فشارها و معضلات اخلاقی موجود در تضاد بها – کیفیت حسابرسی Examine the Pressures and Ethical Dilemmas Availablect in the Audit Conflicont Cost & Quality (A Case Study of Small and Medium-Sized Audit Institutions Trusted Exchange)

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه حسابداری، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی،بابل، ایران.

2 گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بابل، بابل، ایران

3 مدیرگروه تحصیلات تکمیلی مدیریت وحسابداری/دانشگاه ازاد بابل

چکیده

با توجه به اهمیت مباحث اخلاقی در قضاوت‌های حسابرسی، این مطالعه، تحلیل فشارهای دریافت شده توسط حسابرس درحرفه و معضلات اخلاقی حسابرس در تضاد حسابرسی را هدف اصلی خود قرار داده است. این مقاله ، فاکتورهای حل تضاد منافع (زمانی که حسابرس با آن مواجه می­شود) را نیز شناسایی می­کند. جامعه آماری در این مطالعه را شرکت‌های حسابرسی معتمد بورس تشکیل می‌دهدکه تعداد مؤسسات حسابرسی معتمد بورس 77 مؤسسهمی‌باشد و به روش تمام شماریمورد بررسی قرار گرفته‌اند. اطلاعات مورد نیاز این مطالعه بر اساس پرسشنامه‌ای محقق یافته استخراج شده و بر اساس آزمون تحلیل واریانس (آنوا) مورد بررسی قرار گرفته است. مقالهحاضر به توسعه متون مربوط به تأثیر فشار بر رفتار حسابرسان کمک می­کند، این مطالعه علاوه بر فشار دریافتی از صاحبکار فشارهای ناشی از مؤسسات حسابرسی را که می­تواند اثر آسیب­رسان بر کیفیت حسابرسی داشته باشد را برجسته می­کند. نتایج بدست‌آمده بیانگر رابطه معنادار تجربه حسابرس با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل‌های تضاد منافع است، در حالی‌که اندازهمؤسسه حسابرسی رابطه معنی‌داری را با این متغیرها نشان نداده است. علاوه براین، بر اساس نتایج، رابطه معنی‌دار راه‌حل­های تضاد منافع و هم‌چنین ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات)با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی از دیگر نتایج این مطالعه است. با توجه به نتایج، رعایت آیین رفتار حرفه‌ایبا نظارت و دقت بیشتر پیشنهاد می‌شود تا از طریق کاهش تعارض‌های اخلاقی کیفیت حسابرسی ارتقا یابد.
Examine the Pressures and Ethical Dilemmas Availablect in the Audit Conflicont Cost & Quality (A Case Study of Small and Medium-Sized Audit Institutions Trusted Exchange)
Maryam Rokhshi
Kave Azinfar
Seyed Ali Nabavichashmi

Received: 07/ April /2021     Accepted: 11/ June /2021

Abstract
 Considering the importance of ethical issues in audit judgments, this study focuses on analyzing pressures Received by the auditor in the professionand the auditor's ethical dilemmas in the audit conflict. In addition, this research identifies the conflict-of-interest factors (When the auditor is facedwith it). The statistical communities in this study are trusted audit firms that include 77 companies which are investigated in a complete way. The instrument for measuring this study is a researcher-made questionnaire that the information extracted from it was investigated based on (ANOVA) test. The present study aims to develop literature on the impact of pressure on the behavior of auditors, because in previous probes, usually the pressure received from the owner has been widely studied. In addition to the pressure received from the owner, this study highlights the pressures of the audit firms that could have an adverse effect on audit quality. The results show that there is a significant relationship between the auditor's experience and the auditor's pressure from the client, the pressure of the audit firm, and the ethical assessment of dilemmas and conflicts of interest solutions; however, the audit size did not show a significant relationship with these variables. In addition, based on the results, the significant relationship between the conflict-of-interest solutions as well as the ethical evaluation of the dilemmas (problems) with the pressure from the client and the pressure received by the audit firm are other results of this study. According to the results, compliance with ethical oversight and greater accuracy is suggested to improve audit quality by reducing moral conflicts.
Keywords: Ethical Dilemmas –Audit Conflict (Cost – Quality) - Pressure from the Client - Pressure from the Institute.
 

کلیدواژه‌ها


 

فشارها و معضلات اخلاقی موجود در تضاد بها – کیفیت حسابرسی

 

 

 

تاریخ دریافت: 18/01/1400            تاریخ پذیرش: 21/03/1400

مریم رخشی[1]

کاوه آذین فر[2]

سیدعلی نبوی چاشمی[3]

 

 

چکیده

با توجه به اهمیت مباحث اخلاقی در قضاوت‌های حسابرسی، این مطالعه، تحلیل فشارهای دریافت شده توسط حسابرس درحرفه و معضلات اخلاقی حسابرس در تضاد حسابرسی را هدف اصلی خود قرار داده است. این مقاله ، فاکتورهای حل تضاد منافع (زمانی که حسابرس با آن مواجه می­شود) را نیز شناسایی می­کند. جامعه آماری در این مطالعه را شرکت‌های حسابرسی معتمد بورس تشکیل می‌دهدکه تعداد مؤسسات حسابرسی معتمد بورس 77 مؤسسهمی‌باشد و به روش تمام شماریمورد بررسی قرار گرفته‌اند. اطلاعات مورد نیاز این مطالعه بر اساس پرسشنامه‌ای محقق یافته استخراج شده و بر اساس آزمون تحلیل واریانس (آنوا) مورد بررسی قرار گرفته است. مقالهحاضر به توسعه متون مربوط به تأثیر فشار بر رفتار حسابرسان کمک می­کند، این مطالعه علاوه بر فشار دریافتی از صاحبکار فشارهای ناشی از مؤسسات حسابرسی را که می­تواند اثر آسیب­رسان بر کیفیت حسابرسی داشته باشد را برجسته می­کند. نتایج بدست‌آمده بیانگر رابطه معنادار تجربه حسابرس با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل‌های تضاد منافع است، در حالی‌که اندازهمؤسسه حسابرسی رابطه معنی‌داری را با این متغیرها نشان نداده است. علاوه براین، بر اساس نتایج، رابطه معنی‌دار راه‌حل­های تضاد منافع و هم‌چنین ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات)با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی از دیگر نتایج این مطالعه است. با توجه به نتایج، رعایت آیین رفتار حرفه‌ایبا نظارت و دقت بیشتر پیشنهاد می‌شود تا از طریق کاهش تعارض‌های اخلاقی کیفیت حسابرسی ارتقا یابد.

 

واژه‌های کلیدی:معضلات اخلاقی، تضاد بها کیفیت- حسابرسی، فشار دریافتی از جانب صاحبکار، فشار دریافتی از جانب مؤسسه.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- مقدمه

در دهه‌های اخیر بازار حسابرسی به ویژه در دوره بحران اقتصادی کنونی به طور فزاینده‌ای شکل رقابتی به خود گرفته است (جوزف و چاد[i]، 2015؛ دیانتی و بیاتی، 1394)؛ زیراتغییرات عمده‌ای در اقتصاد و جوانب نظارتی محیط حسابرسی در بسیاری از کشورها رخ داده است و این تغییرات با بحران جهانی اقتصاد از اوایل دهه 1990 آغاز شده است (واردی و همکاران، 1395). این فضا منجر به قدرت بیشتر مشتریان حسابرسی شده است و بنابراین فشاری که بر شرکت های حسابرسی وارد می‌کنند افزایش یافته است. این فشارها در هر دووجه توافق بر سر حق‌الزحمه و به قدرت صاحبکار در تحت تأثیر قرار دادن قضاوت حسابرس با توجه به رویه خاص، به چشم می‌خورد.

بوید[ii] (2004) تصمیمات شرکت حسابرسی در مورد اینکه چطور تضاد موجود میان بها و کیفیت را مدیریت کند، مک نایر[iii] (1991) یا آنچه که برخی حسابرسان تضاد میان اهداف تجاری و حرفه‌ای می­نامند. سویینی[iv](2011) بر کیفیت حسابرسی اثر خواهد گذاشت؛ بنابراین در این زمینه حسابرس از فشارهای وارد شده از سمت صاحبکار و موسسه حسابرسی آزار می­بیند. ادبیات حسابداری دغدغه‌هایی دارد در مورد اینکه چطور فشارها می­توانند بر دیدگاه­ها و انجام حسابرسی حرفه‌ای اثر بگذارد.

دیزورت و لرد[v] (2001) هرچند این ادبیات بر فشارها از جانب مشتری‌های حسابرسی (صاحبکار) تمرکز دارند، ضروری است پژوهش بیشتری در مورد فشارهای وارد شده از شرکت حسابرسی که منجر به تعارض درونی میان بها و کیفیت می­گردد، انجام پذیرد. وجود فشار به کاهش کیفیت خدمات حسابرسی و تا حدودی تسلیم شدن حسابرس در مقابل این فشارها می­انجامد. در این رابطه رفتار حسابرسان به ارزیابی اخلاقی موقعیت­هایی که با آن روبه‌رو می­شود (معضلات/دوراهی‌ها) و همچنین به گروه­ها و فاکتورهایی که حسابرس در زمان حل تضاد منافع از آن استفاده می­کند، بستگی دارد. این در حالی است که دیر زمانی است که مجامع حرفه­ای حسابداری در جوامع مختلف با هدف ملزم کردن حسابداران به مسئولیت­پذیری در قبال منافع عموم و رعایت اخلاق حرفه‌ای اقدام به تدوین آئین رفتار حرفه‌ای نموده­اند، اما گویا آیین‌نامه رفتار حرفه­ای به تنهایی نمی­تواند مشکلات موجود را حل کند و همچنان رسوایی­های حرفه‌ای حسابداری در گوشه و کنار به وقوع می­پیوندد (سلمان پناه، 1393). از این­رو به نظرمی­رسد سلطهفرضیه اثباتی حسابداری (که فرض زیر بنای آن حداکثر کردن منافع شخصی است) به عنوان الگوی غالب در پژوهش حسابداری ما را از توجه به رفتار حرفه­ای در قضاوت­ها دور کرده است (اعتمادی و همکاران، 1388). از آنجا که حسابداری عرصه­ای است که به شدت بر اعتماد و انجام مسئولیت­های اعتباری استوار است، لذا گنجاندن قضاوت اخلاقی و فاکتورهای حل تضاد منافع در حوزه حسابداری روشن است. چرا که با تضاد منافع در سطح وسیعی از رفتارهای افراد با مسئولیت­های گوناگون در اجتماع مواجه هستیم و تضاد منافع در چارچوب تئوری نمایندگی مطرح گردیده است. از مهمترین تضادها در تئوری نمایندگی می‌توان به رابطه میان مالک (سهامدار) و نماینده (مدیر) اشاره کرد که به واسطه تفویض اختیار صورت می­پذیرد (منتقمی، 1393).

با توجه به تضاد منافع حاکم بر محیط حسابرسی و ماهیت مسائل موجود، حسابرسان باید از مهارت یا صلاحیت حرفه‌ای کافی برخوردار باشند. با این وجود، در تحقیقات پیشین به صلاحیت اخلاقی که دراستانداردهای حسابرسی و آیین رفتار حرفه‌ای به عنوان یکی از عوامل کلیدی مهارت حسابرسان از آن یاد شده، کمتر بها داده شده است و بعد اخلاقی مهارت حسابرسان فقط به رعایتحداقل استانداردهای موجود در آیین رفتار حرفه‌ای محدود شده است (دیکیرسون، 2009). از این رو در سال­های اخیر پرداختن به مباحث اخلاقی مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. به عنوان نمونه حساس یگانه و کاظم پور (1392) به بررسی رابطه بین حساسیت و قضاوت اخلاقی با سطح مهارت حسابرسان پرداخته اند. یافته­های آنها نشان می‌دهد حسابرسان ماهر حساسیت اخلاقی بیشتری نسبت به منافع افراد ذینفع به ویژه مدیران دارند و آگاهی از پیامد تصمیم فقط بر حساسیت اخلاقی و نحوه تعیین تنبیه‌های انتظامی حسابرسان نیمه ماهر تأثیر دارد.

