تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی، عدم نقدشوندگی سهام و تمرکز مالکیت بر دقت پیش‌بینی سود

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده علوم اداری اقتصادی، مشهد، ایران.

2 استاد گروه حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده علوم اداری اقتصادی، مشهد، ایران

3 استادیار علوم اقتصادی، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده علوم اداری اقتصادی، مشهد، ایران.

4 دانشجوی دکتری حسابداری، دانشگاه فردوسی مشهد، دانشکده علوم اداری اقتصادی، مشهد، ایران.

چکیده

شناسایی عوامل تأثیرگذار بر دقت پیش‌بینی سود همواره مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی و عدم نقدشوندگی سهام بر دقت پیش‌بینی سود و همچنین اثر غیرمستقیم ساختار مالکیت (تمرکز) بر دقت پیش‌بینی سود می‌پردازد.جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های عضو بورس اوراق بهادار تهران بوده است که تعداد 86 شرکت مبنای تحلیل فرضیه‌ها قرار گرفتند. آزمون فرضیه‌های تحقیق با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و به کمک نرم‌افزار Eviews7 صورت پذیرفت. نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان می‌دهد که عدم تقارن اطلاعاتی دارای اثر مثبت بر دقت پیش‌بینی سود است. این بدین معنی است که شرکت‌هایی که شاخص عدم تقارن اطلاعاتی در آن‌ها پایین‌تر است دقت پیش‌بینی سودشان از انحراف کمتری برخوردار است؛ اما در خصوص اثر عدم نقدشوندگی سهام بر دقت پیش‌بینی سود و همچنین اثر غیرمستقیم ساختار مالکیت (تمرکز) شواهدی یافت نشد

کلیدواژه‌ها


تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی، عدم نقدشوندگی سهام و تمرکز مالکیت بر دقت پیش‌بینی سود

 

 

علی ذوالفقاری

تاریخ دریافت: 25/07/1398            تاریخ پذیرش: 28/09/1398

[1]

مهدی مرادی[2]

مهدی بهنامه[3]

زکیه مرندی[4]

 

چکیده

شناسایی عوامل تأثیرگذار بر دقت پیش‌بینی سود همواره مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی و عدم نقدشوندگی سهام بر دقت پیش‌بینی سود و همچنین اثر غیرمستقیم ساختار مالکیت (تمرکز) بر دقت پیش‌بینی سود می‌پردازد.جامعه آماری پژوهش، شرکت‌های عضو بورس اوراق بهادار تهران بوده است که تعداد 86 شرکت مبنای تحلیل فرضیه‌ها قرار گرفتند. آزمون فرضیه‌های تحقیق با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و به کمک نرم‌افزار Eviews7 صورت پذیرفت. نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان می‌دهد که عدم تقارن اطلاعاتی دارای اثر مثبت بر دقت پیش‌بینی سود است. این بدین معنی است که شرکت‌هایی که شاخص عدم تقارن اطلاعاتی در آن‌ها پایین‌تر است دقت پیش‌بینی سودشان از انحراف کمتری برخوردار است؛ اما در خصوص اثر عدم نقدشوندگی سهام بر دقت پیش‌بینی سود و همچنین اثر غیرمستقیم ساختار مالکیت (تمرکز) شواهدی یافت نشد.

واژه‌های کلیدی: تمرکز مالکیت، دقت پیش‌بینی سود، عدم تقارن اطلاعاتی، عدم نقدشوندگی سهام

1- مقدمه

پیش‌بینی، یک عنصر کلیدی در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی است. سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان، مدیران و سایر اشخاص، در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی متکی به پیش‌بینی و انتظارات هستند. توجه به بودجه سالانه شرکت، پیش‌بینی تولید، فروش و سود هر سهم آن و کنترل بودجه در گزارش‌های میان‌دوره‌ای و میزان تحقق پیش‌بینی‌ها، در تغییرات قیمت سهام تأثیر بسزایی دارد. شاید بتوان مهم‌ترین عامل تأثیرگذار بر قیمت سهام را در پیش‌بینی سود هر سهم جستجو کرد. مهم‌ترین منبع اطلاعاتی سرمایه‌گذاران، اعتباردهندگان و سایر استفاده‌کنندگان از اطلاعات شرکت‌ها پیش‌بینی‌های سود ارائه شده توسط آن‌ها در فواصل زمانی معین است (بگینسکی و همکاران،[i]1997، 303)؛ بنابراین سود پیش‌بینی شده توسط شرکت‌ها دارای محتوای اطلاعاتی و کارایی بوده و از این جهت اهمیت پیش‌بینی سود حسابداری به دلیل نقش و تأثیر آن در تصمیم‌گیری‌های استفاده‌کنندگان به‌ویژه سرمایه‌گذاران بارزتر می‌شود. از این‌رو شناسایی عوامل تأثیرگذار بر دقت پیش‌بینی سود همواره مورد توجه بوده است.

