تأثیر تفکیک اقلام تعهدی در قدرت پیش‌بینی آن‌ها درباره جریانات نقد آتی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ، گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه حسابداری، دانشکده اقتصاد و حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

با توجه به نقش حیاتی جریانات نقدی آتی در مدل‌های ارزشیابی سهام، توان پرداخت بدهی و .... پیش‌بینی جریان‌های نقدی و تغییرات آن به عنوان یک رویداد اقتصادی، از دیرباز مورد توجه پژوهشـگران، سرمایه‌گذاران، مــدیران، تحلیلگــران مــالی و اعتباردهندگان بوده است. امروزه روشن است که سرمایه‌گذاران احتمالی می‌توانند اطلاعاتی در خصوص عامل اقتصادی دوره آتی و بخش ناپایدار (موقتی) از اجزاء جریانات نقدی آتی را از اقلام تعهدی استخراج نمایند. تعیین اینکه کدام‌یک از اقلام تعهدی این اطلاعات را ارائه می‌دهد بستگی به این دارد که آن قلم تعهدی جریانات نقدی آتی و یا گذشته را با عامل اقتصادی دوره جاری همتراز نموده و یا اینکه با دوره جاری و یا گذشته ارتباط دارد؛ بنابراین هریک از انواع اقلام تعهدی دارای یک ضریب متفاوت در پیش‌بینی جریانات نقدی آتی می‌باشد. هدف مقاله حاضر این است که با استفاده از مدل بارث و همکاران (2016) و گردآوری شواهد تجربی مشخص گردد که آیا تفکیک اقلام تعهدی بر اساس نقش آن‌ها در همترازی وجه نقد باعث افزایش توانایی آن‌ها در پیش‌بینی جریانات نقد آتی خواهد شد یا خیر؟ شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس به عنوان جامعه آماری تحقیق منظور شدند و با توجه به شرایط در نظر گرفته شده، تعداد 184 شرکت در دوره زمانی 10 ساله بررسی شدند. برای آزمون فرضیه تحقیق از مدل‌های رگرسیونی ترکیبی چند متغیره با استفاده از نرم‌افزار ایویوز استفاده شد. مدارک تجربی ایده اصلی مقاله را بر این مضمون که تقسیم‌بندی اقلام تعهدی بر اساس نقش آن‌ها در همترازی وجه نقد توانایی آن‌ها را در پیش‌بینی وجه نقد را افزایش می‌دهد، در تعداد معدودی از صنایع تأیید می‌کنند.
 

کلیدواژه‌ها


 

تأثیر تفکیک اقلام تعهدی در قدرت پیش‌بینی آن‌ها درباره جریانات نقد آتی

 

 

مرتضی خیری

تاریخ دریافت: 16/10/1398   تاریخ پذیرش: 21/12/1398

[1]

فرزانه حیدرپور[2]

 

 

چکیده

با توجه به نقش حیاتی جریانات نقدی آتی در مدل‌های ارزشیابی سهام، توان پرداخت بدهی و .... پیش‌بینی جریان‌های نقدی و تغییرات آن به عنوان یک رویداد اقتصادی، از دیرباز مورد توجه پژوهشـگران، سرمایه‌گذاران، مــدیران، تحلیلگــران مــالی و اعتباردهندگان بوده است. امروزه روشن است که سرمایه‌گذاران احتمالی می‌توانند اطلاعاتی در خصوص عامل اقتصادی دوره آتی و بخش ناپایدار (موقتی) از اجزاء جریانات نقدی آتی را از اقلام تعهدی استخراج نمایند. تعیین اینکه کدام‌یک از اقلام تعهدی این اطلاعات را ارائه می‌دهد بستگی به این دارد که آن قلم تعهدی جریانات نقدی آتی و یا گذشته را با عامل اقتصادی دوره جاری همتراز نموده و یا اینکه با دوره جاری و یا گذشته ارتباط دارد؛ بنابراین هریک از انواع اقلام تعهدی دارای یک ضریب متفاوت در پیش‌بینی جریانات نقدی آتی می‌باشد. هدف مقاله حاضر این است که با استفاده از مدل بارث و همکاران (2016) و گردآوری شواهد تجربی مشخص گردد که آیا تفکیک اقلام تعهدی بر اساس نقش آن‌ها در همترازی وجه نقد باعث افزایش توانایی آن‌ها در پیش‌بینی جریانات نقد آتی خواهد شد یا خیر؟ شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس به عنوان جامعه آماری تحقیق منظور شدند و با توجه به شرایط در نظر گرفته شده، تعداد 184 شرکت در دوره زمانی 10 ساله بررسی شدند. برای آزمون فرضیه تحقیق از مدل‌های رگرسیونی ترکیبی چند متغیره با استفاده از نرم‌افزار ایویوز استفاده شد. مدارک تجربی ایده اصلی مقاله را بر این مضمون که تقسیم‌بندی اقلام تعهدی بر اساس نقش آن‌ها در همترازی وجه نقد توانایی آن‌ها را در پیش‌بینی وجه نقد را افزایش می‌دهد، در تعداد معدودی از صنایع تأیید می‌کنند.