جعفری (1395) در پایان‌نامه خود به بررسی تأثیر فشارها و معضلات اخلاقی بر تضاد حسابرسی در مؤسسات حسابرسی پرداخته اند. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که اندازه موسسه حسابرسی با درک حسابرس از فشار صاحبکار و قضاوت اخلاقی حسابرس، رابطه مثبت معنادار دارد. همچنین، تجربه حسابرس با درک وی از فشار صاحبکار و قضاوت اخلاقی او، رابطه مثبت معنادار دارد.با این وجود، اهمیت این موضوع و مطالعات اندکی که به بررسی فشارها و معضلات اخلاقی موجود در تضاد بها – کیفیت حسابرسی پرداخته است، لزوم توجه بیشتر به این حوزه را آشکار می‌سازد. لذا این مطالعه بررسی فشارها و معضلات اخلاقی حسابرس در تضاد منافع حسابرسی را موضوع اصلی خود قرار دادهو پژوهش را در مؤسسات حسابرسی کوچک و متوسط (SME) معتمد بورس انجام شده است. در این راستا، این مطالعه به بررسی سؤالات زیر پرداخته است تا با پاسخ به این سؤالات زمینه را برای رفتار حرفه‌ای حسابرسان فراهم نموده و کیفیت حسابرسی را ارتقا دهد.

1)   آیا تجربه حسابرس با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل­های تضاد منافع رابطه‌ دارند؟

2)   آیا اندازه حسابرسی با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل­های تضاد منافع رابطه‌ دارند؟

3)   آیا راه‌حل­های تضاد منافع با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی رابطه‌ دارند؟

4)   آیا ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات) با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و مؤسسه حسابرسی رابطه‌دارند؟

 

2-  مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1- تضاد منافع

تضاد منافع در اصطلاح، عدم تفاهم و ناسازگاری میان دو یا چند رفتاری است که هر یک در جهت دستیابی به هدف و خواسته‌ای مشخص بروز می‌کند. تضاد منافع در جنبه‌های مختلف اهمیت یافته است. یک جنبه آن تضاد منافع بین مالک و مدیریت می‌باشد که به عنوان تئوری نمایندگی معروف است. امروزه شرکت­هایی با ساختاربزرگ و گسترده همچون شرکت­های سهامی، از کوشش­های دسته‌جمعی گروه­های درون‌سازمانی شامل مدیران، کارکنان، سهامداران و همچنین گروه­های برون‌سازمانی نظیر اعتباردهندگان تشکیل شده­اند که از طریق انعقادقراردادهای رسمی و غیررسمی مختلفی گردهم می­آیند؛ بنابراین با تضاد منافع در سطح وسیعی از رفتارهای افراد با مسئولیت­های گوناگون در این اجتماع مواجه هستیم. جنبه دیگر آن تضاد بها - کیفیت می‌باشد. تضاد بین اهداف تجاری و حرفه‌ای بر روی کارمندان حسابرس در شرکت­های حسابرسی تأثیر گذاشته و حسابرسان با فشارهایی روبرو می‌شوند که بر روی جستجو برای کشف خطاها و بی­قانونی­ها و افشای خطاها و بی­قانونی­های کشف شده تأثیر می­گذارد.

رقابت در بازار حسابرسی موجب می­شود تا دو نوع فشار برحسابرس درمؤسسات حسابرسی کوچک و متوسط وارد شود:

  • فشار مشتری یا صاحبکار: که به دو شکل فشار دستمزد و فشار در قضاوتمی‌باشد که نتیجه آن کاهش کیفیت حسابرسی است.
  • فشار موسسه حسابرسی: که به دو شکل فشار بودجه زمانی و استفاده از کارکنانکم‌تجربه برای کاهش بهای حسابرسی جهت برنده شدن در رقابت می‌باشد که نتیجه آن کاهش کیفیت حسابرسی است. (دی زورت و لرد[vi] 1997؛اتللی و پیرس[vii] 1996).

در مقابل مؤسسات حسابرسی خدمات اطمینان بخش ارائه می­کنند بنابراین کار را باید با کیفیت بالا انجام دهند.

 

 

2-2- تئوری اخلاقی

جریان تجارت نیازمند تعاملات اجتماعی و نیز مستلزم ملاحظات اخلاقی است. زمانی که یک تصمیم با قواعد اخلاقی مقایسه می‌شود، می‌تواند درست یا نادرست استنباط شود. اسپینوزا بیان می‌کند که «عبارت انسان آزاد حداقل بیانگر آن است که انسان بایستی منطقی، آزاد و برای دیگران مطلوب و منصف، با ایمان و محترم باشد. اصول اخلاقی باید از درون افراد سرچشمه بگیرد و نبایستی از بیرون بر آنان تحمیل شود». افراد فعال در زمینه کسب‌وکار باید تصمیمات اخلاقی خود را در محدوده چنین محیطی اتخاذ کنند. کسب‌وکار تحت فشار شدید تحصیل سود است، در حالی که علاوه بر آن باید در محدوده‌ای فعالیت کرد که برای جامعه پذیرفتنی است (حساس یگانه، 1389). حرفه حسابرسی نیز در میان کسب‌وکارهای مختلف، از متشکل‌ترین و منضبط‌ترین حرفه‌های دنیاست. به دلیل نوع و ماهیت خدماتی که ارائه می‌کند، از اعتبار و اعتماد خاصی نیز برخوردار است. تداوم این اعتبار و اعتماد و تقویت آن به پای‌بندی فکری و عملی اعضای حرفه به ضوابط رفتاری و اخلاقی آن بستگی دارد؛ اما حسابرسان همواره با دوراهی‌های اخلاقی مواجه­اند. دوراهی اخلاقی وضعیتی است که در آن شخص باید تصمیمی در مورد رفتار شایسته اخذ کند. کنار آمدن با یک مشتری که تهدید می‌کند اگر گزارش مقبول صادر شود، به سراغ حسابرس جدید خواهد رفت یک دوراهی اخلاقی است. بر اساس نتایج مطالعات موجود، تأکید بیش از حد بر رعایت بودجه زمانی به خصوص هنگامی که دستیابی به بودجه در ارزیابی عملکرد مؤثر و مهم باشد و از سوی دیگر بودجه زمانی نیز به شکل نامتعارف و نامناسبی تنظیم گردیده باشد، باعث می‌گردد تا حسابرسان اقدام به عکس‌العمل و رفتارهایی نمایند. این رفتارها که در حسابرسی به رفتارهای غیرحرفه‌ای شناخته شده به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به کاهش کیفیت حسابرسی منجر می‌شود و عمدتاً شامل موارد زیر است (مهرانی و نعیمی، 1382):

  • انجام ندادن برخی از مراحل حسابرسی بدون کسب مجوز،
  • میان برزدن‌های غیرمنطقی برخی دستورالعمل‌ها،
  • قصور در پیگیری‌های لازم و

1)   انجام کار در زمان شخصی و بدون گزارش زمان صرف‌شده.

 

2-3- فشارهای دریافتی حسابرس، فاکتورها(راه حل‌های) تضاد منافع وارزیابی اخلاقی معضلات حسابرسی

 کارکنان حسابرسی به دلیل فشارهای ناشی از جستجوی خطاها و بی‌نظمی‌ها، به دلیل تعارض بین اهداف تجاری و حرفه‌ای، تحت تأثیر قرار می‌گیرند. بدین صورت که آنها برای مقابله با افزایشقیمت رقابتی، تلاش خواهند کرد که هزینه‌های حسابرسی را به حداقل برسانند تا حداکثر سودآوری این سرویس را به دست آورند. به احتمال زیاد، کاهش بودجه حسابرسی به این معنی است که منابع کمتری برای جستجوی اشتباهات و بی‌نظمی‌ها اختصاص داده می شود که در نهایت کیفیت حسابرسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد (اسپینوسا-پیک و بارینکوآ[viii]، 2016). کنترل زمان، یکی از تأثیرگذارترین روش­ها برای کنترل هزینه در اقدامات حسابرسی است (آتلی و پیرس، 1996). با این وجود، زمان­بندی­های بسیار کوتاه باعث رفتارهای نامطلوب خواهند شد (آلدرمن و دیتریک[ix]، 1982؛ لایتنر، لیسنرینگ و وینترس[x]، 1983؛ آتلی و پیرس، 1996؛ پیرس و سویینی[xi] 2004؛ سوآنبرگ و اوهمن[xii]، 2013). درصورتی­که کارمندان حسابرس بر این عقیده باشند که ساعات برنامه‌ریزی‌شده توسط شرکت برای دستیابی به نتیجۀ دلخواه کافی نیست، می­توانند برای بودجه برنامه‌ریزی کرده و یا ساعات بیشتر از آنچه برنامه‌ریزی شده را کار کنند. در مورد اول، دستیابی به کیفیت مشکل است چرا که حسابرس ممکن است قادر نباشد بدلیل کمبود وقت و اطلاعات مهم دربارۀ شرکت حسابرسی شواهد لازم را بدست آورد و یا کار انجام شده را مستندسازی کند. اگر حسابرس گزینۀ دوم را انتخاب کند و زمان بیشتری از آنچه که برنامه‌ریزی شده را صرف کار کند، در این صورت می­تواند ساعات واقعی را گزارش کرده و یا پنهان نماید. مطالعات پیشین نشان داده­اند که درک زمان یک روش متداول در بین حسابرسان است، با این وجود این روش منتج به نتایج پیش‌بینی نشده­ای می­گردد مانند گمراه کردن ارزیابی­های کارمندان، فقدان درآمد برای شرکت حسابرسی، بودجه‌های غیرواقعی برای آینده و کاهش کیفیت حسابرسی در حسابرسی­های آینده. (آتلی و پیرس، 1996؛ سوانبرگ و اوهمن، 2013، سویینی و پیرس، 2006).

انتخاب پرسنل با تجربۀ کاری کم برای گروه موردنظر کاری یکی دیگر از اقداماتی است که شرکت­های حسابرسی برای کاهش هزینه­های حسابرسی انجام می­دهند. این روش ممکن است باعث ایجاد گروهی با شایستگی کم شده و در نتیجه تهدیدی جدی برای کیفیت حسابرسی باشد (دیزورت و لورد، 1997). درصورتی­که گروه حسابرسی دارای شایستگی­های فنی لازم نباشد، احتمال تشخیص خطاها و بی­قانونی­ها کم خواهد شد. زمانی­که خطاها و بی‌قانونی‌ها تشخیص داده شدند، حسابرس می­تواند در معرض فشار مشتریان برای افشا نکردن اطلاعات در گزارش حسابرسی باشد. این فشارها ممکن است بر داوری حسابرس تأثیر گذاشته و در نتیجه حسابرسان در پی شواهدی باشند تا شامل این موارد ترجیحی شرکت باشد (هاتفیلد، جکسون و وندرولد[xiii]، 2011؛ نلسون[xiv]، 2006).علاوه بر این، حسابرسان همچنین ممکن است تحت فشارهایی از سوی مدیران ارشد خود برای تغییر در نتایج و یا عقاید خود باشند تا رضایت مشتریان را کسب کنند. دیزوت و لورد، (1997) چنین بیان کرده اند که حسابرسان مرئوس در معرض فشارهای عامرانه هستند که تحت آن اوامر روسا بایستی اجرا گردند.

