ایدئولوژی‌های اخلاقی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت‌ها

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارومیه، ارومیه، ایران

2 کارشناس ارشد، گروه حسابداری ،دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس علوم و تحقیقات آذربایجان غربی، ارومیه

3 دانشجوی دکتری واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران.

چکیده

این مقاله ارتباط بین ایدئولوژی­های اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی را با عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می­کند. در این پژوهش برای سنجش ایدئولوژی­های اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی به ترتیب از پرسشنامه­های استاندارد سنجش موقعیت اخلاقی فورسیث (1980) و سینگاپکدی استفاده شده است. همچنین برای سنجش متغیر عدم تقارن اطلاعاتی از فاصله قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به کار رفته است. در این پژوهش 50 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیه­های پژوهش و بررسی تحلیل نتایج مدل از رگرسیون خطی چند متغیره و نرم افزار EViews 6 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد بین مسئولیت­پذیری اجتماعی و عدم تقارن اطلاعات رابطه وجود ندارد. همچنین در بین مؤلفه­های ایدئولوژی اخلاقی، نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعات رابطه مثبت و معنی­دار با هم دارند ولی ایده­آل­گرایی رابطه­ای با عدم تقارن اطلاعات ندارد.
 
Abstract
This paper investigats the relationship between ethical ideology (EI) and Corporate Social Responsibility (CSR) with information asymmetry in Tehran Stock Exchange )TSE) listed companies. In this research for the measurement of EI and CSR, Forsyth and Singhapakdi are used, respectively. Vekanteesh and Chiang model is used for the measurement of information asymmetry. In this study, 50 listed firms in TSE have been studied. Linear regression model through software Eviews 6 is used to test research hypotheses. Results of the study indicate that there is not a significant relationship between CRS with information asymmetry. In addition, the results show that relativism have a positive significant relationship with information asymmetry and idealivism have a not a significant relationship with information asymmetry

کلیدواژه‌ها


ایدئولوژی­های اخلاقی، مسئولیت­پذیری اجتماعی

و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت­ها

 

 

سعید جبارزاده کنگرلوئی

تاریخ دریافت: 06/04/1395        تاریخ پذیرش: 10/06/1395

[1]

سمیه فاتحی[2]

مرتضی متوسل[3]

 

چکیده

این مقاله ارتباط بین ایدئولوژی­های اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی را با عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بررسی می­کند. در این پژوهش برای سنجش ایدئولوژی­های اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی به ترتیب از پرسشنامه­های استاندارد سنجش موقعیت اخلاقی فورسیث (1980) و سینگاپکدی استفاده شده است. همچنین برای سنجش متغیر عدم تقارن اطلاعاتی از فاصله قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام به کار رفته است. در این پژوهش 50 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیه­های پژوهش و بررسی تحلیل نتایج مدل از رگرسیون خطی چند متغیره و نرم افزار EViews 6 استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد بین مسئولیت­پذیری اجتماعی و عدم تقارن اطلاعات رابطه وجود ندارد. همچنین در بین مؤلفه­های ایدئولوژی اخلاقی، نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعات رابطه مثبت و معنی­دار با هم دارند ولی ایده­آل­گرایی رابطه­ای با عدم تقارن اطلاعات ندارد.

 

واژه‌های کلیدی: مسئولیت پذیری اجتماعی، ایدئولوژی اخلاقی، نسبی­گرایی، ایده­آل­گرایی، عدم تقارن اطلاعات.

 

1- مقدمه

زندگی اجتماعی انسان همواره با احساس و درخواست تعهد و مسئولیت همراه بوده است. در تاریخ اندیشه فلسفی، دلایل فراوانی برای این درخواست و لزوم ایجاد این احساس همگانی ارائه شده است. به طور ویژه، چارچوب نظری مسئولیت اجتماعی از درون فلسفه اخلاق و با تبیین نقش مناسب افراد در زندگی جمعی ترسیم می­شود. این نقش­ها با تعهدات و مسئولیت­ها توأم است.وجه مشترک مفهوم مسئولیت اجتماعی در همه گونه­های فلسفه اخلاق، پذیرش همدلی­ها و وفاداری­ها در کنار پیوندها و دلبستگی­ها بوده است. از دیدگاه مک اینتایر[i] سرشت انسان به موقعیت­ها و خصلت­های اجتماعی وابسته است و فاعلان اخلاقی، توانایی­های خود را در تعهدات و وفاداری­های اجتماعی جستجو می­کنند (براتعلی پور، 1386).تعاریف اولیه مسئولیت اجتماعی شرکت به دهه­ی پنجاه میلادی باز می­گردد. در دهه شصت میلادی اولین کوشش­ها برای ارائه­ی یک ایده و تصویر بهتر و دقیق­تر شروع شد. سه محقق مربوط به موضوع در آن زمان دیویس، فردریک و مک گوییر[ii] می­باشد. دیویس اولین فردی بود که به قدرت سازمان­ها و مسئولیت­های اجتماعی اشاره کرد. او تکلیف اجتماعی شرکت را تصمیمات و رفتارهای بنگاه که دلایل اتخاذ آن حداقل فراتر رفتن از مرزهای سازمان می­باشد تعریف کرد. شکست در موازنه کردن قدرت و مسئولیت اجتماعی در نهایت می­تواند به زوال بنگاه بیانجامد. فردریک تکلیف اجتماعی شرکت را وسیله­ای برای بهبود رفاه اجتماعی-اقتصادی جامعه عنوان می­کند، اما تحقیق جامع­تر را در این زمینه مک گوییر در مقاله­ای تحت عنوان تجارت و جامعه انجام داد و مفهوم تعهد اجتماعی را فراتر از تعهد اقتصادی و قانونی شرکت­ها دانست (شربت اوغلی و همکاران،1389).تئوری­های مطرح در مورد مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت­ها عبارتند از: تئوری مشروعیت، تئوری اقتصاد سیاسی و تئوری گروه­های ذی­نفع که همگی بیانگر این مطلب هستند که مدیران به دلایل مختلف هم چون کسب مشروعیت سازمانی و یا فشار گروه­های ذی­نفع مایل به افشای اطلاعات اجتماعی سازمان هستند (جبارزاده و بایزیدی، 1389).کیم و همکارانش [iii](2012) بر این باورند که مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت منعکس کننده نگرانی­های اخلاقی مدیران بوده و گزارش شفاف و مورد اطمینانی را از فعالیت های مالی ارائه می­دهد. از طرفی پیامدها و عوامل مؤثر بر کیفیت اطلاعات حسابداری همواره مورد علاقه سرمایه­گذاران، قانون­گذاران و سایرین بوده است. یکی از پیامدهای اساسی مرتبط با کیفیت اطلاعات، عدم تقارن اطلاعاتی است که به برتری اطلاعاتی یکی از طرفین معامله بر دیگری اشاره دارد (کاشانی­پور و مؤمنی یانسری،1390).

