تأثیر خودشیفتگی مدیران عامل بر شفافیت گزارشگری مالی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه حسابداری،واحدساری،دانشگاه آزاداسلامی،ساری، ایران.

2 گروه حسابداری،واحدساری،دانشگاهآزاداسلامی،ساری، ایران

3 گروه حسابداری،واحدساری،دانشگاه آزاداسلامی،ساری،ایران.

چکیده

خودشیفتگی یک ویژگی شخصیتی است که فرد در آن تمایل دارد مورد تحسین واقع شده و در مورد خود اغراق و بزرگنمایی نماید. مدیران خودشیفتهبیشتر قادر خواهند بود تا از قدرت و عدم تقارن اطلاعات به­منظور مداخله در گزارشگری مالی نادرست استفاده کنند. در این تحقیق به بررسی تأثیر خودشیفتگی مدیران عامل بر شفافیت گزارشگری مالی پرداخته شده است. با توجه به محدودیت­های تحقیق، 110 شرکت پذیرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. برای اندازه­گیری متغیر خودشیفتگی از اندازه امضاء مدیران عاملو جهت سنجش شفافیت گزارشگری مالی از معیار­ چندبُعدی که دامنه وسیعی از مفاهیم مرتبط با شفافیت را پوشش می­دهد، استفاده گردیده است.مفهوم شفافیت بیان­شده، مشتمل بر هر دو مجرای انتشار اطلاعات عمومی و خصوصی شرکت بوده و هر دو بُعد مقدار و کیفیت اطلاعات را در نظر می­گیرد.نتایج تحقیق نشان می­دهد که خودشیفتگی مدیران عامل اثر منفی بر شفافیت گزارشگری مالی دارد، اما این تأثیر معنادار نشده است. همچنین بین دیگر ویژگی رفتاری مدیران یعنی متغیر اطمینان بیش از حد و شفافیت گزارشگری مالی رابطه منفی و معناداری مشاهده گردیده است.
 

کلیدواژه‌ها


تأثیر خودشیفتگی مدیران عامل بر شفافیت گزارشگری مالی

 

 

رضا طاهری عابد[1]

 

تاریخ دریافت: 10/07/1399            تاریخ پذیرش: 12/09/1399

مهدی علی نژاد ساروکلائی[2]

خسرو فغانی ماکرانی[3]

 

 

چکیده

خودشیفتگی یک ویژگی شخصیتی است که فرد در آن تمایل دارد مورد تحسین واقع شده و در مورد خود اغراق و بزرگنمایی نماید. مدیران خودشیفتهبیشتر قادر خواهند بود تا از قدرت و عدم تقارن اطلاعات به­منظور مداخله در گزارشگری مالی نادرست استفاده کنند. در این تحقیق به بررسی تأثیر خودشیفتگی مدیران عامل بر شفافیت گزارشگری مالی پرداخته شده است. با توجه به محدودیت­های تحقیق، 110 شرکت پذیرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. برای اندازه­گیری متغیر خودشیفتگی از اندازه امضاء مدیران عاملو جهت سنجش شفافیت گزارشگری مالی از معیار­ چندبُعدی که دامنه وسیعی از مفاهیم مرتبط با شفافیت را پوشش می­دهد، استفاده گردیده است.مفهوم شفافیت بیان­شده، مشتمل بر هر دو مجرای انتشار اطلاعات عمومی و خصوصی شرکت بوده و هر دو بُعد مقدار و کیفیت اطلاعات را در نظر می­گیرد.نتایج تحقیق نشان می­دهد که خودشیفتگی مدیران عامل اثر منفی بر شفافیت گزارشگری مالی دارد، اما این تأثیر معنادار نشده است. همچنین بین دیگر ویژگی رفتاری مدیران یعنی متغیر اطمینان بیش از حد و شفافیت گزارشگری مالی رابطه منفی و معناداری مشاهده گردیده است.

 

واژه‌های کلیدی:خودشیفتگی مدیران عامل، اندازه امضاء، شفافیت گزارشگری مالی،مالی رفتاری.

1- مقدمه

بورس اوراق بهادار به­عنوان مکانی برای شکل­دهی جریان تأمین مالی و سرمایه­گذاری نقش عمده­ای را در افزایش تولید کشور دارا بوده و از این طریق در راستای پیشرفت کشور از اهمیتی حیاتی برخوردار می­باشد؛ اما مسئله مهم در این زمینه شکل­دهی درست این جریان توسط نیروهای موجود در بازار است، که این خود منوط به آن می­باشد که پروژه‌هایی با حداکثر بازده توسط سرمایه­گذاران شناسایی گردد. تصمیم­گیری برای شناسایی چنین پروژه­هایی همواره مستلزم استفاده از اطلاعاتی قابل اتکا و مربوط به­منظور استفاده درمدل‌های تصمیم­گیری می­باشد. برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران بالقوه و بالفعل بازار سرمایه، این اطلاعات تنها زمانی مؤثر هستند که دارای کیفیت باشند. زمانیکه بازارهای سرمایه در ابتدای سال ۲۰۰۰ به اوج خود رسیدند، ورشکستگی و رسوایی پاره‌ای از شرکت‌ها به­‌تدریج اعتماد سرمایه‌گذاران را نسبت به مسئولیت گزارش­دهی اطلاعات ضعیف کرد و موضوع اعتماد عمومی به کیفیت اطلاعات گزارش شده مطرح شد.لذا اینمسئلهسبب شد که شفافیت اطلاعات در فرآیند گزارشگری مالی مورد توجه عمیق مجامع حرفه‌ای قرار گیرد (صمدی لرگانی و آراد، 1391، 111).یکی از مواردی که تأثیر­گذار بر شفافیت گزارشگری مالی در شرکت­ها می­باشد، ویژگی­های شخصیتی مدیران از جمله خودشیفتگی است که رفتار و نوع تصمیمات آن­ها را در سازمان تحت­الشعاع قرار می­دهد. خودشیفتگی ترکیب مهمی از صفات و فرآیندهای شخصیت است که با ویژگی­هایی از قبیل بزرگ­بینی در عین شکنندگی خود، اشتغال ذهنی در مورد موفقیت، احساس محق بودن، انتظار مورد تحسین واقع­شدن (آمز و همکاران[i]، 2006، 440)، تخیلات مربوط به قدرت زیاد، زیبایی و موفقیت، حساسیت زیاد به انتقادو تمایل به بهره­کشی از دیگران در روابط بین فردی (روساریو و وایت[ii]، 2005، 1076) مشخص می­شود.با توجه به ویژگی­های شخصیتی مدیران خودشیفته، انتظار می‌روداین مدیران به اقداماتی سوق پیدا کنند که از عرف سرباز زده و در پی توجّه و ستایشدیگرانباشند؛این اقدامات، احتمال فعالیت­های غیراخلاقی مانند دستکاری در صورت­های مالی را افزایش دادهکه در نهایتکاهش شفافیت گزارشگری مالی را موجب خواهد شد.بر این اساس، هدف از اجرای این پژوهش، بررسی تأثیرخودشیفتگی مدیران عاملبر شفافیت گزارشگری مالی شرکت­ها می­باشد. از آنجا که تاکنون پژوهشی در زمینه ارتباط بینخودشیفتگیمدیران عامل با متغیر شفافیت گزارشگری مالی در سطح داخلی و بین­المللی انجام نشده استو همچنین سنجش مفهوم خودشیفتگی با استفاده از اندازه امضاء در هیچ پژوهش داخلی مورد بررسی قرار نگرفته است،لذا بررسی این موضوعات حائز اهمیت بوده و نتایج این پژوهش می­تواند برای پژوهشگران و استفاده­کنندگان اطلاعات مالی مفید واقع گردد.

