رابطه توانایی مدیریت با اجزاء مدیریت ریسک یکپارچه

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه حسابداری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران

2 مربی، مؤسسه آموزش عالی ارشاد دماوند، دماوند، ایران.

3 گروه حسابداری مدیریت، مؤسسه آموزش عالی تاکستان، تاکستان، ایران.

چکیده

توانایی‌های مدیریت می‌تواند دستیابی به اهداف کلی شرکت را تسریع نماید.مدیران شرکت­ها همواره به دنبال اتخاذ تصمیماتی هستند که بالاترین میزان بازده را برای ذینفعان خود کسب نمایند. با افزایش ریسک میزان بازده مورد انتظار نیز در بازار کارا نیز افزایش می‌یابد. مدیران توانمند می­توانند ریسک­های موجود را شناسایی و آن­ها را به فرصت‌های برای سازمان تبدیل نمایند. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین توانایی مدیریت با اجزاء مدیریت ریسکیکپارچه و اجزای آن است. برای این منظور، با توجه به اطلاعات 78 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، اقدام به برآورد الگو شد. نتایج آزمون فرضیات پژوهش نشان داد که تأثیر توانایی مدیریت بر مدیریت ریسکیکپارچه مثبت و معنادار بوده است. ولی تأثیر توانایی مدیریت بر اجزاء مدیریت ریسک، ریسک استراتژی، قوانین و مقررات، عملیاتی و گزارشگری به تنهایی تأثیرگذار نبوده و تنها بر مدیریت ریسک عملیاتی تأثیر مثبت و معنادار داشته است.
 

کلیدواژه‌ها


رابطه توانایی مدیریت با اجزاء مدیریت ریسک یکپارچه

 

 

فرزین رضایی[1]

 

تاریخ دریافت: 04/07/1399            تاریخ پذیرش: 09/09/1399

اکرم فیرزوعلیزاده[2]

الهام نورمحمدی[3]

 

 

چکیده

توانایی‌های مدیریت می‌تواند دستیابی به اهداف کلی شرکت را تسریع نماید.مدیران شرکت­ها همواره به دنبال اتخاذ تصمیماتی هستند که بالاترین میزان بازده را برای ذینفعان خود کسب نمایند. با افزایش ریسک میزان بازده مورد انتظار نیز در بازار کارا نیز افزایش می‌یابد. مدیران توانمند می­توانند ریسک­های موجود را شناسایی و آن­ها را به فرصت‌های برای سازمان تبدیل نمایند. لذا هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین توانایی مدیریت با اجزاء مدیریت ریسکیکپارچه و اجزای آن است. برای این منظور، با توجه به اطلاعات 78 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، اقدام به برآورد الگو شد. نتایج آزمون فرضیات پژوهش نشان داد که تأثیر توانایی مدیریت بر مدیریت ریسکیکپارچه مثبت و معنادار بوده است. ولی تأثیر توانایی مدیریت بر اجزاء مدیریت ریسک، ریسک استراتژی، قوانین و مقررات، عملیاتی و گزارشگری به تنهایی تأثیرگذار نبوده و تنها بر مدیریت ریسک عملیاتی تأثیر مثبت و معنادار داشته است.

 

واژه‌های کلیدی:توانایی مدیریت، مدیریت ریسک یکپارچه، تحلیل پوششی داده‌ها.

 

1- مقدمه

تأثیر مدیریت بر عملکرد شرکت، یکی از سؤالات مهم در تحقیقات اقتصادی، حسابداری، مالی و مدیریتی به حساب می‌آید. در مورد تأثیر مدیران ارشد بر عملکرد بنگاه­ها، دو دیدگاه متضاد وجود دارد. هانان و فریمن[i] (1997- 934)، بر این باورند که تأثیر مدیران ارشد قابل توجه نیست، چرا که بنگاه­های بزرگ اغلب تحت تأثیر نیروهای برون سازمانی قرار می­گیرند. مثلاً فرهنگ سازمانی، ساختار صنعت و دارایی­های ثابت مشهود، جزء عوامل تحمیلی هستند که توانایی مدیران در اتخاذ تصمیمات تأثیرگذار را کاهش می­دهند (واسرمن و همکاران[ii]، 48-2010). در مقابل، دیدگاه دیگری توسط هامبریک و مایسون[iii] (197-1948)، ارائه شده که به دیدگاه مدیریت عالی مشهوراست. بر طبق این دیدگاه، عملکرد سازمانی، شامل انتخاب­های راهبردی و سطوح عملکردی، از طریق ویژگی­های مدیریتی قابل پیش‌بینی هستند. طرفداران این دیدگاه استدلال می­کنند که اهداف و سیاست­های کلی سازمان توسط مدیران ارشد تعیین می‌شود. در واقع این مدیران هستند که در مورد اقدامات سازمان در مواجهه با تغییرات سریع محیطی و فناوری تصمیم‌گیری می‌کنند (مکی[iv]-2008-1361).

هر سازمانی با ریسک­های مختلفی در منابع داخلی و خارجی روبرو است. ریسک، فرایندی است که به احتمال وقوع یک رویداد اشاره دارد که در دستیابی به اهداف سازمان تأثیر بسزایی خواهد داشت. (رحیمیان و زمانی فرد-1393-10).

تقریباً تمامی مدیران به دنبال ابزارهایی تا هستند خطرات پیامدهای ناشی از تصمیمات را بهحداقل ممکن کاهشدهند. مدیریت ریسک، ابزار جدیدی است که در زمان کوتاه توانسته است جایگاه مناسبی برای خود پیدا کند (سعادت جوی اوردکلو و رحیمی-1393- 60).

مدیریت ریسک، فرآیند ارزیابی ریسک و طراحی استراتژی‌هایی برای شناخت ریسک است.محققان اعتقاد دارند کهمدیریت ریسک یکپارچه رویکرد وسیع‌تری را برای مدیریت ریسک در مقایسه با جنبه سنتی آن ایجاد می‌کند. با پذیرش رویکرد سیستماتیک و مطابق با مدیریت همه ریسک‌های پیش رو یک سازمان، مدیریت ریسک یکپارچه برای کاهش ریسک کلیورشکستگی شرکت و همچنین برای افزایش عملکرد و درنهایت افزایش ارزش سازمان ضروری است(تاری وردی و دامچی جلودار-1391-45).

مدیریت ریسک، فرآیندی است که توسط اعضای هیئت‌مدیره، مدیران و سایر کارکنان محقق می‌شود. در تنظیم راهبردهای واحد تجاری، به منظور شناسایی رویدادهای احتمالی طراحی شده و ریسک ناشی از رویدادهای پیشروی را مدیریت می‌نمایند. تا اطمینانی معقول در مورد دستیابی به اهداف واحد تجاری حاصل شود (سازمان بورس اوراق بهادار،1387-3). مدیریت ریسک یکپارچه با استفاده از 4 هدف راهبردی، شامل ریسک استراتژی، ریسک گزارشگری مالی، ریسکقوانین و مقررات به دنبال کاهش خطرات پیرامونی شرکت می‌باشد.