حال این سؤال پیش می‌آید که آیا فشارهای حسابرسی شامل فشارهای دریافتی از صاحبکار و فشارهای ناشی از مؤسسات حسابرسی خواهد شد؟ در این زمینه نتایج تحقیقات نشان می‌دهدکه فشارهایی که بر حسابرسان وارد می­شوند احتمالا بر حسب اندازۀ شرکت متغیر هستند (دیزورت و لورد، 1997؛ هرباخ[xv]، 2001؛ پیرس و سویینی، 2010). در این زمینه، تحقیقات (کالدرون و آفبایک[xvi]، 2008؛ هودیب و کوک[xvii]، 2005؛ لوپز اوتریگا و زارزا هرانز[xviii]، 2010) نشان داده­اندکه مشتریان شرکت­هایی غیر از چهار شرکت بزرگ حسابرسی اغلب شرکت­های حسابرسی خود را تغییر می­دهند و این باعث افزایش رقابت در این بخش بازار می­گردد. این رقابت بالا باعث از دست رفتن مشتری شرکت­های حسابرسی می­شود و در نهایت باعث افزایش فشارهای مشتریان شده که نه تنها به عدم افشای خطاها و بی‌قانونی‌های کار منتهی می­گردد، بلکه فشارها را برای کاهش دستمزد حسابرسی افزایش خواهد داد. علاوه بر این، از آنجایی که تعداد مشتریان در شرکت­های کوچک حسابرسی کم است، وابستگی مالی این شرکت­ها به مشتریان زیاد می‌باشد (دی آنجلو[xix]، 1981)؛ بنابراین، در اینگونه موارد، مشتریان فرصت اعمال فشار بیشتر بر روی شرکت­های کوچک حسابرسی را خواهند داشت. با مطالعۀ فشارهایی که بودجه‌بندی حسابرسی در پی داشتند، پاینو، اسمیت و اسمایل[xx] (2012) نشان دادند که فشارهای مربوط به بودجه در شرکت­های کوچکتر مشکل‌سازتر بوده اند. مسائل مالی در شرکت­های بزرگ حسابرسی باعث شده است که این شرکت­ها با هزینه‌های کمتری کار کنند (کاررا، گوتیررز و کارمونا[xxi]، 2005؛ گارسیا بنوآ، رویز باربادیلو و ویکو مارتینز[xxii]، 2000). در مقابل، مطالعات دیگر به این نتیجه رسیده‌اند که فرهنگ رقابتی شرکت­های بزرگتر باعث اعمال فشار بیشتری بر روی حسابرسان این شرکت­ها خواهد شد. در این زمینه، مک نامارا و لیاناراچچی[xxiii] (2008) دریافتند که حسابرسان شرکت­هایی غیر از چهار شرکت بزرگ حسابرسی به زمان‌بندی راحت­تری از شرکت­های بزرگ رسیده اند. نتیجه­گیری مشابهی را می­توان برای توضیح تفاوت­های بین شرکت­های حسابرسی کوچک و متوسط در نظر گرفت. همزمان با پیشرفت رتبۀ حسابرسان، میزان و منابع فشاری که بر آنها وارد می­شود تغییر خواهد کرد. در دورۀ کاری یک حسابرس، میزان تجربه و پست او در شرکت به هم وابسته بوده و همچنین ترفیع درجۀ او وابستگی زیادی به مقام او در شرکت دارد. شاپیرو، کوه و کیلوغ[xxiv] (2003) پیشنهاد کردند که فشارها در زمانی که حسابرسان با تجربه‌تر می­شوند، کمتر می­شود. این محققان چنین استدلال کرده­اند که این کاهش فشار در نتیجۀ تجربه به این علت است که حسابرسان در کارشان اعتماد به نفس بالایی کسب کرده­اند. حسابرسان در رده های پایین‌تر ممکن است تحت فشارهای بیشتری باشند تا بتوانند شایستگی و مهارت­های خودشان را برای انجام حسابرسی­های باکیفیت ثابت کنند. (مک نامارا و لیاناراچچی، 2008)؛ بنابراین، حسابرسان مرئوس مانند کمک حسابرسان و اعضای رده بالا احتمالا با فشارهای بیشتری مربوط به محدودیت­های زمانی و شایستگی­های لازم برای انجام حسابرسی مواجه هستند. علاوه بر این، مطالعات مختلفی گزارش کرده‌اند که اعضای رده بالا کارمندانی هستند که در معرض بالاترین فشار زمانی می­باشند و این فشار زمانبندی در رده‌های بالای حسابرسان کمتر می­شود (اسپینوسا-پیک و بارینکوآ، 2016). همچنین در شرکت­های حسابرسی، فشارها از سمت رؤسا برای تغییر نظر حسابرسان برروی حسابرسان رده های پایینی بسیار بیشتر بوده و این به علت ساختار سلسله مراتبی شرکت­ها و سیستم ارزیابی و ترفیع افراد می‌باشد.با این وجود، تفاوت­های بین حسابرسان باتجربه و کم تجربه در میزان فشار مشتریان قابل پیش‌بینی نمی­باشد. برخی از مطالعات تجربی دریافته‌اند که فشارها برای جلب رضایت مشتری بر روی رده‌های پایین‌تر حسابرسان بیشتر بوده چراکه این گروه از حسابرسان نسبت به حسابرسان رده بالا (با تجربه)بیشتر به ارتقای شغلی نیاز دارند. (مورنو و بهاتاچارجی[xxv]، 2003). بااینحال، یافته‌های دیگر مطالعات (کوچ، وبر و واستمن[xxvi]، 2012) نشان داده‌اند که مشتریان می­توانند فشارهای بیشتری را بر روی حسابرسان رده بالایی اعمال کنند. پاداش و ارزیابی این حسابرسان رده بالا وابسته به مبالغی است که آنها باعث بدست آوردنش شده‌اند و همچنین بستگی به ایجاد و حفظ انگیزش در مشتریان دارد. در این راستا، این سؤال که چطور درک فشارها با میزان تجربه تغییر می‌یابد، مطرح می­شود.

 روان‌شناسی اخلاق در جستجوی یافتن پاسخی برای تفکر و اعمال افراد است. تمرکز این رویکرد به اخلاقیات بر داوری، مطالعۀ روش­های حل مسئله و روش­هایی است که سیستم ارزش­های یک فرد برای حل تعارض­های روزانه بر او تحمیل می­کند. روان‌شناسی اخلاق، آقای رست[xxvii] (1986)، مدل چهار مؤلفه‌ای را معرفی کرد که به تفسیر عناصر اقدامات اخلاقی می­پردازد. او چنین نتیجه‌گیری کرد که اقدامات اخلاقی نتیجۀ این فرایندهای روانشناسی می­باشند: حساسیت اخلاقی (شناخت)؛ داوری و یا استدلال اخلاقی؛ انگیزش اخلاقی و شخصیت اخلاقی.

 داوری اخلاقی مربوط به داوری­هایی است که افراد بر روی اقداماتی که پیشتر شناسایی شده‌اند انجام می­دهند. بر طبق این مدل تصمیم­گیری اخلاقی، ارزیابی اخلاقی اقدامات بر روی رفتار حسابرس تأثیرگذار است. تحقیقات پیشین بر روی تصمیم‌گیری‌های اخلاقی در حسابداری دریافته اند که ارزیابی اخلاقی اقدامات مشکوک بر روی قصد وارد شدن به این کار و دستمزد کمیسیون آنها تأثیر می­گذارد (سویینی و همکاران[xxviii]، 2010). بر طبق مدل رست دربارۀ اقدامات اخلاقی، چنین پیشنهاد شده است که داوری­های اخلاقی برای رفتارهای مشکوک می­توانند احتمال عمل در چنین روشی را آشکار کنند؛ بنابراین، نیاز به مطالعات بیشتری بر روی قابلیت پذیرش اخلاقی رفتارهای معین حسابرسان است تا بتوان از رفتارهای ناکارآمد جلوگیری کرد.

با توجه به تأثیر اندازۀ شرکت حسابرسی بر روی فرایند تصمیم­گیری اخلاقی، محیط مختلف کاری در شرکت­های کوچک و بزرگ ممکن است بر توانایی استدلال اخلاقی حسابرسان تأثیر گذارد (همان، 2010). حسابرسان شرکت­های کوچک ممکن است دارای مکانیسم حمایت سازمانی کمتری از دیگر حسابرسان در شرکت­های بزرگ زمانی که با مشکلات اخلاقی مواجه می­شوند، باشند. در این راستا، توانایی استدلال اخلاقی در حسابرسان در شرکت­های کوچک در مقایسه با شرکت‌های بزرگ در سطوح پایین گزارش شده است. این در حالی است که حسابرسان شرکت­های متوسط داوری اخلاقی کمتری از حسابرسان شرکت­های کوچک و بزرگ، انجام می­دهند. بر اساس پیشینه موجود، شرکت­های متوسط دارای فشار برابری با چهار شرکت بزرگ از نظر هزینه در مقابل تضاد کیفیت بودند. با این وجود، به دلیل اینکه آنها از دید عموم مردم بسیار کوچکتر از چهار شرکت بزرگ هستند، کمتر به تصمیم‌گیری‌های اخلاقی توجه می­کنند (پیرس و سویینی[xxix]، 2010).

در این میان، در مورد تأثیر اندازۀ شرکت حسابرسی بر روی داوری اخلاقی حسابرسان، یکی از مهمترین یافته‌های موجود بر روی روانشناسی اخلاقی این است که سن تقویمی و تحصیلات رسمی از پیش‌نیازهای دستیابی به پیشرفت اخلاقی می­باشند (رست، 1986). بر مبنای نظریۀ توسعۀ اخلاقی-شناختی کوهلبرگ[xxx] (1984)، سن متغیری است که ممکن است بطور معناداری بر روی توسعۀ سطوح استدلال اخلاقی افراد تأثیر گذارد. مقالات بسیاری از این نظریه به‌عنوان نقطۀ شروع برای تحلیل سن و یا تجربه در تصمیم‌گیری اخلاقی نام برده‌اند.

در یک بررسی توسط اوفالون و باترفیلد[xxxi] (2005)، چنین نتیجه‌گیری شد که میزان تجربۀ کاری تأثیر مثبتی بر روی تصمیم‌گیری اخلاقی دارد. این و ژوانگ[xxxii] (2011) نشان دادند که بر طبق تحلیل‌های انجام شده بر روی حساسیت اخلاقی حسابرسان که طبق آن تجربۀ کاری بالای افراد باعث افزایش استاندارد رفتار اخلاقی آنها شده است. در مقابل، تحقیقات دیگری بر روی حسابرسان و مدیران مالی نشان دادند که تجربه (پونمون[xxxiii]، 1992) دارای تأثیر معنادار منفی بر روی سطوح استدلال آوری اخلاقی بود و همچنین حسابرسان مسن‌تر سطوح کمتری از استدلال‌گری اخلاقی در مقایسه با حسابرسان جوانتر داشتند (اینون و همکاران[xxxiv]، 1997). در این زمینه که سن رابطۀ زیادی با تجربه دارد، این سوال مطرح می‌شود که چطور میزان تجربه بر روی داوری اخلاقی حسابرسان تأثیر می‌گذارد؟

 پاسخی که حسابرسان به فشارهای وارده می­دهند بستگی به گروه­های مرجعی دارد که در حل‌وفصل تضاد منافع شریک هستند. روش حل این تضاد بین اهداف حرفه‌ای و تجاری نشان دهندۀ فرهنگ سازمان، تعیین‌کنندۀ سطوح اخلاقی سازمان و آنچه که به‌طور صریح یا ضمنی به اعضای سازمان انتقال داده می­شود، می‌باشد(داونپورت و دلاپوراتش[xxxv]، 2009؛ سویینی و مک گری[xxxvi]، 2011). اهمیت روش حل‌وفصل تضاد منافع در نسخۀ جدید کدهای اخلاقی برای حسابداران حرفه‌ای ارائه شده است. هیئت استانداردهای بین‌المللی اصول اخلاقی برای حسابداران اخیراً به تجدیدنظر در کدهای اخلاقی پرداخته است تا بتواند الزامات خاص را اجرا کرده و راهنمای جامع‌تری برای حمایت از حسابداران حرفه‌ای در شناسایی، ارزیابی و مدیریت تضاد منافع باشد.

