اولویت‌بندی و تحلیل عوامل مؤثر بر کاهش هزینه‌ها در سازمان صدا و سیما با رویکرد بلوغ مدیریت دانش

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری،گروه مدیریت دولتی گرایش تصمیم گیری و خط مشی گذاری عمومی رسانه، دانشکده مدیریت ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،

2 استادیار گروه مدیریت بازرگانی ، دانشکده مدیریت، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

در عصر کنونی و با محوریت یافتن عنصر دانش، تمامی سازمان‌ها نیاز دارند راه‌هایی برای استفاده از دانش در کاهش هزینه‌های خود پیدا کنند. از این حیث، استفاده از مدیریت دانش برای کاهش هزینه‌ها، حل مشکلات، برنامه‌ریزی راهبردی و تصمیم‌گیری در سازمان امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان پرمخاطب‌ترین سازمان رسانه‌ای کشور، نیازمند مدیریت دانش است تا خلق، دریافت، سازماندهی، دستیابی و استفاده از دانش در این سازمان، تسهیل شود و از این طریق هزینه‌های این سازمان کاهش یابد. هدف مقاله حاضر بررسی رابطه بلوغ مدیریت دانش و کاهش هزینه‌ها در سازمان صدا و سیما می‌باشد. از این رو، ابتدا با بهره‌گیری از مطالعه کتابخانه‌ای و مصاحبه با خبرگان، کارشناسان رسانه و نیز صاحب‌نظران عرصه مدیریت دانش، مؤلفه‌های بلوغ مدیریت دانش که منجر به کاهش هزینه در سازمان صدا و سیما می‌شوند، شناسایی شدند. در گام بعد اولویت اثرگذاری هر یک از این عوامل با بهره‌گیری از تحلیل سلسه‌مراتبی با استفاده از نظرات 10 نفر از داوران در نرم‌افزار AHP تعیین شد. بر اساس نتایج به دست آمده حمایت مدیریت عالی، زیرساخت‌های سازمانی، توانمندسازی کارکنان، فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی، تکنولوژی اطلاعات، تیم‌سازی، ارزیابی عملکرد و اهداف و زبان مشترک در رتبه‌های اول تا نهم جای گرفته‌اند. بر این اساس در پایان مقاله پیشنهادات مرتبط نیز جهت تسهیل کاربست مدیریت دانش به منظور کاهش هزینه‌های سازمان صدا و سیما ارائه شده‌اند.

کلیدواژه‌ها


اولویت‌بندی و تحلیل عوامل مؤثر بر کاهش هزینه‌ها در سازمان صدا و سیما با رویکردبلوغ مدیریت دانش

 

 

سیدمحمود اسلامی

تاریخ دریافت: 06/10/1398   تاریخ پذیرش: 09/12/1398

[1]

قاسمعلی بازآیی[2]

 

 

چکیده

در عصر کنونی و با محوریت یافتن عنصر دانش، تمامی سازمان‌ها نیاز دارند راه‌هایی برای استفاده از دانش در کاهش هزینه‌های خود پیدا کنند. از این حیث، استفاده از مدیریت دانش برای کاهش هزینه‌ها، حل مشکلات، برنامه‌ریزی راهبردی و تصمیم‌گیری در سازمان امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان پرمخاطب‌ترین سازمان رسانه‌ای کشور، نیازمند مدیریت دانش است تا خلق، دریافت، سازماندهی، دستیابی و استفاده از دانش در این سازمان، تسهیل شود و از این طریق هزینه‌های این سازمان کاهش یابد. هدف مقاله حاضر بررسی رابطه بلوغ مدیریت دانش و کاهش هزینه‌ها در سازمان صدا و سیما می‌باشد. از این رو، ابتدا با بهره‌گیری از مطالعه کتابخانه‌ای و مصاحبه با خبرگان، کارشناسان رسانه و نیز صاحب‌نظران عرصه مدیریت دانش، مؤلفه‌های بلوغ مدیریت دانش که منجر به کاهش هزینه در سازمان صدا و سیما می‌شوند، شناسایی شدند. در گام بعد اولویت اثرگذاری هر یک از این عوامل با بهره‌گیری از تحلیل سلسه‌مراتبی با استفاده از نظرات 10 نفر از داوران در نرم‌افزار AHP تعیین شد. بر اساس نتایج به دست آمده حمایت مدیریت عالی، زیرساخت‌های سازمانی، توانمندسازی کارکنان، فرهنگ سازمانی، یادگیری سازمانی، تکنولوژی اطلاعات، تیم‌سازی، ارزیابی عملکرد و اهداف و زبان مشترک در رتبه‌های اول تا نهم جای گرفته‌اند. بر این اساس در پایان مقاله پیشنهادات مرتبط نیز جهت تسهیل کاربست مدیریت دانش به منظور کاهش هزینه‌های سازمان صدا و سیما ارائه شده‌اند.

