کیفیت حسابرسی دارای بیش­ترین ضریب تغییرات و پراکندگی و در نتیجه کم­ترین ثبات و پایداری طی دوره پژوهش بوده است.

دیگر نتایج آمار توصیفی حاکی از آن است که شرکت­های مورد بررسی به طور متوسط از نسبت اهرم مالی 65% و میانگین سودآوری 10% بر اساس بازده دارایی­ها برخوردار بوده­اند. دیگر نتایج آمار توصیفی نشان می­دهد که در 41% سال-شرکت­های مورد بررسی یعنی 299 سال-شرکت (299=738*41/0) طی دوره پژوهش، مدیر عامل از دانش مالی برخوردار بوده است. 29% سال-شرکت­های مورد بررسی یعنی 302 سال-شرکت (302=1040*29/0) طی دوره پژوهش توسط سازمان حسابرسی، مورد حسابرسی و رسیدگی قرار گرفته­اند. همچنین در 38% سال-شرکت­های مورد بررسی یعنی 395 سال-شرکت (395=1040*38/0)، گزارش حسابرسی مقبول بوده است. نتایج آماره جارک­برا حاکی از نرمال بودن متغیرهای وابسته، مدیریت سود اختیاری و مدیریت سود واقعی طی دوره پژوهش است. نرمال بودن متغیرهای وابسته یکی از پیش­فرض­های مدل­های رگرسیونی حداقل مربعات معمولی است.

 

 

 

 

 

 

جدول 2: آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

معیارها

متغیرها

تعداد

میانگین

میانه

ماکزیمم

مینیمم

انحراف معیار

ضریب تغییرات

آماره جارک­برا

احتمال جارک­برا

مدیریت سود اختیاری  DAC

1040

01/0-

003/0-

65/0

72/0-

08/0

8

403/3

182/0

مدیریت سود واقعی REM

1040

04/0-

02/0-

55/1

11/1-

27/0

75/6

563/2

278/0

دانش مالی مدیر عامل CEOFE

738

41/0

0

1

0

49/0

2/1

123

000/0

اندازه شرکت  SIZE

1040

33/13

15/13

62/19

80/9

44/1

11/0

136

000/0

اهرم مالی LEV

1040

65/0

66/0

94/0

10/0

19/0

29/0

7/42

000/0

سودآوری ROA

1040

10/0

08/0

73/0

49/0-

13/0

3/1

283

000/0

رشد شرکت  TOBINQ

1040

35/1

16/1

74/7

49/0

64/0

47/0

2654

000/0

انحراف معیار جریان نقد عملیاتی STDCASH

1040

08/0

06/0

55/0

001/0

06/0

75/0

4382

000/0

انحراف معیار درآمد  STDSALE

1040

14/0

11/0

85/0

002/0

12/0

86/0

3305

000/0

انحراف معیار رشد درآمد  STDGROWTH

1040

25/0

18/0

28/1

001/0

23/0

92/0

2489

000/0

کیفیت حسابرسی  AQ

1040

29/0

0

1

0

45/0

55/1

204

000/0

نوع گزارش حسابرس  AO

1040

38/0

0

1

0

48/0

26/1

176

000/0

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-3- آزمون فرضیه اول

دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود شرکت بر اساس اقلام تعهدی اختیاری مؤثر است.

قبل از آزمون فرضیه فوق، به انتخاب الگوی مناسب برای مدل رگرسیونی پرداخته شد. نتیجه آزمون F لیمر در جدول 3 ارائه شده است. مقدار احتمال آماره F لیمر در جدول 3 کم­تر از سطح معنی­داری 5% بوده و بنابراین، برای آزمون فرضیه اول پژوهش استفاده از روش داده‌های تلفیقی منتفی است.

