تاثیر کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش تعدیل کنندگی توانایی مدیران

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری،‌ واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه مدیریت مالی، واحد الکترونیکی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران

چکیده

تصمیم گیری برای تعیین میزان ذخایر نقدی شرکتها، یکی از مسائل شایان توجه در ادبیات تأمین مالی محسوب میشود. مزیت عمده ی نگهداری وجه نقد در بازارهای سرمایه ناکارا افزایش توانایی شرکت برای استفاده از فرصت های سرمایه گذاری ارزشمند و پرهیز از هزینه های بالای  تأمین مالی خارج از شرکت است، از طرف دیگر نگهداری سطوح بالای وجه نقد برای شرکت هزینه فرصت به همراه دارد. مطالعه حاضر به بررسی تاثیر کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش تعدیل کنندگی توانایی مدیران می پردازد. بر این اسـاس، داده هـای 165 شـرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در فاصلة سالهای  1391 تا 1396به عنوان نمونـة پـژوهش انتخاب شده اند. روش آماری این پژوهش رگرسیون چندمتغیره است. برای آزمون فرضـیه هـای پژوهش از مدل پانل دیتـا و روش حـداقل مربعـات تعمـیم یافتـه (GLS) اسـتفاده شـده اسـت. این پژوهش از نوع مطالعات پس رویدادی بوده که بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌های مشاهده شده، انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که  کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد. همچنین توانایی مدیران بر رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد.
 
Decision-making to determine the amount of corporate cash reserves is one of the most important issues in the financing literature. The major advantage of holding cash in inefficient capital markets is increasing the ability of the company to take advantage of valuable investment opportunities and avoiding high cost of financing outside the company, on the other hand maintaining high levels of cash for the company brings opportunity costs. This study examines the effect of earnings quality on the level of cash holdings with emphasis on the moderating role of managers' ability. Accordingly, the data of 165 companies active in Tehran Stock Exchange between 1391 and 1396 were selected as a sample of research. The statistical method of this study is multivariate regression. To test the research hypotheses, the panel data model and generalized least squares (GLS) method have been used. This post-event study was conducted based on the analysis of observed data. Findings indicate that earnings quality has an impact on the level of cash holdings. Also, managers' ability to influence the relationship between earnings quality and cash holdings is affected.

کلیدواژه‌ها


 

تاثیر کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد

 با تاکید بر نقش تعدیل کنندگی توانایی مدیران

 

 

تاریخ دریافت: 20/04/1398            تاریخ پذیرش: 23/06/1398

 

امیررضا کیقبادی[1]

فاطمه هوشنگی

 

 

چکیده

تصمیم گیری برای تعیین میزان ذخایر نقدی شرکتها، یکی از مسائل شایان توجه در ادبیات تأمین مالی محسوب میشود. مزیت عمده ی نگهداری وجه نقد در بازارهای سرمایه ناکارا افزایش توانایی شرکت برای استفاده از فرصت های سرمایه گذاری ارزشمند و پرهیز از هزینه های بالای  تأمین مالی خارج از شرکت است، از طرف دیگر نگهداری سطوح بالای وجه نقد برای شرکت هزینه فرصت به همراه دارد. مطالعه حاضر به بررسی تاثیر کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش تعدیل کنندگی توانایی مدیران می پردازد. بر این اسـاس، داده هـای 165 شـرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در فاصلة سالهای  1391 تا 1396به عنوان نمونـة پـژوهش انتخاب شده اند. روش آماری این پژوهش رگرسیون چندمتغیره است. برای آزمون فرضـیه هـای پژوهش از مدل پانل دیتـا و روش حـداقل مربعـات تعمـیم یافتـه (GLS) اسـتفاده شـده اسـت. این پژوهش از نوع مطالعات پس رویدادی بوده که بر اساس تجزیه و تحلیل داده‌های مشاهده شده، انجام شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که  کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد. همچنین توانایی مدیران بر رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد.

 

واژه‌های کلیدی: کیفیت سود ، سطح نگهداشت وجه نقد ، توانایی مدیران.

1- مقدمه

مدیران برای به حداکثر رساندن ثروت سهامداران و افزایش ارزش شرکت باید یه تعیین  بهترین  ترکیب منابع تأمی  مالی بپردازند (بتز و همکاران[i]، 2009). در این  راستا، با توجه به اهمیت موضوع ، پژوهش های متعددی به بررسی عوامل تأثیرگذار بر سطح نگهداشت نقدینگی پرداخته اند. یکی از عواملی که مورد توجه محققین داخلی و خارجی قرار گرفته و به آن پرداخته اند، مبحث کیفیت سود است. مطالعات انجام شده یافته های متناقضی در خصوص  تأثیر کیفیت سود یر وجه نقد نگهداری شده نشان می دهد. برای مثال، نتایج پژوهش فروغی و همکاران(1390) و گارسیا و همکاران[ii](2009)  بیانگر اثر منفی تأثیر کیفیت سود یر وجه نقد نگهداری شده است. اما نتایج پژوهش فرانسیس و همکاران[iii](2015) رابطه مثبت بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد را نشان می دهد. همچنین فریرا و ویللا[iv](2004) رابطه معناداری را بین این دو تغیر را نشان نمی دهند.

از طرف دیگر، در پژوهشهای پیرامون موضوع کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد توجهی به ویژگیهای مدیران نشده است. مدیران شرکت ها تاثیر قابل توجهی بر تصمیمات استراتژیک شرکت دارند، بنابراین می توانند بر تصمیمات مربوط به گزارشگری ارقام حسابداری و نیز تصمیمات پیرامون نگهداشت وجه نقد شرکت تاثیر مستقیم و قابل تاملی بگذارند.

اهمیت بررسی توانایی مدیران در آنست که موضوع کارایی مدیریت یکی از موضوعات مهم مورد بحث در متون حسابداری می باشد. افزایش شرکت های پذیرفته شده در بورس و خصوصی سازی شرکت ها و همچنین تفکیک مالکیت از مدیریت، کارایی مدیر را نزد سهامداران و سایر ذینفعان واحد تجاری موضوعی بااهمیت می نماید.

با توجه به اهمیت سطح وجه نقد نگهداری شدۀ شرکتها و جریانهای نقدی و نقش سود حسابداری و کیفیت آن در تصمیات سرمایه گذاران و بطور کلی استفاده گنندگان صورتهای مالی و با عنایت به این که ارتباط این  دو در هاله ای از ادبیات نظری و تجربی متناقض به سر می برد،  ایی  پژوهش سعی دارد یا بررسی رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد و همچنین، بررسی اثر توانایی مدیران بر رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه به توسعه ادبیات نظری و تجربی این  موضوع  کمک کند.

 

 

 

 

2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش

از دیرباز وجه نقد به لحاظ عینیت آن به عنوان شاخصی از تداوم فعالیت و توانایی شرکت در انجام عملیات بدون مواجهه با مشکلات مالی و نیز به عنوان ابزاری جهت بهره برداری از فرصتهای رشد و سرمایه گذاری سودآور، مورد توجه استفاده کنندگان از صورتهای مالی قرار داشته است.