 درصورتی­که حسابرس یک شرکت حسابرسی بسیار اجتماعی باشد، زمانی که با تضاد منافع مواجه می­شود، سعی می­کند تا تصمیمی همگام با سیاست­های شرکت، یعنی با رفتاری که شرکت از او انتظار دارد، بگیرد. همانطور که لورد و دیزورت بیان کردند: حتی اگر حسابرسان کاملا با مسئولیت­های حرفه­ای خود آشنا باشند، ممکن است غیر اخلاقی عمل کنند تا به ارزیابی عملکرد مثبتی دست یابند و یا به راحتی به‌عنوان بازیگر اصلی گروه دیده شوند. در مقابل، اگر حسابرس متعهد به ارزش­های اخلاقی باشد، در برابر فشارهایی که از جانب شرکت و یا مشتریان بر او وارد می­شود مقاومت کرده و ارزش­های حرفه‌ای خود را مافوق اهداف تجاری شرکت حسابرسی در نظر می­گیرد.در زمینۀ رویکرد قانونی موضوع، روش حل‌وفصل تضادهای اخلاقی ممکن است تحت تأثیر شدید الزامات اخلاقی موضوع باشد؛ بنابراین، با توجه به ادبیات موجود، فشارهای حاکم بر حسابرسان تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله اندازه شرکت‌ها و تجربه آنها است که موجب شده تا در این مطالعه بررسی فشارها و مشکلات اخلاقی حسابرس در تضادهای حسابرسی از نظر این عوامل نیز مورد بررسی قرار گیرد.

اسپینوسا پایک و بارااینکوا (2018) به بررسی تأثیر حرفه‌ای بودن حسابرس بر قضاوت اخلاقی پرداخته اند. روش پژوهش شامل یک نظرسنجی که در میان حسابرسان و همچنین در میان دانش جویان تحصیلات تکمیلی رشته حسابرسی توزیع شد. 122 پاسخ از حسابرسان اسپانیایی و 55 پاسخ از دانشجویان دوره‌ی تحصیلات تکمیلی دریافت شد. نتایج این مقاله نشان می دهد که تعهد دانشجویان به منافع عمومی و اجرای استقلال به طور قابل توجهی بالاتر از حسابرسان است. با این حال، یافته‌ها همچنین نشان می‌دهد که حسابرسان قضاوت اخلاقی بالاتر نسبت به دانشجویان دارند. اسپینوسا پایک و بارااینکوا در سال 2016 به بررسی فشارها و معضلات اخلاقی موجود در تضاد منافع در میان شرکت­های کوچک و متوسط در اسپانیا پرداخته­اند. نتایج بدست آمده بیانگر تأثیر استاندارهای اخلاقی بر رفتار حسابرسان دارد. از این‌رو تقویت فرهنگ اخلاقی در مؤسسات حسابرسی در کیفیت حسابرسی تأثیر بسزایی دارد. اسوانبرگ و اوهمان (2013)، ارتباطی معنادار بین فرهنگ اخلاقی و کیفیت حسابرسی یافتند. در بازنگری آثار تنظیم شده از سویاُفال و نوباترفیلد (2005) نویسندگان بدین نتیجه رسیدن که میزان تجربه کاری به­طور مثبت به تصمیم­گیری اخلاقی مرتبط است.لین و ژانگ (2011) نشان می­دهند که در تحلیل­های حساسیت­های اخلاقی حسابرسی­ها همچنان که تجربه کاری افزایش پیدا می­کند استاندارد رفتار اخلاقی آنها نیز بالا می­رود. سوینی و همکاران (2010) در مطالعه تجربی تأثیر فرهنگ اخلاقی بر کاهش کیفیت حسابرسی و گزارش کمتر از واقع زمان، شواهد اندکی مبنی بر ارتباط بین فرهنگ اخلاقی و رفتار حسابرس تحت فشار زمانی یافتند. هر چند به­ویژه در آثار حسابرسی، جونز، ماسی و ترون (2003) نتایج ترکیبی با توجه به این رابطه گزارش می­شود.سیرامولینا و اُرتاپرِز (2005) رابطه­ای مثبت بین تجربه حسابرس و ارزش‌های اخلاقی دریافتند. سایر مطالعات در مورد حسابرسان و مدیران مالی منجر به این نتیجه شده است که تجربه، برعکس، اثری چشمگیر ولی منفی بر سطح است دلایل اخلاقی دارد و همچنین حسابرسان قدیمی­تر استدلال اخلاقی کمتری را نسبت به نمونه­های جوان­تر نشان دادند (اینون و همکاران، 1997). سرانجام اینکه سایر مطالعات هیچ‌گونه همبستگی بین تجربه و قضاوت­های اخلاقی حسابداران نشان ندادند (شافر، موریس و کتچاند،2001; سوئیینی و همکاران، 2010).سعیدی گراغانی، مسلم و ناصری، احمد در (1396) در مطالعه خود با عنوان، تفاوت‌های فردی و قضاوت حرفه‌ای حسابرسدر جست و جوی پاسخ به این سؤال است که آیا تفاوت‌های فردی در حسابرسان منجر به تفاوت در قضاوت آن‌ها می‌شود یا خیر؟ این تحقیق در زمره تحقیقات بین‌رشته‌ای (حسابرسی-روانشناسی) قرار گرفته است. در این تحقیق اثر چهار ویژگی فردی شامل دو ویژگی جمعیت‌شناختی (جنسیت و تجربه) و دو ویژگی روان‌شناختی (خوش‌بینی و اعتماد به نفس) بر قضاوت حرفه‌ای مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش حسابرسان شاغل در مؤسسات عضو جامعه حسابداران رسمی ایران بودند. برای انجام این تحقیق از یک طرح آزمایشی و به منظور جمع‌آوری داده‌ها و سنجش شخصیت آزمودنی‌ها از پرسش‌نامه‌های استاندارد روان‌شناسی استفاده شده است. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از آزمون تی- استیودنت مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می‌دهد کلیه متغیرهای مورد مطالعه در این مقاله (خوش‌بینی و اعتماد به نفس، تجربه و جنسیت) منجر به وجود تفاوت در قضاوت حرفه‌ای حسابرسان می‌شود. نیکبخت و همکاران (1395) در مطالعه خود به بررسی رابطه بین حق‌الزحمه حسابرسی و تجربه حسابرس با کیفیت حسابرسی پرداخته اند. آنها در مطالعه خود 109 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در سال های 1386 تا 1393 با استفاده از روش داده‌های ترکیبی مورد بررسی قرار داده‌اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه پژوهش، حاکی از این است کهتغییر حق‌الزحمه حسابرس بر کیفیت حسابرسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در میان مطالعات داخلی نیز منتقمی (1393) در مطالعه­ای به بررسی اهمیت تضاد منافع در شرکت­ها در چارچوب تئوری نمایندگی و نظام حاکمیت شرکتی پرداخته است.مطابق با تحقیقات در حوزه­های تئوری نمایندگی و نظام حاکمیت شرکتی چنین نتیجه­گیری می­شود که با پیچیده­تر شدن ساختار مالکیت، هزینه­های نمایندگی افزایش می­یابد و بهبود سازوکارهای حاکمیت شرکتی به کاهش هزینه­های نمایندگی منجر می­گردد. ملکیان و توکل نیا (1393) به بررسی تأثیر فرهنگ اخلاقی بر کیفیت حسابرسی تحت شرایط فشار بودجه زمانی پرداخته­اند. نتایج این مطالعه بیانگر تأثیر مثبت و معنادار فشار بودجه زمانی بر گزارش کمتر از واقع زمان است. علاوه بر این، نتایج نشانگر تأثیر معکوس و معنادار فرهنگ اخلاقی بر فشار بودجه زمانی است. سلمان پناه و طالب­نیا (1392) در مطالعه­ای به بررسی گزیده عوامل مؤثر بر قضاوت اخلاقی حسابداران رسمی ایران پرداخته­اند. نتایج این مطالعه حاکی از این است که بین ویژگی­های فردی و قضاوت اخلاقی حسابداران رسمی هیچ ارتباط معناداری وجود ندارد.سلمان پناه و طالب نیا (1392) در مطالعه‌ای به بررسی گزیده عوامل مؤثر بر قضاوت اخلاقی حسابداران رسمی ایران پرداخته اند. این مطالعه بر روی 115 نفر از حسابداران رسمی ایران صورت گرفته و داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شده است. نتایج حاکی از ایناست که بین ویژگی‌های فردی وقضاوت اخلاقی حسابداران رسمی هیچ ارتباط معناداری وجود ندارد. خانی و همکاران (1391) در مطالعه­ای با عنوان تأثیر رعایت آیین رفتار حرفه­ای بر کاهش تضاد منافع حسابرسی مالیاتی در اجرای ماده 272 قانون مالیات­های مستقیم افزایش بهره­وری و کارایی حسابرسی مالیاتی مورد آزمون قرار گرفته­است. نتایج این پژوهش، نشان دهنده تفاوت معنی­دار در رعایت آیین رفتار حرفه­ای بین این دو گروه و تفاوت دیدگاه بر میزان تأثیر رعایت آیین رفتار حرفه­ای بر بهبود کارایی و اثربخشی است. رحمانی (1390) در تحقیق خود با عنوان "نظارت بر موسسان حسابرسی، مقایسه سیستم خودکنترلی بررسی هم پیشگان با نظارت دولتی مستقل" به بررسی اعتبار نظارت دولتی بر مؤسسات حسابرسی در مقابل سیستم خود کنترلی بررسی هم پیشگان پرداخته است. ایشان معتقدند برای سامان یافتن این موضوع، لازم است مقامات نظارتی جدید تجربیات بیشتری را کسب نموده که خود مستلزم صرف زمان بیشتر می‌باشد. آنچه واضح است فراهم بودن فرصت تحقیقاتی قابل ملاحظه در زمینه بررسی‌های هم پیشگان در ایران و امکان‌سنجی جایگزینی آن با هیئت نظارت دولتی به منظور بهبود کیفی کار حسابرسی به عنوان رکن نظارتی بر شرکت‌ها می‌باشد.

 

 

3- فرضیات پژوهش

برای پاسخ به سؤالات و با توجه به مبانی نظری مرتبط فرضیات زیر مد نظر است:

فرضیه اول: تجربه حسابرس با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه‌ دارد.

فرضیه دوم: تجربهحسابرسبا فشارمؤسسهحسابرسیرابطه‌ دارد.

فرضیه سوم: تجربهحسابرس باارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) حسابرسی رابطه‌دارد.

فرضیه چهارم: تجربهحسابرسی با راه‌حل­های تضاد منافع رابطه‌ دارد.

فرضیه پنجم: اندازهموسسهحسابرسی با فشاردریافتیحسابرسازجانبموسسهحسابرسیرابطه دارد.

فرضیه ششم: اندازه موسسهحسابرسیبا فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه­ دارد.

فرضیه هفتم: اندازهموسسهحسابرسی با ارزیابیاخلاقیمعضلاتدوراهی‌هاحسابرسیرابطهدارد.

فرضیه هشتم: اندازه­موسسهحسابرسی با راه­حل­هایتضادمنافعحسابرسیرابطه‌ دارد.

فرضیه نهم: راه‌حل‌های تضاد منافع با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه‌ دارد.

فرضیه دهم: راه‌حل‌های تضادمنافع با فشاردریافتیحسابرسازجانبموسسهحسابرسیرابطه‌ایمعنی‌داردارد.

فرضیه یازدهم: ارزیابی اخلاقی دوراهی­ها (معضلات) با فشار دریافتی حسابرس از جانبمشتری (صاحبکار) رابطه‌ دارد.

فرضیه دوازدهم: ارزیابی اخلاقی دوراهی­ها (معضلات) با فشار دریافتی حسابرس از جانب موسسه حسابرسی رابطه‌ دارد.

 

4- روشپژوهش

 تحقیق حاضر را می­توان از لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی به شمار آورد. همچنین این پژوهش را می‌توان جز تحقیقات توصیفی و از نوع همبستگی به شمار آورد. جامعه آماری پژوهش حاضر، شرکت­های حسابرسی معتمد بورس می‌باشد. لازم به ذکر است که مؤسسات کمتر از پنج شریک متوسط و کوچک و مؤسسات بیشتر از پنج شریک بزرگ می‌باشند. از آنجایی که مؤسسات بزرگ تضاد منافع مربوط به بها _کیفیت را ندارند،لذا تحقیق بین مؤسسات متوسط و کوچک انجام شده است. با این وجود، در مجموع تعداد مؤسساتی که همکاری کرده‌اند و اطلاعات بدست‌آمده از آنها قابل استفاده است، 104 پرسشنامه از 77 مؤسسه در سال 96 است. همچنین با توجه به اینکه داده‌های تحقیق حاضر از نوع کیفی هستند، جهتآزمون فرضیات تحقیق، از روش تحلیل واریانس آنوا استفاده شده است. این روش برای مقایسه میانگین یک صفت کمی در سطوح یک متغیر مقوله‌ای است.

