تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه با تأکید بر عدم تقارن اطلاعاتی

نوع مقاله: مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه حسابداری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران،

2 گروه حسابداری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

3 گروه حسابداری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.

چکیده

هدف مقاله حاضر بررسی تأثیر افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی می‌باشد. در این راستا تعداد 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونه‌گیری حذفی انتخاب گردید. برای اندازه‌گیری افشای سرمایه اجتماعی از سه شاخص سرمایه شناختی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای و برای سنجش عدم تقارن اطلاعاتی از شاخص هزینه تبلیغات استفاده شده است. از روش داده‌های ترکیبی برای آزمون فرضیه‌های پژوهش استفاده می‌شود. یافته‌ها نشان داد که افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه تأثیر منفی و معنی‌داری دارد. بدین معنا که تأکید بر ارزش‌های اجتماعی موجب کاهش هزینه سرمایه می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد که تأثیر منفی افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر است، در حالی که افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر ندارد. در حقیقت، سرمایه اجتماعی در محیط‌هایی که تضاد منافع زیاد است کارکرد بهتری دارد.
The purpose of this study was to investigate the effect of social capital on cost of capital in companies with emphasize on asymmetric information. In this regard, 110 listed companies were selected on Tehran Stock Exchange. In order to measure social capital, three capitalistic, structural capital and capital-related indexes have been used to and for measuring the information asymmetry of the advertising cost index. The panel data method is used to test of research hypotheses. The results showed that social capital had a negative and significant effect on capital expenditure. That is, the emphasis on social values reduces the cost of capital. The results also showed that the impact negative of social capital on costs of capital is higher in companies with high information asymmetries, while social capital does not affect the cost of capital in companies with low asymmetric information. In fact, social capital works better in environments where there is a conflict of interest.

کلیدواژه‌ها


تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه با تأکید بر عدم تقارن اطلاعاتی

 

 

حیدر محمدزاده سالطه

تاریخ دریافت: 26/01/1399            تاریخ پذیرش: 26/03/1399

[1]

عیسی ابیضی[2]

مهدی محبعلی‌پور[3]

 

چکیده

هدف مقاله حاضر بررسی تأثیر افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی می‌باشد. در این راستا تعداد 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونه‌گیری حذفی انتخاب گردید. برای اندازه‌گیری افشای سرمایه اجتماعی از سه شاخص سرمایه شناختی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای و برای سنجش عدم تقارن اطلاعاتی از شاخص هزینه تبلیغات استفاده شده است. از روش داده‌های ترکیبی برای آزمون فرضیه‌های پژوهش استفاده می‌شود. یافته‌ها نشان داد که افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه تأثیر منفی و معنی‌داری دارد. بدین معنا که تأکید بر ارزش‌های اجتماعی موجب کاهش هزینه سرمایه می‌باشد. همچنین نتایج نشان داد که تأثیر منفی افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر است، در حالی که افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر ندارد. در حقیقت، سرمایه اجتماعی در محیط‌هایی که تضاد منافع زیاد است کارکرد بهتری دارد.

 

واژه‌های کلیدی: افشای سرمایه اجتماعی، هزینه سرمایه، عدم تقارن اطلاعاتی.

 

1- مقدمه

بر اساس تئوری نمایندگی انتظار می‌رود مدیریت به دنبال حداکثرسازی منافع خود باشد و در این راستا روش‌های حسابداری را به نحوی انتخاب می‌کند که سود با ثبات‌تری را گزارش کند تا بدین صورت امنیت شغلی و پاداش خود را افزایش دهد (برادران حسن‌زاده و تقی‌زاده خانقاه، 1395). علاوه بر این مدیریت به واسطه این اعمال به دنبال کاهش ریسک و عدم اطمینان محیطی بر شرکت است، از آنجا که این مسئله جنبه رفتاری دارد، لذا نمی‌تواند متأثر از متغیرهای جامعه‌شناختی و فرهنگی و رفتاری و اخلاقی نباشد (گویسو و همکاران، 2004). اخلاق مدیریت در فرآیند گزارشگری مالی برای سرمایه‌گذاران و استفاده‌کنندگان از صورت‌های مالی اهمیت زیادی دارد؛ به عبارت دیگر، محیط اجتماعی که مدیریت با آن سروکار دارد، در انگیزه وی برای افزایش هزینه سرمایه‌گذاری مؤثر است. سـرمایه اجتمـاعی مجموعه ویژگی‌های محیطی و روابط اجتماعی است که می‌تواند با تسهیل همکـاری و همـاهنگی میـان افـراد، موجـب دستیابی به اهداف و منافع مشترک شود. بر اساس پژوهش‌های پیشین، سرمایه اجتماعی با ایجاد اعتماد و توسـعه روابـط اجتماعی میان افراد و سازمان‌ها، وضعیت اقتصادی در سطح خرد و کلان را بهبود می‌دهد (اونیکس و بولن، 2000؛ جها و چن، 2015).

کلمن (1990) باور دارد که در سرمایه اجتماعی، روابط اجتماعی، روابطی با ظرفیت قابل پیش‌بینی هستند و می‌توانند ارزشی را تولید کنند. برخلاف سرمایه انسانی و دارایی‌های سنتی سازمان، سرمایه اجتماعی منحصراً نتیجه روابط اجتماعی معنی‌داری است که افراد در طول زمان بر روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند (آکواه، 2007).

یکی از روش‌های حداکثر کردن ثروت سهامداران که با ارائه سود سهام و افزایش در قیمت بازار سهام آن‌ها صورت می‌گیرد، این است که هزینه کلیه داده‌ها، از جمله هزینه سرمایه حداقل شود. اگر بتوان یک رابطه معنادار بین ساختار سرمایه و هزینه سرمایه مشاهده کرد، آنگاه می‌توان ادعا کرد که اتخاذ شیوه مناسب تأمین مالی می‌تواند موجب کاهش هزینه سرمایه و افزایش ثروت سهامداران شود (بادآورنهندی و همکاران، 1397). از این جنبه هزینه سرمایه از دید شرکت‌ها با اهمیت تلقی می‌شود (فریس و همکاران، 2017). گوپتا و همکاران (2018) بیان می‌کند که ریسک نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی زمانی که سرمایه اجتماعی افزایش می‌یابد، پایین است؛ و دلالت بر این دارد که شرکت‌ها با سرمایه اجتماعی بالا مشکلات نمایندگی کمتری دارند بنابراین رفتارهای فرصت‌طلبانه مدیران محدود می‌شود. بر این اساس دو دیدگاه می‌تواند بیان شود. ابتدا، سرمایه اجتماعی با عدم تقارن اطلاعاتی پایین و ریسک نمایندگی پایین مرتبط است. دوم، ریسک اطلاعاتی و هزینه‌های نمایندگی پایین، می‌تواند هزینه سرمایه را کاهش دهد.

به عقیده چوئنگ (2016) هر چه بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران بیشتر باشد شرکت زیر بار هزینه سرمایه بیشتری است و برای افزایش ثروت سرمایه‌گذاران خود باید بیشتر تلاش کند. بدین ترتیب مدیران شرکت‌ها برای کاهش هزینه سرمایه خود و افزایش ثروت سهامداران سعی در کاهش ریسک سرمایه‌گذاری دارند. فریس و همکاران (2016) استدلال می‌کنند سرمایه اجتماعی می‌تواند هزینه سرمایه شرکت را از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و تضادهای نمایندگی کاهش دهد. پدیده عدم تقارن اطلاعاتی، پیامدهای نامطلوبی از قبیل افزایش هزینه معاملات، کاهش کارایی بازار، کاهش نقدینگی بازار و به‌طور کلی، کاهش سود حاصل از معاملات در بازار سرمایه به همراه دارد (خدارحمی و همکاران، 1395). در چنین محیط‌هایی تأثیر مطلوب سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه بیشتر است.

استدلال می‌شود که سرمایه اجتماعی نماینده چندین سازوکار حاکمیتی است که تضاد نمایندگی را کاهش می‌دهد. پژوهش‌های پیشین (اونیکس و بولن، 2000؛ قایسو و همکاران، 2004؛ پوزنر و همکاران، 2015) پیشنهاد می‌کنند که سرمایه اجتماعی نتیجه کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است که به معنی سطوح پایین انتخاب ناسازگار و خطر اخلاقی است. این توافقات اشاره می‌کند که سرمایه اجتماعی ابزاری برای کاهش ریسک نمایندگی در شرکت است. از این رو استدلال می‌شود که اگر سرمایه اجتماعی ابزار کاهش مشکلات نمایندگی است، پس باید بر هزینه سرمایه تأثیر داشته باشد. از سوی دیگر، لامبرت و همکاران (2007) معتقدند که افشای اطلاعات بر هزینه سرمایه در دو حالت تأثیر دارد. ابتدا از طریق بهبود ادراک شرکت‌ها و دوم از طریق تأثیر بر تصمیمات واقعی.

پژوهش حاضر به دو دلیل به گسترش ادبیات پژوهش کمک می‌کند. ابتدا تحقیقات قبلی تأثیر سرمایه اجتماعی و بر عملکرد و ارزش شرکت را مورد بررسی قرار داده‌اند (قایسو و همکاران، 2004؛ آدامز، 2012) و نقش سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه مشخص نیست. دوم، مطالعه حاضر از یک شاخص عدم تقارن اطلاعاتی به عنوان متغیر تعدیل‌گر استفاده می‌کند و به دنبال این است که نشان دهد آیا سرمایه اجتماعی بر هزینه حقوق صاحبان سهام در شرکت‌ها با هزینه تبلیغات بالا تأثیر دارد؟ و در صورت داشتن تأثیر، شدت آن چگونه است؟

 

2- مبانی نظری و پیشینه پژوهش

  • ·       سرمایه اجتماعی

در طول بیست و پنج سال گذشته واژه جدیدی تحت عنوان سرمایه اجتماعی رشد یافته است. امروزه در کنار سرمایه‌های انسانی، مالی و اقتصادی، سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی مورد بهره‌برداری قرار گرفته است. اصطلاح سرمایه اجتماعی برای اولین بار در سال 1916، از سوی هانی فان، از دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد. سپس جین جاکوب در اثر کلاسیک خود با عنوان مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی آن را به کار برده است (راپاسینگا و همکاران، 2006). در دهه 1970 گلن لوری اقتصاددان همچنین ایوان لایت جامعه‌شناس، اصطلاح سرمایه اجتماعی را به منظور راهکاری برای حل مشکل توسعه اقتصادی درون‌شهری به کار بردند. لوری از تئوری سرمایه اجتماعی به منظور انتقاد از نظریات نئوکلاسیک‌ها و ناعادلانه بودن توزیع درآمد استفاده کرد (پوزنر و همکاران، 2015). جیمز کلمن، نیز برای اولین بار این مفهوم را در آمریکای شمالی وارد عرصه سیاسی نمود و تلاش‌های وی در آن زمان در اروپا توسط پوتنام پیگیری شده است. نظریه سرمایه اجتماعی عملاً با نظریه‌های بوردیو، کلمن و پوتنام تکامل پیدا نموده است (حسن و همکاران، 2016). جین جاکوب سرمایه اجتماعی را در غالب شبکه‌های اجتماعی تعریف می‌کند که کارکردهایی در جامعه دارند و غیر قابل جایگزینی هستند. این کارکردها می‌تواند سبب توسعه اقتصادی در جوامع گردد.