2-مبانینظری و مروری بر پیشینه پژوهش

2-1-مبانینظری پژوهش

شفافیت، هسته مرکزی گزارشگری مالی مدرن است که به استفاده­کنندگان در شناخت واحد ­تجاری کمک می­کند. تحقیقات پیشین (مانند لنگ و میفیت[iii]، 2011، 123) نشان داده­اند که یکی از مهم­ترین عواملی که موجب جذابیت شرکت از دیدگاه سرمایه­گذاران می­شود، شفافیت است. بر مبنای این تحقیقات، شفافیت در گزارشگری­ مالی سبب افزایش آگاهی و اطمینان سرمایه­گذاران شده و انتظار می­رود که کاهش هزینه سرمایه شرکت را به دنبال داشته باشد. در طرف مقابل، عدم شفافیت می­تواند موجب بدبینی و کژ اخلاقی شده و در نهایت به ارزش­گذاری ضعیف شرکت و عدم اطمینان بینجامد (عرب مازار و همکاران،1390، 23). گرچه شفافیت به­عنوان ویژگی مطلوب گزارش­های مالی عنوان گردیده است، اما تعریف جامعی که مورد پذیرش عموم باشد، از آن ارائه نشده است. بوشمن و همکاران[iv] (2004، 218) شفافیت گزارشگری مالی[v] را به­عنوان: "دسترسی گسترده به اطلاعات مربوط و قابل استناد در مورد عملکرد دوره، موقعیت مالی، فرصت­های سرمایه­گذاری، راهبری، ارزش و ریسک شرکت­هایی که مورد مبادله عموم قرار می­گیرند" تعریف کرده­­اند. از دیدگاه بارث و اسچیپر[vi] (2008، 173) شفافیت گزارشگری مالی به این معنا است که"گزارش­های مالی واحد تجاری، واقعیت­های اقتصادی واحد تجاری را به شیوه­ای که برای استفاده­کنندگان صورت­های مالی قابل درک باشند، ارائه کنند". شفافیت شرکت، اصطلاحی است که توسط افراد مختلف به گونه متفاوتی تفسیر می­گردد. عده­ای از آن به­عنوان مفهوم واحدی مانند اقلام افشاء شده در گزارش فعالیت سالیانه تعبیر می­کنند (سنگوپتا[vii]، 1998، 462). عده­ای معتقدند، شفافیت بهمعنای انتشار اطلاعات از کانالی بهغیر از صورت­های مالی و یا گزارش فعالیت سالیانه مانند کانال مطبوعات است (گرنون و میک[viii]، 1997، 81)، اما برخی نیز بر دیدگاه جامع مبتنی بر محیط اطلاعاتی شرکت تأکید می­کنند (بوشمن و همکاران، 2004، 207). حجم وسیعی از تحقیقات که به­دنبال معیاری برای اندازه­گیری شفافیت گزارشگری ­مالی بوده­اند، این واقعیت را دریافتند که شفافیت ویژگی چند­ بُعدی محیط اطلاعاتی شرکت است که به­صورت مستقیم قابل اندازه­گیری نمی­باشد و بنابراین در جستجوی شاخص­هایی بودند تا با سازه­های تئوریک مرتبط باشند. جهت سنجش شفافیت گزارشگری مالی ممکن است از معیار­های تک ­بُعدی و یا چند ­بُعدی استفاده شود، اما از آنجایی که معیارهای تک ­بُعدی، سازه­هایی هستند که شفافیت را با خطا اندازه­گیری می­کنند (دبوکسی وگیلت[ix]، 2013، 101)، بسیاری از تحقیقات مانند پژوهش­های لئوز­ و همکاران[x] (2003، 507)و بوشمن و همکاران (2004، 207) معیارهای جامعی از شفافیت طراحی کرده­اند که ابعاد مختلف شفافیت گزارشگری مالی را می­سنجند. با توجه به این موضوع که تمامی معیارهای تک­ بُعدی، شاخص­های غیر­مستقیم و به احتمال زیاد مستقل شفافیت گزارشگری مالی می­باشند، معیارهای چند ­بُعدی موجب افزایش توان تشریحی آزمون­ها می­گردند. جهت ارزیابی وسیع ابعاد مختلف شفافیت شرکت در محیط اطلاعاتی شرکت، تعریف بوشمن و همکاران (2004، 207) از شفافیت که توسط یوسفی ­اصل و همکاران (1393، 17) مطابق با شرایط محیطی ایران بومی­سازی شده، در این تحقیق مورد استفاده قرار می­گیرد که دامنه وسیعی از مفاهیم مرتبط با شفافیت را پوشش می­دهد. در ادامه، به خودشیفتگی مدیران عامل به­عنوان یک ویژگی شخصیتی که بر کیفیت و شفافیت گزارشگری مالی شرکت­ها تأثیرگذار است، پرداخته می­شود.

خودشیفتگی[xi] تاریخچه گسترده­ای هم در حوزه روان­شناسی شخصیت و هم در حوزه روان­شناسی بالینی دارد (کمپبل و فاستر[xii]، 2007، 116). خودشیفتگی اولین بار به­عنوان یک سازه بالینی، با نام نوعی اختلال از نوشته­های فروید[xiii] برخاسته؛ و به اختصار اشاره به حالتی ذهنی و روانی دارد که یک انسان به­ دلیل توجه و علاقه زیاد به خود از محیط بیرونی و شرایط سایر افراد غافل می‌شود (بران[xiv]، 1997، 643). واژه خودشیفتگی را در روان‌شناسی فردی،گاه به­جای اصطلاحاتی مانند تحقیرکننده، پوچی و خودپسندی استفاده می‌کنند و گاهی نیز در جامعه‌شناسی آن­ رابه‌جای نخبه‌گرایی و یا بی­تفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران می‌نامند. خودشیفتگی معمولاً دربرگیرنده باور‌ها و حالاتی مانند کم‌ارزش دیدن سایرین در مقایسه با خود، توقع زیاد از دیگران، توجیه اشتباهات خود و به گردن دیگران انداختن آن‌هاو (بران، 1997، 645)، اغراق و میل به مورد تحسین واقع­شدن (ریجسنبیلت و کمندر[xv]، 2013، 414)، حس محق­ بودن، حسادت ورزیدن به دیگران (شفیعی و صفاری­نیا، 1390، 122)، تصور دارا بودن قدرت و موفقیت نامحدود، استفاده از دیگران در جهت پیشرفت و ارتقای خود از ویژگی­های چنین افرادی شمرده می­شود (مک هاسکی[xvi]، 1995، 755). خودشیفتگان در مجموعه­ای از ابعاد همچون هوش، خلاقیت، شایستگی و قدرت رهبری، امتیاز بالایی به خود می­دهند (چن[xvii]، 2010، 37).گروه تحقیقات بالینی مایو به این نتیجه رسیدند افراد دچار اختلال شخصیت خودشیفته، پشت ماسک اعتماد به نفس بیش از حدّشان، یک عزت نفس شکننده و آسیب‌پذیر نسبت به ملایم‌ترین انتقادات دارند. با توجه به اینکه خودشیفتگی یک متغیّر شخصیتی مرتبط با میل به موفقیت نامحدود و قدرت می­باشد جای تعجب نیست که بسیاری از افراد خود­شیفته به دنبال موقعیت­های مدیریتی برای ارضای نیاز خود به قدرت و شهرت می­باشند. مدیرانی با خودشیفتگی بالا ممکن است اقداماتی که از دید مردم غیرممکن به نظر ­رسد یا احتمال موفقیت آن­ها نرود به­صورت خوش­بینانه در نظر گرفته و به­منظور جلب توجه دیگران این اقدامات جسورانه را انجام دهند (چن، 2010، 48). از آنجا که افراد خودشیفتهبهدنبالجلب توجّه و ستایش دیگران می­باشند، این خصوصیت شخصیتی مدیرانخودشیفته را در جهت انجـام اقـداماتی سوق می­دهد که از عرف سرباز زده و این اقدامات نهایتاً عملکرد سازمان را تحت تأثیر قرار خواهد داد (چترجی و همبریک[xviii]، 2007، 351). مدیران خودشیفته به­منظور حفظ موقعیـت رهبری، مهارت­های خود را در فریب و تقلب و تهدید به­کار می­گیرنـد (روزنتال و پیتینسکی[xix]، 2006، 619). در بیشتر مواقع مدیران خودشیفته در پی دستیابی به دستاوردهای بزرگ در شرکت هستند. به همین دلیل آنان به سمت‌وسوی اجرای اقدامات جسورانه­ی راهبردی-عملیاتی و انجام کسب‌وکارهای مخاطره­آمیز سوق پیدا می­کنند (اولسن و استکلبرگ[xx]، 2016، 3) و ممکن است برای رسیدن به این هدف و نشان دادن بهترین عملکرد از جانب خودشان به دیگران و نهایتاً برای اینکه مورد تحسین واقع­شده و به رسمیت شناخته شوند و از این طریق عزت و بزرگی را برای خود فراهم کنند؛ به انجام فعالیت­های متقلبانه روی بیاورند (ریجسنبیلت و کمندر، 2013، 427). مدیران خودشیفته همچنین، خود را به تعبیر نیچه به­عنوان «مردان برتر» می­دانند که قوانین معمول برای آن­ها صدق نمی­کند (نوربرگ[xxi]، 2009، 214). این اعتقاد می­تواند احتمال انجام فعالیت­های غیر­اخلاقی را بیشتر کرده و توجیهی برای فعالیت­های آنان باشد (زیگلیدوپولوس و همکاران[xxii]، 2009، 71). این مدیران ضعف­ها و نواقص خود را به­صورت حُسن می­بیند و می­خواهند به کمک منطق­سازی و تحریف، خود را با شخصیت قوی و بی‌نقصنشان دهند. با توجه به مبانی ­نظری گفته­شده در ارتباط با ویژگی­های شخصیتی مدیران خودشیفته انتظار می­رود،آن­ها بیشتر قادر باشند تا از قدرت و عدم تقارن اطلاعات به­منظور مداخله در گزارشگری مالی نادرست استفاده کنند و خود را فردی موفّق جلوه داده و مورد تحسین دیگران واقع شوند و این موضوع باعث کاهش شفافیت گزارشگری مالی می­گردد (مارکز و همکاران[xxiii] 2018، 1؛ هام و همکاران[xxiv]، 2017، 1090).

