بررسی اثرات محافظه کاری شرطی و غیرشرطی بر رفتار سرمایه‌گذاری و بازدهی آتی شرکت‌ها

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

2 دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

3 مربی گروه حسابداری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی بیرجند. بیرجند، ایران

چکیده

هدف از انجام این مطالعه، بررسی رابطه دو بعد محافظه کاری بر متغیرهای رفتار سرمایه‌گذاری و بازدهی آتی شرکت‌ها است. در مطالعات پیشین، اثرات محافظه کاری بر این دو متغیر بررسی نشده و از این جهت تحقیق حاضر نوآور است. بدین منظور، از اطلاعات 191 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. برآورد مدل‌ها برای آزمون فرضیات تحقیق با استفاده از روش داده‌های ترکیبی انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد، محافظه کاری شرطی منجر به کاهش تمایلات سرمایه‌گذاری شرکت‌ها می‌شود، در حالی که محافظه کاری غیرشرطی، شرکت‌ها را به سرمایه‌گذاری بیشتر ترغیب می‌کند. در بررسی رابطه محافظه کاری و بازدهی آتی مشخص شد، بین محافظه کاری شرطی (غیرشرطی) و بازدهی آتی شرکت‌ها رابطه‌ای منفی (مثبت) و معنی‌دار وجود دارد. لذا افزایش محافظه کاری شرطی (غیرشرطی)، بازدهی آتی شرکت‌ها را کاهش (افزایش) خواهد داد. به‌طور کلی نتایج نشان داد، انواع محافظه کاری می‌تواند بر رفتار و میزان سرمایه‌گذاری و بازدهی شرکت‌ها اثرگذار باشد
This paper aims to investigate the relationship between two dimension of conservatism on firms’ investment behavior and future return. In previous studies, the effects of conservatism on these two variables have not been investigated, so this study is innovative. Therefore, we examined 191 accepted firms on Tehran Stock Exchange . To test the hypotheses, model estimations were done by panel data method. The results showed, increasing in conditional conservatism reduces firms’ investment, while unconditional conservatism encourages firms to invest more. Examining the relationship between conservatism and firms’ future return revealed, there was a significantly negative (positive) relation between conditional conservatism (unconditional conservatism) and firms’ future return. So increasing in conditional conservatism (unconditional conservatism) will reduce (raise) firms’ future return.Generally, the results showed, dimensions of conservatism can affect on behavior and amount of investment and returns of firms.
 
Keywords: Conditional Conservatism, Unconditional Conservatism, Firms’ Investment Behavior, Future Return

کلیدواژه‌ها


بررسی اثرات محافظه کاری شرطی و غیرشرطی بر

رفتار سرمایه‌گذاری و بازدهی آتی شرکت‌ها

 

مهدی صالحی

تاریخ دریافت: 06/01/1398            تاریخ پذیرش: 09/03/1398

[1]

محمدرضا عباس زاده[2]

احمد احمدی[3]

 

چکیده

هدف از انجام این مطالعه، بررسی رابطه دو بعد محافظه کاری بر متغیرهای رفتار سرمایه‌گذاری و بازدهی آتی شرکت‌ها است. در مطالعات پیشین، اثرات محافظه کاری بر این دو متغیر بررسی نشده و از این جهت تحقیق حاضر نوآور است. بدین منظور، از اطلاعات 191 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. برآورد مدل‌ها برای آزمون فرضیات تحقیق با استفاده از روش داده‌های ترکیبی انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد، محافظه کاری شرطی منجر به کاهش تمایلات سرمایه‌گذاری شرکت‌ها می‌شود، در حالی که محافظه کاری غیرشرطی، شرکت‌ها را به سرمایه‌گذاری بیشتر ترغیب می‌کند. در بررسی رابطه محافظه کاری و بازدهی آتی مشخص شد، بین محافظه کاری شرطی (غیرشرطی) و بازدهی آتی شرکت‌ها رابطه‌ای منفی (مثبت) و معنی‌دار وجود دارد. لذا افزایش محافظه کاری شرطی (غیرشرطی)، بازدهی آتی شرکت‌ها را کاهش (افزایش) خواهد داد. به‌طور کلی نتایج نشان داد، انواع محافظه کاری می‌تواند بر رفتار و میزان سرمایه‌گذاری و بازدهی شرکت‌ها اثرگذار باشد.

 

واژه‌های کلیدی: محافظه کاری شرطی، محافظه کاری غیرشرطی، رفتار سرمایه‌گذاری شرکت، بازدهی آتی.

 

1- مقدمه

منبع اطلاعاتی اکثر فعالان بازار سرمایه، گزارش‌های مالی منتشر شده از جانب شرکت‌ها می‌باشد که به صورت دوره‌ای در اختیار عموم قرار گرفته و مبنای تصمیم گیری سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل جهت خرید و فروش و سرمایه‌گذاری در بازار سهام می‌باشد. با افزایش منابع در اختیار مدیریت، میزان افراد ذینفع مرتبط با شرکت نیز افزایش می‌یابد که پیامد چنین شرایطی بروز تضاد منافع است. مدیران، که در کانون این تضاد منافع قرار دارند، با ارائه اطلاعات مالی سعی می‌کنند این تضاد منافع را کاهش دهند. آنان این انگیزه را دارند که وضعیت شرکت را مطلوب جلوه داده و اغلب به علت داشتن اختیارات در ارائه گزارشها، فرصت اعمال این رویه را نیز به دست می‌آورند. بنابراین وجود مکانیزمهای نظارتی و کنترلی جهت حفظ منافع سهامداران ضروری است. در این میان اصول و رویه‌های حسابداری در جهت حفظ منافع فعالان بازار سرمایه و کنترل انگیزه‌های منفعت جویانه مدیران، اصل محدودکننده محافظه کاری را مطرح می‌کند. محافظه کاری در حسابداری به عنوان عدم تقارن زمانی در شناسایی اخبار خوب در مقابل اخبار بد، در صورت‌های مالی تفسیر شده است (باسو،1997). در مفاهیم نظری حسابداری، محافظه کاری به عنوان عکس العملی محتاطانه در قبال عدم اطمینان و به منظور حمایت از حقوق و ادعاهای صاحبان سهام و اعتباردهندگان تعریف شده است. بطوریکه برای شناسایی اخبار خوب در صورت‌های مالی نسبت به اخبار بد، سطح بالاتری از تاییدپذیری را الزامی می‌نماید. محافظه کاری یکی از مهمترین ویژگی‌های کیفی اطلاعات حسابداری است، به نحوی که تا به امروز تحقیقات بسیار زیادی در این زمینه انجام شده و مباحث بسیاری در مورد آن مطرح شده است. اهمیت محافظه کاری را می‌توان از بیانیه مشترکی که دو استانداردگذار بزرگ حسابداری یعنی هیات تدوین استانداردهای حسابداری مالی (FASB) و هیات تدوین استانداردهای بین المللی حسابداری (IASB) در سال 2005 در مورد آن منتشر کرده‌اند، یافت.

محافظه کاری در سال‌های اخیر به خاطر رسوایی‌های مالی (در شرکتهایی مانند انرونووردکام)، توجه بیشتری را به خود جلب کرده است و برخی مطالعات مانند واتز[i](2003)، رویچو داریوواتز[ii](2005) ولافوندوواتز[iii](2007) به طور ویژه بر محافظه کاری تمرکزکرده اند. هر چند بسیاری از حسابداران بر وجود محافظه کاری در تنظیم صورتهای مالی توافق دارند، اما تعریفی جامع از آن ارائه نشده است. با وجو دائن، در متون حسابداری دو خصوصیت عمدهٔ محافظه کاری مورد بررسی قرار گرفته است. اول، جانبداری روبه پایین ارزش دفتری سرمایه نسبت به ارزش بازار آن و دوم، گرایش به سرعت در شناسایی هزینه‌ها و تعویقِ شناسایی درآمدها (پرایس[iv]،2005). در چارچوب نظری استانداردهای حسابداری ایران نیز بر محافظه کاری در گزارشگری مالی تاکید شده و از آن با واژه احتیاط نام برده شده است. طبق تعریف چارچوب نظری استانداردهای حسابداری ایران، احتیاط عبارتست از کاربرد درجه‌ای از مراقبت که در اعمال قضاوت برای انجام برآورد در شرایط ابهام مورد نیاز است، به گونه‌ای که درآمدها یا داراییها بیشتر از واقع و هزینه‌ها یا بدهیها کمتر از واقع ارائه نشوند.