در مجموع می‌توان گفت که سرمایه اجتماعی عبارت است از تأثیر اقتصادی حاصل از تسهیلاتی که شبکه‌های اعتماد و مؤلفه‌های فرهنگی در یک سیستم اجتماعی را به وجود می‌آورند. شبکه‌های اعتماد علاوه بر کاهش هزینه‌های مدیریتی، موجب می‌شوند که زمان و سرمایه بیشتری اختصاص به فعالیت‌های اصلی پیدا کند و علاوه بر آن موجب انتقال دانش اعضای گروه‌ها به یکدیگر می‌شود و جریان مناسبی را از یادگیری و دانش در بین آن‌ها فراهم می‌سازد و این امر نیز می‌تواند در کاهش هزینه‌های مدیریتی و توسعه اجتماعی و سازمانی بسیار مؤثر باشد (گایسو و همکاران، 2010).

تئوری سرمایه اجتماعی بر این منطق استوار است که افراد می‌تواننـد بـا اعتمـاد بـه یکـدیگر و شکل‌دهی همکاری‌ها و اقدامات جمعی سودمند، به هم‌افزایی و منافع جمعی دست یابند. این اعتمـاد و همکـاری‌هـای سـودمند در بستری از نقش‌ها، رویه‌ها و روابط یا تحت تأثیر مجموعه‌ای از هنجارها، ارزش‌هـا، فرهنـگ، تمایـل‌هـا و باورهـا شـکل می‌گیرد. بر این اساس، تئوری سرمایه اجتماعی را می‌توان به ترتیب بـه دو جریـان اصـلی سـرمایه اجتمـاعی شـناختی و سرمایه اجتماعی ساختاری دسته‌بندی کرد (داسگوپتا و سراگلدین، 1999). سرمایه اجتماعی شناختی به محرک‌های ذهنی سرمایه اجتماعی همچون فرهنگ، باورها، هنجارها، ارزش‌ها، تمایـل‌هـا و اعتقادهـایی توجـه دارد کـه بـه شـکل‌گیـری همکاری‌های سودمند و منافع جمعی می‌انجامند. از سوی دیگر، سرمایه اجتماعی ساختاری، گویـای گونـه‌هـای مختلـف سازمان اجتماعی مانند نقش‌ها، ضابطه‌ها، رابطه‌ها و رویه‌هاست که به همکاری‌هـای سـودمند و هـم افزایـی‌هـا و منـافع جمعی منتج می‌شوند (داسگوپتا و سراگلدین، 1999؛ اونیکس و بولن، 2000).

لونتیس و همکاران (2013) سرمایه اجتماعی را به سه بعد ساختاری، شناختی و ارتباطی تقسیم می‌کنند:

الف. سرمایهاجتماعیساختاری: سرمایه ساختاری شامل همه ذخایر غیر انسانی دانش در سازمان می‌شود که دربرگیرنده پایگاه‌های داده، نمودارهای سازمانی، دستورالعمل‌های اجرایی فرآیندها، استراتژی‌ها، برنامه‌های اجرایی و به طور کلی هر آنچه که ارزش آن برای سازمان بالاتر از ارزش مادی‌اش باشد، است. به عبارت روشن‌تر سرمایه ساختاری عبارت است از هر آنچه که در سازمان باقی می‌ماند پس از آنکه کارکنان به هنگام شب به خانه می‌روند. سرمایه اجتماعی ساختاری با توجه به اهداف استراتژیک و برنامه‌های اجرایی مدون می‌تواند موجب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و تضادهای نمایندگی شود و از طریق افزایش نرخ بازده سرمایه‌گذاری موجب کاهش هزینه سرمایه شود.

ب.سرمایهاجتماعیارتباطی: سرمایه اجتماعی ارتباطی توصیف‌کننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر به خاطر سابقه تعاملاتشان برقرار می‌کنند. به زعم آکوه (2007) این بعد با سطوح بالایی از اعتماد، هنجارهای مشترک، تکالیف و هویت متقابل مشخص می‌شود. در واقع سرمایه اجتماعی رابطه‌ای به ارتباط مؤثر بین همکارانی که یکدیگر را دوست دارند، به یکدیگر اعتماد دارند و با هم هویت می‌یابند، توجه دارد. سرمایه ارتباطی شامل دارایی‌های بازار، مانند وفاداری مشتری و مشتری مداری، رضایت مشتری و تکرار معامله تجاری است که در آن تعاملات با مشتری موجب ایجاد یک تصویر مطلوب از شرکت می‌شود و تمایل افراد جهت سرمایه‌گذاری را افزایش می‌دهد. همچنین به دلیل اعتماد عمومی، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یافته و موجب کاهش هزینه سرمایه می‌شود.

ج. سرمایهاجتماعیشناختی: بعد شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به مفاهیم و زبان مشترک در ساختار سازمان دارد. این بعد به عنوان یک مکانیزم اتصال‌دهنده، به افراد سازمان در ادغام و یکپارچه‌سازی منابع کمک می‌کند. در نتیجه باعث کاهش تضاد، تسهیل ارتباطات و ایجاد اهداف مشترک می‌شود. مهم‌ترین جنبه‌های این ابعاد عبارتند از زبان و کدهای مشترک و حکایات مشترک (حسن و همکاران، 2017). ایجاد فرهنگ مشترک بین افراد و کاهش تضادها و تسهیل ارتباطات موجب تمایل افراد برای سرمایه‌گذاری می‌شود. سرمایه اجتماعی شناختی بر پایه هنجارها و ارزش‌های مشترک در یک اجتماع و همچنین بر تمایل به جایگزینی منافع شخصی با منابع گسترده‌تر استوار است. ارزش مشترک به بازیگران اجازه می‌دهد تا به یکدیگر اعتماد کنند؛ بنابراین تسهیل ارتباطات عدم تقارن اطلاعاتی را بین مدیران و سهامداران کاهش داده و موجب کاهش هزینه سرمایه می‌شود.

 

  • ·       هزینه سرمایه

هزینه سرمایه حداقل نرخ بازدهی است که کسب آن برای حفظ ارزش بازار شرکت الزامی است. هزینه سرمایه به عنوان عامل اساسی در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با سرمایه‌گذاری بودجه‌بندی سرمایه‌ای مدیریت سرمایه در گردش، استقرار ساختار بهینه مالی کمک به اندازه‌گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت از طریق کمک به تنزیل جریان‌های نقدی مورد توجه قرار می‌گیرد (بیان و همکاران، 2008).

اعتباردهندگان به دنبال اصل و بهره وام‌های اعطایی خود و سرمایه‌گذاران به دنبال کسب بازده مورد انتظار از فعالیت‌های عملیاتی شرکت‌ها هستند. آن‌ها برای پرداخت منابع مالی مورد نیاز شرکت‌ها، به یکی از مهمترین اقلام مندرج در صورت‌های مالی شرکت‌ها، یعنی سود حسابداری، توجه می‌کنند. چنانچه سود حسابداری گزارش شده در صورت‌های مالی، کیفیت و شفافیت نداشته باشد، باعث عدم اطمینان اعتباردهندگان و سرمایه‌گذاران خواهد شد. این عدم اطمینان از یک سو و عدم تقارن اطلاعاتی از سوی دیگر، به ایجاد ریسک اطلاعاتی برای اعتباردهندگان و سرمایه‌گذاران منجر می‌شود. در نتیجه اعتباردهندگان، نرخ بهره بالاتر و سرمایه‌گذاران، نرخ بازده بالاتر را از مدیران شرکت‌ها طلب خواهند کرد.

با توجه به این‌که نرخ بهره اعتباردهندگان برای شرکت، نرخ هزینه تأمین مالی از محل بدهی‌ها و نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران برای شرکت، نرخ هزینه تأمین مالی از محل حقوق صاحبان سهام محسوب می‌شود، میانگین موزون این دو نرخ هزینه، میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت را تشکیل می‌دهد. در نهایت، افزایش ریسک اطلاعاتی، باعث افزایش میانگین موزون هزینه سرمایه خواهد شد. میانگین موزون هزینه سرمایه، حداقل نرخ بازدهی است که شرکت باید به دست آورد تا بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران و اعتباردهندگان را تأمین کند (نوروش و مجیدی، 1394).

مفهوم هزینه سرمایه هم مبتنی بر این فرض است که هدف شرکت، به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است. در نتیجه اگر شرکت، هزینه سرمایه و یا همان نرخ مورد انتظار سرمایه‌گذاران را برآورده نسازد، ارزش سهام شرکت کاهش خواهد یافت؛ بنابراین مدیریت در تلاش است تا بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران را حداقل به سطح هزینه سرمایه نزدیک کند تا از این طریق، ارزش واحد تجاری را محفوظ نگه دارد. مدیران شرکت‌ها، برای رسیدن به حداقل هزینه سرمایه و همچنین تحقق سودی ثابت که مورد پذیرش سهامداران باشد، کنترل میانگین موزون هزینه سرمایه را مد نظر قرار داده‌اند (احمدپور و همکاران، 1389).