 

2-2-پیشینه پژوهش

کیم و همکاران[xxv] (2018، 203)، در پژوهشی نقش تعدیل­کننده خودشیفتگیمدیرعاملرا بر ارتباط بین اجتناب از عدم اطمینان و مسئولیت اجتماعی شرکت مورد بررسی قرار دادند. آن­ها برای اندازه­گیری خودشیفتگی مدیران از چهار شاخص یعنی، الف) برجستگی عکس مدیرعامل در گزارش­های سالانه، ب) شهرت مدیرعامل در مجلات، ج) حقوق و مزایای نقدی مدیرعامل که تقسیم بر حقوق و مزایایدومین مدیر اجرایی رده بالای شرکتمی‌شود و د) حقوق و مزایای غیرنقدی مدیرعامل که بر حقوق و مزایای دومین مدیر اجرایی رده بالای شرکت تقسیم می‌شود؛ استفاده کردند. یافته­ها نشان می‌دهد، شرکت­هایی که در جوامع دارای اجتناب از عدم اطمینان بالافعالیت می­نمایند، مشارکت کمتری در مسئولیت اجتماعی داشته و خودشیفتگیمدیرعاملاین رابطه رابه‌طور مثبت تعدیل می­کند.

هام و همکاران (2018، 234)، در تحقیقی با استفاده از اندازه امضاءهای مدیران عامل در بایگانیبورس اوراق بهادارکه برای اندازه‌گیریخودشیفتگیافراد استفاده شد،به بررسی رابطه بین خودشیفتگی مدیرعامل و سیاست‌های سرمایه‌گذاری و عملکرد شرکت پرداختند. یافته­ها حاکی از آن می­باشد که خودشیفتگی مدیرعامل با بیش سرمایه­گذاری (به­خصوص در مخارج تحقیق و توسعه و تحصیل و ادغام) رابطه معناداری دارد. این ارتباط در خصوص مخارج سرمایه­ای یافت نشد.همچنین، شرکت‌هایی که توسط مدیران عامل خودشیفته رهبری می‌شدند، بهره‌وری مالی کمتری را به شکل سودآوری و جریان‌های نقدی عملیاتی تجربه کردند.

مارکز و همکاران (2018، 1)، در مطالعه خود تأثیر ویژگی‌های شخصیتی مدیرعامل بر افشای شرکتی با تجزیه‌وتحلیل لحن اعلامیه سود براییک نمونه از ۵۰۰ مدیرعامل را مورد بررسی قرار دادند. برای اندازه­گیری خودشیفتگی از سه شاخصِ اندازه عکس مدیرعامل، میزان حقوق نقدی و حقوق غیرنقدی مدیرعامل استفاده گردیده است. یافته­ها نشان می‌دهد که مدیران عامل خودشیفته­تر، بیشتر تمایل دارند که وجهه خود را با انتشار اخبار مثبت تقویت کنند، امّا این تمایل با افزایش سن مدیرعامل کاهش می‌یابد. همچنین نتایج حاکی از این می­باشد که واکنش بازار سهام به لحن اعلان سود برای مدیران عامل خودشیفته­تر، بیشتر اعلام شده ‌است که نشان می‌دهد که بازار ویژگی­های رفتاری مدیران عامل خودشیفته را در نظر می‌گیرد.

هام و همکاران (2017، 1090)،در تحقیقی با عنوانخودشیفتگیمدیر مالی و کیفیت گزارشگری­مالی که خودشیفتگی با اندازه امضاء آن­ها سنجیده شده است،به این نتیجه رسیدند که خودشیفتگی مدیر ­مالی با مدیریت سود بیشتر، شناخت زیان کمتر از واقع، کنترل داخلی ضعیف­تر و احتمال بالای ارائه مجدد گزارشات­ مالی مرتبط می­باشد.علاوه بر این،یافته­ها حاکی از این است که بین اندازه امضاء مدیران عامل و شاخص­های کیفیت گزارشگری مالی ارتباط منفی وجود دارد ولی این رابطه معنادار نشده است.

جود و همکاران[xxvi] (2017، 33)، شواهدی را بدست آوردند که نشان می­دهد خودشیفتگی مدیران منجر به کاهش کیفیت گزارشگری مالی خواهد شد و این امر به نوبه خود باعث افزایش حق­الزحمه حسابرسان مستقل می­گردد؛هم‌چنین شواهد بازگو­کننده این امر شد که خودشیفتگی در بینمدیران عامل احتمال استعفای حسابرسان را افزایش می­دهد.این محققان در پژوهش خود از برجستگی عکس مدیرعامل، شهرت مدیرعامل و همچنین حقوق و مزایای نقدی و غیرنقدی مدیرعامل برای سنجش خودشیفتگی بهره بردند.

اوریلی و همکاران[xxvii] (2017، 1)،به بررسی این‌کهچگونه خودشیفتگی مدیران عامل آسیب­پذیری سازمان را به پرونده­های قضایی افزایش می‌دهدپرداختند. آن­ها با استفاده از نمونه­ای مشتمل بر 32 شرکت و همچنین استفاده از پرسشنامه شخصیت خودشیفته و اندازه امضاء مدیران عاملبه این نتیجه رسیدند که سازمان­هایی که توسط مدیران عامل خودشیفته رهبری می­شدند به احتمال زیاد درگیر دعاوی قضایی بوده و به احتمال زیاد روند بررسی پرونده­های قضایی آن­ها نسبت به بقیه پرونده­ها طولانی­تر می­گردیده است.

کری و جیمز[xxviii] (2016، 1)،در مطالعه­ای تحت عنوان تأثیر خودشیفتگی مدیران عامل بر اجتناب مالیاتی شرکت­ها، با استفاده از شاخص­های برجستگی عکس مدیرعامل، شهرت مدیرعامل و حقوق و مزایای نقدی و غیرنقدی مدیرعاملکه برای اندازه­گیری خودشیفتگی استفاده شد،یافتند که مدیران عامل دارای شخصیت خودشیفته به احتمال زیاد به اجتناب مالیاتی می­پردازند.

اولسن و همکاران[xxix] (2014، 243)،در پژوهشی با بررسی 1118 مشاهده برای بازه زمانی 2009-2000 و استفاده از برجستگی عکس مدیرعامل در گزارش­های سالانه به­عنوان معیار سنجش خودشیفتگی به این نتیجه رسیدند که خودشیفتگی در بین مدیران رابطه مستقیم و معناداری با سود هر سهم و قیمت سهام به عنوان دو عامل کلیدی عملکرد مالی دارد؛زیرا مدیران خودشیفته برای نمایش عملکرد مالی مطلوب بیشتر در پی افزایش گزارش سود هر سهم از طریق دستکاری فعالیت­های واقعی و عملیاتی نسبت به دستکاری اقلام تعهدی هستند.

خواجوی و همکاران (1397، 1)، در تحقیق خود به بررسی رابطه بین خودشیفتگیمدیرانو خطر سقوط قیمت سهام،با استفاده از داده­های 52 شرکت پذیرفته­شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1389 تا 1393 پرداختند. جهت سنجش خودشیفتگی مدیران از دو شاخص هورمون تستوسترون و پاداش نقدی و جهت سنجش خطر سقوط قیمت سهام از دو شاخص نوسانات پایین به بالا و دوره سقوط قیمت سهام استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می­دهد که دو شاخص هورمون تستوسترون مدیران و پاداش نقدی اختصاص یافته به مدیران تأثیر مثبتی بر نوسان پایین به بالا (به‌­عنوان معیار خطر سقوط قیمت سهام) دارند. همچنین دو شاخص هورمون تستوسترون مدیران و پاداش نقدی اختصاص­یافته به مدیران تأثیر منفی بر دوره سقوط قیمت سهام (به‌عنوان معیار خطر سقوط قیمت سهام) دارند.

نمازی و همکاران (1396، 52)،با استفاده از دو معیار عکس مدیران و شاخص پاداش نقدی آن­ها برای سنجش خودشیفتگیبیان کردند کهخودشیفتگی با هر سه نوع استراتژی تدافعی، تحلیل­گرایانه و تهاجمی رابطه معناداری دارد که این رابطه در مورد استراتژی­های تدافعی وتحلیل‌گرایانه منفی و در مورد استراتژی تهاجمی مثبت و معنادار است. در نتیجه، با افزایش خودشیفتگی در بین مدیران، انتظار بر این است که تمایل آنان به انتخاب استراتژی­های تهاجمی و جسورانه افزایش یابد.

خواجوی و همکاران (1395، 123)،به این نتیجه رسیدند کهرابطه مستقیم و معناداری بین خودشیفتگی مدیران و شاخص‌های مرتبط با مدیریت سود و عملکرد مالی وجود دارد. به سخنی دیگر، مشاهده شد به هراندازه که مدیران از خودشیفتگی بالاتری برخوردار باشند برای نمایش عملکرد مالی مطلوب در کوتاه‌مدت به ذی‌نفعان، بیشتر به سمت‌وسوی فعالیت‌های مرتبط با مدیریت سود سوق پیدا خواهند کرد. در این پژوهش برای سنجش خودشیفتگی از برجستگی عکس مدیران و همچنین شاخص پاداش نقدی آن­ها استفاده گردید.

