تأثیر رقابت در بازار محصول بر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه حسابداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 مربی گروه حسابداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

3 کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

چکیده

چکیده
مقاله حاضر رابطه بین رقابت در بازار محصول با ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران را بررسی می‌کند. نمونه پژوهش حاضر شامل 110 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است . در این مقاله برای اندازه‌گیری رقابت در بازار از شاخص هرفیندال _هیرشمن و لرنر تعدیل‌شده استفاده‌شده است، همچنین برای سنجش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران از دو معیار مخارج سرمایه‌ای شرکت و بازده سرمایه‌گذاری‌ها استفاده‌شده است. یافته‌ها بیانگر این است که شاخص هرفیندال _هیرشمن اثر منفی و معناداری بر مخارج سرمایه‌ای دارد بنابراین با افزایش رقابت در بازار، مخارج سرمایه‌ای افزایش می‌یابد و بین شاخص لرنر تعدیل‌شده با بازده سرمایه‌گذاری‌ها رابطه‌ای مثبت و معنی‌دار وجود دارد، یعنی با افزایش شدت رقابت در بازار، بازده سرمایه‌گذاری‌ها افزایش می‌یابد. به‌طورکلی، یافته‌ها نشان می‌دهد مکانیسم بازار عاملی مؤثر بر ریسک‌پذیری هست.
 
Abstract
This research examines the relationship between product market competitions with investor`s risk-taking. The sample consisted of 110 companies listed in Tehran Stock Exchange from 10 different industries. To achieve this goal, the Herfindahl-Hirschman index and Adjusted Lerner used as measures of competitiveness.The capital expenditures and the investment`s return have been used for measuring the risk-taking. Research findings indicates that there is significant negative relationship between Herfindahl-Hirschman with the capital expenditure by increasing product market competition, capital expenditures increasing, but there is significant positive relationship between Adjusted Lerner with investment`s return. by increasing product market competition, investment`s return increasing. Overall, the finding evidence that market mechanisms is an effective factor to risk-taking.
 
Keywords: Product Market Competitions, Investment, Risk-Taking

کلیدواژه‌ها


تأثیر رقابت در بازار محصول بر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران

 

 

سیدکاظم ابراهیمی

تاریخ دریافت: 26/07/1397            تاریخ پذیرش: 29/09/1397

[1]

علی بهرامی نسب[2]

صدیقه پروانه[3]

 

 

چکیده

مقاله حاضر رابطه بین رقابت در بازار محصول با ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران را بررسی می‌کند. نمونه پژوهش حاضر شامل 110 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است . در این مقاله برای اندازه‌گیری رقابت در بازار از شاخص هرفیندال _هیرشمن و لرنر تعدیل‌شده استفاده‌شده است، همچنین برای سنجش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران از دو معیار مخارج سرمایه‌ای شرکت و بازده سرمایه‌گذاری‌ها استفاده‌شده است. یافته‌ها بیانگر این است که شاخص هرفیندال _هیرشمن اثر منفی و معناداری بر مخارج سرمایه‌ای دارد بنابراین با افزایش رقابت در بازار، مخارج سرمایه‌ای افزایش می‌یابد و بین شاخص لرنر تعدیل‌شده با بازده سرمایه‌گذاری‌ها رابطه‌ای مثبت و معنی‌دار وجود دارد، یعنی با افزایش شدت رقابت در بازار، بازده سرمایه‌گذاری‌ها افزایش می‌یابد. به‌طورکلی، یافته‌ها نشان می‌دهد مکانیسم بازار عاملی مؤثر بر ریسک‌پذیری هست.

 

واژه‌های کلیدی: سرمایه‌گذاری، ریسک‌پذیری، رقابت در بازار محصول.

 

 

 

1- مقدمه

ریسک یک عامل مؤثر بر تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری هست. بدیهی است که سرمایه‌گذاری مطلوب با توسعه اقتصادی و اجتماعی دارای رابطه‌ای مستقیم است. (سجادی و همکاران،1392) میزان ریسک و عوامل مؤثر بر ریسک حائز اهمیت هست. که با توجه به این عوامل سرمایه‌گذاران در ارتباط با سرمایه‌گذاری خود برای رسیدن به یک سرمایه‌گذاری مطلوب برنامه‌ریزی می‌نمایند.

وضعیت هر صنعت وابسته به شرایط اقتصادی، اجتماعی فرهنگی هست و تغییر در این عوامل باعث تغییر در شرایط صنعت می‌شود. میزان تقاضا یکی از عوامل مؤثر بر ریسک است، با گسترش فعالیت‌های اقتصادی و افزایش رقابت در بازار تداوم فعالیت در بازار مستلزم این است که مدیران نسبت به اتخاذ تصمیمات به‌موقع و کارا دقت بیشتری به‌کارگیرند تا به این وسیله بتوانند بر بازار غلبه کنند و در بازار حضورداشته باشند. (شلی فر و ویشنی[i]،1997) بیان می‌کنند که رقابت در بازار محصول به‌احتمال‌زیاد عامل مهمی است که اقتصاد را در جهان به سمت کارایی هدایت می‌کند. یکی از دلایل چنین استدلالی این است که نیروهای انضباطی و نظم‌دهندهٔ رقابت باعث ایجاد انگیزه در مدیران برای رفتار کارا می‌شود و مدیران ناکارآمد را به‌سرعت از بازار حذف می‌کند. (هری مارکویتز،1952) ادعا می‌کند که وقتی حفاظت از سرمایه‌گذاری‌ها ضعیف است مدیران فرصت بیشتری برای منحرف کردن منابع شرکت به سمت منافع خود و ریسک گریزی دارند، زیرا سرمایه‌گذاری کردن در پروژه‌های دارای ریسک بالا منافع خصوصی را کاهش می‌دهد. (هارت[ii]،1983) بیان می‌کند که رقابت در بازار محصول تضاد نمایندگی را کاهش می‌دهد و مانع از مصادره فرصت‌ها توسط خودی‌های شرکت‌ها می‌شود. بنابراین سرمایه‌گذاری شرکت‌ها فعال در صنایع بسیار رقابتی، در پروژه‌های پر ریسک دارای ارزش زیادی است.