 

واژه‌های کلیدی: کاهش هزینه، مدیریت دانش، تحلیل سلسله مراتبی AHP، حمایت مدیریت عالی، زیرساخت‌های سازمانی، توانمندسازی کارکنان.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

تصمیمات مالی در حوزه ساختار سرمایه و همچنین، تعیین و انتخاب بهترین شیوه کاهش هزینه از تصمیمات اساسی سازمان‌ها هستند (خالقی مقدم و همکاران، 1398، 50). یکی از مهم‌ترین شیوه‌های رایج کاهش هزینه‌ها، بهره‌گیری از مدیریت دانش است. با این حال، مدیریت دانش به عنوان یک رشته علمی هنوز دوران طفولیت خود را سپری می‌کند و مسائل ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد. دولت‌ها کم کم به اهمیت مدیریت دانش در بخش دولتی پی برده‌اند اما هنوز راه زیادی برای عملیاتی کردن آن وجود دارد. علیرغم اینکه از پیدایش مفاهیم مدیریت دانش بیش از یک دهه می‌گذرد، تنها چند سالی است که این مسائل در ایران و اکثراً هم در جوامع دانشگاهی و سمینارها مطرح می‌شوند. به همین دلیل این مباحث اغلب هنوز جنبه تئوریک دارند و در مورد روش‌های پیاده‌سازی و عملی کردن آن در سازمان‌ها، کارهای کمتری صورت گرفته است. به طور معمول، مدیریت دانش ابزاری برای کاهش هزینه در سازمان به حساب می‌آید. سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین سازمان‌های ارائه‌دهنده خدمات به بخش قابل توجهی از جمعیت کشور، از این قاعده مستثنا نیست و نیازمند آن است که به صورت آگاهانه مدیریت دانش را در دستور کار خود قرار دهد تا ضمن بهره‌گیری حداکثری از توان و دانش نیروی انسانی، هزینه‌های سازمانی خویش را کاهش دهد. تا چند سال آینده مقوله دانش به جزء لاینفک تمامی مجموعه‌های سازمانی در بخش‌های خدماتی و عمومی بدل خواهد شد و سازمان‌هایی در این زمینه موفق خواهند بود که زیرساخت‌های لازم برای پیاده‌سازی آن را فراهم کرده و چارچوب مناسب آن را طراحی کنند.

 