در پژوهش­های پیشین، توانایی مدیریت با سیاست­های تقسیم سود، تجدید ارائه صورت­های مالی با انگیزه‌های فرصت‌طلبانه، حق‌الزحمه و اظهارنظر حسابرس پیرامون تداوم فعالیت مورد بررسی قرار گرفت.

مدیریت واحد تجاری از طریق تأثیرگذاری بر سیاست­های کلی و تصمیم‌گیری‌های کلان، بر عملکرد شرکت تأثیر خواهد گذاشت و در صورت عملکرد ضعیف مدیران، عملکرد کلی شرکت نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفته و ممکن است تداوم فعالیت آن با ابهام مواجه شود (فرج‌زاده‌‌ دهکردی و حیدری-1396- 226).

عملکردشرکتبرایسهامداران،سرمایه‌گذاران،مدیران،اعتباردهندگانوسایرذینفعانشرکت درارزیابیآن‌هاازآیندهشرکتوتأثیرآندربرآوردریسکوبازدهیسرمایه‌گذاریوقیمتسهام اهمیتبهسزاییدارد (ماژین و همکاران- 153-1396).

دربررسیعواملموفقیتافراددرسازمان‌ها،هموارهازهوشیاضریبهوشیبهعنوانعامل کلیدییادمی‌شودکهدرفرآیندپیشرفتشغلیافرادازبالاتریناثربرخورداراست (مرادی و افشارایمانی-1396-43).

توانایی مدیریت شامل بعد ذاتی و بعد اکتسابی است که بعد ذاتی (استعداد و سرمایه اولیه)، تنها زیرساخت‌هایی را برای مدیران به وجود می‌آورد؛ اما آنچه اهمیت دارد، بعد اکتسابی است که مدیر از محیط پیرامون خود از طریق تحصیلات، تجربیات گذشته و سوابق کاری خود بدست می‌آورد، بعد اکتسابی توانایی­های مدیریت از اهمیت بیشتری نسبت به بعد ذاتی برخوردارمی‌باشد (رضایی و نورمحمدی، 1395-65).

توانایی­های اکتسابی شامل هوش شناختی[v] هوش اجتماعی یا مدیریتی[vi]، هوش هیجانی[vii] و هوش فرهنگی[viii] است. در رویکرد جدید مدیریت، فرهنگ سازمانی و کار تیمی و نحوه کاری مدیر با دیگران اهمیت خاصی دارد تا بدین وسیله عملکرد موفق و مفیدی را داشته باشند. هوش مدیریتی مجموعه‌ای از هوش سیاسی، عاطفی و عقلایی است (درگاهی و همکاران-1394- -13). هوشسازمانیرامی‌توانبهعنوانیکیازانواعهوششناختی درنظرگرفتکهباهوش هیجانییا مدیریتیمرتبطاست ازاینرو،بهلحاظتئوریکی،احتمالاًهوشسازمانیمی­تواندازطریقچندین سازوکارمکملبهبهبودعملکردکمکنماید(شمس‌ مورگانی و همکاران 167-1393-). هوشسازمانی،بهمعنایکسبدانشو اطلاعاتجامعازهمهعواملیاستکهبرسازمانتأثیرمی­گذارد. منظورازهمهعواملیعنی،اطلاعاتیکهازمشتریان، ارباب‌رجوع،رقبا،محیطاقتصادی،محیطفرهنگیوفرآیندهایسازمانیشامل: مالی،اداری،حفاظتی،تولیدی،منابعانسانی،بودجهو ... کهتأثیرزیادیبرکیفیتتصمیماتمدیریتیدرسازمانمی­گذارد،هوشسازمانیمی­باشد. هوشسازمانی،شمارابرایتصمیم‌گیریدرهمهعواملمؤثربرسازمانوشرکت­هاتوانمندمی‌سازد (استفیایی-1393-33).

مهمترین تصمیمات مدیریت تصمیم‌گیری در عرصه مالی است. هوش سازمانی، امکان بکارگیری منابع انسانی، منابع نامشهود، منابع فیزیکی را با بهترین کاربرد در سازمان فراهم می‌آورد و از طریق توانایی مدیریت موجب ارتقاء سرمایه اجتماعی و ارتباطی در سازمان می‌گردد. کیفیت و کمیت روابط افراد با یکدیگر در شبکه­های ارتباطی از جنبه‌های مهم سرمایه اجتماعی است که سبب تبادل و انتقال اطلاعات و دانش می‌شود. شبکه­هایی که در آن‌ها ارتباطات و تعاملات میان اعضاء شدت بیشتری دارد، تعامل اعضا با یکدیگر و انتقال دانش و برقراری روابط مؤثر کاری بیشتر است (بورکس و نافیکو[ix]، 121-2006) توانایی مدیریتی می‌تواند خطرات شرکت را با اینگونه تعاملات کنترل نموده و حتی در جهتدستیابی به اهداف شرکت هدایت نماید.

پژوهش­های پیشین به بررسی توانایی مدیریت در ابعاد درونی و بیرونی، راهبری شرکتی به‌عنوان یکی از ابزارهای ساختاری مدیریتی پرداخته‌اند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه توانایی مدیریت با اجزاء مدیریت ریسک یکپارچه در شرکت­ها می­باشد. آیا توانایی مدیریت و ارتقاء آن می­تواند تأثیری مثبتی در اجزاء مدیریت ریسک شرکت­ها داشته، در شناسایی و کاهش خطرات ناشی از ریسک یکپارچه و اجزاء مورد بررسی آن شامل ریسک استراتژی، ریسک قوانین و مقررات، گزارشگری و عملیاتی شرکت‌ها مؤثر واقع گردد. در این راستا میزان تأثیر از ارتقاء در توانایی‌های مدیریت در شرکت­ها تاچه حد می‌تواند، باشد.

 

2- مبانی نظری پژوهش

همان­طور که پیشتر بیان شد، هوش سازمانی به معنای کسب دانش و اطلاعات جامع از همه عواملی استکه بر سازمان تأثیرگذار بوده و راهبری شرکتی نیز به معنای هدایت سازمان در جهت اهداف بلندمدت از پیش تعیین شده برای سازمان می­باشد. ابعاد راهبری شرکتی، شامل بعد مالکیت، بعد مدیریت، بعد نظارت و بعد محیط می­باشد. بعد مدیریتی به‌عنوان یکی از مهمترین ابعاد راهبری شرکتی از بعد ساختاری و بعد محتوی تشکیل شده است. بعد ساختاری شامل تعداد اعضای هیئت‌مدیره، استقلال آنها، نقش دوگانه مدیرعامل و مالکیت مدیریتی است؛ اما بعد محتوی، ویژگی فردی مدیریت است که از سازمان گرفته می­شود. این بعد شامل هوش مدیریتی یا همان هوش سازمانی است و اکتسابی است، شامل 1- برابری رشته تحصیلی مدیریت و کسب‌وکار مربوطه 2- تجربه، سابقه 3- توانایی مدیریت می­باشد. از این‌رو راهبری شرکتی به‌عنوان یکی از مباحث حسابداری شامل هوش اکتسابی مدیریتینیز هست.