(کوکاریا[iii] وهمکاران،2012) ادعا می‌کنند رقابت مشکلات نمایندگی را تا حد زیادی کاهش می‌دهد. شرکت‌ها در صنایع کمتر رقابتی کارایی کمتری نسبت به شرکت‌های فعال در صنایع رقابتی‌تر دارند در این پژوهش به بررسی تأثیری که رقابت به‌عنوان یک مکانیزه انضباطی خارجی بر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران دارد پرداخته می‌شود.

 

2- مبانی نظری پژوهش

 (جانو همکاران، 2008) به بررسی رابطه بین حمایت از سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ ورسک پذیری پرداختند وبِ این نتیجه رسیدند بین حفاظت از سرمایه‌گذاری‌ها و ریسک‌پذیری رابطه مثبتی وجود دارد بنابراین وقتی حمایت از سرمایه‌گذاری‌ها ضعیف است شرکت‌ها فرصت بیشتری برای مصادره منابع شرکت و خصوصی‌سازی نتیجه سرمایه‌گذاری‌ها دارند حفاظت بهتر از سرمایه‌گذاری‌ها ریسک خصوصی‌سازی منافع را کاهش می‌دهد و ممکن است مشوقی برای ریسک پذیران باشد که درنتیجه آن ارزش سیاست‌های سرمایه‌گذاری بالا می‌رود. از طرف دیگر می‌توان به رفتار ریسک گریزی بخشی از سرمایه‌گذاران غالب توجه نمود که ترجیح می‌دهند درجایی سرمایه‌گذاری کنند که حفاظت از سرمایه‌گذاری‌ها ضعیف است (جان و همکاران،2008) نشان می‌دهند که مدیران با خصوصی‌سازی منافع و صرف‌نظر کردن از خالص ارزش فعلی پروژه‌هایی که دارای ریسک هستند از سرمایه‌گذاری‌ها محافظت می‌کنند.

رفتار ریسک‌پذیری یک شرکت می‌تواند پیامدهای قابل‌توجهی برای کارکنان سهامداران و حتی جامعه داشته باشد. بنابراین ریسک‌پذیری یکی از عوامل مهم تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه‌گذاری سرمایه‌گذاران است و در دنیای آکادمیک ریسک اصل جداناپذیری از عملکرد و بازده بوده که جدا از مطلوب بودن با نبودن آن ضروری است. (چنو همکاران،2011) ریسک اگر به‌درستی مدیریت شود می‌تواند منبعی برای رشد و نوآوری باشد، بااین‌حال ریسک‌پذیری بیش‌ازحد ممکن است باعث فروپاشی شرکت‌های بزرگ شود و منجر به تحمل هزینه‌های سنگینی بر کارکنان، سهامداران و جامعه باشد که در این زمینه می‌توان به رسوایی‌های مختلف اخیر و بحران مالی در سراسر جهان اشاره کرد. وقتی رقابت به‌عنوان یک عامل نظم‌دهنده و مکانیسم برون‌سازمانی برای نظارت بر کنترل عملکرد مدیران در بازار حاکم نیست مدیران فرصت بیشتری برای منحرف کردن منابع شرکت به سمت منافع خود و به‌احتمال‌زیاد ریسک گریزی دارند، از طرفی (فوریز،2011) نشان داد که تعویض مدیران در صنایع رقابتی بیشتر از صنایعی است که دارای رقابت کمتر هستند زیرا مدیران در صنایع کمتر رقابتی که شرکت‌های کمی فعال هستند فاقد جفت برای مقایسه هستند وقتی آن‌ها در پروژه‌های دارای ریسک بالا و بازده بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند به خاطر نتایج بد شوک‌های محیط تجاری در مقایسه با مدیرانی که در صنایع بسیار رقابتی فعالیت می‌کنند به خاطر ارتباط منفی بین ریسک‌پذیری و رقابت در بازار محصول آسان‌تر سرزنش خواهند شد.