واتز (2003) چهار دلیل منطقی را برای بکارگیری محافظه کاری مطرح کرده است که عبارتند از سودمندی آن در قراردادها، دعاوی حقوقی، مباحث مالیاتی و قانونگذاری. لذا در مطالعات اخیر بر نقش بکارگیری محافظه کاری در بهبود کارایی قراردادها و کاهش ریسک ناشی از دعاوی حقوقی تاکید شده است (چونگ و وین[v] (2008)، ویتنبرگ[vi] (2008) و ژانگ[vii] (2008)). از سوی دیگر چن و همکاران[viii] (2007) معتقدندمحافظهکاری یک مکانیسم انضباطی است که انگیزههای منفعتجویانه مدیران را مهار کرده و قدرتمدیران برای تسریع در افشای اخبار خوب و تأخیر در افشای اخبار بد را کاهش می‌دهد. بر حسب رویکرد فوق، انتظار می‌رود، هر چه رویههای حسابداری یک شرکت محافظهکارانهترباشد، به همان میزان نیز احتمال مخفی نگه داشتن اخبار بد مربوط به آن شرکت کاهش یابد. بر ایناساس پیشبینی می‌شود شرکتهای محافظهکارتر در مقایسه باسایر شرکت‌ها کمتر با بحران ناشی ازانتشار یکباره اخبار بد انباشته مواجه شوند. همچنین می‌توان از محافظه کاری به عنوان مکانیزمی نام برد که اگر به درستی اعمال شود، منجر به حل بسیاری آر مسائل نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی خواهد شد که به طور کلی از شکاف روزافزون بین مدیران و تأمین کنندگان منابع مالی واحدهای تجاری ناشی می‌شود.

سرمایه‌گذاری و بازدهی حاصل از آن از متغیرهای مهم اقتصادی هستند که همواره مباحث عمده‌ای را به خود اختصاص داده‌اند. اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری صحیح توسط شرکت‌ها می‌تواند آینده‌ای درخشان را برای آن تداعی کرده و بازدهی بالایی را عاید مالکان آن نماید. یکی از عواملی که می‌تواند بر تصمیمات سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و نیز بازدهی آن‌ها تأثیر گذارد، سطح و نوع محافظه کاری است. در مطالعات پیشین اگرچه رابطه محافظه کاری شرطی و تصمیمات سرمایه‌گذاری شرکت‌ها بررسی شده است، اما کمتر به رابطه بین محافظه کاری غیرشرطی و تصمیمات سرمایه‌گذاری پرداخته شده است. به نظر می‌رسد برخلاف محافظه کاری شرطی که می‌تواند موجب کاهش تمایلات سرمایه‌گذاری گردد، اتخاذ دیدگاهی بر اساس محافظه کاری غیرشرطی، سازمان‌ها و مدیران ریسک گریز آنها را به سرمایه‌گذاری بیشتر ترغیب خواهد کرد. علاوه بر این، محافظه کاری حسابداری به عنوان عکس العملی محتاطانه در قبال عدم اطمینان و به منظور حمایت از حقوق و ادعاهای صاحبان سهام و اعتبار دهندگان تعریف شده است، لذا انتظار می‌رود اتخاذ تصمیمات محافظه کارانه منجر به کاهش ریسک و تغییر بازدهی شرکت‌ها شود. ازینرو در این مطالعه، محافظه کاری به دو نوع مشروط و نامشروط طبقه بندی شده و اثرات آن بر رفتار سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و نیز بر بازدهی آنها مورد بررسی قرار گرفته است.

 

2- مبانی نظری، بیان مساله و بسط فرضیات تحقیق

در تحقیقات اخیر، محافظه کاری را به دو نوع تقسیم کرده‌اند: نوع نخست، محافظه کاری پیش رویدادیاست که محافظه کاری مستقل از اخبار و محافظه کاری نامشروط نیز خوانده شده است. محافظه کاری پیش رویدادی از بکارگیری آن دسته از استانداردهای حسابداری ناشی می‌شود که سود را به گونه‌ای مستقل از اخبار اقتصادی جاری، کاهش می‌دهند. برای مثال، شناسایی بلادرنگ مخارج تبلیغات و تحقیق و توسعه به عنوان هزینه، حتی در صورتی که جریان‌های نقدی آتی مورد انتظار آنها مثبت باشد، از این نوع است. نوع دیگر محافظه کاری، محافظه کاری پس رویدادی است که محافظه کاری وابسته به اخبار، محافظه‌کاری مشروطو عدم تقارن زمانی سود نیز خواند شده است. محافظه‌کاری پس رویدادی به مفهوم شناسایی به موقع تر اخبار بد نسبت به اخبار خوب در سود است. برای مثال قاعدهٔ اقل بهای تمام شده یا ارزش بازار، حذف سرقفلی در پی انجام آزمون کاهش ارزش و شناسایی نامتقارن زیان‌های احتمالی در مقابل سودهای احتمالی، از این نوع هستند. به طور کلی، اصول حسابداری شناسایی کاهش یا اخبار بد دربارهٔ موجودی کالا، سرقفلی و زیان‌های احتمالی را ضروری دانسته، اما شناسایی افزایش ناشی از اخبار خوب را توصیه نمی‌کنند (پای[ix]،2007). مطالعات اخیر بیان می‌دارند که این دو نوع از محافظه کاری، رابطه معکوسی با یکدیگر داشته و منجر به اثرات متفاوت می‌شوند (گاسن و همکاران[x]، 2006).

بسیاری از مطالعات پیشین رابطه محافظه کاری را بر قراردادها و کنترل و کاهش ریسک سنجیده‌اند و تنها تعداد کمی اثرات آن را بر تصمیمات سرمایه‌گذاری و بازدهی شرکت‌ها سنجیده‌اند. واتز (2003) بیان می‌کند که محافظه کاری شرطی تصمیمات سرمایه‌گذاری را بهبود می‌بخشد. اگر مدیران بتوانند تشخیص زیان را به تعویق بیندازند، بدون توجه به علامت NPV پروژه‌ها، سرمایه‌گذاری بیشتری انجام خواهند داد. بر عکس وی، ریچوداری (2010) به این نتیجه رسید که محافظه کاری شرطی باعث اخلال در تصمیمات سرمایه‌گذاری می‌شود و اگر مدیران ریسک گریز باشند، تحت محافظه کاری شرطی، تمایلات سرمایه‌گذاری آنان کاهش می‌یابد، حتی اگر پروژه‌ها NPV مثبت هم داشته باشند. وی معتقد است، در شرایط محافظه کاری شرطی مدیران از سرمایه‌گذاری در پروژه‌های ریسکی خودداری می‌کنند زیرا شهرت و حق الزحمه آنان تحت تأثیر تشخیص به موقع زیان ناشی از شکست احتمالی پروژه‌ها قرار خواهد گرفت. با اینکه این دو محقق اثرات محافظه کاری شرطی را بر تصمیمات سرمایه‌گذاری بررسی کردند، اما به نتایج متناقضی دست یافتند. کراوت[xi] (2014) نیز یافته‌های ریچوداری (2010) را تأیید کرده و بیان می‌دارد، تحت محافظه کاری بیشتر، مدیران تمایل کمتری به خرید و سرمایه‌گذاری ریسکی دارند.