 

واژه‌های کلیدی: اقلام تعهدی، جریانات نقد، پیش‌بینی جریان نقدی، عامل اقتصادی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

جریان‌های نقدی برای رشد و پایداری یک موسسه تجاری دارای اهمیت است. اگرچه درآمدهای چشمگیر سلامت مالی واحد تجاری را نشان می‌دهد، اما می‌تواند گمراه‌کننده باشد. ممکن است یک شرکت با وجود گزارش درآمدهای مثبت از بازار (چرخه رقابت) خارج شود، زیرا معمولاً نقدینگی برای خرید مواد یا پرداخت هزینه‌های عملیاتی مانند اجاره و یا دستمزد نیروی کار مورد نیاز است. حتی اگر یک کسب‌وکار (واحد تجاری) سود کسب کند، بدون نقدینگی ممکن نیست رشد کند. اگر یک شرکت نتواند موجودی خود را دوباره پر (جایگزین) کند، قادر به فروش جدید نخواهد بود. این موضوع بعلاوه عدم توانایی در پرداخت هزینه‌های عملیاتی، احتمالاً سرمایه‌گذاران بالقوه را دور کرده و محدودیت مالی را به دنبال خواهد داشت. بدون نقدینگی، یک تجارت نمی‌تواند زنده بماند (لی و کیم[i]، 2019).

بازده سهام، اندازه شرکت و نوسانات سود و جریان‌های نقدی از متغیرهای با اهمیت در مباحث مالی و حسابداری است که توجه به آن‌ها کیفیت تصمیم را ارتقا می‌بخشد. سود و جریانات نقدی دو دسته از اطلاعاتی هستند که همواره مورد توجه سرمایه‌گذاران بوده است (رهنمای رودپشتی و ولی پور،1392).

گروه گسترده‌ای از استفاده‌کنندگان جهت تصمیم‌گیری‌های سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، مدیریتی و... نیازمند پیش‌بینی وجوه نقد موسسه می‌باشند. عده‌ای که خواستار رابطه کوتاه‌مدت با موسسه می‌باشند، کلیت ایجاد وجوه نقد را مدنظر قرار می‌دهند و کسانی که به رابطه بلندمدت با موسسه فکر می‌کنند، نشانه‌های مثبت مانند وجوه نقد مصرفی در فعالیت‌های سرمایه‌گذاری و ایجاد وجوه نقد در روال عادی موسسه بر تصمیماتشان تأثیرگذار خواهد بود (طالب نیا، دسینه، 1394). مدیریت سود در صورتی که هدف از آن دست‌کاری فرصت‌طلبانه باشد باعث کاهش دقت پیش‌بینی جریان‌های نقدی عملیاتی آتی می‌گردد. همچنین مدیریت سود در صورتی که هدف از آن انتقال اطلاعات محرمانه به استفاده‌کنندگان گزارش‌های مالی باشد باعث افزایش دقت پیش‌بینی جریان‌های نقدی عملیاتی آتی می‌گردد (تاری وردی و سایرین، 1393).

اقلام تعهدی حسابداری را می‌توان مشتمل بر سه جزء دانست. اولین مورد شامل تعدیلات مبتنی بر اطلاعات در دسترس عموم است. دوم شامل تعدیلات مبتنی بر اطلاعات محرمانه (شخصی) مدیریت است. سومین جزء نتیجه تعدیلاتی که به دلیل انگیزه‌های شخصی یک مدیر صورت پذیرفته است و مربوط به اطلاعات محرمانه (خصوصی) وی نیست (فلتهام و پا[ii]، 2000).

نقش سودمند اقلام تعهدی، با گذر زمان و افزایش محدودیت‌های مختلف از جمله خطاهای برآورد، کاهش یافته است. برای نمونه پالپو[iii] (2000) خطاهای برآورد را به عنوان یکی از عوامل کاهش کیفیت حسابداری مورد بحث و بررسی قرارداده است و به این نتیجه رسیده است که کیفیت برآوردها به ویژگی‌های شرکت از جمله، پیچیدگی معاملات و پیش‌بینی پذیری (ثبات) محیط شرکت بستگی دارد (دیچف و دیچو[iv]، 2002).