1-   توانایی مدیریت و اجزاء مدیریت ریسک یکپارچه در شرکت­ها مبتنی بر نظریه فعال:

طبقفرضیه­ینظارتفعالبهدلیل اینکهحجمثروتسرمایه‌گذاری شده، بسیار بالا می­باشد.این بخش از مالکین شرکت به واسطه قابلیت بسیار زیاد در انجام حرفه‌ای تجزیه‌وتحلیل‌های مالی از سایر مالکین متمایز هستند (ملکیان و نیکردان فرد، 1394-150).مدیران با مالکین شرکت تضاد منافع ندارند و منافع خود را در عملکرد کارا و کارآمد می­دانند و استمرار فعالیت مدیریت در شرکت افزایش می­یابد و از این طریق منافع مدیریت تأمین می­شود. در این هنگام نفوذ مدیریت در انجام فعالیت­هایش بیشتر شده در نتیجهبا افزایش کارایی مدیریت،توانایی مدیریت افزایش می­یابد و مدیریت می­تواند سطح بیشتری از خطرات و ریسک­های پیرامون شرکت را مدیریت نموده و به فرصت­هایی برای شرکت تبدیل نماید.

2-   توانایی مدیریت و اجزاء مدیریت ریسک یکپارچه در شرکت­ها مبتنی بر نظریه نمایندگی:

براساسنظریهجنسنومکلینگ[x]، 1967. پایهواساسمطالعاتحاکمیتشرکتیتئورینمایندگیاست. درشرکت­هایسهامیعام،سهامداراناختیار تصمیم‌گیریرابهمدیران (نمایندگانخود)تفویضمی‌نمایند (مرادی وامیدفر، 1395-65).بین اهداف مدیر و مالکان تضاد منافع وجود دارد و مدیریت با پیچیده‌تر نشان دادن عملیات شرکت، مالکیت را به این حجت می­رساند که با تغییر مدیریت احتمال خطر ورشکستگی و عدم توانایی در شناسایی ریسک­های پیرامونی شرکت توسط مالکین وجود دارد و مالکین اثر معکوسی بر کنترل و مدیریت ریسک­های موجود دارند و هرگونه تغییر در مدیریت منجر بهبروز خطرات بیشتری پیش رو شرکت می­شود.

اولین مؤلفه در مدیریت ریسک یکپارچه، ریسک استراتژی در شرکت­هاست. این ریسک به دنبال افزایش عملکرد و ارزش سازمان در دو بعد درون سازمانی مانند استراتژی فروش و برون سازمانی مانند عوامل اقتصادی و صنعت می‌باشد، هوش سازمانی مدیریت می‌تواند با ارزیابی و شناخت به موقع رویدادهای منفی (رویدادهای در خلاف اهداف استراتژی سازمان) و کسب اطلاعات و دانش کافی تصمیمات لازم را اتخاذ نماید. تنوع در تولید محصولات و تقسیم سود و ترکیب تأمین مالی از عوامل مؤثر در ریسک استراتژی می­باشد. گزارشگری مالیبه عنوان دومین مؤلفه در مدیریت ریسک یکپارچهبرای­ ارائه گزارشات درست و دقیق در جهت حفظ و بقای سازمان ضروری است و تصمیم‌گیری‌های مالی و سایر تصمیمات در شرکت با تکیه بر گزارشات مالی ارائه شده، صورت می‌گیرد. مدیریت توانمند می‌تواند، سیستم کنترل­های داخلی مؤثری را برای کاهش خطرات ناشی از ارائه گزارشات نادرست و نامربوط برقرار سازد و در نتیجه احتمال خطر حسابرسی را کاهش دهد. سومین مؤلفه ریسک قوانین و مقررات مالیاتی می‌باشد. قوانین مقررات مالی شامل مجموعه قوانین مجلس و مقررات هیئت دولتمی‌باشد و عدم توانایی مدیریت و انتخاب رویه‌های نادرست در مجموعه قوانین تجارت، قانون کار، مالیات­ها و تأمین اجتماعی می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری را بر شرکت تحمیل نماید. چهارمین مؤلفه، ریسک عملیاتیاست و هدف از اجرای این ریسک افزایش کارایی کارکنان می‌باشد. توانمندی مدیریت در ارزیابی عملکرد کارکنان، شناخت و همچنین انتخاب رویه‌های مناسب در راستای افزایش کارایی و کاهش ناتوانایی­های کارکنان باعث کاهش خطرات ناشی از ریسک عملیاتی در شرکت می­شود. توانایی مدیریت می‌تواند از عوامل مؤثر در نحوه ارزیابی، شناسایی و پیشگیری ریسک­های درونی و بیرونی در واحد تجاری باشد (رضاییو فیروزعلیزاده، 1395-123).

 

3-پیشینه پژوهش

چن و همکاران[xi] (٢٠١٥) در مطالعه خود با عنوان «آیا توانایی مدیریت به موفقیت نوآورانه شرکت کمک می‌کند؟» به این نتیجه رسیدند که توانایی مدیران یکی از اجزای اصلی موفقیت در تصمیم‌گیری‌های نوآورانه بوده و دارای ارتباط مثبتی با ارزش بازار شرکت­هاست.

کازارو و همکاران[xii] (2018). به بررسی رابطه عدم اطمینان محیطی و عملکرد بین‌المللی شرکت­ها بر پایه دیدگاه عدم اطمینان توانایی مدیریت پرداختند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین‌المللی شدن شرکت­ها تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت­ها در حال ظهور دارد و عدم اطمینان توانایی مدیریت به شرکت­های درحال‌توسعه در بازار کمک می‌کند که فعالیت‌‌های خارج از منطقه اصلی خود را افزایش دهند.

جاسمودیان و نقشبندی[xiii] (2018). به بررسی رابطه نقش دانش و نوآوری باز با توانایی مدیریتی در شرکت‌های چند ملیتی مستقر در فرانسه پرداختند. نتایج حاصل از بررسی‌ها نشان داد، دانش و نوآوری باز در تقابل با توانایی مدیریت نقش حیاتی دارد و سطح بالاتر از مدیریت دانش‌محور می‌تواند منجر به بهبود توانایی مدیریت در شرکت‌ها گردد.

 مارتینسور و هاورفالت[xiv] (2018). به بررسی توانایی مدیریت در ارزش‌گرایی و تغییر یکپارچه در شرکت پرداختند. نتایج نشان داد، نیاز به ارتقاء مدیریت برنامه­ها به سمت افزایش ارتقاء سازمانی از طریق ارزش‌گرایی، یکپارچه در سازمان وجود دارد.