برای سالیان متمادی درگذشته اقتصاددانان فرض می‌کردند که تمام گروه‌های مربوط به یک شرکت سهامی برای هدفی مشترک فعالیت می‌کنند؛ اما در 30 سال گذشته با جدا شدن مالکیت از مدیریت در شرکت‌های سهامی، تضاد منافع بالقوه بین سهامداران و مدیران ایجاد شد که این تضاد منافع تحت عنوان مشکل نمایندگی بیان می‌شود. یکی از نتایج مشکل نمایندگی این است که بین مدیران و سهامداران شرکت عدم تقارن اطلاعاتی است و سهامداران نمی‌توانند اعمال و فعالیت‌های مدیران را پیوسته مشاهده کنند. بدین معنا که به لحاظ آن‌که سهامدار امکان رهگیری کلیه عملیات مدیر را ندارد، لذا فاقد اطلاعات لازم در رابطه با تمام اقدامات مدیر خواهد بود، بدین ترتیب مدیر ممکن است به اطلاعاتی دسترسی داشته باشد که سهامدار از آن بی‌اطلاع است (محمدی و همکاران، 1388، 72).

سهامدارانی که مالکیت درصد بالایی از سهام شرکت را در اختیار دارند به دلیل حجم بالای سرمایه‌گذاری نظارت بیشتری بر عملکرد شرکت خواهند داشت و توصیه و اظهارنظرهای بیشتری به مدیران خواهند کرد. در مورد شرکت‌هایی با مالکیت متمرکز احتمال کمتری وجود دارد که با افزایش سودآوری، سودهای نقدی نیز افزایش یابد و حتی با افزایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری پرداخت این سودها قطع خواهد شد. شرکت‌های بزرگ علاوه برداشتن نسبت‌های بدهی بالا، از عملکرد و نرخ رشد سود پایینی برخوردار بودند (صادقی شریف و بهادری، 1388، 64). همچنین نقش عامل نقدشوندگی در ارزش‌گذاری دارایی‌ها حائز اهمیت است، زیرا سرمایه‌گذاران به این امر توجه دارند که اگر بخواهند دارایی‌های خود را بفروشند، آیا بازار مناسبی برای آن‌ها وجود دارد یا خیر؟ این موضوع تبلور ریسک عدم نقدشوندگی دارایی در ذهن خریدار است که می‌تواند باعث انصراف سرمایه‌گذار از سرمایه‌گذاری شود. هرچقدر قابلیت نقدشوندگی یک سهم کمتر باشد، آن سهم برای سرمایه‌گذاران جذابیت کمتری خواهد داشت، مگر اینکه بازده بیشتری عاید دارنده آن گردد (حیدری و همکاران،1390، 215).

بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی، نقدشوندگی سهام و ساختار مالکیت بر دقت پیش‌بینی سود در پی پاسخگویی به این سؤال است که آیا نقدشوندگی سهام بر دقت پیش‌بینی سود تأثیرگذار است؟ و آیا ساختار مالکیت رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی یا نقدشوندگی سهام و دقت پیش‌بینی سود را تعدیل می‌کند یا خیر؟ با توجه به اینکه پیش‌بینی سود یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه‌گذاران است از این رو نتایج پژوهش حاضر می‌تواند راه گشای مناسبی در جهت نیل به صحت و درستی تصمیمات آنان باشد.

در مطالعه حاضر در ابتدا مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق همراه با بسط فرضیه‌ها صورت خواهد پذیرفت. در ادامه روش تحقیق و تحلیل یافته‌ها و در انتها نتیجه‌گیری و پیشنهادهای تحقیق ارائه خواهد شد.