شیری و همکاران (1394، 107)،در مطالعه خود با بهره­گیری از پرسشنامه برای اندازه­گیری خودشیفتگی نشان دادند که خودشیفتگی مدیران بر رفتارهای ماکیاولی­گریدارای اثر مستقیم و معنا­داری است و همچنین خودشیفتگی نیز دارای اثر مستقیم معناداری بر رفتار منافقانه می­باشد. رفتارماکیاولی­گری نیز بر رفتار منافقانه دارای اثر مستقیم و معنا­داری است؛ پس میانجی بودن رفتار ماکیاولی­گری در ارتباط بین خودشیفتگی مدیران و رفتار منافقانه مدیران نیز تأیید می­شود.

 

3-فرضیه پژوهش

با توجه به مبانی نظری پیش­گفته، انتظار می­رود زمانی که خودشیفتگی مدیران عامل افزایش یابد، کاهش در شفافیت گزارشگری مالی را به همراه داشته باشد. لذا فرضیه این تحقیق به شرح زیر تدوین می­گردد:

خودشیفتگی مدیران عامل اثر منفی و معناداری بر شفافیت گزارشگری مالیدارد.

 

4-روش­شناسی پژوهش

این تحقیق از نوع نیمهتجربی در حوزه تحقیقات توصیفی-رگرسیونی حسابداری و مبتنی بر اطلاعات واقعی در صورت­های مالی شرکت­هاست. از سویی دیگر این تحقیق از نوع همبستگی می­باشد و چون می­تواند در فرآیند استفاده از اطلاعات کاربرد داشته باشد، لذا از نوع تحقیق کاربردی است. برای انجام این تحقیق، شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به­عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شده استکه با توجه به شرایط زیر همگن شده است:

1)  شرکت­های مورد­نظر باید در سال 1389 هجری شمسی در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده باشند و نام آن­ها در تابلوی قیمت سهام درج شده باشد؛ این شرکت­ها باید تا پایان سال 1395 در بورس باشند.

2)   سال مالی شرکت­ها باید منتهی به پایان اسفندماه باشد.

3)   این شرکت­ها نباید در طول دوره زمانی تحقیق (1395-1389) پایان سال مالی خود را تغییر داده باشند.

4)  به دلیل شفاف نبودن مرزبندی بین فعالیت­های عملیاتی و تأمین مالی شرکت­های مالی (شرکت سرمایه­گذاری، واسطه­گری مالی، هلدینگ، بانک و لیزینگ)، این شرکت­ها در نظر گرفته نمی­شوند.

5)  شرکت­هایی که گزارش­ فعالیت هیئت‌مدیره و صورت مالی آن­ها در قالب غیر از استاندارد A4 اسکن شده است، بهعلّت اینکه امضاء مدیران عامل از اندازه واقعی خود خارج می­شود، در جامعه همگن­شده لحاظ نمی­گردند.

 

با توجه به شرایط فوق، تعداد 110 شرکت برای آزمون فرضیه تحقیق در نظر گرفته شدند. در این پژوهش بعد از اینکه اثرات سال و صنعت کنترل گردید،از روش خطاهای استاندارد مقاوم[xxx] (پانل مقاوم) برای بررسی داده­ها و آزمون فرضیه­ها استفاده شده است. اطلاعات و داده­های مورد نیاز شرکت­ها از طریق سایت­های کدال[xxxi]و شرکت مدیریت فناوری بورس تهران[xxxii]گردآوری شده و سپس با جمع­بندی و محاسبات مورد نیاز در صفحه گسترده اکسل، برای تجزیه­و­تحلیل آماده شده­اند. تجزیه­و­تحلیل نهایی به کمک نرم‌افزار استاتا[xxxiii]نسخه 14 انجام گرفته است.

 

5-مدل‏ آزمون فرضیه و نحوه اندازه­گیری متغیر­ها

در این تحقیق برای آزمون فرضیه همانند تحقیق هام و همکاران (2017) از مدل 1 استفاده می­گردد:

                (1)

 

تعریف عملیاتی متغیر­های موجود در مدل 1 به شرح زیر می­باشد.

 

 

 

5-1-متغیر وابسته پژوهش

Transi,t: برابر است با شفافیت گزارشگری مالی که طبق جدول 1 اندازه­گیری می­گردد.در این پژوهش به پیروی از بوشمن و همکاران (2004، 207) برای سنجش شفافیت گزارشگری مالی از الگوی چند بُعدی که توسط یوسفی­اصل و همکاران (1393، 17) مطابق با شرایط محیطی ایران بومی­سازی شده، مورد استفاده قرار می­گیرد.

 

جدول1- الگوی پیشنهادی سنجش شفافیت گزارشگری مالی

معیارهای گزارشگری شرکت

معیارهای کسب اطلاعات خصوصی

مالی (25 شاخص)

میزان مالکیت سرمایه­گذاران (1 شاخص)

راهبری شرکتی (9 شاخص)

ریسک­ها و فرصت­های رشد شرکت (1 شاخص)

به­موقع بودن (1 شاخص)

میزان تأمین منابع از محل بدهی (1 شاخص)

قابلیت اعتماد حسابرس (1 شاخص)

کیفیت سود (1 شاخص)

معیار دقت پیش­بینی سود مدیران (1 شاخص)

منبع: یوسفی اصل و همکاران (1393، 17)

 

شفافیت گزاشگری مالی در این پژوهش، به چهار عامل تفکیک می­گردد. معیارهای مالی، راهبری شرکتی و ریسک نخستین عامل شفافیت را می­سازند؛ که از آن با عنوان اطلاعات افشاء شده به عموم یاد خواهد شد و بُعدی از شفافیت شرکت را معرفی می­کند که بر مبنای آن، اطلاعاتی در مورد عملکرد دوره، موقعیت مالی، فرصت­های سرمایه­گذاری، راهبری، ارزش و ریسک به عموم افشاء می­شود. این عامل بر مقدار اطلاعات افشاء شده به عموم متمرکز بوده و کیفیت افشاء را مد­نظر قرار نمی­دهد. اندازه­گیری این ابعاد مبتنی بر پاسخ به سی و پنج سؤال است که در جدول 2 به آن اشاره شده است. دومین عامل شفافیت که عامل کیفیت اطلاعات نامیده می­شود؛ مشتمل بر کیفیت سود و صحت پیش­بینی سود مدیران است و به کیفیت افشای اطلاعات مالی می­پردازد. این عامل به­صورت معمول، مکمّل عامل اول است. به­منظور اندازه­گیری کیفیت سود از قدرمطلق باقیمانده مدل تعدیل­شده جونز طبق مدل 2 استفاده می­شود. ساختار مدل 2 به شرح زیر است:

(2)

TACi,t: برابر است با سود خالص منهای جریان نقد عملیاتی. با توجه به اینکه مدل جونز تعدیل شده بر اساس استانداردهای بین­المللی تنظیم شده است باید به بخش فعالیت­های عملیاتی صورت جریان وجه نقد ایران، بخش بازده سرمایه­گذاری­ها و سود پرداختی بابت تأمین مالی به‌جز سود سهام پرداختی و بخش مالیات بر درآمد را اضافه نمود. 

TCi,t-1: مجموع دارایی­های سال قبل.

ΔREVi,t: تغییر در درآمد شرکت نسبت به سال قبل.    

ΔRECi,t: تغییر در خالص حساب­های دریافتنی نسبت به سال قبل.

PPEi,t: ناخالص اموال، ماشین­آلات و تجهیزات.

ɛi,t: باقیمانده مدل.

 

جهت سنجش معیار دقت پیش­بینی سود مدیران، شاخص­های ذیل محاسبه می­شوند: شاخص اولیه صحت پیش­بینی، قدر مطلق اشتباه پیش­بینی که در عدد 1- ضرب شده و با استفاده از قیمت سهم در پایان سال مالی قبل همگن شده است. اشتباه پیش­بینی برابر است با میانگین پیش­بینی سالیانه مدیران منهای سود واقعی. شاخص سوگیری، مقدار اشتباه پیش­بینی که با استفاده از قیمت سهم در پایان سال مالی قبل همگن شده است. شاخص سود غیرمنتظره (سود هر سهم منهای سود هر سهم در سال مالی قبل) که با استفاده از قیمت سهم در پایان سال مالی قبل همگن شده است. سپس شاخصی به نام صحت پیش­بینی سود مدیران محاسبه می­شود که برابر است با مقدار باقی­مانده رگرسیون متغیر شاخص اولیه صحت پیش­بینی بر روی متغیرهای شاخص سوگیری و شاخص سود غیرمنتظره.تنها متغیر مؤثر بر عامل سوم، میزان مالکیت سرمایه­گذاران نهادی است و نشانگر قدرت این دسته از سرمایه‌گذاران در دستیابی به اطلاعات موردنظر آن­هاست که عموماً مازاد بر اطلاعاتی است که به عموم افشاء است.این متغیر اطلاعات محرمانه نامیده می­شود و برابر است با میزان مالکیت سهام شرکت توسط شرکت­ها، سازمان­ها و نهادهای دولتی، شرکت­های سرمایه­گذاری و صندوق­های سرمایه­گذاری، بانک­ها، بیمه­ها، هلدینگ­ها، صندوق­های بازنشستگی، شرکت­های تأمین سرمایه.متغیر به­موقع بودن افشاء برابر است با تفاوت بین پایان سال مالی شرکت و تاریخی که شرکت­ها برای اولین بار، سود سال مالی خود را در سایت­های متعلق به سازمان بورس و اوراق بهادار گزارش کرده­اند (یوسفی اصل و همکاران، 1393، 18). قابلیت اعتماد حسابرس برابر است با امتیاز کنترل کیفیت مؤسسات حسابرسی که توسط جامعه حسابداران رسمی ایران ارائه می­شود؛که در این پژوهش برای مؤسسات حسابرسی رتبه الف عدد یک و در غیر این­ صورت عدد صفر در نظر گرفته می­شود (خدادادی و همکاران، 1395، 123).میزان تأمین منابع شرکت از محل بدهی مساوی است با نسبت بدهی­های بلندمدت بر مجموع دارایی­ها (یوسفی اصل و همکاران، 1393، 18). این سه متغیر،عامل چهارمشفافیت را شکل می­دهند.لازم به ذکر است برای تعیین وزن هر یک از عوامل شفافیت،ابتدا داده‌هایحاصل از نظر کارشناسان و خبرگان را جمع­آوری کرده و سپساز تکنیک تحلیل سلسله مراتبی[xxxiv]برای تجزیه‌وتحلیل و وزن­دهی آن‌هااستفاده گردیدهاست.