کردستانی و اصل روستا (1392) به ارزیابی محافظه کاری شرطی به عنوان فاکتور ریسک پرداختند. آن‌ها با بررسی داده‌های 100 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1382 تا 1392 دریافتند، محافظه کاری شرطی یک عامل ریسک به شمار آمده و صرف ریسک را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مشایخ و میمنت آبادی (1393) رابطه بین کیفیت افشا و کیفیت حسابداری را از دو بعد اقلام تعهدی و محافظه کاری شرطی و غیرشرطی بررسی کردند. نتایج نشان داد، بین کیفیت افشا و محافظه کاری شرطی و غیرشرطی رابطه معناداری یافت نمی‌شود. آنان برخلاف انتظار، در کیفیت افشای بالا، بین محافظه کاری شرطی و غیرشرطی رابطه معکوسی نیافتند.

پورزمانی و منصوری (1393) اثر کیفیت افشا، محافظه کاری و رابطه متقابل آنها بر هزینه سرمایه سهام عادی را بررسی کردند. نتایج نشان داد، با افزایش کیفیت افشا و یا محافظه کاری از هزینه سرمایه سهام عادی شرکت‌ها کاسته می‌شود. همچنین با افزایش کیفیت افشا از میزان تأثیر محافظه کاری بر هزینه سرمایه سهام عادی کاسته می‌شود.

پنمن و ژانگ[xii] (2002) بیان کردند، وقتی شرکتی روشهای محافظه کارانه را در عملیات حسابداری خود بکار می‌گیرد، تغییر در میزان سرمایه‌گذاریش می‌تواند بر کیفیت سود و نیز بازدهی آن اثر گذارد. افزایش سرمایه‌گذاری منجر به کاهش سود گزارش شده، کاهش بازدهی مورد انتظار و ایجاد ذخایر می‌گردد و کاهش سرمایه‌گذاری این ذخایر را آزاد کرده و سود جاری و بازدهی آتی را افزایش می‌دهد. آن‌ها معیارهای تعیین کننده‌ای را برای بررسی اثرات حسابداری محافظه کارانه بر سرمایه‌گذاری و بازدهی توسعه دادند و به کمک آن مدلی را برای پیش بینی بازدهی ارائه کردند.

ما[xiii] (2010) یک رابطه منفی بین محافظه کاری، سرمایه‌گذاری و عملکرد عملیاتی آتی آن پیدا کرد و به این نتیجه رسید که محافظه کاری حسابداری باعث مختل شدن تمایلات سرمایه‌گذاری مدیران می‌گردد. شواهد وی همچنین نشان داد، در شرکتهایی که تلاطم و نوسان بازدهی بالایی دارند، رابطه محافظه کاری و سرمایه‌گذاری منفی است.

گارسیا و همکاران[xiv] (2010) به این نتیجه رسیدند که محافظه کاری از طریق تشخیص به موقع زیان کارایی سرمایه‌گذاری را از سه مجرای 1- کاهش اثر معکوس عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران و مدیران و تسهیل نظارت بر رفتار مدیران، 2- افزایش مشوق برای مدیران در حذف پروژه‌های نامناسب سرمایه‌گذاری با NPV منفی و 3- تسهیل دستیابی به منابع تأمین مالی برون سازمانی با هزینه کمتر، افزایش می‌دهد. از طرفی نتایج آنان حاکی از وجود یک رابطه منفی میان محافظه کاری و سرمایه‌گذاری دارد اما بیان می‌دارد بین محافظه کاری حسابداری و سودآوری آتی شرکت‌ها رابطه مثبتی وجود دارد. یعنی شرکتهایی با میزان محافظه کاری بیشتر در پروژه‌های سودآورتر و کارامدتر سرمایه‌گذاری می‌کنند. حذف محافظه کاری از حسابداری می‌تواند منجر به کسب نتایج اقتصادی نامطلوب گردد.

ژو و همکاران[xv] (2012) به بررسی رابطه میان محافظه کاری حسابداری و رفتار سرمایه‌گذاری شرکت‌ها پرداختند. نتایج آنان نشان داد، هنگامی که سرمایه داخلی شرکت برای سرمایه‌گذاری کافی نباشد، بین محافظه کاری و مخارج سرمایه‌ای رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. این بدین معناست که محافظه کاری از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه، میزان سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. اما هرگاه سرمایه داخلی شرکت برای سرمایه‌گذاری کافی نباشد، رابطه محافظه کاری و مخارج سرمایه‌ای منفی خواهد بود. یعنی محافظه کاری از طریق کاهش تضاد منافع میان مدیریت و سهامداران، منجر به کاهش سرمایه‌گذاری شده و هزینه‌های نمایندگی را نیز می‌کاهد.

کارایی سرمایه‌گذاری، یکی از اساسی‌ترین عوامل پایداری و توسعه هر شرکت است. حوسین[xvi] (2013) رابطه میان محافظه کاری و کارایی سرمایه‌گذاری را در بازار نوظهور تونس بررسی کرده است. نتایج وی نشان داد، محافظه کاری حسابداری و سیاستهای محافظه کارانه شرکت‌ها، اثر معنی‌داری بر کارایی سرمایه‌گذاری آنها ندارد. وی علت این امر را خصوصیات سیستم حاکمیتی کشور تونس دانسته که نظارتی قوی بر شرکت‌ها دارد و فراتر از سیستم حسابداری محافظه کارانه آنان عمل می‌کند.

ایشیدا و ایتو[xvii] (2014) تأثیر دو بعد محافظه کاری – محافظه کاری شرطی و محافظه کاری غیرشرطی – را بر رفتار وتمایلات سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در بازار سرمایه ژاپن سنجیدند. نتایج آنان نشان داد، اگرچه محافظه کاری شرطی بیشتر، منجر به سرمایه‌گذاری کمتر می‌گردد، اما در شرکتهایی با محافظه کاری غیرشرطی بالا، تمایل به سرمایه‌گذاری بالاست. نتایج پژوهش ناکانو و دیگران (2014) نشان داد، محافظه کاری شرطی بالاتر، منجر به محدود شدن سرمایه‌گذاری می‌گردد، در حالی که محافظه کاری غیرشرطی میزان ریسک پذیری مدیران و تمایل به سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، محافظه کاری، رابطه بین سرمایه‌گذاری و ارزش سهامداران را بهبود می‌بخشد و از آنجایی که می‌تواند بر میزان سرمایه‌گذاری و ریسک پذیری تأثیر گذار باشد، ارزش سهامداران و بازدهی شرکت‌ها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

راچوتیلور[xviii] (2015) اثرات محافظه کاری حسابداری را بر صورتهای مالی و استفاده کنندگان آن و نیز ارقام حسابداری بررسی کردند. آنان دریافتند علیرغم پژوهشهای بسیاری که در طول دو دهه اخیر در زمینه محافظه کاری صورت گرفته، هنوز نقاط تاریک بسیاری وجود دارد که از چشم محققین پنهان مانده است. یکی ازین نقاط تاریک، اثرات محافظه کاری بر بازدهی شرکت‌ها و نیز رفتار سرمایه‌گذاری آنها ست. نتایج پژوهش نشان داد، محافظه کاری شرطی رابطه‌ای منفی با پایداری سود دارد. این نوع از محافظه کاری، عدم تقارن اطلاعاتی را برای استفاده کنندگان برون سازمانی کاهش می‌دهد اما دقت پیش بینی تحلیلگران و نیز ارزش مربوط سود را می‌کاهد. محافظه کاری شرطی، هزینه بدهی قرض گیرندگان را کاهش داده و باعث می‌شود پاداش مدیران به رقم سود حسابداری بسیار حساس شود و بنابراین منجر به کاهش تمایل مدیران به سرمایه‌گذاری در پروژه ها–حتی با داشتن NPV مثبت- می‌گردد.