 

  • ·       ارتباط سرمایه اجتماعی در محیط عدم تقارن اطلاعاتی

انتظار بر این است که افزایش نظارت و گسترش مجموعه‌ای از قراردادهای ضمنی تضادهای نمایندگی بین مدیران و سهامداران را کاهش دهد. با تعادل بین منافع و نیازهای ذی‌نفعان مختلف، اتخاذ تصمیم‌های مدیریت بهبود می‌یابد؛ به عبارت دیگر، با درک وابستگی‌های مشترک میان ذی‌نفعان مختلف، مدیرانی که به سطوح بالایی از سرمایه اجتماعی متعهد هستند، توانایی بیشتری برای ارزش‌آفرینی برای سهامداران از طریق تصمیم‌گیری کارآمد، فرصت‌های سرمایه‌گذاری و نوآوری خواهند داشت. مدیرانی که خود را متعهد به سازمان می‌دانند، تمایل بیشتری به افشای فعالیت‌های اجتماعی خود دارند؛ بنابراین، سرمایه اجتماعی موجب کاهش نامتقارنی اطلاعات بین شرکت و سرمایه‌گذاران و خلق ایده‌ها و عرضه محصول و خدمات جدید می‌شود؛ به عبارت دیگر، سرمایه اجتماعی، محیط اطلاعاتی و کیفیت اطلاعات حسابداری را بهبود می‌بخشد و در نتیجه نامتقارنی اطلاعات بین مدیران و سهامداران را کاهش می‌دهد. محیط اطلاعاتی مناسب و سطوح بالای نظارت بر اقدامات مدیریت منجر به بهبود و تسریع فرایند تصمیم‌گیری شده و ظرفیت بیشتری را برای نوآوری به ارمغان می‌آورد. در نتیجه، مدیران برای انجام سرمایه‌گذاری، طرح‌هایی را انتخاب می‌کنند که منافع تمام گروه‌های ذینفع را در برگیرد و از این طریق هزینه سرمایه کاهش می‌یابد (مارتینز کونسا و همکاران، 2017).

در شرایطی که هیچ‌گونه عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران وجود ندارد، مدیران انگیزه‌ای برای افشای نامتقارن اطلاعات ندارند؛ زیرا در چنین شرایطی هزینه‌های نگه‌داری و عدم افشای اخبار منفی بیش از منافع آن خواهد بود؛ اما در شرایطی که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران بالا است، هزینه‌های عدم افشای اخبار منفی و انباشت آن‌ها در داخل شرکت، کم‌تر از منافع آن خواهد بود و بنابراین مدیران انگیزه پیدا می‌کنند تا اخبار منفی را داخل شرکت انباشت کرده و آن‌ها را افشا نکنند (فروغی و همکاران، 1387). با توجه به این که عدم تقارن اطلاعاتی در شرایطی با نظارت کمتر، شدیدتر است، می‌توان بیان کرد که در محیطی با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر، سرمایه اجتماعی شرکت نقش مهم‌تری در تحریک انگیزه‌های مدیران برای کسب منافع شخصی ایفا می‌کند و از این رو، می‌توان انتظار داشت که در شرایط وجود عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران، تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه، شدیدتر است.

فریس و همکاران (2016) تأثیر سرمایه اجتماعی مدیریتی بر هزینه سرمایه را در 52 کشور مورد بررسی قرار دادند. نتایج آن‌ها نان داد که ارتباط روابط اجتماعی، عدم تقارن اطلاعاتی و مشکلات نمایندگی را کاهش می‌دهد و به نوبه خود هزینه سرمایه را کاهش می‌دهد. همچنین آن‌ها نشان می‌دهند که ارتباط سرمایه اجتماعی هزینه سرمایه در بازارهای مالی توسعه نیافته که از حمایت قانونی ضعیفی برخوردار هستند، قوی‌تر است. در نهایت تأثیر سرمایه اجتماعی برای شرکت‌هایی که با فرصت‌های سرمایه‌گذاری سودآوری مواجه هستند، قوی است.

حبیب و حسن (2017) تأثیر سرمایه اجتماعی بر سطح نگهداشت وجه نقد را بررسی کردند. نتایج نشان داد که شرکت‌ها در کشورهایی با سرمایه اجتماعی بالا، وجه نقد کمتری به نسبت کشورهایی با سرمایه اجتماعی پایین، نگهداری می‌کنند. همچنین نتایج تأیید می‌کند که سرمایه اجتماعی سطح نگهداشت وجه نقد را در شرکت‌هایی با محدودیت مالی بالا و سطح پایین کیفیت گزارشگری مالی، کاهش می‌دهد، در حالی که سرمایه اجتماعی سطح نگهداشت وجه نقد را در صورت وجود ریسک سیستماتیک و ریسک ویژه، افزایش می‌دهد. همچنین نتایج نشان می‌دهد که تأثیر سرمایه اجتماعی بر سطح نگهداشت وجه نقد برای شرکت‌هایی که پراکندگی جغرافیایی بیشتری دارند، بیشتر است.

جین و همکاران (2017) تأثیر سرمایه اجتماعی بر ثبات مالی بانک‌ها را بررسی کردند. سرمایه اجتماعی نشان‌دهنده هنجارهای رفتاری در جامعه است و رفتارهای فرصت‌طلبانه را کاهش می‌دهد و به عنوان یک مکانیزم نظارتی غیر رسمی عمل می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که بانک‌ها در مناطقی با سرمایه اجتماعی، کمبود نقدینگی و محدودیت مالی پایینی در طی بحران‌های مالی 2010-2007 داشتند. همچنین سرمایه اجتماعی با ریسک غیرنرمال رابطه معکوسی دارد و رابطه مثبتی با شفافیت حسابداری و محافظه حسابداری در دوره قبل بحران سال 2000 الی 2006 داشت.

 گوپتا و همکاران (2018) تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه را در ایالت کالیفرنیا مورد بررسی قرار دادند. یافته‌های آن‌ها نشان داد که هزینه سرمایه به طور معکوسی با سطوح سرمایه اجتماعی مرتبط است. علاوه بر این، هزینه سرمایه زمانی که شرکت‌ها از سرمایه اجتماعی پایین به سرمایه اجتماعی بالا حرکت می‌کنند، کاهش می‌یابد.‌ همچنین رابطه منفی برای شرکت‌هایی با سطوح رقابت بازار محصول پایینی روبه‌رو هستند، شدید است و برای شرکت‌هایی با رقابت بازار محصول بالا، معنی‌دار نیست. نتایج یافته‌های کلی نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی به عنوان یک مکانیزم نظارت بر اجتماعی عمل می‌کند و می‌تواند برای شرکت‌هایی که با هزینه نمایندگی بالا و نظارت بر بازار محصول پایین‌تری روبه‌رو هستند، باارزش باشد.

حاجی‌ها و سرفراز (1393) رابطه بین مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت‌ها و هزینه حقوق صاحبان سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دادند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مسئولیت‌پذیری اجتماعی رابطه معکوس و معناداری با هزینه حقوق صاحبان سهام دارد؛ بنابراین مدیران با افزایش افشاگری در زمینه عملکرد اجتماعی، باعث کاهش در نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران (هزینه حقوق صاحبان سهام) شده و هزینه‌های تأمین مالی کمتری برای شرکت به ارمغان می‌آورند؛ به عبارت دیگر اطلاعات مسئولیت‌پذیری شرکت برای سرمایه‌گذاران محتوای اطلاعاتی دارد.

رضایی و محمدپور (1396) به تبیین رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و هزینه سرمایه ضمنی آن‌ها پرداختند. هزینه سرمایه ضمنی مبتنی بر اطلاعات سود آتی در اندازه‌گیری بازده مورد انتظار سهامداران مورد استفاده قرار می‌گیرد. از طرفی مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها به معنای تعهد مدیران به کسب منافع اقتصادی برای سهامداران با حفظ منافع عمومی و رعایت ابعاد قانونی، اخلاقی و انسان دوستانه می‌باشد.‌ نتایج حاکی است رابطه منفی و معناداری بین مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و هزینه سرمایه ضمنی آن‌ها وجود دارد.

مهربانپور و همکارانش (1396) با مطالعه 86 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1388 تا 1395 و به کمک روش تحلیل رگرسیون، بـه ایـن نتیجـه دسـت یافتنـد کـه روابـط شرکت‌ها با دولت به‌طور معناداری معاملات غیرعادی با اشخاص وابسته را کاهش مـی‌دهـد. در ایـن رابطـه، بـر اسـاس ادبیات موجود، انتظار می‌رود که سرمایه اجتماعی ساختاری شرکت‌ها، به سبب تسـهیل دسترسـی و بـه اشـتراک‌گـذاری اطلاعات و منابع اقتصادی و همچنین به دلیل هنجارهای ضمنی ایجاد شده از روابط تجاری و اجتماعی، احتمال مبـادرت به سیاست‌های عملیاتی و گزارشگری فرصت‌طلبانه را در واحدهای اقتصادی کاهش دهد.

مهربانپور و همکاران (1397) تأثیر سرمایه اجتماعی بر حق‌الزحمه حسابرسی را بررسی کردند. نتایج پژوهش نشان داد که سرمایه اجتماعی نشئت گرفته از دینداری، جمع‌گرایی و رابطه با سایر شرکت‌ها، بر حق‌الزحمـه حسابرسی اثر منفی و معناداری می‌گذارد. با وجود این، برای سایر شاخص‌های سرمایه اجتماعی، یعنی ارزش‌های خانوادگی و رابطه بـا دولت، اثر معناداری مشاهده نشد. سرمایه اجتماعی با آفرینش اعتماد، گرایش به همکاری و شکل‌دهی اقدامات جمعی برای دستیابی به هم‌افزایی‌های اقتصادی و اجتماعی، موجب نیل به رفتارهای اقتصادی بـه سـوی اهـداف و منـافع جمعـی و اجتنـاب از رفتارهـای فرصـت‌طلبانـه در کسب‌وکار شده و این مسئله به‌طور معناداری به کاهش حق‌الزحمه حسابرسی می‌انجامد.