 

2- مبانی نظری و بسط فرضیه‌ها

2-1- پیش‌بینی سود

از علایق خاص ذینفعان صورت‌های مالی سنجش خالص جریان‌های نقدی آتی واحد تجاری به منظور برآورد بازده مورد انتظار خود است ‍(حسن[ii] و همکاران،2016، 2) به‌منظور افزایش توان پیش‌بینی جریان‌های نقد آتی سود افشا شده باید باکیفیت باشد. ارزیابی دقت پیش‌بینی سود گزارش‌شده توسط شرکت‌های جدیدالورود به بورس اوراق بهادار، موضوع اصلی شاخه مهمی از تحقیقات را تشکیل می‌دهد. پژوهش‌های به عمل آمده در استرالیا (لی[iii] و همکاران،1993، 21) کانادا (پدول[iv] و همکاران، 1994، 221) و نیوزیلند (فیرث و اسمیت[v]، 1992، 232) حاکی از وجود خطای بااهمیت در سودهای پیش‌بینی شده است. مطالعات صورت گرفته در مورد شرکت‌های جدیدالورود در بورس اوراق بهادار کشورهای آسیایی به‌طور نسبی نشانگر خطای جزئی بوده است؛ به‌نحوی‌که چان[vi] و همکاران (1996، 381) و جگی[vii] (1997، 301) میانگین قدر مطلق خطای پیش‌بینی سود شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار هنگ‌کنگ را به ترتیب 18% و ‌9/12% گزارش کرده‌اند؛ اما نتایج پژوهش در بورس اوراق بهادار مالزی روند مشخصی را نشان نمی‌دهد. محمد و همکاران (1994، 49) در این کشور خطای پیش‌بینی سود را اندک تا متوسط گزارش کردند؛ اما پژوهش بعدی که توسط جلیک[viii] و همکاران (1998، 57) اجرا شد، حاکی از وجود خطای بیشتر بود.

 چن[ix] (1996، 381) عوامل مؤثر بر دقت پیش‌بینی سود را در مورد شرکت‌هایی که سهام آن‌ها چندین سال در بورس اوراق بهادار معامله شده بود، مورد بررسی قرار دادند، آنچه از بررسی پژوهش‌های پیش گفته برمی‌آید آن است که وجه اشتراک همهٔ آن‌ها دقت پیش‌بینی سود شرکت‌ها (معکوس خطای پیش‌بینی) را متأثر از عواملی همچون، اندازه، عمر، دوره پیش‌بینی، اهرم مالی، دفعات تجدیدنظر، گزارش حسابرس، حضور در تالار اصلی یا فرعی و نوع صنعت می‌دانند. فیرث[x] (1998) نیز به رابطة سود پیش‌بینی شده و ارزشیابی شرکت‌ها پی برد و متوجه شد سود پیش‌بینی شده حاوی اطلاعات مهمی درباره ارزش شرکت‌های جدیدالورود به بورس اوراق بهادار است و نقشی بسیار مهم‌تر از سایر روش‌ها و ابزارهای علامت‌دهی از جمله درصد مالکیت سهامداران اصلی شرکت دارد. سود پیش‌بینی شده در مقایسه با سودهای تاریخی، ابزار علامت‌دهی مؤثری برای ارزشیابی شرکت‌های جدیدالورود به بورس اوراق بهادار است. استفاده از سود پیش‌بینی شده برای ارزشیابی شرکت‌ها به باور سرمایه‌گذاران درباره دقت این پیش‌بینی‌ها بستگی دارد (کیم و ریتر[xi]،1999، 409). نمازی و شمس‌الدینی (1386، 1) در پژوهشی تحت عنوان بررسی سازه‌های مؤثر بر دقت پیش‌بینی سود توسط مدیریت به این نتایج رسیدند که بین رشد سود، رشد فروش، رشد دارایی‌ها، سود پیش‌بینی شده در گذشته، اهرم مالی، قیمت سهام و دقت پیش‌بینی سود، رابطه وجود دارد؛ اما بین سود سهام پرداختی و اندازه شرکت با دقت پیش‌بینی سود، رابطه‌ای نیست.