پیش‌بینی به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا فرایند تصمیم‌گیری خود را بهبود بخشند و خطر تصمیم‌های خود را کاهش دهند. آن‌ها علاقه دارند منافع آینده سرمایه‌گذاری خود را برآورد نمایند تا بتوانند درباره دریافت سود نقدی آینده و نیز ارزش سهام خود داوری کنند. بیور می‌گوید: "پیش‌بینی‌ها را می‌توان بدون اخذ تـصمیم انجـام داد ولـی کـوچکترین تصمیم‌گیری را نمی‌توان بدون پیش‌بینی انجام داد" (مشایخ و شاهرخی، 1386).

هر گونه اطلاعاتی که سود در مورد فعالیت‌های عملیاتی ارائه می‌دهد که افزون بر اطلاعات ارائه شده توسط جریان‌های نقدی باشد، تابعی از فرآیند تعدیلات تعهدی است که جریان نقدی را به سود تبدیل می‌کند. سودمندی و قابلیت اتکا اقلام تعهدی در یک زمینه ارزیابی توسط اعضای جامعه مالی به چالش کشیده شده است. فرآیند تعهدی مورد انتقاد قرار می‌گیرد زیرا بر اساس بهای تمام شده تاریخی بوده و به دلیل اینکه سود گزارش شده را می‌توان از طریق انتخاب روش‌های پذیرفته شده حسابداری مختلف که توسط مدیران برای گزارشگری انتخاب می‌شوند، دست‌کاری نمود (ریبورن[v]، 1986).

سود طراحی شده است تا اقتصاد (وضعیت اقتصادی) دوره جاری را بازتاب دهد، نه جریان نقدی دوره جاری را، بنابراین یک نقش کلیدی حسابداری تعهدی این است که جریان نقد و عوامل اقتصادی ایجاد کننده آن جریان نقدینگی را که می‌توانند در دوره‌های قبل یا بعد از دوره‌ای که جریان نقد رخ داده است، باشند همتراز نماید. اقلام تعهدی که در صورت وضعیت مالی شناسایی می‌شوند، این همبستگی (همترازی) را بازتاب می‌دهند و در نتیجه اطلاعاتی در ارتباط با جریان‌های نقدی آتی شرکت را نیز انعکاس می‌دهند. در این مقاله اطلاعات مربوط به جریان‌های نقدی آینده که در اقلام تعهدی منعکس شده است مشخص شده و نشان داده شد که این بستگی به نقش قلم تعهدی در شکل‌گیری نقدینگی دارد یعنی این که آیا (اقلام تعهدی) جریانات نقدی آتی و یا گذشته و عامل اقتصادی دورهٔ فعلی را همتراز می‌نماید و اینکه آیا این اقلام تعهدی مربوط به دوره جاری است و یا دوره قبلی (بارث و همکاران، 2016).

در این مقاله با استفاده از مدل طراحی شده بارث و همکاران[vi] (2016) که بر مبنای مدل‌های فله‌ام و اولسون[vii] (1995)، فله‌ام (1995) و دیچو و دیچف (2002) می‌باشد به بررسی افزایش توانایی پیش‌بینی اقلام تعهدی تفکیک شده در مورد جریانات نقدی آتی پرداخته شده است.

 

2-              مبانی نظری پژوهش

سود به عنوان عاملی عینی در شرایط متفاوت تحت تأثیر تخصیص‌های انجام شده توسط مدیران شرکت تغییر می‌کند، از این رو نمی‌توان به عنوان یک معیار کامل برای پیش‌بینی بحران مالی تلقی شود. یکی از معیارهای عینی که می‌توان آن را به عنوان نتیجه نهایی عملیات شرکت تلقی کرد جریان وجه نقد می‌باشد که می‌تواند جایگزین مناسبی برای نسبت‌های مالی دیگر باشد. صورت جریان وجوه نقد به دلیل پرهیز از جهت‌گیری‌های ذاتی و عمومی موجود در اقلام ترازنامه و صورت سود و زیان که بر مبنای تعهدی اندازه‌گیری می‌شوند، نسبت به سایر صورت‌های مالی ارجحیت دارد. این اطلاعات اگر به درستی فراهم و پردازش نشود، اثرات منفی بر فرد تصمیم‌گیرنده در پی خواهد داشت (ناظمی و عبدلی، 1398). پیش‌بینی جریان‌های نقدی و تغییرات آن به عنوان یک رویداد اقتصادی، از دیرباز مورد توجه پژوهشـگران، سرمایه‌گذاران، مــدیران، تحلیلگــران مــالی و اعتباردهندگان بوده است. این توجه ناشی از استفاده از جریان‌های نقد در مدل‌های ارزشیابی سـهام، ارزیـابی توان پرداخت (سود سـهام، بهـره و سـایر تعهـدات)، ارزیابی ریسک، ارزیابی عملکرد واحـد اقتصـادی و مباشرت مدیریت، ارزیابی نحـوه انتخـاب روش‌های حسابداری توسط مدیریت و استفاده از جریان‌های نقدی جهت اتخـاذ تصـمیمات سـودمند و مـرتبط بـا مدل‌های تصمیم‌گیری اسـت. حـال اگـر بتـوان جریان‌های نقدی را به نحو مناسـبی پیش‌بینی کـرد، بخش درخور توجهی از نیازهای اطلاعاتی مـرتبط بـا جریان‌های نقدی تأمین خواهد شد (ایزدی نیا و سایرین، 1391).