 

جدول 3. انتخاب داده‌های تلفیقی در برابر داده‌های ترکیبی

 

احتمال آماره آزمون

درجه آزادی

مقدار آماره آزمون

نوع آزمون

0000/0

(623 و 104)

19/2

F لیمر

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

به دلیل عدم انتخاب مدل داده‌های تلفیقی در برابر داده‌های ترکیبی به انجام آزمون هاسمن به منظور انتخاب الگوی اثرات ثابت ترکیبی در برابر الگوی اثرات تصادفی ترکیبی پرداخته شده است. نتیجه آزمون هاسمن در جدول 4 ارائه شده است. مقدار احتمال آماره هاسمن در جدول 4 کم­تر از سطح معنی داری 5% می‌باشد؛ لذا، دلیل کافی برای رد الگوی اثرات ثابت وجود ندارد و برای آزمون فرضیه اول پژوهش باید از الگوی اثرات ثابت استفاده کرد.

 

جدول 4. انتخاب الگوی اثرات ثابت در برابر الگوی اثرات تصادفی

 

احتمال آماره آزمون

درجه آزادی خی­دو

مقدار آماره خی­دو

نوع آزمون

0005/0

10

61/31

هاسمن

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

مدل رگرسیونی ترکیبی اثرات ثابت تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در سطح کل شرکت­هادر جدول 5 نشان می­دهد که تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، منفی (01/0-) ولی با توجه به احتمال آماره t (7853/0) معنی دار نمی­باشد. این امر نشان می­دهد که دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری تأثیر ندارد.

نتایج همچنین نشان می­دهد که تأثیر اندازه شرکت و سودآوری بر میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، مثبت و معنی­دار و تأثیر انحراف معیار جریان نقد عملیاتی برمدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، منفی و معنی­دار می­باشد. این موضوع نشان می­دهد که شرکت­های بزرگ­تر و دارای سودآوریِ بیش­تر، به طور قابل ملاحظه­ای اقدام به مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری طی دوره پژوهش نموده­اند. این در حالی است که در شرکت­های دارای ثبات پایینِ جریان نقد عملیاتی (میزان بالایِ انحراف معیار جریان نقد عملیاتی)، میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، کم­تر بوده است. نتایج مربوط به آماره F نیز نشان می­دهد که مدل در حالت کلی معنی­دار بوده و با توجه به آماره دوربین-واتسون، فاقد مشکل خودهمبستگی است.علاوه بر آن، نتایج مربوط به ضریب تعیین تعدیل شده نشان می­دهد که در کل دوره پژوهش حدود 3/27% از تغییرات مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در سطح کل شرکت­ها تحت تأثیر دانش مالی مدیر عامل و همچنین متغیرهای کنترلی به ویژه اندازه شرکت، سودآوری و انحراف معیار جریان نقد عملیاتی بوده است.

مقادیر باقی­مانده­های رگرسیونی مدل مذکور دارای آماره جارک­برا برابر با 112/2 و احتمال آماره جارک­برا برابر با 348/0 بوده که حاکی از نرمال بودن باقی­مانده­های رگرسیونی است.با توجه به معنی­دار نبودن تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در سطح کل شرکت­ها، فرضیه اول پژوهش مورد تأیید واقع نمی­شود.

 

جدول 5. تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری

آماره­ها

متغیرها

ضرایب رگرسیونی

مقدار آماره t

احتمال آماره t

 

مقدار ثابت

71/0-

98/3-

0001/0

 

دانش مالی مدیر عامل CEOFE

01/0-

27/0-

7853/0

 

اندازه شرکت  SIZE

05/0

04/4

0001/0

 

اهرم مالی LEV

02/0

36/0

7171/0

 

سودآوری ROA

65/0

48/8

0000/0

 

رشد شرکت  TOBINQ

004/0

33/0

7432/0

 

انحراف معیارجریان نقدعملیاتی STDCASH

74/0-

41/7-

0000/0

 

انحراف معیار درآمد  STDSALE

04/0-

60/0-

5493/0

 

انحراف معیار رشددرآمد  STDGROWTH

02/0

53/0

5944/0

 

کیفیت حسابرسی  AQ

002/0

08/0

9397/0

 

نوع گزارش حسابرس  AO

003/0

23/0

8187/0

 

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

احتمال آماره F

آماره دوربین-واتسون

386/0

273/0

0000/0

097/2

             

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-4-آزمون فرضیه دوم

دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود شرکت بر اساس رویدادهای واقعی مؤثر است.

