تاثیر تمرکز مالکیت و درجه کنترل بر ارزش شرکت‌ در صنعت بیمه

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیارگروه حسابداری،دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 کارشناس ارشد گروه حسابداری،دانشگاه پیام نور، ایران.

3 کارشناس ارشدحسابداری، واحدعلوم وتحقیقات بیرجند، ایران

چکیده

هدف این مقاله بررسی رابطه تمرکز مالکیت و درجه کنترل بر ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل کیو توبین استفاده شده است. نمونه آماری شامل 50 سال شرکت می‌باشد که در صنعت بیمه و بازنشستگی فعالیت داشته‌اند. تکنیک آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه‌های مطرح شده در این تحقیق پانل دیتا می‌باشد. برای بررسی تأثیر تمرکز مالکیت بر ارزش شرکت به تفکیک از پنج متغیر به عنوان معیار تمرکز مالکیت استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تنها متغیر لگاریتم مجموع سهام سهامداران اصلی بر ارزش شرکت تأثیر گذار است و سایر متغیرها نشان دهنده رابطه ای بی معنا بین تمرکز مالکیت و ارزش شرکت هستند. همچنین یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که درجه کنترل بر ارزش شرکت تأثیر گذار نیست. علاوه بر این نوع سهامدار اصلی بر ارزش شرکت بی تأثیر است ولی عکس قضیه برقرار است یعنی ارزش شرکت بر درجه کنترل و لگاریتم مجموع سهام سهامداران اصلی که معیاری از تمرکز مالکیت می‌باشد، تأثیر گذار است.
 
The goal of this paper is analyzing relationship between concentration ownership and degree of control on firm value for listed companies on the Tehran stock exchange. We use Tobin's Q model for testing hypothesis. The sample includes 50 companies that trade in insurance and pensions industry. We use a panel data methodology to analyze hypothesis. We analyze the effect of ownership concentration on firm value by 5 variables as ownership concentration variables. This study reveals the effect of Lsumon firm value. The other variables reveal no significant relationship between ownership concentration and firm value. We find that degree of control has no effect on firm value. Also we conclude that type of main shareholder has no effect on firm value but the vice versa is true. It means firm value effects on degree of control and lown as ownership concentration variable.

کلیدواژه‌ها


تاثیر تمرکز مالکیت و درجه کنترل بر ارزش شرکت‌ در صنعت بیمه

 

 

مهدی صالحی

تاریخ دریافت: 09/10/1395         تاریخ پذیرش: 10/12/1395

[1]

عسل بخشیان[2]

فتانه داوطلب طوسی[3]

 

 

چکیده

هدف این مقاله بررسی رابطه تمرکز مالکیت و درجه کنترل بر ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. برای آزمون فرضیه‌ها از مدل کیو توبین استفاده شده است. نمونه آماری شامل 50 سال شرکت می‌باشد که در صنعت بیمه و بازنشستگی فعالیت داشته‌اند. تکنیک آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیه‌های مطرح شده در این تحقیق پانل دیتا می‌باشد. برای بررسی تأثیر تمرکز مالکیت بر ارزش شرکت به تفکیک از پنج متغیر به عنوان معیار تمرکز مالکیت استفاده شده است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که تنها متغیر لگاریتم مجموع سهام سهامداران اصلی بر ارزش شرکت تأثیر گذار است و سایر متغیرها نشان دهنده رابطه ای بی معنا بین تمرکز مالکیت و ارزش شرکت هستند. همچنین یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که درجه کنترل بر ارزش شرکت تأثیر گذار نیست. علاوه بر این نوع سهامدار اصلی بر ارزش شرکت بی تأثیر است ولی عکس قضیه برقرار است یعنی ارزش شرکت بر درجه کنترل و لگاریتم مجموع سهام سهامداران اصلی که معیاری از تمرکز مالکیت می‌باشد، تأثیر گذار است.

 

واژه‌های کلیدی: صنعت بیمه، حاکمیت شرکتی، ارزش شرکت،تمرکز مالکیت، درجه کنترل.

 

 

1- مقدمه

صنعت بیمه، با برخورداری از مجموعه وسیع نیروی انسانی و شبکه گسترده ای از شعب، نمایندگی‌ها و سایر ارکان بیمه ای، می‌تواند نقش حائز اهمیتی در توسعه اقتصادی کشور ایفا کند. در راستای سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی در فضای کسب و کار صنعت بیمه کشور اقداماتی مانند واگذاری بیمه‌های دولتی به بخش خصوصی، آزادسازی تعرفه‌های بیمه ای و توانمندسازی صنعت بیمه انجام گرفته است. این صنعت یکی از زیر بخش‌های بازار مالی است که اثرات جانبی گسترده ای در سایر بازارها دارد و باید تضمین کننده سلامت و بقای حرکت‌های اقتصادی باشد (پیرویان و زراء نژاد، 1391).

ظهور انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم، آغازی برای تشکیل شرکت‌های سهامی با مسئولیت محدود و مشارکت در مالکیت این شرکت‌ها را برای عموم میسر ساخت. سیستم بازار طوری سازماندهی گردید که مالکان شرکت‌ها، اداره شرکت را به مدیران شرکت تفویض کردند. جدایی مالکیت از مدیریت منجر به بوجود آمدن مساله نمایندگی شد (واعظ، کرراهی مقدم و الهائی، 1389).

 امروزه ترکیب ساختار مالکیت از منظر هویت مالکان و تمرکز مالکیت به لحاظ تاثیری که می‌تواند بر عملکرد داشته باشد مورد توجه محققین و مدیران شرکت‌ها قرار گرفته است. سهامداران یک شرکت،دیدگاه‌های مختلف و اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند. تغییرات اخیر در صنعت بیمه و خصوصی شدن شرکت‌های بیمه و ورود آن‌ها به بورس اوراق بهادار، تغییراتی در ساختار  مالکیت و سهامداران این شرکت‌ها به وجود آورده است (حساس یگانه، مظلومی و کردستانی، 1392).