ایجـاد تـوازن بیـن وجوه نقـد موجـود و نیازهای نقـدی یکـی از مهمتریـن عوامل سـلامت اقتصادی واحدهـای تجـاری و تـداوم فعالیـت آنهاسـت. در بسـیاری از تصمیمات مالـی، الگوهای ارزشـگذاری اوراق بهـادار، روشهـای ارزیابـی طرح هـای سـرمایه ای و غیـره، جریانهـای نقـدی نقشـی محـوری دارد(ثقفـی وهاشـمی، 1383). چگونگـی بـه کار گرفتـن وجـوه داخلـی، تصمیمـی مهـم در تضـاد بیـن سـهامداران و مدیـران اسـت. بـه طـور معمـول، مدیـران بـه دنبال سـطحی از موجودیهـای نقدی هسـتند کـه با توجه بـه مزایا و معایـب نگهـداری موجودیهـای نقـدی حالـت بهینـه داشـته باشـد. بـه عبـارت دیگـر، شـرکتها در جسـتجوی آن سـطح بهینـه از نقدینگـی هسـتند کـه بـه دلیـل کمبـود نقدینگـی، ضررهـای عمـده بـه شـرکت وارد نیایـد و از طرفـی، بـا نگهـداری وجـه نقـد اضافـی، فرصتها از دسـت نـرود و ایـن مـورد، همان سـطح نقدینگـی هدف در شرکتهاسـت کـه البتـه دردوره هـای زمانـی مختلف، متفاوت اسـت (آقایـی و همکاران، 1388). اطلاعـات تاریخـی مربـوط بـه جریـان وجـوه نقد میتوانـد در قضـاوت نسـبت بـه مبلغ، زمـان و میزان اطمینـان از تحقـق جریانهـای وجـوه نقـد آتـی بـه اسـتفاده کنندگان صورتهـای مالـی کمـک کنـد. اطلاعـات مزبـور، بیانگـر چگونگـی ارتبـاط بین سـودآوری واحد تجـاری و توان آن جهـت ایجاد وجه نقـد و درنتیجه مشـخص کننده کیفیت سـود تحصیل شـده توسـط واحـد تجـاری اسـت. عـلاوه برایـن، تحلیلگـران و دیگر اسـتفاده کننـدگان اطلاعات مالی اغلـب بـه طـور رسـمی یا غیـر رسـمی مدل هایـی را بـرای ارزیابی و مقایسـه ارزش فعلـی جریانهای وجه نقـد آتـی واحدهای تجاری بـه کار میبرنـد. اطلاعات تاریخـی مربـوط به جریـان وجوه نقـد میتواند جهت کنتـرل میـزان دقـت ارزیابی هـای گذشـته مفیـد واقـع شـود و رابطـه بیـن فعالیتهـای واحـد تجـاری و دریافتهـا و پرداختهـای آن را نشـان دهـد(اسـتاندارد حسـابداری شـماره  2ایـران).

هنگامـی کـه ذخایـر وجـه نقـد بـرای یک شـرکت افزایـش مییابـد، تصمیم گیـری در رابطـه بـا توزیـع آن بیـن سـهامداران، مصـرف کردن آن بـرای مخارج داخلـی و خارجـی و یـا نگهـداری آن، یکـی از چالش هایی اسـت که مدیـران بـا آن روبه رو میشـوند. و ایـن موضوع که مدیـران منفعت طلـب چگونـه بیـن مصـرف یـا نگهداشـت ذخایر وجـه نقـد یکی را انتخـاب میکننـد، موضوعـی اسـت مبهـم که نیـاز به بررسـی دارد.

انتظـار مـیرود سـطح نگهداشـت وجـه نقـد در شـرکت بـا عوامل متعـددی در ارتباط باشـد، برخی از ایـن عوامل شـامل اندازه شـرکت، مخارج سـرمایه ای، خالـص سـرمایه در گـردش غیرنقـدی، فرصت هـای رشـد شـرکت و بدهیهـای کوتـاه مـدت اسـت. عامل دیگری که در این پژوهش به آن پرداخته می شود، کیفیت سود است.

از نظر غالب تحلیل گران مالی سود درست یا سود واقعی یک شرکت وجود دارد. اگر چنین باشد پس چگونه ممکن است از یک مجموعه عوامل و حقایق واحد مندرج در گزارش های مورد قبول، ارقام متفاوتی برای سود ارائه می شود؟ علت این است که برای سود خالص واقعی تنها یک رقم وجود ندارد زیرا فرآیند اندازه گیری سود بر پایه برآوردها و پیش بینی های زیادی درباره نتایج وقایع آتی قرار دارد. همچنین در حسابداری طیفی از روشهای قابل قبول وجود دارد که هر یک باعث می شود تا رقم های متفاوتی برای سود گزارش شود(کردستانی، 1383).

بحث کیفیت سود زمانی مطرح می شود که تحلیل گران مالی تلاش کنند تا تعیین نمایند تا چه اندازه سود خالص گزارش شده منعکس کننده سود واقعی است. در ارزیابی کیفیت سود، تحلیلگران معمولا به ساختار و اجزای سود خالص، توجه می کنند(بولو و طالبی، ۱۳۸۹).

نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیل گران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد، زیرا آنها احساس می کردند سود گزارش شده قدرت سود شرکت را آن چنان نشان نمی دهد که در ذهن مجسم می کنند. منظور از کیفیت سود، زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است. به عبارت دیگر، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری شرکت بستگی ندارد بلکه به انتظارهای ما از آینده شرکت و قدرت سودآوری سال های آتی و ضریب اطمینان نسبت به سودهای آتی بستگی دارد. (بولو و طالبی، ۱۳۸۹)

در مقاله های مختلف در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت سود اشاره شده است: یکی از آنها سودمندی تصمیم گیری و دیگری ارتباط بین این دو مفهوم و سود اقتصادی مد نظر آقای هیکس  می باشد. به عبارت دیگر کیفیت سود عبارت است از بیان صادقانه سود گزارش شده، منظور از بیان صادقانه تطابق بین توصیف انجام شده و آن چیزی که ادعای آن را دارد، می باشد. یعنی کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیم گیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر آن با سود اقتصادی هیکس می باشد. اما به دلیل آن که افراد از اطلاعات در تصمیم های متفاوتی استفاده می کنند، امکان ارائه یک تعریف جامع از سود وجود ندارد. از یک منظر، سودی با کیفیت تلقی می شود که بیان صادقانه تری در خصوصی ویژگی های بنیادین سودآوری داشته باشد. در این دیگاه سودی با کیفیت در فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان بیشترین کارایی را دارد. توانایی سود بیان شده توسط واحد تجاری در نشان دادن سود واقعی را کیفیت سود گویند و در واقع کیفیت سود شاخصی برای بررسی سلامت گزارش های مالی ارائه شده توسط واحد تجاری است. از دیدگاهی دیگر، کیفیت سود عبارتست از درجه انطباق سود ابراز شده در صورت های مالی با سود واقعی (سود اقتصادی) و یا به بیانی دیگر، سود حسابداری زمانی با کیفیت تر است که با سود حسابداری همبستگی بیشتری داشته باشد. در واقع سنگ محک سود حسابداری، سود اقتصادی است. (ثقفی و جمالیان پور، ۱۳۹۲)

کیفیت سود عاملی تاثیرگذار بر سیاست های نقدینگی شرکت است. سیال بودن وجه نقد و امکان سوء استفاده از آن، نگرانی هایی را در خصوص نگهداشت وجه نقد در شرکت به همراه داشته است. به عنوان مثال، عدم تقارن اطلاعاتی منجر به فزونی تمایل مدیران به پذیرش پروژه هایی با خالص ارزش فعلی (NPV ) منفی می شود، که این امر کاهش ارزش نگهداشت وجه نقد را به همراه خواهد داشت.

