ارتباط بین سطح رقابت در بازار محصول و عدم تقارن اطلاعاتی؛ رویکرد مدل‌سازی معادلات ساختاری The Relationship between the Product Market Competition and Information Asymmetry; Structural Equation Modeling Approach

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه حسابداری،دانشگاه آزاداسلامی، واحد کرمانشاه،کرمانشاه،ایران.

2 گروه حسابداری،دانشگاه الزهرا،تهران، ایران.

3 گروه حسابداری،دانشگاه آزاداسلامی،واحدکرمانشاه،کرمانشاه،ایران.

چکیده

از آنجا که رقابت در بازار محصول یکی از عوامل تأثیرگذار در تصمیمات مدیران و سرمایه‌گذاران به شمار می­آید بنابراین از لحاظ تصمیمات درون­سازمانی و برون­سازمانی به عنوان یک مؤلفه بااهمیت در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی قابل مطالعه است. هدفمقاله حاضر، بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی می­باشد. به این منظور 78 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به روش غربالگری جامعه آماری با رویکرد مد­ل­سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. برای اندازه­گیری سطح رقابت از شاخص هرفیندال-هیرشمن و برای اندازه­گیری عدم تقارن اطلاعاتی از معیارهای شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، اندازه شرکت، خطای پیش­بینی سود و فرصت­های رشد استفاده گردید. پس از اطمینان از توانایی سنجش متغیر عدم تقارن اطلاعاتی توسط نشانگرهای مدنظر و همچنین برازش مناسب الگوی اندازه­گیری و ساختاری پژوهش، نتایج نشان ­داد سطح رقابت در بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر معنی­دار دارد؛ به عبارت دیگر، با افزایش سطح رقابت در بازار محصول، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد. نتایج پژوهش پیشنهاد می­کند نهادهای قانونی در راستای تمرکززدایی و ایجاد مکانیزم­هایی برای فراهم نمودن محیط رقابتی گام بردارند تا زمینه­ساز افشای مناسب اطلاعات توسط شرکت­ها شده و از این طریق عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه کمرنگو امنیت سرمایه­گذاران و جلب اعتماد آن­ها به بازار سرمایه افزایش یابد.
The Relationship between the Product Market Competition and Information Asymmetry; Structural Equation Modeling Approach
 
Akbar Kanani
Rezvan Hejazi
Mehrdad Ghanbari
Babak Jamshidi Navid

Received: 01/ April /2021    Accepted: 07/ June /2021
 

Abstract
Since competition in the product market is one of the factors influencing the decisions of managers and investors, it is therefore considered as an important component in the reduction of information asymmetry in terms of insiders and outsiders decision making.The purpose of this study was to investigate the effect of competition in product market on information asymmetry.The statistical population of this research is the companies accepted in the TSE  by using structural equation modeling approach. In order to measure the level of competition, the Herfindahl-Hirschman index and to measure the information asymmetry, Bid-Ask criteria and firm size, earning forecast error and growth opportunities was used. After assuring the ability to measure the information asymmetry variable by the indicated indicators as well as the appropriate fit for the measurement and structural model of the research, the results indicate that the level of competition in the product market has a significant effect on the information asymmetry. In other words, with increasing competition in the product market, information asymmetry decreases.
Keywords: Earning Forecast Error, Product Market Competition, Information Asymmetry, Growth Opportunities, Informed Traders.

کلیدواژه‌ها


ارتباط بین سطح رقابت در بازار محصول و عدم تقارن اطلاعاتی؛

رویکرد مدل­سازی معادلات ساختاری

 

اکبر کنعانی[1]

تاریخ دریافت: 12/01/1400            تاریخ پذیرش: 17/03/1400

رضوان حجازی[2]

مهرداد قنبری[3]

بابک جمشیدی نوید[4]

 

 

چکیده

از آنجا که رقابت در بازار محصول یکی از عوامل تأثیرگذار در تصمیمات مدیران و سرمایه‌گذاران به شمار می­آید بنابراین از لحاظ تصمیمات درون­سازمانی و برون­سازمانی به عنوان یک مؤلفه بااهمیت در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی قابل مطالعه است. هدف مقاله حاضر، بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی می­باشد. به این منظور 78 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به روش غربالگری جامعه آماری با رویکرد مد­ل­سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. برای اندازه­گیری سطح رقابت از شاخص هرفیندال-هیرشمن و برای اندازه­گیری عدم تقارن اطلاعاتی از معیارهای شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، اندازه شرکت، خطای پیش­بینی سود و فرصت­های رشد استفاده گردید. پس از اطمینان از توانایی سنجش متغیر عدم تقارن اطلاعاتی توسط نشانگرهای مدنظر و همچنین برازش مناسب الگوی اندازه­گیری و ساختاری پژوهش، نتایج نشان ­داد سطح رقابت در بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی تأثیر معنی­دار دارد؛ به عبارت دیگر، با افزایش سطح رقابت در بازار محصول، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد. نتایج پژوهش پیشنهاد می­کند نهادهای قانونی در راستای تمرکززدایی و ایجاد مکانیزم­هایی برای فراهم نمودن محیط رقابتی گام بردارند تا زمینه­ساز افشای مناسب اطلاعات توسط شرکت­ها شده و از این طریق عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه کمرنگ و امنیت سرمایه­گذاران و جلب اعتماد آن­ها به بازار سرمایه افزایش یابد.

 

واژه‌های کلیدی: خطای پیش­بینی سود، رقابت بازار محصول، عدم تقارن اطلاعاتی، فرصت­های رشد، معامله­گران آگاه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

مطابق تئوری قرارداد[i] و علم اقتصاد[ii]، عدم تقارن اطلاعاتی[iii] به بررسی معاملاتی می­پردازد که در آن، یک طرف معامله نسبت به طرف دیگر معامله اطلاعات بیشتر یا بهتری دارد و از این دیدگاه دارای مزیت است. این امر باعث ایجاد یک نوع عدم توازن قدرت در معاملات می‌شود که گاهی اوقات می‌تواند باعث خراب شدن معاملات، یا در بدترین حالت به شکست بازار بینجامد. انتخاب یا گزینش نادرست[iv] و خطر اخلاقی[v] نمونه‌هایی از پیامدهای ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی می­باشند. این نظریه برای اولین بار توسط جورج آکرلوف[vi]، مایکل اسپنس[vii] و جوزف استیگلیتز[viii] ارائه شد. در سال 2001، جایزه نوبل در علوم اقتصادی به آکرلوف، مایکل اسپنسواستیگلیتزبابت" تجزیه‌وتحلیل آن‌ها از بازارهای با اطلاعات نامتقارن" اعطا شد.

اطلاعات یکی از عوامل مهم در بازارهای سرمایه به شمار می‌آید چنانچه در یک معامله بالقوه یک طرف اطلاعات بیشتری نسبت به طرف مقابل داشته باشد، عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. از طرفی رقابت نیز به مثابه محرکی برای نوآوری و ابداع، می‌تواند به پویایی و توسعه اقتصادی شرکت­ها و جامعه کمک نماید. درصورتی‌که اطلاعات به‌صورت نابرابر در اختیار استفاده­کنندگان قرار گیرد تأثیر آن در تصمیم­گیری افراد کاملاً متفاوت خواهد بود و چه بسا منجر به اتخاذ تصمیمات غیر بهینه برای برخی از سرمایه­گذاران گردد. به عبارتی دیگر ارقام تحلیل شده حاصل از صورت‌های مالی، محتوای اطلاعاتی خود را از دست خواهند داد. توزیع نامتقارن اطلاعات موجب کسب بازده‌های غیرعادی برای معامله­گران دارای اطلاعات محرمانه و هم­چنین موجب بروز ابهام و عدم اطمینان برخی سرمایه­گذاران نسبت به بازار سرمایه به دلیل انتخاب نادرست در معاملات خواهد شد. از طرفی اعتماد عمومی نسبت به بازار سرمایه کمرنگ شده و موجب خروج سرمایه از این بازار خواهد گردید. اخیراً مقالات نظری در زمینه ادبیات اقتصادی، رقابت در بازار محصول را به‌عنوان یکـی از مکانیزم‌های فرآیند گزارشگری مالی بیان می­کنند (بالاکریشنان و کوهن[ix]، 2011). نمازی و همکاران (1393) به نقل از چنگ و همکاران[x] (2013) بیان می­کنند هزینه­های مالکانه[xi]، هزینه­های نمایندگی[xii] و هزینه­های سیاسی[xiii] انگیزه­ها و عوامل تکمیل­کننده یکدیگر در خصوص ارتباط بین رقابت در بازار محصول و کیفیت اطلاعات حسابداری هستند. به این معنا که شرکت­هایی که رقابت در صنعت آن­ها کمتر است، از هزینه­های مالکانه، هزینه­های نمایندگی و هزینه­های سیاسی بیشتری برخوردار هستند. این عوامل به تنهایی یا مشترکاً با یکدیگر در مدیریت، انگیزه‌های قوی برای افشای با کیفیت پایین اطلاعات حسابداری فراهم می­کنند.

بینر و همکاران[xiv] (2008) بیان می­کنند رقابتی بودن بازار موجب می­شود عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و ذی­نفعان شرکت کاهش یابد. هم­چنین زمانی که شرکت در بازار محصول رقابتی فعالیت می­نماید مدیران ترجیح می­دهند سطح کارایی خود را افزایش دهند؛ زیرا سهامداران و ذی­نفعان به دلیل وجود شرایط رقابتی، نسبت به گذشته، کمتر می­توانند ناکارآمدی و اشتباهات مدیران را بپذیرند.

گرتنر و همکاران[xv] (1988) بیان می­کنند که شرکت­های موجود در صنایع رقابتی، اطلاعاتی که در تصمیمات آتی مفید باشد افشا نمی­کنند و چه بسا اطلاعات نادرست گزارش نمایند. در مقابل در یک دیدگاه متناقض، به نظر هریس (1998) در صنایعی که میزان رقابت در آن­ها پایین­تر است، عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر و احتمال افشای مناسب اطلاعات کمتر است. هم­چنین داروگ و استوگتون[xvi] (1990) نشان دادند که در صنایع رقابتی، سیاست­های بهتری در مورد افشای اطلاعات وجود دارد. شلیفر و ویشنی[xvii] (1997) بیان می­کنند رقابت در بازار محصول به عنوان یک محرک قوی می­تواند اقتصاد را به سمت کارایی هدایت نماید.

آکینز و همکاران[xviii] (2012)، رقابت را به عنوان رقابت میان سرمایه­گذاران آگاه برای کسب سود بر اساس اطلاعات خصوصی و محرمانه تعریف می­کنند. نظریه­های موجود در مورد رقابت پیش­بینی می­کنند که افزایش رقابت میان معامله­گران آگاه به این معنی است که اطلاعات خصوصی آن‌ها، سریعاً در قیمت­ها منعکس می­شود که به نوبه خود باعث کاهش میزان بهره­برداری و انتفاع از اطلاعات محرمانه توسط معامله­گران آگاه می‌شود.

