ویژگی‌های مؤسسه حسابرسی و مدیریت سود تعهدی و واقعی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حسابداری، واحد قزوین، دانشگاه آزاداسلامی، قزوین، ایران،

2 دانشیارگروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران،

3 استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، واحد لاهیجان، دانشگاه آزاد اسلامی، لاهیجان، ایران.

چکیده

هدف مقاله حاضر کنکاشی پیرامون تأثیر ویژگی‌های مؤسسه حسابرسی بر مدیریت سود است. برای اندازه‌گیری مدیریت سود تعهدی و فعالیت‌های واقعی از مدل‌های دیچو و دیچف (2002) و رویچاوداری (2006) استفاده شد. ویژگی‌های حسابرس شامل عمر، توان رقابت، استقلال، تعداد شرکاء، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، رتبه در بورس و اوراق بهادار، چرخش، اندازه، تخصص و دوره تصدی هستند. نمونه آماری پژوهش شامل تعداد 99 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1390 تا 1396 است. برای آزمون فرضیه‌های تحقیق از مدل‌های رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند بین استقلال، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، چرخش و اندازه مؤسسه حسابرسی با مدیریت سود تعهدی رابطه معنادار برقرار است. عمر، توان رقابت و اندازه مؤسسه حسابرسی تأثیر معناداری بر مدیریت سود ناشی از جریان نقد عملیاتی غیرعادی دارند. عمر، استقلال، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، اندازه، تخصص و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی از تأثیر معناداری بر مدیریت سود ناشی از هزینه‌های تولید غیرعادی برخوردار هستند. به علاوه، عمر، توان رقابت، رتبه در بورس و اوراق بهادار، اندازه، تخصص و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی تأثیر معناداری بر مدیریت سود ناشی از هزینه‌های اختیاری غیرعادی دارند. اما، مدیریت سود تعهدی و فعالیت‌های واقعی تحت تأثیر تعداد شرکای مؤسسه حسابرسی نیست.

کلیدواژه‌ها


 

ویژگی‌های مؤسسه حسابرسی و مدیریت سود تعهدی و واقعی

 

معصومه علوی

تاریخ دریافت: 07/07/1398            تاریخ پذیرش: 08/09/1398

 

[1]

احمدیعقوب‌نژاد[2]

فاضل محمدی نوده[3]

چکیده

هدف مقاله حاضر کنکاشی پیرامون تأثیر ویژگی‌های مؤسسه حسابرسی بر مدیریت سود است. برای اندازه‌گیری مدیریت سود تعهدی و فعالیت‌های واقعی از مدل‌های دیچو و دیچف (2002) و رویچاوداری (2006) استفاده شد. ویژگی‌های حسابرس شامل عمر، توان رقابت، استقلال، تعداد شرکاء، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، رتبه در بورس و اوراق بهادار، چرخش، اندازه، تخصص و دوره تصدی هستند. نمونه آماری پژوهش شامل تعداد 99 شرکت پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1390 تا 1396 است. برای آزمون فرضیه‌های تحقیق از مدل‌های رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. یافته‌ها نشان می‌دهند بین استقلال، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، چرخش و اندازه مؤسسه حسابرسی با مدیریت سود تعهدی رابطه معنادار برقرار است. عمر، توان رقابت و اندازه مؤسسه حسابرسی تأثیر معناداری بر مدیریت سود ناشی از جریان نقد عملیاتی غیرعادی دارند. عمر، استقلال، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، اندازه، تخصص و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی از تأثیر معناداری بر مدیریت سود ناشی از هزینه‌های تولید غیرعادی برخوردار هستند. به علاوه، عمر، توان رقابت، رتبه در بورس و اوراق بهادار، اندازه، تخصص و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی تأثیر معناداری بر مدیریت سود ناشی از هزینه‌های اختیاری غیرعادی دارند. اما، مدیریت سود تعهدی و فعالیت‌های واقعی تحت تأثیر تعداد شرکای مؤسسه حسابرسی نیست.

واژه‌های کلیدی: ویژگی­های مؤسسه حسابرسی ، مدیریت سود، اقلام تعهدی غیرعادی و فعالیت­های واقعی غیرعادی.