 

3- فرضیه‌های پژوهش

سرمایه اجتماعی حاصل مشارکت‌های جمعی و اعتماد متقابـل افـراد اسـت (اونـیکس و بولن، 2000‌). در محیط مبتنی بر ویژگی جمع‌گرایی، افراد برای اعتماد متقابـل و ایجـاد همکـاری‌هـای سـودمند تمایـل بیشتری دارند و در نتیجه سرمایه اجتماعی بیشتری در محیط تولید می‌شود. سرمایه اجتماعی شناختی، هم بر اعتماد متقابل، همکاری‌های سودمند، دستیابی به منافع و هم‌افزایی‌های جمعی و هم بر پرهیز از هر گونه خود منفعتی، هنجارشکنی و اقدامات فرصت‌طلبانه هویدا، تأکید می‌شود. بر این اساس، در حوزه گزارشگری مالی، چنانچه صاحبکار از سرمایه اجتماعی شناختی بیشـتری برخـوردار باشـد، انتظـار می‌رود که به اقدامات فرصت‌طلبانه کمتری مبادرت ورزد و از این هزینه سرمایه به دلیل همسویی منافع سهامداران و مدیران کاهش یابد. محققان بسیاری نشان داده‌اند زمانی که مدیران روابط خود را با سایر شرکت‌ها گسترش می‌دهند، به فرصت‌هایی برای تحصیل منابع، اطلاعات و دانش با ارزش دست می‌یابند که می‌توانند از آن‌ها در شرایط عدم اطمینـان بهـره بـرده و عملکرد سازمان خود را ارتقا دهند (آکواه، 2007). در ایـن رابطـه، بـر اسـاس ادبیات موجود، انتظار می‌رود که سرمایه اجتماعی ساختاری و رابطه‌ای شرکت‌ها، به سبب تسـهیل دسترسـی و بـه اشـتراک‌گـذاری اطلاعات و منابع اقتصادی و همچنین به دلیل هنجارهای ضمنی ایجاد شده از روابط تجاری و اجتماعی، احتمال مبـادرت به سیاست‌های عملیاتی و گزارشگری فرصت‌طلبانه را در واحدهای اقتصادی کاهش دهد. در نتیجه همسویی منافع و کاهش تضاد منافع موجب کاهش هزینه سرمایه می‌شود. همچنین زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی شدید و عدم همسویی منافع بر روابط بین مدیران و سهامداران حکم فرما باشد، مکانیزم‌های نظارتی همچون سرمایه اجتماعی کارکرد مطلوبی خواهند داشت و موجب جلوگیری از رفتارهای فرصت‌طلبانه مدیران خواهند شد. از این رو انتظار می‌رود که تأثیر مثبت سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر باشد. از این رو فرضیه‌های پژوهش به شرح ذیل طرح می‌شوند:

فرضیه اصلی اول: افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه تأثیر منفی دارد.

  • فرضیه فرعی اول: افشای سرمایه شناختی بر هزینه سرمایه تأثیر منفی دارد.
  • فرضیه فرعی دوم: افشای سرمایه رابطه‌ای بر هزینه سرمایه تأثیر منفی دارد.
  • فرضیه فرعی سوم: افشای سرمایه ساختاری بر هزینه سرمایه تأثیر منفی دارد.

فرضیه اصلی دوم: تأثیر منفی افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر است.

  • فرضیه فرعی چهارم: تأثیر منفی افشای سرمایه شناختی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر است.
  • فرضیه فرعی پنجم: تأثیر منفی افشای سرمایه شناختی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر است.
  • فرضیه فرعی ششم: تأثیر منفی افشای سرمایه ساختاری بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر است.

 

4- روش پژوهش

به دلیل این‌که نتایج حاصل از پژوهش می‌تواند در فرایند تصمیم‌گیری مورد استفاده قرار گیرد، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است. همچنین این پژوهش، از لحاظ ماهیت توصیفی- همبستگی است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های پس‌رویدادی (با استفاده از اطلاعات گذشته) است که بر اساس اطلاعات مندرج در صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران و گزارش هیئت‌مدیره به مجمع عمومی انجام گرفت. برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از روش رگرسیون خطی چند متغیره و برای تجزیه‌وتحلیل نهایی به منظور واکاوی داده‌ها از نرم‌افزار 7 Eviews استفاده شده است.

جامعه آماری پژوهش حاضر را شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می‌دهد و شامل شرکت‌هایی است که حائز شرایط زیر است:

1)   به دلیل شفاف نبودن مرزبندی بین فعالیت‌های عملیاتی و تأمین مالی شرکت‌های مالی شرکت‌های صنایع واسطه‌گری، سرمایه‌گذاری، لیزینگ و شرکت‌های بیمه از نمونه حذف شده‌اند.

2)   قبل از سال مالی 1390 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرش شده باشد.

3)   برای قابلیت مقایسه بیشتر، شرکت‌ها طی سال‌های مالی 1390 تا 1395 تغییر فعالیت و یا تغییر سال مالی نداشته باشد

4)   اطلاعات مربوط به تمام متغیرها در طول سال مالی 1390 تا 1395 در دسترس باشد.

5)   برای وجود یکنواختی میان شرکت‌های مورد آزمون، فقط شرکت‌هایی بررسی شده‌اند که پایان سال مالی آن‌ها، 29 اسفند ماه بوده است.

جدول 1 نشان می‌دهد که بر اساس گزارش سازمان بورس اوراق بهادار تهران تعداد 110 شرکت در بورس اوراق بهادار تهران 478 شرکت فعالیت داشتند که با توجه به شرایط و محدودیت‌های فوق، از بین شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران درمجموع 110 شرکت به عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شده است.

 

جدول 1. غربالگری جامعه پژوهش

شرح

تعداد شرکت‌ها

کلیه شرکت‌های حاضر در بورس اوراق بهادار تهران

478

شرکت‌هایی که جزء صنایع واسطه‌گری، سرمایه‌گذاری، لیزینگ و شرکت‌های بیمه باشد.

80

قبل از سال مالی 1390 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرش شده نباشد

67

طی سال‌های مالی 1390 تا 1395 تغییر فعالیت و یا تغییر سال مالی نداشته باشد

78

اطلاعات مربوط به تمام متغیرها در طول سال مالی 1390 تا 1395 در دسترس باشد

72

شرکت‌هایی که پایان سال مالی آن‌ها، 29 اسفند ماه بوده نباشد

71

تعداد شرکت‌های نمونه

110

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

5- مدل پژوهش

برای آزمون فرضیه اصلی اول و دوم از رابطه 1 و 2 استفاده شده است:

 

(1)

 

 

 

 

(2)

 

 

 

در این رابطه  هزینه سرمایه؛  سرمایه اجتماعی؛ : عدم تقارن اطلاعاتی؛  رشد فروش؛ میانگین بازده ماهیانه سهام؛  انحراف معیار بازده ماهیانه سهام؛  اندازه شرکت،  فرصت‌های سرمایه‌گذاری؛  اهرم مالی؛  بازده دارایی؛   دارایی‌های مشهود است.در ادامه نحوۀ اندازه‌گیری این متغیرها ارائه می‌شود.

برای آزمون فرضیه دوم نیز از رابطه 2 استفاده می‌شود، با این تفاوت که شرکت‌ها بر اساس هزینه تبلیغات به شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا و پایین تقسیم می‌شوند و سپس مطابق رابطه 2 آزمون فرضیه دوم پژوهش انجام می‌پذیرد. ابتدا هزینه تبلیغات برای تمام شرکت‌ها محاسبه می‌شود. سپس میانگین کلی هزینه تبلیغات برای تمام شرکت‌ها محاسبه می‌شود. به شرکت‌هایی که نسبت هزینه تبلیغات آن‌ها بالای میانگین است عدد یک و به بقیه شرکت‌ها عدد صفر داده می‌شود. بدین ترتیب شرکت‌های با هزینه تبلیغات بالا نشان‌دهنده عدم تقارن اطلاعاتی بالا هستند.

 

6- متغیرهای پژوهش

6-1- متغیر وابسته: هزینه سرمایه

مفهوم هزینه سرمایه بر این فرض مبتنی است که هدف یک شرکت عبارت است از به حداکثر رسانیدن ثروت سهامداران و بر همین اساس لازم است محاسبات لازم نسبت به هزینه کرد منابع مصرف شده برای سرمایه‌گذاری به‌صورت صحیح مورد محاسبه قرار گیرد. هزینه سرمایه به عنوان تعریف هزینه فرصت ناشی از همه سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در یک بنگاه اقتصادی است (حبیب و حسن، 2017). اندازه‌گیری هزینه سرمایه بر اساس مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای (CAPM) است که مبتنی بر ریسک سیستماتیک است.

ریسک سیستماتیک ریسکی است که به نسبت‌های مختلف بر تعداد زیادی از دارایی‌ها تأثیر می‌گذارد. ریسک غیر سیستماتیک ریسکی است که تنها بر یک دارایی یا گروه کوچکی از دارایی‌ها تأثیر می‌گذارد. تنها بخشی که سرمایه‌گذاران نگران آن هستند ریسک سیستماتیک است زیرا فرض بر این است که تمام ریسک‌های غیر سیستماتیک می‌توانند با احراز یک سبد سرمایه‌گذاری متنوع از دارائی‌های ریسکی حذف شوند. لذا در مدل CAPM صاحبان سهام عادی تنها در معرض ریسک سیستماتیک سرمایه‌گذاری هستند. مبنای اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک β مربوط به سرمایه‌گذاری است. در این روش بازده یک سهم شرکت می‌تواند توسط رابطه 3 به بازده بازار سهام ربط داده شود:

 

(3)

 

 

: نرخ بهره بدون ریسک که از طریق نرخ بازده ماهانه و از طریق تغییرات قیمتی محاسبه می‌شود؛ β: معیار ریسک سیستماتیک سرمایه‌گذاری؛ : نرخ بازده مجموعه سرمایه‌گذاری بازار؛ : صرف ریسک بازار

برای اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک یک دارایی (β)، باید ارتباط بین دارایی و بازده بازار (که می‌تواند یک شاخص با اهمیت مانند شاخص بهای سهام بورس باشد) را تعیین کرد.

این ارتباط را می‌توان از طریق رابطه آماری 4 به وسیله تعیین ضریب همبستگی بین بازده دارایی و بازده بازار محاسبه کرد.

 

(4)

 

 

که در آن  معرف کوواریانس (همسویی تغییرات) بین بازده دارایی ( ) و بازده بازار ( ) است و ( ) واریانس بازده بازار است.