به نظر هولدن و سابراهمانیام[xix] (1992) رقابت در بازارهای سهام با رقابت فروش در بازار محصولات مشابه است. در بازار محصولات، شرکت‌هایی که قدرت انحصاری بر فروش محصولات دارند، از مصرف­کنندگان مبالغ بیشتری را دریافت می­کنند؛ رقابت بیشتر بین شرکت‌ها در مورد فروش محصول این استثمار را کاهش می­دهد. در بازارهای سهام، معامله‌گران آگاه با قدرت انحصاری بر روی اطلاعات خصوصی و محرمانه، از طریق معامله در برابر معامله­گران ناآگاه (مثل معامله­گران نقدی) منتفع می­شوند. رقابت بیشتر بین معامله‌گران آگاه در کسب اطلاعات خصوصی باعث کاهش ناکارایی بازار می­شود؛ زیرا این امر باعث می­شود که قیمت­ها به سرعت اطلاعات محرمانه را منعکس کرده و بهره­برداری انحصاری توسط معامله­گران آگاه را کاهش دهد.

با توجه به اینکه در محیط­های رقابتی، مشارکت­کنندگان و فعالان در بازار افزایش می­یابد در نتیجه قابلیت مقایسه اطلاعات و شفافیت اطلاعات افزایش می­یابد زیرا اولاً اطلاعات مشابه و قابل مقایسه را می­توان از سایر مشارکت­کنندگان بازار به دست آورد دوم اینکه در محیط­های رقابتی، الزام و تمایل شرکت­ها به افشای اطلاعات بیشتر به دلیل حفظ و تداوم حیات موسسه افزایش می­یابد بنابراین انتظار می­رود رقابت در بازار محصول با کاهش مسئله نمایندگی و کاهش تضاد منافع افراد درون­سازمانی و برون­سازمانی موجب کاهش خطر اخلاقی و انتخاب نادرست شده در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی کاهش قابل توجهی داشته باشد. از طرف دیگر رقابت را می‌توان نقطه مقابل انحصار دانست. با توجه به اینکه شرکت­هایی که فعالیت­های آن­ها به صورت انحصارگرانه دنبال می­شود برای جلوگیری از مداخله دولت و سازمان­های مختلف (مثل سازمان­های حمایت از مصرف­کننده یا محیط‌زیست و ...) و آنچه که در ادبیات حسابداری از آن به عنوان هزینه­های سیاسی یاد می­شود، تمایلی به افشای اطلاعات اضافی ندارند و بر پنهان­کاری و عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری دامن می­زنند. لذا با افزایش رقابت در بازار محصول شرکت­ها می­توان انتظار داشت تمایل به عدم شفافیت و عدم تقارن اطلاعاتی نیز متناسب با آن کاهش یابد.

با توجه به اهمیت سرمایه­گذاری در بازارهای سرمایه برای رشد و شکوفایی اقتصاد و نظر به تأثیر منفی عدم شفافیت مالی و عدم تقارن اطلاعاتی بر سطح سرمایه­گذاری در این بازارها از یک سو و تأثیری که رقابت در بازار محصول می‌تواند بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی داشته باشد از سوی دیگر، پژوهشگر را بر آن داشته است تا با مطالعه حاضر به این سؤال پاسخ یابد که رقابت در بازار محصول چه تأثیری بر عدم تقارن اطلاعاتی دارد؟

انتظار می­رود انجام این پژوهش خلأ و شکاف موجود در زمینه تأثیر رقابت بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی را از بین برده و در توسعه ادبیات مربوط به عدم تقارن اطلاعاتی و رقابت بازار محصول کمک نموده و مشارکت علمی داشته باشد. هم‌چنین انتظار می­رود سرمایه­گذاران و سهامداران، مدیران، نهادهای قانون­گذار و سایر استفاده­کنندگان، از نتایج این پژوهش در اتخاذ تصمیمات آگاهانه و مفید استفاده نمایند.

در ادامه مبانی نظری و پیشینه پژوهش ارائه شده، سپس فرضیه­ها، روش پژوهش و متغیرهای مورد استفاده در پژوهش توضیح داده می­شود و در نهایت آزمون فرضیه­ها، نتایج و یافته­ها و پیشنهاد­های پژوهش بیان می­شود.

 

2- مبانی نظری

زمانی که یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر، دارای مزیت اطلاعاتی باشد در این صورت سیستم اقتصادی از دیدگاه اطلاعات، نامتقارن بوده و اطلاعات محرمانه[xx] در اختیار معامله­گران آگاه در تقابل با معامله­گران ناآگاه وجود دارد. در تئوری حسابداری، مسئله نامتقارن بودن اطلاعات دارای اهمیت زیادی است زیرا بازارهای اوراق بهادار دستخوش تهدیدهای ناشی از مسئله عدم تقارن اطلاعاتی قرار می‌گیرند و این به دلیل وجود اطلاعات درون­سازمانی است. حتی اگر قیمت سهام به طور کامل تمام اطلاعات موجود در بازار و دسترس همگان را منعکس کند، بازهم این احتمال وجود دارد که افراد درون­سازمانی و آگاه، نسبت به افراد خارج از سازمان و ناآگاه، دارای اطلاعات بیشتری باشند. در این زمان، این افراد از مزیت داشتن اطلاعات استفاده می‌کنند و به منافع بیشتری دست می‌یابند. در شرایط افزایش رقابت اطلاعات در بازار، انتظار می­رود میزان انحصار اطلاعات که در اختیار معامله­گران آگاه بوده، کاهش یابد و به سمت توازن پیش رود.

آکینز و همکاران (2012) از اطلاعات خصوصی به‌عنوان اطلاعات محرمانه­ای یاد می­کند که مستقیماً از شرکت و اشخاص درون­سازمانی دریافت می­گردد. نتایج پژوهش آن­ها نشان می­دهد که با افزایش سطح رقابت، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد هم­چنین افزایش سطح رقابت موجب کاهش هزینه سرمایه نیز می­گردد.

گیرود و مولر[xxi] (2010) ادعا می­کنند رقابت در بازار محصول به عنوان یک محرک انگیزه مدیران را افزایش می­دهد تا منافع سهامداران را در راستای منافع خود، افزایش دهند در نتیجه انتخاب نادرست سهامداران کاهش می­یابد.

به عقیده هولدنوسابراهمانیام (1992) مبانی نظری نشان می­دهند که در شرایط وجود عدم تقارن اطلاعاتی، با افزایش سطح رقابت، میزان انتفاع معامله­گران آگاه از اطلاعات خصوصی کاهش می­یابد؛ زیرا رقابت موجب می­شود اطلاعات خصوصی و محرمانه سریعاً در قیمت­ها منعکس شوند؛ زیرا قیمت­ها دارای محتوای اطلاعاتی بوده و ارزش ذاتی شرکت را نشان می­دهند.

رقابت دو کاربرد بالقوه در سطح عدم تقارن اطلاعاتی دارد. اول اینکه، بر اساس مدل کایل[xxii] (1985)، رقابت، نیاز به بازارسازها[xxiii] را جهت حفاظت از قیمت کاهش می­دهد، زیرا رقابت، محدوده بهره­برداری ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می­دهد. دوم، در مدل ایزلیواوهارا[xxiv] (2004)، رقابت، ریسک عدم تقارن اطلاعاتی را برای سرمایه­گذاران ناآگاه کاهش می­دهد زیرا معاملات تجمعی توسط معامله­گران آگاه به اطلاعات بیشتر منجر می‌شود که در قیمت تعادلی منعکس می­شود.

بالاکریشان و کوهن (2011) نشان دادند رقابت در بازار محصول به عنوان یک عامل محدودکننده در گزارشگری اطلاعات نادرست به وسیله مدیران می­باشد. آن­ها هم­چنین از رقابت در بازار محصول به عنوان مکانیزم نظم‌دهنده در فرآیند گزارشگری مالی یاد می­کنند.

فوستر و ویسواناتان[xxv] (1994) عقیده دارند، استفاده از شاخص هرفیندال به عنوان یک معیار کاربردی گسترده رقابت در بازار محصولات برای رقابت در بازارهای سرمایه سازگاری دارد. از این شاخص برای اندازه­گیری سطح رقابت تخصیص اطلاعات خصوصی و محرمانه در میان سرمایه‌گذاران مطلع استفاده می­شود، با این مفهوم که توزیع یکنواخت­تر آن موجب رقابت بیشتر می­شود. رقابت باعث کاهش ناکارایی بازار و بازده‌های کسب­شده توسط سرمایه­گذاران آگاه می­شود. این بدین معنی است، زمانی که رقابت بیشتر شود باید بازدهی غیر عادی آتی حاصل از فعالیت در چنین بازار ناکارآمدی کاهش یابد.

آرمسترانگ و همکاران[xxvi] (2011) رقابت را به این معنی تعریف می­کنند که میزان سرمایه­گذاری سرمایه­گذاران تأثیرات قیمتی را به دنبال دارد. به طورخاص، آن­ها استدلال می­کنند که زمانی که سهامداران بیشتری (معیاری برای سنجش سطح رقابت) وجود دارد، تأثیرات قیمت پایین­تر است.

نتایج پژوهش باین[xxvii] (1956)، بروزن[xxviii] (1971) و دمستز[xxix] (1973) نشان می‌دهد تمرکز شرکت­ها به عنوان یک عامل مهم در ساختار بازار و محرک سطح رقابت می­باشد. به عبارتی دیگر هرچه سطح تمرکز در بازار محصول بیشتر باشد در صورت ثابت بودن سایر عوامل، سطح رقابت کاهش یافته در نتیجه عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می‌یابد. همچنین افزایش تمرکز در بازار منجر به ایجاد انحصار و افزایش قیمت­ها و کسب سودهای غیر عادی خواهد شد.

 

3- پیشینه پژوهش

پژوهش­های زیادی در مورد عدم تقارن اطلاعاتی و رقابت در بازار محصول صورت گرفته است امابا توجه به اینکه تاکنون ارتباط این دو متغیر مستقیماً مورد بررسی قرار نگرفته است در این بخش به ارائه پژوهش­های مشابه پرداخته می شود:

بادآور نهندی و همکاران (1397) در پژوهشی نقش تعدیل­گری ارزش­گذاری نادرست سهام بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه را مورد بررسی قرار دادند. این محققان برای گسترش ادبیات رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه از متغیر تعدیل­گر ارزش‌گذاری نادرست سهام استفاده کردند. نتیجه پژوهش حاکی از وجود ارتباط معنی­دار و معکوس بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه است. نتایج بررسی نقش تعدیل­گری ارزش­گذاری نادرست سهام نیز نشان می­دهد متغیر ارزش­گذاری نادرست سهام باعث تعدیل رابطه عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه می­گردد.