2- بیان مسئله

سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، سازمانی رسانه‌ای است که بر اساس قانون اساسی تنها متولی قانونی پخش برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی در جمهوری اسلامی ایران است. واضح است که این سازمان به عنوان زبان گویای حاکمیت، از سوی گروه‌ها و رسانه‌های مختلف در درون و بیرون از کشور همواره مورد نقد و گاه تخریب قرار داشته است اما همین فضای گفتمانی پیرامون این نهاد نیز خود از اهمیت جایگاه آن در جامعه ایران حکایت دارد. رسالت این سازمان با توجه به شرایط خاص کشور با سایر رقبا کاملاً متفاوت می‌باشد از یک سو، حساسیت فعالیت‌های خبری و اطلاع‌رسانی همراه با آگاهی‌بخشی لازم برای مخاطبان از ضروریات فعالیت‌های این سازمان است و از سوی دیگر این سازمان در رقابتی نابرابر با سایر رسانه‌های سطح جهانی هم در حوزه آگاهی بخشی و هم در حوزه سرگرمی قرار گرفته است. لذا تأمین بودجه فعالیت‌های این سازمان با این سطح از گستردگی و حساسیت از مسائل جدی این سازمان بوده و هست. عدم التزام مسئولین اجرایی به دلیل عملکرد مستقل این سازمان در تأمین بودجه بعضاً باعث تحت فشار قرار دادن این سازمان از سوی جناح‌های داخلی در دولت و مجلس شده است و از سوی دیگر رقابت با جریان‌ها و رسانه‌های خارجی در جهت حفظ منافع نظام و کشورمان ایران و هم‌چنین تهیه ملزومات، این سازمان را برای رقابت با رسانه‌های خارجی با مشکلاتی روبرو کرده است که تحریم‌ها علیه کشور نیز بر وسعت این مشکلات افزوده است. از آنجا که سازمان صدا و سیما همواره با مسائل و مشکلاتی در تأمین بودجه روبروست، شیوه مدیریت در سازمان صدا و سیما به نحوی که بودجه مورد نیاز تأمین شود یا بتوان از بودجه محدود بهترین استفاده را به عمل آورد، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است؛ چه آنکه در دنیای کنونی نمی‌توان نقش اطلاعات را نادیده گرفت و شاید بتوان گفت مهمترین کالایی که امروزه نقش اساسی را در تخصیص منابع اقتصادی ایفا می‌نماید اطلاعات است (محمدیان و همکاران، 1398، 250). از این رو، یکی از شیوه‌هایی که سازمان‌هایی مانند سازمان صدا و سیما می‌توانند برای کاهش هزینه در پیش بگیرند، بهره‌گیری از مدیریت دانش است. در سازمان دانش‌محور، دانش، مهم‌ترین دارایی سازمان است. مدیریت مؤثر دانش، سازمان را قادر خواهد ساخت تا خدمات بهتری را برای مخاطبان فراهم کند. در محیط کنونی که با ویژگی‌های چون جهانی‌شدن، هوشمندی شهروندان و نرخ بالای تغییرات در فناوری‌های رسانه‌ای و در نتیجه تغییر در نیازها و خواست‌های شهروندان شناخته می‌شود، دارایی‌های ملموس همچون سرمایه، زمین و مواد اولیه باعث ایجاد مزیت پایدار برای سازمان صدا و سیما محسوب نمی‌شود. لذا سازمان صداوسیما در عصر امروزی باید پایداری خود را بر دارایی‌های ناملموس و سرمایه‌های فکری پایه‌گذاری نمایند.

بر اساس آنچه گفته شد می‌توان دریافت که در شرایط کنونی یکی از مهم‌ترین نیازهای سازمان، چگونگی اظهار و برطرف نمودن نیازهای اطلاعاتی است (میری قهدیرجانی و اربابیان، 1397، 113). از آنجا که پیاده‌سازی مدیریت دانش برای رسیدن به کمال مطلوب در سازمان صدا و سیما، نیازمند تغییرات فراوان و معناداری در فرایندها، زیرساخت‌ها و فرهنگ است، بنابراین غیرمحتمل است که در یک خیز ناگهانی حاصل شود و از این رو بهبود مستمر بر پایه مراحل تکاملی و گام به گام شکل می‌گیرد و نه بر اساس نوآوری‌های انقلابی؛ از این مراحل تکاملی مدیریت دانش که در خلال زمان شکل می‌گیرد، به بلوغ مدیریت دانش تعبیر می‌شود و به عبارتی، لازم است تا مدیریت دانش به بلوغ رسیده، از یک حالت جمود، به یک کارکرد بینِ بخشی که به شکل مستحکمی در سازمان مستقر شده است تبدیل شود. مسئله اصلی در این مقاله از اینجا نشأت می‌گیرد که سازمان صدا و سیما در تلاش به منظور حصول بهبود مستمر و تعالی در آینده، ناگزیر از به‌کارگیری مدیریت دانش است و بدون برخورداری از نظام مدیریت دانش، تکرار اشتباهات، موازی کاری و بسیاری از مسائل دیگر، موانع و هزینه‌های زیادی را بر روی دوش سازمان می‌گذارد؛ بنابراین سؤال اصلی در مقاله حاضر این است که شاخص‌های مدیریت دانش که بر کاهش هزینه در سازمان صدا و سیما تأثیر دارند کدامند؟ عوامل (شاخص‌های) مذکور از چه درجه اولویتی برخوردار هستند؟