جیانی و هوو[xv] (2018). به بررسی رابطه بین قابلیت نوآوری و عملکرد شرکت در شرکت‌های بیمه پرداختند. نتایج نشان داد، رهبری تأثیرگذار مدیریت و نوآوری در توانایی مدیریت بیشترین تأثیر را بر نتایج کارایی شرکت، در نتیجه دستاوردهای بهتری برای مدیریت خواهد داشت.

ژانگ و همکاران[xvi] (2018). به بررسی تأثیر ریسک برون‌سپاری پروژه­های شرکت، بر توانایی علمی مدیریت پرداختند. شواهد تجربی نشان داد که سیستم اجتماعی، سیستم فنی مدیریت، بر رضایت پروژه تأثیر می‌گذارد. با این حال، سطوح فرهنگی، تکنولوژی و ساختارهای توانایی علمی مدیریت، میزان حداقلی خطرات منفی موجود در سیستم اجتماعی، سیستم فنی و مدیریت پروژه را کاهش می‌دهد. همچنین بر انواع ریسک­ها و قابلیت­های علمی مدیریتی در دستیابی به مدیریت ریسک مؤثر می­باشد.

دمرجیان و همکاران (٢٠١٣) به بررسی رابطه بین توانایی مدیریت و کیفیت سود پرداختند. آن­ها از چهار عامل تجدید ارائه صورت­های مالی، ثبات سود، پیش‌بینی مطالبات مشکوک الوصول و کیفیت اقلام تعهدی استفاده نمودند. از متغیرهای حسابداری به عنوان معیار اندازه‌گیری توانایی مدیریت استفاده کردند. آن­ها در پژوهش­های خود به این نتیجه رسیدند که توانایی مدیریت با هرکدام از چهار معیار ارتباط مستقیمی دارند.

فرج‌زاده‌دهکردی و حیدری (1396). به بررسی رابطه توانایی مدیریت با حق‌الزحمه و اظهارنظر حسابرسی پیرامون تداوم فعالیت پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد. با افزایش میزان توانایی مدیران، حق‌الزحمه حسابرسی و احتمال وجود بند ابهام در تداوم فعالیت در گزارش حسابرسی واحد تجاری کاهش می‌یابد؛ و توانایی مدیریت عاملی تأثیرگذار بر تصمیمات حسابرسان است.

مشایخی و عظیمی (1395). به بررسی تأثیر توانایی‌های مدیریت بر رابطه بین مدیریت سود واقعی و عملکرد آتی شرکت پرداختند نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین مدیریت سود واقعی و عملکرد آتی شرکت رابطه منفی وجود دارد و توانایی مدیریت این رابطه منفی را کاهش نمی­دهد.

فروغی و همکاران (1395). به بررسی توانایی مدیریتی، کارایی سرمایه‌گذاری و کیفیت گزارشگری مالی پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد. مدیران توانا تمایل به سرمایه‌گذاری بیش از حد دارند و همچنین کیفیت گزارشگری مالی باعث کاهش تأثیر مثبت توانایی مدیریتی بر سرمایه‌گذاری بیش از می‌شود.

 

4-فرضیه‌های پژوهش

4-1-فرضیه اول: بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک یکپارچه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

4-2-فرضیه دوم: بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک استراتژیک رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

4-3-فرضیه سوم: بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک عملیاتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

4-4-فرضیه چهارم: بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک گزارشگری رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

4-5-فرضیه پنجم: بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک رعایت قوانین و مقررات رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.

 

5-مدل پژوهش و اندازه‌گیری متغیرهای آن

5-1-آزمون فرضیه اول:الگو تحقیق برای آزمون فرضیه اول در رابطه 1 به‌ صورت زیر می­باشد:

ERiskit = α0 + β1MgrAbilityit + β2CFOit + β3LEVit + β4MktSizeit + β5ROAit + β6Sizeit + εit                               (1)

 

5-2-آزمون فرضیه دوم: الگو تحقیق برای آزمون فرضیه دوم در رابطه 2 به‌ صورت زیر می­باشد:

SRit = α0 + β1MgrAbilityit + β2CFOit + β3LEVit + β4MktSizeit + β5ROAit + β6Sizeit + εit                                   (2)

 

5-3-آزمون فرضیه سوم: الگو تحقیق برای آزمون فرضیه سوم در رابطه 3 به‌ صورت زیر می­باشد:

ORit = α0 + β1MgrAbilityit + β2CFOit + β3LEVit + β4MktSizeit + β5ROAit + β6Sizeit + εit                                   (3)

 

5-4-آزمون فرضیه چهارم: الگو تحقیق برای آزمون فرضیه چهارم در رابطه 4 به‌ صورت زیر می‌باشد:

RRit = α0 + β1MgrAbilityit + β2CFOit + β3LEVit + β4MktSizeit + β5ROAit + β6Sizeit + εit                                   (4)

 

5-5-آزمون فرضیه پنجم: الگو تحقیق برای آزمون فرضیه پنجم در رابطه 5 به‌ صورت زیر می­باشد:

CRit = α0 + β1MgrAbilityit + β2CFOit + β3LEVit + β4MktSizeit + β5ROAit + β6Sizeit + εit                                   (5)

 

 

 

جدول 1 محاسبه متغیرهای پژوهش

نوع متغیر

نام متغیر

نماد متغیر

نحوه محاسبه

وابسته

ریسک یکپارچه

ERisk

(6)ERiskit = SRit + ORit + RRit + CRit

مدیریت ریسک استراتژیک

SR

(7)βit =  (8)SRit =

 

Sales: فروش

Ri: بازده سالانه سهام شرکت

Rm: بازده سالانه بازار

SR: مدیریت ریسک استراتژیک­های فروش

مدیریت ریسک عملیاتی

OR

(9)ORit = (10)Y =

 

Sales: فروش TAt-1: جمع دارایی­ها در ابتدای سال

NE: تعداد کارکنان

OR: مدیریت ریسک عملیاتی

OR: ریسک به‌کارگیری منابع انسانی

 

مدیریت ریسک گزارشگری

مالی

RR

M = AudOp + Restatement(11)

AudOp:هرگاهاظهارنظر حسابرس مشروط، مردود و عدم اظهارنظر باشد، عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر انتساب داده می‌شود.

Restatement:هرگاه صورت­های مالی تجدید ارائه‌شده باشد و این تجدید ارائه با اهمیت باشد، عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر انتساب داده می‌شود. در این پژوهش از نسبت تعدیلات سنواتی سال جاری به سودوزیان انباشته در ابتدای سال به عنوان آستانه اهمیت استفاده می­شود. اگر نسبت مذکور از 2% بیشتر باشد، تجدید ارائه با اهمیت تلقی می­شود.