ابراهیمی و همکاران (1397) تأثیر رقابت در بازار محصول بر ریسک­پذیری سرمایه­گذاران را مورد بررسی قرار دادند. این محققان با گسترش ادبیات ریسک­پذیری از شاخص­های هرفیندال هریشمن، مخارج سرمایه­ای و شاخص لرنر تعدیل شده استفاده کردند. نتایج پژوهش آنها نشان می‌دهد شاخص هرفیندال _هیرشمن اثر منفی و معنی­داری بر مخارج سرمایه­ای دارد بنابراین با افزایش رقابت در بازار، مخارج سرمایه­ای افزایش می­یابد و بین شاخص لرنر تعدیل­شده با بازده سرمایه­گذاری­ها رابطه­ای مثبت و معنی­دار وجود دارد، یعنی با افزایش شدت رقابت در بازار، بازده سرمایه­گذاری­ها افزایش می­یابد. به­طورکلی، یافته­ها نشان می­دهد مکانیزم بازار عاملی مؤثر بر ریسک­پذیری هست.

کردستانی و صابر (1397) در پژوهشی رقابت در بازار محصول، عدم‌تقارن در رفتار هزینه‌ها و انتظار مدیر از فروش آتی را مورد بررسی قرار دادند. این پژوهشگران برای گسترش ادبیات پژوهشی در زمینه عدم تقارن اطلاعاتی، انتظارات مدیران از فروش آتی شرکت را بررسی کردند. یافته‌های آنها نشان می‌دهد با افزایش رقابت در بازار محصول، عدم‌تقارن در رفتار هزینه‌ها افزایش می‌یابد و خوش‌بینی مدیر نسبت به ‌فروش آتی، تأثیر مثبت رقابت در بازار محصول بر عدم‌تقارن در رفتار هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

سپاسی و همکاران (1396) به بررسی رقابت در بازار محصول و تأثیر آن بر سه معیار مهم درتصمیم‌گیری؛ هزینه نمایندگی، ساختار سرمایه و هزینه سرمایه پرداختند. این پژوهشگران برای کشف تاثیرات رقابت بازار محصول بر شکاف اطلاعاتی، به مسائل هزینه­های نمایندگی، ساختار سرمایه و هزینه سرمایه توجه کردند. هزینه سرمایه که ناشی از سرمایه­گذاری شرکت است کمتر در ادبیات پژوهشی مربوط به عدم تقارن اطلاعاتی مشاهده می­شود. در حقیقت بررسی هزینه سرمایه می­تواند اطلاعات بیشتری در زمینه تضادهای نمایندگی بین مدیران و سهامداران ایجاد کند. نتایج پژوهش آنها حاکی از آن است که رقابت در بازار محصول بر هزینه نمایندگی و هزینه سرمایه تأثیر منفی و معنی­داری می‌گذارد امّا بین رقابت در بازار محصول و ساختار سرمایه رابطه معنی­داری وجود ندارد.

آقایی و همکاران (1396) برای پر کردن شکاف مربوط به پژوهش­های عدم تقارن اطلاعاتی، موضوعات محیط اطلاعاتی و انگیزه­های فرصت طلبانه مدیران را بررسی کردند. آنها با بررسی تأثیر پیچیدگی و پویایی محیطی بر رابطه مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتیبر اساس الگوی سیستم معادلات هم­زمان با استفاده از روش تخمین معادلات رگرسیون نشان دادند که بین مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت وجود دارد و این رابطه برای شرکت­هایی که عملیات تجاری آن­ها با نوسانات بالای قیمت فروش (پویایی) مواجه بوده، تضعیف شده است.

حجازی و همکاران (1395) تأثیر کیفیت حسابرسی به عنوان یک مکانیزم نظارتی را بر عدم تقارن اطلاعاتی مورد بررسی قرار دادند. آنها در پاسخ به این که تا چه حد مکانیزم های نظارتی قادر به کشف و کنترل عدم تقارن اطلاعاتی هستند، موضوع کیفیت حسابرسی را مطرح کردند. بر اساس نتایج پژوهش، تنها چرخش مؤسسه حسابرسی رابطه معنی‌داری با عدم تقارن اطلاعاتی دارد. از میان متغیرهای کنترلی نیز رابطه میان اندازه شرکت و نسبت بدهی مثبت و معنی‌‌دار است. با توجه به نتایج پژوهش به سازمان بورس و اوراق بهادار توصیه می­شود برای افزایش کیفیت حسابرسی و بهبود اطلاعات دردسترس استفاده‌کنندگان، به هزینه‌های نمایندگی توجه ویژه داشته باشد.

حیدری و همکاران (1395) تأثیر کیفیت حسابرسی بر هزینه‎های نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی را از طریق رویکرد الگو‏سازی معادلات ساختاری بررسی کردند. نتایج حاکی از آن است که با افزایش کیفیت خدمات حسابرسی، تعارضات نشأت‎ گرفته از تفکیک مالکیت از مدیریت، شامل هزینه‏های نمایندگی و عدم تقارن اطلاعاتی، کاهش می‎یابند. همچنین، بر اساس نتیجه دیگر، افزایش هزینه‏های نمایندگی، افزایش سطح عدم تقارن اطلاعاتی را به همراه دارد.

احمدپور و فرمانبردار (1394) در پژوهشی ارتباط بین افشای اطلاعات مسئولیت اجتماعی شرکت‌‌ها و رقابت بازار محصول را مورد بررسی قرار دادند. سطح افشاء مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها با استفاده از تحلیل محتوای گزارش سالانه‌ هیئت‌مدیره‌ و رقابت بازار محصول با استفاده از شاخص هرفیندال- هیرشمن اندازه‌گیری شده است. نتایج این پژوهش نشان داد؛ بین سطح افشای مسئولیت اجتماعی شرکت و رقابت بازار محصول ارتباط معنی‌داری وجود ندارد. همچنین، بین سطح افشاء عملکرد اجتماعی و زیست‌محیطی شرکت با رقابت بازار محصول ارتباط معنداری وجود ندارد.

موسوی شیری و همکاران (1394) در پژوهشی اثر عدم تقارن اطلاعاتی بر بیش­ارزشیابی سهام را مورد آزمون قرار دادند. نتایج پژوهش، نشان می­دهد که عدم تقارن اطلاعاتی رابطه مثبت و معنی­داری با بیش­ارزشیابی سهام دارد. در واقع، مدیریت شرکت­ها، هنگامی که دارای مزیت و برتری اطلاعاتی بوده و سودها را دستکاری می­کنند، موجب می­شوند بر شدت بیش­ارزشیابی سهام افزوده شده و ثروت بلندمدت صاحبان سهام را نابود کنند.

نمازی و همکاران (1393) رابطه بین رقابت در بازار محصول و کیفیت اطلاعات مالی را مورد بررسی قرار دادند. برای سنجش متغیر رقابت در بازار، از شاخص­های هرفیندال هیرشمن، لرنر و لرنر تعدیل شده استفاده شده است. هم­چنین، کیفیت اطلاعات مالی نیز از دو جنبه کیفیت اقلام تعهدی (کیفیت سود) و کیفیت افشاء بررسی شده است. از تحلیل آماری رگرسیون خطی چند متغیره و تحلیل واریانس برای آزمون فرضیه­های پژوهش استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه‌های پژوهش نشان می­دهد که به طور کلی بین شاخص­های رقابت در بازار محصول و معیارهای کیفیت اطلاعات مالی رابطه مستقیم معناداری وجود دارد؛ بنابراین، نتایج پژوهش نشان داد که رقابت در بازار محصولات به­عنوان یکی از عوامل مهم در تصمیم­های افشای داوطلبانه مدیران، نقش بسزایی ایفا می­کند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس نیز نشان داد که بین میانگین شاخص­های کیفیت اطلاعات مالی و رقابت در بازار محصولات در صنایع مختلف تفاوت معناداری وجود دارد.

موسویان خلیل آباد و کردستانی (1392) تأثیر رقابت اطلاعاتی بین سرمایه‌گذاران آگاه بر قیمت‌گذاری عدم تقارن اطلاعاتی را مورد مطالعه قرار دادند. در این پژوهش با در نظر گرفتن مالکان نهادی به عنوان سرمایه‌گذاران آگاه، برای اندازه‌گیری رقابت اطلاعاتی بین آن‌ها از دو معیار تعداد و تمرکز مالکیت نهادی استفاده شده است. یافته‌های حاصل ازآزمون فرضیه­ها نشان داد که با افزایش تعداد مالکان نهادی به عنوان معیار رقابت اطلاعاتی، قیمت‌گذاری عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می‌یابد. بر اساس شواهد، تأثیر تمرکز مالکیت نهادی به عنوان دیگر معیار رقابت اطلاعاتی در این پژوهش، بر قیمت‌گذاری عدم تقارن اطلاعاتی تأیید نمی‌شود.

مرادزاده فرد و همکاران (1392)، در پژوهشی ارتباط بین عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت­های رشد را مورد ارزیابی قرار دادند. آن­ها در این پژوهش برای اندازه­گیری عدم اطمینان اطلاعاتی از متغیر پراکندگی پیش­بینی سود هر سهم و برای اندازه­گیری عدم تقارناطلاعاتی از متغیرهای اثر قیمتی سهام و حجم گردش سهام و برای سنجش فرصت­های رشد از متغیرهای نسبت مخارج سرمایه­ای، ارزش بازار به ارزش دفتری، کیوتوبینو عمر شرکت استفاده نمودند. نتایج نشان می­دهد، عدم اطمینان اطلاعاتی رابطه مستقیمی با عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت­های رشد دارد.

خانی و قجاوند (1391) تأثیر طیف رقابتی بازار بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام عادی را مورد مطالعه قرار دادند. متغیرهای مستقل در این پژوهش، کیفیت اقلام تعهدی، اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام و جزء انتخاب نادرست اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام بوده است (معیارهای اندازه‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی). همچنین، هزینه سرمایه سهام عادی در پرتفوی پوشش ریسک به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. روش پژوهش از طریق پرتفوی‌بندی شرکت‌های نمونه بر مبنای عدم تقارن اطلاعاتی و رقابت بازار صورت پذیرفت. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در سطح رقابت کامل، معیارهای اندازه‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط معنی­داری بر هزینه سرمایه ندارد، همچنین، نتایج نشان می‌دهد که بازار رقابت ناقص به عنوان یک عامل مؤثر بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام عادی خواهد بود.

پورحیدری و همکاران (1391) با بررسی تأثیر رقابتی بودن بازار محصول بر هزینه­های نمایندگی به این نتیجه دست یافتند که هر چه قدرت رقابت شرکت بیشتر باشد و از طرف دیگر رقابتی بودن بازار محصول کاهش پیدا کند، هزینه­های نمایندگی افزایش می­یابد.