بالاکریشنان و همکاران[xix] (2015) اثرات حسابداری محافظه کارانه را بر میزان سرمایه‌گذاری، در خلال بحران مالی جهانی سال‌های 2007 تا 2008 بررسی کردند. محققین از مدل خان و واتس برای برآورد محافظه کاری استفاده کردند و لذا تنها محافظه کاری شرطی را مدنظر قرار دادند. نتایج آنان نشان داد، شرکت‌هایی با محافظه کاری شرطی کمتر، کاهش شدیدتری را در فعالیتهای سرمایه‌گذاری خود نسبت به دیگر شرکت‌ها تجربه کردند. از سوی دیگر و در دوره بحران مالی جهانی، وجود سطح بالاتری از محافظه کاری شرطی باعث شد شرکت‌ها، شاهد افت کمتری در رشد بدهیها و عملکرد و بازده سهام خود باشند.

لارا و همکاران[xx] (2016) بیان کردند که محافظه کاری منجر به بهبود کارایی سرمایه‌گذاری می‌گردد. نتایج تحلیل‌های آنان نشان داد، محافظه کاری می‌تواند دستیابی شرکت به تأمین مالی از طریق بدهی را بهبود بخشد و سرمایه‌گذاری پایین را محدود نماید. نتایج آنان نشان داد، شرکت‌هایی با محافظه کاری بالاتر، هم سرمایه‌گذاری بیشتری می‌کنند و هم اوراق بدهی بیشتری منتشر می‌نمایند و محافظه کاری با کاهش در سرمایه بیش از اندازه در ارتباط است.

مطالعات پیشین نشان داد، در شرایط محافظه کاری شرطی، شرکت‌ها و مدیران آنها تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری ندارند. بر این اساس فرضیه اول تحقیق به صورت زیر بیان می‌گردد:

فرضیه اول: بین محافظه کاری شرطی و تصمیمات سرمایه‌گذاری، رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد.

بر خلاف محافظه کاری شرطی که تصمیمات سرمایه‌گذاری را محدود می‌کند، محافظه کاری غیرشرطی می‌تواند همانند یک سپر، از مدیران در مقابل ریسک سرمایه‌گذاری محافظت کند. بنابراین فرضیه دوم تحقیق به شرح زیر است:

فرضیه دوم: بین محافظه کاری غیرشرطی و تصمیمات سرمایه‌گذاری، رابطه مثبت و معنی‌داری برقرار است.

اتخاذ تصمیمات محافظه کارانه در حسابداری یک واکنش احتیاط آمیز در قبال عدم اطمینان و برای پشتیبانی از حقوق و ادعاهای صاحبان سهام و اعتبار دهندگان است، لذا انتظار می‌رود محافظه کاری منجر به کاهش ریسک و تغییر بازدهی شرکت‌ها شود. بعد مشروط محافظه کاری دیدگاهی سخت گیرانه تر نسبت به گزارش اطلاعات مربوط به سود دارد، وپیش بینی می‌شود با بکارگیری آن بازدهی آتی کاهش یابد. در حالی که اتخاذ محافظه کاری غیرشرطی می‌تواند اثری متفاوت بر بازدهی آتی داشته باشد (گاسن و دیگران، 2006). بر اساس این ادعا، فرضیات سوم و چهارم تحقیق به شرح زیر تدوین شدند:

فرضیه سوم: بین محافظه کاری شرطی و بازدهی آتی شرکت‌ها، رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد.

فرضیه چهارم: بین محافظه کاری غیرشرطی و بازدهی آتی شرکت‌ها، رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد.

بررسی ابعاد مختلف محافظه کاری و تاثیرات آن بر تصمیمات سرمایه‌گذاری و نیز بازدهی شرکت‌ها در بازار سرمایه ایران، می‌تواند افق جدیدی را در تحقیقات حیطه محافظه کاری بگشاید.

در ادامه، ابتدا روش تحقیق و نحوه آزمون فرضیات بیان می‌گردد و پس از معرفی جامعه و نمونه آماری، نتایج حاصل از آزمونها بررسی خواهد شد.

 

3- نحوه سنجش محافظه کاری

3-1- سنجش محافظه کاری شرطی

به طور معمول در بسیاری از مطالعات حیطه محافظه کاری شرطی از مدل ارائه شده توسط باسو (1997) استفاده می‌شود.

(1)

 

 

= سود خالص تقسیم بر ارزش بازار حقوق صاحبان سهام اول دوره، = بازده سالانه سهام شرکت، = متغیر مجازی است و برای شرکتهایی با بازده منفی برابر 1 و برای سایر شرکت‌ها صفر است.

در این مدل، بازده مثبت نماینده اخبار خوب و بازده منفی نماینده اخبار بد است. این مدل با اعمال حساسیت متفاوت برای سود خالص نسبت به بازده، محافظه کاری ناشی از تاییدپذیری متفاوت درآمدها و هزینه‌ها را اندازه گیری می‌کند. ، ضریب عدم تقارن زمانی سود است و معیار محافظه کاری باسو نام دارد.

اگرچه در بسیاری از مطالعات از مدل باسو برای سنجش محافظه کاری شرطی استفاده شده است، اما این مدل برای برآورد معیارهای مبتنی بر شرکت- سال مناسب نیست. به همین دلیل، خان و واتس[xxi] (2009) دو تابع خطی زیر را برای اندازه گیری محافظه کاری شرطی، با بکارگیری سه متغیر اندازه شرکت، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام و اهرم مالی، معرفی کردند.

 

(2)

 

 

 

(3)

 

 

= لگاریتم طبیعی ارزش بازار حقوق صاحبانسهام، = نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام، = نسبتبدهی به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، =  معیار شرکت- سال محافظه کاری شرطی،  = معیار شرکت- سال به هنگام بودن سود.

برای برآورد  و ، دو مدل 2 و 3 در مدل 1 جایگذاری شدند و مدل 4 به شرح زیر بدست آمد:

 

(4)

 

 

برای کنترل ویژگی‌های مختص هر شرکت، آخرین پرانتز به مدل 4 اضافه شده است. پس از برآورد این مدل، ضرایب  و  حاصل شده، در مدل 3 جایگذاری می‌شود تا معیار محافظه کاری هر شرکت، در هر سال ( ) بدست آید. هرچه این معیار یزرگتر باشد، میزان محافظه کاری شرطی نیز بالاتر خواهد بود.

 

 

 

3-2- سنجش محافظه کاری غیرشرطی

در این مطالعه، برای سنجش محافظه کاری غیرشرطی، از مدل بیور و رایان (2000) استفاده شده است:

 

(5)

 

= نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، = بازده سالانه سهام شرکت.

در پژوهش حاضر، مدل فوق برای سالهای t-3 تا t برآورد گردیده است.  عرض از مبدأ مختص هر شرکت است که در نتیجه برآورد مدل به روش اثرات ثابت حاصل می‌گردد.  بیشتر نشاندهنده محافظه کاری غیرشرطی کمتر است. از حاصلضرب  در 1- شاخصی برای سنجش محافظه کاری غیرشرطی ( )بدست می آید.

 

3-3- استاندارد کردن معیارهای محافظه کاری شرطی و غیرشرطی

برای جلوگیری از اخلال در برآورد رابطه بین معیارهای محافظه کاری شرطی و غیرشرطی با متغیرهای سرمایه‌گذاری و بازدهی، بهتر است این دو معیار استاندارد شوند. بدین منظور، شرکت‌های نمونه به طور جداگانه و بر اساس هریک ازین دو معیار و به ترتیب صعودی مرتب و رتبه بندی شدند. سپس رتبه هر شرکت بر تعداد کل شرکتهای نمونه تقسیم شد تا معیارهایی استاندارد شده برای محافظه کاری شرطی و غیرشرطی آن بدست آید. بدین ترتیب به هر متغیر محافظه کاری شرطی یا غیرشرطی، عددی بین صفر و یک تخصیص داده شد. جدول 1 این فرایند را با مثالی ساده نشان می‌دهد.