M = از مجموع اظهارنظر حسابرس و تجدید ارائه صورت­های مالی بدست آمده است.

RRit = (12)

 

مدیریت ریسک رعایت قوانین و مقررات

CR

(13) (ETR)= (14)CR=

= نرخ مؤثر مالیاتی

میانگین نرخ مؤثر مالیاتی

 = انحراف معیار نرخ مؤثر مالیاتی

کنترلی

اندازه شرکت

Size

برابر است با لگاریتم طبیعی جمع دارایی­های شرکت

جریان نقد عملیاتی

CFO

نسبت جریان نقد ناشی از فعالیت­های عملیاتی به جمع دارایی­ها در ابتدای سال

اهرم مالی

LEV

نسبت جمع بدهی­ها به جمع دارایی­ها

اندازه بازار

MktSize

لگاریتم طبیعی فروش کل صنعت

بازده دارایی­ها

ROA

نسبت سود خالص به جمع دارایی­ها در ابتدای سال

مستقل

 

 

 

 

مستقل

توانایی مدیریت

MgrAbility

: گام یک

(15)Max ϴ=

مدل فوق به روش تحلیل پوششی داده‌ها،BCC خروجی محور

Salesit: فروش سال جاری

CoGSit: بهای تمام‌شده کالای فروش رفته

SG&Ait: هزینه­های عمومی، اداری و فروش

PPEit: اموال، ماشین­آلات و تجهیزات در ابتدای سال

Intanit: خالص دارایی­های نامشهود در ابتدای سال

: گام دو

(16)FEit = α0 + β1Sizeit + β2MSit + β3FCFIit + β4Ageit + εit

FEit=Max ϴ، ضریب کارایی از مدل فوق

MSit=سهمفروششرکتکهبرابراستبانسبتفروششرکتبهفروشکلصنعت

FCFIit: در صورتی که جریان نقد آزاد شرکت مثبت باشد برابر با یک و در غیر این صورت برابر صفر است که جریان نقد آزاد برابر است با جریان نقد عملیاتی پس از کسر وجه نقد پرداخت‌شده بابت مالیات و سود سهام پرداختی و هزینه مالی پرداختی

Ageit: عمر شرکت که برابر است با لگاریتم طبیعی تعداد سال­های فعالیت شرکت

εit: توانایی مدیریت

منبع:یافته‌های پژوهشگر

 

 

 

6-روش‌شناسی پژوهش

در این نوع پژوهش از تحقیق توصیفی - همبستگی استفاده می­شود. در این پژوهش چون هدف بررسی ارتباط بین متغیرهای مستقل و وابسته است از این نوع پژوهش استفاده می­شود. به کمک رگرسیون چند متغیره و ضریب تعیین با استفاده از DEA،E-viwes 10 به آزمون فرضیات پرداخته شد. جامعه آماری اینپژوهش شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می­باشند.در این پژوهش برای نمونه­گیری از روش غربالگری[xvii] استفاده شد، در صورتی که هر عضو جامعه واجد یکی از شرایط نباشد از جامعه حذف و در نهایت باقیمانده جامعه، نمونه را تشکیل می‌دهد.این شرایط عبارتند از:

1)   پایان سال مالی شرکت‌ها 29 اسفند باشد و طی دوره زمانی مورد نظر تغییر فعالیت یا تغییر سال مالی نداده باشند.

2)   به منظور همگن شدن نمونه آماری در سال‌های مورد بررسی، قبل از سال 1388 در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته‌شده باشند.

3)   داده‌های موردنظر برای آن‌ها در دسترس باشد.

4)   شرکت‌های انتخاب‌شده جز بانک‌ها و مؤسسه‌های مالی نباشند.

5)   بیش از سه ماه وقفه معاملاتی نداشته باشند.

بر اساس این شرایط، از بین شرکت‌های مربوط به جامعه آماری طی دوره زمانی 1388-1395، تعداد 78 شرکت از چند صنعت که واجد شرایط فوق بوده‌اند از میان صنایع مختلف به عنوان نمونه انتخاب‌شده‌اند.

 

7-آمار توصیفی

آمار توصیفی متغیرهای پژوهش که با استفاده از داده­های 78 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی بین سال­های 1388 تا 1395 اندازه­گیری شدند، شامل تعداد مشاهدات، میانگین، انحراف معیار، کمینه، بیشینه و ضریب چولگیکه در جدول 2 ارائه‌شدهاست.

همان­طور که در جدول 2 مشاهده می­شود آمار­های توصیفی شامل میانگین، بیشینه، کمینه، انحراف معیار و ضریب چولگی می­باشد که معروف­ترین و در عین حال پرمصرف­ترین شاخص­های آمار توصیفی­اند. میانگین، متوسط داده­ها را نشان می­دهد. چولگی شاخص تقارن داده­ها و نشان­دهنده وضعیت آن‌ها نسبت به توزیع نرمال است. با توجه به مطالب فوق و با نگاهی به جدول 2 می­توان دریافت که میانگین عمده متغیرها فاصله چندانی باهم ندارند. با در نظر گرفتن انحراف معیار متغیرها مشخص می­شود که توزیع متغیر مدیریت ریسک یکپارچه از پراکندگی بیشتری نسبت به توزیع نرمال برخوردار است. با در نظر گرفتن ضریب چولگی متغیرها مشخص می­شود که توزیع متغیرهای عمر شرکت و جریان نقد آزاد از چولگی به سمت چپ (چولگی منفی) برخوردار هستند؛ این بدان معنا است که توزیع این متغیرها کاملاً متقارن نبوده و در مقایسه با توزیع نرمال، حجم بیشتری از داده­های مشاهده ‌شده کمتر از مقدار میانگین آن‌ها است. برای سایر متغیرها چولگی به سمت راست (چولگی مثبت) بوده و عکس موارد ذکرشده دلالت می­کند.

 

