تأثیر کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیرعامل

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

2 کارشناس ارشدحسابداری، گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اراک، اراک، ایران.

چکیده

هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تأثیر کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیرعامل شرکت‌های پذیرفتـه شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. در این مقاله از اطلاعات شرکت‌های حاضر در بورس استفاده شده است که پس از نمونه‌گیری به روش حذف سیستماتیک، 93 شرکت انتخاب شدند. همچنین، جهت برآورد مدل‌های تحقیق از رگرسیون داده‌های ترکیبی با روش اثرات تصادفی استفاده شده است. براساس آزمون‌های انجام شده فرضیه‌های تحقیق پذیرفته شده‌اند یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کنترل خانوادگی شرکت و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیر عامل تأثیر دارند. به علاوه، ضرایب برآورد شده متغیرهای کنترل خا نوادگی شرکت وسرمایه گذاران نهادی دارای ضرایب منفی هستند، که نشان می دهداین عوامل اثر معکوس ومعناداری برجبران خدمات مدیر عامل شرکت‌ها دارند.
 
The goal of this study is surveying investigating the impact of family control institutional investors and on compensation for the CEO of companies listed in Tehran Stock Exchange. Variables of this study include compensation for the CEO as dependent variable, family control and institutional investors as independent variable. Statistical population of this study include companies in Tehran Stock Exchange and finance volume of statistical sample of this study 93 companies. It is used data of these company in five years range since 2007 to 2016.In this study we used econometric models and multiple regression to survey hypotheses and answer the questions of the study. To analysis the collected data and surveying the hypotheses of study Eviews software was used. We used Fisher F and the Durbin - Watson test to survey the hypothesis of the study. Results of this study showed that family control and institutional investors have significant effect on compensation for the CEO of companies listed in Tehran Stock Exchange.

کلیدواژه‌ها


تأثیر کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی

 بر جبران خدمات مدیرعامل

 

 

فرزانه حیدرپور

تاریخ دریافت: 23/04/1396           تاریخ پذیرش: 28/06/1396

[1]

اعظم صحت برمچه[2]

 

 

 

چکیده

هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تأثیر کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیرعامل شرکت‌های پذیرفتـه شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. در این مقاله از اطلاعات شرکت‌های حاضر در بورس استفاده شده است که پس از نمونه‌گیری به روش حذف سیستماتیک، 93 شرکت انتخاب شدند. همچنین، جهت برآورد مدل‌های تحقیق از رگرسیون داده‌های ترکیبی با روش اثرات تصادفی استفاده شده است. براساس آزمون‌های انجام شده فرضیه‌های تحقیق پذیرفته شده‌اند یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کنترل خانوادگی شرکت و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیر عامل تأثیر دارند. به علاوه، ضرایب برآورد شده متغیرهای کنترل خا نوادگی شرکت وسرمایه گذاران نهادی دارای ضرایب منفی هستند، که نشان می دهداین عوامل اثر معکوس ومعناداری برجبران خدمات مدیر عامل شرکت‌ها دارند.

 

واژه‌های کلیدی: جبران خدمات مدیر عامل، کنترل خانوادگی، سرمایه گذاران نهادی.

 

 

1- مقدمه

امروزه با توجه به رسانه، مسئله دستمزد مدیران عامل شرکت‌ها در رسانه‌های عمومی مطرح می‌شود. در این بین با توجه به مسائل تئوری نمایندگی و مالکان این سؤال همیشه وجود داشته است که در طراحی بسته دستمزد مدیرعامل در شرکت‌ها نقش سرمایه گذاران نهادی به چه شکل است (کراکی و همکاران[i]،2012) با بزرگترشدن شرکت‌ها، مالکان، اداره شرکت را به مدیران تفویض کردند. نظریه نمایندگی به مشکلاتی اشاره دارد که در زمان چشم پوشی کارگماران (مالکان) از کنترل شرکت به وسیله مدیرانی (کارگزارانی) به وجود می‌آیند که برای اداره شرکت منسوب شده‌اند (جنسن و مکلینگ[ii]، 1996). این مقاله با تمرکز بر دو تئوری قرارداد بهینه و نظریه قدرت مدیریتی استوار است. بنابر نظریه قرار داد بهینه جبران خدمات مدیر عامل به عنوان رابط بین هیئت مدیره و سرمایه گذاران نهادی، نشان دهنده منافع سهامداران و مدیران اجرایی با هم می‌باشد به طوری که هیئت مدیره با انگیزه کاهش مشکلات نمایندگی که از جدایی مالکان و مدیران به وجود می‌آید از این رابطه به وجود می‌آید (بابچوک و همکاران[iii]، 2003). از طرفی تئوری قدرت مدیر عامل نشان می‌دهد که مدیران عامل باید قدرت را به کنترل هیئت مدیره در بیاورند. از طرفی مشکل جبران خدمات مدیر عاملی به عنوان یک مشکل تا یک راه حل در شرکت شناخته می‌شود. سهامداران همواره می‌توانند با نظارت کارهای مدیرعامل بر آن نظارت داشته باشند اما آن‌ها انگیزه برای انجام این کار را ندارند مگر اینکه جزء سهامداران عمده بوده و مالکیت قابل توجهی در شرکت داشته باشند که تلاش آن‌ها را برای نظارت قابل توجیه کند (پور علی و حجامی 1393). در این بین سؤال اصلی مطرح شده این است که آیا کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیر عامل تأثیر گذار است؟

 

2-  مبانی نظری

عوامل بسیاری موجب برتری یک شرکت در مقایسه با شرکت‌های دیگر می‌شوند که مهم‌ترین آن‌ها ساختار مالکیت است که شانس شرکت را برای بهبود وحفظ ساختار سرمایه در آینده تحت تأثیر قرار می‌دهد. بیابانی وهمکاران (1392) در بیانی ساده معتقدند که ساختار مالکیت بیان کننده این مطلب است که چه اشخاصی در تصمیمات عملیاتی واستراتژیکی شرکت تسلط وحکمرانی می‌کنند. در تعریف مالکیت خانوادگی ادبیات مالی نشان می‌دهد که شاخص‌های متفاوتی در کشورهای مختلف برای مالکیت خانوادگی وجود دارد. برای مثال در سال 2010 مرکز تحلیلگران وانتشار دهندگان دادهای مالی بورس آلمان شاخص‌های خانوادگی دکس پلاس را برای تعریف شرکت‌های خانوادگی ارائه نمود طبق بیانیه آن‌ها شرکت‌های خانوادگی به شرکت‌هایی گفته می‌شود که دو شرط زیر را داشته باشد:

  • الف) خانواده مؤسس حداقل 29% سهام عادی را در اختیار داشته باشد
  • ب) یکی از اعضای خانواده در هیات مدیره عضویت داشته وحداقل 9 درصد از سهام عادی را در اختیار داشته باشد (مهرآذین وهمکاران، 1390)