بررسی ادبیات درزمینه پژوهش‌های انجام‌شده، (نیکل [iv]،1997) به بررسی اثر رقابت در بازار محصول بر عملکرد پرداخت، وی به این نتیجه رسید که بین معیارهای مختلف رقابت و عملکرد شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. (بگز وبتنی 7، 2007) به بررسی اثر رقابت در بازار محصول بر هزینه‌های نمایندگی پرداختند و نشان دادند که رقابت در بازار محصول هزینه‌های نمایندگی را کاهش می‌دهد. (دهالیوال 8 وهمکاران،2008) به بررسی رقابت در بازار محصول و محافظه‌کاری پرداختند و به این نتیجه رسیدند رقابت شدید در بازار محصول منجر به شناسایی به‌موقع تر زیان‌های اقتصادی در حسابداری می‌شود (باینر[v] و همکاران،2011) در پژوهشی به بررسی رقابت در بازار محصول، طرح‌های انگیزشی و ارزش شرکت پرداختند و به این نتیجه رسیدند که رقابت در بازار محصول اثر محدبی شکلی بر طرح‌های انگیزشی مدیران دارد، ولی اثر آن بر ارزش شرکت شکلی مقعر دارد. (ولتا 3 و همکاران،2012) در مقاله‌ای به بررسی اثر رقابت بر هزینه‌های بدهی پرداختند و نشان دادند که رقابت اثر مثبت و معناداری روی هزینه بدهی بانکی دارد. (کوکاریا،2012) در پژوهشی به بررسی اثر رقابت در بازار محصول بر تضاد نمایندگی، شواهدی از قانون ساریبنز آکسلی 5 پرداخت و به این نتیجه رسیدند که رقابت در بازار محصول به‌عنوان یک عامل نظم‌دهنده و نیروی بازار است که مشکلات نمایندگی را کاهش می‌دهد. (چنگ 6، 2013) به بررسی اثر رقابت در بازار محصول بر کیفیت سود پرداخت و نتایج پژوهش وی حاکی از این است که افزایش رقابت در بازار محصول باعث کاهش انگیزه مدیران برای دست‌کاری سود می‌شود. (لک سمانا 4،2015) به بررسی رقابت در بازار محصول و تصمیمات سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران می‌پردازد و نشان می‌دهد که بین رقابت در بازار محصول و ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران رابطه مثبتی وجود دارد و رقابت در بازار محصول به‌عنوان یک عامل نظم‌دهنده به تصمیمات سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاران عمل می‌کند.

(ستایش و جهرمی،1390) به بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر ساختار سرمایه پرداختند و به این نتیجه رسیدند که رقابت در بازار محصول اثر مثبت و معناداری بر ساختار سرمایه دارد. (انوری رستمی و همکاران،1392) در پژوهشی به بررسی تأثیر ساختار رقابتی بازار محصول بر سیاست‌های تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار پرداختند و به این نتیجه رسیدند که قابلیت جانشینی محصولات و اندازه بازار دارای رابطه مثبت و معنی‌داری با تقسیم سود است. (خواجوی و همکاران، 1392) به بررسی اثر رقابت در بازار محصول بر مدیریت سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند و نشان دادند که رقابت در بازار محصول اثر منفی معناداری بر مدیریت سود شرکت‌ها دارد. (نمازی و همکاران، 1393) به بررسی اثر رقابت در بازار محصول و اطلاعات حسابداری پرداختند و بیان کردند که بین شاخص‌های رقابت در بازار محصول و کیفیت اطلاعات حسابداری رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.

 

3- فرضیه‌های تحقیق

به دلیل اهمیت اثر رقابت در بازار محصول بر حفاظت از سرمایه‌گذاری‌ها، ارتباط بین رقابت در بازار محصول و ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران یک سؤال تجربی است که ارزش بررسی دارد. بنابراین این مطالعه باید دلیلی را برای تنظیم سیاست‌های شرکت‌ها در صنایع معین و ارتباط با حسابرسان خارجی یا به‌طورکلی ریسک حسابرسی مقرر دارد. در راستای دستیابی به هدف‌های پژوهش و با توجه به مبانی نظری و پیشینه پژوهش مطرح‌شده یک فرضیه اصلی و دو فرضیه فرعی به شرح زیر تدوین‌شده است:

فرضیه اصلی: رقابت در بازار محصول با ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران رابطه دارد.

فرضیه فرعی 1: شاخص هرفیندال هیرشمن با بر مخارج سرمایه‌ای رابطه دارد.

فرضیه فرعی 2:  شاخص لرنر تعدیل‌شده با بازده سرمایه‌گذاری‌ها رابطه دارد.

 

4- روش‌شناسی پژوهش

پژوهش حاضر در زمره پژوهش‌های کمی و توصیفی بازار سرمایه محسوب می‌شود و از طرفی دیگر ازآنجایی‌که از اطلاعات تاریخی به‌منظور آزمون فرضیات استفاده‌شده است ازنظر زمانی پس رویدادی و در شمار پژوهش‌های شبه تجربی قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه هدف پژوهش حاضر بررسی اثر رقابت در بازار محصول بر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران هست بنابراین نوع پژوهش توصیفی_ همبستگی هست. پژوهش روبرو ازلحاظ معرفت‌شناسی از نوع تجربه‌گرا، سیستم استدلال آن استقرایی و به لحاظ نوع مطالعه میدانی _ کتابخانه‌ای هست. (بنی مهد و همکاران، 1394).

 

4-1- متغیرهای پژوهش

 هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین رقابت در بازار محصول و ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران است. در پژوهش حاضر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران به‌عنوان متغیر وابسته و رقابت در بازار محصول به‌عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته‌شده است و همچنین متغیرهای فرصت سرمایه‌گذاری شرکت، اندازه شرکت، ریسک اقتصادی و نسبت بدهی شرکت به‌عنوان متغیر کنترلی مورداستفاده قرارگرفته‌اند بنابراین مطابق پژوهش (لک سمانا، 2015) برای آزمون فرضیه پژوهش به ترتیب از روابط 1 و 2 برای آزمون فرضیه فرعی اول و دوم استفاده‌شده است.