وِنکی ناگار[xxx] و همکاران (2018) اثر عدم اطمینان سیاست اقتصادی بر عدم تقارن اطلاعاتی سرمایه‌گذار و افشای مدیریت را مورد مطالعه قرار دادند عدم اطمینان سرمایه­گذاران در مورد ارزش شرکت، جمع­آوری اطلاعات سرمایه­گذاران و فعالیت­های معاملات و همچنین انواع انتخاب­های افشای مدیران را موجب می­شود. این مطالعه یک منبع مهم عدم قطعیت (عدم اطمینان در مورد سیاست‌های اقتصادی دولت) را بررسی می­کند که به احتمال زیاد نمی­تواند توسط اکثر مدیران و سرمایه‌گذاران تحت تأثیر قرار گیرد. یافته­ها نشان می­دهد که این عدم قطعیت با افزایش شکاف قیمتی و کاهش واکنش قیمت سهام به سودهای غیرعادی همراه است. مدیران با افزایش افشای داوطلبانه به این عدم اطمینان پاسخ می­دهند، اما این افشاء­ها تنها تا حدودی موجب کاهش شکاف قیمت خریدوفروش می­شوند. نتایج نشان می­دهد که عدم قطعیت سیاست­های اقتصادی دولت، جزء مهمی از محیط اطلاعاتی شرکت و تصمیمات مربوط به افشای داوطلبانه مدیران است.

لی و ژانگ[xxxi] (2016) به بررسی تأثیر رقابت بازار محصول بر ریسک سقوط قیمت سهام پرداختند. نتایج پژوهش آن­ها نشان می­دهد فشار ناشی از رقابت بازار محصول موجب می­شود شرکت­ها اطلاعات منفی را افشا نکنند هم­چنین رقابت ممکن است به طور معکوس بازار مالی را از طریق افزایش احتمال سقوط قیمت سهام تحت تأثیر قرار دهد.

اَبَد[xxxii] و همکاران (2015)، در پژوهشی تحت عنوان اظهار نظر حسابرس و عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت­های پذیرفته شده در بورس اسپانیا رابطه بین عدم اظهار نظر حسابرس و عدم تقارن اطلاعاتی را مورد بررسی قراردادند. نتایج آنها نشان داد که شرکت­هایی با گزارش‌های حسابرسی تعدیل شده، عدم تقارن اطلاعات بالاتری در بازار سهام را نسبت به شرکت هایی با اظهارنظر مقبول نشان می دهند. همچنین شرکت­های با بند حسابرسی غیر کمّی، عدم تقارن اطلاعات بالاتری درب ازار سهام را نسبت به شرکت­های با بند حسابرسی کمّی نشان می­دهند و شرکت­های با بند­های حسابرسی غیر کمی درباره تدوام فعالیت، دارای عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری نسبت به شرکت­های که بند های حسابرسی غیر کمی ابهام و محدودیت در رسیدگی دارند، هستند.

چن و همکاران[xxxiii] (2014) در پژوهشی رابطه بین رقابت در بازار محصول و هزینه سرمایه را مورد بررسی قرار دادند. یافته­های پژوهش در 22 صنعت نشان داد در صنایعی که رقابت بازار محصول در آن­ها بیشتر است هزینه سرمایه کاهش می­یابد.

چنگ و همکاران[xxxiv] (2013) در پژوهشی طی بازه زمانی 1996 تا 2005 بر اساس نمونه­ای از شرکت های آمریکایی به بررسی تأثیر رقابت در بازار محصول بر کیفیت سود پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد بین رقابت در بازار محصول و کیفیت سود رابطه معنی­دار و مثبت وجود دارد. هم­چنین بین رقابت در بازار محصول و دقت اطلاعات عمومی و محرمانه در دسترس سرمایه­گذاران رابطه مثبتی وجود دارد.

آکینز و همکاران (2012) به بررسی ارتباط بین رقابت اطلاعاتی سرمایه­گذاران و عدم تقارن اطلاعاتی پرداختند. آن­ها در پژوهش خود برای اندازه­گیری سطح رقابت از دو معیار تعداد سهامداران نهادی و تمرکز مالکیت استفاده کردند. یافته­های پژوهش نشان داد با افزایش سطح رقابت، میزان عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد. هم چنین نتایج نشان داد که رقابت بین سرمایه­گذاران آگاه تأثیر معنی­داری بر چگونگی تأثیر محیط اطلاعاتی بر هزینه سرمایه دارد.

آرمسترانگ و همکاران (2011)، پژوهشی با عنوان"چه زمانی عدم تقارن اطلاعاتی، هزینه سرمایه را تحت تاثیر قرار می­دهد؟"انجام دادند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد، زمانی که بازارهای سرمایه به صورت رقابت کامل باشد، عدم تقارن اطلاعاتی تأثیری بر هزینه سرمایه نخواهد داشت؛ ولی در صورتی که بازار سرمایه به صورت رقابت ناقص باشد، عدم تقارن اطلاعاتی یک اثر مجزا برهزینه سرمایه می­گذارد و بـین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه، یک ارتباط مثبت وجود خواهد داشت. آن­ها هم­چنین دریافتند که درجه رقابت بازار به منظور در نظر گرفتن ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه، یک متغیر مهم و اثرگذار است.

هاگس[xxxv] و همکاران (2007) پژوهشی با عنوان تنوع در عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه انجام دادند. نتایج نشان داد که در بازار رقابت کامل، اطلاعات سهام­داران بر قیمت سهام تاثیری ندارد بنابراین، عدم تقارن اطلاعاتی در این بازار بر هزینه سرمایه یا بازده مورد انتظار سهامداران تأثیر نخواهد داشت.

ونکاتش و چیانگ[xxxvi] (1986) عدم تقارن اطلاعاتی و شکاف قیمت معامله پیرامون اعلان‌های سود را مورد بررسی و مطالعه قرار دادند. در پژوهش آن­ها، شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش به عنوان معیار عدم تقارن اطلاعاتی معرفی گردید. نتایج نشان داد شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام پس از اعلان سود، تنها زمانی که هیچ اطلاعات مهمی از جانب شرکت در ظرف 30 روز قبل از اعلان سود منتشر نشده باشد، مشاهده شد. از این رو شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش، تابعی از مسئله گزینش نادرست به وسیله بازارسازها است و با میزان اطلاعات نامتقارن شرکت در بازار، رابطه دارد. در پژوهش های قبلی انجام شده برای اندازه گیری عدم تقارن اطلاعاتی از شاخص های محدودی استفاده شده است در حالیکه در پژوهش حاضر چهار شاخص قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، خطای پیش بینی سود، اندازه شرکت و فرصت­های رشد استفاده شده است که می تواند به گسترش ادبیات پژوهش کمک کند. همچنین الگوی معادلات ساختاری موضوعی است که در ادبیات پژوهشی کمتر به آن پرداخته اند. از این رو پژوهش حاضر می تواند به گسترش ادبیات پژوهشی در ایران کمک کند.

 

4- فرضیه‌ پژوهش

مطابق مبانی نظری پژوهش برای اندازه‌گیری عدم تقارن اطلاعاتی از چهار شاخص شکاف قیمت پیشنهادی، اندازه شرکت، خطای پیش‌بینی سود و فرصت‌های رشد استفاده شده است. در حقیقت افزایش اختلاف در قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، خطای پیش‌بینی سود، افزایش بیش از حد اندازه شرکت و فرصت‌های رشد نشان از بالا بودن سطوح عدم تقارن اطلاعاتی است. زمانی که اطلاعات به صورت نامتقارن در سطوح مختلف بازار منتشر ‌شود، افرادی که دسترسی بیشتری به اطلاعات دارند از مزیت اطلاعاتی برخوردار هستند و می‌توانند دامنه خریدوفروش سهام را گسترش دهند. در حقیقت مدیران از این شکاف اطلاعاتی برای افزایش منافع شخصی و ضربه­زدن به سهامداران استفاده می‌کنند. هر اندازه که اطلاعات در دسترس مفید باشد، می‌تواند به افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام منجر شود. همچنین، یکی از اطلاعات افشا شده خارج از صورت‌های مالی، سود پیش‌بینی شده توسط مدیریت است که منعکس‌کننده پیش‌بینی مدیریت درباره چشم‌انداز آتی است؛ بنابراین انتظار می‌رود که به دلیل برآوردهای ناقص مدیران از آینده تجاری شرکت‌ها‌، اطلاعات افشاشده از طریق صورت‌های مالی و خارج از آن دربردارنده خطاهای مشترکی باشند، از آنجایی که پیش‌بینی سود دارای محتوای اطلاعاتی است، خطای در پیش‌بینی سودهای آتی می‌تواند به تضاد بیشتر سهامداران و مدیران منجر شود و در نهایت تشدید عدم تقارن اطلاعاتی را موجب می‌شود. از سوی دیگر، مدیران با دسترسی بیشتر به جریان‌های نقد آزاد سعی در گسترش بیش از اندازه شرکت برای دستیابی به منافع شخصی هستند. در حقیقت منابع شرکت صرف سرمایه‌گذاری‌های مازاد می‌گردد. علاوه بر این، فرصت‌های رشد که از طریق نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام اندازه‌گیری می‌شود، اشاره می‌کند که رشد بیش از اندازه در ارزش بازار سهام نشان‌دهنده وجود اطلاعات محرمانه است که دیگران به آن دسترسی ندارند و یا دسترسی به آنها نیازمند هزینه تهیه اطلاعات است؛ بنابراین چنین شکاف اطلاعاتی می‌تواند به افزایش تضاد‌های نمایندگی منجر شود.

رقابت بازار محصول معیاری کلیدی برای ارزیابی درجه موفقیت کشورها، صنایع و بنگاه‌ها در عرصه‌های رقابتی سیاسی، اقتصادی و تجاری به حساب می‌آید؛ بدین معنی که هر کشور، صنعت یا بنگاهی که از توان رقابتی بالایی در بازارهای رقابتی برخوردار باشد، می‌توان گفت که از رقابت‌پذیری بالاتری بر‌خوردار می‌باشد؛ بنابراین شرکت‌ها می‌توانند از طریق تولید محصولات با کیفیت بالا و قیمت معقول، به سودآوری بیشتر دست یابند و از طریق تولیدات متمایز، هر گونه تضاد منافع بین گروه‌های مختلف ذینفع را کاهش دهند. مطابق اظهارات شینوهمکاران[xxxvii] (2015) عواملی همچون رقابت بازار محصول می‌تواند بر آینده سودآوری شرکت تأثیرگذار باشد. رقابتی بودن بازار محصول می‌تواند عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و ذینفعان شرکت را کاهش دهد. افزون بر این در حالتی که شرکت در یک بازار رقابتی مشغول به فعالیت می‌باشد، مدیران امنیت شغلی خود را بیشتر در معرض خطر می‌بینند و باید کارایی خود را بالاتر ببرند، زیرا سهامداران و ذینفعان به دلیل وجود رقابت، کمتر از قبل می‌توانند اشتباهات و ناکارآمدی مدیران را بپذیرند. در این صورت شرکت‌ها تلاش می‌کنند که از طریق کنترل قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، کاهش خطای پیش‌بینی سود، نظارت بر رفتار مدیران برای جلوگیری از رفتارهای فرصت‌طلبانه و کاهش انگیزه بیش از حد ارزش بازار شرکت، عدم تقارن اطلاعاتی را بین مدیران، سرمایه‌گذاران و دارندگان بدهی کاهش دهند. می‌توانند. از این رو فرضیه پژوهش به شرح ذیل تدوین می‌شود:

فرضیه اصلی: بین رقابت بازار محصول و عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط وجود دارد.