 مدل‌های قبلی در بعضی موارد به مدل مدنظر این تحقیق شباهت دارند، اما در مواردی که به نتیجه‌گیری‌ها اهمیت می‌دهند، متفاوت هستند. با توجه به شباهت‌ها، مدل‌های پیشین فروش را عامل ایجاد کننده جریان‌های نقدی شرکت می‌دانند، این فرض شبیه به فرض مقاله حاضر است که جریان نقدینگی توسط عامل اقتصادی (سنجه عملکرد) ایجاد می‌شود که به عنوان  مشخص می‌شود. برای مدل‌سازی نحوه اثر فروش در جریان نقدینگی و سود و تأثیرگذاری فروش بر حساب‌های دریافتنی، موجودی کالا و حساب‌های پرداختنی، مدل‌های پیشین شامل اجزاء جریان نقدی جاری است که نگاشت می‌شود به فروش در دوره‌های جاری و گذشته، مدل حاضر هم حاوی این اجزاء است، با فرض اینکه همانند مدل‌های قبلی  در این مدل فروش است. مدل این مقاله در دو موضوع کلیدی از مدل‌های دیچو و همکاران (1998) و بارث و همکاران (2001) متفاوت است. نخست اینکه، مدل‌های آن‌ها حاوی جزء جریان نقدی که مربوط به فروش دوره بعدی باشد، نیست که این جزء یک عنصر کلیدی از مدل حاضر در این مقاله است. به عنوان مثال، مدل حاضر این واقعیت را شامل می‌شود که برخی از اقلام تعهدی، مانند موجودی کالا و درآمد انتقالی، ناشی از جریان نقدی در دوره جاری که مربوط به سنجه عملکرد دوره بعدی است، می‌باشند. مدل‌های آن‌ها شامل چنین اقلام تعهدی هستند، اما اقلام تعهدی مورد اشاره به عنوان مربوط به فروش دوره فعلی و نه مرتبط با فروش دوره بعدی مدل‌سازی شده‌اند.

این بدان معنی است که مدل‌های آن‌ها اجازه نمی‌دهد که اقلام تعهدی اطلاعات مربوط به فروش‌های آتی را ارائه دهند، در حالی که مدل مد نظر این مقاله نشان می‌دهد که چطور اقلام تعهدی این اطلاعات را فراهم می‌کنند، دوم اینکه، مدل‌های آن‌ها بر روی اقلام تعهدی سود تمرکز می‌کنند و از این رو امکان‌پذیر نیست که مانده‌های آغاز و پایان دوره اقلام تعهدی مرتبط با صورت وضعیت مالی شامل اطلاعات مختلف مربوط به پیش‌بینی جریان نقد باشد. برخی از مطالعات به عنوان مثال بال و براون[viii] (1968)، بیور و داک[ix] (1972)، دیچو (1994) دریافتند که سود کلی (تجمیعی) در مقایسه با جریان نقدی با بازده سهام بیشتر مرتبط است، در حالی که پنمن و یهودا[x] (2009)، دریافتند که سود رابطه مثبت با ارزش سرمایه دارد. سایر مطالعات به عنوان مثال، ریبورن (1986)، ویلسون[xi] (1986)، بوون و همکاران (1987)، علی[xii] (1994)، چنگ و همکاران[xiii] (1996)، پفیفر و همکاران[xiv] (1998) دریافتند که سود تجمیعی و جریان نقدی به طور فزاینده‌ای برای برآورد بازده دارای اطلاعات مفید هستند. لیپه[xv] (1986)، بارث و همکاران (1990)، (1992)، (2001) و (2005) دریافتند که جریان نقدینگی و اجزای اصلی اقلام تعهدی سود، احتمالاً ضرایب ارزیابی متفاوتی دارند (بارث و همکاران، 2016).

 

3-               مرور پیشینه پژوهش

مطالعات متعدد با بررسی توانایی پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده توسط سود کل گذشته و جریان نقدی گذشته به این مسئله پرداخته‌اند که آیا اقلام تعهدی به پیش‌بینی جریان‌های نقدی کمک می‌کنند یا نه اما نتایج متفاوتی را گزارش داده‌اند.