 

جدول 1- نحوه استانداردسازی معیارهای محافظه کاری شرطی و غیرشرطی

نام شرکت

           

شرکت الف

2-

1

2/0

5/1

5

1

شرکت ب

1

5

1

2/0

2

4/0

شرکت پ

3/0

3

6/0

1-

1

2/0

شرکتت

2/1-

2

4/0

5/0

3

6/0

شرکت ث

7/0

4

8/0

6/0

4

8/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

= معیار محافظه کاری شرطی حاصل از مدل 3

= رتبه شرکت بر اساس معیار محافظه کاری شرطی

= معیار محافظه کاری شرطی استاندارد شده که از تقسیم رتبه هر شرکت بر تعداد کل شرکت‌ها بدست می آید.

= معیار محافظه کاری شرطی حاصل از مدل 5

= رتبه شرکت بر اساس معیار محافظه کاری غیرشرطی

= معیار محافظه کاری غیرشرطی استاندارد شده که از تقسیم رتبه هر شرکت بر تعداد کل شرکت‌ها بدست می آید.

 

4- بدست آوردن معیاری برای ارزیابی رفتار سرمایه‌گذاری شرکت

در این پژوهش، به پیروی از مطالعه ایشیدا و ایتو (2014) از مدل 6 برای برآورد سرمایه‌گذاری شرکت‌ها استفاده شده است:

 (6)

 

= اموال، ماشین آلات و تجهیزات،  = هزینه استهلاک سالانه، = جمع کل دارایی های اول دوره.

 

5- تشریح مدلهای استفاده شده برای آزمون فرضیات تحقیق

5-1- مدل مورد استفاده برای بررسی رابطه میان محافظه کاری و سرمایه‌گذاری

برای آزمون رابطه میان رفتار سرمایه‌گذاری شرکت و محافظه کاری شرطی و غیرشرطی، رگرسیون مقطعی-سری زمانی 7 بکار گرفته شد:

 

(7)

 

 

= متغیر سرمایه‌گذاری برآورده شدهمدل 6، = محافظه کاری شرطی یا غیرشرطی، = نرخ بازده داراییها که از تقسیم سود عملیاتی سال t بر مجموع داراییهای آن سال بدست می آید، = جریانات نقدی عملیاتی سال t تقسیم بر مجموع داراییهای آن سال، = نسبت بدهی، که از تقسیم مجموع بدهی‌های سال t بر مجموع داراییهای آن سال بدست می‌آید، = اندازه شرکت که برابر است با لگاریتم طبیعی مجموع داراییهای آن در پایان سال t، = بازده سالانه سهام شرکت، = نسبت اموال، ماشین آلات و تجهیزات سال t به داراییهای آن سال.

در مدل 7،  متغیر وابسته و  متغیر مستقل است. سایر متغیرها کنترلی بوده و برای کنترل اثرات محافظه کاری بر سرمایه‌گذاری، به مدل اضافه شدند. این مدل، یک بار با متغیر محافظه کاری شرطی استاندارد شده ( ) و یک بار نیز با متغیر محافظه کاری غیرشرطی استاندارد شده ( ) برآورد می‌گردد. با توجه به فرضیات تحقیق، انتظار می‌رود، ضریب متغیر محافظه کاری در مدل برآوردی با استفاده از متغیر محافظه کاری شرطی، منفی و با بکارگیری متغیر محافظه کاری غیرشرطی، مثبت شود.

 

5-2- مدل مورد استفاده برای بررسی رابطه میان محافظه کاری و بازدهی آتی

برای برآورد اثرات محافظه کاری بر عامل بازدهی شرکت‌ها و آزمون فرضیات سوم و چهارم تحقیق، از مدل 8 استفاده شده است:

 

(8)

 

 

= بازدهی آتی سهام شرکت.

در این مدل،  متغیر مستقل و سایر متغیرها، کنترلی هستند. انتظار می‌رود، محافظه کاری شرطی با بازدهی آتی رابطه‌ای منفی و محافظه کاری غیرشرطی با آن رابطه‌ای مثبت داشته باشد.

 

6- نحوه جمع آوری داده‌ها و دوره زمانی تحقیق

داده‌های مورد نیاز برای آزمون فرضیه تحقیق از بانک اطلاعاتی ره آورد نوین طی دوره زمانی سالهای 1384 تا 1393 استخراج گردید. کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری تحقیق انتخاب شدند و هیچگونه نمونه گیری انجام نشد. بلکه 191 شرکت – به جز شرکتهای سرمایه‌گذاری، واسطه گری مالی و بانکها- که اطلاعات آنان برای آزمون فرضیات در دوره زمانی تحقیق در دسترس بود، به عنوان شرکتهای مورد آزمون، در نظر گرفته شدند. این مجموعه، شرکت‌هایی را در بر می‌گیرد که قبل از سال 1384 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده‌اند.

7- تجزیه و تحلیل داده‌ها

در پژوهش حاضر، برای برآورد مدل‌ها و آزمون فرضیات تحقیق از روش داده‌های ترکیبی استفاده شده است. در داده‌های ترکیبی اقتصادسنجی روش مرسوم برای انتخاب نوع مدل جهت برآورد پارامترها، آزمونهای چاو و هاسمن می‌باشند. آزمون چاو با فرضیه صفر مبتنی بر انجام مدل تلفیقی و فرضیه مقابل آن مبتنی بر مدل اثرات ثابت است. آزمون هاسمن بر پایه وجود یا عدم وجود ارتباط بین خطای رگرسیون برآورد شده و متغیرهای مستقل مدل شکل گرفته است. اگر این ارتباط وجود داشته باشد، مدل اثرات تصادفی و در غیر اینصورت، مدل اثرات ثابت انتخاب می‌شود. به عبارت دیگر، فرضیه صفر در آزمون هاسمن نشاندهنده عدم ارتباط بین متغیرهای مستقل و خطای تخمین و فرضیه مقابل ارتباط این دو را نشان می‌دهد. بنابراین رد فرض صفر معادل با پذیرش مدل اثرات ثابت می‌باشد. همچنین، به منظور بررسی نرمال بودن باقیمانده‌ها از آزمون جاکو-برا استفاده شده است. در این آزمون هرگاه سطح معنی‌داری از 0.05 بزرگ‌تر باشد، متغیرها نرمال هستند، در غیر اینصورت باید با استفاده از تبدیلات کاکس و باکس نرمال شوند.

 

7-1- آمار توصیفی متغیرهای تحقیق

جدول 2 آمار توصیفی متغیرهای تحقیق را نشان می‌دهد که شامل پارامترهای توصیفی برای هر متغیر است. این پارامترها شامل اطلاعات مربوط به شاخصهای مرکزی نظیر بیشینه، کمینه، میانگین و میانه و همچنین اطلاعات مربوط به شاخصهای پراکندگی نظیر انحراف معیار، چولگی و کشیدگی است.