عدم تقارن اطلاعات به دلیل گزینش نادرست، هزینه­هایی در معاملات ایجاد می­کند. اگر اطلاعات نادرست ارائه شود، گروهی دارای اطلاعات بیشتری خواهند بود که به آن معامله­گران آگاه گفته می­شود. این وضعیت باعث به وجود آمدن شرایطی خواهد شد که به تصمیم­گیری نادرست گروهی که دارای اطلاعات کمتری هستند، می­انجامد. وقتی عدم تقارن اطلاعاتی در رابطه با سهام یک شرکت افزایش می­یابد ارزش ذاتی آن با ارزشی که سرمایه­گذاران در بازار سرمایه برای سهام مورد نظر قایل می­شوند متفاوت خواهد بود، در نتیجه، ارزش واقعی سهام شرکت با ارزش مورد انتظار، تفاوت خواهد داشت. بنابراین وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه، سرمایه افراد عادی را به مخاطره می­اندازد (قائمی و همکاران، 1389). پدیده عدم تقارن در تمام سطوح جامعه وجود دارد و اگر افراد جامعه از این پدیده سوء استفاده کنند، بازدهی جامعه در تمام سطوح کاهش می­یابد. نورث و آرو اعتقاد دارند اخلاق و ایدئولوژی شرط لازم برای مقابله و کنترل چنین رانت جویی است. نورث می­گوید: اگر در جوامع ایدئولوژیی وجود داشته باشد که نظام موجود را توجیه نماید، در این صورت فساد مالی شیوع پیدا نخواهد کرد. آرو نیز عقیده دارد: اخلاقیات شرط ضروری برای عدم سوء استفاده است (میدری،1373). همچنین اعتمادی و دیلمی (1388) حصول به ویژگی­های کیفی اطلاعات نظیر صداقت و بی طرفی در ارائه را در ارتباط مستقیم با گرایش­های درونی تهیه کنندگان اطلاعات می­دانند که این گرایش­ها به ساختار اخلاقی اشخاص مربوط می­شود. اخلاق بر فعالیت انسان­ها تأثیر قابل توجهی دارد و لازمه عملکرد مناسب، تعهد و مسئولیت­پذیری اجتماعی است (رحیمیان و همکاران، 1388).

پیچیده­ترشدن روزافزون سازمان­ها و افزایش میزان کارهای غیراخلاقی، غیرقانونی و غیر مسئولانه در محیط­های کاری توجه مدیران و صاحب نظران را به بحث اخلاق کار و مدیریت اخلاق معطوف ساخته است (اعظمی و همکاران، 1387). اخلاقیات ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با ارزش­ها دارند و به عنوان ابزاری نگریسته می­شوند که ارزش­ها را به عمل تبدیل می‌کنند. اخلاق کاری ضعیف، بر نگرش افراد نسبت به شغل، سازمان و مدیران موثر بوده، می‌تواند بر عملکرد فردی، گروهی و سازمانی اثر بگذارد (رحمان­سرشت و همکاران، 1388). شرایط امروز جهان و فضاهای جدید کسب و کار ایجاب می­کند تا رهبران و مدیران سازمان­ها و شرکت­های بزرگ که در بازارهای جهانی یا بازارهای در حال جهانی شدن فعال و مؤثر هستند، نوعی تعادل میان بخش­های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی کسب و کارشان ایجاد کنند. اطلاعات در رابطه با مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت برای سرمایه­گذاران از اهمیت ویژه­ای برخوردار است. به عنوان مثال: مدیران حرفه­ای در ایالات متحده آمریکا تقریبا 01/3 ترلیون دلار دارایی تعیین شده را تحت سرفصل سرمایه­گذاری در بخش مسئولیت اجتماعی در سبد پروژه­های سال 2010 ذخیره کردند. این نکته نشان­گر آن است که مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت، ‌تاثیر مستقیمی روی ثروت سرمایه­گذاران دارد. پژوهشات اخیر نشان می­دهد که سرمایه­گذاران به دنبال اطلاعات موثق درباره عملکرد اجتماعی شرکت از طریق مجاری خصوصی و یا عمومی بوده و آنها از این اطلاعات به طور گسترده در تصمیمات سرمایه­گذاری خود استفاده می­کنند (کوهن و همکاران[iv]،2011).

معمولازمانی که اطلاعات تازه­ای از وضعیت شرکت­ها در بازار منتشر می­شود، این اطلاعات توسط تحلیل­گران، سرمایه­گذاران و سایر استفاده کنندگان مورد تحلیل قرار گرفته و بر مبنای آن، تصمیم­گیری نسبت به خرید و یا فروش سهام صورت می­پذیرد. در صورت انتشار محرمانه و ناهمگون اطلاعات، واکنش­های متفاوتی را از سوی سرمایه­گذاران به واسطه وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه شاهد می­باشیم که این امر تحلیل­های نادرست و گمراه­کننده­ای را از وضعیت جاری بازار به همراه خواهد داشت (قائمی و وطن پرست،1384).

عدم تقارن اطلاعاتی می­تواند موجب انتخاب نادرست سرمایه­گذاران شود و رعایت اصول اخلاقی و حرفه­ای سازمان­ها در گزارشگری مالی می­تواند عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد. علی­رغم اهیمت روز افزون اطلاعات در مورد عملکرد مسئولیت­های اجتماعی شرکت­ها برای سرمایه­گذاران، شواهد در خصوص نقش آن در ارزیابی سرمایه­گذارای­ها در ارزش شرکت کم است. به خصوص، شواهد ناچیزی در خصوص اینکه آیا اطلاعات در مورد عملکرد مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت­ها موجب کاهش عدم تقاران اطلاعاتی می­شود یا نه، وجود دارد. بنابراین، این سوال در این پژوهش مورد بررسی قرار می­گیرد که چه رابطه­ای بین مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت، ایده­لوژی­های اخلاقی و عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد؟ جواب این سوال علاوه بر اغنای ادبیات مربوط به تاثیر مسئولیت­های اجتماعی و اخلاق در کیفیت گزارشگری مالی می تواند خوانندگان را به سمت این موضوع سوق دهد.

در ادامه ساختار این تحقیق به این صورت است: در بخش دوم مبانی نظری و پیشینه پژوهش ارائه می­شود. بعد از بیان فرضیه­های پژوهش، به روش­شناسی پژوهش و جامعه آماری اشاره می­شود. سپس متغیرها و مدل های پژوهش آورده می­شود که در نهایت با آزمون فرضیه­ها و نتیجه­گیری همراه است.

 

2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1- مبانی نظری پژوهش

از ویژگی­های عمده مسئولیت اجتماعی این است که کلیه طرف­های ذی­نفع باید مورد توجه قرار گیرند. مفهوم طرف­های ذی­نفع، به صورت گروه­هایی از مردم که به نحوی بر سازمان و فعالیت­های آن تأثیر می­گذارند و یا تحت تأثیر آن قرار می­گیرند، تعریف شده است. این مفهوم شامل اما نه محدود به مالکان، اعضای هیئت امنا، کارکنان و اتحادیه­های کارگری، مشتریان، اعضای شرکای تجاری، تأمین کنندگان، رقبا، دولت، سازمان­های غیر دولتی و غیر انتفاعی و جوامع محلی می­شود (چاوش­باشی،1387). بر این اساس، هیل و جونز[v] (1992) اظهار داشتند که، چون تصمیمات مدیران روی همه گروه­های ذی­نفع تأثیر مستقیم دارد بنابراین مدیریت سازمان به عنوان نماینده همه ذی­نفعان در نظر گرفته می­شود، نه فقط یک گروه خاص (به نقل از خواجوی و همکاران، 1390). مدیران شرکت­ها ممکن است از فعالیت­های مربوط به مسئولیت­پذیری اجتماعی به عنوان ابزاری برای جلوگیری از قبضه مالکیت توسط بازار سرمایه استفاده نموده و از این طریق موجبات رضایت همه ذی­نفعان خود را فراهم نمایند (پاگانو و ویلپین[vi]، 2005).