در پژوهش­های اخلاقی به منظور جمع‌آوری داده‌های تحقیق از پرسشنامه استفاده می‌شود. در این پرسشنامه‌ها، یک یا چند موضوع مطرح در اخلاق ارائه و سپس نظر آنها در خصوص تأثیری که هر موضوع بر متغیرهای تحقیق دارد، جویا می‌شوند (دیکرسون[xxxvii]، 2009). این تحقیق برای دستیابی به اهداف مد نظر خود از طریق بررسی پیشینه نظری از پرسشنامه‌ای محقق ساخته استفاده نموده است. پرسشنامه این مطالعه برگرفته از مطالعه اسپینوسا پایک و بارااینکوا در سال 2016 است که در سه بخش قضاوت اخلاقی، راه حل تضاد منافع و فشارهای دریافتی حسابرس (فشار صاحبکار و فشار مؤسسه) تدوین شده است. بخش قضاوت اخلاقی شامل 9 سؤال و راه حل تضاد منافع شامل چهار زیر بخش ضوابط حرفه‌ای سازمانی (5 سؤال)، شهرت اعتبار (3 سؤال)، ضوابط قانونی (3 سؤال) و خانواده / مذهب (2 سؤال) است. فشار دریافتی حسابرس نیز شامل دو بخش فشار مؤسسه حسابرسی (4 سؤال) و فشار صاحبکار (1 سؤال) است. طیف پاسخ به سؤالات پرسشنامه نیز در قالب طیف لیکرت 5 قسمتی تنظیم گردیده است. در ابتدای پرسشنامه نیز سؤالاتی در مورد میزان سابقه کار، تحصیلات و اندازه مؤسسه بیان شده است. پرسشنامه‌های مورد استفاده قبل از توزیع نهایی در اختیار تعدادی از خبرگان و صاحب‌نظران این حوزه قرار داده شد و ابهامات مد نظر آنها مورد بازنگری قرار گرفته تا بدین صورت روایی پرسشنامه مورد سنجش و ارزیابی متخصصین قرار گیرد تا هر سؤال هدف را به طور مناسب اندازه‌گیری نماید. برای اطمینان از پایایی پرسشنامه‌ها و تعیین همسانی درونی سؤالات نیز روش آلفای کرونباخ به کار گرفته شده است. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برابر با 7/88 و نشان‌دهنده این امر است که ابزار تحقیق از قابلیت اعتماد لازم برخوردار است.

 

جدول 1: معرفی شاخص‌های اصلی و گویه‌های پرسشنامه محقق ساخته

ردیف

شاخص‌های اصلی

گویه

1

قضاوت اخلاقی

میزان اثر پذیرش فشار از سوی مشتری برای تغییر نتیجه

2

حسابرسی با فقدان استقلال

3

حسابرسی بدون شایستگی فردی

4

اولویت منافع شخصی به منافع عمومی

5

تصمیم‌گیری متاثر از آشنایی با مشتری

6

پذیرش فشار از مافوق

7

انجام حسابرسی در کمتر از زمان لازم

8

تصمیم‌گیری در روند رضایت دیگران

9

گزارش نکردن ساعت کار واقعی

1

ضوابط حرفه‌ای سازمانی

کدهای اخلاقی شرکت

2

پیشنهادات اخلاقی کمسیون شرکت

3

ضوابط اخلاقی حرفه

4

نظر همتایان

5

نظر مافوق

1

شهرت/اعتبار

از دست دادن اعتبار فردی

2

از دست دادن اعتبار حرفه

3

از دست دادن اعتبار شرکت

1

ضوابط قانونی

استاندارد قانونی

2

امکان ضمانت اجرایی

3

امکان شناسایی شدن

1

خانواده/مذهب

نظر دوستان/خانواده

2

ارزش‌های مذهبی

1

فشار موسسه حسابرسی

فشار کار در تایم زمانی کمتر

2

کمتر گزارش کردن زمان

3

فشار مافوق برای تغییر نتیجه و نظر

4

فشار استفاده از حسابرس بدون صلاحیت

1

فشار صاحبکار

فشار صاحبکار برای تغییر در نظر /گزارش

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

یافته‌ها

بر اساس نتایج بدست‌آمده حاصل از آمار توصیفی ارائه شده در جدول 1، بیشترین درصد پاسخ‌دهندگان (حدود5/37 درصد) دارای سابقه فعالیتی بین 10 تا 15 سال هستند. از نظر میزان تحصیلات کارشناسی ارشد درصد بالاترین درصد (حدود 58 درصد) را به خود اختصاص داده است. از نظر گروه سنی نیز اکثریت پاسخ‌دهندگان (7/65) در محدوده سنی 40-30 سال قرار دارند. در میان پاسخ‌دهندگان بیشترین تعداد به حسابرسان تعلق گرفته است (47 درصد). از نظر اندازه نیز مؤسسات حسابرسی معتمد مورد بررسی بر اساس تعداد شرکاء ارزیابی شده و مؤسسات با تعداد شرکاء بیش از 5 شریک (به جز سازمان حسابرسی) متوسط و کمتر از آن مؤسسات کوچک تلقی می‌شوند. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری شده نزدیک 74 درصد را شرکت‌های کوچک و 26 درصد را شرکت‌های متوسط تشکیل می‌دهند:

 

جدول 2: آمار توصیفی متغیرهای تحقیق

 

 

تعداد

درصد

سابقه فعالیت

کمتر از 5 سال

11

6/10

5 تا 10 سال

30

8/28

10 تا 15 سال

39

5/37

15 تا 20 سال

15

4/14

20 سال و بالاتر

9

7/8

میزان تحصیلات

دیپلم

1

0/1

کارشناسی

32

8/30

کارشناسی ارشد

60

7/57

دکترا

11

6/10

گروه سنی

کمتر ازط 30 سال

2

9/1

30 تا 40 سال

71

3/68

40-50 سال

21

2/20

50 ساله و بالاتر

10

6/9

سمت

شریک

14

5/13

حسابرس ارشد

30

8/28

حسابرس

49

1/47

سرپرست

11

6/10

جمع کل

 

104

100

اندازه شرکت ها

کوچک

56

74

متوسط

19

26

 

 

 

جمع

 

75

96

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

مدل مفهومی این مطالعه بر اساس ادبیات موجود مانند شکل شماره یکطراحی شده است:

 

شکل 1: مدل مفهومی

منبع: یافته‌های پژوهشگر

 

بر اساس آنچه در این نمودار به تصویر کشیده شده است، فرضیات تدوین شده و نتایج حاصل از آزمون فرضیات در ادامه ارائه شده است. لازم به ذکر است که بررسی فرضیات بر اساس آزمون تحلیل واریانس (ANOVA) انجام شده است. جدول 2 به ارائه نتایج حاصل از آزمون فرضیات اول تا چهارم مبنی بر رابطه بین تجربه حسابرسی و متغیرهای مورد بررسی یعنی فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل­های تضاد منافع اختصاص یافته است. فرضیه اول به بیان وجود رابطه معنی‌دار تجربه حسابرسی و فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) اختصاص یافته است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه اول، در سطر اول ارائه شده است. در این سطر، ابتدا نتایج حاصل از آزمون همگنی واریانس لون آورده شده که با توجه به بزرگتر بودن سطح معنی‌داری این آزمون (390/0) از 05/0، فرض برابری واریانس‌ها تأیید می‌شود. سطر دوم مربوط به فرضیه اول، بیانگر آزمون تحلیل واریانس است. با توجه به اینکه سطح معنی‌داری آزمون (017/0) کوچک‌تر از 05/0 است، فرض تفاوت میانگین تأیید و در مقابل فرض یکسانی آماره آنها رد می‌شود. بدین معنی که تجربه حسابرسی موجب تفاوت در فشار دریافتی از جانب صاحبکار می‌شود. از این‌رو، فرضیه اول پذیرفته می‌شود. این نتایج در مورد فرضیات دوم، سوم و چهارم تیز به طور مشابه تکرار شده است و نشان می‌دهد که در هر سه فرضیه دوم، سوم و چهارم نیز آزمون همگنی واریانس با توجه به بیشتر بودن سطح معنی‌داری بیانگر تأیید فرض برابری واریانس‌ها است. آزمون تحلیل واریانس این فرضیات نیزنشان می‌دهد که سطح معنی‌داری این آزمون‌ها کمتر از 05/0 است و در نتیجه فرض تفاوت میانگین در هر چهار فرضیه تأیید می‌شود.

با توجه به نتیجهفرضیه اول و دوم حسابرسان فشار را در هر درجه ای که باشند دریافت می­کنند. فرضیه سومبا اجرای آزمون تحلیل واریانس برای تحلیل اثر تجربه بر ارزیابی اخلاقی معضلات حسابرسی انجام شد، نتیجه آن شد که تفاوت معناداری بین طبقه‌بندی‌ها وجود دارد. برای تعیین اینکه چطور حسابرس تضاد اخلاقی موجود در فعالیت­های حرفه­ای خود را حل می­کنند، از پاسخ‌دهندگان در مورد اهمیت فاکتورهایی که می‌تواند برای حل تضاد منافع مورد استفاده قرار گیرد، پرسش شد و نتیجه آن در فرضیه چهار، وجود رابطه بین درجه حسابرس (تجربه) و راه‌حل‌های تضاد منافع آشکار شده­ی عینی بین دو گروه با تجربه بیشتر و کمتر ترتیب به کارگیری فاکتورها برای حل تضاد منافع متفاوت بوده است.

 

جدول 3: نتایج حاصل از رابطه تجربه حسابرسی و متغیرهای مورد بررسی

نتیجه نهایی

نوع آزمون

 

فرضیات

پذیرش فرضیه اول

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه اول:

تجربه حسابرس با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه‌ دارد.

047/1

4

65

390/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

083/15

4

771/3

257/3

017/0

در گروه

260/75

65

158/1

 

 

مجموع

90343

69

 

 

 

پذیرش فرضیه دوم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه دوم:

تجربه حسابرس با فشار مؤسسه حسابرسی رابطه‌ دارد.

547/0

4

65

702/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F آماره

معنی‌داری

بین گروه

160/13

4

790/2

590/4

009/0

در گروه

295/62

65

497/4

 

 

مجموع

454/75

69

 

 

 

پذیرش فرضیه سوم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری.

 

فرضیه سوم:

تجربه حسابرس باارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) حسابرسی رابطه دارد.

293/0

4

65

882/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

859/12

4

715/4

500/3

013/0

در گروه

986/60

65

477/6

 

 

مجموع

845/73

69

 

 

 

پذیرش فرضیه چهارم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه چهارم:

تجربه حسابرس با راه‌حل‌های تضاد منافع رابطه‌ دارد.

362/0

4

64

835/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

867/21

4

467/3

208/3

016/0

در گروه

726/44

64

386/5

 

 

مجموع

593/66

68

 

 

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

بررسی چهار فرضیه دوم که به بررسی رابطه اندازه مؤسسه حسابرسی و متغیرهای مورد بررسی یعنی فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل­های تضاد منافع در جدول 3 ارائه شده است نتایج ارائه شده در این جدول بیشتر بودن سطح معنی‌داری آزمون برابری واریانس‌ها را نشان می‌دهد و بیانگر تساوی واریانس‌ها است. در مورد تحلیل واریانس نیز در مورد هر چهار متغیر مورد بررسی سطح معنی‌داری بیشتر از 05/0 است و تساوی میانگین گروه‌ها را نشان می‌دهد؛ بنابراین هر یک از فرضیه‌های مربوطه رد می‌شود. بدین معنی که محیط کاری متفاوت بر فشار دریافتی حسابرس از جانب موسسه حسابرسی و صاحبکار تاثیری ندارد. شرکت­های کوچک نسبت به شرکت­های بزرگ و متوسط بیشتر تحت فشار نیستند؛ که این نتیجه حاصل از فرضیه اول و دوم می‌باشد. با توجه به نتیجه فرضیه سوم و چهارم، محیط کاری متفاوت بر توان استدلال اخلاقی حسابرسان و راه‌حل‌هایی که حسابرسان برای حل تضاد منافع استفاده می­کنند اثر ندارد.