علی رغم وجود این شرط برای تعیین شرکت‌های خانوادگی ونگ 1 معتقد است که شرکت‌های خانوادگی شامل شرکت‌هایی می‌شوند که میزان زیادی از سهام آن‌ها در دست اعضای یک خانواده می‌باشد واین افراد نقش موثری درمدیریت و هیات مدیره شرکت دارند (ونگ، 2014). جاکارا باراتی (2009) در تعریف یک شرکت خانوادگی بیان می‌کند که تملک حداقل بیست درصد از سهام شرکت ضروری است در تعریف او از مالکیت خانوادگی شرکت‌های خانوادگی به شرکتی اطلاق می‌شود که یک شخص حقیقی به عنوان سهامدار، کنترل کننده شرکت باشد وبه عبارت دیگر یک شخص آن قدر سهام جمع می‌کند تا مطمئن شود حداقل بیست درصد از سهام شرکت را در اختیار دارد. نمازی معتقد است که شرکت‌های خانوادگی به شرکت‌هایی اطلاق می‌شود که حداقل بیست درصد از سهام آن‌ها به صورت فردی یا گروهی در دست اعضای خانواده باشد ویا حداقل یکی از اعضای سببی یا نسبی خانواده عضو هیات مدیره ویا مدیر اجرایی بوده وبه طور فعالی در هیات مدیره شرکت مشارکت داشته باشد وحداقل دو نسل از خانواده در کنترل شرکت نقش داشته باشند (نمازی ومحمدی، 1394). با توجه به مطالبی که ذکر شد در این پژوهش شرکت‌هایی خانوادگی محسوب شده که سهامدار حقیقی مالک حداقل 20% از سهام عادی شرکت باشدو یا حداقل یکی از اعضای نسبی یا سببی خانواده عضو هیات مدیره و یا مدیر اجرایی بوده و به طور فعّال در هیات مدیره شرکت، مشارکت داشته ودر پست‌های مدیریتی وعملیاتی مشغول فعالیت باشد.

مالکیت خانوادگی می‌تواند هزینه‌های جبران خدمات مدیر عامل را تحت تأثیر قرار دهد که یکی از دو حالت جبهه گیری و همترازی در شرکت می‌باشد. جبهه گیری به تضاد بین سهامداران (کسانی که می‌توانند مدیر عامل را انتخاب کنند) و سهامداران جزء مربوط می‌شود. خانواد ها با داشتن سهام عمده می‌توانند سهام جزئی را به طرق مختلفی از آن‌ها سلب کنند (برتراند و اسچوار[iv]،2006).

موضوع دیگر مورد بررسی در این پژوهش مالکیت نهادی می‌باشد. با جدا شدن مالکیت و مدیریت، مدیران به عنوان نماینده مالکان (سهامداران)، شرکت را اداره می‌کنند. با شکل گیری رابطه نمایندگی، تضاد منافع بین مدیران و سهامداران ایجاد می‌گرد؛ بدان معنا که ممکن است مدیران دست به رفتارهای فرصت طلبانه زده، تصمیماتی را اتخاذ نمایند که در جهت منافع آن‌ها و عکس منافع سهامداران باشد. به همین دلیل یکی از وظایف مدیران پاسخگویی به سهامداران می‌باشد (مهرانی، وهمکاران، 1389). براساس شواهد تجربی کارآمدترین شکل پاسخگویی، گزارشگری مالی می‌باشد. با رسوایی‌های اخیر و ورشکستگی شرکت‌های بزرگ نظیر انرون، ورلدکام و غیره اعتبار اعداد و ارقام حسابداری که مهم‌ترین بخش گزارشگری مالی را تشکیل می‌دهند به شدت زیر سؤال رفته به طوری که سرمایه­گذاران، اعتمادی به صورت‌های مالی تهیه شده توسط مدیریت ندارند. با توجه به این امر، توجه به نظام راهبری شرکت‌ها و کیفیت گزارشات حسابداری به طور روز افزون افزایش پیدا کرده است. نظام راهبری شامل معیارها و مکانیزمهایی می‌باشد که می‌تواند از قدرت مدیران در پیگیری منافع شخصی بکاهد (مرادزاده فرد، وهمکاران، 1390). یکی از سازوکارهای راهبری شرکتی که دارای اهمیت فزایندهای است، ظهور سرمایه گذاران نهادی به عنوان مالکان سرمایه می‌باشد. از آنجا که مالکان نهادی بزرگ‌ترین گروه از سهامداران را تشکیل می‌دهند، نقش آن‌ها در نظارت بر رویه‌های اتخاذ شده از سوی مدیران از اهمیت بالایی برخوردار است و انتظار می‌رود حضور این مالکان در ترکیب سهامداران بر رویه‌های شرکت مؤثر باشد (مهرانی، وهمکاران، 1389). به عبارتی مالکان نهادی انگیزه‌های زیادی برای نظارت بر گزارشگری مالی دارند. صورت‌های مالی و به خصوص صورت سود و زیان، منبع مهمی از اطلاعات در مورد شرکت است. شواهد تجربی نشان می‌دهد که حضور سرمایه گذاران نهادی با واکنش بازار نسبت به انتشار سود رابطه مثبت دارد (جونگ و کن، 2002). در نتیجه، سود از دیدگاه قیمت گذاری اوراق بهادار اطلاعات مفیدی فراهم بوده و منبع اطلاعاتی مهمی نزد نهادها به شمار می‌آید.

انتظار می‌رود نهادها انگیزه‌هایی و نگاه‌های متفاوت برای جبران خدمات مدیر عامل داشته باشند. اما مثال‌های که مطرح است، این است که "آیا کلیه مالکان نهادی انگیزه یکسانی برای نظارت و رویه‌های جبران خدمات مدیر عامل؟" مطالعات پیشین نشان دادند که سرمایه گذاران نهادی مشابه با یکدیگر نبوده و انگیزه‌های یکسانی برای نظارت بر رویه‌های اتخاذ شده از سوی شرکت‌ها برای جبران خدمات مدیر عامل ندارند (نویسی و نایکر 2006؛ رامالینگگودا و یو، 2011).

تئوری نمایندگی بیان می کندکه هزینه‌های نمایندگی ناشی از تضاد منافع بین مدیران وسهامداران می‌باشد که ممکن است پیامدهایی مانند انحراف از رفتار سرمایه گذاری مطلوب را در پی داشته باشد. بنابراین، احتمال می‌رود که مدیران رفتارسرمایه گذاری متفاوتی با وجودهزینه های نمایندگی داشته باشد. بدین ترتیب با افزایش هزینه‌های نمایندگی مشکلات مربوط به سرمایه گذاری بیشتر از حد وکمتر از حد تشدید می‌شود وتصمیمات سرمایه گذاری شرکت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. همچنین شدت تأثیر هزینه‌های نمایندگی بر رفتار سرمایه گذاری در شرکت‌های بیش سرمایه گذار متفاوت ازشرکت های کم سرمایه گذار است (برادران حسن زاده و تقی زاده خانقاه،1395)