 

3- پیشینه تحقیق

3-1- تحقیقات داخلی

بیش از یک دهه است که مدیریت دانش در ایران در مرکز توجه پژوهشگران و گروه‌های مختلف آکادمیک و غیر آکادمیک قرار گرفته است. هم اینک، مجموعه‌ای از پژوهش‌ها در حوزه مدیریت دانش با تأکید بر موضوع مدیریت دانش در سازمان‌های عمومی در ایران صورت پذیرفته است اما به علت وجود ناهماهنگی در نتایج کسب شده، فردی که علاقه‌مند به موضوع است با مطالعه این بررسی‌ها نه فقط به درک عوامل مؤثر بر بلوغ مدیریت دانش نمی‌شود، بلکه احیاناً دچار سردرگمی نیز خواهد شد.

سیدعباس زاده و همکاران (1398) در مطالعه‌ای با عنوان توسعه منابع انسانی پایدار: اثرات کانال مدیریت دانش و عوامل سازمانی، 228 نفر از کارکنان دانشگاه‌های آزاد اسلامی هرمزگان را مورد پرسش قرار داده‌اند. نتایج نشان دادند که عوامل سازمانی بر فرآیند مدیریت دانش تأثیر مثبت، مستقیم و معنادار؛ فرآیند مدیریت دانش بر توسعه منابع انسانی تأثیر مثبت، مستقیم و معنادار؛ عوامل سازمانی بر توسعه منابع انسانی اثر مثبت، مستقیم و معنادار؛ و عوامل سازمانی به واسطه فرآیند مدیریت دانش بر توسعه منابع انسانی تأثیر غیر مستقیم، مثبت و معناداری دارد.

محمودزاده و تقی زاده بیرامی (1396) در مقاله‌ای با عنوان «ارزیابی ضرورت توسعه مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی ایران به مثابه تغییری راهبردی» به این مسئله اشاره کرده‌اند که در حال حاضر مدیریت دانش برای مدیران دستگاه‌های عمومی و دولتی و دولتی چندان شناخته شده نیست و میزان برنامه‌های آموزش مدیریت دانش در بخش عمومی و دولتی بسیار کم بوده و همچنین خط‌مشی‌های موجود- علیرغم تأکید سیاست‌های کلی نظام اداری، ابلاغی مقام معظم رهبری- حمایت زیادی از توسعه مدیریت دانش نمی‌کنند. ضرورت فرهنگ‌سازی و بهره‌گیری از یک الگوی تغییر راهبردی جهت اشاعه و توسعه مدیریت دانش در دستگاه‌های عمومی و دولتی و دولتی نیاز اساسی برجسته بوده و نقطه تلاقی مدیریت دانش و مدیریت در بخش عمومی و دولتی محسوب می‌شود.

علیدادی (1389) در مقاله‌ای در مجله پژوهش‌های مدیریت منابع انسانی دانشگاه امام حسین (ع)، ضمن بررسی مؤلفه‌های تأثیرگذار در موفقیت برنامه‌ریزی مدیریت دانش، برای هر مؤلفه مانند مؤلفه‌های فرهنگ، ساختار، رهبری، جوامع عمل، پاداش و ... سه سطح طفولیت، رشد و بلوغ را ترسیم می‌نماید که می‌تواند مقیاس مناسبی برای تحلیل در سازمان‌های دولتی فراهم آورد. (علیدادی، 1389)

 

3-2- تحقیقات خارجی

در غرب نگاه به مدیریت دانش از حدود دهه 1990 آغاز شد. یکی از اولین تحقیقاتی که در این زمینه توسط موسسه فرانفر استاگرت و به وسیله بالینگر و همکاران (1997) صورت گرفته است؛ کمبود زمان و عدم آگاهی درباره مدیریت دانش را به عنوان مهمترین موانع پیاده‌سازی مدیریت دانش معرفی نموده است.