بر اساس نتایج آزمون F لیمر و هاسمن،برای آزمون فرضیه دوم پژوهش نیز استفاده از الگوی اثرات ثابت مناسب است.

مدل رگرسیونی ترکیبی اثرات ثابت تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در سطح کل شرکت­هادر جدول 6 نشان می دهد که تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، منفی (01/0-) ولی با توجه به احتمال آماره t (8414/0) معنی­دار نمی باشد. این امر نشان می­دهد که دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی نیز تأثیر ندارد.

نتایج همچنین نشان می­دهد که تأثیر اندازه شرکت و اهرم مالی بر میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، مثبت و معنی­دار و تأثیر سودآوری، انحراف معیار جریان نقد عملیاتی و انحراف معیار رشد درآمد برمدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، منفی و معنی­دار می­باشد. این موضوع نشان می دهد که شرکت­های بزرگ­تر و دارای میزان بالایِ بدهی در ساختار سرمایه، به طور قابل ملاحظه­ای اقدام به مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی طی دوره پژوهش نموده­اند. این در حالی است که در شرکت­های سودآور و دارای ثبات پایینِ جریان نقد عملیاتی و رشد درآمد (میزان بالایِ انحراف معیار جریان نقد عملیاتی و انحراف معیار رشد درآمد)، میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، کم­تر بوده است.

نتایج مربوط به ضریب تعیین تعدیل شده نشان می­دهد که در کل دوره پژوهش حدود 4/55% از تغییرات مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در سطح کل شرکت­ها تحت تأثیر دانش مالی مدیر عامل و همچنین متغیرهای کنترلی به ویژه اندازه شرکت، سودآوری، اهرم مالی، انحراف معیار جریان نقد عملیاتی و انحراف معیار رشد درآمد بوده است.

مقادیر باقی­مانده­های رگرسیونی مدل مذکور دارای آماره جارک­برا برابر با 834/1 و احتمال آماره جارک­برا برابر با 400/0 بوده که حاکی از نرمال بودن باقی­مانده­های رگرسیونی است.با توجه به معنی­دار نبودن تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در سطح کل شرکت­ها، فرضیه دوم پژوهش نیز مورد تأیید واقع نمی­شود.

 

جدول 6- تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی

آماره­ها

متغیرها

ضرایب رگرسیونی

مقدار آماره t

احتمال آماره t

مقدار ثابت

35/1-

25/5-

0000/0

دانش مالی مدیر عامل CEOFE

01/0-

20/0-

8414/0

اندازه شرکت  SIZE

09/0

87/4

0000/0

اهرم مالی LEV

36/0

11/4

0000/0

سودآوری ROA

22/0-

99/1-

0474/0

رشد شرکت  TOBINQ

02/0-

29/1-

1960/0

انحراف معیارجریان نقدعملیاتیSTDCASH

98/0-

81/6-

0000/0

انحراف معیار درآمد  STDSALE

11/0

23/1

2185/0

انحراف معیار رشددرآمد  STDGROWTH

12/0-

55/2-

0110/0

کیفیت حسابرسی  AQ

004/0

13/0

8986/0

نوع گزارش حسابرس  AO

03/0

59/1

1115/0

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

احتمال آماره F

آماره دوربین-واتسون

623/0

554/0

0000/0

065/2

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

 

 

8-5- آزمون فرضیه سوم

بین مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی اختیاری در شرکت­های با مدیر عامل دارای دانش مالی و سایر شرکت­ها تفاوت معناداری وجود دارد.

به منظور آزمون فرضیه سوم پژوهش از آزمون برابری میانگین مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی غیرعادی (اختیاری) در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هااز طریق آزمون t[ii] استفاده شده است.