همچنان که گفته شد عدم تقارن اطلاعاتی بر کیفیت اطلاعات تاثیر می گذارد. در ادبیات مالی برای اندازه­گیری عدم تقارن اطلاعاتی در بازار معیارهای متعددی مطرح شده است. این معیارها در سه طبقه کلی قرار می­گیرند. برخی مطالعات تجربی از معیارهای فرصت رشد به عنوان شاخص اندازه­گیری عدم تقارن اطلاعاتی یک شرکت استفاده نموده­اند. استدلال آن­ها این است که شرکت­های با فرصت رشد بیشتر، محیط اطلاعاتی نامتقارن­تری دارند. پاره­ای دیگر از تحقیقات از معیارهای منتج از توافق میان پیش­بینی­های سود هر سهم تحلیل­گران به عنوان شاخصی برای سطح عدم تقارن اطلاعاتی استفاده می­کنند. دسته سوم از مطالعات از یک سری از معیارهای مبتنی بر ادبیات ساختار خرد بازار استفاده نموده­اند که در مقایسه با دو گروه قبلی شایع­تر می­باشند که در زیر به متداول­ترین روش­های به کار رفته در مطالعات پیشین اشاره می­شود (کاشانی­پور و مؤمنی­ یانسری، 1390): دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام-احتمال معاملات با اطلاعات داخلی-نسبت پوشش تحلیلگر.

دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش یک معیار اندازه­گیری نقدشوندگی اوراق بهادار است که نخستین بار توسط دمستز[vii] (1968) مطرح شد. وی دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش را به عنوان هزینه مبادله سرمایه­گذاران برای انجام فوری یک سفارش و یک درخواست معین و تنظیم یک مجموعه فرموله بندی نموده است (کاشانی پور و مؤمنی یانسری، 1390). قیمتی که بازارساز، اوراق بهادار را می­خرد، قیمت پیشنهادی خرید و قیمتی که اوراق بهادار را می­فروشد، قیمت پیشنهادی فروش نامیده می­شود. اختلاف بین دو قیمت، دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش خواهد بود (قائمی و وطن پرست،1384).

عملکرد مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت­ها بر قیمت سهام تاثیرگذار است. برخی از پروژه­های مسئولیت­پذیری اجتماعی می­تواند تاثیر مستقیمی بر جریان نقدی مثبت داشته باشد. برای مثال، رویه­های مربوط به حفاظت از محیط و توجه به رفاه کارکنان می­تواند هزینه­های حقوقی و پاک­سازی آلوده­گی را کاهش دهد. به علاوه، مسئولیت­پذیری اجتماعی می­تواند از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بر قیمت سهام اثر مثبت داشته باشد. رعایت مسئولیت­های اجتماعی و اخلاق می­تواند عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد (چو و همکاران، 2012). بنابراین، با توجه به مطالب یاد شده رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی که با نماد دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش اندازه­گیری می­شود با مسئولیت­های اجتماعی و ایدولوژی­های اخلاقی مورد بررسی قرار می­گیرد.

 

2-2- پیشینه تحقیق

ادبیات نظری نشان می­دهد موضوع تحقیق در خصوص ارتباط بین اخلاق و مسئولیت اجتماعی شرکت طی سال­های گذشته بسیار مورد توجه بوده است. پیشگام این مطالعات باون می­باشد. وی معتقد است تصمیمات، اهداف و سیاست­های مدیران شرکت­ها باید توصیف کننده واقعیت­های اجتماعی آنان باشد (الیاس[viii]،2005). بعدها نیز سایر محققان این مفاهیم را همراه سایر متغیرهای مالی و غیرمالی مورد مطالعه قرار داده­اند اما ادبیات مربوط به موضوع پژوهش بسیار کم است و جهت جلوگیری از گنجاندن پژوهش های نامرتبط تنها پژوهش های مربوط به پژوهش آورده شده است.

الیاس (2002) در مطالعه­ای با عنوان تعیین رابطه بین اخلاقیات و مدیریت سود میان حسابداران نتیجه گرفت که بین مسئولیت­پذیری اجتماعی و توجه به منافع بلندمدت و ایده­آل­گرایی بالا با مدیریت سود رابطه مثبت وجود دارد ولی بین نسبی­گرایی با مدیریت سود و توجه به منافع بلندمدت رابطه منفی وجود دارد. به طوری که افراد با ایده­آل­گرایی بیشتر در مقایسه با ایده­آل­گرایی پایین­تر به اصول اخلاقی بیشتر توجه دارند. همچنین افرادی که نسبی­گرایی بیشتری در مدیریت سود دارند، به اصول اخلاقی اهمیت کمتری می­دهند.

چی و همکاران[ix] (2012) بین مسئولیت پذیری اجتماعی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی پیدا کردند و نتایج خود را مطابق با پشتیبانی برای نظریه ذینفعان بر مبنای توضیح برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی دانستند.

هانگ و همکاران[x] (2013) تأثیر افشای اجباری فعالیت­های مرتبط با مسئولیت­پذیری اجتماعی روی عدم تقارن اطلاعات در چین را مورد بررسی قرار داد. بازارهای نو ظهوری همانند چین فاقد اعتبار و شرایط لازم برای افشای اجباری در مورد چنین فعالیت­هایی هستند. نتایج آنها نشان می دهد که ارائه گزارش­های اجباری در مورد مسئولیت­پذیری اجتماعی یک عامل کاهنده عدم تقارن اطلاعاتی است و این ارتباط در شرکت­هایی با ریسک سیاسی- اجتماعی بالاتر و شرکت­هایی با پوشش تحلیلی کم­تر بیشتر به چشم می­خورد.

چو و همکاران[xi] (2012) در پژوهش خود این سوال را مطرح نمودند که آیا مسئولیت­پذیری اجتماعی، یک عامل کاهنده عدم تقارن اطلاعاتی است؟ آنها نشان دادند که رابطه معکوس بین میزان مشارکت در فعالیت­های مرتبط با مسئولیت­ اجتماعی و سطح عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد و این نتایج همسو با تئوری ذی­نفعان می­باشد، که مشارکت در مسئولیت­پذیری اجتماعی را وسیله­ای برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی میان مدیران و سرمایه­گذاران ناآگاه می­داند و مخالف تئوری نمایندگی است که فرضیه می­کند سرمایه­گذاری بیشتر در مورد مسئولیت اجتماعی نتیجه­ای جز اتلاف منابع با ارزش و افزایش هزینه سرمایه­گذاران ندارد.

 لازم به ذکر است که در ایران با بررسی­های به عمل آمده پژوهشی مرتبط با موضوع انجام نشده است.

 

 3- فرضیه­های پژوهش

مطالعه حاضر درصدد روشن ساختن ارتباط بین ایدئولوژی­های اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی با عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس تهران می­باشد. برای این منظور فرضیه­های تحقیق تدوین می­گردد:

عملکرد مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت­ها بر قیمت سهام تاثیرگذار است. برخی از پروژه­های مسئولیت­پذیری اجتماعی می­تواند تاثیر مستقیمی بر جریان نقدی مثبت داشته باشد. برای مثال، رویه­های مربوط به حفاظت از محیط و توجه به رفاه کارکنان می­تواند هزینه­های حقوقی و پاک­سازی آلوده­گی را کاهش دهد. به علاوه، مسئولیت­پذیری اجتماعی می­تواند از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بر قیمت سهام اثر مثبت داشته باشد. رعایت مسئولیت­های اجتماعی و اخلاق می­تواند عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد. بنابراین فرضیه زیر مطرح می شود:

فرضیه اول: مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می­شود.