این تجزیه مالکیت از کنترل به طور بالقوه مسئله‌ای گیج کننده است، به این صورت که شاید مالکان و نمایندگان، اهداف و منافع متفاوتی داشته باشند. به طور نمونه، نمایندگان (مدیران) نسبت به مالکان دارای اطلاعات بیشتری درباره شرکت و فعالیت مدیریت می‌باشند. این عدم تعادل در توزیع اطلاعات میان مالکان و نمایندگان، نامتقارنی اطلاعاتی است که مفهومی عمده و حیاتی در منطق نظریه نمایندگی است. در این صورت بعید است مشکلات نمایندگی، زمانی اتفاق بیفتد که اطلاعات به طور مساوی (میان مالکان و نمایندگان) توزیع می‌شوند، زیرا مالکان قادر به نظارت مستقیم بررفتار نمایندگان می‌شوند و در نتیجه از رفتار فرصت‌طلبانه نمایندگان جلوگیری می‌کنند (مورک و یانگ[v]، 2003). مالکان ممکن است به منظورجلوگیری از مشکلات نمایندگی و هم راستاکردن منافع مدیران و مالکان، از ابزار قراردادهای مدیریت (صریح یا ضمنی) استفاده کنند یا شاید اقداماتی را برای کاهش نامتقارنی اطلاعاتی به وسیله افزایش اطلاعات در دسترس خود، انجام دهند (علمیداه و همکاران[vi]،2007). از طرفی، نظریه نمایندگی چارچوبی نظری است که در ادبیات حاکمیت شرکتی، بیشترین استفاده را دارد (جنسن و مکلینگ،1996). زمانی که هیئت مدیره[vii] به عنوان مالکان و مدیران ارشد اجرایی[viii] به عنوان نمایندگان درنظر گرفته شده‌اند، از چشم‌انداز حاکمیت، ارتباط میان هیئت مدیره و مدیریت ارشد اجرایی می‌تواند به عنوان رابطه نمایندگی درنظر گرفته شود. بنابراین، اولین زمینه مورد علاقه پژوهشگران حاکمیت شرکتی، بررسی آن است که آیا هیئت مدیره در نظارت و کنترل مدیریت ارشد اجرایی هوشیار[ix]هستند (علمیداه و همکاران،2007). برای تعیین هوشیاری هیئت مدیره، خصوصیات هیئت مدیره (ازجمله ترکیب هیئت مدیره وحق تصدی[x]هیئت مدیره) به طور نمونه به کار برده می‌شوند (کانیون و مرفی[xi]،2000). میان خصوصیات جمعیتی[xii] هیئت مدیره و مشکلات حاکمیت مهم مانند پرداخت به مدیریت ارشد اجرایی وجانشین مدیریت ارشد اجرایی وجود دارد. در نظریه‌های مالی، فرض اصلی و اساسی این است که هدف اولیه شرکت‌ها، افزایش ثروت سهامداران است، لیکن در عمل همواره اینگونه نیست. احتمالاً مدیران به افزایش منفعت شخصی خود تمایل دارند. این امر منجر به تمرکز و سرمایه‌گذاری آن‌ها بر طرح‌هایی می‌شود که منابع کوتاه‌مدت دارند و توجهی به منافع بلندمدت سهامداران ندارند. در این شرایط مدیران برای دستیابی به عایدی‌های متفرقه تحریک می‌شوند که باز هم منجر به کاهش ارزش منافع و رفاه سهامداران می‌شود. بنابراین می‌توان به راحتی مشاهده کرد که رفتار مدیر برای به حداکثر رساندن منافع خود می‌تواند با منافع مالکان در تضاد باشد. مالکان خواستار این هستند که بازده سرمایه و قیمت سهام به حداکثر برسد، در حالی که مدیران دامنه گسترده‌تری از نیازهای اقتصادی و روانی دارند که از آن جمله می‌توان به حداکثر رساندن کل حقوق و پاداش خود که از طریق گنجاندن بندهای خاصی در قرارداد استخدام در صدد تأمین چنین هدف‌هایی بر می‌آیند را بیان نمود (استرمن،2001:70). با توجه به این تعارض یا تضاد بالقوه، مالکان شرکت دارای انگیزه هستند تا با مدیران به شیوه‌ای قرارداد ببندند که تضاد بین اهداف دو گروه به حداقل ممکن برسد. جبران خدمات به هر نوع پاداشی اطلاق می‌شود که افراد به نشانه سپاس برای ادای وظایف سازمان دریافت می‌کنند. در نگرش جدید به مدیریت منابع انسانی جبران خدمات کارکنان تنها از طریق پرداخت حقوق ودستمزد مزایای پولی صورت نمی‌پذیرد، بلکه میزان کیفیت زندگی کاری[xiii]که شامل مزایای غیر مستقیم مالی ومزایای غیر مالی است مورد توجه قرار می‌گیرد (کراکی و همکاران، 2012). مؤسسهٔ جهان کار[xiv] (2012)، تعریفی نسبتاً گسترده از جبران خدمات کل ارائه داده است. بدین مضمون که جبران خدمات کل "همه ابزارهای در دسترس کار فرما است که از آن‌ها برای جذب، حفظ، ترغیب و راضی کردن کارمندان استفاده می‌شود. بخش منابع انسانی دانشگاه فنی ویرجینیا[xv](2013) در صفحه ای از پایگاه اینترنتی دانشگاه به تشریح نظام جبران خدمات کل طراحی شده برای کارکنان دانشگاه می‌پردازد و در پاسخ به این سؤال که "جبران خدمات کل چیست؟" عنوان می‌کند که؛ اغلب ما زمانی که اصطلاح "جبران خدمات" را می‌شنویم، فکرمان به سمت پولی که در فیش‌های حقوقی مان درج شده است و دریافت می‌کنیم می‌رود. با این وجود "جبران خدمات کل" چیزی فراتر از حقوق و دستمزد است، و آن بسته کامل پرداخت به کارکنان می‌باشد. در دانشگاه فنی ویرجینیا، این شامل همه اشکال پولی، مزایا، خدمات، و سایر مواردی که ما دراختیار کارکنان دانشگاه قرار می‌دهیم می‌باشد. جبران خدمات کل می‌تواند به عنوان همه منابع دردسترس کارکنان تعریف شود که کارفرما از آن برای جذب، انگیزش و حفظ کارکنان استفاده می‌کند (پایگاه اینترنتی: دانشگاه فنی ویرجینیا،2013)[xvi]. ماندی[xvii] در کتاب مدیریت منابع انسانی خود اشاره می‌کند که این نکته حائز اهمیت است که به اصطلاحاتی که برای جبران خدمات به کار برده می‌شود توجه کنیم زیرا در بیشتر مواقع آن تنها در برگیرنده پرداخت‌های مالی است. جبران خدمات کل یا جبران خدمات در بر گیرنده کل پاداش‌هایی است که ازای انجام کار برای کارمند مهیا شده است (کراکی و همکاران، 2012). این موضوع به خوبی در شکل زیر که ماندی (2011) به منزله مؤلفه‌های جبران خدمات کل ارائه داده است نمایان است. با توجه به موارد ذکر شده در فوق در این پژوهش قصدداریم تا به بررسی تأثیر کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیر عامل بپردازیم.