 

6-2- متغیرمستقل: افشای سرمایه اجتماعی

این متغیر در قالب سه متغیر و در سه بخش شامل اطلاعات سرمایه شناختی، رابطه‌ای و ساختاری به شرح چک لیست 20 سؤالی زیر اندازه‌گیری می‌شود. برای اندازه‌گیری این متغیر با بررسی سؤالات چک لیست زیر برای هر شرکت در هر سال بر اساس اطلاعات مالی افشاء شده توسط شرکت‌ها امتیازدهی انجام می‌شود. امتیازات به دست آمده در هر بخش بر تعداد کل سؤالات آن بخش تقسیم می‌شود. در صورت وجود هر یک از این شاخص‌ها امتیاز یک داده می‌شود در غیر این صورت امتیاز صفر به آن تعلق می‌گیرد. این چک لیست بر اساس تحقیق و رضوی خسروشاهی و مرادزاده (1397) می‌باشد. آن‌ها بیان می‌کنند که این شاخص‌ها معیار مناسبی از تشخیص ارزش‌های اجتماعی شرکت است. در حقیقت آن‌ها معیارهای کمی برای اندازه‌گیری سرمایه اجتماعی ارائه کردند. این معیارها با اطلاعات واقعی (صورت‌های مالی) شرکت مناسب‌تر از معیارهای کیفی هستند، زیرا معیارهای کیفی توان اندازه‌گیری دقیق سرمایه اجتماعی را ندارند و بیشتر بر اساس قضاوت است. در حالی که اطلاعات کمی با توان بیشتری می‌تواند تخمینی از سرمایه اجتماعی باشد.

 

جدول 2. چک لیست افشاء سرمایه اجتماعی (رضوی خسروشاهی و مرادزاده، 1397).

ردیف

موضوع

سرمایه شناختی

(افشای اطلاعات مرتبط با رفاه کارکنان، دانش مرتبط با کار و آموزش کارکنان)

1

هزینه استخدام و آموزش کارکنان فعلی یا جدید

2

مزایای کارکنان در شرکت

3

سهام عادی و... کارکنان شرکت (انواع سهام ارائه شده به کارکنان)

4

هزینه‌های ایمنی و بهداشت محیط کار

5

کمک هزینه مهدکودک و...

6

ارائه بورس تحصیلی به کارکنان

7

پاداش کارکنان

8

هزینه حقوق کارکنان

سرمایه رابطه‌ای

(افشای اطلاعات مرتبط با مشتری مداری، سهم بازار شرکت، قراردادهای شرکت، گواهینامه‌ها و تقدیرنامه‌های شرکت)

1

هزینه تخفیفات فروش

2

کمک مالی غیرموظف به اقشار مختلف جامعه (مانند فقیران و مستمندان)

3

کمک مالی به مؤسسات خیریه

4

افشای مربوط به قراردادهای عمده منعقد شده شرکت

5

خدمات پس از فروش

6

هزینه‌های تضمین کیفیت محصول (مثل ایزو و بازرسی و...)

7

هزینه‌های ایزو

سرمایه ساختاری

(افشای اطلاعات مرتبط با سیستم‌های اطلاعاتی، استفاده از فناوری و هزینه‌های تحقیق و توسعه)

1

هزینه‌های توسعه محصول و ایجاد محصول جدید

2

خرید نرم‌افزار و دارایی‌های نامشهود

3

هزینه‌های مرتبط با بهسازی تجهیزات و تأسیسات

4

هزینه‌های تحقیق و پژوهش نظیر برگزاری سمینار و همایش

5

هزینه‌های مرتبط با کنترل کیفیت محصولات و خدمات

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

6-3- متغیرهای کنترلی

میانگین بازده ماهانه سهام ( ): که از رابطه 5 به دست می‌آید:

 

 (5)

                 

که در آن : بازده ماهانه سهام شرکت i در سال مالی t؛ و N: تعداد ماه‌هایی که بازده آن‌ها محاسبه شده است می‌باشد.

استدلال می‌شود که میانگین بازده ماهانه سهام با هزینه سرمایه مرتبط باشد؛ زیرا بازده سهام نشان‌دهنده پاداش حاصل از سرمایه‌گذاری است. این بازده‌ها به‌صورت مثبت و منفی نمایان می‌شوند. بازده‌های مثبت می‌تواند هزینه سرمایه شرکت را کاهش دهد زیرا بازده‌های مثبت نشان از وجود اخبار خوب از فرایندهای شرکت است.

انحراف معیار بازده ماهانه سهام ( ): که از رابطه 6 به دست می‌آید:

 

 (6)

 

 

که در آن : بازده ماهانه سهام شرکت i طی سال مالی t؛ و N: تعداد ماه‌هایی که بازده آن‌ها محاسبه شده است می‌باشد.

انحراف معیار بازده سهام نمونه‌ای از وجود اخبار بد در فرایندهای شرکت است. هر چه انحراف معیار بازده سهام بیشتر باشد نشان از عدم تقارن اطلاعاتی بالا است؛ بنابراین انتظار می‌رود که با افزایش انحراف معیار بازده هزینه سرمایه نیز افزایش یابد.

 (فرصت‌های رشد): نسبت ارزش بازار حقوق صاحبان سهام بر ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در سال t؛

فرصت‌های رشد سرمایه‌گذاری نشان‌دهنده وجود گزینه‌های سرمایه‌گذاری است. افزایش ارزش بازار به نسبت ارزش دفتری نشان‌دهنده فرصت‌های بیشتر سرمایه‌گذاری است. با افزایش این فرصت‌ها ممکن است مدیران انگیزه‌های شخصی را نیز در سرمایه‌گذاری دنبال کنند و گزینه‌هایی را انتخاب کنند که به منافع سهامداران نباشد. این رویکرد ممکن است منجر به افزایش هزینه سرمایه شود.

 (اهرم مالی): نسبت کل بدهی‌ها بر کل دارایی‌ها در سال t؛

اهرم مالی نشان‌دهنده میزان بدهی‌های شرکت در ساختار سرمایه است. با افزایش بدهی‌ها، ریسک شرکت بالا می‌رود و احتمال کمبود نقدینگی و محدودیت مالی افزایش می‌یابد (اعتمادی و اسمعیلی کجانی، 1396) و از این رو ممکن است به افزایش هزینه سرمایه منجر شود.

(بازده دارایی): نسبت سود عملیاتی بر کل دارایی‌ها در سال t؛

بازده دارایی معیاری از عملکرد شرکت است و نشان می‌دهد که شرکت‌ها تا چه حد از طریق بکارگیری دارایی‌ها اقدام به تولید سود نموده‌اند. با افزایش بازده دارایی و افزایش عملکرد مالی شرکت، احتمال می‌رود که هزینه سرمایه شرکت کاهش یابد؛ زیرا با افزایش سودآوری شرکت‌ها می‌توانند بدهی‌های خود را در زمان مقرر پرداخت کنند و هزینه‌های تأمین مالی کاهش می‌یابد (جین و همکاران،2017).

 (دارایی‌های مشهود): نسبت اموال، ماشین‌آلات و تجهیزات بر کل دارایی‌ها در سال t.

دارایی‌های مشهود نیز نشان‌دهنده سهم دارایی‌هایی ثابت از کل دارایی‌ها است. با افزایش دارایی‌های ثابت توان و ظرفیت تولید افزایش می‌یابد و موجب می‌شود که شرکت‌ها فرصت‌های مناسبی برای کسب سود داشته باشند؛ بنابراین انتظار می‌رود که بین دارایی‌های مشهود و هزینه سرمایه ارتباط وجود داشته باشد (جین و همکاران، 2017)

 (اندازه شرکت): لگاریتم طبیعی کل دارایی‌های شرکت در سال t.

اندازه شرکت میزان گسترش دارایی‌های شرکت را نشان می‌دهد. هر چه دارایی‌های شرکت بیشتر باشد فرصت‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری و همچنین تولید بیشتر افزایش می‌دهد و توان مدیران برای گسترش شرکت افزایش می‌یابد. شرکت‌های بزرگتر نقدینگی بیشتری دارند و توان مالی بالایی نیز در کسب تأمین مالی از خارج شرکت دارند؛ بنابراین استدلال می‌شود که بین اندازه شرکت و هزینه سرمایه ارتباط وجود داشته باشد (گوپتا و همکاران، 2018)

 

متغیر تعدیل‌گر (عدم تقارن اطلاعاتی)

در این پژوهش معیار انتخاب عدم تقارن اطلاعاتی هزینه تبلیغات است (تقی‌زاده خانقاه و قدرت‌اله طالب نیا). جوزف و وینتوکی (2013) نشان دادند که هزینه تبلیغات منبع اصلی عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سرمایه‌گذاران خارجی است. واکنش به هزینه تبلیغات در یک شرکت یا صنعت خاص منحصر به فرد است، بنابراین مدیران می‌توانند ارزیابی بهتری از بهره‌وری سرمایه‌گذاری در تبلیغات داشته باشند. همچنین پیامدهای ناشی از هزینه تبلیغات اغلب در بلندمدت مشخص می‌شود، زیرا مدیران اطلاعات مستمری در رابطه با تأثیر فروش تبلیغاتی دارند، درحالی که سرمایه‌گذاران خارجی اطلاعات را تنها در بخش‌های جداگانه‌ای از زمان مانند اعلانیه‌های سود، کنفرانس‌های سرمایه‌گذاری و مواردی از این قبیل دریافت می‌کنند. پیامدهای بلندمدت استفاده از هزینه تبلیغات، مشکلات پیش‌روی سرمایه‌گذاران خارجی در ارزیابی بهره‌وری تبلیغات را تشدید می‌کند. هزینه تبلیغات یک متغیر مجازی است، به‌طوری که اگر نسبت هزینه تبلیغات به فروش شرکت i در سال t بیشتر از میانه باشد عدد 1 و در غیر این صورت عدد 0 به آن تعلق می‌گیرد. ارزش‌های بالای هزینه تبلیغات نشان‌دهنده عدم تقارن اطلاعاتی بالا است.

 

7- یافته‌های توصیفی

جدول 3 آمار توصیفی مربوط به متغیرهای پژوهش را نشان می‌دهد. مهم‌ترین شاخص مرکزی میانگین است که نشان‌دهنده نقطه تعادل و مرکز ثقل توزیع است و شاخص مناسبی برای نشان دادن مرکزیت داده‌هاست. برای مثال میانگین هزینه سرمایه 095/0 که نشان می‌دهد به طور متوسط هزینه سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های نمونه 095/0 است. همچنین میانگین افشای سرمایه شناختی برابر 370/0 است که نشان می‌دهد سطوح افشای سرمایه ساختاری بیشتر از سطوح افشای سرمایه رابطه‌ای و ساختاری است.