در این پژوهش برای اندازه­گیری ایده­لوژی­های اخلاقی از دو نماد ایده­آل­گرایی و نسبی­گرایی استفاده می­شود.

افراد با ایده­آل­گرایی بالا معتقدند که اعمال­ شان باید پیامدهای مثبت برای دیگران به همراه داشته باشد و معتقدند همواره می­توان از آسیب رساندن به دیگران جلوگیری کرد (فورسیث و اسچیلنکر، 1980). این گروه به اصول مطلق اخلاقی اعتقاد داشته و برای ارزیابی جنبه­های اخلاقی یک عمل به اصول اخلاقی پذیرفته شده جامعه تکیه می­کنند (فورسیث،1992). افرادی که آرمان­گرایی پایین­تری دارند، به اینکه رفتار و اعمال آن­ها همواره باید نتایج مثبت برای سایرین در پی داشته باشد باور ندارند. اگر ایده­آل­گرایی را در یک مقیاس بررسی کنیم، در یک طرف آن افراد با ایده­آل­گرایی پایین قرار دارند که پذیرفته­اند؛ در انجام یک عمل یا قضاوت اخلاقی، جلوگیری از صدمه زدن به دیگران در تمام شرایط ممکن نیست، حتی در برخی موارد ممکن است، برای رسیدن به پیامد مطلوب افرادی زیان ببینند. بنابراین، باید کار خوب را حتی اگر به قیمت صدمه دیدن برخی از مردم است، انجام داد. در طرف دیگر مقیاس افراد با آرمان­گرایایی بالا هستند که اعتقاد دارند؛ می­توان به طریقی عملکرد، که از صدمه دیدن دیگران جلوگیری کرد. برای یک آرمان­گرای بالا عمل اخلاقی از آسیب رساندن به دیگران حاصل نمی­شود. این افراد تصمیمات اخلاقی خود را بر مبنای کاهش سطح آسیب به تمام طرف­های درگیر می­گیرند (آلسوا و همکاران[xii]، 2012). بنابراین این انتظار می­رود که آرمان­گرایی بیشتر در افراد منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی شود و برعکس. بنابراین، فرضیه زیر در این مورد ارائه می­شود:

فرضیه دوم: بین ایده­آل­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود دارد.

نسبی­گرایی میزانی که افراد قواعد اخلاقی کلی را نادیده می­گیرند، توضیح می­دهد. نسبیت­گرایی اخلاقی، قراردادن چارچوب  یا به کار بردن قواعد اخلاقی جهان شمول را در مواجهه با یک مسئله اخلاقی رد می­کند. نسبی­گرایی خود به درجات کم­تر و بیشتر تقسیم شده است؛ افرادبا نسبی­گرایی پایین ترجیح می­دهند اعمال­ شان با اصولاخلاقی کلی تا اندازه­ای مطابقت داشته باشد. در مقابل فرد با جهت­گیری اخلاقی نسبی­گرایانه­­تر به حقایق اخلاقی مطلق اعتقاد نداشته و در عوض معتقدند؛ کنش­های اخلاقی به شرایط، محیط و افراد درگیر در آن بستگی دارد. از این رو تصمیمات را ابتدا بر مبنای شرایط و بعد بر مبنای قوانین مورد قبول می­سنجد یعنی فرد با نسبی­گرایی بالا بر این مبنا تصمیم می­گیرد که آیا نتایج این تصمیم برای او مفید است یا خیر (فارسیث و اسچیلنکر،1980). نسبیت ‌اخلاقی‌ موقعیتی ‌است‌ که‌ در آن‌ هیچ ­گونه ‌درستی ‌و نادرستی ‌اخلاقی‌ وجود ندارد و به‌جای ‌آن‌، درستی ‌و نادرستی ‌بر اساس ‌هنجارهای ‌اجتماعی ‌تعیین می­شوند. نسبیت ‌اخلاقی ‌بدین ‌معنی ‌است ‌که ‌اخلاقیات‌ ما استنتاجی‌ بوده ‌و رشد می‌کند، یعنی آن­ها در طول زمان‌ تغییر یافته‌اند و مطلق ‌نیستند. بنابراین، فرضیه زیر در این مورد ارائه می شود:

فرضیه سوم: بین نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معناداری وجود دارد.

 

4- روش تحقیق و روش گردآوری اطلاعات و داده­ها

روش تحقیق کلی مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی است و بر حسب این که هدف این پژوهش تعیین رابطه بین مولفه­های ایدئولوژی­های اخلاقی و مسولیت­پذیری اجتماعی با عدم تقارن اطلاعاتی است از نوع روش همبستگی و همچنین بر حسب نوع داده­ها و نحوه­ی اجرای روش پژوهش پیمایشی با استفاده از پرسش­نامه مستقل و استاندارد سینگاپکدی[xiii] برای مسئولیت­پذیری می­باشد. این پرسش­نامه شامل سیزده سؤال است که برای سنجش میزان درک یک فرد از اهمیت مسئولیت اجتماعی و عملکرد سه بعد آن یعنی سودآوری، منافع بلندمدت و منافع کوتاه مدت استفاده می­شود. اعتبار روایی این پرسش نامه بین 71%-57% و ضریب آلفای کرونباخ برای اندازه­گیری قابلیت اطمینان73%-61% است. همچنین از پرسش­نامه سنجش ایدئولوژی­های اخلاقی برای اندازه­گیری متغیر کیفی ایدئولوژی­های اخلاقی استفاده می­شود. در این پرسش­نامه 10 سوال اول برای سنجش ایده­آل­گرایی و 10 سوال بعدی برای سنجش میزان نسبی­گرایی می­باشد. ضریب آلفای کرونباخ ایده­آل­گرایی و نسبی­گرایی به ترتیب 83٪ و 76٪ می­باشد. متغیر وابسته عدم تقارن اطلاعاتی نیز با استفاده از مدل چیانگ و وکینتاش[xiv] که در سال 1986 که برای تعیین دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام معرفی شده است، اندازه­گیری می­شود.

همچنین جهت گردآوری داده­ها در خصوص تبیین مبانی نظری و پیشینه تحقیق از روش کتابخانه­ای و مطالعات اسنادی، و بررسی صورت­های مالی حسابرسی شده شرکت­ها که نزد کتابخانه سازمان بورس تهران موجود است و سایت اینترنتی سازمان بورس تهران استفاده شده است. بخشی دیگر از اطلاعات مورد نیاز که در رابطه با متغیرهای مطرح شده در فرضیه­های تحقیق است، به روش میدانی یعنی (با استفاده از دو پرسش­نامه مستقل) جمع آوری گردیده است. داده­ها پس از جمع­آوری و پردازش از طریق نرم افزار Excel اصلاح و طبقه­بندی شده و به کمک نرم افزار اقتصادسنجی 6EViews با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل می­شود.

 

5- جامعه آماری، روش نمونه­گیری و حجم نمونه

این تحقیق به بررسی شرکت­های پذیرفته شده در بورس تهران در فاصله زمانی بین سال­های 1391-1384 می­پردازد ولی وجود برخی ناهمگنی­ها در بین شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران موجب گردید تا برخی شرایط ویژه برای انتخاب نمونه­ی مورد آزمون در نظر گرفته شود که به شرح زیر می­باشد:

1)   قبل از سال 1383 در بورس اوراق بهادار پذیرفته شده باشد.