نتیجه آزمون برابری میانگین مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هادر جدول 7 ارائه شده است. نتیجه آزمون لون با توجه به آماره F و سطح معنی­داری نشان می­دهد که واریانس مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هابا هم برابر می­باشد (تأیید فرض صفر آزمون لون) و لذا در این حالت برای مقایسه میانگین دو گروه مذکور باید از مقدار t مستقل برای واریانس­های برابر استفاده کرد. مقدار سطح معنی­داری آماره t برای واریانس­های برابر، دلالت بر عدم وجود تفاوت معنی­دار بین میانگین مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هادارد. 

با توجه به عدم وجود تفاوت معنی­دار بین میانگین مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­ها، فرضیه سوم پژوهش هم مورد تأیید واقع نمی­شود.

 

جدول7. آزمون برابری میانگین مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی غیرعادی

متغیر

میانگین

آزمون لون

مقدار

P-value

نتیجه

شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالیDAC1

سایر شرکت­ها

DAC2

درجه آزادی

مقدار

P-value

میانگین مدیریت سود

0003/0

008/0

(736 و 1)

22/0

6407/0

66/0-

5096/0

عدم رد H0

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-6- آزمون فرضیه چهارم

بین مدیریت سود مبتنی بر رویدادهای واقعی در شرکت­های با مدیر عامل دارای دانش مالی و سایر شرکت­ها تفاوت معناداری وجود دارد.

به منظور آزمون فرضیه چهارم پژوهش هم از آزمون برابری میانگین مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هااز طریق آزمون t استفاده شده است.

نتیجه آزمون برابری میانگین مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هادر جدول 8 ارائه شده است. نتیجه مربوط به آزمون لون با توجه به آماره F و سطح معنی­داری نشان می­دهد که واریانس مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هابا هم برابر می­باشد (تأیید فرض صفر آزمون لون) و لذا در این حالت نیز برای مقایسه میانگین دو گروه مذکور باید از مقدار t مستقل برای واریانس­های برابر استفاده کرد. مقدار سطح معنی­داری آماره t برای واریانس­های برابر، دلالت بر عدم وجود تفاوت معنی­دار بین میانگین مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­هادارد. 

با توجه به عدم وجود تفاوت معنی­دار بین میانگین مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­ها، فرضیه چهارم پژوهش هم مورد تأیید واقع نمی­شود.

 

 

جدول8. آزمون برابری میانگین مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی

متغیر

میانگین

آزمون لون

مقدار

P-value

نتیجه

شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالیREM1

سایر شرکتها

REM2

درجه آزادی

مقدار

P-value

میانگین مدیریت سود

03/0-

06/0-

(736 و 1)

69/1

1936/0

17/1

2435/0

عدم رد H0

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

9- بحث و نتیجه­گیری

هدف این پژوهش،بررسی تأثیردانش مالی مدیر عامل بر روی مدیریت سود در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است.

نتایج نشان می­دهد که دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود تأثیر ندارد و تفاوت معنی­داری بین میانگین مدیریت سود در شرکت­های با مدیر عامل­های دارای دانش مالی و سایر شرکت­ها وجود ندارد. نتایج همچنین حاکی از تأثیر مثبت اندازه شرکت و سودآوری بر میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری و تأثیر منفی انحراف معیار جریان نقد عملیاتی برمدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری است.تأثیر اندازه شرکت و اهرم مالی بر میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، مثبت و معنی­دار و تأثیر سودآوری، انحراف معیار جریان نقد عملیاتی و انحراف معیار رشد درآمد برمدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، منفی و معنی­دار بوده است.

در رابطه با عدم تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، نتایج موافق با نتایج پژوهش قبلی جیانگ، ژو و هوانگ (2013) و مغایر با نتایج پژوهش قبلی ماتسوناگا و یونگ (2008) است.در مورد عدم تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، نتایج مغایر با نتایج پژوهش­های قبلی ماتسوناگا و یونگ (2008) و جیانگ، ژو و هوانگ (2013) است.

نتایج در رابطه با تأثیر مثبت اندازه شرکت بر میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، موافق با نتایج پژوهش قبلی پورحیدری و همتی (1383) است.نتایج در رابطه با تأثیر مثبت سودآوری بر میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، مغایر با نتایج پژوهش قبلی یون و میلر (2002) است.نتایج در رابطه با تأثیر منفی انحراف معیار جریان نقد عملیاتی برمدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، مغایر با نتایج پژوهش قبلی جیانگ، ژو و هوانگ (2013) است.