رابطه (1)

 

 

رابطه (2)

 

 

در این پژوهش رقابت در بازار محصول به‌عنوان متغیر مستقل در نظر گرفته می‌شود. بر اساس مطالعات نظری برخی از پژوهشگران، اندازه رقابت در بازار با شاخص‌های مختلف قابل‌محاسبه است که از بین شاخص‌های موردنظر شاخص هرفیندال-هیرشمن به لحاظ پایه‌های نظری از سایر شاخص‌ها، مستدل‌تر و در محاسبه رقابت نسبت به شاخص‌های دیگر بیشتر مورداستفاده قرار می‌گیرد (پور حیدری و همکاران، 1391). (راتیناسامی و منتریپراگادا [vi]،2000) نیز شاخص‌های، هرفیندال-هیرشمن و لرنر، را مهم‌ترین معیارهای اندازه‌گیری میزان رقابت در بازار محصول معرفی کرده‌اند. بنابراین در این پژوهش از این شاخص‌ها به‌عنوان معیار رقابت استفاده می‌شود.

الف) شاخص هرفیندال-هیرشمن: شاخص هرفیندال هیرشمن از طریق مجموع مربعات سهم بازار تمامی بنگاه‌های فعال در صنعت به دست می آیدکه فرمول محاسبه آن به صورت رابطه 3 است (لک سمانا، 2015).

رابطه (3)

      =

 

در رابطه 3، HHI شاخص هرفیندال_ هیرشمن، K تعداد بنگاه‌های فعال در بازار، و  سهم بازار شرکت i ام است. شاخص هرفیندال _هیرشمن، میزان تمرکز صنعت را اندازه‌گیری می‌کند و هر چه این شاخص بزرگ‌تر باشد میزان تمرکز بیشتر بوده و رقابت کمتری در صنعت وجود دارد و بالعکس. از این شاخص در پژوهش‌های (راتینا سامی،2000)، (لک سمانا،2015)، (ستایش و جهرمی،1390)، (خواجوی و همکاران،1392)، (نمازی و رضایی،1393)، (دیلمی و دیانتی،1394) استفاده شده است.

ب) شاخص لرنر: شاخص لرنر برابر با قیمت محصولات شرکت منهای هزینه نهایی تولید است. این شاخص به‌طور مستقیم نشان‌دهندهٔ ویژگی قدرت بازار، یعنی توانایی شرکت برای منظور کردن هزینه‌ای بیشتر از قیمت نهایی است (نمازی و ابراهیمی،1392)، مشکل استفاده از شاخص لرنر در پژوهش‌های تجربی این است که هزینه‌های نهایی قابل‌مشاهده نیستند. بنابراین پژوهشگران شاخص لرنر را به‌وسیله حاشیه قیمت منهای هزینه تخمین می‌زنند. شاخص لرنر برحسب سود عملیاتی تقسیم‌بر فروش محاسبه می‌شود. به شیوه (بوث، 2005). این شاخص بر اساس معادله 4 به‌صورت تقریبی محاسبه می‌شود (خواجوی و همکاران،1392)، (نمازی و رضایی،1393).

رابطه (4)

 

در رابطه 4، نشان دهنده شاخص لرنر،Sale نشان‌دهنده فروش، Cogs نشان‌دهنده بهای تمام‌شده کالای فروش رفته S&G نشان‌دهنده هزینه‌های عمومی، اداری و فروش است. (نمازی و رضایی،1393)، (خواجوی و همکاران،1392).

 ج) شاخص لرنر تعدیل‌شده: اگرچه شاخص لرنر برای اندازه‌گیری قدرت بازار شرکت مورد استفاده قرارگرفته است ولی این شاخص عوامل مربوط به شرکت مثل تأثیر قدرت قیمت‌گذاری بازار محصول را از عوامل سطح صنعت تفکیک نمی‌کند. بنابراین در این پژوهش به شیوه (نمازی و رضایی،1392)، (خواجوی و همکاران،1392)، (نمازی و رضایی، 1393)، از شاخص لرنر تعدیل‌شده، استفاده‌شده است. و شیوه محاسبه شاخص لرنر تعدیل‌شده به شرح رابطه 5، است:

رابطه (5)

     

 

در رابطه 5،  نشان‌دهنده شاخص لرنر تعدیل‌شده بر مبنای صنعت،  نشان‌دهنده شاخص لرنر شرکت i،  نشان‌دهنده نسبت فروش شرکت i به‌کل فروش صنعت است.

 

در پژوهش حاضر متغیر وابسته ریسک‌پذیری است. برای اندازه‌گیری ریسک‌پذیری به پیروی از (لک سمانا، 2015) و با توجه به پژوهش (هری مارکویتز،1952)، اقلام مخارج سرمایه‌ای (CAPEX)، با توجه به پژوهش (گائو وگرینستین،2014)، (لک سمانا،2015)، (افلاطونی،1394) انحراف استاندارد بازده سرمایه‌گذاری (SD_RETURN) به‌عنوان اقلام تأثیرگذار بر ریسک استفاده‌شده است.

مخارج سرمایه‌ای (CAPEX) برابر است با دارایی‌های پایان دوره منهای ابتدای دوره تقسیم‌بر متوسط دارایی‌های سال و انحراف استاندارد بازده سهام (SD_RETURN) به‌صورت بازده حقوق صاحبان سهام هر شرکت منهای متوسط بازده حقوق صاحبان سهام آن شرکت به دست می‌آید.

به‌منظور کنترل سایر متغیرهایی که به نحوی در تجزیه‌وتحلیل مسئله پژوهش مؤثرند، متغیرهای کنترلی لازم با توجه به‌مرور متون تعیین‌شده‌اند.

الف) اندازه شرکت: انتظار بر این است که سرمایه‌گذاری شرکت با اندازه شرکت رابطه مستقیم داشته باشد. بنابراین به‌عنوان متغیر کنترلی استفاده‌شده است. پیروی از (چنگ و همکاران،2013)، (نمازی و ابراهیمی،1391)، (ستایش و کارگرفردجهرمی، 1390).