 

جدول 2- مقدار اطلاعات افشاء شده به عموم





ردیف

معیارها

ردیف

معیارها

1

چشم­انداز و مأموریت شرکت

19

ساختار مالکیت شرکت­های وابسته

2

استراتژی­های شرکت

20

افشای معاملات با اشخاص وابسته

3

توصیف نوع کسب‌وکار شرکت

21

افشای نام موسسه حسابرسی

4

روند تغییر صنعت

22

افشای گزارش حسابرس اطلاعات

5

بخش­های تجاری به تفکیک خطوط

23

افشای حق­الزحمه حسابرسان

6

گزارش سهم بازار شرکت

24

حق­الزحمه خدمات غیرحسابرسی

7

مقدار فیزیکی محصولات

25

افشای اطلاعات عمومی شرکت

8

مشخصات دارایی­های شرکت

26

توضیحات انواع سهام و سهامداران

9

افشای شاخص­های کارایی

27

اطلاعات در مورد سهامداران عمده

10

طرح­های سرمایه­گذاری سال آتی

28

ترکیب و ساختار هیئت­مدیره

11

نقش کلیدی ذی­نفعان

29

تعداد جلسات هیئت­مدیره

12

انتشار گزارش­های میان‌دوره‌ای

30

مسائلی در صلاحیت هیئت­مدیره

13

رویه­ها و استاندارد­های حسابداری

31

پیگیری تصمیمات هیئت­مدیره

14

آگاهی از رویه­ی ارزیابی دارایی­ها

32

فهرست کمیته و اعضای هیئت­مدیره

15

گزارش استهلاک دارایی­های ثابت

33

جبران خدمات اعضای هیئت­مدیره

16

تهیه صورت­های مالی تلفیقی

34

جبران خدمات مدیران و کارمندان

17

ارزیابی کیفیت گزارش هیئت­مدیره

35

انواع ریسک مرتبط با شرکت

18

بندهای شرط مرتبط با عدم اطمینان

-

-

منبع: یوسفی اصل و همکاران (1393، 21)

 

5-2-متغیر مستقل پژوهش

Narcissi,t: برابر است با خودشیفتگی مدیران عامل. از آنجا که تخمین یا اندازه­گیری ویژگی شخصیتی مدیران به­صورت مستقیم بسیار مشکلاست، مطالعات تجربی در جستجوی سنجه­ای معتبر و ساده برای دستیابی به این مهم می­باشند. ارتباط بین خودشیفتگی و اندازه امضاء تاریخچه طولانی در روان­شناسی دارد (زوئیگنهافومارلو[xxxv]، 1973، 469؛جرگنسن[xxxvi]، 1977، 269؛زوئینگنهاف[xxxvii]،1977، 177). متخصصان نشانه‌شناس و گروهی از روان­شناسان، معتقدند شیوهامضاءکردنافراد می‌تواند برخی از خصوصیاتشان را آشکار کند.نتایج تحقیقاتنشان می‌دهدکه امضاءهای بزرگ­تر با خصوصیت­های خودشیفتگی شخصیتی مانند چیرگی‌خواهی بر دیگران، تکبّر، خویشتن‌باوری، احساس محقّ­بودن، انتظار مورد تحسین واقع­شدن و تخیلات مربوط به قدرت زیاد در ارتباط می­باشد (زوئینگنهاف،1977، 177)؛ این موضوع نشان می­دهد که افراد خودشیفته دارای اندازه امضاءبزرگ­تری هستند. هام و همکاران (2017، 1093) در خصوص اندازه­گیری درجه خودشیفتگی مدیران، نتایج مشابهی را از طریق روش پرسشنامه شخصیت خودشیفته 40 سوألی (NPI-40[xxxviii])، در مقایسه با روش اندازه­گیری اندازه امضاء مدیران مشاهده کردند؛ به این­صورت که مدیران دارای امتیاز خودشیفتگی بیشتر با استفاده از پرسشنامه شخصیت خودشیفته، اندازه امضاء بزرگتری داشتند.با توجه به مطالب گفته ­شده، در این تحقیق همانند هام و همکاران (2018)، اوریلی و همکاران (2017) و هام و همکاران (2017) از اندازه امضاء به­عنوان سنجه اندازه­گیری خودشیفتگی استفاده گردیده است. برای اندازه­گیری خودشیفتگی مطابق با پژوهش­های انجام شده (مانند: هام و همکاران،2017، 1103)،مربع یا مستطیلی در اطراف امضا طراحی کردهکه هر طرف به نقطه­ی پایانی امضا می­رسد. بعد از انجام اینکار،مساحت ناحیه­ی مربعی یا مستطیلی اندازه­­گیری گردیده و در نهایت بر اساس قاعده پاره­تو، به دو دهک بالای مساحت امضاء مدیران هر صنعت،عدد یک اختصاص داده که بیانگر مدیران خودشیفتهو به دهک­های دیگر عدد صفراختصاص داده می­شود.برای کنترل خطای امضاء مدیران عامل از میانیگن امضاءهای موجود هر یک از آن­ها استفاده گردیده است. لازم به ذکر است امضاء مدیران عامل از گزارشات واقع در سایت کدال، یعنی گزارش فعالیت هیئت­­مدیره و همچنین صورت­های مالی شرکت­های مورد مطالعه جمع­آوری شده است.

 

5-3-متغیرهای کنترلی پژوهش

Tenurei,t: برابر است با دوره تصدی مدیران عامل. دوره تصدیبرای هر سال برابر است با لگاریتم طبیعیتعداد سال­هایی که از زمان تصدی آن به­عنوان مدیرعامل می­گذرد (مهام و بک محمدی، 1394، 26).

Agei,t: برابر است با سن مدیران عامل که از طریق لگاریتم طبیعی تعداد سال­هایی که از عمر مدیران عامل می­گذرد، محاسبه می­شود (هام و همکاران، 2018، 260). لازم به ذکر است، در این تحقیق سن مدیران عامل با همکاری سازمان­های بورس اوراق بهادار تهران و ثبت‌احوالکشور استخراج و مورد استفاده قرار گرفته است.

Sizei,t: برابر است با اندازه شرکت که از طریق لگاریتم طبیعی دارایی‏های شرکت محاسبه می­گردد (میرزایی و همکاران، 1396، 9).

BTM,t: برابر است با ارزش دفتری تقـسیم بـر ارزش بـازار حقـوق صاحبان سهام عادی که هر دو در پایان سال محاسبه می­شوند (هام و همکاران، 2018، 260).

Insi,t: برابر است با درصد سهامداران نهادی که از نسبت سهام در دست سهامداران نهادی به کل سهام شرکت بدست می­آید. طبق مصوبه سازمان بورس اوراق بهادار تهران، بانک‏ها، بیمه­ها، هلدینگ­ها، شرکت‏های سرمایه‏گذاری، صندوق­های بازنشستگی، شرکت­های تأمین سرمایه و صندوق­های سرمایه‏گذاری ثبت­شده نزد سازمان بورس و اوراق بهادار به­عنوان سرمایه‏گذاران نهادیتلقی می­شوند.

Lossi,t-1: برابر است با زیان. یک متغیر ساختگی است که اگر در سال قبل زیان وجود داشت عدد یک و در غیر اینصورت عدد صفر اختصاص داده می­شود (هام و همکاران، 2017، 1133).

AuditQuali,t: برابر است با کیفیت حسابرسی. در این تحقیق اگر حسابرسی شرکت را سازمان حسابرسی بر عهده داشته باشد عدد یک و در غیر این صورت عدد صفر در نظر گرفته می­شود (یعقوب نژاد و امیری، 1388، 59).

Overconi,t: برابر است با اطمینان بیش از حد.در این پژوهش شاخص بیش­­اطمینانی مبتنی بر سرمایه­گذاری اساس پژوهش­ شراند و زچمن[xxxix] (2012، 323) استفاده می­گردد. بدین منظور ابتدا الگوی رگرسیونی مدل رابطه 3 به­صورت مقطعی برآورد می­شود و پس از آن در هر سال، باقی­مانده محاسبه خواهد شد. چنانچه باقی­مانده الگوی رگرسیونی مدل رابطه 3 برای شرکتی بزرگتر از صفر باشد، بدین معناست که در آن شرکت بیش از حد سرمایه­گذاری شدهو لذا این شاخص برابر یک و در غیر این صورت، برابر صفر است.