میانه یکی دیگر از شاخص‌های مرکزی است که وضعیت را نشان می‌دهد. همان‌گونه که در جدول 1 مشاهده می‌شود، میانه متغیر هزینه سرمایه برابر 099/0 است و نشان می‌دهد نیمی از داده‌ها کمتر از این مقدار و نیمی دیگر بیشتر از این مقدار هستند. انحراف معیار بازده ماهانه سهام برابر 067/0 و برای فرصت‌های سرمایه‌گذاری برابر 073/2 است که نشان می‌دهد در بین متغیرهای پژوهش بازده ماهانه سهام و فرصت‌های رشد به ترتیب دارای کمترین و بیشترین میزان پراکندگی هستند.

 

جدول 3. آمار توصیفی متغیرهای پژوهش

نام متغیرها

میانگین

انحراف معیار

میانه

حداقل

حداکثر

هزینه سرمایه

095/0

114/0

099/0

013/0

809/0

سرمایه شناختی

370/0

375/0

144/0

125/0

750/0

سرمایه رابطه‌ای

205/0

143/0

148/0

000/0

857/0

سرمایه ساختاری

335/0

333/0

146/0

167/0

833/0

انحراف معیار بازده ماهانه سهام

113/0

070/0

104/0

067/0

365/0

بازده ماهانه سهام

034/0

067/0

021/0

126/0-

367/0

اندازه شرکت

89/13

586/1

65/13

85/11

58/14

اهرم مالی

583/0

197/0

610/0

349/0

824/0

دارایی‌های مشهود

306/0

182/0

261/0

175/0

498/0

فرصت‌های سرمایه‌گذاری

887/3

073/2

111/2

234/0

142/5

بازده دارایی

134/0

137/0

114/0

125/0-

606/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

جدول 4 فراوانی هزینه تبلیغات را نشان می‌دهد. نسبت هزینه تبلیغات بالا نشان‌دهنده عدم تقارن اطلاعاتی است. نتایج نشان می‌دهد که از بین 660 مشاهده 403 شرکت دارای نسبت هزینه تبلیغات بالا و 267 شرکت دارای نسبت هزینه تبلیغات پایین هستند. در حقیقت، 61 درصد شرکت‌ها دچار عدم تقارن اطلاعاتی بالا و مابقی شرکت‌ها دچار عدم تقارن اطلاعاتی پایین هستند.

 

جدول 4. توزیع فراوانی متغیر هزینه تبلیغات (عدم تقارن اطلاعاتی)

درصد تجمعی

درصد هر طبقه

فراوانی هر طبقه

مقادیر متغیر

69438

94/38

267

0 (نسبت هزینه تبلیغات پایین)

100

06/61

403

1 (نسبت هزینه تبلیغات بالا)

 

100

660

کل

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8- آزمون مانایی متغیرهای پژوهش

ابتدا با استفاده از آزمون هادری مانایی متغیرهای پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. مانا نبودن متغیرها، چه در مورد داده‌های سری زمانی و چه داده‌های ترکیبی باعث بروز مشکل رگرسیون کاذب می‌شود. همچنین در صورتی که مدل از نوع داده‌های ترکیبی باشد، دو فرض از فروض کلاسیک رگرسیون خطی که شامل خودهمبستگی و ناهمسانی واریانس می‌باشد نیز مورد آزمون قرار می‌گیرد. در این پژوهش از آزمون هادری به منظور آزمون پایایی استفاده شد. نتایج جدول 5 نشان می‌دهد که تمامی متغیرها مانا هستند.

 

جدول 5. نتایجحاصلازآزمونهادری(آزمونماناییمتغیرهایپژوهش)

نام متغیر

نماد متغیر

مقدار آماره

احتمال

هزینه سرمایه

 

046/19

000/0

سرمایه شناختی

 

697/27

000/0

سرمایه رابطه‌ای

 

847/26

000/0

سرمایه ساختاری

 

600/20

000/0

انحراف معیار بازده ماهانه سهام

 

874/18

000/0

بازده ماهانه سهام

 

166/21

000/0

اندازه شرکت

 

894/20

000/0

اهرم مالی

 

842/19

000/0

دارایی‌های مشهود

 

710/19

000/0

فرصت‌های سرمایه‌گذاری

 

49/22

000/0

بازده دارایی

 

899/20

000/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

آزمون F لیمر و هاسمن

نتایج آزمون F لیمر (چاو) و آزمون هاسمن برای فرضیه‌های پژوهش در جدول 6 ارائه شده است:

گام اول: تشخیص همگن یا ناهمگن بودن داده‌ها با استفاده از آزمون لیمر (چاو)

در آزمون F لیمر، فرضیه H0 استفاده از روش داده‌های تلفیقی را در مقابل فرضیه H1 یعنی استفاده از روش داده‌های تابلویی نشان می‌دهد. با توجه به سطح معناداری به دست آمده از جدول 6، نتیجه این آزمون بیانگر این مطلب است که مقاطع مورد بررسی ناهمگن و دارای تفاوت‌های فردی بوده، بنابراین استفاده از روش‌های داده‌های تابلویی برای هر 6 مدل مناسب‌تر است.

 

جدول 6. نتایج آزمون Fلیمر(همسانیعرضازمبدأمقاطع)

نتیجه آزمون

P-Value

Statistic

مدل آزمون

فرضیه صفر (H0)

فرض H0 رد می‌شود

فرض H0 رد می‌شود

فرض H0 رد می‌شود

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

000/0

647/3

637/3

745/3

689/4

942/3

688/3

فرضیه اول

فرضیه دوم

فرضیه سوم

فرضیه چهارم

فرضیه پنجم

فرضیه ششم

عرض از مبدأ تمامی مقاطع با هم یکسان است

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

بعد از انتخاب روش داده‌های تابلویی توسط آزمون لیمر، آزمون هاسمن انجام گرفت. در این آزمون در صورت پذیرفته شدن H0از مدل اثرات تصادفی و در صورت پذیرفته شدن H1 از مدل اثرات ثابت استفاده می‌گردد. خلاصه نتایج آزمون هاسمن به شرح جدول 7 ارائه شده است:

 

جدول 7. نتایج آزمون هاسمن (انتخاب بین اثرات ثابت و تصادفی)

نتیجه آزمون

P-Value

آماره کای دو

مدل آزمون

فرضیه صفر (H0)

فرض H0 پذیرفته می‌شود

فرض H0 پذیرفته می‌شود

فرض H0 پذیرفته می‌شود

فرض H0 پذیرفته می‌شود

فرض H0 پذیرفته می‌شود

فرض H0 پذیرفته می‌شود

093/0

054/0

130/0

279/0

252/0

142/0

755/9

675/10

621/7

681/6

920/6

038/7

فرضیه اول

فرضیه دوم

فرضیه سوم

فرضیه چهارم

فرضیه پنجم

فرضیه ششم

تفاوت در ضرایب سیستماتیک نیست. (مدل اثرات تصادفی است)

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

همانطور که نتایج جدول 7 نشان می‌دهد، مقدار این آماره برای تمام مدل‌ها غیر معنی‌دار است و سطح معنی‌داری گزارش شده در جدول 7 برای 6 مدل بیشتر از 05/0 است و بیانگر پذیرش فرضیه H0و رد فرضیه H1در سطح اطمینان 95 درصد بوده و بر استفاده از روش اثرات تصادفی دلالت دارد.

یکی از مفروضات معادله رگرسیون، ثابت بودن واریانس خطاها می‌باشد (تمامی جملات پسماند دارای واریانس برابر هستند) که به عنوان فرض همسانی واریانس شناخته می‌شود. در عمل، این فرض چندان صادق نیست و در بسیاری از نمونه‌ها به دلایل مختلفی از قبیل شکل نادرست تابع مدل، وجود نقاط پرت، شکست ساختاری در جامعه آماری و غیره پدیده واریانس ناهمسانی مشاهده می‌شود. به بیان دیگر در صورتی‌که خطاها، واریانس ثابتی نداشته باشند، گفته می‌شود واریانس ناهمسانی وجود دارد. یکی از آزمون‌های تشخیص ناهمسانی واریانس آزمون وایت است.

جدول 8 آزمون ناهمسانی واریانس وایت را نشان می‌دهد. نتایج آزمون وایت نیز نشان می‌دهد که ناهمسانی واریانس بین متغیرهای پژوهش وجود ندارد.

 

جدول 8. آزمون ناهمسانی واریانس

فرضیه‌ها

آماره وایت

سطح معنی‌داری

فرضیه اصلی اول

988/0

421/0

فرضیه اصلی دوم

839/0

579/0

فرضیه اصلی سوم

100/1

329/0

فرضیه اصلی چهارم

348/1

116/0

فرضیه اصلی پنجم

555/1

087/0

فرضیه اصلی ششم

452/1

107/0

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

فرضیهاول به بررسی ارتباط بین افشای سرمایه اجتماعی و هزینه سرمایه می‌پردازد. با توجه به نتایج به دست آمده در جدول 9 از برآورد الگو، ضریب شاخص سرمایه اجتماعی برای هر سه شاخص سرمایه شناختی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای برابر 154/0-، 137/0- و 164/0- است و سطح معنی‌داری آن‌ها برابر با 001/0، 000/0 و 000/0 و کمتر از سطح خطای 05/0 است.