جبران خدمات کل ترکیبی از چهار مؤلفهٔ اصلی: پرداخت، مزایا، مشوق‌های مالی وجبران خدمات غیر مالی است که به آن همچنین عنوان «پرداخت کل»(ژینقم و و شوستر، 2008: 55)[xviii]، «بسته جبران خدمات» (استرمن،2001: 70)[xix] و «جبران خدمات مستقیم و غیر مستقیم» (ناماسیوایم، میاو و ژو، 2006؛ هنمان و شواب، 1985: 547)[xx] نیز اطلاق می‌گردد.

 

 

جبران خدمات کل (کراکی و همکاران، 2012)

 

3-  پیشینه تحقیق

پژوهش حاصل از تحقیق بوش[xxi] (1998) نشان می‌دهد در شرکت‌هایی که درصد مالکیت نهادی کمتر است، مدیران تمایل زیادی به کاهش هزینه‌های تحقیق و توسعه و در نتیجه، بالا بردن سود به سطح قابل قبول دارند. در شرکت‌هایی که درصد مالکیت نهادی بالاتر است، انگیزه مدیران برای مدیریت سود از طریق عدم انجام سرمایه گذاری در فعالیت‌های تحقیق و توسعه کاهش می‌یابد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که حضور مالکان نهادی به کاهش مدیریت سود و متعاقباً حسابداری محافظه کارانه منجر می‌گردد.

ماهونی و رابرتز[xxii] (2007) به بررسی رابطه بین افشای مسئولیت اجتماعی و مالکیت نهادی در شرکت‌های کانادایی پرداختند و نتایج تحقیق آنان نشان داد که رابطهٔ معنادار و منفی بین افشای مسئولیت اجتماعی و مالکیت نهادی وجود دارد.

زی هوا وی و همکاران (2010) درپژوهشی که برروی شرکت‌های خانوادگی و شرکت‌های غیرخانوادگی داشتند به این نتیجه رسیدندکه شرکت‌های خانوادگی در مقایسه با شرکت‌های غیر خانوادگی دارای پرداخت سود نقدی کمتری هستند وهمچنین گرایش کمتری برای پرداخت سود سهام دارند.

نیروانتو و همکاران[xxiii] (2011)، تحقیقی در زمینه بررسی ارتباط بین افشای مسئولیت اجتماعی و درصد مالکیت نهادی در صنعت چوب سازی و کاغذ سازی در طول دوره 2008 لغایت 2010 انجام دادند. نتایج تحقیق نشان داد که بین درصد مالکیت نهادی با افشای مسئولیت اجتماعی و روابط کارکنان رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد. بین درصد مالکیت نهادی و مشارکت جامعه و محیط زیست رابطه معنی داری وجود ندارد.

رامالینگودا و یو[xxiv] (2011) در تحقیقی دریافتند که مالکیت بیشتر توسط نهادهایی که علاقه مند به نظارت بر مدیریت شرکت هستند با اعمال محافظه کاری ارتباط مستقیم دارد. این ارتباط در بین شرکت‌های با گزینه‌های رشد بالا و همچنین عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر، نمایان تر می‌باشد. در مجموع نتایج تحقیق بیانگر آن است که نهادهای نظارتی محافظه کاری بیشتری را تقاضا می‌نمایند.

میشرا ودیگران[xxv] (2012) در تحقیق خود به مطالعه بین مالکیت خانوادگی و جبران خدمات مدیرعامل پرداختند نتایج این تحقیق حاکی از این بود که ارتباط منفی بین مالکیت خانوادگی و جبران خدمات مدیرعامل وجود دارد.

کراکی و همکاران (2012) در تحقیقی نشان می‌دهد که در شرکت‌های با مدیران اجرائی خانواده برجسته، خانواده‌ها برای سلب مالکیت ثروت سهامداران جزء از جبران خدمات مدیر عامل استفاده نمی‌کنند. همچنین به این نتیجه رسیدیم که تأثیر مالکیت نهادی بر دستمزد مدیرعامل بستگی به داخلی یا خارجی بودن سرمایه گذاران نهادی دارد. نتایج هم چنین نشان می‌دهد که سرمایه گذاران نهادی داخلی یک نقش فعال در تعیین سطح دستمزد مدیرعامل با افزایش حساسیت پرداخت برای عملکرد بازی دارند، در حالی که مالکیت نهادی خارجی باعث پرداخت‌هایی بدون هماهنگی پرداخت با عملکرد به مدیرعامل می‌شود.

بولتون[xxvi] در سال 2013، دریافتند که مالکیت بیشتر توسط نهادهایی که علاقمند به نظارت بر مدیریت شرکت هستند با اعمال محافظه کاری و کاهش هزینه‌های جبران خدمات ارتباط دارد. این ارتباط در بین شرکت‌های با گزینه‌های رشد بالا وهمچنین عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر، نمایان‌تر می‌باشد. در مجموع نتایج تحقیق بیانگر آن است که نهادهای نظارتی محافظه کاری بیشتری را تقاضا می‌نمایند.

کوپر و همکاران[xxvii] (2014) در تحقیقی با عنوان بررسی رابطه بین جبران خدمات مدیر عامل و عملکرد قیمت آتی سهام به این نتیجه رسیدند که صنعت و اندازه مدیر عامل به صورت منفی بر تغییرات ثروت سهامداران تأثیر گذارند. و دریافت مبالغ بیشتر مدیران نسبت به هم رده‌هایشان باعث ایجاد انگیزه بالاتر برای آن‌ها می‌شود. هم چنین نتایج تحقیق نشان می‌دهد که پرداخت‌های بالا ممکن است باعث ایجاد اعتماد به نفس کاذب در مدیران و انجام واکنش‌های افراطی شود.

چی، لئو و وانگ[xxviii] در سال 2014، دریافتند که بین مالکیت نهادی و محافظه کاری رابطه مثبت و بین مالکیت نهادی و هزینه‌های مربوط به منابع انسانی و جبران خدمات رابطه منفی وجود دارد. براساس یافته‌های ایشان، شرکت‌های با مالکیت نهادی کمتر، تقاضای کمتری برای حسابداری محافظه‌کارانه دارند. همچنین آن‌ها دریافتند که در صورت عدم تفکیک نقش مدیر عامل و رئیس هیأت مدیره، تمایل بیشتری به محافظه‌کاری وجود دارد.

پژوهش حاصل از تحقیق ویلسون[xxix] در سال 2015، نشان می‌دهد در شرکت‌هایی که درصد مالکیت نهادی کمتر است، مدیران تمایل زیادی به کاهش هزینه‌های شرکت من جمله هزینه جبران خدمات مدیر عامل و در نتیجه، بالا بردن سود به سطح قابل قبول دارند. در شرکت‌هایی که درصد مالکیت نهادی بالاتر است، انگیزه مدیران برای مدیریت سود از طریق پرداخت هزینه‌های کمتر برای جبران خدمات و عدم انجام سرمایه گذاری در فعالیت‌های تحقیق و توسعه کاهش می‌یابد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که حضور مالکان نهادی به کاهش مدیریت سود و متعاقباً حسابداری محافظه کارانه منجر می‌گردد.