نتایج در رابطه با تأثیر مثبت اندازه شرکت بر میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، موافق با نتایج پژوهش قبلی پورحیدری و همتی (1383) است.نتایج در مورد تأثیر مثبت اهرم مالی بر میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، مغایر با نتایج پژوهش قبلی پورحیدری و همتی (1383) است.نتایج در رابطه با تأثیر منفی سودآوری برمدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، مغایر با نتایج پژوهش قبلی جیانگ، ژو و هوانگ (2013) است.نتایج در رابطه با تأثیر منفی انحراف معیار جریان نقد عملیاتی و انحراف معیار رشد برمدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، مغایر با نتایج پژوهش قبلی جیانگ، ژو و هوانگ (2013) است.

عدم تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بیانگر این موضوع است که مدیریت سود مستقل از مدرک تحصیلی مدیر عامل است. به عبارت دیگر؛ مدیران شرکت­های بورسی به منظور تشویق و ترغیب سرمایه­گذاران برای خرید سهام شرکت و افزایش ارزش بازار شرکت از دید کلاگ و کلاگ (1991) و همچنین جهت اجتناب از هزینه­های سیاسی و مقررات­گذاری دولتاز نظر هن و ونگ (1998) صرف­نظر از دانش تحصیلی خود، اقدام به مدیریت سود کرده و یا از انجام آن خودداری می­کنند.از سوی دیگر، معمولاً مدیرعامل شرکت­ها در راستای تصمیمات و دستورات هیئت مدیره انجام وظیفه نموده و اختیارات لازم و کافی جهت دستکاری و مدیریت سود و یا انجام تصمیمی خارج از دستورات هیئت مدیره ندارند. همچنین معمولاً در زمان انتخاب مدیر عامل شرکت­ها به مدرک تحصیلی فرد توجه نمی­شود و صرف داشتن ارتباطات و در مواردی خاص خوش نام بودن فرد، ملاک انتخاب می­باشد. موارد ذکر شده فوق می­تواند عدم تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود را توجیه نماید.

 باتوجه به تأثیر مستقیم سودآوری بر میزان مدیریت سود بر اساس اقلام تعهدی اختیاری، از یک سو و همچنین تأثیر معکوس سودآوری بر میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، از سوی دیگر؛ به نظر می­رسد که شرکت­های سودآور هم، علی­رغم کاهش مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، اقدام به افزایش مدیریت سود از طریق اقلام تعهدی اختیاری می­نمایند. بنابراین؛ پیشنهاد می­شود که سهامداران بالفعل و بالقوه شرکت­های بورسی در اتخاذ تصمیمات خود نسبت به خرید، نگهداری و فروش سهام شرکت­ها از طریق ارزیابی عملکردِ شرکت­های مذکور، تلاش­های بیش­تری را در جهت ارزیابی کیفیت سودآوری شرکت­ها انجام دهند. همچنین تأثیر مستقیم اهرم مالی بر میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی، حاکی از این است که شرکت­هایِ اهرمی­تر، بیش­تر از طریق دستکاری رویدادهای واقعی اقدام به مدیریت سود می­نمایند. بنابراین؛ پیشنهاد می­شود که وام­دهندگان شرکتهای بورسی، به این موضوع توجه نموده و جهت اطمینان از بازیافت اصل و فرع سرمایه خود در شرکت­های بورسی، به بررسی میزان مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی توجه نمایند.

عدم تأثیر دانش مالی مدیر عامل بر مدیریت سود بر اساس رویدادهای واقعی و اقلام تعهدی اختیاری، نشان میدهد که بر خلاف انتظار، دانش مالی مدیر عامل یک مکانیزم فعال در میزان مدیریت سود شرکت­های بورسی نمی­باشد. بنابراین؛ پیشنهاد می­شود که استفاده­کنندگان در مورد ارزیابی کیفیت سود شرکت­های بورسی، نگران مدرک تحصیلی مدیر عامل­های شرکت­ها نبوده و خود اقدامات مؤثری جهت ارزیابی کیفیت سود در انواع شرکت­ها بعمل آورند.