جدول2 آمار توصیفی

نماد متغیر

مشاهدات

میانگین

بیشینه

کمینه

انحراف معیار

ضریب چولگی

ضریب کشیدگی

ERISK

624

822/0

195/9

-547/8

196/3

246/0

714/2

SR

624

000/0

458/2

-204/2

936/0

670/0

538/2

OR

624

000/0

470/2

-044/2

936/0

805/0

692/2

RR

624

035/0

475/2

-475/2

812/0

078/0

478/3

CR

624

713/0

475/2

000/0

594/0

281/1

143/4

AGE

624

489/3

143/4

303/2

434/0

-751/0

581/2

CFO

624

141/0

148/1

-409/0

172/0

102/1

213/6

FCFI

624

545/0

000/1

000/0

948/0

-180/0

032/1

FE

624

607/0

000/1

082/0

275/0

172/0

667/1

LEV

624

627/0

661/1

089/0

226/0

484/0

135/4

MGRABILITY

624

000/0

561/0

-763/0

158/0

179/0

989/4

MKTSIZE

624

329/30

561/33

243/27

699/1

539/0

094/2

MS

624

128/0

807/0

000/0

157/0

827/1

440/6

ROA

624

155/0

277/1

-104/1

0213/0

804/0

998/8

SIZE

624

449/27

270/32

320/24

429/1

852/0

918/3

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8-آزمون فرضیات و نتایج آن

جدول 3 نتایج آزمون فرضیات

فرضیه سوم

فرضیه دوم

فرضیه اول

نام متغیر

احتمال

ضریب

احتمال

ضریب

احتمال

ضریب

0002/0

096/1

0001/0-

029/1

002/0

-881/128-

ضریب ثابت

0001/0

093/0

0002/0

207/0

002/0

193/2

MgrAbility

1410/0

0019/0-

0001/0

025/0-

670/0

416/0

CFO

0004/0

038/0-

6/118

099/0

093/0

-991/1

LEV

0002/0

0092/0

0003/0

-0004/0

001/0

075/3

MktSize

000/0

131/0

0002/0

236/0

001/0

005/4

ROA

0001/0

017/0-

14/66-

-007/0

004/0

348/1

SIZE

22/24826

01/829326

144/4

آمارهF

7537/0

916/0

389/0

ضریب تعیین

1482/2

280/2

782/1

دوربین واتسون

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

8-1-نتایج آزمون فرضیات اول تا سوم:

با توجه به جدول 3، عدم خودهمبستگی سریالی بین باقیمانده‌ها از طریق ضریب آماره دوربین واتسون آزمون می­گردد. ضریب این آماره برای فرضیات اول تا سوم به ترتیب (782/1، 280/2، 1482/2) می­باشد و حاکی است، خودهمبستگی سریالی بین باقیمانده‌ها وجود ندارد. ضریب آماره اف فیشر برای فرضیات اول تا سوم به ترتیب(144/4، 01/829326 و 22/24826) نشان‌دهنده معناداری کل الگو می­باشد. ضریب تعیین برای فرضیات اول تا سوم به ترتیب (389/0، 916/0، 7537/0) و بیانگر آن است که تغییراتحاصله در متغیر وابسته می‌تواند توسط متغیرهای مستقل و معنادار در این الگوها توضیح داده شود. با توجه به ضریب توانایی مدیریت در فرضیات اول تا سوم (193/2، 207/0، 093/0) و سطح معناداری آن (002/0، 0002/0،0001/0) می­توان گفت فرضیات اول تا سوم این پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد تأیید می­شود؛ و بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک یکپارچه و ریسک استراتژی و ریسک عملیاتی رابطهمثبت معناداری وجود دارد. فرضیه اول پانل[xviii] و فرضیات دوم و سوم پول[xix]هستند.

 

8-2-نتایج آزمون فرضیات چهارم و پنجم:

با توجه به جدول 4، عدم خودهمبستگی سریالی بین باقیمانده­ها از طریق ضریب آماره دوربین واتسون آزمون می­گردد. ضریب این آماره برای فرضیات چهارم و پنجم به ترتیب (042/2، 0097/2) می­باشد و حاکی است، خودهمبستگی سریالی بین باقیمانده‌ها وجود ندارد. ضریب آماره اف فیشر برای فرضیات چهارم و پنجم به ترتیب(6162/ 2، 7739/ 12) و نشان‌دهنده معناداری کل الگو می­باشد. ضریب تعیین برای فرضیات چهارم و پنجم به ترتیب (1687/0، 2910/0) و بیانگر آن است که تغییرات حاصله در متغیر وابسته می‌تواند توسط متغیرهای مستقل و معنادار در این الگوها توضیح داده شود. با توجه به ضریب توانایی مدیریت در فرضیات چهارم و پنجم (2122/0، 0520/0-) و سطح معناداری آن (0200/0، 4274/0) می­توان گفت فرضیات چهارم و پنجم این پژوهش در سطح اطمینان 95 درصد تأیید می­شود؛ و بین توانایی مدیریت و ریسک گزارشگری و ریسک قوانین و مقررات رابطهمثبت معناداری وجود دارد. فرضیات چهارم و پنجمپانل هستند.

 

جدول 4نتایج آزمون فرضیات

فرضیه پنجم

فرضیه چهارم

نام متغیر

احتمال

ضریب

احتمال

ضریب

439/0

8970/1

8033/0

2951/0

ضریب ثابت

4274/0

-0520/0

0200/0

2122/0

MgrAbility

9504/0

0066/0

1045/0

2318/0

CFO

0003/0

4945/0-

0064/0

4766/0

LEV

0001/0

1982/0-

5194/0

043/0-

MktSize

4628/0

6903/0

2412/0

1309/0-

ROA

0004/0

1854/0

5573/0

4070/0

SIZE

7739/12

6162/0

آمارهF

2910/0

1687/0

ضریب تعیین

0097/2

042/0

دوربین واتسون

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

9- بحث و نتیجه‌گیری

فرضیه اول: درفرضیه اول تحقیق به دنبال بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر مدیریت ریسک یکپارچه بود. می‌توان ادعا کرد که میان توانایی مدیریت و مدیریت ریسک یکپارچه رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. هر چه میزان توانایی مدیریت در شرکت‌ها بالاتر باشد توانایی مدیریت ریسک یکپارچه شرکت افزایش می‌یابد و مدیران شرکت‌ها توانایی شناسایی تهدیدات پیش رو شرکت­ها و تبدیل آن­ها را به فرصت‌های در راستای اهداف کلی شرکت فراهم می‌آورند. این نتایج مطابق انتظارات و مطالعات گوردون و همکاران (2009)فروغی و همکاران (1395) وچن و همکاران (٢٠١٥)، می‌باشد.

فرضیه دوم: فرضیه دوم پژوهش به دنبال بررسی رابطه مثبت بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک استراتژی پرداخت. با توجه به نتایج این فرضیه، با افزایش توانایی­های مدیریت، مدیریت ریسک استراتژی در واحد تجاری افزایش می­یابد. هدف از اجرای ریسک استراتژی افزایش توان رقابتی واحد تجاری در مقایسه با رقبای شرکت می­باشد. این مزیت رقابتی می‌تواند خطر ورشکستگی در شرکت را کاهش دهد؛ بنابراین با عنایت به نتایج فرضیه دوم، شرکت‌ها می‌توانند با افزایش توان مدیریتی از طریق آموزش در مدیران سطوح بالا واحد تجاری احتمال این خطر را تا حدود زیادی کاهش دهند. نتایج بدست آمده با نتایج آندرو و همکاران (2013) مطابق بوده است.