1- مقدمه

در سال­های اخیر، وضعیت­های پرنوسان اقتصادی بر شرکت­ها اثرگذار بوده و سبب شده موضوع گزارشگری مالی در شرکت­ها و مباحث مرتبط با آن در تصمیمات مدیریت بسیار قابل توجه گردد. تحقیقات نشان داده­اند مدیران به واسطه انگیزه­های مختلفی سود را مدیریت می­کنند (دیفوند و جیامبالوو[i]، 1994؛ هیلی و والن[ii]، 1999؛ بیکر و همکاران[iii]، 2009). به علت مشکلات عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از مدیریت سود که می­تواند ارزش سهامداران را کاهش دهد، هم فعالان بازار و هم سیاستگذاران در مورد مدیریت سود نگران هستند (تئو و همکاران[iv]، 1998؛ لویت[v]، 2007). به دو طریق می­توان از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، رفتار مدیران را تغییر داد؛ یکی کاهش مستقیم عدم تقارن اطلاعاتی به وسیله مشوق­ها و دیگری کاهش غیرمستقیم عدم تقارن اطلاعاتی به وسیله نظارت است. با توجه به احتمال وقوع مدیریت سود در شرکت­ها، نیاز به مکانیزم­هایی برای کنترل این موضوع است و در این راستا راهبری شرکتی مؤثر می­تواند منجر به کاهش امکان فرصت­طلبی مدیران شوند (جانسون و وایدی[vi]، 2013؛ انیس[vii]، 2014). نظام راهبری شرکت از طریق مکانیزم­های برون سازمانی و درون سازمانی می­تواند به اعمال مدیریت مؤثر، کاهش مشکلات عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش اعتماد سهامداران منجر گردد. سازوکارهای راهبری شرکتی ابزارهایی برای سهامدارانی هستند که تلاش می­کنند از طریق تغییر در رفتار مدیرانی که در واقع نمایندگان آن­ها هستند، هزینه­های نمایندگی را کاهش دهند (کاناگرتنام و همکاران[viii]، 2007؛ چن و همکاران[ix]، 2007). در این زمینه حسابرسان به عنوان مکانیزم کنترلی برون سازمانی راهبری شرکتی می­توانند نقش مهمی را در آگاهی بخشی نسبت به این موضوع برای ذی­­نفعان ایفا کنند. حسابرسان می­توانند از طریق انجام حسابرسی­ با کیفیت، تضاد منافع بین افراد درون سازمانی و برون سازمانی را محدود نموده و عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه­های نمایندگی را کاهش دهند. بر اساس بیانیه­ مفاهیم بنیادی حسابرسی که انجمن حسابداران آمریکا منتشر کرده است، ویژگی­های لازم برای حسابرس تابع شرایطی است که نیاز به حسابرسی را به وجود آورده و فرایندی است که این نیاز را برآورده می­سازد. کسب صلاحیت­های حسابرس موفق منوط به داشتن ویژگی­های مختلف در زمینه­ موضوعات اولیه و بنیادی حرفه حسابرسی (صلاحیت حرفه­ای و اخلاقی)، داشتن چشم انداز، داشتن توانایی دید کلی، ارتقای مهارت­های اجتماعی، قدرت تصمیم­گیری، رهبری و مهارت­های ارتباطی حسابرسان است (اندرسون[x]، 2011). ویژگی­های حسابرس را می­توان به دو گروه ویژگی­های فردی ویژگی­های ساختاری تقسیم­بندی کرد (جان­نثاری، ۱۳۹۱)؛ ویژگی­های فردی خصوصیاتی است که تا حدودی منحصر به حرفه حسابرسی است. استقلال، صلاحیت حرفه­ای و صلاحیت اخلاقی از جمله ویژگی­های فردی حسابرس است. برخی ویژگی­های حسابرس به طور غیرمستقیم از طرف استفاده­کنندگان برون سازمانی اطلاعات به او تفویض شده است. این ویژگی­ها شامل اختیار و پذیرش است.

با توجه به نقش و اهمیت حسابرس و ماهیت ویژگی­های حسابرس در زمینه مدیریت سود، در این پژوهش تأثیر ویژگی­های حسابرس بر انواع مدیریت سود بررسی شده است . با توجه به اهمیت موضوع مورد بررسی، مدیران، حسابرسان، شرکت­های سرمایه­گذاری، تحلیل­گران بازار سرمایه، کارگزاران بورس و اوراق بهادار و تدوین­کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی به عنوان اصلی­ترین کاربران پژوهش محسوب می­شوند. ارائه اطلاعاتی در رابطه با ویژگی­های حسابرس و ارتباط آن با مدیریت سود در شرکت­های سرمایه­پذیر می­تواند گروه­های متنوع استفاده کننده را در اتخاذ تصمیم­­های مربوط و مناسب یاری دهد. در این پژوهش مدیریت سود از دو جنبه شامل مدیریت سود تعهدی و مدیریت سود واقعی مورد توجه است. همچنین ویژگی­های حسابرس شامل عمر، توان رقابت، استقلال، تعداد شرکاء، رتبه در جامعه حسابداران رسمی، رتبه در بورس و اوراق بهادار، چرخش، اندازه، تخصص در صنعت و دوره تصدی مؤسسه حسابرسی هستند.