 با شکل گیری رابطه نمایندگی، تضاد منافع بین مدیران و سهامداران و ذی نفعان دیگر ایجاد می‌شود و به طور بالقوه این امکان به وجود می آیدکه مدیران اقداماتی انجام دهندکه در جهت منافع خودشان بوده و ضرورتاً در جهت منافع سهامداران و ذی نفعان دیگر نباشد (باباجانی و عبدی، 1389). حل مشکل نمایندگی تا حدودی اطمینان خاطر سهامداران را فراهم می‌کند که مدیران در تلاش‌اند تا ثروت آنان را به حداکثر برسانند. اعمال نظارت و مراقبت در این زمینه مستلزم وجود ساز و کارهای مناسبی است. از جمله این ساز و کارها، طراحی و اجرای راهبری شرکتی (حاکمیت شرکتی) مناسب در شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی است. راهبری شرکتی مجموعه ساز و کارهای کنترلی داخلی و خارجی شرکت است که تعیین می‌کند شرکت چگونه و توسط چه کسانی اداره شود (عباسی و احمدی، 1390).

از طرفی ارزش شرکت، از جمله عوامل مهم در فرایند سرمایه گذاری است. از این رو، سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود را در سرمایه گذاری مشخص می‌کند. از جمله عوامل مؤثر بر ارزش سهام شرکت، ساختار سرمایه می‌باشد (سینایی، سلگی و محمدی، 1390). ساختار مالکیت به عنوان روشی از حاکمیت شرکتی است (مینگوئز ورا و مارتین اوگدو، 2007 )[i].

 

 

 

2- مبانی نظری و پیشینه تحقیق

 پایه و اساس مطالعات حاکمیت شرکتی، تئوری نمایندگی است و مسائل نمایندگی نیز ناشی از مجزاسازی مالکیت از کنترل می‌باشد. فرض تئوری نمایندگی بر این است که بین منافع سهامداران و مدیریت یک تعارض بالقوه وجود دارد و مدیران به دنبال کسب حداکثر منافع خود از طریق سهامدارن شرکت هستند که این منافع ممکن است در تضاد با منافع سهامداران باشد. عوامل بسیاری بر عملکرد شرکت‌ها موثرند و تا کنون پژوهش‌های بسیاری برای مشخص نمودن رابطه متغیرهای مالی و حسابداری شرکت‌ها و عملکرد آن‌ها صورت گرفته است، اما به تمرکز مالکیت به عنوان یکی از ساز و کارهای نظارتی حاکمیتی تاثیرگذار بر عملکرد شرکت‌ها به ویژه در ایران کمتر توجه شده است (شهیکی تاش، 1391).

تعیین ارزش شرکت، از دسته عوامل مهم در فرایند سرمایه گذاری است (مهرانی، حسینی، حیدری و پویانفر، 1392). ارزش هر شرکت با توجه به ارزش سهام آن قابل تعیین است. از این رو، سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود را در سرمایه گذاری مشخص می‌کند. از جمله عوامل مؤثر بر  ارزش سهام شرکت، تصمیم گیری‌های مالی (ساختار سرمایه و سیاست تقسیم سود) است (سینایی، سلگی و محمدی، 1390).

حاکمیت شرکتی مجموع قوانین و رویه‌های حاکم بر روابط مدیران، سهامداران و حسابرسان شرکت است که با اعمال یک سیستم نظارتی از حقوق سهامداران حمایت می‌کند. با توجه به اینکه سازمان‌های امروزی به منظور کاهش تعارض منافع بین سهامداران و مدیریت بر مجزاسازی مالکیت از مدیریت تاکید می‌ورزند، لذا با افزایش تعداد سهامداران بالاخص سهامداران عمده، تضاد منافع بین سهامداران و مدیریت و نیز میان سهامداران افزایش می‌یابد تا جاییکه ممکن است بر امر نظارت و کنترل بر عملکرد مدیریت شرکت خدشه وارد کند. در ترکیب مالکیت اغلب شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، سهامداران عمده ای وجود دارند که از نظر تئوری حاکمیت شرکتی دارای توانایی اعمال نظارت بیشتری در مقایسه با سهامداران جزء هستند (بابایی زکیلی و احمدوند، 1387).

یکی از مقولات مهم در حاکمیت شرکتی آگاهی از ساختار مالکیت و درجه بندی آن در مقیاس‌های استاندارد می‌باشد تا با استفاده از آن بتوان استراتژی‌های لازم در استقرار حاکمیت شرکتی را تدوین نمود (نمازی و کرمانی، 1387).

ساختار مالکیت عبارت است از بخشی از سهام شرکت که تحت مالکیت سهامداران عمده قرر دارد. سهامداران عمده اشخاص حقیقی یا حقوقی هستند که حداقل 5 % سهام شرکت را در دست دارند (سینایی، سلگی و محمدی، 1390).  از جمله معضلات زیربنایی که مبحث ساختار مالکیت در باب تئوری حاکمیت شرکتی بر آن اساس تکوین یافته است تضاد منافع بین سهامداران و مدیریت، اعمال کنترل مطلق از سوی سهامداران عمده، کاهش توان کنترل و نظارت سهامداران جزء بر امور شرکت و منحصر شدن اتخاذ تصمیمات از سوی مدیران می‌باشد (بابایی زکیلی و احمدوند، 1387). ساختار مالکیت به عنوان یکی از معیارهای حاکمیت شرکتی مطرح می‌شود و به صورت‌های مالکیت نهادی بودن، مالکیت حقیقی بودن، مالکیت تمرکز، مالکیت پراکندگی و مالکیت درونی بودن بررسی شده است (شهیکی تاش، 1391).

برای اولین بار برل و مینز[ii] در سال 1932، به دنبال مطالعات انجام شده پی به وجود یک رابطه معکوس بین پراکندگی سهامداران و عملکرد مؤسسات بردند. با وجود آن که نتایج پژوهش‌های آنان در سال 1983 توسط دمستز به چالش کشیده شد، ولیکن مطالعه مزبور سرآغاز بحث‌ها و تحقیقات متعددی قرار گرفت که بعدها توسط محققین در کشورهای مختلف با بنیادهای اقتصادی و سطوح متفاوت توسعه یافتگی انجام گردید (محمدی، قالیباف اصل و مشکی، 1388).

لیمان و جورجن[iii] (2000) با استفاده از 361 شرکت آلمانی در طول دوره زمانی 1991-1996 نشان دادند که:

1)   حضور سهامداران زیاد لزوماً سودآوری را افزایش نمی‌دهد؛

2)   درجه بالایی از تمرکز مالکیت برای بسیاری از شرکت‌های آلمانی در حالت پایین تر از حد مطلوب ظاهر شده است.