 

3-1- پیشینه داخلی

پور فخریان و سایرین در سال 1397 در تحقیقی توانایی وجه نقد عملیاتی، سود خالص و اجزای سود برای پیش‌بینی وجه نقد آتی را ارزیابی کردند. نتایج نشان داد که قدرت توضیح دهندگی سود در پیش‌بینی وجه نقد آتی با تقسیم سود به اجزاء آن یعنی جزء نقدی و تعهدی افزایش می‌یابد، اما تقسیم اقلام تعهدی به اقلام تعهدی اختیاری و غیر اختیاری نمی‌تواند توضیح دهندگی سود را افزایش دهد (پور فخریان و سایرین، 1397). ثقفی و محمدی در تحقیقی تحت عنوان بررسی معیارهای حاصل از مدل‌های سنجش کیفیت اقلام تعهدی بیان داشتند، بررسی معیارهای حاصل از مدل‌های سنجش کیفیت اقلام تعهدی در سال‌های اخیر، نشان از وجود عواملی دارد که منجر به کاهش توان این مدل‌ها در تفکیک اقلام تعهدی عادی و غیرعادی و بروز خطای نوع اول و نوع دوم در مدل‌های مربوطه می‌گردد. این تحقیق با شناسایی این عوامل، بهبود توان مدل‌های سنجش کیفیت اقلام تعهدی با در نظر گرفتن اقلام تعهدی چسبنده، عملکرد شرکت، اقلام تعهدی بلندمدت، تفکیک جریان‌های نقدی و اقلام تعهدی غیرعادی را با استفاده از معیاری جدید برای 123 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1380 الی 1392، مورد سنجش قرار داد. نتایج حاصل از بررسی توان این معیار در مقایسه با معیار حاصل از مدل‌های دیگر، نشان‌دهنده بهبود توانایی تفکیک اقلام تعهدی عادی و غیرعادی بود. معیار جدید این تحقیق نشان از کاهش خطای نوع اول و نوع دوم در تعیین اقلام تعهدی غیرعادی دارد (ثقفی و محمدی، 1396). ارائه مدل برای پیش‌بینی جریان‌های نقدی عملیاتی عنوان تحقیقی بود که در سال 1383 توسط علی ثقفی و سید عباس هاشمی ارائه شد. هدف محققین در این پژوهش یافتن مدلی بود که بتوان به کمک آن جریان‌های نقدی عملیاتی بنگاه‌های اقتصادی را پیش‌بینی نمود. یافته‌های تحقیق نشان داد که بین جریان‌های نقدی عملیاتی و سود حسابداری و اجزای آن رابطه معنی‌داری وجود دارد. در مجموع یافته‌های این تحقیق با نظریه توانایی سود حسابداری و اجزای آن در پیش‌بینی جریان‌های نقدی عملیاتی و هم‌چنین نظریه برتری توانایی سود در پیش‌بینی جریان‌های نقدی نسبت به جریان‌های نقدی هماهنگی داشت (ثقفی و هاشمی، 1383). بررسی محتوای فزاینده اقلام تعهدی نسبت به اقلام نقدی در پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده عنوان پژوهشی بود که طی آن ودیعی و فخریان در سال 1389 به بررسی توانمندی اقلام تعهدی در مقایسه با اقلام نقدی در پیش‌بینی جریان نقدی آینده پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد: 1) اقلام تعهدی در پیش‌بینی جریان نقدی آینده نسبت به اقلام نقدی محتوای فزاینده‌ای دارند. 2) توانمندی اقلام تعهدی در پیش‌بینی جریان نقدی آینده با نوسان موجودی کالای پایان دوره کاهش می‌یابد. 3) توانمندی اقلام تعهدی در پیش‌بینی جریان نقدی آینده با نوسان فروش آینده شرکت افزایش می‌یابد. 4) توانمندی اقلام تعهدی برای پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده با تغییرات اندازه شرکت افزایش می‌یابد (ودیعی و فخریان، 1389).

 