 

2-2- عدم تقارن اطلاعاتی و دقت پیش‌بینی سود

عدم تقارن اطلاعات زمانی ایجاد می‌شود که سهامداران به اطلاعات محرمانه‌ای که مدیران شرکت در اختیار دارند، دسترسی نداشته باشند. بر اساس تحلیل‌های تئوریک و شواهد تجربی، افزایش عدم تقارن یا نابرابری اطلاعات، با کاهش تعداد معامله‌گران، هزینه‌های زیاد معاملات، نقدینگی پائین اوراق بهادار و حجم کم معاملات رابطه دارد و درمجموع منجر به کاهش سودهای اجتماعی ناشی از معامله می‌شود. مدل‌های تحلیلی متعددی روشن ساخته‌اند که میزان مدیریت سود فرصت‌طلبانه به تناسب سطح عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می‌یابد. دای (1988، 195) و ترومن و تیتمن[xii] (1988، 127) به صورت تحلیلی نشان دادند که وجود عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سهامداران یک شرط اساسی برای مدیریت سود است. رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و دستکاری اقلام تعهدی توسط ریچاردسون[xiii] (2000، 325)، مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش وی نشان می‌دهد که بین عدم تقارن اطلاعاتی و مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی رابطه مستقیم وجود دارد.

در بین پژوهش‌های داخلی نیز رضازاده و آزاد (1387، 63) در پژوهش خود به بررسی رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و میزان محافظه‌کاری در گزارشگری مالی پرداختند. نتایج آزمون‌های تجربی با استفاده از اطلاعات مربوط به نمونه‌ای از شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1381 تا 1385 حاکی از وجود رابطه مثبت و معنی‌داری میان عدم تقارن اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران و سطح محافظه‌کاری اعمال شده در صورت‌های مالی است. پژوهش باباجانی و همکاران (1393، 1) که با استفاده از اطلاعات 119 شرکت طی فاصله زمانی سال‌های 1380 تا 1388 انجام دادند نیز این نتیجه میسر گردید که شاخص عدم تقارن اطلاعاتی که ترکیبی از پنج سنجه انتخابی است، بر میزان مدیریت سود تأثیری مثبت و معنادار دارد. با توجه به آنچه گفته شد، عدم تقارن اطلاعاتی به‌واسطه مدیریت سود، تأثیر بر سطح محافظه‌کاری شرکت‌ها و تأثیر بر هزینه سرمایه می‌تواند بر دقت پیش‌بینی سود مؤثر باشد. محمدیان و همکاران (1398، 247) در مطالعه خود تأثیر پیچیدگی و عدم اطمینان محیطی را بر صحت پیش‌بینی سود مدیریت با تأکید بر کیفیت حسابرسی در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار دادند و چنین نتیجه گرفتند که پیچیدگی و عدم اطمینان محیطی تأثیر منفی و معناداری بر صحت پیش‌بینی سود مدیریت دارد و تأثیر کیفیت حسابرسی بر صحت پیش‌بینی سود مدیریت، مثبت و معنادار می‌باشد؛ بنابراین فرضیه اول به شرح زیر مطرح می‌شود:

  • عدم تقارن اطلاعاتی دارای اثر مثبت بر دقت پیش‌بینی سود است.

 

2-3- نقد شوندگی سهام و دقت پیش‌بینی سود

نقد شوندگی به معنای توانایی خرید یا فروش یک دارایی موجود با هزینه‌ای پایین و بدون تأثیر قابل‌توجه بر روی قیمت آن دارایی می‌باشد. شیوه اصلی که از طریق آن بازارهای ثانویه به کاهش هزینه سرمایه کمک می‌کنند، ایجاد نقد شوندگی می‌باشد. نقدشوندگی اوراق بهادار در بازار سرمایه یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر کارکرد صحیح بازار است. نقدشوندگی موفقیت عرضه‌های اولیه را افزایش، فاصله بین قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش را کاهش و کشف قیمت را بهبود می‌بخشد، بازار سرمایه نقد کارایی اطلاعاتی و تخصیصی را ارتقا می‌دهد. (شیفر و ویشنی،1992، 1343)