کم بودن کیفیت سود به عنوان معیارى از کیفیت گزارشگرى مالى، می تواند باعث افزایش عدم تقارن اطلاعاتى و در نتیجه افزایش میزان نگهدارى وجه نقد شرکتها شود. در واقع، با کاهش کیفیت سود، عدم تقارن اطلاعاتى افزایش می یابد و در نتیجه شرکت میزان وجه نقد لازم را براى نگهدارى افزایش می دهد.

وجود تضاد منافع بین مدیران وسرمایه گذاران، احتمال دستکاری سود توسط تهیه کنندگان اطلاعات را افزایش میدهد. از این رو کیفیت سود عاملی مؤثر در تعیین ارزش بازار شرکت است. چنین به نظر میرسد که با افزایش کیفیت سود، شرکت راحتتر و با هزینه ای کمتر قادر به تأمین مالی خواهد بود. از این رو نگهداری مقادیر زیاد وجه نقد ضرورتی ندارد. بدین ترتیب در شرکتهای دارای کیفیت سود بالاتر، نگهداشت وجه نقدِ مازاد، منجر به واکنش منفی بازار و کاهش ارزش بازار شرکت خواهد شد.(حساس یگانه و دیدار، 1391)

دیگر موضوع مورد بررسی در پژوهش حاضر، تاثیر توانایی مدیران بر رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد است. در این خصوص می توان گفت اختیار عمل مدیران و تأثیرپذیری سود از مبانی گزارشگری و صلاحدید مدیران، از جمله عوامل مهم و مؤثر بر کیفیت سود است. به عبارت دیگر، کیفیت سود به طور مؤثری از توانایی مدیریت در استفاده از اقلام اختیاری در اندازه گیری و گزارشگری سود متأثر میگردد و بدین ترتیب توانایی مدیران از طریق تاثیر بر کیفیت سود، بطور غیرمستقیم بر سطح نگهداشت وجه نقد اثرگذار است.

بر اساس مبانی نظری و تجربی میتوان گفت که از یک مدیر توانا انتظار میرود که هوش، آگاهی و دانش بیشتری داشته باشد تا بتواند استانداردهای حسابداری را درک کرده و با به کارگیری آنها در مورد اقلام تعهدی تخمین و قضاوت بهتری را بتواند انجام دهد. به طور کلی، مدیران توانا باید در تخمین سودهای رقابتی منتج شده از تصمیمات عملیاتی شرکتها، پیچیدگی ها را بهتر بررسی کرده و کیفیت سود را نسبت به شرکتهای فعال مشابه در محیط های یکسان، بهتر گزارش کنند.

بالا بودن توانایی مدیریت باعث کاهش خطا در تخمین اقلام تعهدی و در نتیجه، کاهش تجدید ارائه سود و افزایش کیفیت سود میشود. همچنین، از مدیران توانمند انتظار بر این است با انتخاب پروژه های بهتر، فهم خود را از ریسک پروژه ها بهبود بخشیده و عملیات شرکتها را به صورت بسیار کارا مدیریت کنند. بنابراین، مدیران توانا سود پایداری را گزارش میکنند(دمرجیان و همکاران[v]، 2013).

بنابر مبانی نظری مطروحه در فوق، این پژوهش درصدد بررسی پاسخ به این سوال می باشد که آیا کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد؟ و آیا توانایی مدیران بر رابطه کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد موثر است؟

برزیده و حسن زاده(1397) در پژوهشی تحت عنوان "تحلیلی بر پایداری سود؛ اقلام تعهدی و جریان وجوه نقد در مقیاس صنایع و شرکت ها" پایداری نسبی سود صنعت محور و سود شرکت محور را مورد آزمون قرار دادند. بدین منظور از اطلاعات 135 شرکت از 12 صنعت طی سال‌های 1386 تا 1393 استفاده‌شده است. نتایج حاکی از آن بود که سود صنعت محور به میزان قابل‌توجهی از سود شرکت محور پایدارتر است. همچنین سود صنعت محور و سود شرکت محور به دو جزء جریان نقدی و اقلام تعهدی تجزیه شدند. نتایج بررسی این چهار مؤلفه سود نشان داد جریان نقدی صنعت محور پایدارترین مؤلفه سود بوده و اقلام تعهدی شرکت محور از کم‌ترین پایداری برخوردار است. علاوه بر این کل صنایع به دو گروه همسان و ناهمسان تقسیم‌شده و پایداری جزء صنعت محور و شرکت محور سود در این دو گروه موردبررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که سود صنعت محور در صنایع همسان پایدارتر از سود صنعت محور در صنایع ناهمسان است. همچنین همسانی یا عدم همسانی در پایداری سود شرکت محورتأثیری ندارد.

چالاکی و همکاران(1397) مطالعه ای تحت عنوان بررسی تاثیر توانایی مدیریت بر درماندگی مالی با تاکید بر انعطاف‌پذیری مالی انجام دادند. نتایج نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین توانایی مدیریت و انعطاف‌پذیری مالی وجود دارد. همچنین، نتایج حاکی از وجود رابطه منفی و معنادار بین توانایی مدیریت و انعطاف‌پذیری مالی با درماندگی مالی شرکت است و نتایج بدست آمده از آزمون سوبل بیانگر آن است که در تبیین رابطه بین توانایی مدیریت و درماندگی مالی، انعطاف‌پذیری مالی نقش میانجی ایفا نمی‌کند. به عبارت دیگر، با وجود اینکه انعطاف‌پذیری مالی به عنوان عنصر مهم و تاثیرگذار بر عملکرد مالی شرکتها می‌باشد اما نمی‌تواند به عنوان میانجی رابطه بین توانایی مدیریت و درماندگی مالی باشد.

سرلک و همکاران(1396) به بررسی تأثیر توانایی مدیران بر کارایی سرمایه گذاری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. برای دستیابی به این هدف با استفاده از روش غربالگری 99شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه انتخاب و در طی دوره زمانی 1387-1393مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور اندازه گیری کارایی سرمایه گذاری از مدل استفاده شده در پژوهش وردی ( 2006)و برای اندازه گیری توانایی مدیران از مدل دمرجیان (2012)با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها استفاده شده است. فرضیه پژوهش به کمک رگرسیون چندگانه با استفاده از دادههای تلفیقی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج پژوهش بیانگر این است که کیفیت گزارشگری مالی بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر مثبت دارد. همچنین توانایی مدیران بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر مثبت دارد.

کاشانی پور و همکاران(1394) در مطالعه ای تحت عنوان توانایی مدیران بر رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری در شرکتهای دارویی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران  با استفاده از اطلاعات 24 شرکت فعـال در صـنعت دارویـی در بازه زمانی 1385 الی 1393 به این نتیجه رسیدند که توانایی مدیران بـر رابطـه بـین کیفیـت گزارشـگری مـالی و کارایی سرمایه گذاری اثرگذار نیست.