 

5- روش­شناسی پژوهش

پژوهش حاضر از نظر هدف، در زمره پژوهش­های کاربردی و از نظر طرح، از نوع علّی و پس رویدادی می­باشد که در آن از مدل شاخص­های چندگانه-علل چندگانه[xxxviii] رویکرد مدل­سازی معادلات ساختاری استفاده می­گردد. مدل پژوهش، ترکیبی از مدل­های مسیر[xxxix] و تحلیل عاملی تأییدی[xl] می­باشد. بدین صورت که هم ویژگی مدل چندمتغیری تحلیل مسیر و هم ویژگی اندازه­گیری یک متغیر مکنون توسط چندین نشانگر را داراست. بنابرین مدل معادله ساختاری ترکیبی از مدل­های اندازه­گیری[xli] و مدل ساختاری[xlii] می­باشد. در این مدل، جهت آزمون فرضیه­های پژوهش یک فرایند دو مرحله­ای طی می­گردد. ابتدا از برازش قابل­قبول الگوی اندازه­گیری پژوهش و قدرت سنجش متغیر عدم تقارن اطلاعاتی توسط نشانگرهای انتخابی اطمینان حاصل می­گردد و سپس برازش الگوی ساختاری مورد بررسی قرار می­گیرد و در صورت نهایی شدن الگوی ساختاری، تفسیر نتایج صورت می­گیرد. پژوهش حاضر از نظر زمانی برای دوره ۱۳۹۶-۱۳۸۷ و از نظر مکانی، شرکت­های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. جامعه آماری پژوهش با توجه به ویژگی­های زیر مورد غربالگری قرار گرفته است:

  • شرکت باید قبل از سال ۱۳۸۷ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده و تا پایان سال ۱۳۹۶ در بورس فعال باشد.
  • شرکت در سال­های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۶ تغییر سال مالی نداده و سال مالی آن­ به اسفند منتهی باشد.
  • شرکت دارای فعالیت مستمر بوده و وقفه معاملاتی بیش از ۶ ماه در محدوده تعیینی نداشته باشد.
  • جزء شرکت­های سرمایه­گذاری،واسطه­گری مالی، لیزینگوبانکی نباشد.

در نهایت بر حسب شرایط فوق، ۷۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه غربال شده پژوهش انتخاب و پس از جمع­آوری و طبقه­بندی اطلاعات شرکت­های موردنظر در نرم­افزارهای Excel نسخه 2013 و نرم­افزار SPSS نسخه 19، نرم­افزار AMOS نسخه ۲۳ جهت تحلیل­های آماری استفاده گردید.

 

5-۱- الگوی مفهومی پژوهش

با توجه به شکل 1، الگوی مفهومی پژوهش بر اساس رویکرد الگوسازی معادلات ساختاری با دلایل زیر تدوین گردیده است: با توجه به مبانی نظری در مباحث مالی و حسابداری، عدم تقارن اطلاعاتی و عوامل مؤثر بر آن ارتباط علت و معلولی[xliii] با یکدیگر دارند. بنابرین، می­توان روابط بین این متغیرها را به صورت مدل علّی مانند مدل معادلات ساختاری در یک چارچوب منسجم و جامع فرموله کرد. از سوی دیگرعدم تقارن اطلاعاتی با توجه به ماهیت آن یک متغیر پنهان یا مکنون و غیر کمّی قلمداد می­شود و به­طور مستقیم قابل مشاهده و اندازه­گیری نیست؛ بنابراین متغیر پنهان را می­توان با توجه به نوع رفتاری که بیان­گر آن متغیر است بر اساس مجموعه­ای از متغیرهای مشاهده­پذیر اندازه­گیری نمود که در این پژوهش برای اندازه­گیری متغیر پنهان از چهار متغیر مشاهده­پذیر استفاده شده است. هم­چنین دلیل دیگر انتخاب رویکرد معادلات ساختاری، توان آن در تبیین چگونگی رابطه متغیرهای مستقل با یکدیگر و هم­چنین با متغیر وابسته است در حالیکه تحلیل­های رگرسیونی از چنین توانی برخوردار نبوده و تا حد زیادی خطای اندازه­گیری در متغیرهای توضیحی را نادیده می­گیرد و مطالعه اثرات مستقیم و غیر مستقیم متغیرهای منظور شده در یک الگو برای پژوهشگر به آسانی امکان­پذیر نیست. همچنین بررسی پژوهش­های پیشین مرتبط در زمینه عدم تقارن اطلاعاتی نشان می­دهد یکی از عوامل عدم اتفاق نظر در نتایج این پژوهش­ها، استفاده از رویکرد­های مختلف در جهت سنجش عدم تقارن اطلاعاتی می­باشد؛ بنابراین با توجه به دلایل ذکر شده انتظار می­رود استفاده از رویکرد معادلات ساختاری، تحلیل­های جامع­تر و دقیق­تری ارائه دهد.

بنابرین با توجه به توضیحات فوق، در پژوهش حاضر متغیر عدم تقارن اطلاعاتی با استفاده از مدل شاخص­های چندگانه-علل چندگانه رویکرد مدل­سازی معادلات ساختاری، به عنوان متغیر مکنون توسط چهار نشانگر مورد سنجش قرار می­گیرد و پس از بررسی و مطالعۀ مدل­های مختلف عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی با توجه به پیشینۀ پژوهش و فرضیه­های مطرح گشته، شکل ۱ به عنوان الگوی نظری پژوهش انتخاب گردید.

 

 

شکل 1- الگوی مفهومی پژوهش

 

 

5-۲- سازه­های ضمنی و متغیرهای علل

5-۲-۱- عدم تقارن اطلاعاتی‌ (متغیر وابسته)

عدم تقارن اطلاعاتی مفهومی کیفی بوده و به طور مستقیم قابل سنجش نمی­باشد؛ بنابراین لازم است شاخصی جهت اندازه­گیری و تعیین آن ارائه گردد. با توجه به پژوهش­های پیشین و وجود چندین رویکرد جهت کمی­سازی متغیر عدم تقارن اطلاعاتی، در پژوهش حاضر از 4 معیار مشاهده­پذیر زیر استفاده شده است:

شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام: در صورت افزایش عدم تقارن اطلاعاتی، دامنه تفاوت قیمت پیشنهادی خریدوفروش توسط بازارساز افزایش می­یابد (آرمسترانگ و همکاران، ۲۰۱۱). در پژوهش حاضر جهت تعیین شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش به اقتباس از پژوهش­های کارمیِر[xliv] و همکاران (۲۰۱۳) و مهدوی و کرمانی (۱۳۹۴) و دیگر پژوهش­های مشابه داخلی از الگوی ونکاتش و چیانگ[xlv] (۱۹۸۶) بهره گرفته شده است. رابطه مزبور به شرح رابطه 1 می­باشد:

 (1)                

 

که در این رابطه؛ Spread؛ نشانگر شکاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش، Ask Price؛ بهترین قیمت پیشنهادی فروش سهام شرکت i در هر روز و Bid Price؛ بهترین قیمت پیشنهادی خرید سهام شرکت i در هر روز می­باشد.

اندازه شرکت: با توجه به هزینه­بر بودن تولید و انتشار اطلاعات، شرکت­های بزرگ با منابع و متخصصان گزارش­های مالی دقیق­تری ارائه می­نمایند. بنابرین، شرکت­های بزرگ از عدم تقارن اطلاعاتی کمتری نسبت به شرکت­های کوچک برخوردارند (کارمیر و همکاران، ۲۰۱۰). در این پژوهش جهت اندازه­گیری این متغیر از لگاریتم طبیعی دارایی­های شرکت استفاده شده است.

خطای پیش­بینی سود: کریش­ناسوامی و سابرانامیام[xlvi] (۱۹۹۹)‌ معتقدند با افزایش شفافیت، خطای پیش­بینی در سود کاهش می­یابد. در واقع در شرکت­های با سطح بالاتر عدم شفافیت اطلاعاتی بین افراد درون­سازمان و برون­سازمانی، خطای پیش­بینی افزایش و عدم تقارن اطلاعاتی بالاتری انتظار می­رود. این شاخص به صورت رابطه 2 محاسبه می­گردد:

 

 (2)                           

 

که در آن، ؛ سود واقعی سهم در پایان سال t و ؛ سود پیش­بینی شده سهم در پایان سال t می­باشد.

فرصت­های رشد: ژانگ[xlvii] (۲۰۰۶) معتقد است وجود فرصت­های رشد می­تواند درباره ارزش بنیادی شرکت ابهام ایجاد نماید و به عدم اطمینان اطلاعاتی منجر گردد. بنابرین در شرکت­های دارای فرصت­های رشد بیشتر، عدم تقارن اطلاعاتی قابل توجه است. در مطالعه حاضر جهت اندازه­گیری فرصت­های رشد از شاخص کیوتوبین[xlviii] که مقدار بیش­تر آن نشان­دهنده عدم تقارن اطلاعاتی بیشتر می­باشد استفاده شده است. این شاخص به صورت رابطه 3 محاسبه می­گردد.

 

 (3)                          

 

که در آن، ؛ ارزش بازار حقوق صاحبان سهام، ، ؛ ارزش دفتری بدهی و ؛ ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام می­باشد.

 

5-۲-۲- سطح رقابت در بازار محصول (متغیر مستقل)

در پژوهش حاضر این متغیر از طریق شاخص هرفیندال-هیرشمن[xlix] (HHI) محاسبه شده است. شاخص هرفیندال- هیرشمن، میزان تمرکز صنعت را اندازه گیری می کند هرچه این شاخص بزرگتر باشد میزان تمرکز بیشتر بوده در نتیجه انحصار بیشتر و رقابت کمتری در صنعت وجود دارد و بالعکس. این شاخص با فرمول 4 محاسبه می‌‌شود:

 (4)                                    

 

که در آن، HHIjt؛ شاخص هرفیندال-هیرشمن برای صنعت j در زمان t و Salesijt؛ میزان فروش شرکت i در صنعت j در زمان t می­باشد. در این شاخص، اگر تعداد بی‌شماری بنگاه با اندازه‌های نسبی یکسان در بازار باشند، شاخص هرفیندال کوچک‌ و نزدیک به‌ صفر خواهد بود و اگر تعداد کمی بنگاه و با اندازه‌های نسبی نابرابر در بازار وجود داشته باشند، این شاخص نزدیک به یک خواهد بود.