 

 

 

 

جدول 4: نتایج حاصل از رابطه اندازه مؤسسه حسابرسی و متغیرهای مورد بررسی

فرضیات

نوع آزمون

 

نتیجه نهایی

رد فرضیه پنجم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه پنجم:

اندازه موسسه حسابرسیبا فشار دریافتی حسابرس از جانب موسسه حسابرسی رابطه‌ دارد.

215/1

6

61

311/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

281/3

8

410/0

778/0

624/0

در گروه

174/32

61

527/0

 

 

مجموع

454/35

69

 

 

 

رد فرضیه ششم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه ششم:

اندازه موسسه حسابرسی و فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه‌ دارد.

595/0

6

61

733/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

565/12

8

571/1

232/1

296/0

در گروه

778/77

61

275/1

 

 

مجموع

343/90

69

 

 

 

رد فرضیه هفتم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه هفتم:

اندازه موسسه حسابرسیبا ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) حسابرسی رابطه‌ دارد.

341/1

6

61

253/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

288/4

8

536/0

106/1

372/0

در گروه

557/29

61

485/0

 

 

مجموع

845/33

69

 

 

 

رد فرضیه هشتم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری.

 

فرضیه هفتم:

اندازه موسسه حسابرسیبا ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) حسابرسی رابطه‌ دارد.

184/1

6

60

327/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

846/2

8

356/0

899/0

523/0

در گروه

747/23

60

396/0

 

 

مجموع

593/26

68

 

 

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

فرضیه نهم و دهم به بررسی رابطه راه‌حل­های تضاد منافع با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) و نیز با فشار دریافتی حسابرس از جانب موسسه حسابرسی پرداخته است. نتایج حاصل از آزمون این فرضیات در جدول 4 ارائه شده است. این نتایج بیانگر برابری واریانس‌‌ها به دلیل بیشتر بودن مقدار آماره از 05/0 و تفاوت در میانگین فشار دریافتی از سوی مشتری (صاحبکار) و مؤسسه حسابرسی به دلیل سطح معنی‌داری کمتر از 05/0 آزمون تحلیل واریانس است؛ بنابراین، فرضیه نهم و دهم نیز مبنی بر رابطه راه‌حل­های تضاد منافع با فشار دریافتی از جانب مشتری (صاحبکار) و نیز فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی پذیرفته می‌شود. با توجه به فاکتورهایی که حسابرسان هنگام تصمیم‌گیری‌های اخلاقی در نظر می­گیرند نتایج نشان داده است که حسابرسانی که اهمیت بیشتری برای خانواده و دوستان و ارزش­های مذهبی در نظر می­گیرند فشار بیشتری دریافت می­کنند.

 

جدول 5: نتایج حاصل از رابطه راه‌حل­های تضاد منافع با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی

نتیجه نهایی

نوع آزمون

 

فرضیات

پذیرش فرضیه نهم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه نهم:

راه‌حل‌های تضاد منافع با فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه‌ دارد.

623/1

4

64

222/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

572/86

60

443/1

645/3

028/0

در گروه

167/3

8

396/0

 

 

مجموع

739/89

68

 

 

 

پذیرش فرضیه دهم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری

 

فرضیه دهم:

راه‌حل‌های تضاد منافع با فشار دریافتی حسابرس از جانب موسسهحسابرسی رابطه‌ دارد.

310/1

4

64

239/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

710/19

12

642/1

363/13

000/0

در گروه

883/6

56

123/0

 

 

مجموع

593/26

68

 

 

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

در جدول 5 نتایج حاصل از آزمون فرضیات یازدهم و دوازدهم ارائه شده است. نتایج این دو آزمون که به بررسی ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات) و فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) و نیز از جانب موسسه حسابرسی پرداخته‌اند، بیانگر این است که واریانس گروه‌ها با هم برابر و میانگین آنها ناشی از نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس با یکدیگر متفاوت است (بدلیل آماره بدست‌آمده کمتر از 05/0)؛ بنابراین، بر اساس نتایج ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها و فشار دریافتی از جانب صاحبکار و مؤسسه دارای رابطه‌ای معنی‌دار هستند و فرضیه یازدهم و دوازدهم پذیرفته می‌شود.

 

جدول 6: نتایج حاصل از رابطه ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات) با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و مؤسسه حسابرسی

نتیجه نهایی

نوع آزمون

 

فرضیات

پذیرش فرضیه یازدهم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری.

 

فرضیهیازدهم:

ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات) و فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار) رابطه‌ای معنی‌دار دارند.

040/1

16

44

123/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

962/52

25

117/4

456/4

036/0

در گروه

024/64

44

455/3

 

 

مجموع

986/116

69

 

 

 

پذیرش فرضیه دهم

آزمون همگنی واریانس لون

آماره لون

درجه آزادی اول

درجه آزادی دوم

معنی‌داری.

 

فرضیه دوازدهم:

ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات) و فشار دریافتی حسابرس از جانب موسسه حسابرسی رابطه‌ای معنی‌دار دارند.

860/1

16

44

243/0

 

آزمون تحلیل واریانس

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

آماره F

معنی‌داری

بین گروه

107/17

25

048/1

716/5

000/0

در گروه

347/8

44

190/0

 

 

مجموع

454/35

69

 

 

 

منبع: یافته­های پژوهشگر

 

5- بحث و نتیجه‌گیری

حسابرسان در شرکت­های حسابرسی افراد خیلی اجتماعی هستند که احتمال اینکه رفتارهای آنها تحت تأثیر فشارهای بیرونی قرار گیرند، زیاد است. مشکل زمانی تشدید می‌شود که فرهنگ اخلاقی شرکت­ها در راستای اهداف جامعه نباشد. از آنجا که محیط سازمانی یک فاکتور مؤثر بر رفتار حسابرس می‌باشد، بهتر است فرهنگ اخلاقی شرکت­های حسابرسی تقویت شود. اگرچه مجامع حرفه‌ای حسابداری در جوامع مختلف با هدف ملزم کردن حسابداران به مسئولیت‌پذیری در قبال منافع عموم و رعایت اخلاق حرفه‌ای، اقدام به تدوین آیین رفتار حرفه‌ای نموده‌اند، اما این موضوع به تنهایی نمی‌تواند مشکلات موجود را حل کند؛ بنابراین، با توجه به اهمیت گنجاندن قضاوت اخلاقی در حوزه حسابداری، این مطالعه به بررسی فشارها و مشکلات اخلاقی موجود در تضادهای منافع حسابرسی پرداخته است. نتایج بدست‌آمده به شرح زیر است:

در این پژوهش با توجه به تضاد منافع موجود در حسابرسیکه تضاد بها – کیفیت مد نظر بوده است، به تحلیل فشارهای دریافت شده توسط حسابرس و ارزیابی اخلاقی معضلاتی که حسابرسان با آن مواجه هستندو در انتها فاکتورهایی که حسابرسان برای حل تضاد منافع از آن استفاده می­کنند، پرداخته شده است. همچنین اثر تجربه و اندازه موسسه حسابرسی روی دیدگاه­های فوق بررسی شد. نتیجه آن شد که اندازه موسسه حسابرسی بر فشار دریافتی حسابرسی (از جانب صاحبکار و مؤسسه) و راه حل تضاد منافع و ارزیابی اخلاقی معضلات تأثیر نداشته، یعنی مؤسسات حسابرسی معتمد بورس چه کوچک باشد چه متوسط، میانگین فشار دریافتی توسط حسابرسان برابر است؛ یعنی کیفیت خدماتی که مؤسسات حسابرسی کوچک و متوسط معتمد بورس ارائه می‌دهند با هم برابر است. نمی­توان­ گفت شرکت­های کوچک بیشتر تحت فشار هستند، نیازی به ادغام مؤسسات حسابرسی کوچک جهت بزرگ شدن این مؤسسات نیست، این نتیجه با نتیجه تحقیق مقاله بیس (مارسلو اسپینوسا، 2016) مغایر است.بر اساس نظریه فشار حق‌الزحمه حسابرسی، حق‌الزحمه پایین حسابرسی می‌تواند منجر به کاهش کیفیت خدمات حسابرسی ارائه شده توسط حسابرسان شود. حق‌الزحمه حسابرسی بالا منجر به ارائه خدمات حسابرسی با کیفیت از طریق استفاده از حسابرسان با تجربه یا افزایش تلاش و زمان حسابرسی می‌شود. فشار حق‌الزحمه حسابرسی (حق‌الزحمه پائین حسابرسی) منجر به کاهش بودجه حسابرسی، استفاده از حسابرس یا تجربه کم و عدم اجرای بعضی از آزمون‌های حسابرسی می‌شود در حالی که چنین رویه‌هایی می‌تواند ریسک حسابرسی را افزایش دهد. هم‌چنین فشار حق‌الزحمه حسابرسی که منجر به عدم اجرای بعضی از آزمون‌های حسابرسی، قبول مستندات حسابرسی مشکوک ارائه شده توسط صاحبکار و قبول ریسک حسابرسی زیاد می‌شود که این مساله بیشتر برای شرکت های حسابرسی کوچک اتفاق می‌افتد. یکی از نتایج حاصل از وسوسه شدن حسابرس این است که اگر چه حسابرس ممکن است از نظر اقتصادی در کوتاه‌مدت با زیر پا گذاشتن استقلال خود و حفظ منافع صاحبکار، منافعی به‌دست آورد اما در دوره‌های زمانی بلندمدت با توجه به آثار این موضوع روی شهرت و اعتبار وی تأثیر منفی می‌گذارد. شهرت و اعتبار حسابرس به عدم پایبندی او به استقلال در مواجهه با مدیریت ممکن است توسط مردم شناسایی شود و در نتیجه منجر به کاهش تقاضای کلی و جزئی برای خدمات حسابرسی از وی شود. یا موجب شود که حرفه حسابرسی به‌صورت خود کنترلی برای جایگزین کردن دیگران به جای وی دخالت کند. این موضوع می‌تواند منجر به زیان قابل توجهی برای حسابرس از طریق کاهش حق‌الزحمه خدمات حسابرسی او شود.

در مورد اثر تجربه بر فشارهای دریافتی حسابرسان از جانب صاحبکار و موسسه حسابرسیو ارزیابی اخلاقی معضلات و راه‌حل‌های تضاد منافع، نتایج بیانگر وجود رابطه بین ­آن‌هاست. نتیجه‌ای که همسو با نتایج مارسلو اسپینوسا (2016) سیرا مولینا (2005) مبنی بر وجودرابطه مثبت بین تجربه حسابرس و ارزش­های اخلاقی است. حسابرسان با تجربه تر بیشتر تحت فشار هستند و دلیل آن حفظ صاحبکار (مشتری) می‌باشد. توجه به شکل دیگری از این مفهوم که حسابرسی دنیای معاصر در مورد وجود استقلال حسابرس با ابهام مواجه است این است که هر دو عامل حسابرس و صاحبکار حق انتخاب دارند، حسابرس باید برای انجام قضاوت حسابرسی و صاحبکار نیز برای انتخاب حسابرس خودمختار عمل می‌کنند اما توجه به پافشاری مؤسسات حسابرسی و افزایش خدمات غیر گواهی دهی آنان با افزایش شرکت‌های ورشکسته افزایش می‌یابد در صورتی که این امر منتج به افزایش ورشکستگی شرکت‌ها می‌گردد.