نتایجشان همچنین به طور ضمنی بیان می‌کند که تمرکز مالکیت به طور معناداری بر سود آوری اثر منفی دارد (واعظ، کرراهی مقدم و الهائی ، 1389).

کوسندا[iv] (2000) در پزوهشی که در چکسلواکی طی سالهای 1996-1999 انجام داد، روابط میان ساختار مالکیت و عملکرد شرکت را بررسی کرد. پژوهشگر بیان می‌دارد که مالک عمده حقیقی، در کشور مذکور سهامدار اصلی است و شرکت‌های صنعتی دارای بیشترین سهامدار با ثبات و بزرگ‌ترین دستاوردهای مالکیت ثبت شده هستند. تمرکز مالکیت به تنهایی تغییر در عملکرد شرکت را توضیح نمی‌دهد و در گروه‌های صنعت، گروهی یافت نشد که دارای تأثیر خاص بر آن باشند. در ادامه پژوهشگر می‌افزاید، شواهدی را که در آن‌ها چندین نوع از مالکان که دارای تأثیر بر عملکرد هستند را یافتیم. هرچند که حمایت چندانی از اینکه ترکیب مالکان به طور عام دارای  تأثیر روی عملکرد شرکت دارد، وجود ندارد (واعظ، کرراهی مقدم و الهائی ، 1389).

النجار[v] (2009) مطالعه ای را در کشور اردن بر شرکت‌های غیر مالی انجام داد. در این پژوهش روابط میان ساختار مالکیت و حاکمیت شرکتی را مورد آزمون قرار می‌دهد. یافته‌های پژوهش وی حاکی از آن است که سرمایه گذاران نهادی اردنی زمانی که می‌خواهند تصمیمات سرمایه گذاری اتخاذ کنند عواملی از قبیل ساختار سرمایه، سودآوری، ریسک تجاری، ساختار دارائی، نقدینگی دارائی، و اندازه شرکت را مورد توجه قرار می‌دهند. در ادامه پژوهشگر متذکر می‌شود که این پژوهش نمی‌تواند روابط معناداری میان سیاست تقسیم سود و سرمایه گذاران نهادی کشف کند (واعظ، کرراهی مقدم و الهائی، 1389).

آرین چاپل[vi] (2004) نشان داد که حدود دوسوم شرکت‌های فعال در بورس بلژیک عمدتاً دارای ساختار مالکیت متمرکز هستند زیرا یکی از راه‌های افزایش اعمال کنترل بر شرکت‌ها، تمرکز مالکیت است. ضمن اینکه اکثر شرکت‌های بورسی در بلژیک به ترکیب مالکیت عمده ای گرایش دارند که سهامداران عمده آن‌ها دارای حق رأی نسبت به حداقل 50 یا 60 درصد سهام شرکت باشند. چاپل، علت اصلی این یافته را در این نکته خاطر نشان کرده است که سهامداران عمده در کشور بلژیک دارای قدرت کنترل بالایی هستندزیرا در کشور اعضای هیات مدیره، عمدتاً به نفع منافع مدیران و سهامداران عمل می‌کنند حتی اگر نحوه کنترل و مدیریت آن‌ها خلاف قانون باشد، زیرا منافع سهامداران عمده را به عنوان بهترین گزینه برای پیش دستی بر قوانین می‌دانند (بابایی زکیلی و احمدوند، 1387).

کاپوپولس و لازاری تو[vii] (2007) تأثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت را با استفاده از اطلاعات 175 شرکت یونانی مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که ساختار مالکیت متمرکزتر به گونه مثبت با سودآوری بالاتر شرکت ارتباط دارد و برای کسب سودآوری بالاتر به مالکیت با پراکندگی کمتر نیاز است ( نمازی و کرمانی، 1387).

نمازی و کرمانی (1387) با بررسی 66 شرکت طی سال‌های 1382-1386 نشان دادند که رابطه معنی داری بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت و رابطه معنادار و مثبتی بین مالکیت شرکتی و عملکرد شرکت وجود دارد. مالکیت مدیریتی به صورت معنادار و منفی بر عملکرد شرکت تأثیر می‌گذارد (واعظ، کرراهی مقدم و الهائی، 1389).

زکیلی و احمدوند (1387) 56 شرکت بورسی را طی سالهای 1379-1387 مورد بررسی قرار دادند. بررسی‌های آن‌ها که با استفاده از تحلیل واریانس و رگرسیون انجام گرفته نشان می‌دهد که با افزایش تعداد سهامدار عمده، بازده حقوق صاحبان سهام افزایش می‌یابد. آنان نشان دادند که این روند احتمالاً ناشی از افزایش کنترل سهامداران عمده و هم افزایی آن‌ها در تاثیرگذاری بر تصمیمات مالی شرکت است.

حساس یگانه و همکاران (1387) 61 شرکت بورسی را طی سالهای 1376 تا 1383 را مورد بررسی قرار دادند. بررسی آن‌ها که با استفاده از رگرسیون چند گانه انجام گرفته نشان می‌دهد که میان نسبت مالکیت سرمایه گذاران نهادی و ارزش شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحقیق آنان نشان می‌دهد که میان اهرم مالی و ارزش شرکت رابطه معکوس وجود دارد.

محمدی و همکاران(1388) در پژوهش خود به بررسی نقش و اثرات جداگانه و همزمان تمرکز و نوع مالکیت بر دو عامل بازدهی و ارزش پرداختند. یافته‌های آن‌ها نبود هرگونه رابطه معنادار بین تمرکز مالکیت و ارزش شرکت‌ها را نشان می‌دهد که بر خلاف رابطه معکوس بین ارزش شرکت و نسبت مالکیت دولتی، رابطه بین نسبت مالکیت انفرادی، شرکتی و خصوصی با ارزش شرکت، مستقیم و معنادار است (عباسی و احمدی، 1390).

 

3- روش تحقیق

تحقیق حاضر درصدد بررسی این پرسش است که تمرکز مالکیت بر ارزش شرکت تأثیر گذار است؟ بنابراین این تحقیق کاربردی است. طرح تحقیق آن از نوع نیمه تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی( از طریق اطلاعات گذشته ) است. متغیرهای به کار گرفته شده در این تحقیق شامل 3 گروه متغیرهای مستقل اصلی که شامل own1 ، LOWN1، شاخص H (Herfindahl index  ) ، SUM ، LSUM ، ، 2SUM ، 3SUM ، سهامداران حقوقی و سهامداران حقیقی و متغیر وابسته که شامل ارزش شرکت (Q توبین) و متغیرهای کنترلی که شامل اندازه شرکت (لگاریتم ارزش دفتری مجموع دارائی شرکت) و اهرم مالی (نسبت بدهی به دارائی شرکت) می‌باشد، هستند.