جوشی و همکاران (2019) مقاله‌ای با عنوان "کاربست مدیریت دانش در سازمان‌های هندوستان: مقایسه‌ای بین بخشی" به عرصه نگارش درآورده‌اند. محققان به این مسئله اشاره کرده‌اند که در هندوستان هم بخش خصوصی و هم بخش عمومی از مدیریت دانش بهره می‌برند تا موفقیت‌های سازمانی بیشتری را نصیب خود نمایند. به علاوه محققان، ضمن بیان اینکه عموم تحقیقات انجام شده در حوزه مدیریت دانش در هندوستان کمی می‌باشند، هم از روش کمی و هم از روش کیفی برای پیشبرد تحقیق خود بهره گرفته‌اند. بهره‌گیری از مصاحبه‌های عمیق، همراه با مرور ادبیات نظری و فوکوس گروپ‌ها برای رسیدن به مدل مورد نظر و پیمایش آن مجموعه تکنیک‌هایی بوده است که محققان در این تحقیق از آن‌ها استفاده کرده‌اند. نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که در حوزه زیرساخت‌های مدیریت دانش، بخش خصوصی نسبت به بخش عمومی وضعیت بهتری دارا می‌باشد. علاوه بر این، در تمامی شاخص‌ها به غیر از رهبری، این سازمان‌های خصوصی هستند که از وضعیت مناسب‌تری برای اجرای مدیریت دانش برخوردار می‌باشند.

شنگ لی و یو ونگ (2018) در پژوهشی با عنوان "سنجش عملکرد مدیریت دانش در شرکت‌های بزرگ، کوچک و متوسط" کوشیده‌اند تا ابزاری برای سنجیدن میزان موفقیت مدیریت دانش در شرکت‌های گوناگون ارائه نمایند. به بیان دیگر، این محققان به دنبال ابزاری استاندارد بوده‌اند که به واسطه آن بتوان موفقیت مدیریت دانش را در تمامی سازمان‌های سطوح خرد، متوسط و کلان ارزیابی کرد. به بیان محققان این مهم از آنجا ناشی شده است که تحقیقات مختلف در مورد موفقیت مدیریت دانش به نتایج مختلف و گاه متضادی منجر شده است. از این حیث، این محققان با اجرای پیمایشی در بین 14 کمپانی در مالزی عوامل و فرآیندهای دخیل در ارزیابی مدیریت دانش را مورد بررسی قرار داده‌اند. نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد ابزار ارائه شده توسط این محققان توانایی سنجش میزان موفقیت مدیریت دانش را در کمپانی‌های کوچک داراست، اما در مورد سازمان‌ها و شرکت‌های بزرگ و متوسط نیاز است تا تغییراتی در ابزار ابداعی آنان به تناسب نوع و عملکرد کمپانی ایجاد شود.

چتی و همکاران (2017) در مقاله‌ای که در نشریه مدیریت اطلاعات آفریقای جنوبی به چاپ رسید مدلی را برای بلوغ مدیریت دانش پیشنهاد داده‌اند. در این ابتدا مدیریت استراتژیک دانش طی شش فاز اصلی تبیین شده است و سپس با کمک از مدیریت سرمایه فکری و چرخه مدیریت دانش مدل بلوغ مدیریت دانش استراتژیک تشریح و ارائه گردید.