سجادی و همکاران، (1392) در تحقیق خود ارتباط بین ساختار مالکیت بر ریسک سرمایه گذاری در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال‌های 1383 تا 1389 را مورد بررسی قرار دادند برای بررسی این موضوع، سه متغییر تمرکز مالکیت، میزان مالکیت سهامداران نهادی و میزان مالکیت مدیریت به عنوان معیارهای ساختار مالکیت درنظر گرفته شد. نتایج نشان دادکه متغییر های تمرکز مالکیت ومیزان مالکیت مدیریت تأثیرمنفی ومعناداربر ریسک سرمایه گذاری دارند. اما میزان مالکیت نهادی تأثیری بر ریسک سرمایه گذاری شرکت‌ها ندارد.

پورعلی و حجامی (1393) در تحقیقی به بررسی رابطه بین افشای مسئولیت اجتماعی و مالکیت نهادی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با بررسی 60 شرکت بورسی در بازه زمانی 1385 لغایت 1389 با استفاده از روش داده‌های تلفیقی ایستا به این نتیجه رسیدند که رابطه معنادار و منفی بین افشای مسئولیت اجتماعی، میزان افشای اطلاعات مربوط به روابط کارکنان، تولید و محیط زیست با مالکیت نهادی وجود دارد. این در حالی است که بین میزان افشای اطلاعات مربوط به مشارکت اجتماعی با مالکیت نهادی رابطه معناداری وجود ندارد.

مهرانی و همکاران (1394) در تحقیقی به بررسی رابطه مالکیت نهادی وانعطاف پذیری مالی پرداختند یافته‌ها حاکی ازآن است که حضور مالکان نهادی در ساختار سرمایه شرکت‌ها سبب انعطاف پذیری یبیشتری آن‌ها می‌گردد. همچنین یافته‌ها نشان دادند که هر چه تمرکز مالکان نهادی در ساختار سرمایه شرکت بیشتر باشد بعبارتی سرمایه بیشتر دست تعداد محدودی مالک نهادی باشد انعطاف پذیری شرکت کم می‌شود.

حسین فخار و الهام فصیح (1395). در تحقیقی تأثیر مالکیت خا نوادگی بر ساختار سرمایه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برمبنای تئوری نمایندگی طی سالهای 1387 و 1391 را مورد بررسی قراردادند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان دادکه مالکیت خانوادگی تأثیر مثبت ومعناداری بر ساختار سرمایه شرکت‌های مورد بررسی دارد. هم چنین رشد وسود آوری هم اثر تعدیل کننده مثبت و معناداری بر رابطه بین مالکیت خانوادگی وساختار سرمایه شرکت‌ها در بازار سرمایه ایران دارد.

محمدی و نقی زاده (1395) در تحقیقی با عنوان تأثیر هزینه‌های نمایندگی بر ارتباط بین مالکیت مدیریتی و محافظه کاری حسابداری بر اساس نمونه ای که شامل ۱۱۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که بین سال‌های ۱۳۹۱-۱۳۸۶ در بورس حضور داشته‌اند به این نتیجه دست یافتند که هزینه‌های نمایندگی بر رابطه بین مالکیت مدیریتی با محافظه‌کاری حسابداری تأثیر معنادار ندارد.

 

4-  فرضیه‌های تحقیق

  • 4-1- عامل کنترل خانوادگی شرکت بر جبران خدمات مدیر عامل تأثیر معناداردارد.
  • 4-2- عامل سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیر عامل تاثیرمعنادار دارد.

 

5-  روش تحقیق

این پژوهش، از لحاظ شیوه اجرا توصیفی و در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری مبتنی بر اطلاعات واقعی است. از بعد هدف نیز جزء تحقیقات کاربردی محسوب می‌شود. اطلاعات مربوط به ادبیات پژوهش و مباحث نظری از منابع کتابخانه ای و پایگاه‌های علمی و مقالات خارجی و داخلی جمع آوری شده است. داده‌های مورد نیاز برای انجام این پژوهش به صورت میدانی، عموماً با استفاده از نرم افزار ره آورد نوین 3 و پایگاه اطلاع رسانی سازمان بورس اوراق بهادار تهران استخراج شده است.

 

6-  جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است که قبل از فروردین 1386 در بورس پذیرفته شده باشند و تا پایان سال 1395 نماد آن‌ها متوقف نشده باشد. روش نمونه گیری بر اساس روش انتخاب هدفمند بوده که در نهایت با اعمال شرایط زیر تعداد 93 شرکت به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند:

1)   به لحاظ افزایش قابلیت مقایسه، دوره مالی آن‌ها منتهی به پایان اسفندماه باشد؛

2)   طی سال‌های 1386 تا 1395 تغییر سال مالی و توقف عملیات بیش از 6 ماه نداشته باشند؛

3)   شرکت‌های واسطه گری مالی، سرمایه‌گذاری و بانک‌ها به دلیل ماهیت خاص فعالیت حذف می‌شوند.

4)   اطلاعات مورد نیاز آن‌ها از سال 1386 تا 1395 در دسترس باشد.

 

7-  مدل نظری و متغیرهای پژوهش

در تحقیق حاضر، از مدل‌های برگرفته از تحقیق کراکی و همکاران (2012) استفاده شده که این مدل‌ها به صورت رابطه 1 و 2 می‌باشند.

 

(1)

 

 

(2)

 

 

 

 

در مدل‌های 1 و 2، متغیر وابسته جبران خدمات مدیر عامل شرکت i در سال t LN(COMPENSATIONit) در نظر گرفته‌شده است که برابر است با لگاریتم مجموع دستمزد و پاداش پرداختی شرکت به مدیرعامل است.

 

  • ·      متغیرهای مستقل

-     کنترل خانوادگی شرکت i در سال t (FAMILYit): متغیر مجازی است که اگر سهام شرکت خانوادگی باشد برابر با 1، در غیر این صورت صفر است.

-     سرمایه‌گذاران نهادی شرکت i در سال t (INSTOWNit): درصد مالکیت سهام نگهداری شده توسط سرمایه‌گذاران نهادی،

 

  • ·      متغیرهای کنترلی

-     عملکرد شرکت i در سال t (PERFORMANCEit): از بازده دارایی‌های شرکت (ROA) جهت محاسبه این متغیر استفاده شده است.

-     اندازه حاکمیت شرکتی i در سال t (GOVERNANCEit): از اندازه هیئت مدیره شرکت (BOARDSIZE) و دوره تصدی مدیر عامل شرکت (CEOAGE) برای محاسبه متغیر حاکمیت شرکتی استفاده شده است.

-     اندازه شرکت (LNSALES): این متغیر برابر است با لگاریتم طبیعی کل فروش شرکت،

-     به علاوه در این مدل‌ها،α عرض از مبداء، β ها شیب خط یا ضرایب متغیرهای مستقل مدل و εit خطای مدل تحقیق می‌باشند.

 

 

8-  یافته‌های پژوهش

8-1- آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

به‌منظور تجزیه‌وتحلیل اولیه داده‌ها، آمار توصیفی متغیرهای پژوهش برای استفاده در رگرسیون خطی چند متغیره داده‌های ترکیبی در جدول 1 ارائه‌شده است. این جدول بیانگر مقدارآماره توصیفی برای هر متغیر می‌باشد و شامل دو دسته اطلاعات می‌باشد. دسته اول، مربوط به میانگین و میانه است و دسته دوم اطلاعات شامل پارامترهای مربوط به پراکندگی نظیر انحراف معیار، چولگی و کشیدگی است که بیانگر پراکنش داده‌ها حول محور میانگین می‌باشد.