 

جدول 2- آمار توصیفی متغیرهای تحقیق

متغیر

میانگین

میانه

انحراف معیار

مینیمم

ماکزیمم

چولگی

کشیدگی

INVEST

028/0

005/0

118/0

771/0-

890/0

568/2-

101/1999

RETURN

096/0

081/0

624/0

929/2-

937/2

095/0

426/0-

STCC

503/0

0.503

289/0

005/0

1

0

200/1-

STUCC

503/0

503/0

289/0

005/0

1

0

200/1-

ROC

124/0

094/0

159/0

824/0-

983/0

352/0

202/5

OCF

123/0

094/0

172/0

904/0-

947/0

484/0

183/4

LEVERAGE

060/0

018/0

115/0

0

939/0

842/3

607/17

SIZE

719/5

682/5

632/0

543/3

228/9

575/0

209/1

CAPIN

250/0

198/0

19/0

0

963/0

380/2

118/15

منبع: یافته‌های پژوهشگر

همانطور که ملاحظه می‌شود، آمار توصیفی دو متغیر استاندارد شده محافظه کاری شرطی و غیر شرطی عیناً یکسان محاسبه شده است، در حالی که عدد نسبت داده شده به هر شرکت و در هرسال متفاوت است. شاید بتوان دلیل یکسان بودن آمار توصیفی این دو متغیر را، استاندارد شدن هر دو بر اساس یک معیار واحد برشمرد.

 

7-2- آزمون فرضیه اول تحقیق

به منظور آزمون فرض اول تحقیق، متغیر استاندارد شده محافظه کاری شرطی به مدل 7 اضافه شد. برای بررسی و انتخاب نوع مدل از آزمونهای چاو و هاسمن استفاده شد.

 

جدول 3- نتایج آزمونهای چاو و هاسمن برای مدل 7 با متغیر محافظه کاری شرطی

نوع آزمون

آماره آزمون

سطح احتمال

نتیجه

آزمون چاو (آماره F)

733232/1

0000/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

آزمون هاسمن (آماره کای دو)

632698/70

0000/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتیجه آزمون چاو نشانگر مدل اثرات ثابت می‌باشد. برای اطمینان بیشتر در تعیین نوع مدل در مرحله بعد از آزمون هاسمن نیز استفاده شد. با توجه به نتایج حاصل از نگاره فوق، فرضیه صفر مبتنی بر مدل اثرات تصادفی رد می‌شود. خروجی برآورد مدل مذکور به روش اثرات ثابت به شرح جدول 4 است.

 

جدول 4- بررسی رابطه میان سرمایه‌گذاری و محافظه کاری شرطی

سطح معنی‌داری

prob

آماره t

ضریب

متغیر

99%

0000/0

125896/6-

454612/0-

C

99%

0014/0

652301/3-

042894/0-

STCC

معنی‌دار نشده است

1125/0

751483/1

039899/0

ROC

90%

0524/0

916225/1-

035657/0-

OCF

معنی‌دار نشده است

3026/0

258963/1-

046195/0-

LEVERAGE

99%

0000/0

012369/7

071628/0

SIZE

%95

0412/0

019852/2-

001059/0-

RET

99%

0000/0

658962/13

392569/0

CAPIN

201118/0

 

289698/0

 

201118/0

0012365/3

F آماره

985791/1

آماره دوربین واتسون

0012365/3

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج نشاندهنده معنی‌داری کل مدل است. به جز دو متغیرکنترلی ROC و LEVERAGE، سایر متغیرها معنی‌دار شده‌اند. ضریب متغیر محافظه کاری شرطی، منفی و معنی‌دار شده است. این عامل نشان می‌دهد، بین محافظه کاری شرطی و رفتار سرمایه‌گذاری شرکت، یک رابطه منفی برقرار است. می‌توان این نتیجه را اینگونه تفسیر کرد که با افزایش محافظه کاری شرطی، تمایل شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد. این نتیجه فرضیه اول تحقیق را تأیید می‌کند.

 

7-3- آزمون فرضیه دوم تحقیق

برای آزمون فرضیه دوم تحقیق، متغیر محافظه کاری غیرشرطی در مدل 7 قرار داده شد و آزمونهای چاو و هاسمن به منظور انتخاب نوع برآورد مدل انجام شد.

 

جدول 5- نتایج آزمونهای چاو و هاسمن برای مدل 7 با متغیر محافظه کاری غیرشرطی

نوع آزمون

آماره آزمون

سطح احتمال

نتیجه

آزمون چاو (آماره F)

769865/1

0000/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

آزمون هاسمن (آماره کای دو)

153369/73

0000/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج از برآورد مدل به روش اثرات ثابت حمایت می‌کند. خروجی‌های برآورد با بکارگیری متغیر محافظه کاری غیرشرطی به شرح جدول 6 است.

برآورد مدل، نشاندهنده معنی‌دار آن است. به جز دو متغیر کنترلی OCF و RET، سایر متغیرها با توجه به آماره t حاصله، معنی‌دار شده‌اند. ضریب متغیر محافظه کاری غیرشرطی مثبت است که نشاندهنده وجود یک رابطه مستقیم با متغیر وابسته دارد. این امر از فرض دوم تحقیق حمایت کرده و بیان می‌کند، محافظه کاری شرطی باعث بهبود تصمیمات سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها خواهد شد.

 

جدول 6- بررسی رابطه میان سرمایه‌گذاری و محافظه کاری غیرشرطی

سطح معنی‌داری

prob

آماره t

ضریب

متغیر

99%

0000/0

746951/6-

482158/0-

C

99%

0226/0

199852/2

0269871/0

STUCC

95%

0481/0

895612/1

061151/0

ROC

معنی‌دار نشده است

0863/0

732145/1-

033446/0-

OCF

90%

0574/0

895218/1-

0694118/0-

LEVERAGE

99%

0000/0

245896/6

071821/0

SIZE

معنی‌دار نشده است

0612/0

895629/1-

000268/0-

RET

99%

0000/0

35415/12

379651/0

CAPIN

211023/0

 

322011/0

 

958961/2

F آماره

898201/1

آماره دوربین واتسون

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

7-4- آزمون فرضیه سوم تحقیق

فرضیه سوم، به بررسی رابطه محافظه کاری شرطی و بازدهی آتی می‌پردازد. بدین منظور متغیر محافظه کاری شرطی در مدل 8 وارد شد. نتایج آزمونهای چاو و هاسمن برای انتخاب نوع برآورد به شرح جدول 7 است.

 

جدول 7- نتایج آزمونهای چاو و هاسمن برای مدل 8 با متغیر محافظه کاری شرطی

نوع آزمون

آماره آزمون

سطح احتمال

نتیجه

آزمون چاو (آماره F)

644561/1

0000/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

آزمون هاسمن (آماره کای دو)

578538/13

0312/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج، بکارگیری مدل اثرات ثابت را برای برآورد مدل پیشنهاد می‌کند. جدول 8 خروجی‌های برآورد مدل را نشان می‌دهد.

 

 

 

 

جدول 8- بررسی رابطه میان بازدهی آتی و محافظه کاری شرطی

سطح معنی‌داری

prob

آماره t

ضریب

متغیر

95%

0507/0

01521/2

415851/0

C

99%

0000/0

220151/5-

225698/0-

STCC

معنی‌دار نشده است

2192/0

295821/1-

092258/0-

ROC

99%

0000/0

698521/3

239587/0

OCF

99%

0204/0

478512/2-

-0.345862

LEVERAGE

معنی‌دار نشده است

3987/0

841253/0-

032015/0-

SIZE

معنی‌دار نشده است

2185/0

226528/1-

118549/0-

CAPIN

178454/0

 

265811/0

 

412519/2

F آماره

020145/2

آماره دوربین واتسون

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج برآورد مدل نشان می‌دهد، برازش آن به نحو مطلوبی انجام شده و خود همبستگی میان متغیرها وجود ندارد. همچنین نتایج آزمون جاکو-برا حاکی از نرمال بودن متغیرها دارد. به جز سه متغیر کنترلی ROC، SIZE و CAPIN، سایر متغیرها معنی‌دار شده‌اند. ضریب متغیر محافظه کاری شرطی، منفی و معنی‌دار است و نشان می‌دهد بین محافظه کاری شرطی و بازده آتی شرکت‌ها رابطه معکوسی برقرار است. این نتیجه گویای این نکته است که با افزایش میزان محافظه کاری در شرکت‌ها، بازده آتی آنها کاهش می‌یابد. این نتیجه، تاییدی بر فرضیه سوم تحقیق است.