بزرگ اصل و بیستون زاده (1394) در پژوهشی رابطه توانایی مدیران و پایداری سود را با تأکید بر اجزای تعهدی و جریانهای نقدی مورد بررسی قرار دادند. نتایج پژوهش آنان مؤید وجود رابطه مثبت بین توانایی مدیران و پایداری سود و همچنین توانایی مدیران و پایداری اجزای تعهدی و نقدی سود بود. افزون بر این، رابطه بین توانایی مدیران و پایداری اجزای تعهدی سود نسبت به اجزای نقدی سود قویتر بود.

شیخ(2018)در مطالعه ای به بررسی رابطه توانایی مدیران، رقابت در بازار محصول و ارزش شرکت پرداخت. نتایج حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین توانایی مدیران و ارزش شرکت می باشد. این رابطه زمانی برقرار است که رقابت در بازار محصول بالا باشد. زمانی که رقابت در بازار محصول پایین باشد، توانایی مدیران تاثیری بر ارزش شرکت ندارد. همچنین زمانی که حاکمیت شرکتی قوی باشد، توانایی مدیران بر رابطه رقابت در بازار محصول و ارزش شرکت اثر مثبت دارد.

ایگور (2018) در تحقیقی با عنوان تاثیر توانایی مدیریت بر عدم شفافیت شرکت دریافت، توانایی بالای مدیریت با عدم شفافیت پایین تر اطلاعات شرکت ارتباط دارد.

بارث و همکاران[vi] (2016) در خصوص اینکه اقلام تعهدی چه مواردی را در حیطه جریان وجوه نقد آتی بیان می نمایند ، تحقیق نمودند. بررسی ها نشان داده است که تقسیم بندی اقلام تعهدی بر پایه نقش آنها در تنظیم جریان وجوه نقد ، توانایی آنان را در پیش بینی جریان وجوه نقد آتی و سود ها افزایش داده و ارزش شرکت را تشریح می نماید.

کوسنادی و همکاران[vii](2015) به بررسی چگونگی اثرگذاری توسعه سازمانی و مالکیت دولت بر نگهداشت وجه نقد پرداختند. نتایج تحقیق نشان میدهد شرکتهای مستقر در ایالتهایی که دارای نهادهای دولتی توسعه یافته بیشتر هستند وجه نقد کمتری نگهداری میکنند. همچنین اثر مثبت توسعه سازمانی بر نگهداشت وجه نقد در شرکتهایی که فاقد مالکیت دولتی هستند برجسته تر است.

اولر و پیکونی[viii](2014) ضمن بررسی رابطه بین نگهداشت وجه نقد مازاد یا ناکافی و عملکرد آینده شرکت دریافتند که نگهداری وجه نقد مازاد یا ناکافی، بازده آینده سهام را از سطح بهینه کاهش میدهد.

النجار[ix](2013) عوامل تعیین کنندۀ نگهداشت وجه نقد به ویژه ساختار سرمایه و سیاست تقسیم سود درکشورهای در حال توسعه (روسیه، هند، چین و برزیل) را مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش از تأثیرگذاری قابل ملاحظه ساختار سرمایه و سیاست تقسیم سود و اندازۀ شرکت بر نگهداشت وجه نقد حکایت میکند.

آندرو و همکاران(2013) در پژوهشی رابطه بین توانایی مدیریت و عملکرد شـرکت در طول بحران مالی سـال2008میلادی را بررسی کردنـد. نتایج پژوهش آنان نشان داد که توانایی مدیریت با عملکرد شرکت رابطه مسـتقیم دارد و در طـول بحـران مالی سال 2008 میلادی مدیران توانمندتر منـابع شـرکت، بدهیها و مخـارج سرمایه ای را نسـبت بـه مدیران با توانایی کمتر به طور کاراتری مدیریت کرده اند.

دمرجیان و همکاران(2012) رابطه بین کیفیت گزارشـگری مـالی و توانـایی مـدیریت را مـورد بررسی قراردادند. آنها به این نتیجه رسیدند که کیفیت گزارشـگری مـالی بـا توانـایی مـدیریت رابطه مثبت دارد. نتیجه بدین صورت است که مدیران میتواننـد بـر روی کیفیـت قضـاوتهـا و برآوردهایی که در محاسبه سود کاربرد دارند، تأثیر بگذارند.

فریرا و ویللا(2004) در پژوهشی تحت عنوان "چرا شرکت ها وجه نقد نگهداری می کنند؟" به بررسی عوامل تعیین کننده نگهداشت وجه نقد می پردازد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نگهداشت وجه نقد از طریق مجموعه فرصت های سرمایه گذاری و جریان های نقدینگی به صورت مثبت تحت تاثیر قرار می گیرد.به طور کلی، این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که هم نظریه تناسب و تعادل و هم نظریه سلسله مراتبی، نقش مهمی در تبیین و توضیح عوامل تعیین کننده نگهداشت وجه نقد شرکت ها ایفا می کند.

3- فرضیه های پژوهش

فرضیه اول: کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد.

فرضیه دوم: توانایی مدیران، رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد را تعدیل می کند.

 

4- روش شناسی پژوهش

به دلیل اینکه نتایج حاصل از پژوهش می‌تواند در فرایند تصمیم‌گیری استفاده شود، این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی است. همچنین این پژوهش، ازلحاظ ماهیت توصیفی – همبستگی می‌باشد. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های پس رویدادی (با استفاده از اطلاعات گذشته) است که بر اساس اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و گزارش هیئت‌مدیره به مجمع عمومی انجام می‌شود. داده‌های موردنیاز در بخش ادبیات پژوهش از کتب، مجلات تخصصی فارسی و لاتین، مقالات، رسانه‌ها و در مواردی از پژوهش‌های انجام‌شده مرتبط استخراج‌شده (روش کتابخانه‌ای) و برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش از بانک اطلاعاتی نرم‌افزار رهاورد نوین، تدبیر پرداز و سایت بورس اوراق بهادار تهران استفاده خواهد شد. برای آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون خطی چند متغیره و برای تجزیه‌وتحلیل نهایی به‌منظور واکاوی داده‌ها از نرم‌افزار ایویوز استفاده می‌شود.

شرط لازم برای هر پژوهش وجود اطلاعات در دسترس است که در وضعیت کنونی ایران، تنها داده‌های مربوط به شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، موجود می‌باشد؛ اما از بین این شرکت‌ها نیز برخی از آن‌ها به دلیل ساختارهای متفاوت با توجه به محدودیت‌هایی حذف می‌شوند؛ لذا نمونه انتخابی از بین شرکت‌هایی انتخاب می‌شود که همه شرایط زیر را دارا باشد:

نمونه عبارت است از تعداد محدودی از آحاد جامعه که بیان‌کننده ویژگی‌های اصلی جامعه باشد ازآنجاکه در بررسی نمونه‌ای، نتایج به‌کل جامعه تعمیم داده می‌شود، لذا بایستی سعی گردد نمونه انتخاب‌شده حتی‌الامکان آیینه تمام نمای جامعه بوده و منعکس‌کننده خاصیت موردنظر باشد. به‌عبارت‌دیگر باید نمونه را طوری انتخاب کرد که برای مجموعه اصلی موردنظر حالت معرف داشته باشد؛ بنابراین به دلیل اهمیت نمونه‌گیری باید در انتخاب نمونه دقت زیادی نمود و تا آنجا که ممکن است موارد ذیل رعایت گردد:

1)      نمونه با توجه به اهداف پژوهش انتخاب شود.