 (3)             

که در آن:

Asset.Gri,t، رشد دارایی­ها در سال t 1- (Assett / Assett-1)

Sale.Gri,t، رشد فروش در سال t1-  (Salet / Salet-1)

 

6- یافته­های پژوهش

6-1-آمار توصیفی

در این تحقیق برای جمع‌آوری، خلاصه‌کردن، طبقه‌بندی و توصیف حقایق عددی از آمار توصیفی استفاده می‌شود. شاخص‌های مرکزی و پراکندگی برای متغیرهای تحقیق به­منظور تحلیل توصیفی متغیرها قبل از آزمون فرضیه‌ به کار گرفته می‌شوند. این اقدام به­منظور ارائه دیدگاهی کلی نسبت به جامعه آماری و شناخت بیشتر آن صورت می‌گیرد. در جدول 3 آمار توصیفی مربوط به متغیرهای تحقیق ارائه شده است.

 

جدول 3- آماره‌های توصیفی متغیرهای پژوهش

متغیر

تعداد

میانگین

میانه

انحراف معیار

حداقل

حداکثر

شفافیت

746

509/0

5/0

101/0

122/0

724/0

دوره تصدی

770

337/0

301/0

272/0

0

079/1

سن مدیر

770

714/1-

716/1-

068/0

886/1-

477/1-

اندازه شرکت

766

164/6

059/6

65/0

441/4

316/8

ارزش دفتری به بازار

758

558/0

471/0

451/0

861/1-

417/2

سهامداران نهادی

770

349/0

267/0

31/0

0

99/0

متغیرهای موهومی

تعداد

فراوانی (درصد)

خودشیفتگی

770

162 (21/0)

زیان

770

86 (11/0)

کیفیت حسابرسی

769

199 (25/0)

اطمینان بیش از حد

765

331 (43/0)

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

شفافیت گزارشگری مالی به مقدار 1 این مفهوم را می­رساند که شرکت­های مورد مطالعه از تمام جنبه­های شفافیت یعنی مقدار و کیفیت اطلاعات که مربوط به هر دو مجرای انتشار اطلاعات عمومی و خصوصی (محرمانه) شرکت بوده، بالاترین امتیاز شفافیت را دارا می­باشند. نتایج جدول 3 نشان می­دهد، حداکثر میزان شفافیت برای شرکت­های نمونه 724/0 می­باشد؛ که بیانگر این است هیچ یک از مشاهدات مربوط به شرکت‌های مورد بررسی، امتیاز کامل شفافیت گزارشگری مالی را کسب نکرده­اند. علاوه بر این، حداقل میزان شفافیت گزارشگری مالی در ارتباط با مشاهدات (سال-شرکتی) به میزان 122/0 شدهکه نسبت به مقدار کامل شفافیت، عدد به نسبت پایینی است. نتایج جدول 3 بیان می­کند که میانگین شفافیت گزارش­های مالی در شرکت­های مورد مطالعه به میزان 509/0 می­باشد. همچنین درصد فراوانی متغیر خودشیفتگی به میزان 21/0 نشان‌دهنده این است که 21 درصد از مدیران عامل شرکت­های مورد بررسی شخصیتی خودشیفته دارند.یافته­های جدول 3 در ارتباط با ویژگی­های مدیران عامل نشان می­دهد که میانگین دوره تصدی مدیران عامل 337/0 و میانگین سن مدیران عامل 714/1- بدست آمده است. درارتباط با دیگر ویژگی مدیران یعنی اطمینان بیش از حد، درصد فراوانی 43/0 نشان می­دهد که 43 درصد مدیران شرکت­های بورسی دارای ویژگی شخصیتی بیش اطمینانی هستند. علاوه بر این، در ارتباط با ویژگی­های شرکت، میانگین اندازه شرکت 164/6، میانگین ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام 558/0 و همچنین میانگین درصد مالکیت سهامداران نهادی 349/0 بدست آمده است. درصد فراوانی زیان به مقدار 11/0 برای شرکت­های مورد مطالعه بیانگر این است که 11 درصد مشاهدات (سال-شرکتی) در طی دوره پژوهش در سال قبل زیان را تجربه کرده­اند. در نهایت، درصد فراوانی کیفیت حسابرسی 25/0 برای شرکت­های مورد بررسی به این معنا می­باشد که 25 درصد مشاهدات (سال-شرکتی) از سازمان حسابرسی برای رسیدگی به صورت­های مالی خود بهره گرفته­اند.

 

6-2-آمار استنباطی

در این تحقیق بر مبنای مدل رگرسیونی 1، اثرات سال و صنعت کنترل شده و برازش مدل از نوع مقطعی خواهد بود؛ لذا نیازی به انجام آزمون‌های تشخیصی لیمر و هاسمن جهت تفکیک اثرات مشترک، ثابت و تصادفی نیست. قبل از برازش نهایی مدل تحقیق، ابتدا پیش­فرض‌های کلاسیک رگرسیون مانند ناهمسانی واریانس اجزای خطا، خودهمبستگی مرتبه اول جملات اخلال و هم­خطی متغیرهای توضیحی مورد بررسی قرار می­گیرند. در صورتی که تعداد مقاطع از دوره زمانی بیشتر باشد، می­توان انتظار داشت که اجزای اخلال دارای ناهمسانی واریانس باشند. در جدول 4 نتایج مربوط به بررسی ناهمسانی واریانس و خودهمبستگی مرتبه اول جملات اخلال ارائه شده است.

 

جدول 4- نتایج بررسی فروض کلاسیک رگرسیون خطی

پیش فرض

آزمون

آماره آزمون

سطح معنی‌داری

نتیجه

ناهمسانی واریانس

بروش پاگان-آزمون کوک ویزبرگ

29/11

0008/0

وجود مشکل ناهمسانی واریانس

خودهمبستگی

آزمون ولدریچ

082/0

7846/0

عدم وجود خود­همبستگی مرتبه اوّل

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

در این تحقیق بعد از کنترل اثرات سال و صنعت،برازش مدل رگرسیونی به روش خطاهای استاندارد مقاوم (پانل مقاوم) انجام گردیدهکه موجب رفع مشکل ناهمسانی واریانس اجزای خطا در بازه مورد بررسی می­گردد. همچنین برای بررسی هم­خطی بین متغیرهای توضیحی از عامل تورم واریانس[xl] استفاده شده است.همچنانکه در جدول 5 مشاهده می‎شود، کلیه عوامل تورم واریانسکمتر از 5شده است که بیانگر عدم وجود هم‎خطی بین متغیرهای توضیحی تحقیق می­باشد. نتایج رگرسیون مدل مربوط به فرضیه پژوهش که در جدول 5 قابل مشاهده است، نشان می­دهد که مقدار و سطح معنی‌داری آماره F مدل به­ترتیب 4/112 و 0.000 گردیدهو بیانگر آن است که مدل تحقیق به­خوبی برازش شده و از معنی‌داری مناسبی برخوردار می‌باشد. مقدار ضریب تعیین برابر با 7518/0 شده که بیانگر آن است،18/75 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تحقیق تبیین می‌شود. براساس نتایج جدول 5، خودشیفتگی مدیران عامل، دارای ضریب 0008/0- و سطح معنی‌داری 878/0 است؛ بنابراین همان­طور که انتظار می­رفت، بین این متغیر و شفافیت گزارشگری مالی ارتباط منفی مشاهده شد ولی این رابطه معنادار نگردیده است. در نتیجه فرضیه تحقیق که رابطه منفی بین این دو متغیر را پیش­بینی می­کرد، تأیید نمی­شود. با توجه ضریب 0.011- و سطح معنی‌داری 018/0 برای دیگر ویژگی رفتاری مدیران یعنی متغیر اطمینان بیش از حد، می­توان گفت که این متغیر بر شفافیت گزارشگری مالی تأثیر منفی و معناداری دارد. همچنین براساس جدول 5، بین متغیرهای کنترلی سن مدیران عامل، اندازه شرکت، ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، درصد مالکیت سهام سهامداران نهادی، کیفیت حسابرسی با شفافیت گزارشگری مالی رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد؛ البته این رابطه مثبت در متغیرهای سن مدیران عامل و ارزش دفتری به ارزش بازار حقوق صاحبان سهام ضعیف می­باشد. در نهایت، باید اشاره کرد که بین متغیرهای کنترلی دوره تصدی مدیران عامل و زیان سال قبل با متغیر شفافیت گزارشگری مالی در سطح اطمینان 95 درصد رابطه معناداری مشاهده نگردیده است.