2)   سال مالی آنها منتهی به پایان اسفند باشد. دلیل انتخاب این محدودیت محاسبه ضریب شکاف سالانه منطبق بر معاملات سال تقویمی و عدم تأثیرگذاری مسائل فصلی بر این متغیر است.

3)   نماد معاملاتی آن­ها بیش از 3 ماه بسته نشده باشد و حقوق صاحبان سهام آنها منفی نباشد.

4)   جزو شرکت­های سرمایه­گذاری و واسطه­گری مالی و یا شرکت­های سرمایه­گذاری که دارای فعالیت­های خاص مانند صندوق­های بازنشستگی، موقوفه­های تجاری، شرکت­های بیمه، بانک­های سرمایه­گذاری نباشند.

بنابراین، با احتساب محدودیت­های بالا، حجم نمونه مورد نظر به شرح زیر است: مجموع شرکت­های پذیرفته شده در بورس تهران با احتساب محدودیت اول برابر 469 شرکت می­باشد. بعد از اعمال محدودیت دوم، تعداد شرکت­ها به 214 کاهش یافت. بر اساس محدودیت سوّم شرکت­هایی­که توقف معاملات بیش از سه ماه داشته و حقوق صاحبان سهام آن­ها منفی باشد، از جامعه آماری حذف می­شود. بنابراین نمونه آماری تحقیق حاضر با در نظر گرفتن محدودیت­های سوم و چهارم به 50 شرکت کاهش یافت.

 

6- متغیرهای پژوهش

متغیرهای مستقل: متغیرهای اصلی شامل ایدئولوژی اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی می­باشد. به طوری که فاکتوری مهم در توضیح تفاوت در قضاوت­های اخلاقی افراد تعریف شده است (فورسیث[xv]،1980). ایدئولوژی­های اخلاقی در دو بعد ایده­آل­گرایی و نسبی­گرایی بررسی می­شوند. رفاه دیگران نقطه عطف تصمیمات ایده­آلیسم­ها می­باشد در مقابل نسبی­گرایان معتقدند شرایط، موقعیت­ها و افراد در تعیین اخلاقی بودن و غیر اخلاقی بودن یک تصمیم دخیل هستند. برای سنجش ایدئولوژی­های اخلاقی از پرسش­نامه موقعیت اخلاقی (EPQ)، استفاده می­شود که توسط فورسیث در سال 1980 برای سنجش ایده­آل­گرایی و نسبی­گرایی افراد طراحی شده است. مقیاس پاسخ­گویی این پرسش­نامه به صورت مقیاس لیکرت (پنج درجه­ای) است که در آن "کاملا موافقم" بالاترین امتیاز و برابر 5 و "کاملا مخالفم" کم­ترین امتیاز و برابر 1 را دارا می­باشد. برای اندازه­گیری مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت از پرسش­نامه سینگاپکدی[xvi] (1996) استفاده می­شود. این پرسش­نامه شامل 13 سوال است و پاسخ­دهندگان در مقیاس لیکرت به آن پاسخ می­دهند. در این پرسش­نامه «کاملا مخالفم» بیشترین امتیاز و مساوی 5 و «کاملا موافقم» کمترین امتیاز و مساوی 1 را دارا می­باشد.

متغیر وابسته: عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر وابسته پژوهش انتخاب شده که تأثیر متغیرهای مستقل روی آن سنجیده می­شود. برای اندازه­گیری عدم تقارن اطلاعاتی از فرمول زیر استفاده می­شود که در آن هرچه دامنه قیمت پیشنهادی خرید و فروش عدد بزرگ­تری باشد، حاکی از عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر است و محاسبه آن به صورت است رابطه 1 می باشد.(رضازاده و آزاد، 1387).

(1)

   

که در آن:

t = دوره زمانی مورد بررسی،

i = نمونه مورد بررسی،

= SPREA دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام،

=(ASK PRICE) AP میانگین قیمت پیشنهادی فروش سهام شرکتi در دوره t،

=(BID PRICE) B میانگین قیمت پیشنهادی خرید سهام شرکت i در دوره t.

متغیرهای کنترلی: همچنین در این تحقیق به منظور کنترل سایر عوامل تاثیرگذار از متغیرهای کنترل زیر استفاده می­شود:

LEV it: نسبت کل بدهی­ها به کل دارایی­های شرکت i در سال مالیt ،

 (SIZE it): لگاریتم طبیعی مجموع دارایی­های شرکت i در سال مالی t،

IN-OWNit: درصد تمرکز مالکیت نهادی شرکت i در سال مالی t،

STD-RET it: انحراف معیار بازده روزانه سهام شرکت i در سال مالی t و فرمول آن به صورت رابطه 2 می­باشد:

(2)

 

که در آن:

Pt+1، قیمت دارایی در پایان دوره،

Pt، قیمت سهام در ابتدای دوره،

D: سود نقدی هر سهم و سایر دریافتی­ها از جمله درصد افزایش سرمایه از محل مطالبات و آورده نقدی، مبلغ پرداختی توسط سرمایه­گذار از بابت افزایش سرمایه و درصد افزایش سرمایه از محل انباشت و اندوخته­ها است (تهرانی و نوربخش، 1388).

 

7- مدل­های پژوهش

طبق مطالعات فرانک (2004) عدم تقارن اطلاعات تحت تأثیر متغیرهای فراوانی است. معادله رگرسیونی زیر برگرفته از مدل فرانک می­باشد که برای تعیین میزان تأثیر مسئولیت­پذیری اجتماعی و ایدئولوژی­های اخلاقی و متغیرهای کنترلی بر گسترش شکاف قیمتی آورده شده است. شکاف قیمتی شاخصی برای سنجش عدم تقارن اطلاعاتی معرفی شده است (چو و همکاران[xvii]، 2012):

برای بررسی معنی­داری فرضیه اول یعنی، تأثیر مسئولیت­پذیری اجتماعی بر گسترش شکاف قیمتی از رابطه سه؛

(3)

SPREADit=α0+ α1 CSRit + α4 LEVit5 SIZit+ α6IN-OWNit7STD-RETit + eit

 

برای آزمون معنی­داری فرضیه دوم (تعیین تأثیر نسبی گرایی بر گسترش شکاف قیمتی) از رابطه چهار،

(4)

SPREADit= α0 + α2R it + α4 LEVit5 SIZit6IN-OWNit7STD-RETit + eit

 

 

برای آزمون معنی­داری فرضیه سوم (تعیین ایده­آل گرایی بر گسترش شکاف قیمتی) از رابطه پنج،

(5)

SPREADit= α03 IOit + α4 LEVit5 SIZit6IN-OWNit7STD-RETit + e

 

استفاده نمود که در آنها:

α0: ضریب ثابت متغیر،

α1…α7: ضریب همبستگی رگرسیون،

CSR: مسئولیت­پذیری اجتماعی،

R: نسبی­گرایی،

IO: ایده­آل­گرایی،

LEV it: نسبت کل بدهی­ها به کل دارایی­هایشرکت i در سال مالیt ،

SIZE it: لگاریتم طبیعی مجموع دارایی­های شرکت i در سال مالی t،

IN-OWNit: درصد تمرکز مالکیت نهادی شرکت i در سال مالی t،

STD-RET it: انحراف معیار بازده ارزش روزانه سهام شرکت i در سال مالی t،

 

8- نتایج آماری حاصل از آزمون دادهای پژوهش

8-1-آمار توصیفی

آمار توصیفی متغیرهای تحقیق در جدول 1 ارائه شده است.