 ب) فرصت‌های سرمایه‌گذاری (MB): ارزش بازار پایان سال دارایی‌ها تقسیم‌بر ارزش دفتری پایان سال دارایی‌ها، انتظار داریم شرکت‌های با MB بیشتر سودآوری بیشتری داشته و سرمایه‌گذاری بیشتری هم انجام دهند. بنابراین به‌عنوان متغیر کنترلی انتخاب‌شده است. (لک سمانا، 2015).

 پ) نسبت بدهی (DEBT): بدهی تقسیم جمع دارایی‌های پایان دوره، به‌عنوان نسبت اهرمی اثر مستقیم بر توان سرمایه‌گذاری شرکت دارد. در این پژوهش مخارج سرمایه‌ای به‌عنوان متغیر کنترلی استفاده‌شده است، (لک سمانا،2015)، (مودلیانی و میلر، 1958).

 ج) نسبت پوشش بهره: این نسبت رابطه مستقیمی با فرصت‌های سرمایه‌گذاری شرکت دارد. (ون‌فردریکس‌لاست، انگ و سادرسنم[vii][viii]، 2007: 303). این نسبت برابر است با سود قبل از کسر هزینه بهره و مالیات تقسیم بر هزینه بهره، به‌عنوان متغیر کنترل استفاده‌شده است (لک سمانا، 2015)، (نمازی و ابراهیمی،1391).

 د) ریسک اقتصادی (GDP_GROWTH): رشد تولید ناخالص داخلی، بنابراین در این پژوهش از رشد تولید ناخالص داخلی که برابر است با درصد تغییر در تولید ناخالص واقعی به سال گذشته به‌عنوان متغیر کنترلی استفاده‌شده است، (لک سمانا، 2015).

 

4-2- جامعه و نمونه آماری

جامعه آماری موردبررسی در پژوهش حاضر کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی 1388_ 1393 است. از جامعه آماری بورس اوراق بهادار تهران 110 شرکت به‌طور تصادفی و با توجه به محدودیت‌های زیر انتخاب‌شده است. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار ره‌آورد نوین، پایگاه اینترنتی بورس اوراق بهادار و پایگاه اینترنتی بانک مرکزی استخراج‌شده و درنهایت داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار اکسل نسخه 2013 آماده و با استفاده از نرم‌افزار Eviews نسخه 6 تجزیه‌وتحلیل انجام‌شده است.

1)   تا پایان سال مالی 1387 در بورس اوراق بهادار پذیرفته‌شده باشند.

2)   سال مالی منتهی به پایان اسفندماه هرسال باشد.

3)   شرکت طی سال‌های 1388 تا 1393 تغییر دوره مالی نداده باشد.

4)   اطلاعات مالی لازم به‌منظور استخراج داده‌های موردنیاز در دسترس باشد.

5)   جز بانک‌ها و مؤسسات مالی نباشد زیرا افشای اطلاعات مالی در آن‌ها متفاوت است.

 

5- یافته‌های پژوهش

5-1- آماره‌های توصیفی

آماره‌های توصیفی متغیرهای مورد مطالعه در جدول 1 ارائه شده است.

 

 

جدول 1- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیر

آماره‌های توصیفی

حداقل

حداکثر

میانگین

انحراف معیار

مخارج سرمایه‌ای

59/7-

891/0

057/0

55/0

بازده سرمایه‌گذاری

83/16-

99/3

65/0-

51/1

شاخص هرفیندال_هیرشمن

0000000002/0

044/0

00085/0

0037/0

لرنر تعدیل‌شده

07/0-

084/0

0034/0

010/0

فرصت سرمایه‌گذاری

12/0

51/8

41/1

70/0

اندازه شرکت

81/9

61/19

73/13

89/0

نسبت بدهی

0

06/3

64/0

29/0

ریسک اقتصادی

16/0-

12/0

002/0

10/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

در جدول 1، مشاهده می‌شود که کمترین مقدار میانگین و انحراف معیار متعلق به شاخص هرفیندال_ هیرشمن است که بیانگر نزدیک بودن درجه رقابت شرکت‌های موردمطالعه به یکدیگر و همچنین رقابتی بودن بازار شرکت‌های موردمطالعه هست.

 

5-2- آزمون‌های فرض رگرسیون

به‌منظور بررسی ایستایی متغیرها درداده های پانل از آزمون ریشه واحد استفاده می‌شود. چندین آزمون ریشه واحد برای داده‌های پانل وجود دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به آزمون لوین، لین و چو (2002)، و آزمون برایتونگ و هادری (2000) اشاره نمود که فرض می‌کنند پارامترها در طول زمان سازگار و ثابت هستند. آزمون ایستایی برای ضریب  با استفاده از رابطه 6، محاسبه می‌شود:

رابطه (6)

 

 

 بردار متغیرهای درون‌زای مدل است که شامل اثرات ثابت یا روندهای فردی است و در مدل فوق اگر 05/0 >  باشد به این معنا است که  ایستا است. در این پژوهش از آزمون هادری (2000) به این منظور استفاده‌شده است.