3-2- پیشینه خارجی

لولن و رسوتک[xvi] در پژوهشی تحت عنوان چرا اقلام تعهدی جریانات نقدی را پیش‌بینی می‌کنند؟ در سال 2019 دریافتند که اقلام تعهدی بالاتر با سودهای متعاقب پایینتر همراه هستند. از نظر تجربی، اقلام تعهدی بالا رشد بالا در فروش‌های بعدی و افت طولانی‌مدت در سود و قابلیت سودآوری را پیش‌بینی می‌کنند. اقلام تعهدی همچنین افزایش رقابت در آینده را پیش‌بینی می‌کنند، اقلام تعهدی با سودهایی که به‌طور غیرطبیعی زیاد، غیر نقدی و موقت هستند و باعث جذب تازه‌واردها به صنعت می‌شوند، ارتباط دارند. به طور کلی، قدرت پیش‌بینی اقلام تعهدی با استفاده از آثار بازار محصول بهتر از اثر خطای اندازه‌گیری در اقلام تعهدی و یا کاهش بازده سرمایه‌گذاری توضیح داده می‌شود (لولن و رسوتک، 2019). آرندو و لیزاراگا[xvii] (2012) جریان نقدی آینده را با استفاده از مدل مبتنی بر جریان وجوه نقد و مدل مبتنی بر اقلام تعهدی پیش‌بینی کردند و نتایج تحقیق نشان داد که اقلام تعهدی در پیش‌بینی جریان نقدی آتی بهتر از سایر متغیرها (جریان وجوه نقد) عمل می‌کنند و از طرفی دست‌کاری‌های انجام شده در فرایند حسابداری تعهدی باعث کاهش توان پیش‌بینی کنندگی اقلام تعهدی می‌گردد (آرندو و لیزاراگا، 2011). جما و همکاران[xviii] (2015) جریان‌های نقدی آتی شرکت‌های حاضر در بورس تونس را پیش‌بینی کرده و دریافتند که تقسیم سود به دو مؤلفه (جریان نقدی ناشی از عملیات و اقلام تعهدی کل) و تفکیک اقلام تعهدی کل به اجزاء اصلی آن (تغییر در حساب‌های دریافتنی، تغییر در موجودی‌ها، تغییر در حساب‌های پرداختنی، استهلاک و سایر اقلام تعهدی) به میزان قابل توجهی توانایی سود را در پیش‌بینی جریان‌های نقدی آینده تقویت می‌کند (جما و همکاران، 2015). لی و سایرین[xix] (2015) جریان نقدی آینده شرکت‌های آفریقای جنوبی را پیش‌بینی کردند و دریافتند که اقلام تعهدی (استهلاک و تغییرات موجودی‌ها) برای پیش‌بینی جریان نقدی چندان کمکی نمی‌کنند (لی و همکاران، 2015). گرینبرگ و همکاران[xx] (1986)، برگ استالر و همکاران[xxi] (1998) و بارث و همکاران (2001) دریافتند که در مقایسه با توانایی پیش‌بینی جریانات نقدی گذشته، سود کلی (تجمیعی) سالانه توانایی پیش‌بینی بیشتری برای جریان نقدی آتی دارد. لورک و ویلینگر[xxii] (1996) نتایج مشابهی را با استفاده از تغییرات سه ماهه (فصلی) در اقلام تعهدی پیدا کرده‌اند اما بوون و همکاران[xxiii] (1986) اینگونه نتیجه نگرفتند. فینگر[xxiv] (1994) دریافت که برای پیش‌بینی در مورد جریان نقدی آینده با افق کوتاه‌مدت، جریان نقدی نسبت به سود کل، دارای توانایی پیش‌بینی کنندگی نسبتاً بالاتری است، اما برای افق‌های طولانی‌مدت، سود و جریان نقدی دارای توانایی پیش‌بینی مشابه هستند. مطالعات دیگر بررسی می‌کنند که آیا تقسیم‌بندی (تجزیه) کل تغییرات در اقلام تعهدی، یعنی تفاوت سود و جریان نقدی، به اجزای آن، قابلیت پیش‌بینی اقلام تعهدی را برای جریان‌های نقدی آینده در مقایسه با جریان نقدی جاری افزایش می‌دهد یا خیر؟ دیچو و همکاران (1998) جریان نقدینگی و پروسه‌های تعهدی مربوط به تعهدات کوتاه‌مدت، حساب‌های دریافتنی، حساب‌های پرداختنی و موجودی کالا را مدل‌سازی کردند و بر اساس مدل، نتیجه گرفتند که سود جریان‌های نقدی آینده را بهتر پیش‌بینی می‌کند. مطابق با این پیش‌بینی، دیچو و همکاران (1998) گزارش می‌دهند که خطای پیش‌بینی بر اساس سود کل (تجمیعی)، به طور قابل توجهی پایین‌تر از خطای پیش‌بینی بر مبنای جریان نقدی بوده است و اینکه، در یک رگرسیون بر اساس جریان نقدی آتی روی سود دوره جاری و جریان نقدینگی دوره جاری، هر دوی آن‌ها دارای قدرت توضیح دهندگی افزایشی (بیشتری) هستند. بارث و همکاران (2001) مدل دیچو و همکاران (1998) را به منظور نشان دادن توانایی پیش‌بینی کنندگی بیشتر سود برای جریان‌های نقدی آینده با تقسیم سود به جریان نقدی و اجزاء تغییر در اقلام تعهدی گسترش دادند. آن‌ها دریافتند که سود تجزیه (تقسیم‌بندی) شده، توانایی پیش‌بینی بسیار قابل‌توجه‌تری نسبت به سود تجمیعی دارد و تغییرات در اقلام تعهدی بلندمدت، نه فقط اقلام تعهدی سرمایه در گردش، در پیش‌بینی جریانات نقدی کمک می‌نماید. آن‌ها همچنین دریافتند که جریان نقدینگی و اجزای اقلام تعهدی اصلی مرتبط با سود (مربوط به حساب‌های دریافتنی، موجودی‌ها، حساب‌های پرداختنی، استهلاک و سایر اقلام تعهدی) به‌طور پیش‌بینی شده‌ای (احتمالاً) دارای ضرایب مختلفی برای پیش‌بینی جریان نقدی هستند (بارث و همکاران، 2016).