در مواقعی که سهام از نقدشوندگی بالایی برخوردار است هزینه انجام معامله کاهش پیدا می‌کند و شرکت‌هایی که نقدشوندگی سهامشان بالاست تمایل دارند که اهرم مالی پایین‌تری داشته باشند. یافته‌های تجربی جدید که مبتنی بر تئوری‌های مالی جدید (مالی رفتاری) است، نشان دادند که سرمایه‌گذاران، سهام نقد شونده را به دلیل هزینه معاملات کمتر به سهام دیگر ترجیح داده و حاضرند برای آن سهام، صرف بیشتری پرداخت نمایند و از آنجایی که بین نقدشوندگی سهام و هزینه انجام معاملات ارتباط وجود دارد و هزینه سرمایه تابعی از ساختار سرمایه است بنابراین انتظار می‌رود نقدشوندگی بر عملکرد شرکت تأثیرگذار باشد. (مارک[xiv] و همکاران، 2009، 611). سرمایه‌گذاران یا فروشندگان برای معامله در بازار متحمل هزینه‌هایی می‌شوند که به آن هزینه معاملات گفته می‌شود. این هزینه‌ها تحت تأثیر، میزان نقدشوندگی است. در این رابطه (آمیهود و مندلسون[xv]،2008، 32) بیان داشتند که تمامی هزینه‌های مبادله سهام که توسط خریدار و فروشنده پرداخت می‌شود جزء هزینه نقدشوندگی است که در نبود نقدشوندگی کامل رخ می‌دهد. بدین ترتیب در نقدشوندگی پائین، هزینه معاملات بیشتر شده و از این طریق هزینه سرمایه افزایش می‌یابد که این امر منجر به ایجاد ارتباط بین نقدشوندگی سهام و ساختار سرمایه می‌شود.

نتایج بسیاری از پژوهش‌ها نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران بازده بیشتری را از نگهداری سهم‌های با درجه نقدشوندگی پایین انتظار دارند. نتایج پژوهش آمیهود و مندلسون (2008، 211) آن‌ها بیانگر رابطه مثبت بین اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران است. هرچه اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام بیشتر باشد بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران نیز بیشتر خواهد بود. اگاروال[xvi] و همکاران (2008، 1) معتقدند در شرایط بد مالی معامله‌کنندگان بااحتیاط بیشتری در مبادلات سهام شرکت می‌نمایند. درنتیجه سرمایه‌گذاران غیر آگاه از معاملات این نوع سهام خارج‌شده و سرمایه‌گذاران آگاه در بازار خواهند ماند و بازار گردانان در واکنش نسبت به سرمایه‌گذاران آگاه که به‌طور بالقوه دارای اطلاعات پنهانی هستند، ریسک بالاتری را متحمل می‌شوند بنابراین بازار گردان‌ها نسبت به زیان احتمالی، شکاف پیشنهاد قیمتی عرضه و تقاضا را افزایش خواهند داد که منجر به کاهش نقدشوندگی و کاهش بیشتر سرمایه سهامداران می‌شود.

حجازی و همکاران (1394، 1) در پژوهش خود چنین استدلال کردند که عامل نقدشوندگی مهم‌ترین متغیر برای توضیح احتمال کاهش قیمت سهام، بیش از %5-، %10-، %20- و %30- و عامل بازار اثرگذارترین متغیر بر احتمال افزایش قیمت سهام بیش از %10+، %20+ و %30+ است.

فخاری و بذر افشان (1390، 116) با انجام پژوهشی بر روی تعداد ۱۱۲ شرکت از بورس اوراق بهادار تهران در سال ۱۳۸۶ نشان دادند که ارتباط معنی‌دار مثبتی بین میزان نقدشوندگی سهام و عملکرد بلندمدت شرکت‌ها وجود دارد؛ بنابراین وجود رابطه مستقیمی بین نقدشوندگی سهام و عملکرد شرکت و هزینه سرمایه پذیرفتنی است و با توجه به اینکه عملکرد و سود واقعی شرکت رابطه بدیهی و مستقیم با دقت پیش‌بینی سود دارند انتظار می‌رود نقد شوندگی به نوعی بر دقت پیش‌بینی سود اثرگذار باشد.

بنابراین فرضیه دوم تحقیق عبارت است از:

  • عدم نقد شوندگی سهام دارای اثر مثبت بر دقت پیش‌بینی سود است.