 

 

 جدول 2- آزمون ریشه واحد هادری

نام متغیر

آماره

سطح معناداری

مخارج سرمایه‌ای

12/21

0000/0

بازده سرمایه‌گذاری‌ها

12/9

0000/0

شاخص هرفیندال-هیرشمن

94/14

0000/0

شاخص لرنر تعدیل‌شده

93/14

0000/0

فرصت سرمایه‌گذاری

91/11

0000/0

ریسک اقتصادی

65/13

0000/0

اندازه شرکت

38/15

0000/0

نسبت بدهی

44/11

0000/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

همان‌طور که در جدول 2 ملاحظه می‌شود، طبق آزمون هادری، درکلیة متغیرهای موردمطالعه سطح معناداری کوچک‌تر از 05/0 است که نشان می‌دهد تمامی متغیرهای پژوهش (وابسته، مستقل و کنترل) پایا هستند. بنابراین شرکت‌های موردبررسی تغییرات ساختاری نداشته و استفاده از این متغیرها در مدل باعث به وجود آمدن رگرسیون کاذب نمی‌شود.

 

5-3- آزمون فرضیات پژوهش

جدول 3 نتایج آزمون فرضیه فرعی اول را نشان می‌دهد.

 

جدول 3- نتایج آزمون مدل فرضیه فرعی اول (متغیر وابسته: مخارج سرمایه‌ای)

 

متغیر

ضریب

آماره t

معناداری

ضریب تعیین

48/0

شاخص هرفیندال-هیرشمن

12/18-

32/7

013/0

ضریب تعیین تعدیل‌شده

37/0

فرصت سرمایه‌گذاری

37/0-

83/9-

000/0

آماره F

39/4

اندازه شرکت

64/0

89/11

000/0

سطح معناداری آماره F

00/0

نسبت بدهی

15/0

46/1

14/0

دوربین واتسون

93/1

ریسک اقتصادی

27/0-

37/1-

16/0

آزمون اف-لیمر

27/3

مقدار ثابت

38/8-

96/10-

000/0

سطح معناداری آزمون اف-لیمر

00/0

ضریب آزمون هاسمن

5

سطح معناداری آزمون هاسمن

00/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 به‌منظور تعیین نوع داده‌ها و مدل مورداستفاده در پژوهش از آزمون‌های اف- لیمر و هاسمن استفاده‌شده است. آزمون اف-لیمر نشان‌دهنده پول یا پنل بودن داده‌های استفاده‌شده است. جدول 3 نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش را نشان می‌دهد. در ابتدا با توجه به نتایج آزمون اف- لیمر که سطح معناداری آن معادل 00/0 است نتیجه می‌گیریم که داده‌ها از نوع پانل است ولی به‌منظور انتخاب بین اثرات ثابت یا تصادفی آزمون هاسمن انجام‌شده است که سطح معناداری این آزمون معادل 00/0 است بنابراین نوع مدل مورداستفاده به‌منظور آزمون فرضیات مدل داده‌های پانل با اثرات ثابت هست. نتایج حاصل آزمون فرضیه نشان می‌دهد که سطح معناداری آماره F، 00/0 است بنابراین مدل مورداستفاده در سطح اطمینان 95/0 پذیرفته‌شده است با توجه به ضریب تعیین تعدیل‌شده نتیجه گرفته می‌شود که 37/0 از رفتار متغیر وابسته با استفاده از متغیر مستقل و کنترلی مورداستفاده در مدل قابل توضیح است و مقدار دوربین واتسون بین 93/1 است به این معنا که بین جزء خطای مدل مشکل خودهمبستگی وجود ندارد.

 

جدول 4- نتایج آزمون مدل فرضیه فرعی دوم (متغیر وابسته: بازده سرمایه‌گذاری)

 

80/0

ضریب تعیین

سطح معناداری

آماره t

ضریب

متغیر

75/0

ضریب تعیین تعدیل‌شده

0003/0

68/3

42/24

شاخص لرنر تعدیل‌شده

77/18

آماره F

061/0

87/1-

084/0-

فرصت سرمایه‌گذاری

00/0

سطح معناداری آماره F

00/0

07/6

56/0

اندازه شرکت

52/1

دوربین واتسون

77/0

28/0

04/0

نسبت بدهی

91/16

ضریب آزمون اف_لیمر

16/0

38/1

45/0

ریسک اقتصادی

00/0

سطح معناداری آزمون اف- لیمر

00/0

43/6-

45/8-

مقدار ثابت

5

ضریب آزمون هاسمن

00/0

سطح معناداری آزمون هاسمن

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

ضریب و سطح معناداری مربوط به شاخص هرفیندال- هیرشمن حاکی از وجود ارتباط منفی و معنادار این شاخص با مخارج سرمایه‌ای هست و ازآنجایی‌که کاهش مقدار شاخص هرفیندال- هیرشمن به معنای افزایش رقابت است بنابراین نتیجه گرفته می‌شود که با افزایش رقابت در بازار محصول مخارج سرمایه‌ای هم افزایش می‌یابد، نتایج همچنین حاکی از وجود ارتباط منفی بین فرصت‌های سرمایه‌گذاری با مخارج سرمایه‌ای است درحالی‌که بین اندازه شرکت و مخارج سرمایه‌ای ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد به این معنی که هرچه اندازهٔ یک شرکت بزرگ‌تر باشد مخارج سرمایه‌ای آن شرکت هم بیشتر هست.