 

3-3- جمع‌بندی مطالعات پیشین

گرچه هر یک از این محققان (در داخل یا خارج از کشور) با توجه به دیدگاه‌های نظری خود، بر جنبه‌های خاصی از عوامل مؤثر بر مدیریت دانش تأکید کردند و مسائل مختلفی را پیش کشیدند، اما در مجموع می‌توان مؤلفه‌هایی را از دل این تحقیقات استخراج کرد. برخی از این متغیرها در جدول 1 آورده شده‌اند:

جدول 1- عوامل مؤثر بر مدیریت دانش از نظر اندیشمندان این حوزه

ردیف

عوامل مؤثر

تحقیقات

1

تکنولوژی اطلاعات

King (1996), Davenport (1998), Skyrme & Amidon(2010),Soliman & Spooner(2010), Goh(2012), Ryan & Prybutok(2011),Paiva(2012) Alazmi& Zairi(2013)

2

اهداف و زبان مشترک

Chase (1997), KPMG (1998), Riege (2015)

3

فرهنگ سازمانی

Trussler(1998), Libowitz(1999),Probst et al, (2000),Gupta & Goindarajan (2000), Alavi & Tiwana(2002), Goh(2002), Mathi (2004), Suresh and Egbu (2004), Hunget al. (2016), Wong & Aspinwall (2015)

4

توانمندسازی کارکنان

Ryan & Prybutok(2011), Probst et al (2010), Moffett et al. (2013), Hung et al. (2015)

5

تیم‌سازی

Greengard (1998), Ryan & Prybutok(2001), Moffett et al. (2003)

6

یادگیری سازمانی

(Probst et al, 2000), (KPMG, 2018), (Bullinger et al.1997)

7

حمایت مدیریت عالی

Davenport and Prusak (1998), Brand (1998), Davenport et al. (1998), Libowitz (1999), Soliman & Spooner (2012), Armbrecht et al. (2011), Wong & Aspinwall (2015)

8

ارزیابی عملکرد

Greengard (1998), Trussler (1998), Cohen and Backer(1999), Moffett et al. (2003),Armbrecht et al. (2011), Hung et al. (2015), Wong & Aspinwall(2015),

9

زیرساخت‌های سازمان

Zack (1999), (probst et al, 2000), Skyrme and Amidon(2000), Soliman & Spooner (2017), (Mehta, 2018),

منبع: یافته‌های پژوهشگر

4- مبانی نظری

4-1- تعریف مدیریت دانش

در ارتباط با مدیریت دانش، تعاریف گسترده‌ای ارائه شده است به طوری که توافقی بر روی تعریف آن در میان صاحب‌نظران وجود ندارد. علیرغم این واقعیت، نمونه‌هایی از معروف‌ترین تعاریف مدیریت دانش در زیر ارائه می‌گردد که عبارتند از:

  • فرهنگ اصطلاحات مدیریت دانش (1998)، مدیریت دانش را فرایند سیستماتیک جستجو، انتخاب، سازماندهی، پالایش و نمایش اطلاعات تعریف کرده است. به طریقی که درک کارکنان در زمینه‌ای خاص بهبود و اصلاح شود و سازمان، بصیرت و درک بهتری از تجربیات خود کسب کند. فرایندهای مدیریت دانش در حل مسئله، یادگیری پویا، برنامه‌ریزی استراتژیکی، تصمیم‌گیری و محافظت دارایی هوش از فرسودگی و تباهی، به سازمان کمک می‌کند و منجر به انعطاف‌پذیری فزاینده و افزایش هوش سازمانی می‌شود.
  • به عقیده کانتر[i] (1999)، مدیریت دانش فرایند سیستماتیک و سازمانی برای کسب، سازماندهی و انتقال دانش صریح و تلویحی کارکنان است با این هدف که دیگران از دانش برای اثربخشی و بهره‌وری استفاده کنند.
  • داقفوس[ii] (2003)، مدیریت دانش را ترکیب فرایندهای اداره، کنترل، خلاقیت، کدگذاری، اشاعه و اعمال قدرت دانش در سازمان می‌داند که هدف اصلی آن اطمینان از این است که شخص نیازمند به دانش مورد نیاز خود در زمان مقتضی به آن دسترسی می‌یابد، به گونه‌ای که توانایی تصمیم‌گیری به موقع و درست برای او ممکن می‌شود.

1) استفاده مجدد دانش توسط دیگران برای نیازهای مشابه

2) حذف دانش به دلیل فقدان اعتبار

3) تغییر شکل دانش و خلق آن در شکل جدید.