 

7-5- آزمون فرضیه چهارم تحقیق

در مدل 8 متغیر محافظه کاری غیرشرطی قرار داده شد و نوع برآورد با توجه به نتایج آزمون‌های چاو و هاسمن که در جدول 9 آمده است به روش اثرات ثابت صورت گرفت.

 

جدول 9- نتایج آزمونهای چاو و هاسمن برای مدل 8 با متغیر محافظه کاری غیرشرطی

نوع آزمون

آماره آزمون

سطح احتمال

نتیجه

آزمون چاو (آماره F)

939050/1

0000/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

آزمون هاسمن (آماره کای دو)

203489/13

03991/0

رد فرضیه صفر و انتخاب مدل اثرات ثابت

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج برآورد مدل 8 با بکارگیری متغیر محافظه کاری شرطی به شرح جدول 10 است.

 

جدول 10- بررسی رابطه میان بازدهی آتی و محافظه کاری غیرشرطی

سطح معنی‌داری

prob

آماره t

ضریب

متغیر

95%

0440/0

348741/2

332152/0

C

99%

0168/0

385651/2

061256/0

STUCC

معنی‌دار نشده است

7329/0

445702/0-

023652/0-

ROC

99%

0000/0

351715/4

245891/0

OCF

99%

0152/0

194547/3-

514021/0-

LEVERAGE

معنی‌دار نشده است

1758/0

239794/1-

037854/0-

SIZE

95%

0347/0

003309/2-

198521/0-

CAPIN

175892/0

 

295214/0

 

321485/2

F آماره

015214/2

آماره دوربین واتسون

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نتایج حاکی از برازش مطلوب مدل دارد. به جز متغیرهای کنترلی ROC و SIZE، سایر متغیرها در مدل معنی‌دار شده‌اند. ضریب متغیر محافظه کاری غیرشرطی مثبت و معنی‌دار شده است. این امر نشان می‌دهد بین متغیر مستقل (محافظه کاری غیرشرطی) و متغیر وابسته (بازدهی آتی) رابطه مستقیمی برقرار است و بدین معناست که اتخاذ محافظه کاری غیرشرطی در شرکت‌ها منجر به افزایش بازدهی آتی آن‌ها می‌گردد. این نتیجه، فرضیه چهارم تحقیق را تأیید می‌کند.

 

8- بحث و نتیجه گیری

در این مطالعه، اثرات انواع محافظه کاری بر دو متغیر سرمایه‌گذاری شرکت‌ها و بازدهی آتی آنها ارزیابی گردید. بدین منظور اطلاعات 191 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی سالهای 1384 تا 1393، استخراج شد و آزمونها برای 1910 شرکت-سال مشاهده انجام گرفت.

نتایج حاصل از فرضیه اول تحقیق نشان داد، بین محافظه کاری شرطی و تصمیمات سرمایه‌گذاری شرکت، رابطه‌ای منفی وجود دارد. وجود این نوع از محافظه کاری، میزان سرمایه‌گذاری شرکت‌ها را محدود کرده و انگیزه مدیران را نسبت به سرمایه‌گذاری بیشتر کاهش می‌دهد. محافظه کاری شرطی، مدیران را مجبور می‌کند، زیان ناشی از سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها را به موقع شناسایی کنند. هرگاه مدیران ریسک گریز آگاه شوند که شهرت و اعتبار و نیز مزایای مالیشان با شناسایی به موقع زیان ناشی از سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها رابطه‌ای معکوس دارد، تمایلات سرمایه‌گذاری آنان –حتی با وجود NPV مثبت مورد انتظار این پروژه‌ها- کاهش می‌یابد. لذا محافظه کاری شرطی یا مانع اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری خواهد شد ویا مدیران را به سرمایه‌گذاری در کم ریسک ترین سرمایه‌گذاری‌ها ترغیب خواهد کرد.

نتایج آزمون فرضیه دوم تحقیق حاکی از وجود رابطه مثبت و معنی‌دار بین محافظه کاری غیرشرطی و تمایلات سرمایه‌گذاری در شرکتهاست. محافظه کاری غیرشرطی نوسانات سود شرکت‌ها را کاهش می‌دهد. این نوع از محافظه کاری منجر می‌شود شرکت‌ها در پروژه‌های بیشتری سرمایه‌گذاری کرده و آستانه ریسک پذیری آنها نیز افزایش یابد. لذا مدیران به سرمایه‌گذاری بیشتر ترغیب خواهند شد. بر خلاف محافظه کاری شرطی که تصمیمات سرمایه‌گذاری را محدود می‌کند، محافظه کاری غیرشرطی می‌تواند همانند یک سپر، از مدیران در مقابل ریسک سرمایه‌گذاری محافظت کند. علیرغم تفاوت اثرات دو نوع محافظه کاری بر تصمیمات سرمایه‌گذاری در شرکت‌ها، نتایج حاصل از آزمون دو فرضیه اول تحقیق نشان داد، محافظه کاری می‌تواند بر رفتار و میزان سرمایه‌گذاری شرکت‌ها اثرگذار باشد.

بررسی نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم بیانگر این است که محافظه کاری شرطی بر بازدهی آتی شرکت‌ها اثری منفی می‌گذارد. لذا از آنجایی که محافظه کاری شرطی، ریسک پذیری مدیران و سازمان تابعه آنها را کاهش می‌دهد، بر بازدهی آتی نیز اثری منفی می‌گذارد.

نتایج فرضیه چهارم نشاندهنده وجود رابطه مثبت و معنی‌دار میان محافظه کاری غیرشرطی و بازدهی آتی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برخلاف بعد شرطی محافظه کاری، محافظه کاری غیرشرطی توانایی شرکت در اتخاذ تصمیمات پرمخاطره را افزایش داده و در نتیجه بازدهی را نیز افزایش می‌دهد. محافظه کاری در حسابداری یک واکنش توام با احتیاط در قبال عدم اطمینان است، لذا منجر به کاهش ریسک و تغییر بازدهی شرکت‌ها می‌گردد. بعد مشروط محافظه کاری دیدگاهی سخت گیرانه تر نسبت به گزارش اطلاعات مربوط به سود دارد و بکارگیری آن بازدهی آتی را کاهش می‌دهد، در حالی که اتخاذ محافظه کاری غیرشرطی اثری متفاوت بر بازدهی آتی داشته، توانایی شرکت در اتخاذ تصمیمات پرمخاطره را افزایش داده و در نتیجه بازدهی آتی را نیز افزایش می‌دهد.

ایشیدا و ایتو (2014) رابطه محافظه کاری و سرمایه‌گذاری را در بازار سرمایه ژاپن بررسی کردند و همانند این مطالعه، رابطه‌ای معکوس مابین بعد شرطی محافظه کاری و سرمایه‌گذاری و رابطه‌ای مستقیم بین محافظه کاری غیرشرطی و تصمیمات سرمایه‌گذاری یافتند. نتایج مطالعات ریچوداری (2010)، ما (2010)، کراوت (2014) و لارا و همکاران (2016) نیز یافته‌های پژوهش حاضر را تأیید می‌کند.