2)      در انتخاب نمونه اعمال غرض نشود.

3)      حجم نمونه با توجه به هدف‌های موردنظر پژوهش باید تعیین گردد.

در این پژوهش سعی بر آن است که با توجه به شرایطی که در مطالعات دیگر برای نمونه در نظر گرفته شده و نیز شرایطی که منطبق بر وضعیت بازار سرمایه ایران می‌باشد، نمونه‌ای از مجموعه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران که درواقع به‌عنوان جامعه آماری شناخته می‌شود، انتخاب گردد. معیارها و شروط مدنظر برای انتخاب نمونه به شرح ذیل است:

1)      شرکت موردنظر از ابتدای سال 1391 تا پایان سال 1396 عضو بورس اوراق بهادار تهران باشد.

2)      سال مالی شرکت‌ها منتهی به 29 اسفند باشد.

3)      شرکت‌ها نباید سال مالی خود را تغییر داده باشند.

4)      شرکت‌های غیرمالی همچون بانک‌ها و کلیه شرکت‌های سرمایه‌گذاری و هلدینگ (مادر) از پژوهش حذف می‌شوند، زیرا ماهیت فعالیت این‌گونه شرکت‌ها متفاوت می‌باشد.

5)      در طول دوره مطالعاتی از بورس حذف نشده باشد.

6)      در نتیجه فرآیند انتخاب نمونه آماری 165 شرکت به‌عنوان شرکت‌های عضو نمونه آماری انتخاب شدند .

علاوه بر موارد ذکرشده در بالا در این پژوهش دو فرضیه با توجه به اهداف و عنوان تحقیق تدوین شد. مدل‌ها و متغیرهای مورد استفاده در این پژوهش و نحوه اندازه‌گیری آن‌ها به شرح زیر می‌باشند.

 

5- مدل ها و متغیرهای پژوهش

برای آزمون فرضیه اول و دوم پژوهش به ترتیب از رابطه 1 و2 استفاده می شود:

رابطه 1)

Cashit01EQit2Profitit3Sizeit4MBit5LEVit +

رابطه 2)

Cashit=α0+α1EQit+α2MAbilityit3EQit×MAbilityit4Profitit5Sizeit6MBit7LEVit +

 

 

 

 

5-1- متغیر وابسته

  • ·       سطح نگهداشت وجه نقد (Cash)

از طریق تقسیم وجه نقد و سرمایه گذاری های کوتاه مدت بر کل دارایی های شرکت به دست می‌آید.

 

5-2- متغیر مستقل

  • ·       کیفیت سود (EQ)

به منظورمحاسبه متغیر کیفیت سود از الگوی مک نیکلز[x](2002)استفاده می شود؛ بدین گونه که رگرسیون زیر به صورت مقطعی برای هر سال برآورد شده و انحراف معیار اجزای باقیمانده آن به عنوان شاخص کیفیت سود در نظر گرفته میشود. بالا بودن اجزای اخلال، نشاندهندۀ کیفیت پایین سود است.

رابطه3)

ΔWCit=α0+α1CFOit-12CFOit3CFOit+14ΔREVit5 PPE it +

 

که در آن:

: ΔWCitتغییر در سرمایه در گردش غیر نقدی شرکت  iدر سال  tتعدیل شده بر حسب ارزش دفتری کل داراییهای ابتدای دوره؛

 : CFOiجریانهای نقدی عملیاتی شرکت  iدر سال  tتعدیل شده بر حسب ارزش دفتری کل داراییهای ابتدای دوره؛

 : ΔREVitتغییر در کل فروش شرکت iدر سال  tتعدیل شده بر حسب ارزش دفتری کل داراییهای ابتدای دوره؛ و

 : PPEitاموال، ماشین آلات و تجهیزات شرکت iدر سال  tتعدیل شده بر حسب ارزش دفتری کل داراییهای ابتدای دوره است.

 

5-3- متغیر تعدیل کننده

  • ·       توانایی مدیران (M-Ability)

در ایـن پـژوهش بـرای اندازه گیری توانـایی مـدیریت از الگـوی ارائه شده به وسیله دمرجیان و همکاران[xi] (2012) که مبتنی بر متغیرهای حسابداری است استفاده شده اسـت. در این الگو با استفاده از کارایی شرکت به عنوان متغیر وابسته و کنترل ویژگیهای ذاتی شرکت، توانایی مدیریت محاسبه می شود. به منظور اندازه گیری کارایی شرکت، دمرجیان و همکاران از الگوی تحلیل پوششی داده ها استفاده کرده اند.

الگوی تحلیل پوششی داده ها نـوعی الگـوی آماری است که برای اندازه گیری عملکـرد یـک نظام بـا اسـتفاده از داده های ورودی و خروجی کاربرد دارد. در الگوی مورد استفاده در پـژوهش دمرجیـان و همکـاران درآمد حاصل از فروش به عنوان خروجـی و 7متغیـر دیگـر، یعنـی بهای تمام شده کالای فروش رفته، هزینه های فروش، اداری و عمومی، داراییهای ثابت مشهود، هزینه اجاره عملیـاتی، هزینه های تحقیق و توسـعه، سـرقفلی و داراییهای نامشهود به عنوان ورودی در نظر گرفته شده است که به مقدار زیادی حق انتخـاب مـدیریت در دستیابی به درآمد موردنظر را تأمین میکند.

رابطه 4)

Max vθ =

 

در این الگو:

CoGS: بهـای کـالای فـروش رفته شـرکت jدر سـال t

SG&A: هزینه های فروش، اداری و عمومی شـرکت jدر سـال t
PPE: داراییهای ثابت مشهود شـرکت jدر ابتـدای سـال t؛
Opslease: هزینه اجاره عملیـاتی شرکت jدر سال t؛
R&D: هزینه تحقیق و توسعه شرکت jدر سال t
Intan: خالص داراییهای نامشـهود شـرکت jدر ابتدای سال t است.