نتایج نشان می­دهد در بین متغیرهای تحقیق، بیشترین انحراف معیار مربوط به انحراف معیار بازده روزانه سهام (2271307)، و ضریب تغییرات آن که بر اساس تقسیم انحراف معیار بر میانگین محاسبه شده، برابر 4043/3 می­باشد و این نشان دهنده تغییرات زیاد این متغیر نسبت به سایر متغیرها در طول انجام تحقیق است و کمترین انحراف معیار (3261/0) مربوط به متغیر شاخص شکاف قیمتی می­باشد که ضریب تغییرات آن 1725/0 است که بیان­گر ثبات زیاد این متغیر نسبت به سایر متغیرها در طول انجام تحقیق است. نزدیک بودن مقدار میانگین و میانه متغیرها، در جدول بالا از احتمال نرمال بودن توزیع متغیرها حکایت دارد. در جدول بالا مشاهده می­شود که متغیرهای ایده­آل­گرایی با میانگین و میانه برابر 9/3 و عدم تقارن اطلاعات با میانگین 1.89 و میانه 1.88 که بسیار به هم نزدیک هستند، نشان از توزیع نرمال این متغیرها است. به علاوه نزدیکی میانگین و میانه متغیرهای مسئولیت­پذیری اجتماعی، نسبی­گرایی، اهرم مالی و درصد تمرکز مالکیت نهادی به هم نزدیک بوده و بیان­گر نرمال بودن توزیع این متغیرها می­باشد. ولی تفاوت زیاد میان میانه و میانگین انحراف معیار بازده روزانه سهام از توزیع غیرنرمال این متغیر حکایت می­کند.

 

 

جدول 1: آمار توصیفی متغیرهای تحقیق

 

مسئولیت پذیری

نسبی گرایی

ایده آل گرایی

اندازه شرکت

درصد تمرکز مالکیت نهادی

اهرم مالی

شکاف قیمتی

انحراف معیار بازده روزانه سهام

میانگین

07/4

44/3

9/3

22/13

28/2104

60/0

89/1

3/667180

میانه

15/4

6/3

9/3

12/13

9450/1789

63/0

88/1

1/166345

ماکسیمم

77/4

8/4

00/46

00/17

64/6015

75/0

21/3

15980646

مینیمم

07/3

5/1

00/27

00/11

00/0

3/0

00/1

7/8119

انحراف معیار

49/0

86/0

21/4

18/1

20255/1770

12/0

3261/0

2271307

ضریب تغییرات

1203/0

25/0

1079/0

09/0

8412/0

1970/0

1725/0

4043/3

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-2- آزمون نرمال بودن توزیع متغیرهای تحقیق

در این پژوهش جهت آزمون نرمال بودن متغیر وابسته از آزمون کلموگروف- اسمیرنوف (k-s) استفاده شده است، که نتایج آن در جدول 2 نشان داده شده است.

با توجه به خروجی آزمون کلموگروف-اسمیرنف، در جدول بالا از آنجایی که P-Value آزمون برای همه متغیرها بیشتر از 05/0 است، نمی­توان نرمال بودن توزیع این متغیرها را رد کرد. بنابراین با 95 درصد اطمینان می­توان گفت که توزیع داده­ها از توزیع نرمال برخوردار است.

 

جدول 2: آزمون کلموگروف- اسمیرنوف (k-s) متغیرهای تحقیق

 

CSR

IO

R

SIZE

IN-OWN

LEV

STD-REO

SPREAD

مقدار آماره Z

84/0

004/1

87/0

7/0

52/0

91/0

59/0

766/0

P-Value

48/0

27/0

44/0

71/0

95/0

39/0

88/0

60/0

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-3- همبستگی بین متغیرهای تحقیق

جدول 3 ضریب همبستگی بین متغیرهای تحقیق را نشان می­دهد.

بیشترین مقدار همبستگی (51/0) بین درصد تمرکز مالکیت نهادی با اندازه شرکت می­باشد که نشان­دهنده این است که با بزرگ­تر شدن شرکت­ها، درصد تمرکز سهامداران نهادی افزایش می­یابد. و بالعکس ضعیف ترین میزان همبستگی بین اندازه شرکت با اهرم مالی (004/0) و ایده­آل­گرایی با نسبی­گرایی (01/0) و درصد تمرکز مالکیت نهادی با ایده­آل­گرایی (01/0) می­باشدکه نشان دهنده عدم وجود ارتباط بین آنها می­باشد. بین متغیرهای اصلی مؤلفه مسئولیت­پذیری اجتماعی بیشترین همبستگی (27/0-) را با عدم تقارن اطلاعات دارد که بیانگر ارتباط معکوس بین دو متغیر می­باشد. به طوری که با افزایش مسئولیت­پذیری اجتماعی، عدم تقارن اطلاعاتی در جهت عکس و به صورت قوی کاهش می­یابد و در مقابل ایده­آل­گرایی کمترین همبستگی (17/0-) را با عدم تقارن اطلاعات دارا می­باشد. یعنی با افزایش ایده­آل­گرایی، عدم تقارن اطلاعاتی در حد متوسط کاهش پیدا می­کند. عدم وجود همبستگی قوی بین متغیرهای پژوهش نشان از عدم وجود هم خطی بین متغیرها است.

 

جدول 3: ماتریس همبستگی متغیرهای تحقیق

 

CSR

R

IO

SIZE

INST

LEV

SPREAD

STD-RET

CSR

1

 

 

 

 

 

 

 

R

13/0-

1

 

 

 

 

 

 

IO

31/0

01/0-

1

 

 

 

 

 

SIZE

24/0-

18/0

09/0-

1

 

 

 

 

INST

05/0-

06/0

01/0

51/0

1

 

 

 

LEV

38/0

08/0-

23/0

004/0-

26/0

1

 

 

SPREAD

31/0-

42/0

17/0-

25/0

06/0-

19/0-

1

 

STD-RET

13/0

05/0-

58/0

58/0

34/0

01/0-

13/0

1

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-4-آزمون فرضیه­هایتحقیق

8-4-1-آزمون فرضیه اول

مسئولیت­پذیری اجتماعی شرکت باعث کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می­شود.

از رابطه 3 به عنوان مدل رگرسیونی برای بررسی فرضیه یک استفاده می­شود:

 

SPREADit= α0+ α1 CSRit + α4 LEVit5 SIZit+ α6IN-OWNit7STD-RETit + eit

 

نتایج برازش رگرسیون رابطه بین مسئولیت­پذیری اجتماعی و عدم تقارن اطلاعاتی در جدول 4 آمده است.

با توجه به ضرایب رگرسیونی و مقدار آماره t، اثر مسئولیت­پذیری اجتماعی بر عدم تقارن اطلاعاتی معنی­دار نیست. با توجه به خروجی این مدل و مقدار آماره­F (05/0) مدل در حالت کلی معنی­دار است. مقدار ضریب تعیین نیز در این مدل تقریباً برابر 0.21 است، بنابراین می­توان گفت که حدود 21/0 از تغییرات عدم تقارن اطلاعاتی تحت تاثیر متغیرهای تحقیق است و مابقی تغییرات وابسته به یک سری عوامل دیگر می­باشد. همچنین مقدار آماره دوربین- واتسون نشان­دهنده این است که خطاهای مدل در حالت کلی فاقد پدیده خود همبستگی هستند.