 

5-۲-3- متغیرهای کنترلی پژوهش

عمر شرکت: هرچه شرکت بزرگتر باشد یا تعداد سال­های بیشتری در بازار سرمایه فعالیت داشته باشد اطلاعات بیشتری از شرکت در دسترس فعالان بازار سرمایه قرار می گیرد. (لیری و روبرتس[l]، 2008)؛ بنابراین انتظار می رود هر چه عمر شرکت بیشتر باشد عدم تقارن اطلاعاتی کاهش یابد. عمر شرکت معادل تعداد سال­های پذیرش هر یک از شرکت­های نمونه در بورس اوراق بهادار می­باشد.

اهرم مالی: در شرکت­هایی با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر، به دلیل هزینه سرمایه بیشتر در ساختار سرمایۀ خودبه احتمال زیاد از تامین مالی بدهی استفاده میکنند. شرکت­های با عدم تقارن اطلاعاتی بالاتر، اهرم مالی بیشتر و سررسید بدهی کوتاه­تری دارند. ارتباط مثبت بین عدم تقارن اطلاعاتی و اهرم مالی احتمالا به دلیل، هزینه مقایسه­ای انواع مختلف روش­های تأمین مالی خارجیاست که تحت تأثیر میزان عدم تقارن اطلاعاتی می باشد (گآو و ژو[li]، 2015). اهرم مالی از طریق نسبت مجموع بدهی­ها به مجموع دارایی­ها بدست می­آید.

سطح نگهداشت وجه نقد: مایرز و ماجلوف[lii] (1984) چنین استنباط می­کنند که در شرایط وجود عدم تقارن اطلاعاتی، شرکت­ها اقدام به تامین داخلی می­نمایند یعنی به جای منابع نقدی خارجی ترجیح می­دهد برای خنثی نمودن مسائل ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی مانند هزینه سرمایه بالا یا ریسک ناشی از تامین مالی به نگهداشت وجه نقد روی آورند. این متغیر از حاصل تقسیم وجه نقد و سرمایه­گذاری کوتاه­مدت به مجموع دارایی­ها به دست می­آید.

 

6- یافته­های پژوهش

6-۱- آمار توصیفی

به منظور بررسی و تحلیل اولیه داده­ها، آمار توصیفی متغیرهای پژوهش در جدول ۱ ارائه شده است که نشان می­دهد در بین معیارهای نشانگر عدم تقارن اطلاعاتی معیار خطای پیش­بینی­سود دارای بیشترین کشیدگی می­باشد. سطح رقابت در بازار شرکت­های جامعه به طور متوسط ۱۷ درصد می­باشد که با توجه به طبقه­بندی­های صورت گرفته، در صورتی که شاخص هرفیندال هیرشمن در بازه ۱/۰ الی ۱۸/۰ قرار گیرد نشان از تمرکز معتدل در صنایع می­باشد و هرچه به عدد ۱ نزدیک شود نشان از افزایش انحصار و هر چه به صفر نزدیک شود نشان از رقابت مؤثر دارد. بنابرین در این پژوهش­ میانه ۱۵/۰ این شاخص نشان می­دهد تقریباً نیمی از شرکت­های نمونه در بازار با تمرکز معتدل فعالیت دارند. همچنین عمر شرکت­های نمونه به طور متوسط حدوداً ۴۱ سال می­باشد به طوریکه نیمی از شرکت­های نمونه دارای سابقه بیش از ۴۳ سال می­باشد که با سابقه­ترین شرکت ۶۱ و کم­سابقه­ترین شرکت ۱۲ سال از سال تأسیس آن می­گذرد و میانگین ۵۸ درصد متغیر اهرم مالی نشان می­دهد شرکت­های نمونه به طور متوسط ۵۸ درصد از نیازهای مالی خود را از محل بدهی­ها تأمین کرده­اند.

 

جدول ۱- آمارتوصیفی متغیرها طی دورۀ پژوهش

کشیدگی

چولگی

حداقل

حداکثر

میانه

میانگین

متغیر و شاخص

۰۳/۲

۰۱/۰-

۱۲/۰

۵۲/۴

۲۹/۲

۱۳/۲

شکاف قیمت پیشنهادی

عدم تقارن اطلاعاتی

۰۸/۴

۸۴/۰

۰۳/۱۰

۳۷/۱۹

۹/۱۳

۱/۱۴

اندازه شرکت

۶۵/۴

۶۹/۱

۰۱۳/۰

۵۳/۱

۱۴/۰

۳۵/۰

خطای پیش­بینی سود

۰۵/۴

۳۴/۱

۸۵/۰

۸۰/۳

۴۵/۱

۶۹/۱

فرصت­های رشد

۸۱/۲

۷۷/۰

۰۳۳/۰

۰.۵

۱۵/۰

۱۷/۰

سطح رقابت در بازار

۲۹/۲

۴۲/۰-

۱۲

۶۱

۴۳

۶/۴۰

عمر شرکت

۱۳/۴

۳۹/۱

۰۰۴/۰

۱۷/۰

۰۳/۰

۰۵/۰

سطح نگهداشت وجه نقد

۲۱/۳

۱۴/۰-

۰۴/۰

۰۴/۱

۵۹/۰

۵۸/۰

اهرم مالی

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

6-۲- همبستگی بین متغیرهای پژوهش

از جمله مفروضات رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری، عدم وجود همبستگی دو به دو و ترکیبی بین متغیرهای مستقل پژوهش می­باشد. در این پژوهش جهت آزمون همخطی ترکیبی از آزمون­های عامل تورم واریانس و تلرانس بهره­گیری شده است که نتایج آن در جدول ۲ ارائه شده است. با توجه به این جدول، مقادیر عامل تورم واریانس برای تمامی متغیرها کوچکتر از ۳/۳ و تلرانس نیز بزرگتر از ۱/۰ به دست آمد که نشانگر عدم وجود همخطی ترکیبی بین متغیرهای مستقل پژوهش می­باشد.

 

جدول ۲- نتایج آماری بررسی همبستگی ترکیبی

تولرانس

تورم واریانس

متغیر و شاخص

۹۸۳/۰

۰۱۸/۱

سطح رقابت در بازار محصول

۹۸۶/۰

۰۱۴/۱

عمر شرکت

۹۵۰/۰

۰۵۲/۱

سطح نگهداشت وجه نقد

۹۴۴/۰

۰۶۰/۱

اهرم مالی

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

همچنین نتایج آزمون همبستگی دو به دو نیز نشان داد همبستگی شدیدی بین متغیرهای پژوهش وجود ندارد. بنابرین برآورد مدل پژوهش با اطمینان بیشتری می­تواند صورت گیرد.

 

6-۳- اعتبارسنجی الگوی اندازه­گیری پژوهش

چنانچه ذکر شد، مدل اندازه­گیری پژوهش شامل سازۀ عدم تقارن اطلاعاتی می­باشد. در شکل ۲ الگوی اندازه­گیری ترسیمی به همراه بار عاملی معیارهای مورد استفاده ارائه گردیده است.

 

شکل ۲- الگوی اندازه­گیری پژوهش

 

همچنین نتایج برآورد مدل اندازه­گیری در جدول ۳ ارائه شده است که نشان می­دهد تمامی ضرایب مسیر نشانگرهای به کار گرفته شده دارای سطح معنی داری کمتر از ۵ درصد و نسبت بحرانی خارج از بازه ۹۶/۱± می­باشد که بیانگر مناسب بودن نشانگرهای مورد استفاده جهت سنجش متغیر پنهان عدم تقارن اطلاعاتی می­باشد. همچنین ضریب مسیر استاندارد شده هر یک از نشانگرها در این جدول ارائه شده است که نشان می­دهد نشانگر اندازه شرکت دارای اهمیت نسبی بالاتری در تعریف متغیر عدم تقارن اطلاعاتی می­باشد.

 

جدول ۳- نتایج برآورد مدل اندازه­گیری

مسیر متغیر پنهان به متغیر مشاهده­پذیر

ضریب مسیر استاندارد

نسبت بحرانی

احتمال آماره

عدم تقارن اطلاعاتی

شکاف قیمت پیشنهادی

۳۸۳/۰

---

---

عدم تقارن اطلاعاتی

اندازه شرکت

۸۲۴/۰

۹۷۲/۲

۰۰۳/۰

عدم تقارن اطلاعاتی

خطای پیش­بینی سود

۲۸۸/۰

۳۰۳/۲

۰۲۱/۰

عدم تقارن اطلاعاتی

فرصت­های رشد

۲۶۴/۰-

۶۳۹/۵-

۰۰۰۱/۰

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

پس از تعیین الگوی مفهومی پژوهش و برآورد مدل اندازه­گیری، مرحله بعدی اعتبارسنجی الگوی اندازه­گیری می­باشد. اعتبار یک الگو با استفاده از معیارهای نیکویی برازش سنجش می­گردد. معیارهای نیکویی برازش در جدول ۴ ارائه گردیده است که نشان می­دهد مدل انتخابی از نظر آماری مناسب و مطابق با مبانی نظری مورد اشاره می­باشد.

 

جدول ۴- شاخص­های نیکویی برازش الگوی اندازه­گیری

معیارهای نیکویی

نام شاخص

برازش قابل قبول

خروجی الگو

مقیاس­های برازش مطلق

نیکوئی برازش (GFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۹۹/۰

نیکوئی برازش اصلاح شده (AGFI)

بزرگتر از ۸۵ درصد

۹۹۲/۰

مقیاس­های برازش افزایشی

شاخص برازش اصلاح شده (NFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۹۲/۰

شاخص توکر –لوئیس (TLI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۹۱/۰

شاخص برازندگی تطبیقی (CFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۹۹/۰

شاخص برازندگی فزاینده (IFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۹۹/۰

مقیاس­های برازش مقتصد

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA)

کوچکتر از ۱۰ درصد

۰۱۶/۰

کای اسکوئر به درجه آزادی (ᵡ2/df )

کوچکتر از ۵

۲۰۴/۱

سایر شاخص­ها

شاخص هلتر (Holter)

بزرگتر از ۲۰۰

۴۲۹۳

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

همچنین مقادیر ماتریس کوواریانس خطای باقیماندۀ استاندارد شده در جدول ۵ ارائه گردیده است که مقادیر مربوطه در بازۀ مناسب ۹۶/۱± قرار گرفته­اند. بنابرین ماتریس کواریانس ضمنی و ماتریس کواریانس نمونه از لحاظ آماری تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند و این نشانه مطلوبی جهت تأیید مدل اندازه­گیری و ورود به مرحله بررسی مدل ساختاری پژوهش می­باشد.