 

جدول 1- آماره‌ توصیفی متغیرها

نام متغیر آماره

ROA

LNSALES

LNCOMP

INSTOWN

FAMILY

CEOAGE

میانگین

92/0

23/14

03/0

76/0

54/0

17/7

میانه

81/0

85/13

02/0

76/0

1

7

بیشترین مقدار

93/0

22/19

96/2

83/0

1

12

کمترین مقدار

56/0-

30/5

02/3-

68/0

0

3

انحراف معیار

18/0

74/1

89/0

04/0

52/0

59/2

چولگی

32/0

00/0

02/0-

01/0

12/0-

02/0-

کشیدگی

31/5

29/3

54/2

79/1

06/1

86/1

سطح بحرانی

532/0

090/0

056/0

078/0

232/0

071/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8-2- آزمون نرمال بودن متغیرهای پژوهش

همچنین، جهت بررسی نرمال بودن توزیع متغیرها از آماره جارکو- برا[xxx] استفاده شده است. همان‌طور که در جدول 1 مشاهده می‌شود احتمال آماره داده‌های اولیه مربوط به متغییرها بزرگ‌تر از 5 درصد می‌باشد، که حاکی از نرمال بودن متغیرها است.

 

جدول 2- آزمون جارکو برا

نام متغیر آماره

ROA

LNSALES

LNCOMP

INSTOWN

FAMILY

CEOAGE

جارکو برا

11/173

12/4

26/7

71/39

52/109

42/38

سطح معناداری

324/0

112/0

159/0

215/0

088/0

108/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8-3- آزمون ریشه واحد داده‌ها

اولین گام برای برآورد الگو بعد از جمع‌آوری داده، بررسی ویژگی‌های مانایی یا ایستایی متغیرهاست. برای این منظور، از آزمون ریشه واحد استفاده می‌شود. بر اساس این آزمون، P-Value کمتر از 5% بوده است، کل متغیرهای پژوهش در سطح، پایا هستند. این بدان معناست که میانگین و واریانس متغیرها در طول زمان و کوواریانس متغیرها بین سال‌های مختلف ثابت بوده است. درنتیجه استفاده از این متغیرها در مدل باعث به وجود آمدن رگرسیون کاذب نمی‌شود. نتایج بررسی در جدول  نشان‌دهنده آن است همه متغیرها معنادار هستند.

 

جدول 3- آزمون مانایی بر اساس آزمون لوین، لین و چو روی سطح برای متغیرهای پژوهش

نام متغیر

آماره t

سطح معناداری

تعداد شرکت

مشاهدات

جبران خدمات مدیر عامل

3212/28-

0000/0

93

930

کنترل خانوادگی

8625/54-

0000/0

93

930

سرمایه گذاران نهادی

1954/40-

0000/0

93

930

بازده دارایی‌ها

0387/55-

0000/0

93

930

اندازه هیئت مدیره

2007/33-

0000/0

93

930

دوره تصدی مدیر عامل

2451/40-

0000/0

93

930

اندازه شرکت

5742/33-

0000/0

93

930

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8-4- آزمون انتخاب الگوی برازش

برای بررسی این‌که بین روش داده‌های ترکیبی[xxxi] و داده‌های تلفیقی[xxxii] جهت برآورد تابع موردنظر، کدام‌یک انتخاب شود، از آزمون چاو یا F لیمر استفاده شده است. اگر احتمال آماره کمتر از سطح خطای 5 درصد باشد، استفاده از مدل ترکیبی با اثرات مورد تأیید قرار می‌گیرد، در غیر این صورت مدل تلفیقی بدون اثرات استفاده می‌شود. خلاصه نتایج این آزمون برای مدل‌های تحقیق در جدول 4 آمده است. این نتایج نشان می‌دهند که احتمال آماره برای مدل‌های این پژوهش کمتر از سطح خطای 5 درصد است، بنابراین باید از مدل ترکیبی با اثرات جهت آزمون این مدل‌ها برای پاسخ به فرضیه‌های پژوهش استفاده شود که در ادامه به آن می‌پردازیم.

 

جدول 4- خلاصه نتایج آزمون F لیمر برای مدل‌های پژوهش

نام مدل

آماره F فیشر

درجه آزادی آماره

 F فیشر

سطح معنی‌داری

اول

529/2

(651/93)

0014/0

دوم

986/2

(651/93)

0033/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

بعلاوه، برای انتخاب بین روش ثابت و تصادفی می‌توان از آزمون هاسمن[xxxiii] استفاده کرد.

 

(3)             

 

H تعداد متغیرهای توضیحی، و به ترتیب بردار ضرایب درروش اثرات ثابت و تصادفی،  و  به ترتیب ماتریس کوواریانس ضرایب درروش اثرات ثابت و تصادفی می‌باشند.

 

فرضیه صفر: روش اثرات تصادفی کاراتر است.

فرضیه مقابل: روش اثرات ثابت کاراتر است.

خلاصه‌ای از نتایج به‌دست‌آمده از این آزمون در جدول 5 آمده است. این نتایج برای مدل‌های پژوهش، بیانگر رد شدن فرضیه صفر و انتخاب روش اثرات ثابت می‌باشد.

 

جدول 5- خلاصه نتایج آزمون هاسمن برای مدل‌های پژوهش

نام مدل

آماره کای دو

درجه آزادی آماره

کای دو

سطح معنی‌داری

اول

856/19

3

0003/0

دوم

218/16

3

0016/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8-5- آزمون فرضیه‌های پژوهش

نتایج حاصل از برآورد مدل‌های پژوهش با روش اثرات ثابت نشان می‌دهد که مقدار سطح معناداری آماره F کل هر دو مدل از 05/0 کوچک‌تر است، پس در سطح اطمینان 95% معنادار بودن کل این مدل‌ها تأیید می‌شود. هم چنین مقدار آماره دوربین واتسون در مدل‌های اول و دوم به ترتیب برابر با 062/2 و 061/2 می‌باشد، لذا فرض خود همبستگی سریالی بین متغیرها رد می‌شود. مقدار ضریب تعیین مدل اول و دوم پژوهش به ترتیب برابر با 77/0 و 76/0 می‌باشد. بنابراین با توجه به این مقدار، این مدل‌ها به ترتیب می‌توانند 77 و 76 درصد از تغییرات متغیر وابسته را به وسیله متغیرهای توضیحی پیش بینی کنند.