 

2- بیان مسأله پژوهش

برخی مطالعات شواهدی در مورد رابطه بین معیارهای حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی را ارائه نموده­اند ( بلسم و همکاران[xi]، 2003؛ لین و هوانگ[xii]، 2010). در توجیه این رابطه می­توان استدلال کرد کیفیت بالای حسابرس مستلزم نظارت مؤثر بر عملکردهای مشکوک حسابداری و دستکاری­ در گزارشگری مالی توسط مدیریت است. در حقیقت یکی از سازوکارهای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و مدیریت سود، استفاده از خدمات حسابرسان مستقل می­باشد. برخی تحقیقات چگونگی تأثیر حسابرسی مستقل از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را بر مدیریت سود بررسی کرده­اند و حسابرسی به عنوان یک مکانیزم بازدارنده مدیران در زمینه دستکاری سود شناسایی شده است (دیفوند و همکاران[xiii]،2000؛ ؛ آرنز و همکاران[xiv]، 2010؛ لین و هوانگ، 2010؛ علوی­طبری و همکاران، 1390؛  حیدری و همکاران، 1396). در عین حال، در این تحقیقات جهت ارزیابی نقش حسابرس، از تعداد محدودی از ویژگی­های حسابرس استفاده شده و به نظر می­رسد استفاده از یک یا تعداد محدودی از این ویژگی­ها برای نتیجه­گیری نسبت به نقش حسابرسی کفایت نمی­کند. از این رو لازم است از دیدگاهی جامع­تر نقش مواردی همچون سابقه مؤسسه حسابرسی، محیط رقابتی بازار خدمات حسابرسی، ماهیت شرکای مؤسسه حسابرسی، استقلال حرفه­ای حسابرس و رتبه کیفی مؤسسات حسابرسی در کنار سایر ویژگی­های معمول مورد استفاده در زمینه مدیریت سود ، بررسی شود.. وجود معیارهای اثربخش حسابرس نقش مهمی در کاهش مدیریت سود ایفا می­کنند؛ زیرا وظیفه حسابرسان اعتبار بخشی به قابلیت اعتماد صورت­های مالی است. پی بردن به چگونگی تغییرات ویژگی­های حسابرس در شرایط ویژه­ای مانند تشدید مدیریت سود (واقعی و تعهدی) می­تواند سبب گسترش ادبیات حسابداری در این حوزه شود و فرایند اجرای حسابرسی با کارایی و اثربخشی بیشتری انجام شود. در این پژوهش، روابط میان ویژگی­های حسابرس و مدیریت سود بررسی می­شود. موضوع این است که آیا ویژگی­های حسابرس می­توانند مدیریت سود شرکت­ها را در حوزه اقلام تعهدی و فعالیت­های واقعی تحت تأثیر قرار دهند.

 

3- مبانی نظری پژوهش

یکی از موضوعات مهم گزارشگری مالی که در تحقیقات مختلفی مورد توجه قرار گرفته، موضوع مدیریت سود است. دی­جورج و همکاران[xv] (1999) مدیریت سود را نوعی دستکاری سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود برای بعضی از تصمیم­های خاص مثل پیش­بینی تحلیل­گران و یا برآورد روند سودهای قبلی برای پیش­بینی سودهای آتی تعریف کرده است. بنا بر نظر هیلی و والن (1999) مدیریت سود هنگامی رخ می­دهد که مدیران از قضاوت­های شخصی خود در گزارشگری مالی استفاده کنند و ساختار معاملات را جهت تغییر گزارشگری مالی دستکاری نمایند. مدیریت سود با هدف گمراه کردن برخی از افراد ذینفع در خصوص عملکرد اقتصادی شرکت و یا به منظور تحت تأثیر قراردادن نتایج ناشی از قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، صورت می­گیرد. تحقیقات نشان داده­اند مدیران به واسطه انگیزه­های مختلفی سود را مدیریت می­کنند (دیفوند و جیامبالوو، 1994؛ هیلی و والن، 1999؛ بیکر و همکاران 2009). مدیران از دو