 

الگوی کارایی شرکت بـرای صـنعت طراحی شده است تا عملکرد هر شرکت با شرکتهای فعـال در صـنعت موردنظر قابل مقایسه باشد. مقدار محاسبه شده برای کارایی شرکت نیز بـین صفر تا 1 است که بیشینه کارایی برابر با 1 است و هر چه مقدار بدست آمده کمتر باشـد، بـه آن معنا است که کارایی شـرکت پایین تر اسـت. در هـر صـنعت شـرکتی کـه بـالاترین مقـدار کارایی را داشته باشد، در آن صنعت پیشرو است. هدف از محاسبه کارایی شرکت، اندازه گیری توانایی مـدیریت اسـت و از آنجا که در محاسبات مربوط به کارایی (رابطه شماره 4) ویژگیهای ذاتـی شـرکت نیـز دخالـت دارد، نمی توان توانایی مدیریت را به درستی اندازه گیری کرد، زیرا متأثر از این ویژگیها، بیشـتر یا کمتر از مقدار واقعی محاسبه میشود. به عنوان نمونه، مدیران توانمندتر بدون توجـه بـه اندازه شـرکتی که در آن فعالیت میکنند، درک بهتری از چشم انداز آینده شـرکت و صـنعت دارنـد در حالی که مدیران شرکتهای بزرگتر به صورت بـالقوه از قـدرت چانه زنی بـالاتری در رابطه با عرضه کنندگان برخوردارند. دمرجیـان و همکـاران به منظور کنتـرل اثـر ویژگیهای ذاتـی شـرکت در الگویی که ارائه داده اند، کارایی شـرکت را بـه دو بخـش جـدا، یعنـی کارایی بـر اسـاس ویژگیهای ذاتی شرکت و توانایی مدیریت، تقسیم کرده اند. آنان در این پژوهش 5 ویژگی خاص شرکت شامل اندازه شرکت، سهم بازار شرکت، جریان نقـدی شـرکت، عمر پذیرش شرکت در بورس و فروش خارجی (صادرات) را کنترل کردند. هرکدام از این 5 متغیر که ویژگیهای ذاتی شرکت هستند، میتوانند به مدیریت کمک کنند. تا تصمیمهای بهتری اتخاذ کند یا در جهت عکس عمل کرده و توانایی مدیریت را محدود کنند. ایـن 5 ویژگی در الگوی زیر، ارائه شده به وسیله دمرجیان و همکاران، کنترل شده است:

رابطه5)

Firm Efficiency = α0 + α 1Ln (Total Assets)+ α 2Market Share + α 3Positive FreeCash Flow Indicator + α4Ln (Age) + α 5Foreign Currency Indicator +

 

که در آن:

Ln (Total Assets) اندازه شرکت j در سال   tاست و برابر است با لگاریتم طبیعـی مجمـوع داراییهای شرکت.

Market Share سهم بازار شـرکت   jدر سـال   tاست که برابـر اسـت بـا نسبت فروش شرکت به فروش کل صـنعت.

Positive Free Cash Flow Indicator افـزایش (کاهش) در جریانهای نقد عملیاتی شرکت   jدر سالt   را نشـان می دهد کـه در صـورت مثبت بودن جریانهای نقدی عملیاتی برابر 1 و در صورت منفـی بـودن برابـر صـفر در نظر گرفته شده است.

 Ln (Age) عمر پذیرش شرکت   jدر بورس اوراق بهادار و برابر اسـت بـا لگاریتم طبیعی تعداد سالهایی که شرکت در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده است.

Foreign Currency Indicator  صادرات شرکت   jدر سال  tو بـرای شرکتهایی که صادرات داشته اند، برابر1 و در غیر این صورت، صفر در نظـر گرفته می شود و  (باقیمانده ی الگو) نیز نشان دهنده میزان توانایی مدیریت است.

 

 

 

5-4- متغیرهای کنترلی

  • Size: لگاریتم طبیعی مجموع دارایی ها.
  • MB: فرصت های رشد که از تقسیم ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام به دست می آید.
  • ·       LEV: اهرم مالی که برابر نسبتمجموعبدهی­هابهمجموعدارایی­ها می­باشد.
  • Profit: نسبت سودآوری که از تقسیم سود خالص بر ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام بدست می آید.

 

6- نتایج تحقیق

جدول (1) نتایج آمار توصیفی تحقیق را نشان می دهد. این جدول شامل میانگین، میانه، کمترین، بیشترین و انحراف معیار کلیه متغیر ها می باشد.

 

جدول 1- آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیر

تعداد مشاهدات

میانگین

میانه

حداکثر

حداقل

انحراف معیار

Cash

990

0.06

0.04

0.34

0.001

0.064

EQ

990

0.90

0.83

0.98

0.03-

0.14

MAbility

990

0.004

0.001

0.25

0.21-

0.1

Profit

990

0.28

0.21

0.76

0.19-

0.18

Size

990

14.10

13.86

19.14

10.16

0.04

LEV

990

0.64

0.61

2.65

0.09

0.23

MB

990

2.62

2.23

8.56

0.54

1.89

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

6-1- نتایج آزمون فرضیات تحقیق

در این بخش فرضیه‌های پژوهش برای کل نمونه در هرسال با استفاده از مدل پانل دیتا و با استفاده از نرم‌افزار Eviews9 و در قالب رابطه (1) ، مورد آزمون و تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است.

  • فرضیه اول: کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد.

در جدول (2)، مقدار احتمال (سطح معنی‌داری) F برابر 0.00 بوده و چون این مقدار کمتر از 0.05 است، فرض صفر در سطح اطمینان 95 درصد رد می‌شود، یعنی مدل معنادار است. مقدار آماره دوربین-واتسون 2.434 می‌باشد که این مقدار، عدم وجود خودهمبستگی خطاها را نشان می‌دهد. نتایج مربوط به ضریب تعیین تعدیل‌شده نشان می‌دهد، تقریباً 30% تغییرات متغیر وابسته به‌وسیله متغیرهای توضیحی مدل، توضیح داده می‌شوند (60 درصد مابقی توسط سایر عوامل توضیح داده می‌شود).

در این جدول، احتمال آماره t مربوط به متغیر کیفیت سود (EQ) کمتر از 5 درصد می باشد. همچنین از آنجا که ضریب برآوردی مربوط به این متغیر عددی مثبت است، در نتیجه می‌توان گفت بین کیفیت سود و متغیر وابسته (ارزش نهایی وجه نقد) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به بیانی دیگر، کیفیت سود بر سطح نگهداشت وجه نقد تاثیر دارد. با این نتیجه فرضیه اول تحقیق تایید می شود.

جدول 2- نتایج تخمین مدل 1

Cashit01EQit2Profitit3Sizeit4MBit5LEVit +

متغیر وابسته: سطح نگهداشت وجه نقد

روش: رگرسیون حداقل مربعات معمولی (تابلویی – اثرات ثابت)

دوره زمانی: 1391-1396                          تعداد مشاهدات: 990

متغیر

نماد

ضریب برآوردی

خطای استاندارد

آماره t

احتمال

 مقدار ثابت (عرض از مبدأ)

 C

7.708304-

3.591975

2.145979-

0.0323

کیفیت سود

EQ

0.206128

0.097360

2.117155

0.0368

نسبت سودآوری

Profit

0.087562

0.042503

2.060153

0.0396

اندازه شرکت

Size

0.437621

0.247793

1.766077

0.0779

 ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

MB

6.858106

0.891631

7.691638

0.0000

اهرم مالی

LEV

2.242621-

0.801316

2.798674-

0.0053

ضریب تعیین

0.33

ضریب تعیین تعدیل‌شده

0.307

دوربین-واتسون

2.434

آماره F

11.610

احتمال (آماره F)

0.000097

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

  • فرضیه دوم: توانایی مدیران رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد را تعدیل می کند.

در جدول (3)، مقدار احتمال (سطح معنی‌داری) F برابر 0.00 بوده و چون این مقدار کمتر از 0.05 است، فرض صفر در سطح اطمینان 95 درصد رد می‌شود، یعنی مدل معنادار است. مقدار آماره دوربین-واتسون 2.443 می‌باشد که این مقدار، عدم وجود خودهمبستگی خطاها را نشان می‌دهد. نتایج مربوط به ضریب تعیین تعدیل‌شده نشان می‌دهد، تقریباً 33% تغییرات متغیر وابسته به‌وسیله متغیرهای توضیحی مدل، توضیح داده می‌شوند (57 درصد مابقی توسط سایر عوامل توضیح داده می‌شود).