نتایج مربوط به آزمون اف- لیمر و هاسمن که در جدول 4، ارائه‌شده است نشان می‌دهد مدل داده‌ها از نوع پانل با اثرات تصادفی است و با توجه به سطح معناداری آماره F نتیجه گرفته می‌شود که مدل فرضیه در سطح اطمینان 95/0 در صد پذیرفته‌شده است، مقدار آمارهٔ مربوط به دوربین واتسون در محدوده مجاز و تعریف‌شده برای آن است بنابراین بین اجزاء اخلال مدل مشکل خودهمبستگی وجود ندارد. نتایج حاکی از وجود ارتباط مثبت و معنادار شاخص لرنر تعدیل‌شده با بازده سرمایه‌گذاری‌ها است به این معنا که با افزایش رقابت بازده سرمایه‌گذاری‌ها هم افزایش می‌یابد. ضریب و سطح معناداری اندازه شرکت بیانگر ارتباط مثبت این متغیر با بازده سرمایه‌گذاری است.

 

6- بحث و نتیجه گیری

 در پژوهش حاضر هدف بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران هست. یافته‌های پژوهش نشان داد که رقابت در بازار محصول اثر معناداری بر ریسک‌پذیری دارد. نتایج ازیک‌طرف وجود رابطه منفی بین شاخص هرفیندال _هیرشمن و مخارج سرمایه‌ای را تائید می‌کند و این به این معنا است که هر چه شاخص هرفیندال –هیرشمن کمتر شود یعنی رقابت بیشتر شود، مخارج سرمایه‌ای بیشتر می‌شود. سازگار با یافته‌های پژوهش لک سمانا (2015)، از طرف دیگر نتایج پژوهش نشان‌دهندهٔ وجود رابطه مثبت بین شاخص لرنر تعدیل‌شده و بازده سرمایه‌گذاری‌ها را تائید می‌کند به این معنی که هرچه رقابت شدیدتر می‌شود بازده سرمایه‌گذاری‌ها هم بیشتر می‌شود، سازگار با یافته‌های پژوهش لک سمانا (2015) است. لک سمانا (2015) در پژوهش به بررسی اثر رقابت در بازار محصول و ریسک‌پذیری پرداخت و بیان نمود که در شرایط رقابت سرمایه‌گذاران بازده بیشتری کسب خواهند کرد. به‌طورکلی با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که سرمایه‌گذاری در شرایط رقابت رابطه معناداری با ریسک‌پذیری دارد نتایج پژوهش همچنین با نظریه جدید سبد سهام (نظریه پرتفولیو) هری مارکویتز (1952) مطابقت دارد، درواقع مارکوتیز نشان داد سرمایه‌گذاری تنها انتخاب سهام نیست بلکه انتخاب ترکیب مناسبی از سهام است. در انتخاب گزینه‌های مختلف برای سرمایه گذاری صرفاً توجه به ریسک و بازده یک سهم کافی نیست و در حالتی که سرمایه‌گذاری در تعداد زیادی سهام صورت گیرد، می‌توان از توزیع دارایی در سهام مختلف برای کاهش ریسک و افزایش بازده بهره برد و ریسک سهام مختلف مستقل از یکدیگر است بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که شرایط رقابت به‌عنوان یک عامل نظارتی برون‌سازمانی باعث می‌شود مدیران به عوامل مختلف مؤثر بر ریسک توجه کرده و با توجه با آن عوامل و شرایط موجود از سرمایه‌گذاری‌ها حفاظت کنند و این نتایج با نظر فوریز (2011) سازگار است که اشاره می‌کند در شرایط رقابت مدیران بیشتر نگران از دست دادن سمت خود می‌باشند به همین دلیل از سرمایه‌گذاری‌ها بیشتر محافظت می‌کنند و فقط به بازده سرمایه‌گذاری برای پذیرش ریسک توجه نمی‌کنند.

 به دلیل اینکه امکان اندازه‌گیری برخی از معیارهای مؤثر بر رقابت ازجمله دانش و مهارت نیروی انسانی با به‌کارگیری شیوه مورداستفاده برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش حاضر وجود نداشته است، پیشنهاد می‌شود اطلاعات مربوط به معیارهای کیفی مؤثر بر رقابت با استفاده از پرسشنامه جمع‌آوری و به بررسی مسئله موردتحقیق در این پژوهش در سطح هر صنعت پرداخته شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- استادیار گروه حسابداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. نویسنده اصلی. kebrahimi@semnan.ac.ir  

2- مربی گروه حسابداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

[3]-  کارشناسی ارشد حسابداری دانشگاه سمنان، سمنان، ایران. مسئول مکاتبات. parvanesedighe3@gmail.com



[i] Shleifer and Vishny

[ii] Hart

[iii] Chhaochharia

[iv] Nickell

[v] Beiner

3 Valta,

4 Lakshmana

5 Sarbanes-Oxley

6 Cheng

7 Baggs and Bettignies

8 Dhaliwal

[vi] Rathinasamy &Mantripragada

[vii] Van Frederikslust, Ang, Sudarsanam

 

فهرست منابع

1)     افلاطونی، عباس، (1392)، "بررسی تأثیر ریسک ورشکستگی شرکت ونوسان مای سیستماتیک و ویژه بازده سهام بر میزان نگهداشت وجه نقد"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، دوره بیست‌ و دو، شماره یک، صص 21-40.

2)     انوری رستمی، علی‌اصغر، اعتمادی و موحد موجد، (1392)، "بررسی تأثیر ساختارهای رقابتی بازار محصول ترسی است مای تقسیم سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بهابازار اوراق بهادار تهران"، فصلنامه علمی پژوهشی مدیریت دارایی ورامین مالی، سال اول، شماره دو، صص 1-18.

3)     بنی مهد، بهمن، احمد یعقوب نژاد، و الهام وحیدی کیا، (1394)، "توان رقابتی محصول و هزینه حقوق صاحبان سهام"، مجله پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، سال 7، شماره 27، صص 107- 118.