  • به عقیده مالهوترا[iii] (2003)، مدیریت دانش انجام دادن کارهای درست به جای درست انجام دادن کارها است. تأکید روی اثربخشی[iv] است نه کارایی[v]، وجود کارایی بدون اثربخشی به شکست سازمان منتهی می‌شود و در بلندمدت سازمانی موفق است که کار درست بعدی را بفهمد و از قبل برای سوار شدن بر موج بعدی آماده باشد.
  • از نگاه جنکس و آلفمن (2007) مدیریت دانش عبارت است از بکارگیری گزینشی دانش حاصل از تجربیات تصمیم‌گیری‌های گذشته، برای تصمیم‌گیری‌های حال و آینده با هدف بهبود اثربخشی سازمان.

با توجه به تعاریف فوق، مدیریت دانش به عنوان یک ابزار مدیریتی، مسئول پیاده‌سازی و ارزیابی هدفمند داش است که در نهایت به توسعه سازمان با استفاده از دانش داخلی و خارجی برای افزایش کارایی لازم منجر می‌شود و جهت پیاده‌سازی استراتژی‌های دانشی، تمامی ظرفیت‌های انسانی، سازمانی و تکنولوژیکی مناسب برای بهینه نمودن رقابت و ارتقای استعداد جمعی در سطح سازمان را به کار می‌گیرد (اخوان و باقری، 1389).

 

4-2- مدیریت دانش و کاهش هزینه سازمان‌ها

در اقتصاد دانایی، ارزش شرکت‌ها، سازمان‌ها و اشخاص به‌طور مستقیم به دانش آن‌ها و سرمایه‌های معنوی مربوط است. این در حالی است که در شیوه حسابداری قدیم، اندازه‌گیری و مدیریت سرمایه‌های مالی اعم از ماشین‌آلات، تجهیزات و نقدینگی در اختیار سازمان در دستور کار قرار می‌گرفت. اساساً هر تجارتی به شکل یا شکل‌های خاصی تولید ارزش می‌کند که در غیر اینصورت نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. مقوله مهم در اینجا، تعریف ارزش و شاخص‌های آن است. در حسابداری سنتی و در جامعه صنعتی که تولید انبوه شاخص اثربخشی و بقای سازمان‌ها محسوب می‌شود، شاخص‌های مهم ارزش زایی را نقدینگی، ماشین‌آلات و تجهیزات و به عبارت دیگر سرمایه‌های فیزیکی و ملموس تشکیل می‌دهند؛ اما سازمان‌های معاصر ناگزیر باید به شاخص‌های جدیدتری مانند زمان، هوش، روابط، دستورالعمل‌های دانایی، نوآوری‌ها روی بیاورند. در این شرایط ارزش، از تعامل بین افراد به‌عنوان سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری سازمانی مثل فرایندهای تحقیق و توسعه ایجاد می‌شود. از این رو، سرمایه‌های معنوی در مقایسه با سرمایه‌های فیزیکی ارزش بیشتری پیدا می‌کنند؛ و افرادی که در سازمان مشغول به کار هستند به عنوان سرمایه‌هایی که با تولید محصولات و ارائه خدمات خلاقانه و نوآورانه سازمان را در دستیابی به برتری رقابتی کمک کنند، اهمیت فوق‌العاده می‌یابند.