 

4- فرضیه‌های اصلی

  • تمرکز سهامداران و درجه کنترل بر ارزش شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد.
  • شکل مقطعی تمرکز سهامداران بر ارزش شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد.
  • نوع سهامدار اصلی بر ارزش شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد.
  • ارزش شرکت بر لگاریتم درصد سهام سهامداران و درجه کنترل شرکتها تاثیر مثبت و معناداری دارد.

 

5- مدل‌های پیشنهادی

  • ·      بررسیتأثیر تمرکز سهامداران و درجه کنترل بر ارزش شرکت

برای بدست آوردن ارتباط بین مالکیت سهامداران و ارزش شرکت مدل 1 بکار رفته است.

 

(1)                                                                       

در معادله 1 V به طور متناوب متغیرهای OWN1،  LOWN1،  H،  SUM و LSUM را بررسی می‌کند.

 

  • ·      بررسیرابطه مقطعی تمرکز سهامداران بر ارزش شرکت

اولین مدل شامل مربع جمع حقوق صاحبان سهام با سهام عمده (SUM2) می‌باشد که برای تست حضور رابطه درجه دوم سهم مالکیت و ارزش شرکت  بکار رفته است. معادله به صورت رابطه 2 است :

 

(2)                                   

سپس درجه سوم جمع ( SUM3 ) برای آزمون احتمال ارتباط درجه سوم بین مالکیت و ارزش شرکت بکار رفته است. معادله به صورت رابطه 3 است :

 

(3)             

در آخر3  مدل داریم که در آن‌ها روشی بکار برده شده که توسط مارک ات آل (1988) توسعه پیدا کرد و در جهت بدست آوردن نتایج ارتباط بین مالکیت و ارزش شرکت برای نقطه سربه سر (عطف) متفاوت می‌باشد. در اولین مدل نقطه انحراف بین 10% و 25% تمرکز سهامداران قابل توجه می‌باشد. بنابراین معادله 4 عبارت است از:

 

(4)                             

در مدل دوم نقطه عطف در نقطه 50% مالکیت سهامدار اصلی است. معادله به صورت رابطه 5 می‌باشد :

 

(5)                                               

سومین مدل مارک ات آل ( 1988 ) نقطه عطف را 70% مالکیت در نظر می‌گیرد که در رابطه 6 نشان داده شده است:

 

(6)                                               

  • ·      بررسیتأثیر نوع سهامدار اصلی بر ارزش شرکت

مدلی برای تحلیل تأثیر سهامدار اصلی بر ارزش شرکت بکار رفته است. این مدل شامل هر دو متغیر سرمایه گذار فردی و نهادی است که در یک رگرسیون آمده است . معادله به صورت رابطه 7 است :

 

(7)                                         

  • ·      بررسیتأثیر ارزش شرکت بر لگاریتم درصد سهام سهامداران و درجه کنترل شرکت‌ها

ما مدلی را برای تحلیل راستای ارتباط بین لگاریتم درصدسهام سهامداران اصلی و ارزش شرکت بکار رفته است. در این مدل متغیری که ارائه دهنده مالکیت سهامداران است، عملکردی از ارزش شرکت و سایر متغیرهای کنترلی به صورت رابطه 8 می‌باشد :

(8)                                                    

در این مدل شاخص Cubbin–Leech تابعی از ارزش شرکت است. معادله به صورت رابطه 9 است :

 

(9)                                                          

 

6- جامعه آماری و نمونه آماری

جامعه آماری این تحقیق شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد که در صنعت خاص بیمه و بازنشستگی فعالیت داشته و از سال 1387 لغایت 1392 در بورس فعال بوده‌اند.

در این تحقیق جهت بررسی ارتباط بین ساختار مالکیت با ارزش شرکت از اطلاعات سال –  شرکت استفاده شده است. داده‌های مورد استفاده در این تحقیق از نوع پانل می‌باشد.  داده‌های پانل هم در برگیرنده ویژگی‌های مقطعی و سری زمانی هستند. نمونه مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از روش حذفی انتخاب شده است. بنابراین شرکت‌ها باید ویژگی‌های زیر را داشته باشند تا عضو نمونه منظور شوند.

1)   شرکت‌های عضو نمونه از سال 1387 در بورس تهران پذیرفته شده باشند.

2)   اطلاعات مورد نیاز برای هر یک از شرکت‌های انتخابی در دسترس باشد.

پس از حذف شرکت‌های فاقد شرایط مذکور، تعداد 10 شرکت به عنوان نمونه باقی مانده است و با توجه به ماهیت پانلی داده‌ها، تعداد مشاهدات این پژوهش 50  سال –  شرکت می‌باشد.

 

7- روش گردآوری داده‌ها

اطلاعات مورد نیاز این تحقیق، با مطالعه صورت‌های مالی و یادداشت‌های همراه صورت‌های مالی جمع آوری شده است. جمع آوری داده‌ها با استفاده از نرم افزار پایگاه داده ای ره آورد نوین و برداشت مستقیم آن‌ها از صورت‌های مالی صورت گرفته است. صورت‌های مالی شرکت‌ها نیز از وب سایت سازمان بورس اوراق بهادار تهران استخراج شده است.

 

8- تجزیه تحلیل داده‌ها

جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق، پس از انتخاب شرکت‌های نمونه و جمع آوری اطلاعات مربوطه، این اطلاعات با استفاده از نرم افزار صفحه گسترده اکسل پردازش شده و سپس با استفاده از نرم افزار SAS اقدام به آزمون فرضیه‌ها گردیده است. مدل‌های مورد استفاده در این تحقیق نیز از نوع رگرسیون خطی چند متغیره هستند.

 

9- یافته‌های تحقیق

به منظور بررسی هر فرضیه، هر یک از فرضیه‌ها بر اساس متغیرهای وابسته تعریف و تخمین زده شد. سپس با توجه به نتایج بدست آمده از مدل هر فرضیه به گونه جداگانه بررسی گردید و در نهایت نتیجه کلی برای هر فرضیه بیان شد.