در حالت کلی در جدول (3)، احتمال آماره t مربوط به متغیر کیفیت سود × توانایی مدیران (MAbility × EQ) کمتر از 5 درصد می‌باشد، همچنین از آنجا که ضریب برآوردی مربوط به این متغیر عددی مثبت است، درنتیجه می‌توان گفت توانایی مدیران رابطه بین کیفیت سود و سطح نگهداشت وجه نقد را تعدیل می کند. بعبارتی دیگر توانایی مدیران بر رابطه کیفیت سود و ارزش نهایی وجه نقد تاثیر دارد.  با این نتیجه فرضیه دوم تحقیق رد نمی شود.

 

جدول 3- نتایج تخمین مدل 2

Cashit01EQit+α2MAbilityit3EQit×MAbilityit4Profitit5Sizeit6MBit7LEVit +

متغیر وابسته: سطح نگهداشت وجه نقد

روش: رگرسیون حداقل مربعات معمولی (تابلویی – اثرات ثابت)

دوره زمانی: 1391-1396                          تعداد مشاهدات: 990

متغیر

نماد

ضریب برآوردی

خطای استاندارد

آماره t

احتمال

مقدار ثابت (عرض از مبدأ)

C

8.783560-

3.423319

2.565802-

0.0105

کیفیت سود

EQ

6.893353

0.892898

7.720205

0.0000

توانایی مدیران

MAbility

0.186155

0.079285

2.347908

0.0280

کیفیت سود × توانایی مدیران

MAbility × EQ

0.491145

0.214495

2.289772

0.0224

نسبت سودآوری

Profit

2.625274

0.853620

3.075459

0.0022

اندازه شرکت

Size

1.737489

1.307900

1.328457

0.1845

ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام

MB

0.505683

0.242889

2.081956

0.0378

اهرم مالی

LEV

1.650018-

1.308767

1.260742-

0.2079

ضریب تعیین

0.36

ضریب تعیین تعدیل‌شده

0.332

دوربین-واتسون

2.443

آماره F

9.639240

احتمال (آماره F)

0.000052

منبع: یافته‌های پژوهشگر

7- بحث و نتیجه گیری

کیفیت سود عاملی تاثیرگذار بر سیاست های نقدینگی شرکت است. سیال بودن وجه نقد و امکان سوء استفاده از آن، نگرانی هایی را در خصوص نگهداشت وجه نقد در شرکت به همراه داشته است. به عنوان مثال، عدم تقارن اطلاعاتی منجر به فزونی تمایل مدیران به پذیرش پروژه هایی با خالص ارزش فعلی (NPV ) منفی می شود، که این امر کاهش ارزش نگهداشت وجه نقد را به همراه خواهد داشت.

کم بودن کیفیت سود به عنوان معیارى از کیفیت گزارشگرى مالى، می تواند باعث افزایش عدم تقارن اطلاعاتى و در نتیجه افزایش میزان نگهدارى وجه نقد شرکتها شود. در واقع، با کاهش کیفیت سود، عدم تقارن اطلاعاتى افزایش می یابد و در نتیجه شرکت میزان وجه نقد لازم را براى نگهدارى افزایش می دهد.

وجود تضاد منافع بین مدیران وسرمایه گذاران، احتمال دستکاری سود توسط تهیه کنندگان اطلاعات را افزایش میدهد. از این رو کیفیت سود عاملی مؤثر در تعیین ارزش بازار شرکت است. چنین به نظر میرسد که با افزایش کیفیت سود، شرکت راحتتر و با هزینه ای کمتر قادر به تأمین مالی خواهد بود. از این رو نگهداری مقادیر زیاد وجه نقد ضرورتی ندارد. بدین ترتیب در شرکتهای دارای کیفیت سود بالاتر، نگهداشت وجه نقدِ مازاد، منجر به واکنش منفی بازار و کاهش ارزش بازار شرکت خواهد شد.(حساس یگانه و دیدار، 1391)

اختیار عمل مدیران و تأثیرپذیری سود از مبانی گزارشگری و صلاحدید مدیران، از جمله عوامل مهم و مؤثر بر کیفیت سود است. به عبارت دیگر، کیفیت سود به طور مؤثری از توانایی مدیریت در استفاده از اقلام اختیاری در اندازه گیری و گزارشگری سود متأثر میگردد و بدین ترتیب توانایی مدیران از طریق تاثیر بر کیفیت سود، بطور غیرمستقیم بر سطح نگهداشت وجه نقد اثرگذار است.

بر اساس مبانی نظری و تجربی میتوان گفت که از یک مدیر توانا انتظار میرود که هوش، آگاهی و دانش بیشتری داشته باشد تا بتواند استانداردهای حسابداری را درک کرده و با به کارگیری آنها در مورد اقلام تعهدی تخمین و قضاوت بهتری را بتواند انجام دهد. به طور کلی، مدیران توانا باید در تخمین سودهای رقابتی منتج شده از تصمیمات عملیاتی شرکتها، پیچیدگی ها را بهتر بررسی کرده و کیفیت سود را نسبت به شرکتهای فعال مشابه در محیط های یکسان، بهتر گزارش کنند.

بالا بودن توانایی مدیریت باعث کاهش خطا در تخمین اقلام تعهدی و در نتیجه، کاهش تجدید ارائه سود و افزایش کیفیت سود میشود. همچنین، از مدیران توانمند انتظار بر این است با انتخاب پروژه های بهتر، فهم خود را از ریسک پروژه ها بهبود بخشیده و عملیات شرکتها را به صورت بسیار کارا مدیریت کنند. بنابراین، مدیران توانا سود پایداری را گزارش میکنند(دمرجیان و همکاران[xii]، 2013).

نتیجه این فرضیات با یافته های ابراهیمی کردلر و رحمانی بیچا (1394) و منصورفر و همکاران(1394)  و فارینها و همکاران(2018) سازگار است.

بر مبنای نتیجه از حاصل از این پژوهش  به مدیران پیشهاد می شود به سطح بهینه وجه نقد توجه کنند، زیرا فاصله گرفتن  از آن به کاهش ارزش شرکت منجر می شود. در ضمن به تحلیلگران مالی، اعتباردهندگان و سرمایه گذارن توصیه می شود با توجه به پیامدهای ناشی از کیفیت سود، هنگام تصمیم گیری از توجه صرف به کمیت سود اجتناب نموده و به کیفیت سود شرکتها نیز توجه کافی داشته باشند. علاوه بر آنکه به مسولان و سیاستگذاران سازمان بورس اوراق بهادار پیشنهاد می گردد که بر اساس یافته هاى پژوهش حاضر و سایر پژوهشهاى تکمیلی، سازوکارى برای ارزیابی و افشای کیفیت سود طراحی کند، معیارهاى کیفیت سود را مشخص نماید و شرکتهای برتر را به لحاظ کیفیت سود به سرمایه گذاران معرفی کند. به سرمایه گذاران و تدوین کنندگان استانداردها نیز پیشنهاد می گردد در ارزیابی و اتخاذ تصمیمات خود ویژگی مدیران و نقشی که در تصمیم گیری شرکتها دارند، را نیز مدنظر قرار دهند. با توجه به اینکه حسابداری مهمترین و با اهمیت ترین اطلاعات را برای مدیریت شرکتها فراهم می کند، پیشنهاد می شود که مدیرانی برای شرکتها انتخاب شوند که تخصص حسابداری لازم برای کاربست اطلاعات فراهم شده را داشته باشند. به شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران توصیه می شود در انتخاب مدیران خود به توانایی آنها توجه کافی داشته، برای تعیین مدت دوره تصدی آنها به بررسی توانایی و دانش حسابداری مدیران توجه ویژه داشته باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- استادیار، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری،‌ واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران، (نویسنده اصلی و مسئول مکاتبات)  

a.keyghobadi@iauctb.ac.ir

2- دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه مدیریت مالی،واحد الکترونیکی،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران

[i] Bates et al

[ii] García et al

[iii] Francis et al

[iv] Ferreira & Vilela

[v] Demerjian et al

[vi] Barth et al

[vii] Kusnadi et al

[viii] Oler and Picconi

[ix] Al-Najjar

[x] McNichols

[xi] Demerjian et al

[xii] Demerjian et al

1)     آقایـی، محمـد علی،نظافت، احمد رضـا، ناظمی اردکانی، مهـدی و علی اکبر جـوان، (1388) "بررسـی عوامل موثر بـر نگهداری موجودیهـای نقدی در شـرکتهای پذیرفتـه شـده در بـورس اوراق بهـادار تهـران"، پژوهشهـای حسـابداری مالی،سال اول،  شـماره اول و دوم، صص 53-70.

2)     برزیده، فرخ، حسن زاده دیوا، سیدمصطفی(1397)، "تحلیلی بر پایداری سود؛ اقلام تعهدی و جریان وجوه نقد در مقیاس صنایع و شرکت ها"، مطالعات تجربی حسابداری مالی، ش57 ، صص 40-62

3)     بزرگ اصل موسی, صالح زاده، بیستون(1394)،  رابطه توانایی مدیریت و پایداری سود با تاکید بر اجزای تعهدی و جریان های نقدی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، دانش حسابرسی , دوره  14 , شماره  58 ، صص 153 - 170 .

4)     بولو، قاسم و میثم طالبی، (۱۳۸۹)، "معیارها و مدل های اندازه گیری کیفیت سود"، بورس، 92: ۱- ۱۰

5)     ثقفـی، علـی، سیدعباس هاشـمی، (1383) ،"بررسـی تحلیـل رابطـه بیـن جریانهـای نقـد عملیاتـی و اقـلام تعهـدی، ارائـه مـدل بـرای پیش بینـی جریانهـای نقـد عملیاتـی"، بررسـیهای حسـابداری و حسابرسـی، سـال یازدهـم، شـماره 38 ،38،‌ صـص 29-52

6)      چالاکی، پری ؛ غلامرضا منصورفر،  امیر کرمی(1397)، بررسی تاثیر توانایی مدیریت بر درماندگی مالی با تاکید بر انعطاف‌پذیری مالی، دانش حسابداری مالی، دوره 5، شماره 1 - شماره پیاپی 16، صص 153-180

7)     حساس یگانه یحیی، حمزه دیدار(1391)،" تدوین و تبیین مدل رابطه کیفیت گزارشگری مالی، عدم تقارن اطلاعاتی و کارایی سرمایه گذاری در سطح شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، پایان نامه دکتری حسابداری، دانشگاه تهران.

8)     خیر الهی،  فرشید، اسحاق بهشور، فرزاد ایوانی،مدیریت سود واقعی، سطوح و ارزشیابی نگهداشت وجه نقد در شرکت‌ها،‌فصلنامه پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی، دوره 8، شماره 30، تابستان 1395، صص 1-14.

9)     سرلک، نرگس ؛ فرامرز شیخ الاسلامی ، مصطفی ایزدپور، (1396)، تاثیر توانایی مدیران بر کارایی سرمایه‌گذاری در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، دوره 1، شماره 1، صفحه 73-92

10) فخاری،‌حسین، محسن حسن نتاج کردی،(1397)، اثر تعدیل کنندگی راهبری شرکتی بر ارتباط بین رقابت در بازار محصول و کیفیت سود پیش بینی شده توسط مدیریت،‌فصلنامه پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی،‌ دوره 10، شماره 38،صص 209- 237.

11) کاشانی‌پور،‌ محمد, حمید آذرخوش,  محمد رحمانی، (1394)، تأثیر توانایی مدیران بر رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دارویی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران. حسابداری سلامت, 4(3),صص 66-85.‎

12) کردستانی، غلامرضا،( 1383)، " بررسی رابطه بین کیفیت سود و واکنش بازار به تغییرات سود نقدی، " رساله دکترا، دانشگاه تهران.

13) مشایخ، شهناز ؛ صدیقه دوستیان،(1395)، ، مقایسه معیارهای ویژگی کیفیت سود در صنایع دانش بنیان با صنایع دیگر، ‌فصلنامه پژوهش های حسابداری مالی و حسابرسی، دوره 8، شماره 32، صص 49-62 .

14)   Al-Najjar, B.(2013).The financial determinants of corporate cash holdings:evidence from some emerging markets, International Business Review. 22(1), 77 – 88

15)   Andreou, p., Ehrlich, D. & louca, C. (2013). Managerial ability and firm performance: Evidenece from the global financial crisis. Working paper. Available at http://www.mfsociety.org.

16)   Barth, M. E., Landsman, W.R., & Lang, M.H. (2016). International Accounting Standards and Accounting Quality, Journal of Accounting Research, 46, 467-498.

17)   Bates, W. Thomas, Kahle, Kathleen M.. & Stulz, Rene (2009). "Why do U.S. firms hold so much more cash than they used to". Journal of Finance, 64 (5). 1985-2021.

18)   Demerjian, P., B. Lev, and S. McVay. (2012), “Quantifying managerial ability: A new measure and validity tests”.  Management Science, forthcoming.

19)   Ferreira, M. A., & Vilela, A. S. (2004). Why do firms hold cash? Evidence from EMU countries. European Financial Management, 10(2), 295–319

20)   Francis, J., A. Huang, S. Rajgopal, and A. Zang. (2008). CEO reputation and earnings quality. Contemporary Accounting Research 25 (1): pp 109–147.

21)   García-Teruel, P. J., Martínez-Solano, P., & Sánchez-Ballesta, J. P. (2009). Accruals quality and corporate cash holdings. Accounting and Finance, 49(1), 95–115

22)   Kusnadi. Y., Yang. ZH., and Zhou. Y. (2015). Institutional development, state ownership, and corporate cash holdings: Evidence from China. Journal of Business Research. 68 (2). 351–359

23)   Oler. D., and Picconi. M., (2014). Implications of insufficient and excess cash for future performance. Contemporary Accounting Research. 31(1), 253-283.

24)   ShahbazSheikh(2018), CEO power, product market competition and firm value, Research in International Business and Finance, Volume 46, Pages 373-386

25)   Uygur O (2018). CEO ability and corporate opacity, Global Finance Journal, Volume 35, Pages 72-81

 

یادداشت‌ها