 

 

 

جدول 9. تأثیر افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه

سطح معنی‌داری

t

انحراف استاندارد

ضریب بتا

علائم اختصاری

نام متغیرها

003/0

304/2-

049/0

112/0-

 

عدد ثابت

001/0

373/3-

045/0

154/0-

 

سرمایه شناختی

000/0

898/3-

035/0

137/0-

 

سرمایه ساختاری

000/0

314/4-

038/0

164/0-

 

سرمایه رابطه‌ای

013/0

495/2

112/0

299/0

 

انحراف معیار بازده ماهانه سهام

001/0

489/3

005/0

016/0

 

بازده ماهانه سهام

010/0

778/2

001/0

003/0

 

اندازه شرکت

001/0

285/3-

042/0

138/0-

 

فرصت‌های رشد

000/0

654/3-

063/0

230/0-

 

اهرم مالی

132/0

509/1-

042/0

063/0-

 

بازده دارایی

202/0

276/1-

070/0

090/0-

 

دارایی‌های مشهود

385/0

R2 تعدیل شده

872/1

دوربین واتسون

921/11

F آماره

000/0

احتمال آماره F

053/1

062/0

آماره جارک - برا

سطح معنی‌داری

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

بنابراین، ضرایب منفی متغیرها نشان‌دهنده آن است که انجام فعالیت‌های سرمایه اجتماعی، هزینه سرمایه را از طریق کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران کاهش می‌دهد. در نتیجه، این فرضیه در سطح معنی‌داری 05/0 مورد تأیید قرار می‌گیرد. ضریب تعیین تعدیل شده مدل فرضیه اول نشان می‌دهد که 5/38 درصد از تغییرات متغیر وابسته هزینه سرمایه توسط متغیرهای مستقل و کنترلی قابل تبیین است. آماره دوربین واتسون بین 5/1 و 5/2 بوده و می‌توان تأیید نمود که خطاها یا تفاوت بین مقادیر واقعی و مقادیر پیش‌بینی شده به وسیله مدل‌های رگرسیون، از یکدیگر مستقل هستند. مقدار سطح معنی‌داری F برابر با 000/0 و کوچکتر از 05/0 درصد می‌باشد که حاکی از معنی‌داری کل مدل است. یکی از آزمون‌هایی که نرمال بودن جملات خطا را مورد آزمون قرار می‌دهد آزمون جارک برا است؛ در این آزمون اگر مقادیر محاسباتی آماره جارک برا از مقدار بحرانی جدول کای دو بزرگ‌تر نباشد، نرمال بودن توزیع جملات اخلال رد نمی‌شود. سطح معناداری آماره جارک برا برای مدل رگرسیونی نسبت آنی از 5 درصد بزرگتر می‌باشد (062/0)؛ بنابراین فرض صفر رد نمی‌شود؛ در نتیجه جملات خطا در این فرضیه از توزیع نرمال پیروی می‌کنند.

فرضیه دوم به بررسی ارتباط بین افشای سرمایه اجتماعی و هزینه سرمایه تحت شرایط عدم تقارن اطلاعاتی می‌پردازد. با توجه به نتایج به دست آمده در جدول 10 از برآورد الگو، ضریب شاخص سرمایه اجتماعی برای هر سه شاخص سرمایه شناختی، سرمایه ساختاری و سرمایه رابطه‌ای در شرکت‌های با هزینه تبلیغات بالا (عدم تقارن اطلاعاتی بالا) برابر 336/0-، 139/0- و 138/0- است و سطح معنی‌داری آن‌ها برابر با 000/0، 003/0 و 000/0 و کمتر از سطح خطای 05/0 است.

 

جدول 10. نتایج آزمون فرضیه دوم پژوهش

میانه هزینه تبلیغات

میانه < هزینه تبلیغات

نام متغیرها

سطح معنیداری

t

Beta

سطح معنیداری

t

بتا

 

105/0

668/1-

115/0-

173/0

374/1-

098/0-

 

261/0

025/1-

035/0-

000/0

671/3-

336/0-

 

086/0

329/1-

053/0-

003/0

001/3-

139/0-

 

093/0

231/1-

046/0-

000/0

835/3-

145/0-

 

130/0

515/1-

182/0-

118/0

564/1-

185/0-

 

011/0

538/2

307/0

004/0

931/2

350/0

 

001/0

459/3

016/0

000/0

625/3

017/0

 

005/0

789/2

003/0

007/0

710/2

003/0

 

001/0

219/3-

136/0-

002/0

061/3-

128/0-

 

001/0

426/3-

217/0-

001/0

434/3-

215/0-

 

108/0

609/1-

067/0-

147/0

451/1-

060/0

 

139/0

388/0

R2 تعدیل شده

865/1

846/1

دوربین واتسون

061/9

843/18

F آماره

000/0

000/0

احتمال آماره F

872/0

113/0

974/0

085/0

آماره جارک برا

سطح معنی‌داری

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

بنابراین می‌توان بیان کرد که تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شدیدتر از شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین است. سطح معنی‌داری شاخص‌های سرمایه اجتماعی در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین غیر معنی‌دار است؛ بنابراین تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین مورد تأیید نیست. در نتیجه، این فرضیه در سطح معنی‌داری 05/0 مورد تأیید قرار می‌گیرد. ضریب تعیین تعدیل شده مدل‌های فرضیه دوم نشان می‌دهد که 8/38 و 9/13 درصد از تغییرات متغیر وابسته هزینه سرمایه توسط متغیرهای مستقل و کنترلی قابل تبیین است. آماره دوربین واتسون بین 5/1 و 5/2 بوده و می‌توان تأیید نمود که خطاها یا تفاوت بین مقادیر واقعی و مقادیر پیش‌بینی شده به وسیله مدل‌های رگرسیون، از یکدیگر مستقل هستند. مقدار سطح معنی‌داری F برابر با 000/0 و کوچکتر از 05/0 درصد می‌باشد که حاکی از معنی‌داری کل مدل است. سطح معناداری آماره جارک برا برای مدل‌های رگرسیونی بزرگتر از 5 درصد می‌باشد؛ بنابراین فرض صفر رد نمی‌شود؛ در نتیجه جملات خطا در این فرضیه از توزیع نرمال پیروی می‌کنند.

 

9- بحث و نتیجه‌گیری

هدف اصلی فعالیت اقتصادی شرکت‌ها، افزایش ارزش و ایجاد سود بدون وجود منابع مالی امکان‌پذیر نخواهد شد. شرکت‌ها برای افزایش سودآوری شرکت، کم هزینه‌ترین نوع ساختار سرمایه را برمی‌گزینند. در رابطه با ساختار سرمایه و سرمایه‌گذاری وجوه، هزینه سرمایه از مباحث اصلی می‌باشد. مدیران شرکت‌ها همواره در تلاش‌اند با کاهش ریسک شرکت، از حداقل نرخ بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران، به‌منظور حفظ ارزش شرکت بکاهند. از سویی دیگر، با اهمیت روزافزون سرمایه اجتماعی در فضای اداره شرکت‌ها، حفظ سرمایه انسانی و ساختاری، توجه به سایر ذینفعان از جمله کارکنان و مراجع قانونی به عنوان معیارهای غیرمالی در ارزیابی عملکرد شرکت‌ها قرار گرفته‌اند. ایفای مسئولیت انسان دوستانه و افشای اطلاعات اجتماعی، می‌تواند از بحران‌های اجتماعی همچون بیکاری و افزایش قیمت‌ها جلوگیری کند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد. برای سنجش سرمایه اجتماعی از شاخص‌های سرمایه ساختاری، رابطه‌ای و شناختی استفاده گردید. نتایج فرضیه اصلی نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه تأثیر منفی و معنی‌داری دارد. در حقیقت نتایج زیرمجموعه سرمایه اجتماعی مورد تأیید قرار گرفت. بدین معنی که زمانی که سرمایه اجتماعی (سرمایه ساختاری، رابطه‌ای و شناختی) مورد توجه جدی قرار گیرد، تمایل برای سرمایه‌گذاری مطلوب افزایش یافته بنابراین هزینه سرمایه کاهش می‌یابد؛ زیرا مدیران باید پاسخ‌گوی ذی‌نفعان باشند. به نظر می‌رسد مدیران با افشای سرمایه اجتماعی تمایل بیشتری دارند تا در جهت منافع ذی‌نفعان عمل کنند؛ بنابراین، متوجه این موضوع هستند که همه ذی‌نفعان از جمله سهامداران، سرمایه‌گذاران، کارکنان و نهادهای تأمین مالی و مشتریان عملکرد شرکت را مشاهده می‌کنند. در نتیجه، سعی می‌کنند تا در راستای بیشینه‌سازی ارزش شرکت عمل کرده و از این طریق هزینه سرمایه کاهش می‌یابد. نتایج سازگار با یافته‌های چن و همکاران (2009)؛ گیل و همکاران (2016)؛ چئونگ (2016)؛ فریس و همکاران (2016) و گوپتا و همکاران (2018) می‌باشد. همچنین نتایج فرضیه اصلی دوم نشان داد که تأثیر افشای سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در شرکت‌های با عدم تقارن اطلاعاتی بالا، بیشتر است. زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سهامداران بیشتر است، شکاف منافع موجب تحمیل هزینه‌ها به سهامداران می‌شود. یکی از این هزینه‌ها، هزینه سرمایه است که ناشی از تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌های مطلوب است؛ بنابراین انجام سرمایه‌گذاری‌های نامطلوب و نداشتن بازده مناسب، موجب تحمیل هزینه سرمایه بیشتر به شرکت می‌گردد. این فرضیه برای سه سطح سرمایه ساختاری، رابطه‌ای و شناختی تأیید شد.

در حالی که نتایج نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی بر هزینه سرمایه در محیط‌های با عدم تقارن اطلاعاتی پایین تأثیر ندارد. نتایج سازگار با یافته‌های فریس و همکاران (2016) و گوپتا و همکاران (2018) است.

وجود رابطه منفی بین افشای سرمایه اجتماعی و هزینه سرمایه نشان می‌دهد که پذیرش راهبردی سرمایه اجتماعی روش مؤثری برای تقویت رشد شرکت و حمایت از منافع ذی‌نفعان است؛ بنابراین، شرکت‌ها باید نگرانی‌های زیست‌محیطی و اجتماعی در کسب‌وکار همچون کیفیت استخدام، بهداشت و ایمنی، حقوق انسانی، کاهش منابع طبیعی و کاهش آلودگی که ممکن است نشان‌دهنده منبعی از مزیت رقابتی است را بیش از پیش مورد توجه جدی قرار دهند. هم‌چنین، به سرمایه‌گذاران و سهامداران پیشنهاد می‌شود در بررسی شرکت، شرکت‌هایی را جهت سرمایه‌گذاری انتخاب کنند که بازده سرمایه‌گذاری بیشتر از هزینه سرمایه باشد. همچنین به نظر می‌رود وجود سرمایه اجتماعی و توجه به ساختارهای آن تأثیر مطلوبی بر فرایندهای شرکت دارد؛ بنابراین با افشای سرمایه اجتماعی، انگیزه‌های سرمایه‌گذاران به دلیل وجود همسویی منافع و ایجاد تصویر مطلوب از شرکت افزایش می‌یابد. همچنین به شرکت‌ها پیشنهاد می‌شود راهکارهای لازم جهت توجه به سرمایه‌های اجتماعی شرکت را برگزینند، زیرا موجب شفافیت بیشتر رویدادهای شرکت و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می‌شود.