با توجه با اینکه تجربه و دانش مالی بر تصمیمات مدیرعامل موثر است و میتواند عملکرد شرکت را تحت تاثیر قراردهد و از آنجایی که بررسی همه این عوامل در این تحقیق امکان پذیر نبود لذا پیشنهاد میگردد در تحقیقات آتی علاوه بر دانش مالی سایر ویژگیهای شخصیتی مدیران از قبیل اعتماد به نفس بیش از حد مدیریتی و سبک های مدیریتی بر میزان مدیریت سود بررسی شود . همچنین به نظر میرسد شرکتهای دارای مدیران با دانش و تجربه مالی بعلت آشنایی با استانداردهای حسابداری نسبت به سایر شرکتها صورتهای مالی با کیفیت تری داشته باشند بنابراین بررسی این موضوع میتواند مفید باشد.

 



1- دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

2- استادیار گروه حسابداری دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران، نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات.  m.lari@um.ac.ir

3- استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.



[i]Real Earnings Management (REM)

[ii]T-test

1)    آقایی، محمد علی و مهدی ناظمی اردکانی، (1391)، "تخصص حسابرس در صنعت و مدیریت اقلام تعهدی اختیاری"، دانش حسابرسی، سال 12، شماره 46، صص17-4.

2)    بزرگ اصل، موسی و فرشید غفارپور، (1391)، "مقایسه الگوهای پیش­بینی اقلام تعهدی برای تشخیص مدیریت سود"، پژوهش­های کاربردی در گزارشگری مالی، سال 1، شماره 1،صص 50-27.

3)    پرتوی، ناصر و الهام آبشیرینی، (1392)، "بررسی رابطه­ی بین مدیریت واقعی سود و مدیریت حسابداری سود از دیدگاه هموارسازی سود"، تحقیقات حسابداری و حسابرسی، شماره 17،صص 158-144.

4)    پورحیدری، امید و داود همتی، (1383)، "بررسی اثر قراردادهای بدهی، هزینه­های سیاسی، طرح­های پاداش و مالکیت بر مدیریت سود در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، فصلنامه بررسی­های حسابداری و حسابرسی، شماره 36،صص 63-47.

5)    خواجوی، شکرالله، بایزیدی، انور و جبارزاده کنگرلویی،سعید. (1390). "بررسی رابطه بین مدیریت سود و مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مجله پیشرفت­های حسابداری دانشگاه شیراز، شماره 60،صص 54-29.

6)    سید عباس زاده‌، میرمحمد. (1380)، روش­های عملی پژوهش در علوم انسانی. چاپ اول، ارومیه‌: دانشگاه ارومیه‌.

7)    مرادی، مهدی و حسینی، سید احسان (1391)، "بررسی رابطه تغییرهمزمان مدیریت ارشد ومدیریت سود: سال پایانی حضورمدیران ارشد"، فصلنامه علمی پژوهشی حسابداری مالی، سال چهارم، شماره 16،صص 60-40.

8)    مشایخی، بیتا، ساسان مهرانی، کاوه مهرانی و غلامرضا کرمی، (1384)، "نقش اقلام تعهدی اختیاری در مدیریت سود شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، بررسی­های حسابداری وحسابرسی، شماره 42، صص74-61.

9)    ملانظری، مهناز و ساناز کریمی زند، (1386)، "بررسی ارتباط بین هموارسازی سود با نوع صنعت  در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، بررسی­های حسابداری و حسابرسی، شماره 47،صص 100-83.

10)  Altamuro, J.; Beatty, A. & Weber, J. ,(2005), “The Effects of Accelerated Revenue Recognition on Earnings Management and Earnings Informativeness: Evidence from SEC Staff Accounting Bulletin No. 101”, the Accounting Review, 80 (2),PP. 373–401.