با سیری در تاریخ نظریه‌های سازمان می‌بینیم که نیروی کار قرن 21 با نیروی کار یک دهه پیش از آن تفاوت زیادی دارد. در مصوبه‌ای که در سال 1944 در بریتانیا به تصویب رسید، تنها شمار کمی از مشاغل به‌عنوان کارهای دانشی توصیف شدند. حدود 20 درصد از این شاغلان، حرفه‌ای و اداری بودند و مابقی نیروی کار در مشاغل یدی از قبیل: معدنچی، کارگر فولادسازی، کشتی‌سازی و… استخدام می‌شدند. حال آنکه، وضعیت کنونی، عکس این را نشان می‌دهد، به طوری که نیاز کمتری به نیروی کار غیرماهر و نیمه‌ماهر احساس می‌شود و نظام اقتصادی عمدتاً در طلب افرادی با توان عالی مدیریتی، فنی و مهارت‌های مبتنی بر دانش و دانش‌آموخته تحصیلات تکمیلی می‌باشد. امروزه دیگر کارکنان آدمک‌های ماشینی تیلوریستی تحت فشار و کنترل قرار نمی‌گیرند و اغلب آن‌ها انسان‌هایی خودفرمان و دانشکارانی خلاق می‌باشند. از سوی دیگر، کارفرمایان از نیروی کار خود کاملاً انتظار دارند که آموزش‌دیده خلاق کارآفرین باشند و طیف گسترده‌ای از مهارت‌های اساسی را دارا باشند؛ به عبارت دیگر، کارکنانی که سازمان را در دستیابی به برتری رقابت و ارزش‌زایی یک قدم جلوتر ببرد. در سازمان‌های رسانه‌ای که تغییرات فناوری را بیشتر از سایر حوزه‌ها لمس می‌کنند نیز این موضوع از اهمیت بالاتری برخوردار است.

  

5- سؤالات تحقیق

  • مهم‌ترین متغیرهای مدیریت دانش که بر کاهش هزینه در سازمان صدا و سیما تأثیر دارند، کدام هستند؟
  • هر یک از متغیرهای مذکور از چه اولویتی برخوردار می‌باشد؟

 

6- روش و داده‌ها

تحقیق حاضر در سه گام انجام شده است. در گام اول، ادبیات تجربی و نظری موجود بررسی شده است. در این گام کوشش شد تا کلیه تحقیقات و پژوهش‌های منتشر شده در حوزه تأثیر مدیریت دانش بر کاهش هزینه‌ها در سازمان مورد بررسی قرار بگیرند.

در گام دوم، پس از مطالعه ادبیات تجربی و نظری موجود، مصاحبه با نخبگان مدیریت دانش در دستور کار قرار گرفت و در نهایت، 9 عامل اصلی اثرگذار بلوغ مدیریت دانش بر کاهش هزینه در سازمان صدا و سیما استخراج شدند. جامعه آماری تحقیق در این مرحله متشکل از کلیه افرادی بوده که در حوزه مدیریت دانش و سازمان‌های رسانه‌ای صاحب‌نظر بوده‌اند؛ لذا با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند 30 مصاحبه با این خبرگان انجام شده است. انتخاب این افراد مبتنی بر احراز شایستگی‌هایی بوده است که خلاصه آن در جدول 2 آورده شده است:

 

جدول 2- ویژگی‌های مورد نظر برای انتخاب خبرگان در پژوهش

ویژگی

توضیحات

سوابق آموزشی

داشتن تحصیلات مرتبط با حوزه مدیریت با گرایش مدیریت مالی یا مدیریت دانش

سوابق اجرایی

داشتن سابقه کاری در زمینه مدیریت دانش و سابقه کاری در سازمان صدا و سیما

سوابق پژوهشی

سابقه پژوهشی در زمینه مدیریت دانش، مشاوره مدیریت دانش

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

نوع انتخاب خبرگان در پژوهش حاضر مبتنی بر هدف یا نظری بوده است؛ زیرا افرادی به عنوان مشارکت‌کننده انتخاب شده‌اند که پدیده مورد نظر را مطالعه کرده‌اند یا دیدگاه‌های خاصی درباره آن دارند؛ یعنی مطلعین اصل در این زمینه به شمار می‌روند. پس از تحلیل هر مصاحبه با مشخص شدن نقاط مبهم یا ضعف الگو و مقوله‌ها، نفر بعدی با توجه به تخصص مورد نیاز برای رفع و اصلاح نقاط ابهام یا ضعف انتخاب شد. مصاحبه‌ها به شیوه نیمه ساختاریافته بوده و تحلیل مصاحبه‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA انجام شده است.

در گام سوم، مرحله دوم و برای دستیابی به اولویت تأثیرگذاری هر یک از