فرضیه سوم: فرضیه سوم وجود رابطه مثبت و معنادار بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک عملیاتی را مورد بررسی قرارگرفت. با توجه به اینکه هدف از ریسک عملیاتی در شرکت‌ها افزایش کارایی و عملکرد می‌باشد با افزایش توانایی­های مدیریت، شناسایی ریسک کارایی و عملکرد در شرکت افزایش یافته و مدیریت می­تواند با بهره‌گیری از فنون مدیریت ریسک عملیاتی،به شناسایی تهدیدات پیش رو شرکت را افزایش دهد و کارایی و عملکرد شرکت را بهبود بخشد. نتایج بدست آمده مطابق انتظارات و همچنین مطابق با مطالعات گوردون و همکاران (2009)، فروغی و همکاران (1395) و چن و همکاران (٢٠١٥)، می‌باشد.

فرضیه چهارم: در این فرضیه به بررسی رابطه مثبت و معنادار بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک گزارشگری پرداخت. هدف از اجرای ریسک گزارشگری تهیه اطلاعات درست و دقیق در سازمان می‌باشد که از طریق اجرای کنترل­های داخلی اثربخشامکان‌پذیر است. افزایش در توانایی­های مدیریت باعث ایجاد و طراحی کنترل­های داخلی قوی و مؤثر در سازمان گشته و در نهایت ریسک گزارشگری سازمان را تا حدود زیادی کاهش داده و تهیه اطلاعات حسابداری دقیق و درستی را در سازمان مهیا می‌سازد.

فرضیه پنجم: فرضیه پنجم به بررسی رابطه مثبت و معنادار بین توانایی مدیریت و مدیریت ریسک رعایت قوانین و مقررات پرداخت. با افزایش فعالیت­های شرکت با محیط بیرونی و تعاملات تجاری واحدهای تجاری باید مجموعه قوانین و مقررات را رعایت نمایند. این اهداف از طریق اجرای ریسک رعایت قوانین و مقررات صورت می‌گیرد. در محیط تجاری امروزی سازمان­ها در معرض بسیاری از عملکردهای ناشی از عدم رعایت قوانین و مقررات قرار می‌گیرند، اجرای ریسک رعایت قوانین و مقررات به دنبال کاهش این خطرات می‌باشد. افزایش در توانایی مدیریت باعث شناسایی بهتر و طراحی روش­های پیشگیرانه‌تر و اجرای آنها در سازمان­ها می‌شود. نتایج این پژوهش با نتایج چن و همکاران (2015) مطابقت دارد.

با توجه به نتایج فرضیات، شرکت­هاهمواره به دنبال افزایش توانایی مدیران خودمی­باشند تا بتوانند ریسک‌های پیش رو شرکت را سریعتر شناسایی و با توجه به راهکارهای موجود این تهدیدات را به فرصت­ها تبدیل نمایند. در نظریه‌های سنتی ریسک یک تهدید درونی یا بیرونی برای شرکت محسوب می‌شود؛اما با توجه به تغییر دیدگاه ورویکردجدیدمدیریت‌ ریسک یکپارچه می‌توان این تهدیدات را به موقعیت­های مطلوب تبدیل نمود. نتایج نشان می‌دهد که افزایش توانایی مدیریت منجر به افزایش مدیریت ریسک یکپارچه خواهد شد. ظرفیت مدیران در بکارگیری توانایی خود در عمل یک راه‌حل مناسب اداره مدیریت ریسک و اجزاء آن می­باشد. بر این اساس با توجه به یافته فرضیه اول این پژوهش پیشنهاد می‌شود، در مدیران شرکت­ها هنگام طراحی استراتژی­های مورد نیاز شرکت در جهت کاهش ریسک­های داخلی و پیرامونی شرکت، اثرات توانایی‌های مدیریتی را در سیاست­های کلان شرکت لحاظ نمایند. هدف از اجرای ریسک استراتژیک در سازمان بهبود مزیت رقابتی در شرکت و کاهش احتمال ورشکستگی می­باشد، با تأیید فرضیه دوم، وجود مدیران توانمنددر تصمیم­گیری­های تسریع و به هنگام تا حدود زیادی موجب افزایش ظرفیت رقابتی و کاهش احتمال ورشکستگی در سازمان می­گردد. فرضیه سوم نشان داد، با بکارگیریمدیران توانمند و استفاده از دیدگاه­های آنها هنگام گزینش و استخدام کارکنان کاردان و مستعد، می‌توان نا حدود زیادی ریسک عملیاتی در شرکت را کاهش داد. یکی از عوامل تعیین‌کننده در گزارشگری مالی نظرات مدیران شرکت­ها می­باشد. رابطه مثبت و معنادار بین توانایی مدیریت و ریسک گزارشگری مالیدر فرضیه سوم نشان داد، بکارگیری مدیران با توانایی بیشتر در تصمیم‌گیری‌های مالی و حسابداری احتمال ریسک گزارشگری در شرکت‌ها کاهش می­یابد. هدف بسیاری از مدیران شرکت‌ها فعالیت در بازارهای بین‌المللی می­باشد، حضور در این بازارها مستلزم رعایت قوانین و مقررات حاکم بر این جوامع می‌باشد. مدیران توانمند با تکیه بر دانش و هوش سازمانی خود در رفع مسائل و مشکلات پیش روی شرکت اقدام می­نمایند و موجب کاهش ریسک عدم رعایت قوانین و مقررات در شرکت می­شوند.

 

 

 

 



[1]- گروه حسابداری، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران. نویسنده مسئول. Farzin.rezaei@qiau.ac.ir

[2]- مربی، مؤسسه آموزش عالی ارشاد دماوند، دماوند، ایران.

[3]- گروه حسابداری مدیریت، مؤسسه آموزش عالی تاکستان، تاکستان، ایران.