4)     پور حیدری، امید و هوشمند سروستانی، (1391)، "تأثیر رقابتی بودن بازار محصول بر هزینه‌های نمایندگی"، فصلنامه علمی پژوهشی دانش تحلیل مالی اوراق بهادار، شماره شانزدهم، صص 13-28.

5)     خدامی پور، احمد و وبزرایی، (1392)، "بررسی رابطه رقابت در بازار محصول با ساختار هیئت‌مدیره و کیفیت افشا"، مجله دانش حسابداری، سال چهارم، شماره چهاردهم، صص 51-66.

6)      خواجوی، شکر اله، محسنی فرد، رضایی و حسینی راد، (1392)، "بررسی اثرهای رقابت در بازار محصول بر مدیریت سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران"، فصلنامه علمی پژوهشی مدیریت دارایی و تأمین مالی، سال اول، شماره سوم، صص 119-134.

7)     دیانتی دیلمی، زهرا و مرتضی بیاتی، (1394)، "رابطه رقابت در بازار محصول و حق‌الزحمه حسابرس مستقل"، مجله پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، سال 7، شماره 27، صص 23-38.

8)     رضا قلی زاده، مهدیه، یاوری، صحابی و صالح‌آبادی، (1392)، "بررسی تأثیر نوسانات دارایی‌های جایگزین سهام بر شاخص قیمت سهام"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، دوره بیست، شماره دو، صص 76-53.

9)     ستایش، محمدحسین و کارگر فرد جهرمی، (1390)، "بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر ساختار سرمایه"، فصلنامه پژوهش‌های تجربی حسابداری مالی (علمی _تخصصی)، سال اول، شماره اول، صص 10-29.

10) نمازی، محمد، رضایی، ممتازیان، (1393)، "رقابت در بازار محصول و کیفیت اطلاعات حسابداری"، مجله پیشرفت‌های حسابداری دانشگاه شیراز، دوره شش، شماره دو، صص 131-166.

11) نمازی، محمد و ابراهیمی، (1391)، "بررسی ارتباط بین ساختار رقابتی بازار محصول و بازده سهام"، پژوهش‌های تجربی حسابداری مالی، سال دوم، شماره یک، صص 27.

12)   Beiner, S., Schmid, M. & Wanzenried, G, (2011), "Product Market Competition, Managerial Incentives and Firm Valuation”, European Financial Management, Vol. 17, PP. 331–366.

13)   Borsch, A, (2005), “How International Competition Reinforces Corporate Governance and Product Market “, Strategies: The Case of Bosch, German Politics, Vol. 14, PP. 33-50.

14)   Baggs, J., and J. Bettignies, (2007), “Product Market Competition and Agency Costs”, Journal of in Dustrial Economics 55(2), PP. 289-323.

15)   Chen, F.; Hope, O. K.; Li, Q. and Wang, X, (2011), “Financial Reporting Quality and Investment Efficiency of Private Firms in Emerging Markets”, The Accounting Review, 86 (4), PP. 1255-1288.

16)   Cheng, P., P. Man, and C. Yi, (2013), ‘The Impact of Product Market Competition on Earnings Quality”, Accounting and Finance, Vol. 53, PP. 137-162.

17)   Chhaochharia, V., G. Grullon, Y. Grinstein, and R. Michaely, (2012), ” Product Market Competition and Agency Conflicts: Evidence From the Sarbanes Oxley law”, Working Paper, University of Miami, Rice University, and Cornell University.

18)   Dhaliwal, D. and Huang, SH. And Khurana, I.K. and Pereira. R, (2008), “Product Market Competition and Accounting Conservatism”, Electronic copy Accounting Conservatism.

19)   Feriozzi, F., (2011), ”Paying for Observable Luck”, RAND Journal of Economics 42(2), PP. 387-415.

20)   GAO, R. & Grinstein, Y, (2014), “Firms’ “Cash Holdings, Precautionary Motives, and Systematic Uncertainty”, From http://papers. srn.com/sol3/papers.cfm stract_id=2478349.

21)   Hart, O, (1983), “The Market Mechanism as an Incentive Scheme”, Bell Journal of Economics, Vol. 14, PP. 366-382.

22)   Indrarini, L., and Y Yang, (2015), "Product Market Competition and Corporate Investment Decisions", Journal of the Review of Accounting and Finance, Vol. 14,  No. 2.

23)   John, K., L. Litov, and B. Yeung, (2008), “Corporate Governance and Risk-Taking”, Journal of Finance, 63(4), PP. 1679-1728

24)   Markowitz, H, M, (1952), “Portfolio Selection”, Journal of Finance, 7 (1), PP. 77-91.

25)   Nickell, S, (1996), “Competition and Corporate Performance”, Journal of Political Economy. Vol.  104, PP. 724–746.

26)   Rathinasamy, R. Krishnaswamy, C. & Mantripragada K, (2000), “Capital Structure and Product Market "Interaction: an International Perspective”, Global Business and Finance Review,  Vol.5, PP. 51-63.

27)   Shleifer, A. & Vishny, R, (1997), “A Survey of Corporate Governance”, The Journal of Finance,  52(2), PP. 737–783.

28)   Valta, P, (2012), “Competition and the Cost of Debt”, Journal of Financial Economics, Vol. 105, PP. 661-682.

29)   Van Frederikslust, R., Ang, J. & Sudarsanam, P, (2007), “Corporate Governance and Corporate Finance: a European Perspective”, Available Online on http://books.google.com/ [13 September 2014].

 

 

یادداشت‌ها