جدول 4- مدل رگرسیونی رابطه بین CSR و عدم تقارن اطلاعاتی

متغیر

ضریب رگرسیونی

خطای معیار

tآماره

p-value

ثابت

76/1

51/0

44/3

00/0

مسئولیت پذیری

06/0-

61/0

02/1-

31/0

درصد تمرکز مالکیت نهادی

5-10×44/4-

5-10× 35/2

88/1-

06/0

اهرم مالی

33/0-

25/0

28/1-

2/0

اندازه

51/0

03/0

59/1

11/0

انحراف معیار بازده روزانه

9- 10× 59/5

8-10×42/1

39/0

69/0

ضریب تعیین

21/0

آماره F

29/2

آماره دوربین واتسون

ضریب تعیین تعدیل شده

11/0

مقدار احتمال F

05/0

52/1

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

8-4-2-آزمون فرضیه دوم

بین نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعات رابطه معنادار وجود دارد.

از رابطه 4 به عنوان مدل رگرسیونی برای بررسی فرضیه دوم استفاده می­شود:

 

SPREADit = α0 2 Rit + α4 LEVit5 SIZit6IN-OWNit7STD-RETit + eit

 

نتایج برازش رگرسیون رابطه بین مؤلفه نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی در جدول 5 آمده است.

 

جدول 5- مدل رگرسیونی رابطه بین نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی

متغیر

ضریب رگرسیونی

خطای معیار

t

p-value

ثابت

33/1

33/0

98/3

00/0

R

07/0

02/0

84/2

006/0

IN-OWN

5-10× 66/4-

5-10× 13/2

19/2-

04/0

LEV

39/0-

21/0

85/1-

07/0

SIZE

05/0

03/0

76/1

08/0

STD-RET

9-10× 68/6

8-10×25/1

53/0

59/0

ضریب تعیین

31/0

آماره F

03/4

آماره دوربین واتسون

ضریب تعیین تعدیل شده

23/0

مقدار احتمال F

004/0

97/1

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

با توجه به ضریب رگرسیونی و آماره t، اثر نسبی­گرایی بر عدم تقارن اطلاعاتی معنی­دار است. علاوه بر این توجه به علامت ضریب رگرسیونی در این معادله، بیان­گر این است که رابطه متغیر نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی مثبت می­باشد هر چند که این مقدار بسیار ناچیز می­باشد به طوری که فقط 07/0 تغییرات متغیر وابسته تحت تأثیر نسبی­گرایی است و در میان متغیرهای کنترلی، مالکیت نهادی رابطه منفی با عدم تقارن داشته ولی ارتباط سایر متغیرها غیرمعنی­دار است. با توجه مقدار ضریب تعیین در این مدل که تقریباً برابر 21 است، حدود 21/0 از تغییرات عدم تقارن اطلاعاتی تحت تاثیر مؤلفه­های تحقیق می­باشد. همچنین مقدار آمارهF (004/0) بیان­گر معنی­داری کل مدل و مقدار دوربین-واتسون نشان­دهنده نبود خودهمبستگی در خطاهای مدل است.

 

8-4-3-آزمون فرضیه سوم

بین ایده­آل­گرایی و عدم تقارن اطلاعات رابطه معنادار وجود دارد.

از رابطه 5 به عنوان مدل رگرسیونی برای بررسی فرضیه سوم استفاده می­شود:

 

SPREADit= α03 IOit + α4 LEVit5 SIZit6IN-OWNit7STD-RETit + eit

 

نتایج برازش رگرسیون رابطه بین مؤلفه ایده­آل­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی در جدول 6 آمده است.

 

جدول 6- مدل رگرسیونی رابطه بین ایده­آل­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی

متغیر

ضریب رگرسیونی

خطای معیار

t

p-value

ثابت

53/1

45/0

37/3

001/0

IO

003/0-

006/0

49/0-

62/0

IN-OWN

5-10× 84/4-

5-10× 33/2

07/2-

04/0

LEV

42/0

24/0

77/1-

08/0

SIZE

06/0

028/0

21/2

03/0

STD-RET

9-10× 04/1

8-10×34/1

07/0

94/0

ضریب تعیین

19/0

آماره F

1/2

آماره دوربین واتسون

ضریب تعیین تعدیل شده

11/0

مقدار احتمال F

053/0

89/1

منبع: یافته‌های‌ پژوهشگر

 

با توجه مقدار آماره t و ضریب رگرسیون اثر ایده­آل­گرایی بر عدم تقارن اطلاعاتی معنی­دار نمی­باشد. طبق داده­های مدل رابطه ایده­آل­گرایی و عدم تقارن معکوس، غیرمعنی­دار و ضعیف است. در بین متغیرهای کنترلی نیز اندازه شرکت رابطه مثبت معنی­دار و مالکیت نهادی رابطه منفی معنی دار و انحراف معیار بازده روزانه سهام و اهرم مالی رابطه غیر معناداری با عدم تقارن اطلاعاتی دارند. ­مقدار آمارهF (053/0) بیان­گر معنی­دار کل مدل و آماره دوربین واتسون (89/1) نشان از نبود همبستگی کاذب بین متغیرها دارد. در این مدل ضریب تعیین برابر 19 بوده و بیان­گر این است که 19/0 از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مدل تعیین می­شود.

 

9- بحث و نتیجه گیری

در این مقاله، رابطه بین ایدئولوژی­های اخلاقی و مسئولیت­پذیری اجتماعی با عدم تقارن اطلاعاتی در بین شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. بین مسئولیت­پذیری اجتماعی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنی­دار وجود ندارد. نتایج تحقیق مخالف با یافته­های چو و همکاران (2012) می­باشد. در بین مؤلفه­های ایدئولوژی اخلاقی نسبی­گرایی رابطه مثبت و مستقیم و معنی­دار و نسبتا قوی ولی ایده­آل­گرایی رابطه معنی­دار با عدم تقارن اطلاعاتی ندارند. نتایج بیان­گر آن است که بین نگرش اخلاقی و تصمیم­گیری رابطه معنی­داری وجود دارد یعنی باورهای اخلاقی مدیران بر نحوه توزیع اطلاعات بین سهام­داران، سرمایه­گذاران، اعتباردهندگان و ... تأثیر به سزایی داشته و دیدگاه اخلاقی آن­ها بر تصمیمات­شان و نحوه اجرای آن تأثیر می­گذارد. این نتایج مطابق با یافته­های شاب و همکاران (1993) است که نتیجه­گیری کردند حسابرسان نسبی­گرا نسبی­گرا به حسابرسان ایده­آل­گرا احتمال کمی وجود دارد که مباحث غیر اخلاقی را کشف کنند.

بین نسبی­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت، معنی­دار نسبتا قوی وجود دارد. به این معنی که با افزایش نسبی­گرایی، عدم تقارن اطلاعات نیز هم جهت با آن افزایش می­یابد. این موضوع نشان می­دهد در صورت نقض اصول اخلاقی و تصمیم­گیری بر اساس قضاوت­های شخصی موجب افزایش شاخص شکاف قیمتی می­شود. بنابراین افرادی که گرایش­های اخلاقی پایین­تری دارند، در صورت دسترسی به اطلاعات محرمانه از آن در جهت اهداف معاملاتی خود استفاده خواهند کرد که نتیجه آن افزایش شکاف قیمتی بین خریدار و فروشنده و افزایش هزینه­های انتخاب نادرست می­باشد. رابطه بین دو متغیر یک شکاف در ادبیات اخلاق به حساب می­آید که نتیجه رعایت نکردن تعهدات اخلاقی و بروز تضاد منافع بین مدیران و ذی­نفعان شرکت می­باشد.