 

جدول ۵- مقادیر ماتریس کوواریانس باقی­ماندۀ استاندارد شده

فرصت­های رشد

خطای پیش­بینی سود

اندازه شرکت

شکاف قیمت پیشنهادی

 

 

 

 

۰۰۰/۰

شکاف قیمت پیشنهادی

 

 

۰۰۰/۰

۲۰۰/۰

اندازه شرکت

 

۰۰۰/۰

۰۰۰/۰

۵۲۴/۰-

خطای پیش­بینی سود

۰۰۰/۰

۸۳۳/۰-

۳۲۵/۰

۰۰۰/۰

فرصت­های رشد

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

6-۴- الگوی ساختاری پژوهش

پس از تأیید الگوی اندازه­گیری پژوهش، به ارزیابی الگوی ساختاری و بررسی روابط بین متغیر پنهان و متغیرهای مشاهده­پذیر می­پردازیم. بنابرین ابتدا جهت اطمینان از اینکه مدل شاخص­های چندگانه-علل­ چندگانه می­تواند به عنوان یک توصیف احتمالی برای روابط بین متغیرهای آزمون شده تصور شود و پارامترهای برآورد شده با روش حداکثر راست­نمایی را می­توان به گونه­ای قابل اتکا تفسیر کرد، برازندگی مدل مورد بررسی قرار می­گیرد. معیارهای نیکویی برازش مدل ساختاری در جدول ۶ ارائه شده است که بیانگر مناسب بودن سطح برازش این مدل می­باشد.

 

جدول ۶- شاخص­های نیکویی برازش الگوی ساختاری

معیارهای نیکویی

نام شاخص

برازش قابل قبول

خروجی الگو

مقیاس­های برازش مطلق

نیکوئی برازش (GFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۷۵/۰

نیکوئی برازش اصلاح شده (AGFI)

بزرگتر از ۸۵ درصد

۹۴۴/۰

مقیاس­های برازش افزایشی

شاخص برازش اصلاح شده (NFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۴۴/۰

شاخص توکر –لوئیس (TLI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۴۳/۰

شاخص برازندگی تطبیقی (CFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۷۵/۰

شاخص برازندگی فزاینده (IFI)

بزرگتر از ۹۰ درصد

۹۷۵/۰

مقیاس­های برازش مقتصد

ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA)

کوچکتر از ۱۰ درصد

۰۷/۰

کای اسکوئر به درجه آزادی (ᵡ2/df )

کوچکتر از ۵

۸۰۵/۴

سایر شاخص­ها

شاخص هلتر (Holter)

بزرگتر از ۲۰۰

۳۲۵

         

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

پس از تأیید سطح برازش الگوی ساختاری و عدم وجود تفاوت آشکار بین برازش الگوی ساختاری و اندازه­گیری و همچنین انجام اصلاحات پیشنهادی توسط نرم­افزار که از نظر آماری و مبانی نظری مورد تأیید باشد، فرضیه­های پژوهش مورد بررسی قرار می­گیرند. ضرایب مسیر استاندارد شده، نسبت بحرانی و سطح معناداری هر یک از عوامل در جدول ۷ ارائه شده است.

 

 

 

جدول  ۷ ـ مقادیر حاصل از برآورد مدل ساختاری

مسیر عوامل مؤثر بر ساختار سرمایه

ضریب مسیر استاندارد

نسبت بحرانی

احتمال آماره

سطح رقابت در بازار

عدم تقارن اطلاعاتی

۳۱۱/۰

۷۲۴/۴

۰۰۰۱/۰

عمر شرکت

عدم تقارن اطلاعاتی

۲۰۱/۰

۹۳۵/۳

۰۰۰۱/۰

سطح نگهداشت وجه نقد

عدم تقارن اطلاعاتی

۱۴۱/۰-

۸۹۶/۲-

۰۰۰۱/۰

اهرم مالی

عدم تقارن اطلاعاتی

۱۸۴/۰

۸۸۰/۳

۰۰۴/۰

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

با توجه به نتایج ارائه شده در جدول ۷، مسیر سطح رقابت در بازار محصول به عدم تقارن اطلاعاتی دارای ضریب مسیر استاندارد ۳۱۱/۰، با احتمال آماره ۰۰۰۱/۰ در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنی­دار می­باشد. بنابرین دلیلی بر رد فرضیه پژوهش مبنی بر تأثیر معنی­دار سطح رقابت در بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی وجود ندارد. همچنین ضریب مثبت این مسیر بیانگر آن است که با افزایش مقدار شاخص هرفیندال-هیرشمن و افزایش سطح انحصار و درنتیجه کاهش میزان رقابت در بازار محصول، عدم تقارن اطلاعاتی نیز افزایش می­یابد. همچنین با مقایسه ضرایب مسیر استاندارد ارائه شده می­توان به اهمیت نسبی هر یک از عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی دست یافت. با توجه به این مقادیر، مسیر سطح رقابت در بازار محصول به عدم تقارن اطلاعاتی دارای بالاترین ضریب و در نتیجه بیشترین تأثیر می­باشد.

همچنین با توجه به نتایج جدول ۷، مسیرهای عمر شرکت و اهرم مالی به عدم تقارن اطلاعاتی به ترتیب با احتمال آماره ۰۰۰۱/۰ و ۰۰۴/۰ و ضریب استاندارد شده ۲۰۱/۰ و ۱۸۴/۰ معنی­دار می­باشد و با افزایش عمر شرکت و اهرم مالی، عدم تقارن اطلاعاتی افزایش می­یابد. از سوی دیگر مسیر سطح نگهداشت وجه نقد به عدم تقارن اطلاعاتی با ضریب مسیر ۱۴۱/۰- و احتمال آماره ۰۰۰۱/۰ معنی­دار و منفی می­باشد و نشانگر آن است که با افزایش سطح نگهداشت وجه نقد، میزان عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد.

 

7- بحث و نتیجه­گیری

رقابت در بازار محصول یکی از مکانیزم‌های راهبردی در جهت کاهش مشکلات نمایندگی است و شرکت‌ها در صنایع کمتر رقابتی کارایی کمتری نسبت به شرکت‌های فعال در صنایع رقابتی‌تر دارند. شرکت‌های موجود در صنایع کمتر رقابتی احتمالاً مکانیزم‌های حاکمیتی قوی‌تری را برای همتراز کردن منافع مدیریت با سهام‌داران به کار می‌گیرند. رقابت در بازار محصول این انگیزه را برای مدیران ایجاد می‌کند که به شیوه کاراتری رفتار کنند. به دلیل وجود تضاد منافع بین مدیران و سهامداران لازم است بر عملکرد مدیران نظارت وجود داشته باشد تا از رفتارهای فرصت‌طلبانه آنها جلوگیری شود. از این رو، در پژوهش­ حاضر تأثیر سطح رقابت در بازار محصول بر عدم تقارن اطلاعاتی برای دوره زمانی 1396-1387 برای 780 مشاهده (سال-شرکت) با رویکرد معادلات ساختاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش­ نشان داد که با افزایش سطح رقابت در بازار محصول، عدم تقارن اطلاعاتی کاهش می­یابد. رقابت در بازار محصول از جمله مکانیزم‌های نظارتی برون‌سازمانی است که توسط شرکت‌ها اجرا می‌شود و می‌تواند موجب ارسال پیام‌های مثبت از شرکت به جو بازار شود و بر عملکرد اقتصادی شرکت تأثیرگذار باشد. با این وجود افزایش رقابت در بازار به عوامل مهمی همچون رشد شرکت، کیفیت محصول و شهرت برند تجاری بستگی دارد. افزایش رقابت و کاهش انحصار مالکیت انگیزه‌ای برای کارکنان است تا با بهبود عملکرد خود بتوانند نقش مهم خود را در محصول نهایی مشاهده کنند. از این رو با توجه به تئوری علامت­دهی انتظار می­رود با افزایش سطح رقابت در بازار محصول، انگیزه مدیران برای افشای اطلاعات بیشتر گردد؛ زیرا در صنایعی که انحصار وجود دارد مدیران هیچگونه رغبتی برای ارائه اطلاعات مناسب ندارند. از این­رو با ایجاد فضای رقابتی، مشکل نمایندگی بین معامله­گران آگاه و ناآگاه کاهش یافته و منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی خواهد شد که این نتایج با یافته­های پژوهش ­هولدنوسابراهمانیام (1992)، آرمسترانگ و همکاران (2011)، آکینز و همکاران (2012)، موسویان و کردستانی (1392) و حیدری و همکاران (1395) مطابقت دارد.

با توجه به یافته­های پژوهش مبنی بر تأثیر مستقیم شاخص هرفیندال-هیرشمن بر عدم تقارن اطلاعاتی به‌نهادهای قانون­گذار پیشنهاد می­شود در راستای تمرکززدایی و ایجاد مکانیزم­هایی برای فراهم نمودن محیط رقابتی گام بردارند تا زمینه­ساز افشای مناسب اطلاعات توسط شرکت­ها گردند که این امر به نوبه خود می­تواند در افزایش تمایلات سرمایه­گذاران به سرمایه­گذاری در بازار سرمایه و تخصیص بهینه منابع در جهت رشد و شکوفایی اقتصادی مؤثر واقع شود. به سرمایه‌گذاران نیز پیشنهاد می‌شود که در جهت سرمایه‌گذاری به موضوعاتی همچون اختلاف قیمت پیشنهادی خریدوفروش سهام، خطای پیش‌بینی سود، اندازه شرکت و فرصت‌های رشد توجه کافی داشته باشند تا از طریق تجزیه‌وتحلیل این اطلاعات بتوانند سرمایه‌گذاری مناسبی داشته باشند.

همچنین باتوجه به سطح کارایی بازار سرمایه ایران و توجه به این نکته که در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی، یکی از طرفین معامله نسبت به طرف دیگر از توان اطلاعاتی بهتری برخوردار است بنابراین سرمایه­گذاران و سایر ذی­نفعان می­توانند در انتخاب سهام، به شاخص رقابت اهمیت ویژه­ای مبذول نمایند و جهت سرمایه­گذاری در صنایع متمرکز حساسیت بیشتری به خرج دهند؛ زیرا در چنین محیط­های اطلاعاتی، امکان رقابت وجود نداشته و هزینه­های ناشی از عدم تقارن اطلاعاتی متوجه سرمایه­گذاران خواهد شد. در پژوهش حاضر از بین ساختارهای رقابتی صنعت تنها سطح رقابت در بازار مورد بررسی قرار گرفته است و قدرت بازار و اندازه متهورانه شرکت بخش‌هایی از ساختارهای رقابتی هستند.

 

[1] - گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران.

[2] - گروه حسابداری، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران. (نویسنده مسئول)

[3] - گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران. Ghanbari@iauksh.ac.ir   

[4] - گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمانشاه، کرمانشاه، ایران.