 

 

 

10- آزمون تشخیص مدل

در ادامه به بررسی آزمون فرضیه‌های تحقیق می‌پردازیم. الگوی کلی دیتا پانل در این فرضیه‌ها به صورت رابطه 10 است:

(10)                                                         

که در آن  متغیر وابسته،  متغیر مستقل،  متغیرهای کنترلی و  ،  و  جملات خطا هستند. با توجه به اینکه انتخاب شرکت‌های مورد سنجش در این پژوهش و زمان مورد مطالعه به صورت تصادفی انتخاب و یا ایجاد شده است از لحاظ نظری می‌توان گفت عامل اثر زمان و عامل اثر شرکت‌ها تصادفی می‌باشند که با این تفاسیر باید  و  ناهمبسته از دیگر متغیرهای وارده شده به مدل باشند که نتایج آزمون هاسمن موید این نکته است که اثرات موجود در این الگو مستقل می‌باشد. بنابراین الگوی خطی دیتا پانل را می‌توان به صورت رابطه 11 بازنویسی کرد، که در این الگو  شرایط جمله خطا را دارد.

(11)                              

در ادامه این الگو را در بررسی آزمون فرضیه‌ها به کار می‌بریم.

در این بخش به دونکته مهم در خصوص آثار ثابت یا تصادفی اشاره می‌گردد: نخست اینکه تمام افراد یا مقاطع در پانل همگن هستند در این صورت لازم نیست نگران عرض از مبداهای مختلف برای هر فرد یا مقطع باشیم. در حقیقت، رویکرد پانل دیتا به خوبی می‌تواند ناهمگنی میان افراد را نشان دهد. این نکته یکی از مزایای مدل‌های پانل نسبت به مدل‌های مقطعی یا سری زمانی است. دوم اینکه، عرض از مبداها را جمله ای ثابت و مخصوص هر فرد یا مقطع در مدل رگرسیونی فرض می‌کند. مدل اثر تصادفی فرض می‌کند عرض از مبدأ جمله ای تصادفی برای هر گروه است، اما در هر دوره زمانی از این توزیع تصادفی تنها یک رخداد به صورت یکسان در هر دوره در مدل رگرسیونی وارد می‌شوند. به عبارت دیگر، برای کل دوره زمانی برای هر فرد تنها یک عرض از مبدأ وجود دارد (اشرف زاده و مهرگان، 1387). برای گزینش بین اثرات ثابت و تصادفی از آزمون هاسمن استفاده شده است.

 

11- برآورد مدل

11-1- بررسی الگوی

در این زیر بخش به بررسی اثر متغیر مجموع سهامدارانی که سهام آن‌ها بیش از 5 درصد سهام شرکت می‌باشد بر متغیر وابسته این پژوهش یعنی ارزش شرکت خواهیم پرداخت که رابطه ریاضی آن در تیتر این زیر بخش قرار گرفته است.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیر Sum1 دارای ضریب صفر بوده و این به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده است و همچنین ضریب متغیر Beta در این الگو بی معنا بوده است.

 

جدول 1- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-1

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

60/2

3645/0

12/7

0001/0>

Sum1

1

00/0

0

0

0

Beta

1

01/0

029/0

37/0

71/0

Size

1

31/0-

058/0

27/5-

0001/0>

Srisk

1

02/0

00484/0

19/4

0001/0

Lev

1

49/0

1607/0

03/3

0041/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

6508/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-2- بررسی الگوی

هدف این زیر بخش بررسی اثر متغیر جمع مربعات درصد سهام سهامداران بر ارزش شرکت می‌باشد که الگوی خطی دیتا پانل آن در تیتر این زیر بخش آمده است.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیر H دارای ضریب صفر بوده و این به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده است و همچنین ضریب متغیر Beta در این الگو بی معنا بوده است.

 

جدول 2- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-2

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

58108/2

37210/0

94/6

0001/0>

H

1

00002/0

00005/0

47/0-

6439/0

Beta

1

00751/0

02950/0

25/0

8003/0

Size

1

30315/0

05890/0

15/5-

0001/0>

Srisk

1

02068/0

00495/0

18/4

0001/0

Lev

1

54134/0

17450/0

1/3

0033/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

-

منبع: یافته‌های پژوهشگر

11-3- بررسی الگوی

این زیر بخش به منظور بررسی وجود یا عدم وجود رابطه بین لگاریتم درصد سرمایه سهامداران اصلی و ارزش شرکت طراحی گریده است.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیر Lown دارای ضریب 08/0- بوده ولی این ضریب به علت بزرگ‌تر بودن مقدار احتمال آن از 05/0 معنادار نمی‌باشد و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده‌اند و همچنین ضریب متغیر Beta در این الگو بی معنا بوده است.

 

جدول3- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-3

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

45089/2

36410/0

73/6

0001/0>

LOWN

1

08510/0-

04220/0

02/2-

05/0

Beta

1

00080/0-

02860/0

03/0-

9779/0

Size

1

30882/0-

05610/0

5/5-

0001/0>

Srisk

1

01788/0

00489/0

65/3

0007/0

Lev

1

61621/0

17170/0

59/3

0008/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

6823/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-4- بررسی الگوی

بررسی وجود رابطه معنادار بین دو متغیر درصد سرمایه سهامداران اصلی بر متغیر ارزش شرکت الگوی خطی دیتا پانل فوق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیر Own دارای ضریب 004/0- بوده ولی این ضریب به علت بزرگ‌تر بودن مقدار احتمال آن از 05/0 معنادار نمی‌باشد و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده است و همچنین ضریب متغیر Beta در این الگو بی معنا بوده است.

 

جدول4- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-4

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

63775/2

35890/0

35/7

0001/0>

OWN

1

00391/0-

00198/0

97/1-

0552/0

Beta

1

00013/0-

02860/0

0

9964/0

Size

1

30725/0-

05630/0

46/5-

0001/0>

Srisk

1

01782/0

00492/0

62/3

0008/0

Lev

1

61874/0

17190/0

6/3

0008/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

7016/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-5- بررسی الگوی

در این زیر بخش به بررسی اثر متغیر لگاریتم مجموع سهام سهامداران اصلی بر متغیر وابسته این پژوهش یعنی ارزش شرکت خواهیم پرداخت که رابطه ریاضی آن در تیتر این زیر بخش قرار گرفته است. نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیر Lsum دارای ضریب 095/0 بوده و با توجه به اینکه مقدار احتمال این ضریب کوچک‌تر می‌باشد این ضریب معنادار می‌باشد و این موضوع به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار بوده است و همچنین ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده است و همچنین ضریب متغیر Beta در این الگو بی معنا بوده است. الگوی این صنعت را می‌توان به صورت رابطه 12 بازنویسی کرد.