1 Hannan& Freeman

[ii]Wasserman & et.al

[iii]Hambrick & Mason

[iv]Mackey

[v] Intelligence Quotient

[vi] Social or Managerial quotient

[vii] Emotional Quotient

[viii] Cultural Quotient

[ix]Brooks & Nafukho

[x]Jensen & Meckling

[xi] Chen&et.al

[xii] Cazzura&et.al

[xiii] Jasimuddian&.Naqshbandi

[xiv] Martinsuo&Hoverfält

[xv] Jayaniand Hui

[xvi]. Zhang&et.al

1 Screening

[xviii] Panel

[xix] Pool

1)     استیفانی، سوما، (1395)، "رابطه بین مدیریت دانش و هوش سازمانی"، پیام آینده نشریه بانک آینده6، صص 31-35.
2)     تاری­وردی، یدالله و زهرا دامچی­جلودار، (1391)، "رابطه مدیریت ریسک و عملکرد شرکت"، پژوهش‌هایحسابداری مالی و حسابرسی،15، صص 43-62.
3)     درگاهی، حسین، حجت رحمانی، زهرا بیگدلی، اسماعیل جوادی قلعه و نگار یوسف زاده، (1394)، "هوشمدیریت: یکمطالعهمرورینظام­مند بررویمدیرانآزمایشگاه‌هایبالینی"، فصلنامهآزمایشگاهوتشخیص، 27، صص 11-24.
4)     سازمانبورس اوراق بهادار، (ترجمه 138)، "چارچوب یکپارچه مدیریت ریسک (1)"، سازمانبورس اوراق بهادار، صص 84-1.
5)     شمس مورکانی، غلامرضا، منصوره مشایخی و سعید سلیمانی، (1393)، "تبییننقشهوش سازمانیدرارتقایعملکردسازمانی: مطالعه موردیمدیران دبیرستان‌هایشهرتهران"، فصلنامۀروانشناسیتربیتی، 31، صص 165-189.
6)      رحیمیان، ن وزمانی فرد، ن، (1393)، "چارچوب­های کنترل­های داخلی و مدیریت ریسک در سازمان­های دولتی و غیرانتفاعی"، ماهنامه حسابرسان داخلی، 1(3)، صص 8-20.
7)     رضایی، فرزین و اکرم فیروزعلیزاده، (1395)، "رابطه رقابت در بازار محصولات و صنعت و مدیریت ریسک یکپارچه با تصمیمات سرمایه‌گذاری کارا و ناکارا مدیران"، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، موسسه آموزش عالی تاکستان.
8)     رضایی، فرزین و الهام نورمحمدی، (1395)، "رابطه توانایی مدیریت با مدیریت ریسک یکپارچه شرکت­ها"، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، موسسه آموزش عالی تاکستان.
9)     سعادت جوی اوردکلو، م و رحیمی، ع، (1393)، "مدیریت ریسک و کاربرد آن در بازار سرمایه با استفاده از مدل ریسک سنجی ارزش در معرض خطر"، فصلنامه مدیریت صنعتی دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، 9، صص 59- 73.
10) فرج زاده دهکردی، حسن و ناهید حیدری، (1396)، "بررسی رابطه توانایی مدیریت با حق‌الزحمه و اظهارنظر حسابرسی پیرامون تداوم فعالیت"، پژوهش­های تجربی حسابداری، (23)6، صص 221-239.
11) فروغی، داریوش، هادی امیری و امین ساکیانی، (1395)، "توانایی مدیریت، کارایی سرمایه و کیفیت گزارشگری مالی"، پژوهش­های تجربی حسابداری، (21)6، صص 63-89.
12) ماژین، مریم لاله، حسن زلقی، مرتضی بیات و علی سبحانی، (1396)، "تأثیر مالکیت دولتی بر عملکرد شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران"، پژوهش‌هایحسابداری مالی و حسابرسی،9(36)، صص 151-170.
13) مرادی، مهدی و یگانه السادات افشارایمانی، (1396)، "رابطه بین هوش هیجانی، هوش معنوی و عملکرد حسابرس"، پژوهش­هایحسابداری مالی و حسابرسی،9(35)، صص 41-64.
14) مرادی، مهدی و مهدی امیدفر، (1395)، "بررسیرابطهبینمالکیتوتصمیمبهتغییرحسابرسدر بورساوراقبهادارتهران"، دوفصلنامه اقتصاد پولی - مالی، 23(12)، صص 64- 90.
15) ملکیان، اسفندیار و بیتا نیکروان، (1394)، "بررسیتأثیرمالکاننهادیودولتیبردستمزدحسابرسیمستقلدرشرکت­هایپذیرفتهشدهدربورساوراقبهادارتهران"، مجله‌ی پیشرفت­های حسابداری دانشگاه شیراز، 7 (1)، 3/168، صص 139-166.
16)  مشایخی، بیتا و عابد عظیمی، (1395)، "بررسی توانایی مدیریت بر رابطه بین مدیریت سود واقعی و عملکرد آتی شرکت"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، 23(2)، صص 253-267.
1)      Alvaro curevo Cazzura, Luciano Ciravegna, Mauricio Melgarejo, Luis Lopz. (2018), “Home Country Uncertainty and the Internationalization-Performance Relationship; Building and Uncertaitnty Manegemt Capability”. http:// Available online at www.sciencedirect.com.
2)      Andreou, p., D. Ehrlich, and C. louca. (2013), “Managerial Ability and Firm Performance: Evidence from the Global Financial Crisis”, Working Paper. Online:Available at http://www.mfsociety.org.
3)      Brooks, K. & Nafukho, F.M. (2006), “Human Resource Development, Social Capital, Emotional Intelligence: any Link to Productivity?”, Journal of European Industrial Training, 30(2), PP. 117-128
4)      Chen, Y., Podolski, Edward J., Madhu V., (2015), “Does Managerial Ability Facilitate Corporate Innovative Success?”, Journal of Empirical Finance, Forthcoming.http:// Available online at www.sciencedirect.com.
5)      Demerjian, P., Lev, B. Lewis, M. and MacVay, S., (2013), “Managerial Ability and Earnings Quality”, The Accounting Review, 88(2), PP. 463-498.
6)      Demerjian, P., B. Lev, and S. MacVay. (2012), “Quantifying Managerial Ability: A New Measure and Validity Test”, Management Science 58(7), PP. 1229-1248.
7)      Hambrick, D., & P. Mason. (1948), “Upper Echelons: The Organization as a Reflection of its top Managers”, The Academy of Management Review, 9, PP.193-206.
8)      Hannan, M., & J. Freeman. (1977), “The Population Ecology of Organizations”, American Journal of Sociology, 82 (5), PP. 929-964.
9)      Gordon,L., Loeb, M.,and Tesng,C. (2009), “Enterprise Risk Management and Firm Performance: A Contingency Perspective”, Journal of Accounting and Public Policy, 28(4), PP. 301-327.
10)  Miia Martinsuo., Päivi Hoverfält. (2018), “Change Program Management: Toward a Capability for Managing Value-Oriented, Integrated Multi-Project Change in its Context”. http://Available online at www.sciencedirect.com.
11)  Mackey, A. (2008), “The Effect of CEOs on Firm Performance”, Strategic Management Journal 29 (12), PP. 1357-1367.
12)  RP.Jayani. Rajapathirana., Yan. Hui. (2018), “Relationship between Innovation Capability, Innovation Type and Firm Performance”. http:// Available online atwww.sciencedirect.com.
13)  Sajjad.m. jasimuddian.,M. Muzamil.Naqshbandi. (2018), “Knowldge-Orinted. Leadership and Open Innovation: Role of Knowledge Management Capability in Farnce- based Multinationals”. http:// Available online at www.sciencedirect.com.
14)  Yajun. Zhang., Shan. Lio., Jing. Tan., Guoyan. Jiang.,Qing. Zhu., (2018), “Effect of Risk on the Performance of Business Prosess outsorching Project: The Moderating Roles of Knowledge Management Capability”. http:// Available online at www.sciencedirect.com.
15)  Wasserman,N., Nohira, N., Anand, B. (2010), “When Does Leadership Matter? A Contingent Opportunities View of CEO Leadership: Handbook of Leadership Theory and Practice”, Harvard Business Publishing,‌Cambridge, MA.
 
 
یادداشت‌ها