از دیگر نتایج این مطالعه رابطه معنی‌دار راه‌حل­های تضاد منافع با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی است. نتیجه‌ای که هم‌سو با نتیجه مطالعه ملکیان و توکل نیا (1393) است. رابطه معنی‌دار ارزیابی اخلاقی دوراهی‌ها (معضلات) با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی از مؤسسه حسابرسی نتیجه دیگر این مطالعه است که هم‌سو با نتیجه بدست‌آمده از مطالعه خانی و همکاران (1391) و صالحی (1395) است. بر اساس نتایج حاصل تجزیه‌وتحلیل‌های استنباطی که بررسی و آزمون دوازده فرضیه پرداخته شده است، چهار فرضیه اول که به بررسی رابطهتجربهحسابرسیومتغیرهایموردبررسی یعنی فشار دریافتی حسابرس از جانب مشتری (صاحبکار)، فشار مؤسسه حسابرسی، ارزیابی اخلاقی معضلات (دوراهی‌ها) و راه‌حل­های تضاد منافع پرداخته است، پذیرفته شده است. این در حالی است که چهار فرضیه دوم مربوط به بررسی رابطهاندازهمؤسسهحسابرسی با متغیرهایموردبررسی (فشاردریافتیحسابرسازجانبمشتری (صاحبکار)،فشارمؤسسهحسابرسی،ارزیابیاخلاقیمعضلات (دوراهی‌ها) وراه‌حل­هایتضادمنافع) رد شده است. فرضیات نهم و دهم که به آزمون رابطه راه‌حل­های تضاد منافع با فشار دریافتی از جانب صاحبکار و فشار دریافتی مؤسسه حسابرسی اختصاص یافته و هم‌چنین دو فرضیه یازدهم و دوازدهم که رابطهارزیابیاخلاقیدوراهی‌ها(معضلات) بافشاردریافتی ازجانبصاحبکارومؤسسهحسابرسی را مورد برازش قرار داده است نیز پذیرفته شده است. پر واضح است که مؤسسات حسابرسی به دنبال افزایش تعداد مشتریان خود و حجم خدمات قابل ارائه خود برای تحصیل سودآوری و کسب سهم بازار بیشتر هستند این امر منجر به تقویت سهام شرکت‌ها و مؤسسات حسابرسی می‌شود و هر دو با حفظ منافع خود به عنوان حامی همدیگر عمل کرده و از ورشکستگی مالییکدیگر جلوگیری می‌کنند. در واقع می‌توان ادعا کرد که وابستگی حسابرسان در جبران خدمت مشتری و یا قدردانی از او در محدوده استقلال او است و این مهم همواره استقلال حسابرسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ اما علاوه بر فشار و تحمل هزینه‌های حسابرسی که از شرکت دریافت می‌شود و وجود سایر روابط مالی از جمله اخذ خدمات مالی همزمان از حسابرس مستقل و فشار بر روی توانایی استقلال حسابرس مستقل مربوط به چند دهه گذشته بوده و تفسیر و تبیین این موضوع درخصوص استقلال حسابرس نیازمند بحث قابل توجهی است که به مؤسسات حسابرسی اجازه داده شود، به طور همزمان با حفظ قراردادهای حسابرسی قادر به انجام خدمات مشاوره‌ای باشند.

بنابراین، در مجموع با توجه به نتایج بدست‌آمده حاصل از مطالعه فشارها و مشکلات اخلاقی موجود در تضادهای حسابرسی پیشنهاد می‌شود تا رعایت آیین رفتار حرفه‌ای با نظارت و دقت بیشتری پی‌گیری گردد. در تحقیقات آتی نیز بررسی فشار بودجه زمانی بر رفتار حسابرسان و همچنین رفتارهای غیر حرفه‌ای در مؤسسات حسابرسی مختلف با تعداد کارکنان متفاوت و مقایسه نتایج بین آنها پیشنهاد می‌شود.

با توجه به نتایج تحقیق، تدوین فرضیه در مورد اثر اندازه موسسه حسابرسی (سازمان به عنوان موسسه بزرگ و مؤسسات عضو جامعه حسابداران رسمی بعنوان حسابرس کوچک) بر کیفیت حسابرس در ایران مشابه یک معما است. از یک طرف، براساس نظریه فشار حق‌الزحمه حسابرسی، پیش‌بینی می‌شود که کیفیت حسابرسی سازمان حسابرسی بالاتر از مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی‌باشد؛ اما از طرف دیگر، براساس نظریه حسابرسی شونده و حسابرسی کننده دولتی کیفیت مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی پیش‌بینی می‌شود که بالاتر از سازمان حسابرسی شود؛ بنابراین، پیش‌بینی رابطه بین اندازه مؤسسه حسابرسی و کیفیت حسابرسی مشکل به نظر می‌رسد؛ بنابراینپیشنهاد می‌گردد در تحقیقی جداگانه،یک فرضیه بدون جهت تدوین شود.

براساس نتایج، می‌توان چنین برآورد کرد که مؤسسات حسابرسی کوچک به خاطر حق‌الزحمه نامناسب نمی‌توانند زمان مناسب برای کشف تحریف‌های با اهمیت در صورت‌های مالی صاحبکاران خود صرف کنند (احتمالاً تحریفات با اهمیت را کشف نمی‌کند)؛ بنابراین پیشنهاد می‌گردد به صورت تناوبی از حسابرسی سازمان حسابرسی و موسسه های کوچک حسابرسی؛جهت بررسی صورت‌های مالی شرکت‌ها استفاده گردد.

از آنجا که مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در مقایسه با سازمان حسابرسی، به احتمال کمتری می‌توانند زمان کافی صرف حسابرسی صاحبکاران خود کنند؛ بنابراین، احتمال عدم کشف تحریفات با اهمیت در صورت‌های مالی صاحبکار برای مؤسسات حسابرسی خصوصی عضو جامعه حسابداران رسمی بیشتر از سازمان حسابرسی است. لذا براساس نظریه فشار حق‌الزحمه حسابرسی، می‌توان استدلال کرد که کیفیت خدمات حسابرسی ارائه شده توسط سازمان حسابرسی بیشتر از مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی است، بنابراین پیشنهاد می‌گردد شرکت های بزرگ بورسی توسط سازمان حسابرسی، مورد بررسی قرار گیرند.

 با توجه به اینکه فشار از طرف موسسه حسابرسی و از طرف صاحبکار بر عملکرد حسابرسان تأثیری داشته است. همچنین؛ اندازه موسسه حسابرسی با درک حسابرس از فشار صاحبکار و قضاوت اخلاقی حسابرس، رابطه مثبت معنادار دارد؛ و نیز، تجربه حسابرس با درک وی از فشار صاحبکار و قضاوت اخلاقی او، رابطه مثبت معنادار دارد. پیشنهاد می­گردد از حسابرسان با تجربه بالا که در سازمان حسابرسی بازنشسته می‌شوند، به‌عنوان مشاور در موسسه های حسابرسی کوچک بهره گرفته شود تا تأثیر نبود تجربه کافی را به حداقل برسانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]- گروه حسابداری، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی،بابل، ایران.

[2]- گروه حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد بابل، بابل، ایران. نویسنده مسئول. Azinfarbaboli@yahoo.com

[3]- گروه مدیریت، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی،بابل، ایران.



[i]Joseph & Chad

[ii] Boyd

[iii] Mcnamara

[iv] Sweeney

[v] Dezoort & lord

[vi] Dezort & lord

[vii] Otelly & pierce

[viii] Espinosa pike & barrinkua

[ix] Alderman & deitrick

[x] Lightner & leisenring &winters

[xi] Pierce & sweeney

[xii] Svanberg & ohman

[xiii] Hatfeild & jakson& vender veld

[xiv] Nelson

[xv] Herbakh

[xvi] Calderon & Ofobike

[xvii]Hudaib & Cooke

[xviii]López Iturriaga & Zarza Herranz

[xix] DeAngelo

[xx] Paino, Smith, and Ismail

[xxi] Carrera, Gutiérrez, & Carmona

[xxii] Garsia benau, Ruiz Barbadillo, E., & Martínez

[xxiii] McNamaraand Liyanarachchi

[xxiv] Shapeero, Koh, and Killough

[xxv] Moreno & Bhattacharjee

[xxvi] Koch, Weber, & Wüstemann

[xxvii] Rest

[xxviii] Arnold, & Pierce

[xxix] Pierce and Sweeney

[xxx] Kohlberg

[xxxi] O’Fallon and Butterfield

[xxxii] Lin and Zhang

[xxxiii] Ponemon

[xxxiv]Eynon et al

[xxxv]Davenport & Dellaportas

[xxxvi]Sweeney & McGarry

[xxxvii]Dickerson

 

 

 