(12)   

 

جدول5- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-5

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

50279/1

41750/0

6/3

0008/0

LSUM

1

09466/0

02600/0

64/3

0007/0

Beta

1

03390/0

02660/0

28/1

2086/0

Size

1

32205/0

05370/0

6-

0001/0>

Srisk

1

01720/0

00445/0

86/3

0004/0

Lev

1

55189/0

13360/0

13/4

0002/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

9061/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-6- بررسی الگوی

هدف این زیر بخش بررسی اثر متغیر درجه کنترل شرکت بر ارزش شرکت می‌باشد که الگوی خطی دیتا پانل آن در تیتر این زیر بخش آمده.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیر ALFA دارای ضریب بی معنا بوده و این به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرSrisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده است و همچنین ضریب متغیرهای Lev و Beta در این الگو بی معنا بوده است و متغیر Size به علت داشتن همخطی با سایر متغیرهای مستقل از الگو حذف گردیده‌اند.

 

جدول6- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-6

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

08856/1

94100/2

37/0

713/0

ALFA

1

56930/0-

72920/5

1/0-

9213/0

Beta

1

02495/0

03520/0

71/0

4817/0

Size

همخطی

 

 

 

 

Srisk

1

01819/0

00655/0

78/2

0079/0

Lev

1

26845/0

17720/0

52/1

1367/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

0667/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-7- بررسی الگوی

در این زیر بخش به بررسی رابطه خطی متغیرهای درجه یک مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت و متغیر درجه دو مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت بر ارزش شرکت پرداخته خواهد شد.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیرهای Sum1 و Sum2 دارای ضریب صفر بوده و این به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و این متغیرها بر متغیر وابسته اثرگذار بوده است و همچنین ضریب متغیر Beta در این الگو بی معنا بوده است.

 

جدول7- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-7

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

66192/2

34950/0

62/7

0001/0>

Sum1

1

00000/0

00000/0

0

0

Sum2

1

00000/0

00000/0

0

0

Beta

1

02162/0

02790/0

78/0

4421/0

Size

1

33706/0-

05630/0

99/5-

0001/0>

Srisk

1

01913/0

00466/0

11/4

0002/0

Lev

1

51868/0

15760/0

29/3

002/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

6537/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

11-8- بررسی الگوی

در این زیر بخش به بررسی رابطه خطی متغیرهای درجه یک مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت و متغیر درجه دو مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت و متغیر درجه سوم مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت بر ارزش شرکت پرداخته خواهد شد.

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که متغیرهای Sum1 و Sum2 و Sum3 دارای ضریب صفر بوده و این به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk و  Betaبر ارزش شرکت معنادار بوده.

 

جدول8- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-8

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

20781/2

31420/0

03/7

0001/0>

Sum1

1

00000/0

00000/0

0

0

Sum2

1

00000/0

00000/0

0

0

Sum3

1

00000/0

00000/0

0

0

Beta

1

06289/0

02540/0

48/2

0172/0

Size

1

30272/0-

05160/0

87/5-

0001/0>

Srisk

1

01410/0

00427/0

31/3

0019/0

Lev

1

60689/0

11570/0

24/5

0001/0>

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

5539/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

 

11-9- بررسی الگوی

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که ضرایب متغیرهای X1 و X2 و X3 دارای مقدار احتمال بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد که این موضوع به این معنا است که این متغیر بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و تنها ضریب متغیر Beta بر ارزش شرکت معنادار نمی‌باشد.

 

 

 

 

جدول9- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-9

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

78078/2

39760/0

99/6

0001/0>

X1

1

00000/0

0

0

0

X2

1

01461/0-

01410/0

04/1-

3063/0

X3

1

00004/0-

00517/0

01/0-

9936/0

Beta

1

02338/0-

03490/0

67/0-

5067/0

Size

1

32300/0-

05590/0

78/5-

0001/0>

Srisk

1

01986/0

00525/0

78/3

0005/0

Lev

1

64627/0

18430/0

51/3

0011/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

435/0

                      منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

 

11-10- بررسی الگوی

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که ضرایب متغیرهای Y1 و  Y2دارای مقدار احتمال بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد که این موضوع به این معنا است که این متغیرها بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و تنها ضریب متغیر Beta بر ارزش شرکت معنادار نمی‌باشد.

 

جدول10- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-10

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

61822/2

35830/0

31/7

0001/0>

Y1

1

00000/0

0

0

0

Y2

1

00391/0-

00198/0

97/1-

0552/0

Beta

1

00013/0-

02860/0

0

9964/0

Size

1

30725/0-

05630/0

46/5-

0001/0>

Srisk

1

01782/0

00492/0

62/3

0008/0

Lev

1

61874/0

17190/0

6/3

0008/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

7016/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-11- بررسی الگوی

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که ضرایب متغیرهای Z1 و Z2 دارای مقدار احتمال بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد که این موضوع به این معنا است که این متغیرها بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و تنها ضریب متغیر Beta بر ارزش شرکت معنادار نمی‌باشد.

 

جدول11- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-11

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

61040/2

35810/0

29/7

0001/0>

Z1

1

0000/0

0

0

0

Z2

1

00391/0-

00198/0

97/1-

0552/0

Beta

1

00013/0-

02860/0

0

0.9964

Size

1

30725/0-

05630/0

46/5-

0001/0>

Srisk

1

01782/0

00492/0

62/3

0008/0

Lev

1

61874/0

17190/0

6/3

0008/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

7016/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-12-  بررسی الگوی

در این زیر بخش هدف این است که بدانیم آیا ماهیت سرمایه گذار عمده (شخص حقیقی و یا حقوقی) در یک شرکت بر ارزش شرکت اهمیت دارد یا خیر؟ به این منظور متغیرهای ظاهری INS (سرمایه گذار عمده شخص حقوقی) و IND (سرمایه گذار عمده شخص حقیقی) وارد الگوی خطی دیتا پانل وارد شده است ولی با توجه به اینکه متغیرهای INS و IND مکمل یکدیگر هستند در نتیجه وجود یکی از این متغیرها در مدل به معنای دانستن نتایج متغیر دیگر می‌باشد در نتیجه ضریب متغیر INS یعنی  در این الگو صفر می‌باشد.