11)  Barker, V., Mueller, G., (2002), CEO Characteristics and Firm R&D Spending Management. Science 48 (6),PP. 782–801.

12)  Charitoun, N. L. and T. Lenos, (2007), “Earnings Behaviour of Financially Distressed Firms, The Role of Institutional Ownership”, ABACUS, 43 (3),PP. 271-296.

13)  Cohen, D.A., Dey, A., Lys, T.Z., (2008), Real and Accrual-Based Earnings Management in The Pre-and Post-Sarbanes Oxley periods.Account. Rev. 83 (3),PP. 757–787.

14)  Cullinan, C., Roush, P., (2011), Has The Likelihood of Appointing a CEO with An Accounting/Finance Background Changed in The Post-Sarbanes Oxley era? Res. Account. Regul. 23, PP.71–77.

15)  Dechow, P. M., Sloan, R. G., and A. P. Sweeney, (1995), “Detecting Earnings Management”, Accounting Review, 70,PP. 193–225.

16)  DeFond, M. & Park, C. ,(1997), “Smoothing Income in Anticipation of Future Earnings”, Journal of Accounting and Economics, 23, PP. 115–139.

17)  Durfee, D., (2005), Why More Companies are Tapping Their Finance Chiefs for CEO. CFO 21, 52–60.

18)  Dye, R. ,(1988), “Earnings Management in An Overlapping Generations Model”, Journal of Accounting Research, 26,PP. 195-235.

19)  Hambrick, D., Mason, P., (1984), Upper echelons: The Organization as a Reflection of Its Managers. Acad. Manag. Rev. 9 (2),PP. 193–206.

20)  Han, J. C. and Y. Wong,(1998),“Political Costs and Earnings Management of Oil Companies during the 1990 Persian Gulf Crisis”, the Accounting Review, 73,PP. 103–117.

21)  Jansen, I. P.; Ramnath, S. and T. L. Yohn, (2012), “A Diagnostic for Earnings Management Using Changes in Asset Turnover and Profit Margin”, Contemporary Accounting Research, 29 (1),PP. 221–251.

22)  Jiang, F.,Zhu, B., and Huang, J. ,(2013),“CEO’s Financial Experience and Earnings Managemen”, J. of Multi. Fin. Manag., 23,PP.134-145.

23)  Kellog, I., and L. B. Kellog, (1991), Fraud Window Dressing and Negligence in Financial Statement. Colorado: McGrow Hill.

24)  Kim, J. and Sohn, B. C. ,(2008),“Real Versus Accrual-Based Earnings Management and Implied Costs of Equity Capital”, Working Paper, City University of Hong Kong and City University of Hong Kong (CityUHK)-Department of Accountancy.

25)  Kothari, S.P., Leone, A.J., Wasley, C.E., (2005), Performance Matched Discretionary Accrual Measures. J. Account. Econ. 39,PP. 163–197.

26)  Matsunaga, S., and Yeung, E. (2008),“Evidence on The Impact of a CEO’s Financial Experience on the Quality of the Firm’s Financial Reports and Disclosures”, University of Oregon, Working Paper.

27)  Roychowdhury, S. ,(2006),Earnings Management Through Real Activities Manipulation, J. Account. Econ, 42,PP. 335-370.

28)  Stolowy, H., and G. Bereton, (2004),“A Framework for the Classification of Accounts Manipulations”, International journal of accounting.

29)  Yoon, S. and A. Miller, (2002),”Cash From Operation and Earning Management in Korea”, The international journal of Accounting, 37,PP.341-355.

30)  Yu, W. (2008). “Accounting-Based Earnings Management and Real Activities Manipulation”, Georgia institute of technology.

31)  Zahra, S. A., Priem, R. L., and A. A. Rasheed, (2005),“The Antecedents and Consequences of Top Management Fraud”, Journal of Management, 31,PP. 803-828.

32)  Zhang, W. ,(2008),“Real Activities Manipulation to Meet Analysts’ Cash Flow Forecasts”, Working Paper, University of Texas at Dallas.

 

 

 

یادداشت‌ها