 

[i]Contract Theory

[ii]Economics

[iii] Information Asymmetry

[iv]Adverse selection

[v] Moral hazard

[vi] George Akerlof

[vii] Michael spence

[viii] Joseph Stiglitz

[ix] Balakrishnan and Cohen

[x]Cheng et al.

[xi] Proprietary Costs

[xii] Agency Costs

[xiii] Political Costs

[xiv]Beiner et al.

[xv]Gertner et al.

[xvi]Darrough & Stoughton

[xvii]Shleifer&Vishny

[xviii]Atkins et al.

[xix]Holden &Subrahmanyam

[xx]Inside information

[xxi]Giroud& Mueller

[xxii] Kyle

[xxiii] Market Markers

[xxiv] Easley and O’Hara

[xxv]Foster &Viswanathan.

[xxvi]Armstrong et al.

[xxvii]Bain

[xxviii]Brozen

[xxix]Demsetz

[xxx]Venky Nagar

[xxxi]Li &Zhan

[xxxii]Abadet al.

[xxxiii]Chen et al.

[xxxiv]Cheng et al.

[xxxv] Hughes

[xxxvi]Venkatesh & Chiang

[xxxvii]Xin et al.

[xxxviii]MIMIC: Multiple Indicators and Multiple Causes

[xxxix] Path Analysis

[xl]Conformity Factor Analysis

[xli] Measurement Model 

[xlii] Structural model

[xliii] Cause-and-Effect

[xliv]Cormier

[xlv] Venkatesh and Chiang

[xlvi] Krishnaswami and Subramaniam

[xlvii] Zhang

[xlviii]Tobin’s Q

[xlix]Herfindahl-Hirschman index

[l]Leary& Roberts

[li]Gao, W., & Zhu

[lii]Myers & Majluf

  • ابراهیمی، سیدکاظم، علی بهرامین سب و پروانه صدیقه، (1397)، "تأثیر رقابت در بازار محصول بر ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران"، فصلنامه پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، 10(40)، صص 171-186.
  • احمدپور، احمد و مریم فرمانبردار، (1394)، "بررسی ارتباط بین افشای اطلاعات مسئولیت اجتماعی شرکت‌‌ها و رقابت بازار محصول"، فصلنامه حسابداری مالی، ۷ (۲۶)، صص ۱۰۳-۱۲۴.
  • آقایی، محمدعلی، وحید احمدیان و میرسعید سفیدگران، (1396)، "تأثیر پیچیدگی و پویایی محیطی بر رابطه مدیریت سود و عدم تقارن اطلاعاتی"، دانش حسابداری مالی، 4(4)، صص 1-23.    
  • بادآور نهندی، یونس، هیوا خجسته و غفور شریف زاده، (1397)، "نقش تعدیلگری ارزشگذاری نادرست سهام بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و ساختار سرمایه"، فصلنامه پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، 10(37)، صص 84-53.
  • پورحیدری امید، امیر سروستانی و رحمت اله هوشمند، (1391)، "تاثیر رقابتی بودن بازار محصول بر هزینه‌های نمایندگی"، دانش مالی تحلیل اوراق بهادار (مطالعات مالی) دوره 5، شماره 16، صص 13-28
  • حجازی، رضوان، بتول زارعی و فرهاد حاتمی، (1395)، "تأثیر کیفیت حسابرسی بر عدم تقارن اطلاعاتی"، بررسی‌های حسابداری، 3(10)، صص 1-18.
  • حیدری، مهدی؛ بهمن قادری و سعید همهخانی، (1396)، "بررسی نقش میانجی عدم تقارن اطلاعاتی در تبیین رابطه بین کیفیت حسابرسی و سیاست‌های تأمین مالی"، راهبرد مدیریت مالی، 5(4)، صص 93-126.
  • خانی، عبدالله و زیبا قجاوند، (1391)، "تأثیر طیف رقابتی بازار بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه سرمایه سهام عادی"، پژوهش‌های حسابداری مالی، 4(4)، صص 67-88.
  • موسوی شیری، سید محمود، حسن خلعت بری و مینا فیروز بخت، (1394)،"اثر عدم تقارن اطلاعاتی بر بیش­ارزشیابی سهام"، فصلنامه پژوهش‌های حسابداری مالی و حسابرسی، شماره 27، صص، 73-92.
  • کردستانی، غلامرضا و امیر صابر، (1397)، "رقابت در بازار محصول، عدم‌تقارن در رفتار هزینه‌ها و انتظار مدیر از فروش آتی: تحلیل در سطح کل فضای کسب ‌و‌کار"، دانش حسابداری و حسابرسی مدیریت، 7(26)، صص 31-42.
  • مرادزاده فرد، مهدی، مرتضی عدلزاده، مریم فرجزاده و صدیقه عظیمی، (1392)، "عدم اطمینان اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی و فرصت‌های رشد"، مطالعات تجربی حسابداری مالی، 10(39)، صص 125-145.
  • موسویان خلیل اباد، حمیدرضا و غلامرضا کردستانی، (1392)، "رقابت بین سرمایه‌گذاران آگاه برای کسب اطلاعات محرمانه و قیمت‌گذاری عدم تقارن اطلاعاتی"، مدیریت دارایی و تأمین مالی، 1(2)، صص 127-144.
  • مهدوی، غلامحسین و احسان کرمانی، (۱۳۹۴)، "بررسی تأثیر استقلال هیئت مدیره بر رابطه بین عدم تقارن اطلاعاتی و کیفیت گزارشگری مالی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس تهران"، فصلنامه راهبرد مدیریت مالی، ۳ (۱۰)، صص 1-26.
  • نمازی، محمد، غلامرضا رضایی و علیرضا ممتازیان، (1393)، "رقابت در بازار محصول و کیفیت اطلاعات حسابداری"، پیشرفت‌های حسابداری، 6(2)، صص 131-166.

 

  • Akerlof, G. (1970), “The Market for Lemons: Quality Uncertainty and the Market Mechanism”, The Quarterly Journal of Economics, 89, PP. 488-500
  • Armstrong, C., J, Core., D, Tayor and R, Verrecchia. (2011), "When Does Information Asymmetry Affect the Cost of Capital?", Journal of Accounting Research, Vol. 49(1), PP. 1-40.
  • Atkins, Brian, Jeffrey Ng and Rodrigo R. Verdi. (2012), "Investor Competition Over Information and the Pricing of Information Asymmetry", The Accounting Review Vol. 87, No.1, PP. 35- 58.
  • Bain, J. S. (1956), “Barriers to New Competition”, Cambridge: HarvardUniversity Press.
  • Balakrishnan, K., & Cohen, D. A. (2011), “Product Market Competitionand Financial Accounting Misreporting”, Retrieved fromhttp://ssrn.com/ abstract=1927427.
  • Beiner, S., Schmid, M. and Wanzenried, G. (2008), “Product Market Competition, Managerial Incentives, and Firm Valuation”, Working Paper, Lucerne University of Applied Sciences.
  • Brozen, Y. (1971), “The Persistence of High Rates in High Stable Concentration Industries”, Journal of Law and Economics, 14, PP. 501-512.
  • Chen, C., Li,L., & Ma, M. L. (2014), “Product Market Competition and the Cost of Equity Capital: Evidence from China”., (aheadiof-print), PP. 1-35.
  • Cheng, P., Man, P., & Yi, C. H. (2013), “The Impact of Product Market Competition on Earnings Quality”, Accounting and Finance, 53, PP. 137162.
  • Cormier, D., Houle, S., & Ledoux, M. J. (2013), “The Incidence of Earnings Management on Information Asymmetry in an Uncertain Environment: Some Canadian Evidence”, Journal of International Accounting, Auditing and Taxation, 22(1), PP. 26-38.
  • Cormier, D., Ledoux, M. J., Magnan, M., & Aerts, W. (2010), “Corporate Governance and Information Asymmetry between Managers and Investors”, Corporate Governance: The International Journal of Business in Society, 10(5), PP. 574-589.
  • Darrough, M. N., & Stoughton, N. M. (1990), “Financial Disclosure Policy in an Entry Game”, Journal of Accounting and Economics, 12, PP. 219- 243.
  • Demsetz, H. (1973), “Industry Structure, Market Rivalry and Public Policy”, Journal of Law and Economics, 16, PP. 1-9.
  • Gao, W., & Zhu, F. (2015), “Information Asymmetry and Capital Structure around the World”, Pacific-Basin Finance Journal, 32, PP. 131-159.
  • Easley, D. and M. O’Hara, (2004), "Information and the Cost of Capital", Journal of Finance, 59, PP. 1553-1583.
  • Foster, F., and S. Viswanathan. (1994), “Strategic Trading with Asymmetrically Informed Traders and Long-lived Information”, Journal of Finance and Quantitative Analysis 29 (4), PP. 499–518.
  • Gertner, R., Gibbons, R., & Scharfstein, D. S. (1988), “Simultaneous Signaling to the Capital and Product Markets”, Rand Journal of Economics, 19, PP. 173-190.
  • Giroud, X., & Mueller, H. M. (2010), “Does Corporate Governance Matter in Competitive Industries?”, Journal of Financial Economics, 95, PP. 312-331.
  • Holden, C., and A. Subrahmanyam. (1992), “Long-lived Private Information and Imperfect Competition”, Journal of Finance 47 (1), PP. 247–270
  • Hughes, J., J , Liu. and J, Liu. (2007), "Information Asymmetry Diversification and Cost of Capital", Accounting Review, Vol. 82, PP. 705-729.
  • Krishnaswami, S., & Subramaniam, V. (1999), "Information Asymmetry, Valuation, & the Corporate Spin-off Decision", Journal of Financial Economics, 53(1), PP. 73-112.
  • Leary, M. T., & Roberts, M. R. (2008), “The Pecking Order, Debt Capacity, and Information Asymmetry”, Working Paper, Cornell University.
  • Li, S. and Zhan, X. (2016), “Product Market Threats and Stock Crash Risk”, Available at SSRN: http://ssrn.com/abstract=2474135.
  • Myers, S. C. ,& Majluf, N. S. , (1984), “Corporate Financing and Investment Decisions When Firms Have Information that Investors Do not Have”, Journal of Financial Economics, 13, PP. 187–221.
  • Shleifer, A., &Vishny, R.W. (1997), “A Survey of Corporate Governance”, Journal of Finance, 52, PP. 737-783.
  • Venkatesh, P. C., & Chiang, R. (1986), “Information Asymmetry and the Dealer's Bid‐ask Spread: A Case Study of Earnings and Dividend Announcements”, The Journal of Finance, 41(5), PP. 1089-1102.
  • Venky Nagar, Jordan Schoenfeld, Laura Wellman, (2018), “The Effect of Economic Policy Uncertainty on Investor Information Asymmetry and Management Disclosures”, Journal of Accounting and Economics.
  • Zhang, X. (2006), “Information Uncertainty and Stock Returns”, Journal of Finance, 61 (1), PP. 105-136

 

 

یادداشت‌ها