با برازش الگوی خطی دیتا پانل (رابطه 13) به داده‌های پژوهش نتایج در جدول 12 بدست می‌آید:

(13)                   

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که ضرایب متغیرهای IND و INS دارای مقدار احتمال بزرگ‌تر از 05/0 می‌باشد که این موضوع به این معنا است که این متغیرها بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده‌اند و ضرایب متغیرهای Lev و Size و Srisk بر ارزش شرکت معنادار بوده و تنها ضریب متغیر Beta بر ارزش شرکت معنادار نمی‌باشد.

جدول 12- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-12

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

56680/2

36770/0

98/6

0001/0>

INS

0

00000/0

 

 

 

IND

0

00000/0

 

 

 

Beta

1

00883/0

02920/0

3/0

7641/0

Size

1

30194/0-

05830/0

18/5-

0001/0>

Srisk

1

02052/0

00489/0

2/4

0001/0

Lev

1

51066/0

16530/0

09/3

0034/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

4534/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

11-13- بررسی الگوی

در این زیر بخش به بررسی تأثیر ارزش شرکت بر لگاریتم درصد سهام سهامداران اصلی شرکت را مورد بررسی قرار خواهیم داد که با برازش الگوی خطی دیتا پانل (رابطه 14) به داده‌های پژوهش نتایج در جدول 13 بدست می‌آید:

(14)                               

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که ضریب متغیر Q دارای مقدار احتمال کمتر از 05/0 است، بنابراین معنادار می‌باشد و بر متغیر LOWN اثرگذار است. همچنین متغیر Lev نیز داری ضریب معناداری می‌باشد و بر LOWN اثرگذار است. از طرف دیگر ضریب متغیرهای Size و Beta معنادار نیستند و متغیر ‌Srisk نیز به دلیل داشتن همخطی با سایر متغیرهای مستقل از مدل حذف گردید.

(15)                                                                                                     

جدول13- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-13

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

69809/1

53990/1

1/1

276/0

Q

1

15707/1-

39610/0

92/2-

0054/0

Beta

1

10071/0-

08760/0

15/1-

2563/0

Size

1

41168/0-

21110/0

95/1-

0574/0

Srisk

همخطی

 

 

 

 

Lev

1

48015/1

69260/0

14/2

0381/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

877/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

11-14- بررسی الگوی

در این زیر بخش به بررسی تأثیر ارزش شرکت بر درجه کنترل شرکت‌ها را مورد بررسی قرار خواهیم داد که با برازش الگوی خطی دیتا پانل (رابطه 16) به داده‌های پژوهش نتایج در جدول 14 بدست می‌آید:

(16)                                

نتایج برازش الگو برای صنعت بیمه و بازنشستگی نشان می‌دهد که ضریب متغیر Q دارای مقدار احتمال کمتر از 05/0 است، بنابراین معنادار می‌باشد و بر متغیر ALFA اثرگذار است. همچنین متغیر Size نیز داری ضریب معناداری می‌باشد و بر ALFA اثرگذار است. از طرف دیگر ضریب متغیرهای Lev و Beta معنادار نیستند و متغیر ‌Srisk نیز به دلیل داشتن همخطی با سایر متغیرهای مستقل از مدل حذف گردید.

(17)             

 

جدول14- بررسی الگوی دیتا پانل برازش شده به الگوی زیر بخش 9-14

صنعت

متغیر

درجه آزادی

برآورد

انحراف از خطا

t آماره

مقدار احتمال

بیمه و بازنشستگی

عرض از مبدأ

1

54106/0

01.30/0

36/52

0001/0>

Q

1

00860/0-

00259/0

33/3-

0018/0

Beta

1

00050/0-

00057/0

87/0-

3876/0

Size

1

00369/0-

00138/0

67/2-

0104/0

Srisk

همخطی

 

 

 

 

Lev

1

00421/0

00528/0

8/0

429/0

آزمون هاسمن برای بررسی تصادفی بودن اثرات

7899/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

12- بحث و نتیجه گیری

در این پژوهش، رابطه بین تمرکز سهامداران، نوع سهامدار و درجه کنترل با ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که در صنعت بیمه و بازنشستگی فعالیت می‌کنند مورد بررسی قرار گرفته است. در مدل اول ارتباط بین متغیر مجموع سهام سهامدارانی که سهام آن‌ها بیش از 5 درصد سهام شرکت می‌باشد و ارزش شرکت مورد بررسی قرار گرفته است. این مدل نشان می‌دهد که متغیر جمع سهام سهامداران بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل دوم ارتباط بین متغیر جمع مربعات درصد سهام سهامداران و ارزش شرکت مورد ارزیابی قرار گرفته است. این مدل نشان می‌دهد که متغیر جمع مربعات سهام سهامداران بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل سوم این پژوهش، ارتباط بین لگاریتم درصد سرمایه سهامداران اصلی و ارزش شرکت را مورد ارزیابی قرار گرفته است. متغیر لگاریتم درصد سهام سهامداران اصلی بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل چهارم ارتباط بین درصد سرمایه سهامداران اصلی و ارزش شرکت بررسی شده است. متغیر Own بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل پنجم ارتباط بین لگاریتم مجموع سهام سهامداران اصلی و ارزش شرکت بررسی شده است. این مدل نشان می‌دهد که متغیر لگاریتم جمع سهام سهامداران بر ارزش شرکت اثرگذار بوده است. در مدل ششم ارتباط بین درجه کنترل و ارزش شرکت بررسی شده است.این مدل نشان می‌دهد که متغیر درجه کنترل بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل هفتم ارتباط خطی بین متغیرهای درجه یک و درجه دو مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت و ارزش شرکت مورد ارزیابی قرار گرفته است. این مدل نشان می‌دهد که متغیرهای جمع سهام سهامداران و جمع سهام سهامداران به توان دو بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل هشتم ارتباط خطی بین متغیرهای درجه یک و درجه دو و درجه سه مجموع سهام سهامداران اصلی شرکت و ارزش شرکت مورد ارزیابی قرار گرفته است. این مدل نشان می‌دهد که متغیرهای جمع سهام سهامداران و جمع سهام سهامداران به توان دو و جمع سهام سهامداران به توان سه  بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل نهم ارتباط بین متغیرهای مقطعی تمرکز مالکیت در نقاط عطف 10% الی 25% و ارزش شرکت بررسی شده است. این مدل نشان می‌دهد که این متغیرها بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل دهم ارتباط بین متغیرهای مقطعی تمرکز مالکیت در نقطه عطف 50% و ارزش شرکت بررسی شده است. این مدل نشان می‌دهد که این متغیرها بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده‌اند. در مدل یازدهم ارتباط بین متغیرهای مقطعی تمرکز مالکیت در نقطه عطف 70% و ارزش شرکت بررسی شده است. این مدل نشان می‌دهد که ضرایب این متغیرها بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده است. در مدل دوازدهم ارتباط بین متغیرهای حقیقی یا حقوقی بودن سهامداران عمده و ارزش شرکت مورد ارزیابی قرار گرفته است. این مدل نشان می‌دهد که متغیرهای حقیقی یا حقوقی بودن سهامداران عمده بر ارزش شرکت اثرگذار نبوده‌اند. در مدل سیزدهم تأثیر ارزش شرکت بر لگاریتم درصد سهام سهامداران اصلی شرکت بررسی شده است. این مدل نشان می‌دهد که متغیر ارزش شرکت بر متغیر لگاریتم درصد سهام سهامداران اصلی اثرگذار است. در مدل چهاردهم تأثیر ارزش شرکت بر درجه کنترل بررسی شده است. این مدل نشان می‌دهد که ضریب متغیر ارزش شرکت بر متغیر درجه کنترل اثرگذار است.



1- دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران. (نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات)

2- کارشناس ارشد  گروه حسابداری، دانشگاه پیام نور، ایران.

[3]-  کارشناس ارشد حسابداری ، واحد علوم و تحقیقات بیرجند، ایران.    fattane.tousi@gmail.com



1. Mı´nguez-Vera and Martı´n-Ugedo

[ii]. Berle and Means (1932)                                                                                                                                                                                                         

[iii]. Lehmann and Jürgen (2000)

[iv]. Kočenda

[v]. Al-Najjar (2009)

[vi]. Ariane Chapelle (2009)

[vii]. Kapopoulos and  Lazaretou (2007)

1)     باباجانی، جعفر و مجید عبدی، (1389)، "رابطه حاکمیت شرکتی و سود مشمول مالیات شرکت‌ها". مجله پژوهش‌های حسابداری مالی، سال دوم، شماره 3، شماره پیاپی 5، صص 86-65.

2)     بابایی زکیلی، محمدعلی و ژیلا احمدوند، (1387)، "بررسی تأثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، تحقیقات مالی، دوره 10، شماره 26، صص 60-41.

3)     پیرویان، افسانه و منصور زراء نژاد، (1391)، "بررسی ارتباط ساختار بازار بر عملکرد صنعت بیمه در ایران"، تازه‌های جهان بیمه. سال شانزدهم، شماره 176، صص 18-4.

4)     حساس یگانه، یحیی، نادر مظلومی و نسیم کردستانی، (1392)، "نقش سرمایه گذاران نهادی در عملکرد شرکت‌های بیمه (خصوصی) در ایران"، پژوهشنامه بیمه. سال بیست و هشتم، شماره 2، صص 24-1.

5)     سینایی، حسنعلی، محمد سلگی، کامران محمدی، (1390)، "تأثیر فرصت‌های رشد بر رابطه بین ساختار سرمایه، سود تقسیمی و ساختار مالکیت با ارزش شرکت"، مجله پژوهش‌های حسابداری مالی، سال سوم، شماره چهارم، صص 102-87.

6)     محمدی، شاپور، حسن قالیباف اصل و مهدی مشکی، (1388)، "بررسی اثر ساختار مالکیت (تمرکز و ترکیب) بر بازدهی و ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، تحقیقات مالی، دوره 11، شماره 28، صص 88-69.

7)     شهیکی تاش، محمد نبی، (1391)، "بررسی رابطه بین ساختار مالکیت و عملکرد شرکت در بورس اوراق بهادار تهران : رویکرد پانل دیتا"، مجله اقتصادی، شماره 9 و 10، صص 24-5.

8)     عباسی، مجید و موسی احمدی، (1390)، "بررسی تأثیر دوگانگی وظیفه مدیر عامل بر ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، فصلنامه روند پژوهش‌های اقتصادی، سال نوزدهم، شماره 60، صص 150-113.

9)     مهرانی، ساسان، احد حسینی، حسن حیدری و  احمدپویانفر، (1392)، "بررسی اثر ساختار مالکیت بر ارزش شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، تحقیقات مالی، دوره 15، شماره 1، صص 148-129.

10)  نمازی، محمد و  احسان کرمانی، (1387)، "تأثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، دوره 15، شماره 53، صص 100-83.

11)  واعظ، سید علی، سیروس کرراهی مقدم و مهدی الهائی سحر، (1389)، " بررسی عملکرد شرکت و حاکمیت شرکتی از طریق ساختار مالکیت در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، فصلناهه علمی پژوهشی حسابداری مالی، سال دوم، شماره 7، صص 135-114.

12)   Antonio Mı´nguez-Vera, Juan Francisco Martı´n-Ugedo, (2007), "Does Ownership Structure Affect Value? A Panel Data Analysis for The Spanish Market Management". International Review of Financial Analysis, No. 16, PP. 81-98.

13)   Ariane Chapelle, (2004), "Block Investments and the Race for Corporate Control in Belgium", Universite Libre De Bruxelles, Belgium.

14)   Basil Al-Najjar, (2009), " Corporate Governance and Institutional Ownership: Evidence from Jordan", http://www.ssrn.com

15)   Berle, A. A., & Means, G. C, (1932), "The Modern Corporation and Private Property". New York7 Macmillan

16)   Kapopoulos, P. and S. Lazaretou, (2007), "Corporate Ownership Structure and Firm Performance: Evidence from Greek Firms."Corporate Governance: An International Review. Vol. 15, No. 2, PP.144-158.

17)   Lehmann Erik, and Jürgen Weigand, (2000), "Does the Governed Corporation Perform Better? Governance Structures and Corporate Performance in Germany", Working Paper, Department of Economics, University of Konstanz

 

                                                

 

 

یادداشت‌ها