بین ایده­آل­گرایی و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنی­دار وجود ندارد. این نشان می­دهد که ایده­آلیست­ها نگرش منفی نسبت به عدم تقارن اطلاعاتی دارند. بنابراین افرادی که اصول اخلاقی پایبندی بیشتری دارند، کمتر به فکر منافع فردی بوده و به اقدامات فرصت­طلبانه در جهت منافع شخصی دست می­زنند. این افراد در فضای کسب و کار، عملکرد اخلاقی خوب را به عنوان عملکرد تجاری خوب تلقی می­کنند و این باعث خواهد شد سرمایه­گذاران نیز با اطمینان خاطر بیشتری در سهام این شرکت­ها سرمایه­گذاری کنند.

از دیگر نتایج پژوهش می­توان به نکته اشاره نموده که درصد مالکیت نهادی با عدم تقارن اطلاعاتی رابطه معنی دار و منفی وجود دارد. این موضوع نشان می­دهد که هر چه مالکیت نهادی بیشتر شود عدم تقارن اطلاعاتی کمتر می­شود و در این مورد مالکیت نهادی به عنوان یک مکانیزم نظارتی حاکمیت شرکتی عمل می­کند که منجر به حفظ منافع سرمایه­گذاران می­شود. بنابراین در مورد این نتیجه می توان به سرمایه­گذاران توصیه نمود که در شرکت­هایی با مالکیت نهادی بالا سرمایه­گذاری کنند تا عدم تقارن اطلاعاتی کمتری را تجربه کنند. این نتیجه با نتایج کوهن و همکاران (2011) که نشان دادند سرمایه­گذاران نهادی مزیت اطلاعاتی در خصوص مسئولیت­پذیری اجتماعی بر سرمایه­گذاران خرد دارند هماهنگ است. نتایج این پژوهش علاوه بر افزودن بر غنای ادبیات در مورد معرفی اخلاق و مسئولیت­­پذیری اجتماعی بر متغیرهای مالی، نتایج و توصیه­هایی برای مشارکت­کنندگان در بازار سرمایه ارائه می­کند.

 



1- دانشیار گروه حسابداری ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارومیه، ارومیه، ایران ، ‌نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات.  jabbarzadeh.s@gmail.com  

2- کارشناس ارشد، گروه حسابداری ،دانشگاه آزاد اسلامی، پردیس علوم و تحقیقات آذربایجان غربی،  ارومیه ، ایران.

[3]-  دانشجوی دکتری واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران.



[i]. Macintyre

[ii]. Davis, Fridreac and Mc Guire

[iii]. Kim et al

[iv]. Cohen et al

[v]. Hill & jones

[vi]. Pagano and Volpin

[vii]. Demsetz

[viii]. Elias

[ix]. Cui et al

[x]. Hung et al

[xi]. Cho et al

[xii] .Alsua et al

[xiii]. Singhapakdi

[xiv]. Vekanteesh&Chiang

[xv]. Forsyth

[xvi]. Singhapakdi

[xvii] .Cho et al.

1)     اعظمی، امیر و سعید اصفهانی و روح الله تولایی، (1387)، "رهبری و مدیریت اخلاق اسلامی"، ماهنامه توسعه اسلامی پلیس، سال پنجم، شماره17، ص 88-71.

2)     براتعلی پور، مهدی، (1389)، "غایت نگری اخلاقی و مسئولیت پذیری اجتماعی"، فصلنامه علمی-پژوهشی اندیشه نوین دینی، سال 6-شماره 20 ص 106-81.

3)     تهرانی، رضا و عسگر نوربخش، (1375)، "مدیریت مالی"، چاپ پنجم، انتشارات نگاه دانش.

4)     جبارزاده کنگرلوئی، سعید و انور بایزیدی، (1389)،" بررسی رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی و تعهد سازمانی با محافظه کاری در گزارش گری مالی شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران"، فصلنامه بورس اوراق بهادار. ص 96-77.

5)     چاوش باشی، فرزانه (1387)،" درآمدی بر مسئولیت اجتماعی در سطح سازمان"، گروه پژوهش های فرهنگی، اجتماعی، پژوهش نامه شماره 2، ص،53-36.

6)     رحمان سرشت، حسین، محمود رفیعی، و مرتضی کوشا، ، (1388)،" مسئولیت اجتماعی"، اخلاقیات فراسازمانی، ماهنامه تدبیر،شماره204.

7)     رحیمیان، نظام الدین و حسن صالح نژاد و علی سالکی، (1388)،" بررسی رابطه بین برخی ساز و کارهای حاکمیت شرکتی و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، بررسی های حسابداری و حسابرسی، ص86-71.

8)     شربت اوغلی، احمد و همکاران ،(1389)، "مسئولیت اجتماعی نزد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، فصلنامه علوم مدیریت ایران.ص 81-شماره 58، 63.

9)     قائمی، محمد حسین و محمدرضا وطن پرست، (1384)، "بررسی نقش اطلاعات حسابداری در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی در بورس اوراق بهادار تهران"، بررسی های حسابداری و حسابرسی. ص103-85.

10)  قائمی، محمد حسین ، محمد رحیم پور، ، روح الله نوذری، و بهزاد روحی، (1389)،" اعلان های سود فصلی و عدم تقارن اطلاعات"، مجله پیشرفت های حسابداری دانشگاه شیراز، سال سوم، شماره 59، ص 50-31.

11)  کاشانی پور، محمد و ابوالفضل مؤمنی یانسری، (1390)،" مروری بر عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی و معیارهای سنجش آن در تحقیقات بازار سرمایه"، نهمین همایش سراسری حسابداری ایران، ص 383-370.

12)  میدری، احمد، (1373)، "عدم تقارن اطلاعات منبع رانت"، علوم سیاسی راهبرد، شماره 4، 43 تا 62.

13)   Alsua, J.C, Alas.Ruth  and Carneiro . J ,(2012), "Moral philosophies and Ethical Across Borders: A study of Brazil, China", Estonia and the United States. Academia, Revista Latinoa mericna de Administracion.PP.30-44.

14)   Cui, J., Jo, H., and Na, H. (2012) , " Does Corporate Social Responsibility Reduce Information Asymmetry?".

15)   Cho, S., Lee, C., Pfeiffer, R., (2012) , " Corporate Social Responsibility Performance Iinformation and Information Asymmetry", Journal of Accounitng and Public Policy, Forthcoming.

16)   Cohen, J., Holder- Webb, L., Nath, L., Wood, D., )2011(, " Retail Investors’ Perceptions of The Decision-Usefulness of Economic Performance, Governance, and Corporate Social Responsibility Disclosures",Behavioral research in Accounting, PP.109-129.

17)   Forsyth. D, (1980) , "A Taxonomy of Ethical Ideologies, Journal of Personality and Social Psychology. Vol, (39). pp.175-184.

18)   Hung, M., Shi, J., Wang, Y. (2013) , " The Effect of Mandatory CSR Disclosure on Information Asymmetry: Evidence from a Quasi-natural Experiment in China". Working paper.

19)   Kim, Y., Park, M., Wier, B. (2012) , " Is Earnings Quality Associated with Corporate Social Responsibility?, The Accounting Review 87,PP.761-796.

20)   Pagano, M and Volpin, P. (2005) , " Managers, Workers, and Carporate Contral",The Journal of finance 22, PP. 841-868.

 

 

یادداشت‌ها