 



1- گروه حسابداری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران، (نویسنده مسئول)   Salteh2008@gmail.com      

[2]- گروه حسابداری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.

3- گروه حسابداری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.

1)     احمدپور، احمد، محمد کاشانی پور و محمدرضا شجاعی، (1389)، "بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی بر هزینه تأمین مالی از طریق بدهی (استقراض)" بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، 17 (62)، صص 32-17.

2)     اعتمادی، حسین و محمد اسمعیلی کجانی، (1396)، "رابطه سود تقسیمی با فرصت‌های رشد و هزینه نمایندگی"، پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، 9 (34)، صص 136-111.

3)     بادآورنهندی، یونس، هیوا خجسته و غفور شریف‌زاده، (1397)، "نقش تعدیل‌گری ارزش‌گذاری نادرست سهام بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه"، پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، 10 (37)، صص 84-53.

4)     باورصاد، بلقیس، فرج اله رحیمی، عادله سلیمی فرد و محمدحسین قلمبر، (1396)، "بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی بر عملکرد بانک‌های مهر اقتصاد استان خوزستان از دیدگاه کارکنان"، فصلنامه توسعه اجتماعی، 11 (3)، صص 129-166.

5)     برادران حسن زاده، رسول و وحید تقی زاده خانقاه، (1395)، "تأثیر هزینه‌های نمایندگی بر رفتار سرمایه‌گذاری"، پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، 8 (37)، صص 170-139.

6)      تقی زاده خانقاه، وحید و قدرت اله طالب نیا، (1397)، "تأثیر سررسید بدهی در خطر سقوط قیمت سهام با تأکید بر عدم تقارن اطلاعاتی"، مدیریت دارایی و تأمین مالی، 6 (3)، صص 104-87.

7)     حاجی‌ها، زهره و بهمن سرفراز، (1393)، "بررسی رابطه بین مسئولیت‌پذیری اجتماعی شرکت‌ها و هزینه حقوق صاحبان سهام در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، پژوهش‌های تجربی حسابداری، 4 (2)، صص 123-105.

8)     خدارحمی، بهروز، حیدر فروغ نژاد، محمدجواد شریفی و علیرضا طالبی، (1395)، "تأثیر عدم تقارن اطلاعاتی بر ریسک سقوط آتی قیمت سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، مدیریت دارایی و تأمین مالی، دوره 4، شماره 3، صص 39-58.

9)     رضایی، فرزین و مهدیه محمدپور، (1396)، "تبیین رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها و هزینه سرمایه ضمنی آن‌ها"، پژوهش‌های نوین در حسابداری و حسابرسی، 1 (1)، صص 138-117.

10) فروغی، داریوش، مرتضی میرشمس شهشهانی و سمیه پورحسین، (1387)، "نگرش مدیران درباره افشای اطلاعات حسابداری اجتماعی: شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، دوره 15، شماره 3، صص 55-70.

11) مرادزاده، حافظ و مهدی رضوی خسروشاهی، (1397)، "تأثیر سرمایه اجتماعی بر ارزش شرکت"، پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز.

12) مهربانپور، محمدرضا، محمد جندقی قمی و محمدعلی رجب بیکی، (1397)، "سرمایه اجتماعی و حق‌الزحمه حسابرسی"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، 25 (2)، صص 288-269.

12) مهربانپور، محمدرضا، محمد جندقی قمی و منصور محمدی، (1396)، "بررسی اثر روابط سیاسی شرکت‌ها بر به‌کارگیری معـاملات غیرعادی با اشخاص وابسته"، حسابداری ارزشی و رفتاری، 2 (3)، صص 147-168.

13) نوروش، ایرج و علیرضا مجیدی، (1384)، "بررسی رابطه بین کیفیت سود و هزینه سرمایه در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، حسابداری برق، شماره 43.

14)  Acquaah, M. (2007), “Managerial Social Capital, Strategic Orientation, and Organizational Performance in an Emerging Economy”, Strategic Management Journal, 28, PP. 1235-1255.

15)  Bavarsad, B. Rahimi, F. Salimifard, A. Ghalambor, M. (2016), “Investigating the Impact of Social Capital on Performance in Mehr-Eqtesad Banks from Employee's Perspective”, Quarterly Journal of Social Development, 11 (3), PP. 129-166. [In Persian].

16)  Byun, H. U.; Kwak, S. K.; and L. S. Hwang. (2008), “The Implied Cost of Equity Capital and Corporate Governance Practices”, Asia-Pacific Journal of Financial Studies, Vol. 37, PP. 139-184.

17)  Cheung, A. (2016), “Corporate Social Responsibility and Corporate Cash Holdings”, Journal of Corporate Finance, Vol. 37, PP. 412-430.

18)  Coleman, J., (1990), “Foundations of Social Theory”, Cambridge, MA: Harvard University Press.

19)  Dasgupta, P., & Serageldin, I. (1999), “Social Capital: a Multifaceted Perspective”, Washington, D.C.: The World Bank.

20)  Edmans, A., (2012), “The Link between Job Satisfaction and Firm Value, with Implications for Corporate Social Responsibility”, Academy of Management Perspectives 26, PP. 1-19.

21)  El-Attar, M., and M. Poschke, (2011), “Trust and the Choice between Housing and Financial Assets: Evidence from Spanish Households”, Review of Finance 15, PP. 727–756.

22)  Ferris, S.P. Javakhadze, D. Rajkovic, T. (2017), “The International Effect of Managerial Social Capital on the Cost of Equity”, Journal of Banking & Finance, 74, PP. 69-84.

23)  Foroughi, D.; Mirshams Shahshahani, M.; and S. Pourhossein (2007), “The Managers' Attitudes towards Disclosure of Social Accounting Information by the Companies Listed on the Tehran Stock Exchange”, The Iranian Accounting and Auditing Review, Vol. 15, No. 3, PP. 55-65. [In Persian]

24)  Fukuyama, F. (1997), “Social Capital, The Tanner Lectures on Human Values”, Delivered at Brasenose College.

25)  Gil, E. G.; Manzano, M. P.; and J. H. Fernández (2016), “Investigating the Relationship between Corporate Social Responsibility and Earnings Management: Evidence from Spain”, BRQ Business Research Quarterly, Vol. 19, No. 4, pp. 289-299.

26)  Guiso, L., P. Sapienza, and L. Zingales, (2004), “The Role of Social Capital in Financial Development”, American Economic Review 94, PP. 526-556.

27)  Guiso, L., P. Sapienza, and L. Zingales, (2004), “The Role of Social Capital in Financial Development”, American Economic Review 94, PP. 526-556.

28)  Guiso. L, P. Sapienza, and L. Zingales (2004), “The Role of Social Capital in Financial Development”, American Economic Review 94, PP. 526-556.

29)  Gupta, A. Raman, K. Chenguan, SH. (2018), “Social Capital and the Cost of Equity”, Journal of Banking & Finance, 87, PP. 102-117.

30)  Habib, A. Hasan, M.M. (2017), “Social Capital and Corporate Cash Holdings”, International Review of Economics & Finance, 52, PP. 1-20.

31)  Hajiha, Z. and B. Sarfaraz (2015), “The Relation between Corporate Social Responsibility and Cost of Equity Capital of Firms Listed in Tehran Stock Exchange”, Journal of Empirical Research in Accounting, Vol. 4, No. 2, PP. 105-123. [In Persian].

32)  Hasan, I., Hoi, C., Wu, Q., Zhang, H., (2017), “Social Capital and Debt Contracting: Evidence from Bank Loans and Public Bonds”. J. Financ. Quant. Anal. 52 (3), PP. 1017–1047.

33)  Hasan, I., C. Hoi, Q. Wu, and H. Zhang, (2016), “Social Capital and Debt Contracting: Evidence from Bank Loans and Public Bonds”, Journal of Financial and Quantitative Analysis, forthcoming.

34)  Jin, J.Y. Kanagaretnam, K. Lobo, G.L. Mathieu, R. (2017), “Social Capital and Bank Stability”, Journal of Financial Stability, 32, PP. 99-114.

35)  Khodarahmi, B. Foroughinezhad, H. Sharifi, M. J. Talebi, A. (2016), “The Impact of Information Asymmetry on the Future Stock Price Crash Risk of Listed Companies in the Tehran Stock Exchange”, Asset Management and Financing, 4 (3), PP. 39-58.

36)  Leventis, S., Hasan, I., & Dedoulis, E. (2013), “The Cost of Sin: the Effect of Social Norms on Audit Pricing”, International Review of Financial Analysis, 29, PP. 152-165.

37)  Martinez-Conesa, I.; Soto-Acosta, P.; and M. P. Manzano (2017), “Corporate Social Responsibility and its Effect on Innovation and Firm Performance: An Empirical Research in SMEs”, Journal of Cleaner Production, Vol. 142, No. 20, PP. 2374-2383.

38)  Onyx, J., & Bullen, P. (2000), “Measuring Social Capital in Five Communities”, Journal of Applied Behavioral Science, 36(1), PP. 23-42.

39)  Pevzner, M., F. Xie, and X. Xin, (2015), “When Firms Talk, Do Investors Listen? The Role of Trust in Stock Market Reactions to Corporate Earnings Announcements”, Journal of Financial Economics 117, PP. 190-223.

40)  Putnam, R.D. (2000), “Bowling alone: The Collapse and Revival of American Community”, New

41)  Revert, C. (2012), “The Impact of Better Corporate Social Responsibility Disclosure on the Cost of Equity Capital”, Corporate Social Responsibility and Environmental Management, Vol. 19, No. 5, PP. 253-272.

42)  Rezaei, F. Mohamadpour, Mahdiye. (2017), “Explain the Relationship between Corporate Social Responsibility and their Implicit Capital Cost”, Journal of New Researches in Accounting and Auditing, 1(2), PP. 117-138.

43)  Rupasingha, A., S. J. Goetz, and D. Freshwater, (2006), “The Production of Social Capital in U.S. Counties”, The Journal of Socio-Economics 35, PP. 83-101.