 

جدول 5- نتایج تخمین نهایی مدل پژوهش به روش خطاهای استاندارد مقاوم

متغیرهای مدل

ضریب

انحراف استاندارد

آمارهt

سطح معنی‌داری

تورم واریانس

خودشیفتگی

0008/0-

005/0

15/0-

878/0

02/1

دوره تصدی

002/0-

008/0

27/0-

787/0

14/1

سن مدیر

053/0

031/0

69/1

094/0

11/1

اندازه شرکت

017/0

003/0

71/5

000/0

38/1

ارزش دفتری به بازار

009/0

005/0

85/1

066/0

21/1

سهامداران نهادی

259/0

008/0

43/32

000/0

33/1

زیان

007/0

007/0

97/0

333/0

22/1

کیفیت حسابرسی

012/0

003/0

44/3

001/0

2/1

اطمینان بیش از حد

011/0-

004/0

39/2-

018/0

17/1

ضریب ثابت مدل

398/0

056/0

00/7

000/0

-

اثر سال

کنترل شد

اثر صنعت

کنترل شد

ضریب تعیین

7518/0

آماره F مدل (سطح معناداری)

4/112 (000/0)

مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE)

0507/0

مشاهدات

739

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

7-بحث و نتیجه­گیری

همانطور که در بخش مبانی نظری پژوهش بیان شد، افراد خودشیفته تمایل دارند مورد تحسین واقع­شده و در مورد خود اغراق و بزرگ­نمایی نمایند. همچنین افراد خودشیفته در هر شرایطی به دنبال برآوردن امیال شخصی خود هستند. با توجه به اینکه خودشیفتگی یک متغیر شخصیتی مرتبط با میل به موفقیت نامحدود و قدرت می­باشد، جای تعجب نیست که بسیاری از افراد خود­شیفته به­دنبال موقعیت­های مدیریتی برای ارضای نیاز خود به قدرت و شهرت می­باشند و به­منظور حفظ موقعیـت رهبری، مهارت­های خود را در فریب و تقلب و تهدید به­کار می­گیرنـد. در بیشترمواقع مدیران خودشیفته در پی دستیابی به دستاوردهای بزرگ در شرکت به انجام کارهای افراطی روی می­آورند و اقداماتی که از دید مردمغیرممکن به نظر می­رسد یااحتمال موفقیت آن­ نمی­رود را به­صورت خوش­بینانه در نظر می­گیرند. همچنین، مدیران با شخصیت خودشیفته به­منظور جلب توجه دیگران و برای اینکه مورد تحسین واقع شده و به رسمیت شناخته شوند و از این طریق عزت و بزرگی را برای خود فراهم کنند، به انجام فعالیت­های متقلبانه روی می­آورند. مدیرانی که از چنین شخصیت و رفتاری برخوردار هستند، احتمال این­که صورت­های مالی تهیه­شده توسط آن­ها حاوی تحریف با اهمیت باشد زیاد است؛ این به معنای شفافیت پایین گزارش­های مالی مدیران مزبور می­باشد.در نتیجه بررسی فرضیه پژوهش، همان­طور که انتظار می­رفت بین خودشیفتگی مدیران عامل و شفافیت گزارشگری مالی ارتباط منفی مشاهده شد، ولی این رابطه معنادار نگردیده است.این نتیجه بیانگر این است که هر چقدر درجه خودشیفتگی مدیران عامل افزایش یابد، شفافیت گزارش­های مالی کاهش نمی­یابد. نتیجه این فرضیه با پژوهش­ هام و همکاران (2017) سازگاری داشته و با پژوهش­های هام و همکاران (2018)، مارکز و همکاران (2018)، اوریلی و همکاران (2017)، جود و همکاران (2015)، اولسن و همکاران (2014)، خواجوی و همکاران (1397) وهمچنین خواجوی و همکاران (1395) مطابقت ندارد. در راستای توجیه نتایج این پژوهش باید اشاره کرد،مالمندیر و ژنگ (2012) دریافتند که مدیران عامل و مدیران مالی تصمیم­های مختلفی را در شرکت سرپرستی و نظارت می­کنند. آن­ها شواهدی را بدست آوردند که رفتار مدیران مالی بر تصمیم­گیری­های مالی تأثیرگذار است، در­حالی­که ویژگی­های رفتاری مدیران عامل تصمیمات بودجه‌بندی سرمایه­ای مانند سرمایه‌گذاری و تحصیل شرکت­ها را تحت­الشعاع قرار می­دهد. همچنین هام و همکاران (2017) بیان می­کنند که مدیران مالی در مقایسه با مدیران عامل بر تصمیم­های گزارشگری مالی نظارت و کنترل دارند. از این­ رو، ویژگی­های مدیران مالی تأثیر مهمی بر گزارشگری نادرست شرکت دارد. نتیجه بررسی این پژوهشگران نشان می­دهد که اندازه امضاء مدیران مالی با مدیریت اقلام تعهدی مرتبط بوده، در صورتی­که اندازه امضاء مدیران عامل همبستگی بالایی با مدیریت سود واقعی داشته است.یافته­های حاصل از تحقیق آن­ها این مفهوم را تقویت می­کند که مدیران عامل بیشتر بر تصمیم­گیری­های اقتصادی شرکت تأثیرگذار می­باشد. علاوه بر این، معمولاً مدیران عامل شرکت­ها در راستای تصمیمات و دستورات هیئت‌مدیره انجام وظیفه نموده و اختیارات لازم و کافی جهت دستکاری صورت­های مالی را ندارند.موارد ذکر شده فوق می‌تواند عدم تأثیرخودشیفتگی مدیران عامل بر شفافیت گزارشگری مالی شرکت­ها را توجیه نماید.

در این پژوهش از شاخص معتبر و در دسترس اندازه امضاء برای اندازه­گیری خصیصه­ رفتاری خودشیفتگی استفاده شده است. خودشیفتگی یک ویژگی روانشناسی است که اگر برای ارزیابی آن از پرسشنامه شخصیت خودشیفته استفاده می­گردید، یافته­های پژوهش از سطح اطمینان بالاتری برخوردار می­شد.به­علت عدم امکان دسترسی به مدیران عامل شرکت­های بورس اوراق بهادار تهران، استفاده از پرسشنامه برای اندازه­گیری ویژگی شخصیتی خودشیفتگی فراهم نبوده است؛لذا در استفاده از نتایج پژوهش باید این محدودیت را در نظر داشت.همچنین،صورت­های مالی اسکن شده در قالب غیر از استاندارد A4به­علت این­که امضاهای واقع در آن از اندازه واقعی خود خارج می­شدند در نظر گرفته نشده­اند.این موضوع باعث کمتر­شدن تعداد مشاهدات گردیده که البته سعی شد با افزایش دوره زمانی تحقیق تا حدودی این مشکل برطرف گردد.لذا باید توجه داشت نمونة انتخابی پژوهش به­طور ذاتی دارای مشکل سوگیری به سمت شرکت­های حاضر در نمونه است. همان­طور که اشاره شد، مدیران مالی نقش اساسی در تصمیم­های گزارشگری مالی شرکت­ها دارند.

 



[1]- گروهحسابداری،واحدساری،دانشگاهآزاداسلامی،ساری، ایران.

[2]- گروهحسابداری،واحدساری،دانشگاهآزاداسلامی،ساری، ایران. نویسنده مسئول. mehdi12may@yahoo.com

[3]- گروهحسابداری،واحدساری،دانشگاهآزاداسلامی،ساری،ایران.



[i]. Ameset al

[ii].Rosario & White

[iii] . Lang & Maffett

[iv] . Bushman et al

[v] . Financial Reporting Transparency

[vi] . Barth & Schipper

[vii] . Sengupta

[viii] . Gernon  & Meeks

[ix] . DeBoskey & Gillett

[x] . Leuz et al

[xi] . Narcissim

[xii]. Campbell & Foster

[xiii]. Freud

[xiv]. Brown

[xv]. Rijsenbilt&Commandeur

[xvi]. McHoskey

[xvii]. Chen

[xviii]. Chatterjee& Hambrick

[xix] . Rosenthal&Pittinsky

[xx]. Olsen&Stekelberg

[xxi]. Norberg

[xxii] . Zyglidopoulos et al

[xxiii]. Marquez et al

[xxiv]. Ham et al

[xxv]. Kim et al

[xxvi]. Judd et al

[xxvii]. O'Reilly et al

[xxviii] . Kari & James

[xxix]. Olsen et al

[xxx]. Robust Standard Errors

[xxxi]. www.codal.ir

[xxxii] . www.tsetmc.com

[xxxiii] . Stata

[xxxiv] . Analytical Hierarchy Process (AHP)

[xxxv] . Zweigenhaft & Marlowe

[xxxvi] . Jorgenson

[xxxvii] . Zweigenhaft

[xxxviii] . Narcissistic Personality Inventory-40

[xxxix] . Scherand & Zechman

[xl]. Variance Inflation Factor (VIF)