 

2-4- عدم تقارن اطلاعاتی، نقد شوندگی سهام و ساختار مالکیت

ساختار مالکیت از موضوعات مهم حاکمیت شرکتی به شمار می‌رود، زیرا انگیزه و اشتیاق مدیران را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بدین ترتیب در کار آیی هر شرکت مؤثر است. یکی از مکانیسم‌های کنترلی بیرونی مؤثر بر حاکمیت شرکتی که به‌طور جهان مشمول دارای اهمیت فزاینده‌ای است، ظهور سرمایه‌گذاران نهادی به‌عنوان مالکین سرمایه می‌باشد. طبق نظر گیلان و استارکس[xvii] (2003، 4) سهامداران نهادی و به‌ویژه سهامداران نهادی خارجی، نقش اصلی را در شکل‌گیری تغییرات در بسیاری از سیستم‌های حاکمیت شرکتی داشته‌اند. سهام تحت مالکیت سهامداران نهادی[xviii] به درصدی از سهام شرکت اشاره می‌کند که در تملک سرمایه‌گذاران نهادی و حقوقی است. به عقیده برخی صاحب‌نظران، وجود سهامداران عمده در شرکت از یک‌سو زمینه‌ها و انگیزه‌های نظارت بر عملکرد مدیران را تقویت می‌کند و از سوی دیگر، گاهی به دلیل عدم انطباق منافع و اهداف سهامداران بزرگ با منافع و انتظارات سهامداران خرد، هزینه‌های کنترل و همسو کردن خواسته‌های سهامداران عمده با منافع سایر سهامداران افزایش می‌یابد (وانگ[xix] و همکاران،2015، 133).

بررسی‌های انجام‌شده در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس شانگهای نشان می‌دهد که درصد مالکیت سهامداران نهادی تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت‌های یاد شده داشته است (کمپل[xx]،1980، 363). بررسی‌ها نشان می‌دهد که اندازه متوسط موجودی در رابطه با مالکیت دارندگان اطلاعات نهانی کاهش، اما در رابطه با مالکیت نهادی افزایش می‌یابد؛ بدین معنی که برای شرکت‌هایی با مالکیت نهادی بیشتر، معاملات بر روی تعداد وسیعی از سهام انجام می‌شود و این به‌طور ضمنی اشاره بر این دارد که هزینه‌های موجودی شاید بتواند رابطه احتمالی بین فاصله قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش و مالکیت نهادی و رابطه غیر مثبت آن با عدم تقارن اطلاعاتی را توضیح دهد (سارین و همکاران،2000، 1).

سرمایه‌گذاران نهادی نقش بسیار مهمی در نظارت بازی می‌کنند و معمولاً بین مالکیت نهادی و نقدشوندگی سهام یک شرکت رابطه وجود دارد. همچنین به واسطه تأثیر عملیات مبادله سهام توسط سرمایه‌گذاران نهادی بر قیمت سهام، ممکن است نقدشوندگی سهام به میزان قابل‌توجهی افزایش یابد (شیفر و ویشنی[xxi]،1992، 1343). در این رابطه لزموند[xxii] و همکاران (2008، 1) به بررسی اثر تغییر ساختار سرمایه بر نقدشوندگی پرداختند برای این منظور 276 شرکت آمریکایی در بین سال‌های 1980-2006 که میزان تغییر در بدهی حداقل 20٪ مجموع دارایی شرکت بوده است را انتخاب نمودند. نتایج پژوهش نشان داد شرکت‌هایی که اهرم مالی را افزایش داده‌اند، میزان شکاف قیمتی بین عرضه و تقاضا به‌اندازه یک درصد رشد داشته و شرکت‌های که کاهش در اهرم مالی داشتند، میزان شکاف قیمتی بین عرضه و تقاضا به‌اندازه 2 درصد نزول نموده است. چون اهرم مالی بیشتر، ریسک مالی را افزایش داده و این عمل منجر به کاهش تمایل سرمایه‌گذاران برای خرید سهم می‌گردد؛ بنابراین شکاف قیمتی بین عرضه و تقاضا افزایش می‌یابد.