 

4-              مدل تجربی پژوهش

به طور خاص، فرض شده است که جریان نقدینگی شرکت توسط 2 عامل ایجاد می‌گردد نخست، عامل اقتصادی (سنجه عملکرد) و دوم جریان‌های نقدی موقت (ناپایدار) غیر مرتبط با عامل اقتصادی.عامل اقتصادی، عامل تولید وجه نقد در واحد تجاری است که با ایجاد نوآوری توسط شرکت در طول زمان حفظ خواهد شد. عامل اقتصادی دوره جاری می‌تواند جریان‌های نقدی را در دوره فعلی و همچنین در دوره‌های قبل و بعد ایجاد نماید، عامل اقتصادی می‌تواند به عنوان فروش، تقاضا برای محصول و یا خدمت شرکت تعریف شود (بارث و همکاران، 2016).

فرض می‌شود که عامل اقتصادی (سنجه عملکرد) دارای فرایند اتورگرسیو مرتبه اول با پارامتر مشخص    ( ) به صورت مقابل است:

 

 

عامل  شوک اقتصادی در زمان tکه دارای توزیع نرمال با میانگین صفر و واریانس  است. به منظور مدل‌سازی اقلام تعهدی در این مدل، از فرض دیچو و دیچف (2002) که عنوان می‌کند جریان نقدی عملیاتی شرکت ( [xxv]) دوره فعلی شامل جریانات نقدی مربوط به عوامل اقتصادی دوره پیشین، فعلی و آتی می‌شود، استفاده می‌شود:

 

(2)

 

 

که در این معادله  جزئی از جریان نقدی عملیاتی شرکت و A، B و C اندیس‌های مربوط به دوره آینده، حال و گذشته هستند؛ به عبارت دیگر، ،  و  جریان‌های نقدی در دوره  مربوط به عوامل اقتصادی ،  و  هستند. فرض دیگر، مشخص نبودن اجزای جریانات نقدی عملیاتی شرکت است که همراستا با استانداردهای حسابداری و اجرا است. اجزاء جریان‌های نقدی عملیاتی شرکت به صورت زیر بیان می‌شوند:

(3)

 

(4)

 

(5)

 

 

در این معادلات ،  و  اجزای گذرا و موقت جریان نقدی هستند که فاقد همبستگی با عامل اقتصادی  بوده و دارای توزیع نرمال با میانگین صفر و واریانس  هستند. همچنین این سه جزء تصادفی دارای استقلال نسبت به یکدیگر و نسبت به خود در طول زمان هستند.

 

 

شکل 1- اجزاء تشکیل‌دهنده وجه نقد

منبع بارث و همکاران (2016)

با مدل‌سازی عامل اقتصادی دوره جاری ( ) که همراه با جریانات نقدی در سه دوره به جریان‌های نقدی در دوره جاری منتهی می‌شود، می‌توان به این نتیجه رسید که جریان‌های نقدی شرکت در دوره جاری به صورت عوامل اقتصادی در سه دوره گذشته، حال و آینده، البته با اجزای خطا موقتی است؛ به عبارت دیگر، جریان نقدی عملیاتی شرکت در دوره جاری به صورت زیر قابل بیان است:

(2)

 

(6)

 

 

بنابراین اینجا، قابلیت حسابداری تعهدی در تراز کردن جریان نقدی عملیاتی دوره جاری شرکت بر اساس عامل‌های اقتصادی قابل مشاهده است به گونه‌ای که تنها وجوه نقدی که مربوط به عامل اقتصادی دوره جاری است به عنوان درآمد شناسایی شده و وجوه مرتبط با سایر عامل‌های اقتصادی به عنوان اقلام تعهدی در صورت‌های مالی گزارش می‌شود. این قابلیت حسابداری تعهدی دو نوع از اقلام تعهدی را به وجود می‌آورد. نوع اول که با [xxvi] (اقلام تعهدی پس نقدی) نمایش داده می‌شود، اقلام تعهدی در صورت‌های مالی است که از جزء جریان نقدی  ناشی می‌شود. این اقلام تعهدی دارایی یا بدهی‌هایی را نشان می‌دهند که مربوط به جریان‌های نقدی پس از عامل اقتصادی مربوطه است. این اقلام شامل دریافتنی‌های تجاری و پرداختنی‌های تجاری از جمله خدمات پس از فروش (گارانتی) محصول، تعدیل ساختار یا مزایای پایان خدمت کارکنان می‌شود. نوع دوم اقلام تعهدی که با (اقلام تعهدی پیش نقدی) نشان داده می‌شود، اقلام تعهدی است که مربوط به جز جریان نقدی  می‌شود و جریان نقدی آن پیش از عامل اقتصادی مربوطه اتفاق می‌افتد. درآمد معوق، دارایی‌های عملیاتی به‌جز وجه نقد و دریافتنی‌های تجاری از جمله پیش‌پرداخت هزینه‌ها یا موجودی مواد و کالا و دارایی‌های ثابت مشهود از این نوع اقلام تعهدی هستند. اقلام تعهدی تعریف شده به صورت زیر نمایش داده می‌شود:

(7)

 

(8)

 

 

در این معادلات  و  اجزاء خطای تصادفی (جزء اخلال) دارای توزیع نرمال با میانگین صفر و واریانس  و مستقل از هم هستند.  دارای رابطه‌ای مثبت با  است زیرا این نوع اقلام تعهدی مربوط به جریان‌های نقدی دوره‌های آتی است. به طور مثال دریافتنی‌های تجاری، نوعی از این اقلام تعهدی در دوره  است که جریان نقدی مورد انتظار در دوره  مربوط به عامل اقتصادی در دوره  را باعث می‌شود.  دارای رابطه‌ای منفی با  است زیرا این نوع اقلام تعهدی مربوط به عامل اقتصادی در دوره  است که جریان نقدی در دوره  را به وجود می‌آورد.

به منظور دستیابی و برآورد انتظارات  و  اطلاعات موجود در زمان  در قالب متغیرهایی با اطلاعات مشابه شکل داده می‌شوند. متغیرهای موجود در معادلات 9، 10،11 و 12 متغیرهای بازتولید شده از اطلاعات حاضر از مقادیر حسابداری شرکت از جمله ، ،  و  هستند که به فهم عامل اقتصادی دوره فعلی ( ) کمک کرده و در پیش‌بینی عوامل  و  مفید هستند.

(9)

 

(10)

 

(11)

 

(12)

 

 

سه متغیر اول (z1 و z2 و z3) در برآورد و پیش‌بینی عامل اقتصادی دوره بعدی ( ) و متغیر چهارم (z4) در پیش‌بینی  مورد استفاده قرار خواهند گرفت. به طور مثال مطابق با تعریف ،  اطلاعات مفیدی در خصوص عامل اقتصادی دور بعدی ( ) ارائه می‌دهد، اما این اطلاعات مخدوش شده است، زیرا  علاوه بر اطلاعات مربوط به ، دارای اطلاعات غیر مرتبط با این عامل اقتصادی نیز هست (از جمله  و ). به طور مشابه،  اطلاعات ناقصی در خصوص عامل اقتصادی دوره بعدی ( ) ارائه می‌کند. اگرچه  اطلاعات مستقیمی در خصوص عامل اقتصادی دور بعدی ارائه نمی‌کند، اما اطلاعاتی در خصوص خطای  می‌دهد که در پیش‌بینی  مؤثر است. در مقابل،  اطلاعاتی را ارائه می‌کند که در پیش‌بینی جز موقت  یعنی  قابل استفاده است.

با در نظر گرفتن فرض نرمال بودن متغیرهای تصادفی، از معادلات زیر به منظور درک بهتر انتظارات به کمک متغیرهای بازتعریف شده استفاده می‌شود:

(13)

 

(14)

 

 

که در این معادلات، ها توابعی از  و واریانس جملات خطای مدل از جمله ، ، ، ،  و  هستند؛ بنابراین دارای مقادیری متفاوت نسبت به هم بوده و مقادیر ،  و  مثبت و مقدار  منفی خواهد بود. معادله 13 در کنار معادلات 9، 10،11 و 12 و سایر مفاهیم ارائه شده میزان اهمیت هر کدام از مقادیر حسابداری در ارزیابی‌ها را نشان می‌دهد. در هر مورد، میزان اهمیت برابر ضرب ضریب ارزش‌گذاری از معادله 6 و وزن اطلاعات هر مورد از معادلات 13 و 14 ارائه شده است. جدول 1 الف و ب، نتایج معادلات 13، 14 و ضرایب پیش‌بینی را به طور خلاصه نشان داده است.

الف- نقش در شکل‌دهی انتظارات از  و

 وزن اطلاعاتی اطلاعات درباره مقادیر حسابداری

 

 (  

 

(  )        

ب- ضرایب پیش‌بینی

 ضریب پیش‌بینی عامل پیش‌بینی مقادیر حسابداری

 

( -

 

1

جدول (1-الف و ب)- نقش مقادیر حسابداری،، و در ارزیابی و پیش‌بینی

منبع بارث و همکاران (2016)

کاربرد مهم معادلات 13 و 14 در متفاوت بودن ضرایب اطلاعات حسابداری است. این امر به دو