راچ و تیلور (2015) دریافتند علیرغم پژوهش‌های بسیاری که در طول دو دهه اخیر در زمینه محافظه کاری صورت گرفته، هنوز نقاط تاریک بسیاری وجود دارد که از چشم محققین پنهان مانده است. یکی ازین نقاط تاریک، اثرات محافظه کاری بر بازدهی شرکت‌ها و نیز رفتار سرمایه‌گذاری آنهاست. نتایج آنان نشان داد، محافظه کاری شرطی، هزینه بدهی قرض گیرندگان را کاهش داده و باعث می‌شود، پاداش مدیران به رقم سود حسابداری بسیار حساس شود و بنابراین منجر به کاهش تمایل مدیران به سرمایه‌گذاری در پروژه ها–حتی با داشتن NPV مثبت- می‌گردد. نتایج حاصل از بکارگیری متغیر محافظه کاری شرطی در این مطالعه نیز نشان داد، این عامل تمایلات سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.

بالاکریشنان و دیگران (2015) دریافتند که در خلال بحران مالی جهانی طی سالهای 2007 و 2008، شرکت‌هایی با محافظه کاری شرطی کمتر، فعالیت‌های سرمایه‌گذاری خود را کاهش دادند. در حالی که نتایج مطالعه حاضر عکس این نتیجه را نشان می‌دهد.

ناکانو و دیگران (2014) به تحلیل اثرات ابعاد مختلف محافظه کاری بر ارزش سهامداران و بازدهی شرکت‌ها پرداختند. نتایج آنها نتوانست تفاوت معنی‌داری را بین تأثیر محافظه کاری شرطی و غیرشرطی بر بازدهی آتی شرکت‌ها تشریح نماید. در حالی که در مطالعه حاضر آثار این دو بعد از محافظه کاری بر متغیر بازدهی کاملاً متمایز تشخیص داده شد.



1- دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران (نویسنده اصلی)  mehdi.salehi@um.ac.ir

2- دانشیار گروه حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

[3]-  مربی گروه حسابداری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران. (مسئول مکاتبات) ad_ahmadi@yahoo.com



[i] Watts

[ii] Roychowdhury & Watts

[iii] Lafond & Watts

[iv] Price

[v] Chong & Winn

[vi] Wittenburg

[vii] Zhang

[viii] Chen et al

[ix] Pae

[x] Gassen

[xi] Kravet

[xii] Penman & Zhang

[xiii] Ma

[xiv] Garcia et al

[xv] Xu et al

[xvi] Houcine

[xvii] Ishida & Ito

[xviii] Ruch & Tylor

[xix] Balakrishnan et al

[xx] Lara et al

[xxi] Khan & Watts

1)     پورزمانی، زهرا و فرناز منصوری، (1394)، "تأثیر کیفیت افشاء، محافظه کاری و رابطه متقابل آنها بر هزینه سرمایه سهام عادی"، دوره 7، فصلنامه پژوهشهای حسابداری مالی و حسابرسی، شماره 25، صص 85-102.

2)     کردستانی، غلامرضا و محمد اصلروستا، (1392)، "ارزیابی محافظه کاری مشروط به عنوان فاکتور ریسک"، فصلنامه پژوهشهای حسابداری مالی و حسابرسی، دوره 5، شماره 18، صص 31-53.

3)     مشایخ، شهناز و شیوا میمنت آبادی، (1393)، "افشای حسابداری، کیفیت حسابداری، محافظه کاری شرطی و غیرشرطی"، فصلنامه پژوهشهای حسابداری مالی و حسابرسی، دوره 6، شماره 24، صص 53-70.

4)      Balakrishnan, K., Watts, R., Zuo, L. (2015), “The Effect of Accounting Conservatism on Corporate Investment during the Global Financial Crisis”, MIT Sloan Research Paper No. 4941-11. Available Online: www.ssrn.com.

5)      Chen,Q., Hemmer,T., Zhang,Y. (2007), “On the Relation between Conservatism in Accounting Standards and Incentives for Earnings Management”, Journal of Accounting Research, Vol. 45, Issue 3, PP. 541–565.

6)      Chung,H., Wynn,J. (2008), “Managerial Legal Liability Coverage and Earnings Conservatism”, Journal of Accounting & Economics, Vol. 46, No. 1, PP. 135-153.

7)      Financial Accounting Standards Board. (2005), “Joint Conceptual Framework Project Attachment”, Neutrality and Other Faithful Representation.

8)      García,B., García,J., Penalva,F. (2010), “Accounting Conservatism and Firm Investment Efficiency”,Working Paper from Department of Business Economics, Universitat Autonoma de Barcelona.

9)      Gassen,J., Fuelbier, R., Sellhorn,T. (2006), “International Differences in Conditional Conservatism: The Role of Unconditional Conservatism and Income Smoothing”, Available online, www.ssrn.com.

10)   Houcine, A. (2013), “Does Accounting Conservatism Affect Firm Investment Efficiency in an Emerging Market? Evidence from Tunisian Context”, African Journal of Accounting, Auditing and Finance, Vol. 2, Issue 3, PP. 209-232.

11)   Ishida,S., Ito,K. (2014), “The Effect of Accounting Conservatism on Corporate Investment Behavior”, International Perspectives on Accounting and Corporate Behavior. PP. 59-80.

12)   Kravet, T. (2014), “Accounting Conservatism and Managerial Risk-taking: Corporate Acquisitions”, Journal of Accounting and Economics. Vol. 57, Issues 2–3, PP. 218–240.

13)   Lafond,R., Watts,R., (2007), “The Information Role of Conservatism”, Working Paper, Massachusetts Institute of Technology (MIT) - Sloan School of Management.

14)   Laraa, J., Beatriz,O., Penalva, F. (2016), “Accounting Conservatism and Firm Investment Efficiency”, Journal of Accounting and Economics, Vo. 61, Issue 1, PP. 221–238.

15)   Ma, T. (2010), “Accounting Conservatism and Corporate Investment”, Working Paper, Washington University.

16)   Nakano,M., Otsubo,F., Takasu,Y. (2014), “Effects of Accounting Conservatism on Corporate Investment Levels, Risk Taking, and Shareholder Value”, IMES Discussion Paper Series 2014-E-10.

17)   Pae, J. (2007), “Unexpected Accruals and Conditional Accounting Conservatism”, Journal of Business Finance & Accounting, Vol. 34, No. 5-6, PP. 681-704.

18)   Penman, H., Zhang,X. (2002), “Accounting Conservatism, the Quality of Earnings, and Stock Returns”, The Accounting Review No.77, Vol.2, PP. 237–264.

19)   price, R. (2005), “Accounting Conservatism and The Asymmetry in The Earnings Response to Current and Lagged Returns”, Working paper, Stanford University.

20)   Roychowdhury,S., Watts,L. (2007), “Asymmetric Timeliness of Earnings, Market-to-book and Conservatism in Financial Reporting”, Journal of Accounting and Economics, No.44, PP. 2-31.

21)   Ruch,G., Taylor,G. (2015), “Accounting Conservatism: A Review of the Literature”, Journal of Accounting Literature, No.34, PP.17–38.

22)   Watts, R. (2003a), “Conservatism in Accounting, Part I: Explanations and Implications”, Accounting Horizons, No. 17, Vol. 3, PP. 207-221.

23)   Watts, R. (2003b), “Conservatism in Accounting Part II: Evidence and Research Opportunities”, Accounting Horizons, No. 17, Vol. 4, PP. 287-301.

24)   Wittenberg, M. (2008), “The Role of Information Asymmetry and Financial Reporting Quality in Debt Trading: Evidence from the Secondary Loan Market”, Journal of Accounting and Economics, 2008, Vol. 46, Issue 2-3, PP. 240-260.

25)   Xu,X., Wang,X., Han,N. (2012), “Accounting Conservatism, Ultimate Ownership and Investment Efficiency”, China Finance Review International, Vol. 2, Issue 1, PP. 53 – 77

26)   Zhang, J. (2008), “The Contracting Benefits of Accounting Conservatism to Lenders and Borrowers”, Journal of Accounting and Economics, Vol. 45, Issue 1, PP. 27-54.

 

 

یادداشت‌ها