فهرست منابع

1)     اواردی، جواد، فرزانه نصیرزاده و رضا حسارزاده، (1395)، "تاثیر رقابت در بازار حسابرسی بر کیفیت حسابرسی: نقش اندازه بازار حسابرسی"، همایش ملی حسابرسی و نظارت مالی ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دوره اول.
2)   دیانتی دیلمی، زهرا و مرتضی بیاتی، (1394)، "رابطه رقابت بازار محصول و حق‌الزحمه حسابرس مستقل"، پژوهش­های حسابداری مالی و حسابرسی، سال 7، شماره 27، صص 38-23.
3)   جعفری، محبوبه، (1395)، "بررسی تأثیر فشارها و معضلات اخلاقی بر تضاد حسابرسی"، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه ولیعصر رفسنجان، دانشکده مدیریت و حسابداری.
4)   حسین و دیلمی، زهرا، (1388)، "تأثیر دیدگاه اخلاقی مدیران مالی بر کیفیت گزارش­های مالی شرکت­ها"، اخلاق در علوم و فناوری، سال چهارم، شماره‌های 1 و 2، صص 11-22.
5)   حساس یگانه، یحیی و امید مقصودی، (1389)، "تأثیر آیین رفتار حرفه­ای و تجربه بر کیفیت"، قضاوت حسابرسی، حسابدار رسمی، شماره 9، صص 49-57.
6)    حساس یگانه، یحیی و احسان کاظم پور، (1392)، "رابطه سطح مهارت حسابرسان با حساسیت و قضاوت اخلاقی"، پژوهش­های تجربی حسابداری، سال سوم، شماره 10، صص 70-53.
7)   خانی، عبدالله، کاوه مهرانی و جعفر باقری، (۱۳۹۱)، "تضاد منافع حسابرسی مالیاتی در اجرای ماده 272 قانون مالیات‌های مستقیم و میزان تأثیر رعایت آیین رفتار حرفه‌ای در کاهش آن"، دهمین همایش ملی حسابداری ایران، تهران، دانشگاه الزهرا.
8)   سعیدی گراغانی، مسلم و احمد ناصری، (1396)،"تفاوت‌های فردی و قضاوت حرفه‌ای حسابرس"، فصلنامه پژوهش‌های حسابداری و حسابرسی،دوره 9، شماره 36، صص 111-130
9)   سلمان‌پناه، نجمه و قدرت اله طالب‌نیا، (1392)، "بررسی گزیده عوامل مؤثر بر قضاوت اخلاقی حسابداران رسمی ایران"، فصلنامه علمی-پژوهشی حسابداری مدیریت، سال ششم، شماره 18.
10) صالحی، تابنده، (1395)، "رابطه اخلاق حرفه‌ای حسابرس و کیفیت حسابرسی"، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری، سال یازدهم، شماره 3.
11) کاشانی‌پور، محمد، حسن کریمی و ولی‌اله کریمی، (1393)، "بررسی ارتباط بین ساختار هیئت مدیره و مالکیت شرکت با افشای اختیاری"، پژوهش‌های تجربی حسابداری، سال چهارم، شماره 14، صص 186-167.
12) کردلو ابراهیمی، علی، مهدی محمدآبادی و رضا حصارزاده، (1387)، "بررسی رابطه تضاد منافع بین سهام‌داران و اعتباردهندگان با توزیع سود سهام و محدودیت در تأمین مالی"، فصلنامه بورس اوراق بهادار، سال اول، شماره 4، صص 74-53.
13) ملکیان، اسفندیار و اسماعیل توکل نیا، (1393)، "بررسی تأثیر فرهنگ اخلاقی بر کیفیت حسابرسی تحتشرایط فشار بودجه زمانی"، حسابرسی: نظریه و عمل، سال اول، شماره 1، صص 21-47.
14) مهرانی، ساساسن و مهدیس نعیمی، (1382)، "تئوری اخلاقی و تأثیر فشار بودجه زمانی بر رفتار حسابرسان مستقل"، بررسی‌های حسابداری و حسابرسی، سال دهم، شماره 32، صص 61-43.
15) منتقمی، عزیزاله، (1393)، "اهمیت تضاد منافع در شرکت‌ها د چارچوب تئوری نمایندگی و نظام حاکمیت شرکتی"، دومین همایش ملی رویکردی بر حسابداری، مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فومن.
16)  ولی‌پور، هاشم و علی خرم، (1390)، "اثربخشی سازوکارهای نظام راهبری شرکت به منظور کاهش هزینه‌های نمایندگی"، مجله حسابداری مدیریت، سال 4، شماره 8.
17)  Alderman, C. W., & Deitrick, J. W. (1982), “Auditors’ Perceptions of Time Budgetpressures and Premature Sign-offs: A Replication and Extension”, Auditing: AJournal of Practice & Theory, 1, PP. 54–68.
18)  Boyd, C.W. (2004), “The Structural Orgins of Conflicts of Interest in the Accounting Profession”, business Ethics Quarterly,14 (3), PP. 377-398
19)  Calderon, T. G., & Ofobike, E. (2008), “Determinants of Client-initiated and Auditor-initiated Auditor Changes”, Managerial Auditing Journal, 23(1), PP. 4–25.
20)  Carrera, M. N., Gutiérrez, I., & Carmona, S. (2005), “Concentración en el Mercado Deauditoría en Espa˜na: Análisis Empírico Del Período 1990–2000”, Revista Espa˜Nolade Financiación y Contabilidad, 34(125), PP. 423–457.
21)  Davenport, L., & Dellaportas, S. (2009), “Interpreting the Public Interest: A Survey of Professional Accountants”, Australian Accounting Review, 19(1), PP. 11–23.
22)  DeAngelo, L. E. (1981), “Auditor Size and Audit Quality”, Journal of Accounting and Economics, 3, PP. 183–199.
23)  DeZoort, F. T., & Lord, A. T. (1997), “A Review and Synthesis of Pressure Effects Researchin Accounting”, Journal of Accounting Literature, 16, PP. 28–85.
24)  Dickerson, Carol. (2009), “Ethical Decision-Making in Public Accounting PhD thesis”, Claremont California.
25)  Espinosa-Pike, Marcela; Barrainkua, Itsaso (2016), “An Exploratory Study of the Pressures and Ethical Dilemmas in tTheaudit Conflict”, Revista de Contabilidad – Spanish Accounting Review 19 (1), PP. 10–20.
26)  Espinosa-Pike, Marcela; Barrainkua, Itsaso, (2018),”The Influence of Auditors’ Professionalism on Ethical Judgement: Differences among Practitioners and Postgraduate Students,“Revista de Contabilidad – Spanish Accounting Review 21 (2), PP. 176–187
27)  Eynon, G., Hill, N. T., & Stevens, K. T. (1997), “Factors that Influence the Moral Rea-soning Abilities of Accountants: Implications for Universities and the Profession”, Journal of Business Ethics, 16, PP. 1297–1309
28)  García Benau, M. A., Ruiz Barbadillo, E., & Vico Martínez, A. (2000), “Factores QueCondicionan la Elección y el Cambio de Auditor en la Empresa Espa˜nola”, SpanishAccounting Review, 3(6), PP. 49–80.
29)  Hatfield, R. C., Jackson, S. B., & Vandervelde, S. D. (2011), “The Effects of Prior Audi-tor Involvement and Client Pressure on Proposed Audit Adjustments?”, Behavioral Research in Accounting, 23(2), PP. 117–130.
30)  Hudaib, M., & Cooke, T. E. (2005), “The Impact of Managing Director Changes and Financial Distress on Audit Qualification and Auditor Switching”, Journal of Business Finance & Accounting, 32(9–10), PP. 1703–1739
31)  Joseph, G, & Chad, S, (2015), “Competition in the Audit Market: Policy Implications”, Journal of Accounting Research. doi: 10.1111/1475679X.12087.
32)  Koch, C., Weber, M., & Wüstemann, J. (2012), “Can Auditors be Independent? Experi-mental Evidence on the Effects of Client Type”, European Accounting Review, 21(4), PP. 797–823.
33)  Kohlberg, L. (1984), “Essays on Moral Development: Vol II. The Psychology of Moraldevelopment”, San Francisco: Harper & Row.
34)  Lin, Z. J., & Zhang, J. (2011), “Ethical Awareness of Chinese Business Managers and Accountants and their Views on the Use of off-book Accounts”, Advances inAccounting, 27(1), PP. 143–155.
35)  McNamara, S. M., & Liyanarachchi, G. A. (2008), “Time Budget Pressure and Audi-tor Dysfunctional Behaviour within an Occupational Stress Model”, AccountancyBusiness and the Public Interest, 7(1), PP. 1–31.
36)  Moreno, K., & Bhattacharjee, S. (2003), “The Impact of Pressure from Potential Clientbusiness Opportunities on the Judgments of Auditors across Professional Ranks”, Auditing: A Journal of Practice & Theory, 22(1), PP. 13–28.
37)  Nelson, M. W. (2006), “Ameliorating Conflicts of Interest in Auditing: Effects of Recentre Forms on Auditors and their Clients”, Academy of Management Review, 31(1), PP. 30–42.
38)  O’Fallon, M. J., & Butterfield, K. D. (2005), “A Review of the Empirical Ethical Decision-making Literature: 1996–2003”, Journal of Business Ethics, 59, PP. 375–413.
39)  Otley, D., & Pierce, B. (1996), “The Operation of Control Systems in Large Audit Firms”, Auditing: A Journal of Practice & Theory, 15(2), PP. 65–84.
40)  Paino, H., Smith, M., & Ismail, Z. (2012), “Auditor Acceptance of Dysfunctional Behaviour: An Explanatory Model Using Individual Factors”, Journal of AppliedAccounting Research, 13(1), PP. 37–55.
41)  Pierce, B., & Sweeney, B. (2004), “Cost–Quality Conflict in Audit Firms: An Empirical Investigation”, European Accounting Review, 13(1), PP. 415–441.
42)  Rest, J. (1986), “Moral Development”, Advances in Research and Theory. New York:Praeger.
43)  Shapeero, M., Koh, H. C., & Killough, L. N. (2003), “Underreporting and Pre-mature Sign-off in Public Accounting”, Managerial Auditing Journal, 18(6/7), PP. 478–489.
44)  Svanberg, J., & Öhman, P. (2013), “Auditors’ Time Pressure: Does Ethical Culture Sup-port Audit Quality?”, Managerial Auditing Journal, 28(7), PP. 572–591.
45)  Sweeney, B., Arnold, D. and Pierce, B. (2010), “The Impact of Perceived Ethical Culture of the Firm and Demographic Variables on Auditors’ Ethical Evaluation and Intention to Act Decisions”, Journal of Business Ethics, 93 (4), PP. 531-551.
46)  Sweeney, B., & McGarry, C. (2011), “Commercial and Professional Auditgoals: Inculcation of Audit Seniors”, International Journal of Auditing, 15(3), PP. 316–332.
 
پیوست
پرسشنامهمطالعه فشارها و مشکلات اخلاقی موجود درتضاد بها کیفیتحسابرسی
پرسشنامه حاضر مربوط به یک فعالیت تحقیقی می‌باشد. خواهشمندم در صورت امکان با تکمیل دقیق این پرسشنامه به انجام این تحقیق کمک نمایید. بدیهی است پاسخ­های شما کاملا محرمانه خواهند ماند و هیچگاه به صورت فردی مورد استفاده قرار نخواهد گرفت. پیشاپیش از همکاری صادقانه شما سپاسگذاری می­کنم.

سوالات عمومی:

جنسیت:     مرد (زن £  وضعیت تاهل: مجرد£متاهل: £        میزان تحصیلات: دیپلم (کارشناسی (کارشناسی ارشد (دکترا £
سابقه فعالیت (تجربه کاری): کمتر از 5 سال (5 تا 10سال (10 تا 15سال (15 تا 20 سال (20سال و بالاتر£
سن: کمتر از 30 سال (30-40 ساله (40-50 ساله (50 ساله و بالاتر £       
سمت: شریک (حسابرس ارشد (حسابرس (سرپرست£

 

سوالات اختصاصی:

لطفا نظر خود را در مورد نقش هر یک از عوامل زیر در مورد مشکلات اخلاقی وفشار وارد شده به حسابرس با علامت زدن مشخص کنید.
ردیف
گویه
میزان اهمیت
قضاوت اخلاقی
 
به نظر شما هر یک از عوامل زیر تا چه اندازه در مشکلات و فشارهای اخلاقی حسابرس مؤثر است؟
خیلی کم
کم
متوسط
زیاد
خیلی زیاد
1
میزان اثر پذیرش فشار از سوی مشتری برای تغییر نتیجه
 
 
 
 
 
2
حسابرسی با فقدان استقلال
 
 
 
 
 
3
حسابرسی بدون شایستگی فردی
 
 
 
 
 
4
اولویت منافع شخصی به منافع عمومی
 
 
 
 
 
5
تصمیم‌گیری متاثر از آشنایی با مشتری
 
 
 
 
 
6
پذیرش فشار از مافوق
 
 
 
 
 
7
انجام حسابرسی در کمتر از زمان لازم
 
 
 
 
 
8
تصمیم‌گیری در روند رضایت دیگران
 
 
 
 
 
9
گزارش نکردن ساعت کار واقعی
 
 
 
 
 
راه حل تضاد منافع
 
به نظر شما هر یک از عوامل زیر تا چه اندازه درتضاد منافع در حسابرسی مؤثر است؟
خیلی کم
کم
متوسط
زیاد
خیلی زیاد
 
ضوابط حرفه‌ای سازمانی
 
 
 
 
 
1
کدهای اخلاقی شرکت
 
 
 
 
 
2
پیشنهادات اخلاقی کمسیون شرکت
 
 
 
 
 
3
ضوابط اخلاقی حرفه
 
 
 
 
 
4
نظر همتایان
 
 
 
 
 
5
نظر مافوق
 
 
 
 
 
 
شهرت/اعتبار
 
 
 
 
 
1
از دست دادن اعتبار فردی
 
 
 
 
 
2
از دست دادن اعتبار حرفه
 
 
 
 
 
3
از دست دادن اعتبار شرکت
 
 
 
 
 
 
ضوابط قانونی
 
 
 
 
 
1
استاندارد قانونی
 
 
 
 
 
2
امکان ضمانت اجرایی
 
 
 
 
 
3
امکان شناسایی شدن
 
 
 
 
 
 
خانواده/مذهب
 
 
 
 
 
1
نظر دوستان/خانواده
 
 
 
 
 
2
ارزش­های مذهبی
 
 
 
 
 
فشاردریافتی حسابرس
 
به نظر شما هر یک از عوامل زیر تا چه اندازه در فشار دریافتی حسابرس مؤثر است؟
خیلی کم
کم
متوسط
زیاد
خیلی زیاد
 
فشار موسسه حسابرسی
 
 
 
 
 
1
فشار کار در تایم زمانی کمتر
 
 
 
 
 
2
کمتر گزارش کردن زمان
 
 
 
 
 
3
فشار مافوق برای تغییر نتیجه و نظر
 
 
 
 
 
4
فشار استفاده از حسابرس بدون صلاحیت
 
 
 
 
 
 
فشار صاحبکار
 
 
 
 
 
1
فشار صاحبکار برای تغییر در نظر /گزارش
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
یادداشت‌ها