 

 

 

 

 

جدول 6- خلاصه نتایج برآورد مدل اول پژوهش به روش اثرات ثابت

متغیر وابسته: جبران خدمات مدیر عامل

نماد متغیر: LNCOMP

مدل: رگرسیون خطی چند متغیره

نوع: ترکیبی

مقاطع (تعداد): 93 دوره‌ها (تعداد): 10

مشاهده‌ها: 930

نام متغیرهای توضیحی

نماد متغیرها

ضرایب

خطای استاندارد

آماره t

سطح معنی‌داری

کنترل خانوادگی

FAMILY

68546/0-

238544/0

87351/2-

0094/0

بازده دارایی‌ها

ROA

453480/0

071002/0

38686/6

0000/0

اندازه هیئت مدیره

BOARDSIZE

79568/0-

185430/0

29099/4-

0000/0

دوره تصدی مدیر عامل

CEOAGE

712223/0

256840/0

770302/2

0086/0

اندازه شرکت

LNSALES

024690/0

004512/0

47207/5

0003/0

عرض از مبدأ

C

091023/0-

029674/0

067432/3-

0013/0

ضریب تعیین

778454/0

آماره دوربین - واتسون

062354/2

آماره F فیشر

93377/14

احتمال آماره F فیشر

000000/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

جدول 7- خلاصه نتایج برآورد مدل دوم پژوهش به روش اثرات ثابت

 

متغیر وابسته: جبران خدمات مدیر عامل

 نماد متغیر: LNCOMP

 

مدل: رگرسیون خطی چند متغیره

 نوع: ترکیبی

 

مقاطع (تعداد): 93 دوره‌ها (تعداد): 10

مشاهده‌ها: 930

 

نام متغیرهای توضیحی

نماد متغیرها

ضرایب

خطای استاندارد

آماره t

سطح معنی‌داری

 

سرمایه گذاران نهادی

INSTOWN

47521/0-

13241/0

58892/3-

0006/0

 

بازده دارایی‌ها

ROA

79256/0

31541/0

51279/2

0085/0

 

اندازه هیئت مدیره

BOARDSIZE

13485/0-

041249/0

26912/3-

0014/0

 

دوره تصدی مدیر عامل

CEOAGE

14111/0-

035238/0

00448/4-

0005/0

 

اندازه شرکت

LNSALES

42517/0

26365/0

61263/1

2054/0

 

عرض از مبدأ

C

15279/0

038671/0

95102/3

0005/0

ضریب تعیین

765423/0

آماره دوربین - واتسون

061254/2

آماره F فیشر

79215/13

احتمال آماره F فیشر

000000/0

             

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

در ادامه به بررسی معنادار بودن ضرایب متغیرهای توضیحی مدل رگرسیون با استفاده از آماره t[xxxiv] می‌پردازیم. اگر احتمال آماره کمتر از سطح خطای 5 درصد باشد، وجود رابطه بین متغیرمستقل و وابسته مدل مورد تأیید قرار می‌گیرد. در غیراینصورت شواهد حاکی از فقدان رابطه است.

 

9- یافته‌های پژوهش

فرضیه اول پژوهش به این گونه است که، بین کنترل خانوادگی شرکت با جبران خدمات مدیر عامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری دارد. مقدار احتمال آماره t متغیر مستقل کنترل خانوادگی شرکت (FAMILY) در مدل اول برآورد شده به برابر با 009/0 (عددی کمتر ازسطح خطای 5 درصد) می‌باشد. لذا می‌توان گفت که کنترل خانوادگی شرکت رابطه معناداری با متغیر جبران خدمات مدیر عامل دارد. بنابراین فرضیه اول پژوهش رد نمی‌شود.

فرضیه دوم پژوهش بیان می‌کند که، بین سرمایه گذاران نهادی با جبران خدمات مدیر عامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد. بر اساس نتایج برآورد مدل دوم پژوهش، مقدار احتمال آماره t متغیر مستقل سرمایه گذاران نهادی (INSTOWN) برابر با 0.0006 و عددی کوچک‌تر از سطح خطای 5 درصد می‌باشند. بنابراین وجود رابطه معنادار بین سرمایه گذاران نهادی شرکت با متغیر جبران خدمات مدیر عامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته می‌شود؛ لذا فرضیه دوم رد نمی‌شود.

 

10- بحث و نتیجه گیری

بر اساس نتایج مدل‌های برآورد شده و همچنین فرضیه‌های ارائه شده در این تحقیق که به‌منظور بررسی تأثیر کنترل خانوادگی و سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیرعامل شرکت‌های پذیرفتـه شده در بورس اوراق بهادار تهران اجرا شده‌اند، می‌توان نتیجه گرفت که عواملی همچون کنترل خانوادگی شرکت و وجود سرمایه گذاران نهادی بر جبران خدمات مدیر عامل تأثیر معناداری دارند.

به عبارتی نتیجه حاصل از فرضیه اول نشان می‌دهد که بین کنترل خانوادگی با جبران خدمات مدیر عامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنا داری وجوددارد. ونتیجه حاصل از فرضیه دوم نشان می‌دهد که بین سرمایه گذاران نهادی با جبران خدمات مدیر عامل شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معنا داری وجود دارد.

 به علاوه، ضرایب برآورد شده متغیرهای کنترل خانوادگی شرکت و سرمایه گذاران نهادی دارای مقدارهای منفی هستند، که نشان می‌دهد این عوامل اثر عکس و معناداری بر جبران خدمات مدیر عامل شرکت‌ها دارند. همچنین، با مقایسه نتایج تحقیق با یافته‌های پژوهش‌های انجام شده و مقایسه با تحقیقات انجام شده در خارج از کشور همچون کراکی و همکاران (2012) در می‌یابیم که نتایج همسو می‌باشند.

ساختار مناسب جبران خدمات مدیر عامل با در نظر گرفتن خصوصیات شرکت از قبیل وجود سرمایه‌گذاران نهادی و کنترل خانوادگی شرکت می‌تواند منجر به افزایش سودآوری شرکت‌ها شود. با توجه به یافته‌های پژوهش، به مدیران و سهامداران شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران پیشنهاد می‌شود که در سیاست گذاری‌های آتی خود، ویژگی‌های شرکت همچون وجود سرمایه‌گذاران نهادی و کنترل خانوادگی شرکت را مورد توجه قرار دهند. به این صورت که اقدامات لازم را در جهت کاهش این عوامل (زیرا کنترل شرکت در دست عده معدودی قرار می‌گیرد) انجام داده و در نتیجه باعث شود که میزان جبران خدمات مدیر عامل روند افزایشی را داشته باشد؛ در نهایت موجب افزایش سودآوری شرکت‌ها شود.

پیشنهادهای آتی جهت تحقیق پژوهشگران به شرح زیر می‌باشد.

ü         بررسی رابطه بین جبران خدمات مدیر عامل، کنترل خانوادگی و سرمایه‌گذاران نهادی در حضور شرایط رکود تورمی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

ü         همچنین بررسی رابطه بین جبران خدمات مدیر عامل، کنترل خانوادگی و سرمایه‌گذاران نهادی به تفکیک نوع صنعت و چرخه عمر شرکت مورد تحقیق قرار گرفته وبا نتایج حاضر مقایسه شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- دانشیار گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران، نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات.     fheidarpoor@yahoo.com

2- کارشناس ارشدحسابداری، گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اراک، اراک، ایران.