فریدر و مارتل (2006، 1) نیز به بررسی اثر متقابل نقدشوندگی سهام و ساختار سرمایه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار نیویورک برای سال‌های 1988 تا 1998 پرداختند. آن‌ها در تحقیق خود از اهرم مالی به‌عنوان متغیر وابسته و از متغیرهای اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام (معیار نقدشوندگی سهام)، بازده مجموع دارایی‌ها (معیار سودآوری شرکت که از طریق تقسیم EBIT بر مجموع دارایی‌ها به دست می‌آید)، لگاریتم جمع کل دارایی‌ها (معیار اندازه شرکت)، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام (معیار فرصت رشد شرکت)، نوسانات جریانات نقدی و هزینه‌های تحقیق و توسعه به‌عنوان متغیرهای مستقل استفاده نمودند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که 27 درصد از تغییرات در اهرم مالی از طریق تغییر در متغیرهای مستقل توضیح داده می‌شود. در ضمن، افزایش یک‌درصدی در اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام منجر به افزایش سه‌درصدی در اهرم مالی می‌شود. نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ها نشان می‌دهد که با کاهش نقدشوندگی سهام اهرم مالی افزایش می‌یابد. این مسئله با این نظریه که مدیران در صورتی که تأمین مالی از طریق انتشار سهام گران‌قیمت باشد به تأمین مالی از طریق ایجاد بدهی رو می‌آورند مطابقت دارد.

روبین[xxiii] (2007، 219) دریافت میزان مالکیت شاخصی برای فعالیت معاملاتی است و تمرکز مالکیت شاخصی برای کژگزینی و عدم تقارن اطلاعاتی است. او به این نتیجه رسید که نقدشوندگی به شکل با اهمیتی به مالکیت سهامداران نهادی مرتبط است. نقدشوندگی با افزایش سطح مالکیت بیشتر می‌شود و با افزایش تمرکز مالکیت کاهش می‌یابد. در پژوهشی دیگر رابطه بین نقدشوندگی و مالکیت نهادی از دو منظر کژگزینی و کارایی اطلاعاتی بررسی شد و رابطه‌ای غیرخطی بین مالکیت نهادی و نقد شوندگی کشف شد. در سطوح مالکیت پایین‌تر فرضیه کژگزینی حاکم است؛ در حالی که با افزایش سطح مالکیت نهادها نقدشوندگی افزایش می‌یابد (اگاروال،2008، 1). نوروزی نصر و همکاران (1398، 23) در پژوهش با عنوان تأثیر مالکیت شرکت‌های سرمایه‌گذاری بر نقدشوندگی سهام نتیجه گرفتند بین درصد مالکیت شرکت‌های سرمایه‌گذاری و دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، به‌عبارت‌دیگر، بین درصد مالکیت شرکت‌های سرمایه‌گذاری و نقدشوندگی سهام رابطه منفی و معناداری وجود دارد.

تمرکز مالکیت نیز با توجه تئوری نمایندگی و همچنین پژوهش‌های گذشته بر موارد گوناگونی از جمله هزینه‌های نمایندگی، عملکرد شرکت، قیمت سهام و نقدشوندگی اثرگذار است؛ بنابراین فرضیه‌های سوم و چهارم تحقیق به شرح زیر ارائه‌شده‌اند:

  • ساختار مالکیت (تمرکز) از طریق عدم تقارن اطلاعاتی بر دقت پیش‌بینی سود اثر غیرمستقیم دارد.
  • ساختار مالکیت (تمرکز) از طریق عدم نقد شوندگی سهام بر دقت پیش‌بینی سود اثر غیرمستقیم دارد.

 

3- روش تحقیق

3-1- نوع پژوهش

تحقیق حاضر از نظر هدف جزء پژوهش‌های کاربردی و از نظر نحوه جمع‌آوری داده‌ها جزء مطالعات توصیفی – همبستگی و با توجه به اینکه بر اساس داده‌های تاریخی است در زمره مطالعات پس رویدادی قرار می‌گیرد.

 

3-2- جامعه آماری

جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است که بر اساس روش حذفی سیستماتیک، شرکت‌هایی شرایط زیر را نداشته باشند حذف خواهند شد:

  • قبل از سال 1387 در بورس پذیرش شده و سال مالی آن‌ها منتهی به پایان اسفندماه باشند، زیرا در آغاز هرسال، با افزایش سطح عمومی قیمت‌ها مواجه خواهیم بود.
  • جزء شرکت‌های سرمایه‌گذاری، هلدینگ و واسطه‌گری مالی نباشند، زیرا افشای مالی و ساختار حاکمیت شرکتی در آن‌ها متفاوت است.
  • در طی دوره موردبررسی تغییر سال مالی نداده و پیش‌بینی سود خود را به بورس ارائه کرده باشند.
  • در طی فاصله زمانی سال‌های 1387 تا 1394 فعال بوده و معاملات سهام آن دارای وقفه بیش از 3 ماه نباشد.