1)   خدادادی،ولی محمد حسین قلمبر و علی چراغی نیا، (1395)، "بررسی تأثیر سیاست تقسیم سود بر رابطه بین کیفیت سود و حق­الزحمه حسابرسی"، دانش حسابداری مالی، 3 (1)، صص 133-111.
2)   خواجوی، شکراله و محسن رحمانی، (1397)، "بررسی اثر خودشیفتگی مدیران بر خطر سقوط قیمت سهام: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران"، دانش مالی تحلیل اوراق بهادار، 11 (37)، صص 15-1.
3)   خواجوی، شکرالله، علی اصغر دهقانی سعدی و فرزاد گرامی شیرازی، (1395)، "تأثیر خودشیفتگی مدیران بر مدیریت سود و عملکرد مالی"، پیشرفت‌های حسابداری، 8(2)، صص 149-123.
4)   شفیعی،حسن و مجیدصفاری نیا، (1390)، "خودشیفتگی، عزت نفس و ابعاد پرخاشگری در نوجوانان"، فرهنگ مشاوره و روان درمانی، 2(6)، صص 147-122.
5)   شیری، اردﺷﯿﺮ،ﺻﺒﺮﯾﻪ ﺧﻠﺪﺷﺮﻓﯽ،ﻣﻬﺪی دﻫﻘﺎﻧﯽ و علی یاسینی، (1394)، "بررسی ارتباط بین خودشیفتگی مدیران و رفتارهای منافقانه با نقش میانجی رفتار ماکیاولی­گری مدیران در سازمان­های دولتی شهر کرمانشاه"، مدیریت سازمان­های دولتی، 3(3)، صص 107-128.
6)      صمدی لرگانی، محمود و حامد آراد، (1391)، "نقش افشای داوطلبانه و شفافیت در گزارشگری مالی"، نشریه حسابرس، شماره 58، صص 111-113.
7)   عرب مازار، علی اکبر،قدرت اله طالب نیا،حمید رضا وکیلی فرد و محمود صمدی لرگانی، (1390)،"تبیین ارتباط بین شفافیت گزارشگری مالی با گزارشگری مالیاتی در ایران"، تحقیقات حسابداری و حسابرسی، 3 (9)، صص 37-22.
8)   مهام، کیهان و صباح بک محمدی، (1394)، "رابطه مدیریت سود عملکرد جاری و عملکرد آتی با امنیت­شغلی مدیرعامل"، پژوهش­های حسابداری مالی وحسابرسی، 8 (29)، صص 38-19.
9)   میرزایی، راضیه و مهدی مرادزاده فرد و بهمن بنی مهد، (1396)، "اثر معیارهای نمایندگی بر توان رقابتی شرکت"، پژوهش­های حسابداری مالی وحسابرسی، 9 (36)، صص 26-1.
10) نمازی، محمد، علی‌اصغر دهقانی‌سعدی و سمانه قوهستانی، (1396)،"خودشیفتگی مدیران و استراتژی تجاری شرکت‌ها"، دانش حسابداری و حسابرسی مدیریت، 6(22)، صص 52-37.
11) یعقوب نژاد، احمد و محمد امیری، (1388)، "بررسی عوامل موثر بر کیفیت گزارش­های حسابرسی و تأثیر عوامل مذکور بر ضریب همبستگی تغییرات قیمت و تغییرات سود سهام"، پژوهش­های حسابداری مالی وحسابرسی،1 (1)، صص 75-53.
12) یوسفی اصل، فرزانه،مهناز ملانظری و غلامرضا سلیمانی امیری، (1393)،"تبیین مدل شفافیت گزارشگری مالی"، پژوهش­های تجربی حسابداری، 2، صص 1-38.
13)  Ames, D, R. Rose, P. Anderson, C, P. (2006), “The NPI-16 as a Short Measure of Narcissism”, Journal of Research in Personality, 40, PP. 440–450.
14)  Barth, M. E., and K. Schipper. (2008), “Financial Reporting Transparency”, Journal of Accounting, Auditing, and Finance, 23, PP. 173-190.
15)  Brown, A. D. (1997), “Narcissism, Identity, and Legitimacy”, The Academy of Management Review, 22 (3), PP. 643-668.
16)  Bushman, R and Piotroski, J and Smith, A (2004), “What Determines Corporate Transparency?”, Journal of accounting  Research. Vol. 42, No. 2, PP. 207-252.
17)  Campbell,W. K., & Foster, J. D. (2007), “The Narcissistic Self: Background, an Extended Agency Model, and Ongoing Controversies”, Frontiers in Social Psychology: The Self (PP. 115–138). New York, NY: Psychology Press.
18)  Chatterjee, A, Hambrick, D, (2007), “Narcissistic Chief Executive Officers and their Effects on Company Strategy and Perfor-mance”, Adminstrative Science Quarterly, 52, PP. 351-386.
19)  Chen, S. (2010), “The Role of Ethical Leadership Versus Institutional Constraints: A Simulation Study of Financial Misreporting by CEOs”, Journal of Business Ethics, 93(1), PP. 33-52.
20)  DeBoskey, D. G., & Gillett, P. R. (2013), “The Impact of Multi-Dimensional Corporate Transparency on us Firms’ Credit Ratings and Cost of Capital”, Review of Quantitative Finance and Accounting, 40(1), PP. 101-134.
21)  Gernon H, Meeks GK (1997), “Accounting an International Perspective”, 5th edn. Irwin McGraw-Hill, Singapore.
22)  Ham, C., Lang, M., Seybert, N., & Wang, S. (2017), “CFO Narcissism and Financial Reporting Quality”, Journal of Accounting Research, 55(5), PP. 1089-1135
23)  Ham, C., Seybert, N., & Wang, S. (2018), “Narcissism is a Bad Sign: CEO Signature Size, Investment, and Performance”, Review of Accounting Studies, 23(1), PP. 234-264.
24)  Jorgenson, D. O. (1977), “Signature Size and Dominance: A Brief Note”, The Journal of Psychology, 97(2), PP. 269-270.
25)  Judd, J. S., Olsen, K. J., & Stekelberg, J. (2017), “How Do Auditors Respond to CEO Narcissism? Evidence from External Audit Fees”, Accounting Horizons, 31(4), PP. 33-52.
26)  Kari Joseph Olsen and James Stekelberg (2016), “CEO Narcissism and Corporate Tax Sheltering”, The Journal of the American Taxation Association, Vol. 38, No. 1, PP. 1-22.
27)  Kim, B., Lee, S., & Kang, K. H. (2018), “The Moderating Role of CEO Narcissism on the Relationship between Uncertainty Avoidance and CSR”, Tourism Management, 67, PP. 203-213.
28)  Lang, M. , M. Maffett. (2011), “Transparency and Liquidity Uncertainty in Crisis Periods”, Journal of Accounting and Economics, 52, PP. 101–125.
29)  Leuz, C., Nanda, D., & Wysocki, P. D. (2003), “Earnings Management and Investor Protection: an International Comparison”, Journal of Financial Economics, 69(3), PP. 505-527.
30)  Malmendier, U., & Zheng, H. (2012), “Managerial Duties and Managerial Biases”, Working Paper, University of California at Berkeley.
31)  Marquez-Illescas, G., Zebedee, A. A., & Zhou, L. (2018), “Hear Me Write: Does CEO Narcissism Affect Disclosure?”, Journal of Business Ethics, PP. 1-17.
32)  McHoskey, J. (1995), “Narcissism and Machiavellianism”, Psychological Reports, 77, PP. 755–759.
33)  Norberg, P. (2009), “I Don’t Care that People Don’t Like What I Do–Business Codes Viewed as Invisible or Visible Restrictions”, Journal of Business Ethics, 86 (2), PP. 211-225.
34)  Olsen, K. J., Dworkis, K. K., & Young, S. M. (2014), “CEO Narcissism and Accounting: A Picture of Profits”, Journal of Management Accounting Research, 26 (2), PP. 243-267.
35)  Olsen, K. J., & Stekelberg, J. (2016), “CEO Narcissism and Corporate Tax Sheltering”, The Journal of the American Taxation Association, 38(1), PP. 1-22.
36)  O'Reilly III, C. A., Doerr, B., & Chatman, J. A. (2017), “See You in Court: How CEO Narcissism Increases Firms' Vulnerability to Lawsuits”, The Leadership Quarterly.
37)  Rijsenbilt, A., & Commandeur, H. (2013), “Narcissus Enters the Courtroom: CEO Narcissism and Fraud”, Journal of Business Ethics, 117 (2), PP. 413-429.
38)  Rosario, P, M. White, R, M. (2005), “The Narcissistic Personality Inventory: Test-Reteststability and Internal Consistency”, Personality and Individual Differences, 39, (10), PP. 1075-1081.
39)  Rosenthal, S. A. & Pittinsky, T. L. (2006), “Narcissistic Leadership”, The Leadership Quarterly, 17, PP. 617-633.
40)  Scherand,­C.M. & Zechman, S.L. (2012), “Executive Overconfidence and the Slippery Slope to Financial Misreporting”, Journal of Accounting and Economics, 53(1-2), PP. 311–329.
41)  Sengupta, P. (1998), “Corporate Disclosure Quality and Cost of Debt”, The Accounting Review 73 (4), PP. 459–474.
42)  Zweigenhaft, R. L. (1977), “The Empirical Study of Signature Size”, Social Behavior and Personality, 5, PP. 177-185.
43)  Zyglidopoulos, S. C., Fleming, P. J., & Rothenberg, S. (2009), “Rationalization, Overcompensation and the Escalation of Corruption in Organizations”, Journal of Business Ethics, 84 (1), PP. 65-73.
44)  Zweigenhaft, R. L., & Marlowe, D. (1973), “Signature Size: Studies in Expressive Movement”, Journal of Consulting and Clinical Psychology, 40(3), PP. 469-473.
یادداشت‌ها