[i]. Croci, E., Gonenc, H

[ii]. Jensen & Meckling

[iii]. Bebchuk and Fried

[iv]. Bertrand and Schoar

[v]. Morck and Yeung

[vi]. Almida,H., Compello

[vii]. Director Boards

[viii]. Chief Executives OFFICER (CEO)

[ix]. Vigilance

[x]. Tenure

[xi]. Conyon, M.J., Murphy

[xii]. Demographic

[xiii]. Quality of working life

[xiv]. WorldatWork

[xv]. Virginia Tech

[xvi]. http://www.hr.vt.edu/compensation/total_compensation/index.html

[xvii]. Mondy

[xviii]. Zingheim and Schuster

[xix]. Sturman

[xx]. Namasivayam, Miao, & Zhao;Heneman& Schwab

[xxi]. Bushee, Brian. J

[xxii]. Mohoney, L. and Roberts, R.W

[xxiii]. Nirwanto, Mirza.Zulaikha. Rahardja, H

[xxiv]. Santhosh,Ramalingegowda;yong,Yu

[xxv]. Mishra et al.

[xxvi]. Bolton

[xxvii]. Michael J. Cooper, Huseyin Gulen, P. Raghavendra Rau

[xxviii]. chi, Liu and Wang

[xxix]. Wilson

[xxx]. Jarque–Bera

[xxxi]. Panel

[xxxii]. Pooled

[xxxiii]. Hasman Test

[xxxiv]. T Student

 

 

 

 

فهرست منابع

1)     پورعلی، محمدرضا و محدثه حجامی، (1393)، "بررسی رابطه بین افشای مسئولیت اجتماعی و مالکیت نهادی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، فصلنامه علمی پژوهشی دانش حسابداری و حسابرسی مدیریت، سال سوم، شماره دهم، صص 135-150.

2)     بیابانی، علی، حجت اله فرزانی و هیوا رستگارمقدم، (1392)، "بررسی رابطه بین مالکیت اصلی و محافظه­کاری در سود"، مجله دانش حسابداری، سال دوم، شماره 6.

3)     نمازی، محمد و سیدعلی محمدی، (1394)، "بررسی رابطه بین سازوکارهای نظام راهبری شرکت و محافظه­کاری در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، تحقیقات حسابداری، سال دوم، شماره 8.

4)     مرادزاده فرد، مهدی، بهمن بنی مهد و مهدی دیندار یزدی، (1390)، "بررسی رابطه بین محافظه‌کاری حسابداری و نظام راهبری شرکتی"، حسابداری مدیریت، سال چهارم، شماره هشتم.

5)     مهرآزین، محمد، (1390)، "بررسی رابطه بین سرمایهگذاران نهادی و کیفیت سود"، پایان نامه کارشناسی ارشد حسابداری، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران.

6)     مهرانی، ساسان، محمد مرادی و هدی اسکندر، (1389)، "رابطه نوع مالکیت نهادی و حسابداری محافظه کارانه"، پژوهش‌های حسابداری مالی، سال دوم، شماره اول.

7)     محمدی، جمال و نازنین نقی زاده، (1395)، "تأثیر هزینه‌های نمایندگی بر ارتباط بین مالکیت مدیریتی و محافظه کاری حسابداری " پنجمین کنفرانس ملی علوم مدیریت نوین.

8)     مهرانی، ساسان، محمد مرادی، هدی اسکندر و محمدجواد هاشمی، (1394)، "مالکیت نهادی وانعطاف پذیری مالی، پژوهش‌های حسابداری مالی وحسابرسی"، 7، 28، صص 43-56.

9)     سجادی، سیدحسین، حسن فرازمند و جواد نیک کار، (1392)، "ارتباط بین ساختار مالکیت برریسک سرمایه گذاری"، پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، سال پنجم، شماره 20.

10)  برادران حسن زاده، رسول و وحید تقی زاده خانقاء، (1395)، "تأثیر هزینه‌های نمایندگی به رفتار سرمایه گذاری"، پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، شماره 32، صص 139-170.

11)  فخار، حسین و الهام فصیح، (1395)، "تأثیر مالکیت خانوادگی بر ساختار سرمایه شرکت‌های پذ یرفته شده در بورس اواراق بهادار تهران (مبتنی بر تئوری نمایندگی)"، فصلنامه علمی پژوهشی دانش سرمایه گذاری، شماره 20، صص 145-164.

12)  Almida,H., Compello,M., (2007), “Financial Constraints, Asset Tangibility, and Corporate Investment”, Published by Oxford University Press on Behalf Of The Society For Financial Studies.

13)  Bebchuk, L., Fried, J., (2003), “Executive Compensation as an Agency Problem”, Journal of Economic Perspectives, Vol. 17, PP. 71–92.

14)  Bertrand, M., Schoar, A., (2006), “The Role of Family in Family Firms”, Journal of Economic Perspectives Vol. 20, PP. 73–96.

15)  Bushee, Brian. J, (1998), “The Influence of Institutional Investors On Myopic R&D Investment Behavior”, Accounting Review. Vol. 73, PP. 305-334.

16)  Conyon, M.J., Murphy, K.J., (2000), “The Prince and The Pauper: CEO Pay in The US and UK”, Economic Journal Vol. 110, PP. 640–671.

17)  Croci, E., Gonenc, H., & Ozkan, N, (2012), “CEO Compensation, Family Control, and Institutional Investors in Continental Europe”, Journal of Banking & Finance, 36(12), PP. 3318-3335.

18)  Compensation Practices and Firm Performance in the Us Hotel Industry. International Journal of Hospitality Management, (2013), Vol. 26, PP. 574-587.

19)  Jensen، M.C.، Meckling، W.H, (1996), “Theory of The Firm Managerial Behavior, Agency Costs And Ownership Structure”, Journal of Financial Economics، October، Vol. 3، No. 4، PP. 305-360.

20)  Cooper, M.J., Gulen,H. P. Rau,R.V, (2014), ”The Relationship Between CEO Incentive Compensation And Future Stock Price Performance”, Business.Uiuc.Edu.

21)  Morck, R., Yeung, B., Yu, W., (2003), “The Information Content of Stock Markets: Why Do Emerging Markets Have Synchronous Stock Price Movements?”, Journal of Financial Economics Vol. 58, PP. 215–260.

22)  Mohoney, L. And Roberts, R.W, (2007), “Corporate Social Performance and Financial Performance and Institutional Ownership in Canadian Firms”, Accounting Forum, Vol. 31, PP. 233-53.

23)  Namasivayam, K., Miao, L., & Zhao, X, (2006), “An Investigation of the Relationship between

24)  Nirwanto, Mirza.Zulaikha. Rahardja, H, (2011),"Corporate Social Responsibility Disclosure and Its Relation on Institutional Ownership: Evidence From Public Listed Companies in Malaysia 2008-2010", Managerial Auditing Journal.

25)  Santhosh,Ramalingegowda;Yong,Yu, (2011), “Institutional Ownership and Conservatism”, Journal of Accounting and Economics.

26)  Sturman, MC, (2001), ”The Implications of Linking The Dynamic Performance and Turnover Literatures”, Journal oSf Applied Psychology 86 (4), PP. 684.

27)  Zingheim PK, Schuster JR, (2008), “W Hat Are The Pay Issues Right Now?” Compens. Ben. Rev.,39(3), PP. 51-55.

 

یادداشت‌ها