درنتیجه اعمال شرایط و مربوطه تعداد 86 شرکت از جامعه آماری جهت انجام آزمون‌ها انتخاب شدند. دوره تحقیق 7 سال متوالی است بنابراین تعداد 602 سال-شرکت (86×7) به عنوان مشاهدات پژوهش جمع‌آوری شد. همچنین پس از بررسی داده‌های پژوهش، تعداد 71 مشاهده در نقاط پرت قرار داشتند که پس از حذف آن‌ها تعداد 531 مشاهده، برای تحلیل فرضیه‌ها مبنا قرارگرفته شد.

 

3-3- متغیرهای تحقیق و نحوه اندازه‌گیری آن‌ها

3-3-1- متغیر وابسته

دقت پیش‌بینی سود (FE) به‌عنوان متغیر وابسته تحقیق حاضر است که مطابق با پژوهش‌های مکا و بالستا[xxiv] (2011‌) دقت پیش‌بینی سود (FE) به‌صورت رابطه 1 اندازه‌گیری می‌شود:

رابطه (1)

 

 

که در این رابطه FEi,t خطای برآورد سود شرکت i در سال t، APit: سود خالص واقعی شرکت i در سال t، FPi,t سود خالص پیش‌بینی‌شده توسط مدیران برای شرکت i در سال t است.

 

3-3-2- متغیر مستقل

3-3-2-1- عدم تقارن اطلاعاتی

در پژوهش حاضر از 5 سنجه جهت اندازه‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی بهره گرفته شد که عبارت‌اند از:

الف) حجم معاملات: حجم معاملات، به جمع کل سهام مبادله شده شرکت در یک دوره زمانی معین اطلاق می‌شود. ازاین‌رو، در این تحقیق از معیار حجم معاملات هم مقیاس شده استفاده گردیده که از طریق نسبت کل حجم معاملات (برحسب سهام) بر سهام منتشرشده محاسبه می‌شود. این معیار، آثار تفاوت در کل سهام منتشره شرکت‌ها را کنترل می‌کند. (باباجانی و همکاران،1393).

ب) نوسان قیمت سهام شرکت: این متغیر بر اساس پراکندگی در بازدهی روزانه سهام طی سال مورد بررسی، اندازه‌گیری می‌شود.

ج) نسبت قیمت به سود (P/E): نسبت قیمت به سود یکی از شاخص‌های اندازه‌گیری فرصت‌های رشد شرکت است که در تحقیقات مختلف بارها به عنوان نمادی از عدم تقارن اطلاعاتی بکار رفته است. این نسبت، حاصل تقسیم قیمت سهام به سود هر سهم است. انتظار می‌رود هر چه این نسبت یادشده در مورد شرکتی بیش‌تر باشد، سطح عدم تقارن اطلاعاتی آن شرکت در آن سال بیشتر باشد (باباجانی و همکاران،1393).

د) تعداد روزهای معاملاتی: توقف نماد معاملاتی شرکت‌ها یکی از موضوعات شایع در بورس اوراق بهادار تهران و یکی از موانع عمده نقدینگی بازار سرمایه محسوب می‌شود. ازاین‌رو، در این تحقیق از این شاخص به‌عنوان یک متغیر مهم برای ارزیابی میزان عدم تقارن اطلاعاتی بین افراد درون‌سازمانی و برون‌سازمانی استفاده شد. در حقیقت، هر چه شرکت‌ها تعداد روزهای معاملاتی بیشتری داشته باشند و نماد آن‌ها کم‌تر بسته باشد، حجم معاملات سهام آن‌ها بیش‌تر است و وضعیت ارائه اطلاعات آن‌ها مناسب به نظر می‌رسد؛ بنابراین در این شرایط، انتظار می‌رود سطح عدم تقارن اطلاعاتی این شرکت‌ها کم‌تر از شرکت‌هایی باشد که تعداد روزهای